آیا چین و روسیه، آمریکا را به چالش خواهند کشید؟
موضوع رقابت قدرتهای بزرگ جهانی و تأثیر این رقابت بر ساختار نظام بینالمللی، از دیرباز تاکنون یکی از مباحث اصلی تحلیلی در حوزه روابط بینالملل بوده است. در دومین دهه از قرن بیست و یکم، این آمریکا، چین و در درجه بعدی روسیه هستند که از قابلیتهای لازم برای تأثیرگذاری بر ساختار نظام بینالملل برخوردارند.

موضوع رقابت قدرتهای بزرگ جهانی و تأثیر این رقابت بر ساختار نظام بینالمللی، از دیرباز تاکنون یکی از مباحث اصلی تحلیلی در حوزه روابط بینالملل بوده است. در دومین دهه از قرن بیست و یکم، این آمریکا، چین و در درجه بعدی روسیه هستند که از قابلیتهای لازم برای تأثیرگذاری بر ساختار نظام بینالملل برخوردارند.
به گزارش «تابناک»، برگزاری نشست کشورهای سازمان همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوسیه در «ولادی وستوک» روسیه با حضور این سه قدرت برتر جهانی، یکی از مقاطعی است که میتوان جنبههای گوناگون تعامل و رقابت در سطح کلان جهانیی را در آن دید.
خبرگزاری آلمانی «دویچه وله» با اشاره به برگزاری این نشست یک هفتهای، محتوای اصلی آن را رقابت چین و آمریکا برای گسترش نفوذ در منطقه آسیا و اقیانوسیه دانسته و در این زمینه، به سخنان هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا اشاره کرده که گفته، کشورش مایل است در برقراری «نظمی باثبات» در منطقه سهیم باشد.
این خبرگزاری همچنین با اشاره به تلاش آمریکا برای جلوگیری از نفوذ فزاینده چین در این منطقه مینویسد، کلینتون این مسأله را در سفر اخیر خود به چین، با مقامات این کشور نیز مطرح کرده و در مقابل، چین نیز از گسترش قدرت آمریکا در منطقه احساس ناامنی میکند.
هرچند اشاره دویچه وله به این مطلب و تقابل سرد دو کشور در عرصه منطقهای درست است، میتوان گفت از لحاظ شمار بازیگران و گستره فعالیت، بیانگر همه ماجرا نیست. در این ماجرا، از یک سو اشاره به نقش روسیه، به عنوان کشوری که با وجود دارا بودن پتانسیلهای کمتر، از سودای قدرت بزرگی جهانی برخوردار است و از سوی دیگر و با لحاظ کردن این نکته، توجه به گستره جهانی این رقابت ضروری است.
در حقیقت، نگرانی آمریکا از گسترش نقش چین، تنها به نقش آفرینی این کشور در حوزه آسیا و اقیانوسیه محدود نیست، بلکه حوزه منطقهای از دید آمریکا، عرصه مهار اولیهای است که در صورت محدود کردن چین در آن، ریسک رقابت برای آمریکا در عرصه کلان کاهش پیدا میکند.
از سوی دیگر، چین نیز با آگاهی بر همین مسأله، تلاش دارد با تحکیم نفوذ خود در این منطقه و همزمان با جلوگیری از افزایش حضور آمریکا، زمینه را برای گسترش فعالیتهای خویش فراهم کند. در چنین شرایطی، نقش روسیه به عنوان کشوری که دارای همسوییها و تضادهایی با هر یک از طرفین رقابت است، اهمیت مییابد.
روسیه، به ویژه روسیه پوتین، با تعریف نقش خود به عنوان یک بازیگر مستقل در عرصه روابط بینالملل و در عین حال، تعریف هدف رسیدن به جایگاه «قدرت بزرگ» برای خود، منافعی مختص به خود را در عرصه سیاست خارجیاش تعریف کرده که دارای نقاط اشتراک و جدایی مهمی با چین و آمریکاست.
