در نکوهش یک ویژگی زشت(۶)؛
از دستخط «امیرکبیر» تا توصیهنامههای صغیر + تصویر
هنگامی که پای شخصیتهای تاریخی به میان میآید، فلان کس امیر کبیر لقب میگیرد و بهمان کس با لقب یک قهرمان تاریخی خوانده میشود؛ اما براستی چرا برخی در تاریخ خوشنام میشوند و برخی بدنام؟ ملاک خوشنامی و بدنامی چیست؟ عالم بودن یا عملکرد خوب داشتن؟ من و شمایی که به همه چیز انتقاد داریم، تا چه اندازه شبیه خوشنامان رفتار میکنیم؟!

به گزارش «تابناک»، ماجرای توصیه و نامههای سفارشی از آن دست مسائلی است که به شدت در جامعهمان رواج یافته و متأسفانه گاه تا کلانترین مسائل سیاسی، اقتصادی و امنیتی نیز پیش رفته است؛ این تنها نیمی از ماجراست، چرا که در سمت دیگر این توصیه نویسان، افرادی هستند که در بهترین حالت ممکن از پذیرش سفارش مدیر بالادستی و یا حتی هم عرض سر باز بزنند، ولی اعتراضی به این اتفاق زشت نشده ندارند؛ لابد به این دلیل که از فرط تکرار برایشان عادی شده و یا ممکن است خودشان هم به این معضل مبتلا باشند!
اکنون کافی است گشتی در دنیای بیدر و پیکر اینترنتی ـ البته به مفهوم گستردگی نه مراقبت نشدن ـ بزنید تا با انواع معروف شده این دست مکاتبات روبهرو شوید که دست خط یک فرد معروف در آن به چشم میخورد؛ با مضمونی شبیه این: آقای... نظر به جامع الشرایط بودن آقای... وی را استخدام نمایید، به وی وام دهید، وی را رئیس کنید... را به وی واگذار کنید و مواردی از این دست.
این بازی تاریک در حالی صورت میگیرد که ظاهرا راهکاری برای مقابله با آن نیست و در عین حال، قوانینی نانوشته بر آن حاکم است؛ بدین ترتیب که یا بحث نسبی ـ سببی در آن تأثیر گذاشته، صحبت از پیروی از امر مافوق در میان است و یا بحث منافع مشترک در میان است که البته در هر حالت، پروسه بر سر منافع به پیش خواهد رفت وگرنه چه دلیلی دارد که مثلا یک مقام مسئول پیگیر واگذاری مثلا فلان بلوک سهام باشد و یا توصیهای برای راه افتادن کار فرد خاصی داشته باشد؟ آیا غیر از این است که اگر قرار به دخالت یک مدیر باشد، این ایراد واردتر است که چرا گذاشته کار به توصیه بکشد؟!
بدین ترتیب، ممکن است یک مدیر بانکی هیچ ابایی از پذیرفتن نامه سفارش وام به فلان مشتری خاص نداشته باشد و یا حتی سرمربی فوتبال به استخدام یک بازیکن خاص تن در دهد. کمی دقت به مباحث مطرح در دادگاه فساد میلیاردی کافی است تا دستمان بیاید که تا چه اندازه توصیهپذیر هستیم و تا کجا در این منجلاب فرو رفتهایم؛ مناقصههایی با هزاران نقص که به سرانجام رسیدهاند و سفارشهایی که همیشه پاداش انجامشان نقد پرداخت شده است.
ریشه این امر کجاست؟
بگذارید پیش از ریشهیابی این امر، توصیه نامهای را بررسی کنیم که رئیس یکی از دانشگاههای علوم پزشکی کشورمان به مشاور وزیر نوشته و در آن از مقام بالادستی خواسته که با تغییر رشته یک دستیار داخلی به تخصص قلب موافقت کند و توجیهاتی برای این درخواست ردیف کرده که به رغم محترم بودن، به هیچ وجه وارد نیست، چرا که اگر بود، قانونی میشد و نیاز به سفارش کردن نداشت!

دقت کنید که توصیه نویس و مخاطب توصیه هر دو دکتر هستند و احتمالا (!) بیش از من و شما به حساسیت تشخیص یک پزشک قلب و... آگاهی دارند!
