یک ماه با جعبه جادو؛
دستهای خالی و انتقاداتی که هیچگاه شنیده نمی شوند!
از خنثی بودن نقش ناظران تولید و مشاورین مذهبی که بگذریم، آیا معاونت سیما هیچ نظارتی بر تصویب طرحها ندارد که لااقل از سرگردانی این همه روح در شبکههای تلویزیونی آن هم در یک ماه جلوگیری کند؟/ شکی نیست که نیت مدیران سیما برای ماه مبارک رمضان، ایجاد یک فضای بکر و خلاقانه برای انتقال مفاهیم ناب معرفتی است اما به نظر میرسد «روزمرگی» و «سادهانگاری» باعث شده...
سرویس فرهنگی ـ رمضان امسال را می توان نمونهای کامل از کارنامه ضعیف رسانه ملی در بحث مجموعههای نمایشی دانست که نه تنها به لحاظ پرداخت غیر تخصصی به مضامین اعتقادی ایرادات اساسی داشت، بلکه مسئولان ریز و درشت رسانه ملی و برخی کارشناسان همیشه همراه تلویزیون را نیز به واکنش منفی واداشت.
به گزارش «تابناک»، مجموعههای نمایشی تلویزیون، امسال هرچند با شعار همیشگی «تدارک از یک سال قبل» روی آنتن رفت، به شکلی آشکار دستهای خالی تلویزیون را در رویارویی با یک برنامه روتین هر ساله نشان داد، به گونهای که مشخص شد غیر از مجموعه شبکه دو، باقی مجموعهها همچنان به سبک «کارگران مشغول کارند» در روزهای رمضانی تابستان در حال ضبط و تهیه است و کسی از پایان سریالها هم خبر ندارد!
«دعوای تهیهکننده و کارگردان» در مجموعه «سیامینروز»، «فیلمنامه 5خطی» برای مجموعه «سقوط یک فرشته»، « کارگردانی ضعیف و فیلمنامه کپیشده» برای «5 کیلومتر تا بهشت» و «بیربطی و کلیشه بودن» سریال «سهدونگ سهدونگ» مشکلات اساسی مجموعههای امسال سیما برای ماه مبارک رمضان بود.
شعار تکراری و مردمی که همه راضی هستند!
شاید در این نکته تردیدی نباشد که سرانجام به دلیل بهرهگیری از برخی بازیگران توانمند، شکل کارها مورد پسند بخشی از مخاطبان واقع شده، اما نکته اینجاست که مدیران رسانه ملی در نخستین اقدام خود پش از ماه مبارک، با پخش گزارشهای بیلان کاری از خود و دیدار با هنرمندان و تقدیر از ایشان، یک جمله طلایی و تکراری دارند: برای رضمان آینده از همین امروز برنامهریزی داریم! و ... از سوی دیگر، شبکههای گوناگون تلویزیونی را نگاه کنید؛ اخبار هم همین طور؛ سرشار از مصاحبههای مردمی هستند که دایم دارند از سریالهای تلویزیونی امسال تقدیر میکنند و بر این باورند، اگر این سریالها نبود، ماه رمضانشان اصلا به آخر نمیرسید و... در واقع رسانه ملی، خودش برای فرار به جلو، دست به دامن خودش می شود و به جای پذیرش نقاط ضعف ـ به ویژه در پیامها و مفاهیم ـ به دنبال ذائقهسازی و تلقین این نکته است که ما کارمان خطایی نداشت!
کسی به روی خودش هم نمیآورد که هنرمندان و دستاندرکاران سریالهای ماه «رمضان» برای تولید محتوای تأثیرگذار در این ماه، روزهای روزهداری را به خاطر فشار کار، روزه نگرفتند و توقع تاثیرگذاری بر مردم را هم داشتند! هیچ مدیری را هم پیدا نخواهید کرد که به خاطر مجموعه تولیدیاش، از مردم عذرخواهی کند، حتی به خاطر دیر رسیدن مجموعه، یا آببندی در روند سریال و هرچه...!
سوژههایی که سالهاست سوژه نیستند
به سوژه سريالهاي امسال و شبكههاي پخش كننده نگاه كنيد! تقريبا همه شان كپي كاري كارهاي قبلي است ولي چطور ميشود كه اين طرحها و فيلمنامهها از فيلتر «طرح و برنامه» رسانه ملي عبور ميكند و با بودجههاي هنگفت ساخته ميشوند؟ چطور ميشود كه سازندگان سريالها، تقريبا ثابت ميمانند و اتفاق نويي در سريال سازي ما نميافتد؟ چطور ميشود كه سوژههاي نو و طرحهاي بديع هرگز روي آنتن نميرود اما سوژههاي تكراري تا دلتان بخواهد در 7 شبكه تلويزيوني دیده ميشود؟ اصلا چطور می شود که در یک سال، سوژه سه سریال تلویزیون دقیقا بر مبنای «روح و خواب و وسوسه شیطان» باشد!
