قدافی که بود و چه کرد؟
روزشمار سقوط دیکتاتوری «کلنل قذافی»
در سال 1946 در سرت زاده شد؛ در سنت و ساختاری قبیلهای به جوانی رسید؛ به پیروی از جمال عبدالناصر به سال 1969 کودتا کرد و با برانداختن حکومت ملک ادریس دولتی توتالیتر بر پا کرد؛ 42 سال با کیش شخصیت بر کشور لیبی حکم راند و امروز خبرگزاریها از پایکوبی لیبیاییها در مرگش، خبر و عکس و فیلم منتشر کردند. روزشمار سقوط دیکتاتور از رنج انقلابیون برای سرنگونی کسی حکایت دارد که یکی از طولانیترین دیکتاتوریهای قرن بیستم را راهاندازی کرد.

سرویس بینالملل ـ نبرد برای سرنگونی معمر قذافی نسبتا طولانی بود؛ نبردی که از اوایل سال جاری میلادی آغاز شد و در اواخر آن به پایان رسید. روزشمار سقوط حکومت 42 ساله قذافی، این نبرد نسبتا طولانی را به تصویر میکشد:
15 فوریه ۲۰۱۱: موج اعتراضات مردمی از تونس و مصر به لیبی سرایت میکند. درگیری میان مخالفان و هواداران قذافی در بنغازی زخمیهای بسیاری بر جای میگذارد. این درگیریها نبردهای خونین را به دنبال دارد.
۲۵ فوریه: نیروهای دولتی از بنغازی رانده میشوند. این شهر به پایگاه اصلی مخافان تبدیل میشود. آمریکا لیبی را تحریم میکند.
۲۷ فوریه: بخشی از مخالفان «شورای ملی موقت» را در بنغازی تشکیل میدهند. تا این تاریخ، هزاران نفر کشته یا زخمی شدهاند. نبردها ادامه مییابد.
۲ مارس: جنگندههای قذافی مواضع مخالفان را در شرق کشور بمباران میکنند. شورای ملی لیبی، خواستار ایجاد حریم «ممنوعیت پرواز» میشود.
۱۷ مارس: شورای امنیت سازمان ملل متحد، ایجاد حریم «ممنوعیت پرواز» را تصویب میکند. آلمان رأی ممتنع میدهد. قذافی تهدید به راهانداختن حمام خون میکند.
۱۸ مارس: رژیم قذافی پیشنهاد آتشبس میدهد؛ اما انقلابیون میگویند که سرکوب از سوی رژیم ادامه دارد.
۱۹ مارس: حریم «ممنوعیت پرواز» با توسل به زور با رأی مثبت شورای امنیت سازمان ملل برقرار میشود. جنگندههای متحدین کشورهای غربی، به رهبری نظامی ناتو، بر فراز بنغازی به پرواز درمیآیند.
۲۱ اوت: قذافی هواداران خود را به «جنگ تا آخرین قطره خون» فرا میخواند. پس از درگیریهای مسلحانه شدید در طرابلس، صدها نفر در میدان سبز سقوط دیکتاتور را جشن میگیرند. قذافی پنهان میشود.
۲۴ اوت: درگیریهای مسلحانه در طرابلس و مناطق دیگر ادامه مییابد. دولت موقت اعلام میکند، ظرف هشت ماه پس از سقوط قذافی، انتخابات آزاد در لیبی برگزار خواهد شد.
۲۵ اوت: نخستین وزیران دولت موقت در میان استقبال مردم وارد طرابلس میشوند. یک واحد ویژه ارتش بریتانیا در جستوجوی قذافی و پسران اوست.
۲۹ اوت: سوفیا همسر، هانیبال و محمد پسران و عایشه دختر قذافی به الجزایر میگریزند.
۸ سپتامبر: قذافی خبرهای مربوط به فرار خویش به نیجر را تکذیب میکند، ولی خبر میرسد که کاروان خودروهای حامل نمایندگان بلندپایه رژیم از مرز گذشتهاند.