بدین ترتیب، صفی از معترضان شکل خواهد گرفت که آب را از سرچشمه گل آلود میدانند و با این تفسیر، خواسته یا ناخواسته مجوزی به دست میآورند که با دست انداختن به آن، رعایت نکردن صف در نانوایی هم موجه خواهد بود؛ مسیری آغاز میشود که آشنایی با شاطر به نان گرفتن بینوبت، دوستی با رئیس بانک به وام، قوم و خویش بودن با مأمور راهنمایی به پاک شدن جریمه و همین طور میرود تا به آشنایی با فلان مدیر به تغییر رشته تحصیلی یا برنده شدن در مناقصه برسد!
با این توضیحات، بحثی دیگری سر انداخته میشود که نظارت قانونی نام دارد؛ قانون کجای ماجراست؟
پاسخ به این پرسش، بسیار آسانتر از هر کاری است: مجری قانون امثال من و شمایی هستیم که از رعایت نکردن همان صفهای نانوایی شروع کردهایم و حتی اگر قاضی هم شده باشیم، عادت بدمان را نیز رشد دادهایم (البته ممکن است شما استثنا باشید؛ هم در این بخش از متن و هم جاهای دیگری که یادمان رفت شما را استثنا کنیم!).
چه باید کرد؟
پرسشی به این سبک میتواند پاسخهای بسیاری داشته باشد اما بد نیست باز هم کار سادهتر را برگزینیم و جواب فردی نیک نام در تاریخ را به یک توصیه نامه مرور کنیم؛ پاسخی از یک امیر کبیر به توصیه پذیری ناصرالدین شاه صغیر:
قربانت شوم
الساعه که در ایوان منزل با همشیره همایونی به شکستن لبه نان مشغولیم، خبر رسید که شاهزاده موثقالدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کرده بودم به توصیه عمه خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان راندهاید. فرستادم او را تحتالحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره امور مملکت به توصیه عمه و خاله نمیشود.
زیاده جسارت است، تقی

به ظاهر هنوز مزه کار بیرون از نوبت زیر دندانمان است که نمیتوانیم در پاسخ به یک توصیه، این خطوط امیر را پاراف کنیم!
نظر شما چیست؟
نظر شما چیست؟
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
الان چند ساله كه تملق و چاپلوسي بالاسريها و روسا خيلي باب شده.. آدمها هم مصنوعي شده اند. همه همديگه رو دكتر و مهندس خطاب مي كنند!
مگه یادتون رفته که رتبه ی اول امتحان دستیاری رشته مورد علاقش که رادیولوژی شیراز بود نشد به خاطر سهمیه ها؟ تازه اینها با خرید سوال و سهمیه و هزار تا راهکار دیگه همین داخلی هم قبول می شن و بعد رشتشون تغییر داده می شه متاسفانه... از خبرتون خیلی ممنونم چون خودم دستیارم و در جریان این مسائل ...
اگه میشه سفارش منم بکنه یارانه ام را قطع نکنن!!!
گفتم کی هستم که بدونید میدونم درباره چی دارم حرف میزنم
وضعیت طبابت در این مملکت جدا از وضعیت سایر مشاغل و کارها نیست. همه
چیزمون به همه چیزمون می آد.
اما بعد مثل بسیاری از پزشکان وقتی غبطه می خورم به عمری که تلف کردم رد راه پزشک شدن، گاهی وقتها خود یا خانواده ام را از خطر خطاها یا شیادیهای برخی پزشکان، به لطف خدا، نجات می دهم، تسلی خاطری می یابم
اما این پزشکان بی سواد یا شیاد همیشه سفارشی نیستند و از همه قشری در آنها هست.
شهدا و جانبازان وآزادگان تاج هر مملکتی هستند. ولی وقتی علم سهمیه ای وتوصیه ای شده باید فاتحه علم را خواند
اعلیحضرتها بدانید که اداره امور مملکت به توصیه عمه و خاله نمیشود.
خدا رو شکر امیرکبیر مرد و همچین روزی رو ندید
فرهنگ انسان شدن و انسان پروری در حال سقوط است. نه در ایران بلکه در جهان پهناور. طمع انسان دست بردار نیست و قانون ضعیف مزید بر علت است و .....خدایا عزت و شرف انسان که اشرف مخلوقات است در خطر است, خودت نظر عنایتی بکن.
همین است که امیر کبیر زنده است.و این امیر صغیر ها به ظاهر زنده.