از خنثی بودن نقش ناظران تولید و مشاورین مذهبی که بگذریم، آیا معاونت سیما هیچ نظارتی بر تصویب طرحها ندارد که دستکم از سرگردانی این همه روح در شبکههای تلویزیونی آن هم در یک ماه جلوگیری کند؟ واقعا برای ماه مبارک مجموعه ساختن، اینقدر سخت است که همه از یک فرمول خاص استفاده میکنند یا پول درآوردن از رسانه ملی اینقدر ساده است که برخی دوستان به خوبی راهش را یاد گرفتهاند و یا اینکه رسانه ملی فاقد هر گونه کارشناس کاربلد است که بفهمد فضای سریالسازی مناسبتی در ماه رمضان به شدت افت کرده و به دلیل پر بودن آنتن تن به ساخته شدن هر چیزی ندهد؟
سقوط یک کارگردان
بهرام بهرامیان، کارگردان خوش ذوقی که سریال خوش ساخت «ساعت شنی» را در کارنامهاش دارد، با قبول ساخت سریال مناسبتی شبکه اول، عملا حیثیت هنری خود را زیر سوال برد. سریالی که به گفته عوامل سریال، کشش 8 قسمت بیشتر را نداشته و کارگردان در هر قسمت بنا به فضای موجود، با دکوپاژ و ترتیب دادن صحنهها و قصههایی بیربط، سریال را کش میداده تا قسمت نهایی و آخر کار.
افزون بر اینکه برای نخستین بار این سریال سه شب پخش نشد تا فرجه خوبی برای سازندگان آنلاین سریال باشد. مجموعهای که خوب آغاز و خوب شخصیت پردازی شد و خوب پیش رفت؛ اما نبود فیلمنامه، قصههای سرگردان و حدس جالب تماشاگر از قسمت هشتم یا دهم، برای پایان سریال، هیچ حرفی برای سازندگان باقی نگذاشت تا موسیقی درخشان «امیر توسلی» و بازیهای خوب برخی بازیگران این سریال از جمله داریوش کاردان، مسعود رایگان، شبنم مقدمی، فریبا کوثری و بازیگر نقش نیما هم به داد سریال نرسد و داد همه حتی خود صداوسیما از آببندی وحشتناک در این سریال درآید.

مجموعهای که باز هم خوشساخت بود و با زحمت تولید شده بود اما هیچ حرفی برای گفتن نداشت و در یک قسمت، بسان برق و باد، همه چیز به خوبی و خوشی در بی زمانی و بی مکانی، به پایان رسید. نیما خیلی راحت دستگیر شد، سارا یکباره به قرآن روی آورد، فاطمه از تصادف مرگبار نجات پیدا کرد، حاجبابا خوب خوب شد و روی دو پا ایستاد و پریچهر توبه کرد و... .
پایانبندی این مجموعه یک توهین آشکار به مخاطب فهیمی است که 29 شب خود را ملزم میکند تا ببیند چه پیامی قرار است، از دریچه شبکه ملی صداوسیما به او منتقل شود!
5 کیلومتر تا بنگاه!
علیرضا افخمی، با سریال امسالش نشان داد که تاجر خوبی است و به خوبی رگ خواب مدیران را به دست میگیرد. او با یک سوژه کاملا تکراری و کلیشهای که خودش هم قبلا به نوعی آن را در شبکهای دیگر ساخته بود به شبکه سوم آمده بود و گویا با مدیر این شبکه رفاقتی دیرینه هم دارد و متعاقبا برگ سبزی برای تولید سریال!
او به واقع در این مجموعه نشان داد که حتی بازی خوب بازیگران و یا برخی دیالوگهای حساب شده «سقوط یک فرشته» را هم نتوانسته در سریالش جای بدهد و این جدای گافهای فراوان فنی از لحاظ جلوههای ویژه بود. جلوههای ویژهای که در همان قسمتها نخست به خوبی سوژه طنزپردازان و منتقدان شد.

«5کیلومتر تا بهشت» بیشتر شبیه کارهای آماتوری افرادی بود که با ده دقیقه سریال در هر بخش سی دقیقه سریال روی آنتن میبرند و مجبورند برای مثال به پلیس آگاهی گیر بدهند و یک افسر وظیفه را به شکل یک نیروی کارنابلد برای مردم به تصویر بکشند.

این مجموعه نکته قابل تأمل دیگری هم در دل خود داشت و آن تکیه کامل به «خواب و رویا» بود! همان چیزی که شاید در هنگام پخش همین سریال یا پیش و پس از آن در سخنرانی علمایی که از همین صداوسیما پخش میشد، مورد تأکید قرار داشت و درباره تکیه به آن بسیار بحثها شده است. شبکه سوم سیما امسال نشان داد که با غرور داشتن مخاطب بالا، محتوای سریال را فراموش کرده و برایش هم کار خاصی انجام نداده است.
سیامین روز با طعم دعوا و نانوایی آقای جوان!
مجموعه تلویزیونی شبکه دوم سیما، هرچند با بحران مدیریت روبهرو بوده و در میانه راه، کارگردان خود را عوض کرده و گروه با کارگردان جدید به مشکل برخوردهاند و حتی در مصاحبههایی علیه هم موضع گرفتند که همه اینها نشان از مدیریت ضعیف سیما حکایت دارد، در یک رفتار مدیریتی تأملبرانگیز با زمان پخش نامناسب روبهرو شد. مجموعهای که با وجود ضعفهای ساختاری، به شدت نسبت به دو سریال دیگر، بهتر بود و مشکلات آنها را نداشت. فیلمنامه ناقص و فیلمبرداری تا دقیقه نود و آب بندی از نوع مرور سه قسمت در یک قسمت با ترفند پدرانه! و کش دار شدن خواب و پیدا نشدن جنازه و... .