در بعد منطقهای، از زمان فروپاشی شوروی تاکنون، روسیه سرزمینهای پیشین شوروی را به عنوان حوزه نفوذ بلامنازع و «خارج نزدیک» خود تعریف کرده و در طول زمان نشان داده حضور قدرتهای خارجی، به ویژه غرب را در این حوزه برنمیتابد.
به این ترتیب، از همان سالهای آغازین، جلوگیری از نفوذ غرب به حوزه پیرامونی و به دنبال آن، تقابل با آمریکا در سطح کلان بینالمللی، به یکی از اصول ثابت سیاست خارجی روسیه تبدیل شده است. در همین حال، این کشور با درک نیاز به غرب به ویژه در حوزه فناوری، سیاست خود را بر مبنای تقابل محتاطانه در عین همکاری با غرب قرار داده است.
در این میان، هرچند چین به سبب داشتن رویکرد ضدهژمونیک مشابه با روسیه، به طور بالقوه میتواند شریکی برای این کشور در بازتعریف نظم جهانی و منطقهای به شمار رود، احساس نگرانی مسکو از گسترش نفوذ چین در منطقه آسیای مرکزی، یعنی حوزه نفوذ شرقی روسیه، خود به عاملی بازدارنده در این راستا تبدیل شده و روابط این دو کشور را نیز به تلفیقی از رقابت و همکاری تبدیل کرده است.
تعاملات دو کشور در چهارچوب سازمان همکاری شانگهای، نمونه روشنی است که به خوبی این رویکرد تلفیقی را به نمایش میگذارد. در این چهارچوب، هرچند شانگهای از یک لحاظ به عنوان ائتلافی ضد غربی با حضور دو قدرت بزرگ تجدیدنظرطلب معرفی میشود، اما در درون خود شاهد رقابتها و تقابل منافع روسیه و چین نیز هست.
بنابراین، میتوان چنین نتیجه گرفت که آینده نظام بینالملل به طور فزایندهای به نتیجه تعاملات این سه قدرت گره میخورد و وجود و کیفیت تعاملها و تقابلها میان این سه ـ البته در درجه نخست چین و آمریکا ـ عامل تعیین کننده تغییر یا تداوم در ساختار نظام بینالملل خواهد بود.
به گزارش «تابناک»، برگزاری نشست کشورهای سازمان همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوسیه در «ولادی وستوک» روسیه با حضور این سه قدرت برتر جهانی، یکی از مقاطعی است که میتوان جنبههای گوناگون تعامل و رقابت در سطح کلان جهانیی را در آن دید.
خبرگزاری آلمانی «دویچه وله» با اشاره به برگزاری این نشست یک هفتهای، محتوای اصلی آن را رقابت چین و آمریکا برای گسترش نفوذ در منطقه آسیا و اقیانوسیه دانسته و در این زمینه، به سخنان هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا اشاره کرده که گفته، کشورش مایل است در برقراری «نظمی باثبات» در منطقه سهیم باشد.
این خبرگزاری همچنین با اشاره به تلاش آمریکا برای جلوگیری از نفوذ فزاینده چین در این منطقه مینویسد، کلینتون این مسأله را در سفر اخیر خود به چین، با مقامات این کشور نیز مطرح کرده و در مقابل، چین نیز از گسترش قدرت آمریکا در منطقه احساس ناامنی میکند.
هرچند اشاره دویچه وله به این مطلب و تقابل سرد دو کشور در عرصه منطقهای درست است، میتوان گفت از لحاظ شمار بازیگران و گستره فعالیت، بیانگر همه ماجرا نیست. در این ماجرا، از یک سو اشاره به نقش روسیه، به عنوان کشوری که با وجود دارا بودن پتانسیلهای کمتر، از سودای قدرت بزرگی جهانی برخوردار است و از سوی دیگر و با لحاظ کردن این نکته، توجه به گستره جهانی این رقابت ضروری است.