پاینده ایران
پاینده امیر ایران، امیرکبیر
تو رو خدا لا اقل بعضی از رشته ها مثل پزشکی رو از پارتی بازی ، سهمیه بازی و . . . نجات بدین ! مردم گناه دارن-هرکه پاش به بیمارستانا میرسه زنده برنمیگرده
با سلام و عرض ارادت به ساحت تمامی شهدا ، جانبازان ، آزادگان ، رزمندگان ، خانواده های این عزیزان سرافراز و تمامی انسانهای فهیم و آزاده ای که در رفتار و گفتار خود قدر دان این عزیزان هستند و مثل قلم تابناک به مصلحت آبرو ریزی نمی کند . ای کاش این واقعیات با مصادیق واقعی تر مطرح شود .! و اما پیشنهاد می کنم تابناک گزارشی از سایر کشورهای اسلامی نظیر الجزایر را در خدمت و حفظ عزت ایثارگران آنهم بعد از 50 سال تهیه تا بلکه درس بگیریم .
"به مصلحت آبروریزی کردن" یعنی چی؟ "واقعی تر" یعنی چی؟
بیدار شو اخوی؛ رسیدیم!
فقط همگی یک ذره آدم باشیم، فقط همین
کاشکی تو ایران هم مثل آلمان-که بعد از جنگ جهانی با همه آسیب دیدگان وجانبازها و خوانواده کشته شدگان یک بار برای همیشه تسویه حساب کرد-عمل میکردن و اجازه بوجود اومدن یه همچین دستگاه عریض و طویلی رو-که حتما توش فساد هم هست-نمیدادند!!
بسیجی و جانباز واقعی دنبال توصیه نامه و رانت نمی ره. اینا کسانی هستند که با این جور عمل زشتشون دنبل تخریب صداقت در جامعه هستند.
اصل مطلب مورد اشاره بسيار مهم و درست است، ولي همان طور كه قبلاً هم بارها گفته شده است، در صحت تعلق دست نوشته به امير كبير ترديد وجود دارد. لطفاً دقت كنيد.
فارق از موضوع بحث، نامه منتسب به امير كبير جعلي است. امير كبير قهرمان ملي و الگوي مديران و سياستمداران ايراني براي همه طول تاريخ ايران خواهد بود و البته انتساب مطالب جعلي به ايشان چيزي به مفاخر او اضافه نميكند.
نويسنده بهتر است براي پشتيباني از نظر البته به حق خود از انتساب مطالب غير واقعي، آن به شخصيتي چون امير كبير بپرهيزد.
حب دنیا داریم، مردم حب دنیا داریم
گل گفتی
به امید روزی که فرهنگ امیر کبیری در کشور نهادینه گردد و............
شاید لذت یک بار کار خارج از نوبت زیر دندان باشد، ولی فکر کنم تلخی 100000 بار بی قانونی و حق خوری بید غالب باشد!
البته فقط برای آگاهی خوانندگانی که نامه ی امیرکبیر را اصیل می دانند علت های جعلی بودن نامه:
این نامه بدون تاریخ، که برخلاف مکاتبات عهد قاجار پر از نقطه و ویرگول و... است. در هیچ یک از کتب معتبری که درباره امیر کبیر نوشته شده وجود ندارد.
هشتاد نامه امیرکبیر به ناصرالدینشاه، به مناسبت روز اسناد ملی رونمایی شده و در معرض دید همگان قرار گرفتهاست.
عباس اقبال آشتیانی و دکتر فریدون آدمیت در کتبی که در مورد امیرکبیر نوشتهاند، کوچکترین اشارهای به نامه وی در مورد عمه ناصرالدین شاه ندارند. در مجموعه مکاتبات امیرکبیر هم که آقای سیدعلی آل داوود، تدوین و نتظیم نموده و در دسترس است، نشانی از به اصطلاح سند مزبور نیست.
در کتاب اسناد و نامههای امیرکبیر کپی دستخط وی موجود است. شیوه خط و پیچ و خم کلمات آن دستخط ساختگی کوچکترین شباهتی با خط امیرکبیر ندارد.
زمان امیرکبیر هیچکس طهران را با ت نمینوشته، هنوز فرهنگستان زبان و ادب فارسی تأسیس نشده بود که بر املای تهران با ت (به جای طا) تأکید کند.
نامههای امیرکبیر خطاب به ناصرالدین شاه با عباراتی چون «قربان خاکپای همایون مبارکت شوم» آغاز میشد و جاعل آن به اصطلاح سند نمیداند که «قربانت شوم» برای طبقه خاصی به کار میرفت.