در واقع، خود شبکه دوم سیما، به نوعی در کاهش مخاطب این سریال «پیشدستی» کرد و شاید ترس از ضعیف بودن و بالاگرفتن انتقادها باعث چنین رفتاری شد با این حال، موضوع این سریال نیز یک قصه کلیشهای بود که بهترین نمونه آن را سالها قبل بهروز افخمی در «روز فرشته» ساخته بود. بازیهای این سریال هم به شدت سطحی و روتین (هر کسی خودش باشد) از آب درآمده بود که شاید به علت همان دعوای تیم سازنده بوده است؛ اما تهیهکننده سریال «اغما» هرگز نمیتواند چنین سریالی را در کارنامه خود، یک پیشرفت تلقی کند!

سریال شبکه تهران هم هرچند در نبود مجموعه طنز در این مدت مورد توجه بخشی از مخاطبین قرار گرفت، ولی تکرار آدمهای تکراری بود در قالبی کاملا تکراری! مرجانه گلچین، سیروس گرجستانی، محمد کاسبی، جواد عزتی و... همین! یک نانوایی و چند نفر آدم بیپول که از قضا طبق رسم دیرینه صداوسیما، آدمهای خنگ و گاه بیفرهنگی هم هستند، دور هم جمع میشوند و باقی قضایا هم سر صحنه اتفاق میافتد و... .
اما چه باید کرد...
بیگمان، نیت مدیران سیما برای ماه مبارک رمضان، ایجاد یک فضای بکر و خلاقانه برای انتقال مفاهیم ناب معرفتی است، ولی گویا «روزمرگی» و «سادهانگاری» باعث شده تصمیمگیریها بیشتر از آنکه به مغز و محتوا متمرکز شود، به پوسته و ظاهر بسنده میکند و در این میان هم انتقادات را به طور کامل به آرشیو میفرستد و برای آیندهاش بهره نمیبرد. شاهد این مدعا هم گفتوگوهای مدیران در همین ایام رمضان است که به طور قاطع از محصولات خود دفاع کردهاند و کوچکترین نرمشی در برابر انتقادها از خود نشان ندادهاند. تریبونهای رسانهای تلویزیون نیز همین رفتار را در قبال انتقادها داشته اند.
به هر حال گویا به جای کارهای عجله ای، باید ابتدا فرصت مناسب برای ساخت این مجموعه ها در نظر گرفته شود، افزون بر اینکه در کنار تلاش برای ارتقای سطح شکلی کار، با مدد از کارشناسان خبره به ویژه در حوزه مسائل اعتقادی، فکری هم برای ارتقاء کیفیت و محتوای کارها شود و بدون رودربایستی، عذر ناظران و کارشناسانی که یا متخصص نیستند و یا کارشان را جدی نمی گیرند، خواسته شود، چه، بناست رسانه ملی دانشگاه باشد نه...
شاهد مثال کار با اندیشه و تفکر که اتفاقا با استقبال بی نظیر مخاطب هم روبهرو می شود، همین برنامه های گفتوگو محور و مناسبتی ماه رمضان است که همچون همیشه و به مدد دلسوزی عوامل آن، جور مجموعهها را کشیده است.
گفتنی است، «تابناک» به زودی گزارشی هم از برنامههای «گفتوگو» محور سیما در رمضان امسال منتشر میکند که به زعم بسیاری از کارشناسان و مخاطبان، برگ برنده تلویزیون در ماه گذشته بوده است.
به گزارش «تابناک»، مجموعههای نمایشی تلویزیون، امسال هرچند با شعار همیشگی «تدارک از یک سال قبل» روی آنتن رفت، به شکلی آشکار دستهای خالی تلویزیون را در رویارویی با یک برنامه روتین هر ساله نشان داد، به گونهای که مشخص شد غیر از مجموعه شبکه دو، باقی مجموعهها همچنان به سبک «کارگران مشغول کارند» در روزهای رمضانی تابستان در حال ضبط و تهیه است و کسی از پایان سریالها هم خبر ندارد!
«دعوای تهیهکننده و کارگردان» در مجموعه «سیامینروز»، «فیلمنامه 5خطی» برای مجموعه «سقوط یک فرشته»، « کارگردانی ضعیف و فیلمنامه کپیشده» برای «5 کیلومتر تا بهشت» و «بیربطی و کلیشه بودن» سریال «سهدونگ سهدونگ» مشکلات اساسی مجموعههای امسال سیما برای ماه مبارک رمضان بود.
شعار تکراری و مردمی که همه راضی هستند!
شاید در این نکته تردیدی نباشد که سرانجام به دلیل بهرهگیری از برخی بازیگران توانمند، شکل کارها مورد پسند بخشی از مخاطبان واقع شده، اما نکته اینجاست که مدیران رسانه ملی در نخستین اقدام خود پش از ماه مبارک، با پخش گزارشهای بیلان کاری از خود و دیدار با هنرمندان و تقدیر از ایشان، یک جمله طلایی و تکراری دارند: برای رضمان آینده از همین امروز برنامهریزی داریم! و ... از سوی دیگر، شبکههای گوناگون تلویزیونی را نگاه کنید؛ اخبار هم همین طور؛ سرشار از مصاحبههای مردمی هستند که دایم دارند از سریالهای تلویزیونی امسال تقدیر میکنند و بر این باورند، اگر این سریالها نبود، ماه رمضانشان اصلا به آخر نمیرسید و... در واقع رسانه ملی، خودش برای فرار به جلو، دست به دامن خودش می شود و به جای پذیرش نقاط ضعف ـ به ویژه در پیامها و مفاهیم ـ به دنبال ذائقهسازی و تلقین این نکته است که ما کارمان خطایی نداشت!