در حقیقت، نگرانی آمریکا از گسترش نقش چین، تنها به نقش آفرینی این کشور در حوزه آسیا و اقیانوسیه محدود نیست، بلکه حوزه منطقهای از دید آمریکا، عرصه مهار اولیهای است که در صورت محدود کردن چین در آن، ریسک رقابت برای آمریکا در عرصه کلان کاهش پیدا میکند.
از سوی دیگر، چین نیز با آگاهی بر همین مسأله، تلاش دارد با تحکیم نفوذ خود در این منطقه و همزمان با جلوگیری از افزایش حضور آمریکا، زمینه را برای گسترش فعالیتهای خویش فراهم کند. در چنین شرایطی، نقش روسیه به عنوان کشوری که دارای همسوییها و تضادهایی با هر یک از طرفین رقابت است، اهمیت مییابد.
روسیه، به ویژه روسیه پوتین، با تعریف نقش خود به عنوان یک بازیگر مستقل در عرصه روابط بینالملل و در عین حال، تعریف هدف رسیدن به جایگاه «قدرت بزرگ» برای خود، منافعی مختص به خود را در عرصه سیاست خارجیاش تعریف کرده که دارای نقاط اشتراک و جدایی مهمی با چین و آمریکاست.
در بعد منطقهای، از زمان فروپاشی شوروی تاکنون، روسیه سرزمینهای پیشین شوروی را به عنوان حوزه نفوذ بلامنازع و «خارج نزدیک» خود تعریف کرده و در طول زمان نشان داده حضور قدرتهای خارجی، به ویژه غرب را در این حوزه برنمیتابد.
به این ترتیب، از همان سالهای آغازین، جلوگیری از نفوذ غرب به حوزه پیرامونی و به دنبال آن، تقابل با آمریکا در سطح کلان بینالمللی، به یکی از اصول ثابت سیاست خارجی روسیه تبدیل شده است. در همین حال، این کشور با درک نیاز به غرب به ویژه در حوزه فناوری، سیاست خود را بر مبنای تقابل محتاطانه در عین همکاری با غرب قرار داده است.
در این میان، هرچند چین به سبب داشتن رویکرد ضدهژمونیک مشابه با روسیه، به طور بالقوه میتواند شریکی برای این کشور در بازتعریف نظم جهانی و منطقهای به شمار رود، احساس نگرانی مسکو از گسترش نفوذ چین در منطقه آسیای مرکزی، یعنی حوزه نفوذ شرقی روسیه، خود به عاملی بازدارنده در این راستا تبدیل شده و روابط این دو کشور را نیز به تلفیقی از رقابت و همکاری تبدیل کرده است.
تعاملات دو کشور در چهارچوب سازمان همکاری شانگهای، نمونه روشنی است که به خوبی این رویکرد تلفیقی را به نمایش میگذارد. در این چهارچوب، هرچند شانگهای از یک لحاظ به عنوان ائتلافی ضد غربی با حضور دو قدرت بزرگ تجدیدنظرطلب معرفی میشود، اما در درون خود شاهد رقابتها و تقابل منافع روسیه و چین نیز هست.
بنابراین، میتوان چنین نتیجه گرفت که آینده نظام بینالملل به طور فزایندهای به نتیجه تعاملات این سه قدرت گره میخورد و وجود و کیفیت تعاملها و تقابلها میان این سه ـ البته در درجه نخست چین و آمریکا ـ عامل تعیین کننده تغییر یا تداوم در ساختار نظام بینالملل خواهد بود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اگر شما نشستین که چین و روسیه بیان به کمک ما و بخاطر ما منافع خودشون رو به خطر بیاندازند که زهی خیال باطل!!
اینها اگر با آمریکا درگیر بشن برای منافع خودشونه و اگر بیشتر از آمریکا از ما باج نخوان حتما کمتر هم نمیخوان چون الکی و محض رضای خدا که با یه ابر قدرت دیگه درگیر نمیشن بخاطر یه کشوری که ابرقدرت نیست.