آخر نامه فوق، تقی امضا شدهاست. امیرکبیر نامههای خودش را با «هو» آغاز میکرد و مکاتبه با شاه را با جمله «زیاده جسارت نورزید، باقی الامر همایون مطاع» و نظایر آن به پایان میبرد.
در نامه جعلی مورد بحث خطاب به ناصرالدین شاه، گفته شده «سخن هزل بر زبان راندهاید»، اما در پایان اضافه شده: زیاده جسارت است!
امیر کبیر در نامهها از همسرش با عنوان «ملک زاده خانم» و گاهی «خانم» اسم میبرد و هیچ گاه در هیچ یک از مراسلات او به شاه حتی هنگام گله از همسرش او را «همشیره همایونی» خطاب نمیکرد.
در اوائل عصر ناصری کسی که لقب موثقالدوله داشته باشد حاکم قم نبوده و شاهزاده معزول موثق الدوله وجود خارجی ندارد.
بعد از میرزا فضل الله، (برادر میرزا آقاخان نوری صدراعظم) که حاکم قم بود، عباسمیرزا ملکآرا برادر کوچکتر ناصرالدین شاه، حاکم قم بود.
ممنون از اطلاعات خوبی که ارائه نمودی
انشاءالله جاعل نامه قصد خیر داشته و میخواسته در قالب یک حکایت تاریخی که برای مردم اهمیت داشته باشه یک آرزوی قلبی همه را تصویر کنه. حالا از نظر اخلاقی این صحیح است یا نه را نمی دونم
ایول حاجی من صددرصد موافق
باباب امیر کبیر بیچاره ول کنید تنش در کربلا توی قبر می لرزد
آقای م .زاده را بگیرید اون خطرناکه .آب از کوه هم بالا رفته
تازگیها اکثر مدیران به بلوغ فکری رسیده اند دیگر نیازی به توصیه منابع قدرت ندارند خودشان افراد وابسته به منابع قدرت ر شناسایی و در اطاف خودشان جمع می کنند
امیر کبیر شخصیتی بسیار محترم فرصتی بسیار بزرگ برای ایران عزیز ما بود که متاسفانه از کف رفت. اما در اصالت نامه فوق بویژه انشاءآن و حتی شخص مذکور از سوی متخصصان تردیدهای جدی وارد شده است. بهتر است تا قبل از اینکه شبیه وصیتنامه داریوش و یا نامه چارلی چپلین به دخترش شود اقدامی نمود.
جانباز هست که جانبازه جونشو برا مملکت گداشته خدا اجرش بده ولی نباید با جون مردم بازی کنه!
اگراین مطلب صحت داشته باشدکه کار نامناسب وخائنانه ای انجام پذیرفته است بنده که مدتی کوتاه درکناررزمندگان دلیروسلحشورجضور داشته ام برای حفظ حرمت انقلاب وجنگ خواهش دارم ازدرج اینگونه اتقاقات درسایت پرهیزفرماییدچون این خودضمن آزرده خاطر شدن رزمندگان واقعی شده وباعث ترویج بدبینی دربین نسل جبهه نرفته میشودو موچب سو استفاده دشمنان خواهدشد
بغض عدم شرکت در دفاع مقدس در وچودم شعله کشید تا خواهشی داشته باشم: اصولا مگر چه تعداد چانباز مانده که جنین مثال هایی را بیاورید. از 99 درصدی که چانباز نیستند که مثال فراوان است. خواهشمند است بواسطه خرمت این پیشکسوتان این قشر هم که شده لااقل از مثال های اینجنینی امتناع فرمائید. من و همه ملت ایران خاک پای ایشان نیز نیستیم.
من حرف نفر اول را قبول ندارم توصیه در تمام سطوح جامعه رسوخ کرده حتی .....
تابناک جان سلام. واقعا بد کاری کردی مطمئن باش خیلی از عزیزان هنوز روی بنیاد (شهید و جانباز) را ندید ه اند. بهتر بودمی نوشتی یه عده جبهه رفتند که رفتند اصلا اینها نبودند جنگ اینهمه سال طول نمی کشید چشمشان کور دندشان نرم. الان هم اگه نگفتی مطمئن بعد ها خواهی نوشت .
به امضای آخر با اسم تقی توجه کردین ؟! یعنی داره میگه من خودمو هیچی نمی دونم واقعا دمش گرم با این تواضعش
شما واقعا فكر مي كنين رئيس دانشگاه به قول خودتون ار بطن مردمه؟ نه اشتباه كردين، روساي دانشگاهها و هر پست ديگه اي شك نكنين كه انتصابيه و سفارشي.