کسی به روی خودش هم نمیآورد که هنرمندان و دستاندرکاران سریالهای ماه «رمضان» برای تولید محتوای تأثیرگذار در این ماه، روزهای روزهداری را به خاطر فشار کار، روزه نگرفتند و توقع تاثیرگذاری بر مردم را هم داشتند! هیچ مدیری را هم پیدا نخواهید کرد که به خاطر مجموعه تولیدیاش، از مردم عذرخواهی کند، حتی به خاطر دیر رسیدن مجموعه، یا آببندی در روند سریال و هرچه...!
سوژههایی که سالهاست سوژه نیستند
به سوژه سريالهاي امسال و شبكههاي پخش كننده نگاه كنيد! تقريبا همه شان كپي كاري كارهاي قبلي است ولي چطور ميشود كه اين طرحها و فيلمنامهها از فيلتر «طرح و برنامه» رسانه ملي عبور ميكند و با بودجههاي هنگفت ساخته ميشوند؟ چطور ميشود كه سازندگان سريالها، تقريبا ثابت ميمانند و اتفاق نويي در سريال سازي ما نميافتد؟ چطور ميشود كه سوژههاي نو و طرحهاي بديع هرگز روي آنتن نميرود اما سوژههاي تكراري تا دلتان بخواهد در 7 شبكه تلويزيوني دیده ميشود؟ اصلا چطور می شود که در یک سال، سوژه سه سریال تلویزیون دقیقا بر مبنای «روح و خواب و وسوسه شیطان» باشد!
از خنثی بودن نقش ناظران تولید و مشاورین مذهبی که بگذریم، آیا معاونت سیما هیچ نظارتی بر تصویب طرحها ندارد که دستکم از سرگردانی این همه روح در شبکههای تلویزیونی آن هم در یک ماه جلوگیری کند؟ واقعا برای ماه مبارک مجموعه ساختن، اینقدر سخت است که همه از یک فرمول خاص استفاده میکنند یا پول درآوردن از رسانه ملی اینقدر ساده است که برخی دوستان به خوبی راهش را یاد گرفتهاند و یا اینکه رسانه ملی فاقد هر گونه کارشناس کاربلد است که بفهمد فضای سریالسازی مناسبتی در ماه رمضان به شدت افت کرده و به دلیل پر بودن آنتن تن به ساخته شدن هر چیزی ندهد؟
سقوط یک کارگردان
بهرام بهرامیان، کارگردان خوش ذوقی که سریال خوش ساخت «ساعت شنی» را در کارنامهاش دارد، با قبول ساخت سریال مناسبتی شبکه اول، عملا حیثیت هنری خود را زیر سوال برد. سریالی که به گفته عوامل سریال، کشش 8 قسمت بیشتر را نداشته و کارگردان در هر قسمت بنا به فضای موجود، با دکوپاژ و ترتیب دادن صحنهها و قصههایی بیربط، سریال را کش میداده تا قسمت نهایی و آخر کار.
افزون بر اینکه برای نخستین بار این سریال سه شب پخش نشد تا فرجه خوبی برای سازندگان آنلاین سریال باشد. مجموعهای که خوب آغاز و خوب شخصیت پردازی شد و خوب پیش رفت؛ اما نبود فیلمنامه، قصههای سرگردان و حدس جالب تماشاگر از قسمت هشتم یا دهم، برای پایان سریال، هیچ حرفی برای سازندگان باقی نگذاشت تا موسیقی درخشان «امیر توسلی» و بازیهای خوب برخی بازیگران این سریال از جمله داریوش کاردان، مسعود رایگان، شبنم مقدمی، فریبا کوثری و بازیگر نقش نیما هم به داد سریال نرسد و داد همه حتی خود صداوسیما از آببندی وحشتناک در این سریال درآید.

مجموعهای که باز هم خوشساخت بود و با زحمت تولید شده بود اما هیچ حرفی برای گفتن نداشت و در یک قسمت، بسان برق و باد، همه چیز به خوبی و خوشی در بی زمانی و بی مکانی، به پایان رسید. نیما خیلی راحت دستگیر شد، سارا یکباره به قرآن روی آورد، فاطمه از تصادف مرگبار نجات پیدا کرد، حاجبابا خوب خوب شد و روی دو پا ایستاد و پریچهر توبه کرد و... .
پایانبندی این مجموعه یک توهین آشکار به مخاطب فهیمی است که 29 شب خود را ملزم میکند تا ببیند چه پیامی قرار است، از دریچه شبکه ملی صداوسیما به او منتقل شود!
5 کیلومتر تا بنگاه!
علیرضا افخمی، با سریال امسالش نشان داد که تاجر خوبی است و به خوبی رگ خواب مدیران را به دست میگیرد. او با یک سوژه کاملا تکراری و کلیشهای که خودش هم قبلا به نوعی آن را در شبکهای دیگر ساخته بود به شبکه سوم آمده بود و گویا با مدیر این شبکه رفاقتی دیرینه هم دارد و متعاقبا برگ سبزی برای تولید سریال!