۱۲ سپتامبر: الساعدی، یکی دیگر از پسران قذافی نیز به نیجر میگریزد.
۱۳ سپتامبر: مصطفی عبدالجلیل رئیس شورای ملی انتقالی در برابر هواداران این شورا در طرابلس میگوید که باید در لیبی یک حکومت اسلامی معتدل قانونمدار با الگوی ترکیه ایجاد شود.
۱۵ سپتامبر: نیکلا سارکوزی، رئیسجمهور فرانسه و دیوید کامرون، نخستوزیر بریتانیا به عنوان نخستین سیاستمداران غربی وارد طرابلس میشوند. این دو، مهمترین مدافع و محرک دخالت نظامی ناتو در لیبی بودهاند.
۱۶ سپتامبر: مجمع عمومی سازمان ملل متحد، عضویت مخالفان قذافی را در این سازمان تضمین میکند. همزمان، انفلابیون حمله به آخرین پایگاه دیکتاتور پیشین را آغاز میکنند.
۲۲ سپتامبر: نیروهای شورای ملی انتقالی با تصرف شمار بسیاری از واحهها، راههای فرار قذافی را از میان صحرا به کشورهای همسایه آفریقایی میبندند.
۲۸ سپتامبر: گقته میشود که قذافی در یک منطقه مرزی میان لیبی، الجزایر و تونس دیده شده است. او در پیامی که از تلویزیون الرای سوریه پخش میشود، اعلام میکند که ترجیح میدهد در کشور خودش شهید شود.
۱۷ اکتبر: شبهنظامیان شورای موقت ملی شهر بنی ولید را تصرف میکنند. به این ترتیب، تنها بخشی از شهر سرت، زادگاه قذافی، در کنترل وفاداران او باقی میماند.
۲۰ اکتبر: پس از آخرین درگیریهای مسلحانه، بخشی از وفاداران دیکتاتور لیبی از سرت میگریزند و گروهی از آنها دستگیر میشوند. خبر میرسد که معمر قذافی کشته شده است.
اما سرهنگ قذافی که بود و چه کرد؟
معمر قذافی در سپتامبر سال 1969 در پی یک کودتای نظامی و با سرنگونی حکومت ملک ادریس، شاه لیبی، به قدرت رسید. قذافی در آن زمان یک افسر 27 ساله و تحت تاثیر افکار جمال عبدالناصر، رییس جمهور کشور همسایه مصر، قرار داشت. او در طی نزدیک به 41 سال در قدرت یک نظام سیاسی جدیدی را در لیبی بنا نهاد.
سرهنگ قذافی در سال 1942 در شهر سرت به دنیا آمد. خانواده او از یک عشیره بادیه نشین بودند و او اغلب به ریشه های ساده و قبیله ای خود استناد می کرد و حتی از میهمانان رسمی حکومت لیبی در چادر خود استقبال می کرد و در سفرهای خارجی نیز چادرش را در کشور میزبان بر می افراشت.
او نخست مشروعیت خود را بنا بر اجرای سیاستی ضد استعماری بنا نهاد و فلسفه سیاسی خود را بر پایه حکومت تودهای در کتابی کوچک به نام کتاب سبز تشریح و منتشر کرد. در لیبی قذافی، حاکمیت ظاهرا توسط خود مردم و از طریق شوراهای انقلابی محلی اعمال میشد، ولی در عمل همه تصمیمات اساسی توسط او گرفته می شد و ثروت کشور نیز در دست او بود.
قذافی در واقع، با پرورش دادن یک کیش، شخصیت کنترل خود را بر یک «حکومت پلیسی» افزایش میداد و در دهه 1980 میلادی حتی صنعت و تجارت بخش خصوصی را هدف قرار داده بود و سیاست کتاب سوزی را نسبت به کتابهای «منحرف» در پیش گرفت.
