آخرین خبراز مهاجرت معکوس تا ساخت پلتفرم هوش مصنوعی
4بازدید

شانگهای یا پکن؛ حكايت دو مرد چيني

سرويس اقتصادي- روشهاي مديريت و كسب موفقيت اقتصادي از مباحث داغ اين روز ها هستند.

حكايت دو مرد چيني نمونه بارز و آموزنده اي در اين باب است كه در وبلاگ «يه شاخه گل نرگس» آمده است:


شانگهای یاپکن؛ حكايت دو مرد چيني



دو روستایی چینی می خواستند برای یافتن شغل به شهر بروند.
یکی از آن ها می خواست یه شانگهای برود و دیگری به پکن .

اما در اتاق انتظار ایستگاه راه آهن،آنان برنامه خود را تغییر دادند . زیرا مردم می گفتند که شانگهایی ها خیلی زرنگ هستند و حتی از غریبه هایی که از آنان آدرس می پرسند هم پول می گیرند ، اما پکنی ها ساده دل هستند و اگر کسی را گرسنه ببینند ، نه تنها غذا بلکه پوشاک هم به او می دهند.

فردی که می خواست به شانگهای برود ، فکر کرد : پکن جای بهتری است ، کسی در آن شهر پول نداشته باشد ، بازهم گرسنه نمی ماند . با خود گفت : خوب شد سوار قطار نشد م ، وگر نه به گودالی از آتش می افتادم .

فردی که می خواست به پکن برود ، پنداشت : شانگهای برای من بهتر است ، حتی راهنمایی دیگران نیز سود دارد ، خوب شد سوار قطار نشدم ، در غیر این صورت فرصتی طلایی را از دست می دادم .

هر دو نفر در باجه بلیت،با یکدیگر برخورد کرده و بلیت را عوض کردند .

یعنی فردی که قصد داشت به پکن برود بلیت شانگهای را گرفت و کسی که می خواست به شانگهای برود بلیت پکن را به دست آورد.

نفر اول وارد پکن شد ،متوجه شد که پکن واقعا شهر خوبی است . ظرف یک ماه اول هیچ کاری نکرد،و گرسنه هم نماند .زیرا در بانک ها وموسسات آب برای نوشیدن و در فروشگاه های بزرگ شیرینی های تبلیغاتی را که مشتریها می توانستند بدون پرداخت پول بخورند ، می خورد .

فردی که به شانگهای رفته بود ، متوجه شد که شانگهای واقعا شهر خوبی است! هر کاری در این شهر سود آور است ! هرفکر خوبی پیدا شود و با کمی پشتکار و زحمت اجرا گردد ، پول بیشتری به دست خواهد آمد .

او سپس به کارفروش خاک گلدان روی آورد .

پس از مدتی آشنایی با این کار، هرروز10 کیسه حاوی شن و برگ های درختان را بارگیری کرده وآن را" خاک گلدان" نامیده و به شهروندان شانگهایی که به پرورش گل علاقه داشتند ، می فروخت .

در روز حدود50 یوان سود می برد و با ادامه این کار در عرض یک سال در شهر بزرگ شانگهای یک مغازه باز کرد.

پس از مدتی کشف جدیدی کرد ! اودیدکه تابلوی مجلل بعضی از ساختمان های تجاری کثیف است ، متوجه شد که شرکت ها فقط به دنبال شستشوی عمارت هستند و تابلو ها را نمی شویند. از این فرصت استفاده کرد، یک نردبان ، یک سطل آب و کمی پارچه خرید و یک شرکت کوچک شستشوی تابلو افتتاح کرد .پنج سال گذشت و شرکت او اکنون 150کارگردارد وفعالیت آن از شانگهای به شهرهای " هانگ جو " و" نن جینگ " هم توسعه یافته است .

 وی که اکنون مردثروتمندی شده بود،اخیرا برای بازاریابی با قطار به پکن سفر کرد. در ایستگاه راه آهن ، آدم ولگردی دید که از او تفاضای یک بطری خالی می کند ، هنگام دادن بطری ، چهره کسی را که پنج سال پیش بلیت قطار را با او عوض کرده بود ، به یاد آورد ...

" آن هایی که از جای خود می جنبند ، تنها گاهی می بازند ؛

اما آن هایی که اصلا نمی جنبند همیشه می بازند! "

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۹۰/۰۵/۲۵ ۱۷:۳۰

جالب بود

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.