او به واقع در این مجموعه نشان داد که حتی بازی خوب بازیگران و یا برخی دیالوگهای حساب شده «سقوط یک فرشته» را هم نتوانسته در سریالش جای بدهد و این جدای گافهای فراوان فنی از لحاظ جلوههای ویژه بود. جلوههای ویژهای که در همان قسمتها نخست به خوبی سوژه طنزپردازان و منتقدان شد.

«5کیلومتر تا بهشت» بیشتر شبیه کارهای آماتوری افرادی بود که با ده دقیقه سریال در هر بخش سی دقیقه سریال روی آنتن میبرند و مجبورند برای مثال به پلیس آگاهی گیر بدهند و یک افسر وظیفه را به شکل یک نیروی کارنابلد برای مردم به تصویر بکشند.

این مجموعه نکته قابل تأمل دیگری هم در دل خود داشت و آن تکیه کامل به «خواب و رویا» بود! همان چیزی که شاید در هنگام پخش همین سریال یا پیش و پس از آن در سخنرانی علمایی که از همین صداوسیما پخش میشد، مورد تأکید قرار داشت و درباره تکیه به آن بسیار بحثها شده است. شبکه سوم سیما امسال نشان داد که با غرور داشتن مخاطب بالا، محتوای سریال را فراموش کرده و برایش هم کار خاصی انجام نداده است.
سیامین روز با طعم دعوا و نانوایی آقای جوان!
مجموعه تلویزیونی شبکه دوم سیما، هرچند با بحران مدیریت روبهرو بوده و در میانه راه، کارگردان خود را عوض کرده و گروه با کارگردان جدید به مشکل برخوردهاند و حتی در مصاحبههایی علیه هم موضع گرفتند که همه اینها نشان از مدیریت ضعیف سیما حکایت دارد، در یک رفتار مدیریتی تأملبرانگیز با زمان پخش نامناسب روبهرو شد. مجموعهای که با وجود ضعفهای ساختاری، به شدت نسبت به دو سریال دیگر، بهتر بود و مشکلات آنها را نداشت. فیلمنامه ناقص و فیلمبرداری تا دقیقه نود و آب بندی از نوع مرور سه قسمت در یک قسمت با ترفند پدرانه! و کش دار شدن خواب و پیدا نشدن جنازه و... .
در واقع، خود شبکه دوم سیما، به نوعی در کاهش مخاطب این سریال «پیشدستی» کرد و شاید ترس از ضعیف بودن و بالاگرفتن انتقادها باعث چنین رفتاری شد با این حال، موضوع این سریال نیز یک قصه کلیشهای بود که بهترین نمونه آن را سالها قبل بهروز افخمی در «روز فرشته» ساخته بود. بازیهای این سریال هم به شدت سطحی و روتین (هر کسی خودش باشد) از آب درآمده بود که شاید به علت همان دعوای تیم سازنده بوده است؛ اما تهیهکننده سریال «اغما» هرگز نمیتواند چنین سریالی را در کارنامه خود، یک پیشرفت تلقی کند!

اما چه باید کرد...
بیگمان، نیت مدیران سیما برای ماه مبارک رمضان، ایجاد یک فضای بکر و خلاقانه برای انتقال مفاهیم ناب معرفتی است، ولی گویا «روزمرگی» و «سادهانگاری» باعث شده تصمیمگیریها بیشتر از آنکه به مغز و محتوا متمرکز شود، به پوسته و ظاهر بسنده میکند و در این میان هم انتقادات را به طور کامل به آرشیو میفرستد و برای آیندهاش بهره نمیبرد. شاهد این مدعا هم گفتوگوهای مدیران در همین ایام رمضان است که به طور قاطع از محصولات خود دفاع کردهاند و کوچکترین نرمشی در برابر انتقادها از خود نشان ندادهاند. تریبونهای رسانهای تلویزیون نیز همین رفتار را در قبال انتقادها داشته اند.
به هر حال گویا به جای کارهای عجله ای، باید ابتدا فرصت مناسب برای ساخت این مجموعه ها در نظر گرفته شود، افزون بر اینکه در کنار تلاش برای ارتقای سطح شکلی کار، با مدد از کارشناسان خبره به ویژه در حوزه مسائل اعتقادی، فکری هم برای ارتقاء کیفیت و محتوای کارها شود و بدون رودربایستی، عذر ناظران و کارشناسانی که یا متخصص نیستند و یا کارشان را جدی نمی گیرند، خواسته شود، چه، بناست رسانه ملی دانشگاه باشد نه...
شاهد مثال کار با اندیشه و تفکر که اتفاقا با استقبال بی نظیر مخاطب هم روبهرو می شود، همین برنامه های گفتوگو محور و مناسبتی ماه رمضان است که همچون همیشه و به مدد دلسوزی عوامل آن، جور مجموعهها را کشیده است.
گفتنی است، «تابناک» به زودی گزارشی هم از برنامههای «گفتوگو» محور سیما در رمضان امسال منتشر میکند که به زعم بسیاری از کارشناسان و مخاطبان، برگ برنده تلویزیون در ماه گذشته بوده است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
تو روح کسی که پای روح و شیطان را به تلوزیون باز کرد . نسازین اقا .
دوتا فیلم درست درمون دوبله کنین .
به خدا سر سفره ی افطار ادم میمونه چیکار نه یه برنامه ی معنوی نه یه ادمی که حرفاش یه ذره تازگی داشته باشه .
ماه عسل هم امسال شدیدا تکرار ی و برخورد مجری شدیدا تمسخرامیز و چندش اور بود .