مخالفان قذافی از فساد و نابود شدن ثروت ملی به دست حکومت او شکایت داشتند. جمعیت لیبی، تنها شش میلیون نفر است و درآمد نفتی آن در سال گذشته میلادی 32 میلیارد دلار بود. با این حال، نرخ بیکاری 30 در صد یا بیشتر است و به دلیل توسعه نیافتگی بخش خصوصی، تولید مشاغل در خارج از بخش دولتی به سختی شدنی است.
با این حال، باید اذعان داشت که تحصیلات در لیبی آزاد و مجانی بوده است، خدمات بهداشتی گسترده ای وجود داشته و مسکن و حمل و نقل به دلیل وجود سوبسیدهای دولتی ارزان بود.
قذافی در سال 2003 ـ هشت سال پیش ـ گفت که برنامههای تولید سلاحهای کشتار جمعی را تعطیل میکند و در پی آن، روابط او با کشورهای غربی بهبود یافت و پای شرکتهای نفتی غربی، باری دیگر به لیبی باز شد.
در سالهای اخیر، باز توجه غرب به منابع غنی انرژی لیبی و امکان انعقاد قراردادهای سودآور برای توسعه آن کشور جلب شد؛ اما قیامی که به سرنگونی قذافی انجامید، از شهر بنغازی در شرق لیبی آغاز شد.
مردم بنغازی میگویند، قذافی به دلیل بیاعتمادی به اهالی شهر، به گسترش خدمات شهری و اجتماعی در بنغازی توجهی نداشت.
15 فوریه ۲۰۱۱: موج اعتراضات مردمی از تونس و مصر به لیبی سرایت میکند. درگیری میان مخالفان و هواداران قذافی در بنغازی زخمیهای بسیاری بر جای میگذارد. این درگیریها نبردهای خونین را به دنبال دارد.
۲۵ فوریه: نیروهای دولتی از بنغازی رانده میشوند. این شهر به پایگاه اصلی مخافان تبدیل میشود. آمریکا لیبی را تحریم میکند.
۲۷ فوریه: بخشی از مخالفان «شورای ملی موقت» را در بنغازی تشکیل میدهند. تا این تاریخ، هزاران نفر کشته یا زخمی شدهاند. نبردها ادامه مییابد.
۲ مارس: جنگندههای قذافی مواضع مخالفان را در شرق کشور بمباران میکنند. شورای ملی لیبی، خواستار ایجاد حریم «ممنوعیت پرواز» میشود.
۱۷ مارس: شورای امنیت سازمان ملل متحد، ایجاد حریم «ممنوعیت پرواز» را تصویب میکند. آلمان رأی ممتنع میدهد. قذافی تهدید به راهانداختن حمام خون میکند.
۱۸ مارس: رژیم قذافی پیشنهاد آتشبس میدهد؛ اما انقلابیون میگویند که سرکوب از سوی رژیم ادامه دارد.
۱۹ مارس: حریم «ممنوعیت پرواز» با توسل به زور با رأی مثبت شورای امنیت سازمان ملل برقرار میشود. جنگندههای متحدین کشورهای غربی، به رهبری نظامی ناتو، بر فراز بنغازی به پرواز درمیآیند.
۲۱ اوت: قذافی هواداران خود را به «جنگ تا آخرین قطره خون» فرا میخواند. پس از درگیریهای مسلحانه شدید در طرابلس، صدها نفر در میدان سبز سقوط دیکتاتور را جشن میگیرند. قذافی پنهان میشود.
۲۴ اوت: درگیریهای مسلحانه در طرابلس و مناطق دیگر ادامه مییابد. دولت موقت اعلام میکند، ظرف هشت ماه پس از سقوط قذافی، انتخابات آزاد در لیبی برگزار خواهد شد.
۲۵ اوت: نخستین وزیران دولت موقت در میان استقبال مردم وارد طرابلس میشوند. یک واحد ویژه ارتش بریتانیا در جستوجوی قذافی و پسران اوست.
۲۹ اوت: سوفیا همسر، هانیبال و محمد پسران و عایشه دختر قذافی به الجزایر میگریزند.