من قبول دارم که باید به جانبازها و خانواده شهدا کمک کرد و وظیفه هر ایرانی احترام به آنهاست ولی در مقام علم قائل شدن تبعیض گناهیست بزرگ
یکبار هم یک نفر جلوی وزارت صنایع داخل خیابان سمیه جلوی منو که داشتم دانشگاه میرفتم گرفت و گفت لطفا برام یک نامه درخواست بنویس! مام پذیرفتیم. گفتم متنش چیه؟ یک نامه بهم داد که از نمایندشون بود به یکی از مدیر کل های وزارت صنایع که با توجه به اینکه ایشون بیکارن، لطفا دستور بدید یک زانتیای قسطی جهت کار بهشون تحویل بشه! گفت حالا شما یک درخواست از طراف من بنویس به مدیر عامل تا ضمیمه این نامه نماینده کنم. داشتم شاخ در می آوردم. آخه نماینده عزیز! اینجوری بیکاری را حل می کنند؟ این همه جوون بیکار که با شمای نوعی سر و سر ندارند پیش کی بروند؟ تازه اگه می خواهی درخواست بدی، حداقل یک ماشین ارزونتر بنویس بی انصاف
مگه مردم جونشون را از سر راه آوردن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
روحت شاد امیر کبیر.
يك سوال از مشاور وزير ويا حتي آن رييس دانشگاه مي شود كرد كه آيا روزي خداي ناكرده خودت ويا فرزندت به بيماري قلبي دچار شوي حاضري فقط يك نسخه جهت درمان ومعاينه به همين اقايي كه معرفيش كردي مراجعه كني؟؟؟؟؟
{نگاهي به عمري كه از دستمان به سرعت برق وباد رفته بكنيم وباور كنيم كه مابقي آن با همين سرعت نيز خواهد گذشت ودر آخر جوابگوي عجيب چيزهايي كه نبايد باشيم !!!!!
(حديث نفسي است فقط به خودم)}
با سلام ،مي دونم چاپ نخواهيد كرد اما جهت اطلاع عرض مي كنم لااقل شما تابناكي ها بدانيد .
بنده كارمند بازنشسته پيش از موعد ( با 25 سال سابقه خدمت )در يكي از وزارتخانه هاي بزرگ كشور هستم كه باتوجه به نوع مسئوليتم توصيه هاي زيادي از مقامات بالادست مستقيم و غير مستقيم و همكاران هم عرض و پايين تر به من ميشد و از افتخارات دوران خدمتم ميدانم كه زير بار هيچكدام از آنها نرفتم اما مي دانيد نتيجه اش چي شد ؟ پس از بيست سال خدمت در حوزه ستادي آن هم در يك پست سازماني ( پنج سال اول خدمتم در خارج از حوزه ستادي نبودم ) هيچ وقت به پست معاونت يا مديريت ارتقاء نيابم و علت بازنشسته كردم خودم را فشارهاي زيادي بود كه در اواخر خدمتم به دليل توصيه ناپذير بودم برام وارد كردند ، اكنون هم كه بازنشسته شده ام چون زدوبندي نداشتم سرمايه اي ندارم كار آزادي دست و پا كنم به هر كسي ( اعم از افراد دولتي و صاحب منصبان ) هم در اين مدت نزديك به دو سال سپري شدن از زمان بازنشستگي مراجعه كردم تا برايم كاري بدن با جواب منفي روبرو شده ام حتي يكي كه صداقت دشت برام گفت : فلاني تو اگر در حين خدمت هواي افراد را داشتي هم به پست بالاتر ارتقاء پيدا مي كردي و هم الان به هركسي مراجعه مي كردي برات كار مي دادند .
دوستان اين است نتيجه كار كردن سالم . پس چه انتظاري داريد از افراد كه به فكر آينده خود نباشند ، هر چند اگر صد بار بميرم و زنده شوم و باز در همان جايگاه قرار بگيرم از روشم عدول نخواهم كرد .
تابناک ادامه بده.
ما به این مطالب بدجوری احتیاج داریم.