صدا و سیما حرف نداره منظوری که اصلن حرفی برای گفتن نداره .
چند نكته:
1. قدرت بسيار زياد شيطان در سريال سقوط يك فرشته (از حدود 30 قسمت سريال، تنها در يك قسمت خدا پيروز است و در بقيه، شيطان) و توانايي او براي جسماني شدن، از آموزه هاي انجيل و تورات تحريف شده است كه البته از اصول مكاتب شيطان پرستي نيز مي باشد.
2. متاسفانه تقريبا در تمام فيلم ها و سريال هاي مثلا مذهبي، شخصيتهاي منفي داراي هوش و ذكاوت و زرنگي فوق العاده هستند و به راحتي افراد مذهبي را بيچاره ميكنند در حالي كه افراد مذهبي فقط به كمك معجزات الهي در ثانيه هاي آخر از سقوط حتمي نجات مي يابند
اینجور فیلم ساختن نشان از رفتارهای مشکوک در رسانه ملی است که با اعصاب مردم بازی میکنند. فقط امیدوارم عامدانه نباشه
salam
يكي از قسمتهاي سريال شبكه سه را كه ديدم ، كلا 10 دقيقه جديد بود كه اونم 3 دقيقه اش تبليغ بود و بقيه همش تكرار قسمتهاي قبل بود.تبليغ ها هم جديدا 7 -8 دقيقه اي شده ،عوضش فيلمهاي ماهواره تبليغاتش كمتر و بعضي ها هم حذف شده اند.
تنها خبریه که همه باهاش موافقن و همه کامنتها رأی مثبت بیشتری دارند.
بهتره در مورد مثلا سريال سقوط يك فرشته بگيم سريال پيامهاي بازرگاني چون زمان پخش آگهي هاي بازرگاني بيشتر از زمان پخش سريال بودوهر ثانيه مثل پارازيت وسط مثلا سريال پيام بازرگاني پخش ميشد وآنقدر آب بسته بودن به تله فيلم كه اسمشو سريال گذاشتن
درد شما اين است كه شبكه زياد داريد
يك جوان بايد كار كند نه اينكه به دنبال تفريح باشد . اگر كسي كار كن باشد هفته اي يك يا دو ساعت تلويزون به قصد تفريح مي بيند اما شما وابستگي به تلويز يون داريد .فكر ميكنيد براي اينكه جوانان بدام شبكه ماهواره اي نيفتند بهتر است بدنبال فيلم ايراني باشند . در حقيقت شيطان و استكبار همين را ميخواهد مردمي كه كار نكنند و هميشه بدنبال تفريح باشند .هرقدر برنامه تفريحي هم بيشتر درست كنيد مايه هاي فكري و سوژه هاي شما كمتر وكمتر ميشود و به سمت موارد معمولي و پيش پا افتاده ميرويد براي جبران آن مقداري از حساسيت ها و الگوهاي تعالي ، فكري، انساني ،اسلامي ،اجتماعي دور ميشويد كه بازهم به سمت شيطان و استكبار است. لطفا جا بياندازيد چقدر تفريح و چقدر كار و چقدر خدمت به خود و ديگران لازم است بعدا چه مقدار ازين تفريح فيلم تلويزيوني باشد (تلويزيون بغير از فيلم چيزهاي ديگر هم دارد)
خدا وکیلی سه دونگ سه دونگ ارزش پخش رو داشت؟
در يك كلام:
سريالهاي مزخرف و حاوي زشتترين فحشها با شعور مردم فهيم و ديندار مردم عزيز ايران!!!!!
سريال كليد اسرار عملا" توهين به مباني دين اسلام و مسمانان است كه اصرار دارد مفاهيم اسلامي را به دروغ و خرافه آلوده نمايد
یکبار دیگر به عکسهایی که منتشر کرده اید نگاته کنید...آقای ضرقامی اینها گریم نیست آرایش است.رنگ گیرنده ها هم درست است و مردم خسته شده اند از این همه هنجارشکنی و بی توجهی به ارزشهایشان در رسانه.تا کی باید شاهد عشق های غیر شرعی و بعضا مثلثی، زنان آرایش کرده،مردهای صورت تراشیده و... در رسانه ی ملی باشیم؟
به اندازه اسمش هم ارزش نداره.3ریال خیلی زیاده ازاین به بعد 3ریالهای بدرد نخور 1ریالیست نه سه ریال
جدیدترین دستاویز دوستان فیلم ساز ما ایجاد ژانر جدیدی با عنوان ژانر وحشت اسلام بوده است.
مسئولین سیما بیکار و بد سلیقه نیستند که بنشینند و برنامه ها را ببینند
میگم هرکی برزخی بشه میتونه بره سینما هر جا که دلش خواشت
نه پول لازم دارم نه غذا نه خونه
اونجا همه راحتن
اگر فیلم 5 کیلومتر تا بهشت واقعیت داشته باشه
متاسفانه هنر و خلاقیت در میان هنرمندان خیلی وقت است که رخت بسته. پرداختن به مسائلی که با اعتقادات مردم سروکار دارد، بدون هر گونه کارشناسی ، بصورت عرفی حکایت جدیدی نیست. کپی از فیلمهای غیر ایرانی هم فراوان...
بعد هم می گن فال و جن و خرافه
زیاد شده.
یکی نسیت بگه امسال جن، جنگیری کم بود، حالا شده داستان روح....