۸ سپتامبر: قذافی خبرهای مربوط به فرار خویش به نیجر را تکذیب میکند، ولی خبر میرسد که کاروان خودروهای حامل نمایندگان بلندپایه رژیم از مرز گذشتهاند.
۱۲ سپتامبر: الساعدی، یکی دیگر از پسران قذافی نیز به نیجر میگریزد.
۱۳ سپتامبر: مصطفی عبدالجلیل رئیس شورای ملی انتقالی در برابر هواداران این شورا در طرابلس میگوید که باید در لیبی یک حکومت اسلامی معتدل قانونمدار با الگوی ترکیه ایجاد شود.
۱۵ سپتامبر: نیکلا سارکوزی، رئیسجمهور فرانسه و دیوید کامرون، نخستوزیر بریتانیا به عنوان نخستین سیاستمداران غربی وارد طرابلس میشوند. این دو، مهمترین مدافع و محرک دخالت نظامی ناتو در لیبی بودهاند.
۱۶ سپتامبر: مجمع عمومی سازمان ملل متحد، عضویت مخالفان قذافی را در این سازمان تضمین میکند. همزمان، انفلابیون حمله به آخرین پایگاه دیکتاتور پیشین را آغاز میکنند.
۲۲ سپتامبر: نیروهای شورای ملی انتقالی با تصرف شمار بسیاری از واحهها، راههای فرار قذافی را از میان صحرا به کشورهای همسایه آفریقایی میبندند.
۲۸ سپتامبر: گقته میشود که قذافی در یک منطقه مرزی میان لیبی، الجزایر و تونس دیده شده است. او در پیامی که از تلویزیون الرای سوریه پخش میشود، اعلام میکند که ترجیح میدهد در کشور خودش شهید شود.
۱۷ اکتبر: شبهنظامیان شورای موقت ملی شهر بنی ولید را تصرف میکنند. به این ترتیب، تنها بخشی از شهر سرت، زادگاه قذافی، در کنترل وفاداران او باقی میماند.
۲۰ اکتبر: پس از آخرین درگیریهای مسلحانه، بخشی از وفاداران دیکتاتور لیبی از سرت میگریزند و گروهی از آنها دستگیر میشوند. خبر میرسد که معمر قذافی کشته شده است.
اما سرهنگ قذافی که بود و چه کرد؟
معمر قذافی در سپتامبر سال 1969 در پی یک کودتای نظامی و با سرنگونی حکومت ملک ادریس، شاه لیبی، به قدرت رسید. قذافی در آن زمان یک افسر 27 ساله و تحت تاثیر افکار جمال عبدالناصر، رییس جمهور کشور همسایه مصر، قرار داشت. او در طی نزدیک به 41 سال در قدرت یک نظام سیاسی جدیدی را در لیبی بنا نهاد.
سرهنگ قذافی در سال 1942 در شهر سرت به دنیا آمد. خانواده او از یک عشیره بادیه نشین بودند و او اغلب به ریشه های ساده و قبیله ای خود استناد می کرد و حتی از میهمانان رسمی حکومت لیبی در چادر خود استقبال می کرد و در سفرهای خارجی نیز چادرش را در کشور میزبان بر می افراشت.
او نخست مشروعیت خود را بنا بر اجرای سیاستی ضد استعماری بنا نهاد و فلسفه سیاسی خود را بر پایه حکومت تودهای در کتابی کوچک به نام کتاب سبز تشریح و منتشر کرد. در لیبی قذافی، حاکمیت ظاهرا توسط خود مردم و از طریق شوراهای انقلابی محلی اعمال میشد، ولی در عمل همه تصمیمات اساسی توسط او گرفته می شد و ثروت کشور نیز در دست او بود.
قذافی در واقع، با پرورش دادن یک کیش، شخصیت کنترل خود را بر یک «حکومت پلیسی» افزایش میداد و در دهه 1980 میلادی حتی صنعت و تجارت بخش خصوصی را هدف قرار داده بود و سیاست کتاب سوزی را نسبت به کتابهای «منحرف» در پیش گرفت.