ما که شعار نه غربی نه شرغی می دادیم چرا به این حرف ها دل خوش کردیم
تولید ناخالص ملی آمریکا حدود ۱۵ میلیون میلیون دلار،
تولید ناخالص ملی چین حدود ۵ میلیون میلیون دلار،
تولید ناخالص ملی روسیه حدود ۱ میلیون میلیون دلار،
قدرت نظامی آمریکا هم که قابل مقایسه با چین و روسیه نیست.
روسیه و چین توانایی مقابله با آمریکا را ندارند...
چرا باید چین و روسیه دلشون برای ایران بسوزه
چین و روسیه هیچوقت با امریکا بطور جدی سرشاخ نمیشن اصلا قدرتشو ندارند مظافا اینکه این دو کشور بخصوص روسیه از امریکا نامردترند
چین و روسیه پا به پای منافع خود حرکت می کنند
همانطور که رهبر انقلاب فرمودند:آمریکا شریک خوبی برای هیچکس نیست چین و روسیه هم شرکای دائم و مطمئنی نیستند البته اگر بتوان از موقعیت آنها استفاده کرد و دل به آنها نبست کار درستی خواهد بود
سياستمداران ميگن دو دهه اينده قدرت نفت همه چي رو تعيين ميكنه.قاه امريكا بدن احتساب قطب جنوب و اقيانوسها 30برابر كل خاور ميانه نفت داره.و هنوز ازش برداشت نميكنه.بالا بردن قيمت نفت هم كار خودشونه.وقبي نفت خاور ميانه تموم شد ديگه نه چيني ميمونه نه هيچ كشور ديگه اي كه بتونه در برابرش قد الم كنه.
مطمئن باشید که از رقابت آنها چیزی عاید ما نخواهد شد. آنها با وجود همه رقابت هاشون مشغول معامله و حتی سر مایه گذاری متقابل در کشور های یکدیگرند همین دیروز روسها و امریکائیها
در مورد بهره برداری از منابع طبیعی واقع در مناطق قطبی به توافق مهم رسیدند
بهتر است ما هم کمی سر عقل بیائیم و بجای سر وصداهای زیاد و بی نتیجه قدری برای ساختن اقتصاد مان کار بکنیم و تا حد امکان با دیگران هم تعامل کنیم
برعکس مادی گرایی چیزی است که این سه کشور دارن به همین خاطر هیچگاه نمی توانند باهم متحد باشند تمام کشورهای مادی گرا علی رغم اینکه به ظاهر با هم متحد هستند دشمن هم هستند بخاطر منافع مادی. در جنگ جهانی دوم دو ابرقدرت علی رغم اینکه در کنار هم با المان می جنگیدن در فکر کسب تصرف سرزمین های بیشتر برای خود بودند این شکنندگی کشورهای مادیگراست.
آمریکا روسیه رو به چین ترجیح میده ... چون پتانسیل روسیه برای پیشرفت خیلی پایین تر از چینه!
بدا بحال ما دل خوش کردیم که چین و روسیه امریکا را به چالش بکشند تاریخ صد ساله ایران را بخوانید تا متوجه ظلم های که روسها به ما کردن بشوید و الکی دل خوش به اینجور مسائل نشویم.
در نظام چند قطبی آینده، اسلام و خاورمیانه اسلامی یکی از قطب ها خواهد بود.
باید از خودمان شروع کنیم.
بـلـــه شـــــــــمــــــــــــــا
مقاله بسیار جامع و مفیدی بود.
ممنون
چين و روسيه هيچ وقت امريكا را به چالش نميكشند و هميشه حريم امريكا را رعايت ميكنند . و هميشه سعي دارند در مسايل عمده بين المللي رودر روي امريكا نباشند
و با امريكا مناسبات خوبي هم دارند و در ضمن هميشه بهوش هستند كه مانند منطقه يورو دچار به ركود كشيده نشوند .