اين همه آدم روزه نبودند و شيطان روزه بود!
اينگونه سوژه ها مربوط به نوعي خاص از سينماست نه شبكه هاي سراسري يك كشور كه هر نوع بيننده اي پاي تلويزيون نشسته از پير و جوان و كودك كه هم سوالاتي در ذهنها برمي انگيزد كه بايد كسي پاسخ گو باشد و برخي از صحنه ها مربوط به سنين پايين نيست.مثلا در قسمت يكي از سريالها به صورت خاصي مراحل دار زدن يا كارهاي شيطان و... با جزئياتي نشان داده ميشود كه قطعا لطماتي به پيكره جامعه وارد خواهد نمود.
سوال اساسي اين است كه چرا در ماه رمضان تلويزيون پر مي شود از سريالهاي اينچنيني؟
اقا یه پیشنهاد دارم برای ماه رمضان سال اینده ایشالا شبکه یک سریال زامبی ها و شبکه 2 اره برقی و 3 ادم خور هارو پخش کنن شبکه 5 هم به سیروس گرجسنانی بگن ببینن چی دوس داره تا توش بازی کنه همونو بزارن
ماه رمضان تمام شد فیلمهای خشنه بزن بکش دوباره شروع شد و البته طنز های بی محتوا
بابا تورو خدا یکی به وضع صداوسیما رسیدگی کنه با دستای خودمون داریم جونهامون هل میدیم تو بغل دشمن .
تازه به وضعش رسیدن شده این
بهترین مسیر برای تبلیغ ماهواره فرار از اخلاقیات است تا مردم آماده ماهواره شوند
ظاهرا آقای ضرغامی جهت تایید سریالهای تلویزیون شرط وجود بیمارستان ، روح وکما و... در فیلم ها را گذاشته است.
من فكر ميكنم تهيه كنندگان سيما در اغلب زمينه ها شعور مردم رو به سخره گرفتن و فكر ميكنند مردم هيچ گزينه ديگري براي ديدن ندارن و پول بيت المال رو هر طور كه دوست دارن خرج ميكنند و نتيجه اش ميشه اقبال كامل ماهواره ها
واقعا برای خودمون متاسفم.شاید خودمون باعث شدیم که سریالها و فیلمهامون اینجوری ساخته بشن.دارن وادار میکنن مردم برن سراغ ماهواره و از اون طرف هم ماهواره ها رو جمع میکنن !! شاید به نوعی میگن مردم باید بمیرن!! هیچ کاری نکنن !! و فیلم خوب نبینن!!
وای به حال مسوولان و به اصطلاح مدیران
آخه میدونین چیه؟ چند سال پیش که از ارواح خبری نبود! با یارو مصاحبه میکنن میگن برنامه های ماه رمضون چطور بود؟ طرف میگه خیلی خوب بود فقط یک کم روح ش رو زیادتر کنن بهتر میشه!!
سریال ها بسیار بد اموزی داشت
یک سئوال
آدم روح میشه دیگه دختر پسر معنا نداره
خواب دیدیم یک نفر قاتله - فرداش بهش بگید قاتل
هر پسری هم که خواستگاری کرد عامل شیطان بوده
از تابناک متسکریم که بالاخره نقدی بر کارهای سیما کرد سیما چون بوغ دست خودش است همیشه از خود تعریف میکند ولی این سریال ها جای تعریف ندارند
قسمت آخر سقوط يك فرشته عبارت بود از سريالي كه بين پيامهاي بازرگاني پخش شد. كمال سوء استفاده از اشتياق بينندگان!
اين سوال پيش آمده كه آيا صدا و سيما با پخش اين گونه فيلم ها، خط شكن فكر خاصي شده است؟
انتظار دارین با این سریالهای دو ریالی جوانان را از ماهواره دور کنید دست مریزاد خسته نباشید حیف از وقت این ماه عزیز که ما برای این سریالها بگذاریم به جای اینکه سال به سال کیفیت سریالهای این ماه مبارک بهتر بشه متاسفانه برعکس شده
خیلی خوب بود ممنون
سلام
تلویزیونی که این طوری عمل کند پس به مردم هیچ ایرادی نیست که به ماهواره روی بیاورند.
با عرض سلام صدا سیما مفاهیم دینی را با نوعی التقاط با مدرنیسم ناپخته و کارشناسان مذهبی که دنیا را ندیده اند یا نظرشان مورد پسند نیست چگونه برنامه بسازد ترکیه که سکولار است سریال راز ها را ساخته خداییش ترویج اخلاق میدهد یا نه هنر فقط دانش نیست باید دیگران را هم باور کرد باید واقیات را دید
باید گفن اسان اس و وی گود سخته
اما صدا سیما هم نباید اینقد وا بدهد و کارای کف خیابونی به فرهنگ تحویل بده
در هر حال امید واریم بهتر بشه
ولی من امیدی به خوب شدنش ندارم چون در حال احتضار و رو به موته
باسلام.متاسفانه معضل روزمرگی وساده انگاری دربین بسیاری ازدستگاههای دولتی حاکم شده وانگار غیر از خود آقایان دیگرهیچ کسی توانایی انجام امورراندارد اما بهتر است بداننددیگر سرمردم نمیشودکلاه گذاشت.
یاد عطاران بخیررررررررررررر
به یاد سریال های خانه به دوش و بزنگاه و ترش و شیرین که هنوزم که هنوزه ارزش دیدن داره
آره والله ...