مخالفان قذافی از فساد و نابود شدن ثروت ملی به دست حکومت او شکایت داشتند. جمعیت لیبی، تنها شش میلیون نفر است و درآمد نفتی آن در سال گذشته میلادی 32 میلیارد دلار بود. با این حال، نرخ بیکاری 30 در صد یا بیشتر است و به دلیل توسعه نیافتگی بخش خصوصی، تولید مشاغل در خارج از بخش دولتی به سختی شدنی است.
با این حال، باید اذعان داشت که تحصیلات در لیبی آزاد و مجانی بوده است، خدمات بهداشتی گسترده ای وجود داشته و مسکن و حمل و نقل به دلیل وجود سوبسیدهای دولتی ارزان بود.
قذافی در سال 2003 ـ هشت سال پیش ـ گفت که برنامههای تولید سلاحهای کشتار جمعی را تعطیل میکند و در پی آن، روابط او با کشورهای غربی بهبود یافت و پای شرکتهای نفتی غربی، باری دیگر به لیبی باز شد.
در سالهای اخیر، باز توجه غرب به منابع غنی انرژی لیبی و امکان انعقاد قراردادهای سودآور برای توسعه آن کشور جلب شد؛ اما قیامی که به سرنگونی قذافی انجامید، از شهر بنغازی در شرق لیبی آغاز شد.
مردم بنغازی میگویند، قذافی به دلیل بیاعتمادی به اهالی شهر، به گسترش خدمات شهری و اجتماعی در بنغازی توجهی نداشت.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
باید همه حاکمان از اتفاقی که برای قزافی افتاد درس یاد بگیرند توهم چیز بدی است سرهنگ هم دچار توهم شده بود.فکر می کرد همه مردم لیبی با او هستند در حالی که در زیر پوست کشور واقعیت چیز دیگری بود. صدام هم دچار توهم بود فکر می کرد مردم به دادش می رسند این در حالی بود که مردم به خاطر عدم ازادی سیاسی که بهشون داده نشده بود او را تنها گذاشتند تا با ذلت و خواری بمیرد
عبرت بگیرد ای اهل نظر
قذافی به پایان سلام کرد!
مصطفی عبدالجلیل کثیف ترین فرد حکومت قذافی میباشد آینده این را ثابت خواهد کرد او دجال لیبی است
ضمن خوشحالی و شکر خداوند از سقوط قذافی وبه امید اینکه ملتی بتوانند ازاد شوند زندگی ابرومندی پیدا کنند
قدری بی دقتی شده اگر تولد وی 1946 بوده در سال 1969 که قدرت را بدست گرفت 23 ساله بوده که در این صورت یا سن اشتباه است یا تاریخ تولد
نفر بعد عبدالله صالح و بعدی نیز باید آمده رفتن باش ها
ليبي نصف تهران هم جمعيت نداره. ضمن اينكه از كويت بيشتر نفت داره. خب معلومه كه كشور ثروت مندي بوده و احتمالا خيلي چيزها رايگان. . متاسفانه اطرافيان وي و ديكتاتوري و مدت طولاني حكومت او بدون كه هيچ بازنگري و انتقاد داخلي همراه بودبه همراه حماقت، لجاجت و خودمحوري اين مرد كار دستش داد. نه تنها او را نابود بلكه فرزندان از خود راضي او را نيز به كام تباهي كشاند و كشورش را به تاراج داد تا نفتخواران با ولع تمام به سويش حمله ور شوند. اگر حمايت مردمش را داشت هيچ وقت به اين روز نمي افتاد. او اگر چهار سال پيش كنار كشيده بود الان بر قلب ها حكومت مي كرد. متاسفانه زمان طولاني حكومت براي افراد خود محور و ديكتاتور سم حساب مي شوند زيرا ذائقه مردم اين نوع حكومت را ديگر نمي پسندد.