با سلام
اين نامه به وضوح جعلي است و اتفاقا يكي ديگر از عادات زشت ايرانيان جعل كردن تاريخ است و يا مصادره آن به نفع خويش .. اما نكته مهم اينجاست كه زماني كه اين نامه جعلي براي اولين بار منتشر شد وجود يك ويرگول باعث لو رفتن جعلي بودن نامه شد چون در ان زمان نشانه هاي سجاوندي هنوز وارد زبان فارسي نشده بودند .. اما در اين نامه ان ويرگول با فوتوشاپ برداشته شده تا بتواند به عنوان يك خبر درج شود .. اما دليل ديگر اين كه هيچگاه در مكاتبات اميركبير و ناصرالدين شاه ايشان چنين الفاظي به كار برده نمي شده است و ايشان هميشه از لفظ قربانت شوم فدايت گردم و غيره .. استفاده مي كرده است.
در اصالت این نامه تردید جدی پیدا شده است! چنین استدلال شده است که این نامه شاهکار آقای خ.م که در تلویزیون تاریخ می فرمایند است تا شاهکار امیر کبیر! قدر امروزیهایمان را هم بدانیم بابا جان!
آهای تابناک.. آهای تابناک..
از مثالت خنده آمد خلق را.....
این دو نامه به هیچ وجه قابل مقایسه با هم نیستند... چه بسا نامه های سفارشی آقا زاده هایی وجود دارند که آنها را می بایستی پیدا کنی و در مقابل این نامه امیرکبیر میگذاشتی... نه نامه این بدبخت بیچاره های فلک زده را...
باسلام خدمت هموطنان و تابناک ، من کارمند بانک هستم و از لحاظ تجربه سطح تحصیلات و اطلاعات کاری و شان و وجهه مردی (البته خدا کمک کنه هیچگاه مغرور نشم) از خیلی از راسا سرترم و خیلی از مردم فکر میکنن من تو بانک رئیسم اما بخاطر اینکه هیچگاه توی مدت خدمت کار سفارشی انجام نمیدم هیچگاه به من پست نمیدن و مدیر کل هم چون منو میشناسه و میدونه که جلو کارای خلاف ساکت نمیمونم حاضره حقم را ضایع کنه . این رو نوشتم بخاطر اینکه تاکیدی باشه به وجود انتخاب های سفارشی که ریشه تخلفات اداری کشوره
نامه اول شاید واقعی باشد ولی نامه منتسب به امیر کبیر قطعا جعلیست!
متاسفانه در کشور اکثر اوقات روابط بر ضوابط غلبه دارد.خیلی ها هستند که دارای مدارک عالی هستند که بدلیل نداشتن پارتی نتواسته اند اون جایگاه اصلی خودشان را بدست بیاورند و به شغل های کاذب روی آورده اند. در عوض افراد زیادی هم هستند که با رابطه و مدارک جعلی توانسته جایگاه بالایی برای خودشان دست و پا کنند .واقعاً حیف است افرادی که دارای صلاحیت و درجات علمی هستند جایگاهی در مملکت ما بجز رانندگی و ... نداشته باشند ،در عوض افراد بی سواد که به قول امیر کبیر با پارتی عمه و خاله، ......
اگه الان هم یه امیر کبیرررررررررررررررررر داشتیم فکر کنم یه تونم 1000 دلار میشد.
انواع اقسام اشکال تایپی دارد. اگر من اینگونه نامه مینوشتم در روستایم مسلما تذکر میگرفتم.
بنام خدا : با سلام
البته همه مثل هم نیستند ولی جامعه ما به این درد دچار است ؛ خدا رحمت کند امیر کبیر را ، برای شادی رو حش ؛ الفاتحه مع اخلاص و الصلوات .
با سلام و احترام به گمانم چنین رفتاری نه به شخصیت خاص توصیه کننده و شونده و گیرنده بلکه به سنت و روندی اجتماعی که میان مردمان سرزمینمان مرسوم و ریشه دار است بر میگردد و بر خلاف نظر سایر دوستان توصیه شدن و کردن را اگر برمبنای معرفی و شناساندن توانایی ها وظرفیت های دیگران جهت انجام کاری ویا تمهید فرصتی باشد نه تنها مضموم که ممدوح میدانم لیک با ادله ای متقن و حقیقی...
همین منطق بوده که این روز به به سر مملکت آورده است.
تیترش باحال بود : امیر کبیر صغیر تصویر
اي بابا آقا حالا چه فرقي ميكنه كه نامه اصالت دارد يا ندارد؟منظور نويسنده چيز ديگري است اين ميخواد مشكلات الان رو حل كنه نه زمان ناصرالدين شاه رو تهران با طهران چرا خلط مبحث ميكنيد شما
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.