باور كنيد اگه تكرار سريال ترش و شيرين پخش ميكردن بيننده هاش بيشتر بودن ...
و هم چنین میوه ممنوعه
مدیر شبکه سه: سریال مون خیلی هم خوب بود...مگه کسی تا حالا از اونطرف خبری داشته که اعتراض می کنه...اون طرف شاید همین طوری هم هست!!!
قط پول بیت الماله که این آدم ها نمی فهمن اینطوری دور ریختنش حرامه...و حق الناسه...خدا از سر تقصیرات این مدیران مدعی بگذرد...مرسی تابناک
حالا چه تشکر و تمجیدی از شان شد الکی ولی فقط از پرهام که از همه بهتر بود تشکر نکردند
سریال 5 کیلو تا بهشت یک تقلید آبکی از سالهای قبل بود.
بخدا تلف کردن وقت مردم با سریالهایی که برای طولانی شدن بهش آب می بندن واقعا معصیت
شما حتی نویسنده سریال مختارنامه را هم که دیدید گفت این سریال باید در قسمتهای کمتری ساخته می شد.
خدا لعنت کند کسانیکه با ضعف مدیریتشان جوانان ما را بسوی ماهواره و تهاجم فرهنگی هل می دهند و بقولی آب به آسیاب دشمن می ریزند پولی که بابت این برنامه می دهند بدهند اب دوغ خیار درست کنند کل ملت بخورند بهتر است
آب دوغ خيار خيلي باحال بود.
آب دوغ خیار را با حال اومدی مرسی
بالاخره روحهاي سرگرداني كه توي راهروهاي صدا وسيما هستند هم بايد جلو دوربين بيان ديگه !!!
منظورتون شخصیت پنهان و پیدای سریال سقوط یک فرشته بود دیگه
خدا وکیلی همه حرفات به جا و پسندیده بود ، اینقده از زندگی کردن ترسوندن که بعضی اوقات آدم میگه بی خیال زندگی ، من که میخواستم تلویزیون رو روشن کنم از بس که جن و روح نشونمون دادن یه بسم الله قبلش میگفتم در ضمن اینم بگم من کلا" از هر کدوم از این سریالا یک یا دوقسمتشو بیشتر ندیدم من از سریالهایی که به من بکن نکن رو میگن متنفر شدم.
بی ادب!
بد نبود یک نظر سنجی راجع این سریالها تو سایتتون قرار می دادین تا نظر مردم درباره این مجموعه ها که با هزینه های هنگفت تهیه می شود بر دست اندر کاران ان روشن گردد. وگرنه از حالا تا ماه رمضان دیگه هر روز شاهد مراسم تقدیر و تشکر و اهدا جوایز به عوامل این سریالها در صدا و سیما خواهیم بود.
دوست داریم این کارو بکنیم ولی خطرناکه حسن
باید نظر سنجی بین سریالها نباشد بلکه بین رضایت و یا عدم رضایت باشد
مثلي است كه مي گويند خود گويي و خود خندي ، عجب مرد هنر مندي
اين در مورد صدا و سيما مصداق دارد كه با مصاحبه هاي آنچناني با مردم و نمايش آنها ، اظهار رضايت را از تمام برنامه هاي خود نشان مي دهد و انگار نه انگار كه هيچ كس انتقادي نسبت به برنامه هاي صدا و سيما دارد و دلشان هم خوش است كه مردم دارند برنامه هاي شان را مي بينند غافل از آنكه ...
میدونیم مدیران در ایران این نوع ناه منطقی روکه ما اسمش رو میزاریم انتقاد چی میگن :
میگن اجازه دادم طرف خودشو خالی کنه !...ما که ته مدیریتیم و از این چیزا
....اتفاقا به نظر من مملکت چیزی که کم داره یا بهتره بگم نداره مدیره
مدیر مدیره بو بوق بوق خود مدیره بوبوق بوق!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
از همه اینها که بگذریم تابناک جان چرا انتقادهای خودتو فقط به کارگردانی نشانه رفتی در صورتی که موضوع اصلی مفهوم و ایده هایی است که این چنین سریال ها سعی می کنند به مردم القا کنند. مورد توجه من بیشتر سریال سقوط یک فرشته است که در ماه مبارک رمضان که ماه رحمت است فقط ترس و دلهره را در بین مردم اشاعه داد و پیام آن این بود که شیطان اینقدر توانایی دارد که به صورت یک انسان در امده و زندگی یک خانواده را از هم بپاشد. از طرف دیگر هدف ساختن سریال یا فیلم دلهره آور است چرا برای اینگونه سریال یا فیلم ها رده سنی تعیین نمی شود تا سنینی که هنوز با این چنین مفاهیمی کاملا نا آشنا هستند به دیدن اینگونه برنامه ها ننشینند.
این سریال واقعاً ترسناک و اعصاب خرد کن بود و بارها شده بود که ما موقع دیدن سریال به خاطر تاثیر روانی بد آن بی دلیل شروع به مشاجره می کردیم، در حالی که واقعاً خانواده ی آرامی داریم.
باور کنید اگه شبکه های بیگانه می خواستن در مورد عقاعد شیطان پرستی و ترویج ان بین مردم فیلم بسازند مجموعه ای بهتر از سقوط یک فرشته نمی ساختن
عاااااااااالی بود...مرسی بالاخره یکی حرف دل ما رو زد...
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.