با وجود همه جنایتهاش باید عادلانه محاکمه میشد تا هم ملتش از سرنوشتش بیاموزند هم معدود طرفداران مسلحش قانع بشن
هم ملتش بفهمند چطور از یک فرد معمولی پرخطا رهبری مطلقه ساختند
هم خودش توضیح بده چزور از یک انقلابی مردمی تبدیل به یک رهبر ضدملت شده:
این چه هنریه که تا وقتی دیکتاتور بود و میکشت و زندان می کرد کسی جرات نداشت بهش انتقاد کنه و حالا که تنها شده همه دلاور و اسلحه بدست شدند و روش هفت تیر میکشند
خشونت سازنده خشونته
اگر ملتی صلح و دوستی بین خودش میخواد باید گدشت کنه
از بین تمام انقلابهای پس از رنسانس فقط و فقط انقلاب گاندی و ماندلا ختم به خیر شد زیرا از خشونت و انتقام به هر نحوی پرهیز کردند و همه جانیان رو عفو کردند
گر بر سر نفس خود اميري مردي
گر بر دگري خرده نگيري مردي
مردي نبود فتاده را پاي زدن
گر دست فتاده اي بگيري مردي
سر ذبیر محترم پارس سلام
از کانادا برای شما مینویسم . امروز نماینده لیبی در سازمان ملل در برنامه سی ان ان با خبرنگار اسراییل پرست یعنی ولف بریتزر
مصاحبه کوتاهی داشت و باین خبر نگار تمام قد صهیونیستس گفت از گزارشهای پی در پی ولف برتزر تعجب میکند که چه عالی و
جوندار علیه قذافی این چند ماهه خبر بخورد مردم امریکا داده !!!!؟
و این خبرنگار سی ان ان انقدر ضد ایرانی است که هر فرصتی پیدا کند برای پیدا کردن حمله نظامی علیه ایران با تمام بازهای سیاسی
امریکا دایم مصاحبه میکند بخصوص علیه سوریه که میگوید فقط بخاطر تضعیف ایران باید بسوریه مثل لیبی حمله هوایی کرد و ..... اما
حتی بازهایی مثل سناتور مک کین و سناتور گراهام و ...از طرح حمله نظامی بسوریه واهمه دارند و انرا رد میکنند ... ولی ولف بریتزر
کوتاه نمیاید
با تشکر گریم
نوشتین روند سقوط نسبتا طولانی بود اما با توجه به 40 سال حکومت دیکتاتوری او آنی و لحظه ای می باشد یادتان نرود خداوند در قران می فرماید ما آنها را می گیریم و دیدید که جای کسانی که در مقابل خداوند سرکشی می کنند کجاست پنهان شدن در سوراخ
سلام
حالا تكليف امام موسي صدر چه مي شود؟ ايشان كي آزاد مي شوند؟ دولت در اين زمينه اقدامي كرده است؟
مرگ بر دیکتاتور
پدرش كي بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عاقبت همه دیکتاتورها همین است ولی اشکال در اینه که اونا خودشون قبول ندارند که دیکتاتورند و فکر می کنند که مرگ فقط ماله همسایست.
دیکتاتورها یک روز خود را خدای روی زمین می دانند و روز دیگر در سوراخ موش می خزند.
لطفا این رو هم یادداشت کنید که به دست کسانی کشته شد که همین دیروز باهاش کلی قرارداد بستن و ازش حمایت کردن
به امید سرنگونی همه دیکتارهای این جهان فاسد......
سرنوشت رهبری خود خوانده که رو به روی مرده شلیک کرد و مردمش را کشت
اگه منظورتون از کلنل همون سرهنگه تلفظ درستش اینه: "کرنل" colonel
فاعتبروا یا اولی الابصار
هرچه که بود 42 سال قبضه کردن قدرت به فساد و عدم توسعه و نهایتا خشم ملی انجامید راستی کسی می دونه چرا خودش رو بیش از سرهنگی ارتقاء مقام نداد؟؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.