لازم به توضيح است كه چند سال پيش يورو ميرفت كه جاي دلار را بگيرد و پول جهاني شود ولي امريكا با ترفند هاي اقتصادي توانست يورو را چنان تضعيف كند كه به حال فروپاشي بيفتد
نقطه ضعف بزرگ روسیه چند تا جمهوری خودمختار داره که در حال استقلال هستن
چینیها اغلب دنبال امتیازند و زودکنار میان مگر اینکه دولت کمونیستی کمی مقاومت کنه چون اینا در داخل کشور گرسنه تر از انند که نشان می دهند و مردمشون بد جوری واسه اروپاییها دست و پا میزنند .ولی بنشینیم ببینیم دولتشون چیکار می کنه.
امیر جان پیشرفت بیشتر در شهرهای بزرگ است آیا شما به همه جای چین رفته اید و دیدید که همه در رفاه هستند؟
مطمئنا شما و کسانی که مثبت زده اند یکبار هم به چین نرفته اند، پیشرفت در این کشور به اصطلاح شما کمونیستی به صورت دقیقه ای و مردم بشدت از رفاهی که هر روز داره بیشتر میشه راضی هستند
قدرت آینده کره جنوبی خواهد بود که از یخچال و فریزر و موبایل گرفته تا ماشین و کامپیوتر را تولید می کند، اینها همان مردمی هستند که روزی به عنوان کارگر به ایران مهاجرت می کردند.
مسولان و دولت کره عقلش به ابرقدرت شدن قد نمی ده حالا حتی اگه انسان هم بسازه.
نه کره جنوبی و نه کشور هایی مانند ژاپن تا زمانی که به استقلال واقعی در زمینه های صنعتی،اقتصادی،علمی و فرهنگی نرسند به قدرت تبدیل نخواهند گردید.
فکر می کنید به چه دلیل آمریکا و کشور های غربی از بدو انقلاب ما را مواجه با تحریمهای اقتصادی و سیاسی و در ابعادی گسترده تر علمی و تکنولوژیکی نموده اند؟ زیرا آنان می دانند کشوری مانند ایران با داشتن ظرفیت های اقتصادی و منابع مورد نیاز در صورتیکه از جهات علمی و فرهنگی و صنعتی نیز پیش روی نماید تبدیل به یکی از قدرتهای اقتصادی و سیاسی جهان خواهد گردید
در جهاني كه الان در ان هستيم ديگه ارتش و نيروي نظامي قوي حرف اول نمي زنه و الان قدرت اقتصادي و سياسي حرف اول را ميزنه هر كي اقتصاد بزرگتري داشته باشه قدرتمند تره و مثل قديم نيست قدرت نظامي و گرفتن سرزمين هاي ديگران حرف اولو بزنه يك كلام اقتصاد اساس همه چيز است.
البته کره جنوبی هرچقدر هم موفق باشه نباید فراموش کنی که از لحاظ جغرافیایی زیر پونز نقشه قرار داره! همیشه قدرتهای برتر رو کشورهای پهناور تشکیل میدند ... چون در مجموع پتانسیل بسیار بیشتری رو برای ابر قدرت شدن دارن ...
با تیکه آخر حرفت موافقم ، زمانی که ما پیکان انگلیسی را مونتاژ میکردیم کره نمیدانست ماشین یعنی چی ولی حالا سالهاست آشغالترین خودروی کره جنوبی یعنی پراید شده پر تیراژترین خودرو ما !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دوست عزیز ارتش کره چی تولید میکنه ؟ حتما ساندویچ ساز ! بنده خدا کدوم کشور با تولید یخچال و فریزر و موبایل ماشین شده ابر قدرت ؟! ارتش کره بدون اجازه آمریکا نفس نمیکشه شما میگی کره ابرقدرت میشه ؟ اگر به تولید این محصولات باشه که ژاپن از کره جلو تره ولی ژاپن هم مثل کره مستعمره آمریکاست .
تمام صنایع کره ای پایه امریکایی دارند. به موقع نوکشونو می چینن. تو نگران نباش. برای قدرت آینده بودند فاکتور های دیگه ای هم لازمه.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.