تفسيري تازه از عدالت در بالا و پايين ورزش؛
قطبي گرانتر از جرج بوش، قهرمان ارزانتر از كارگر
به راستي، آقاي سكاندار ورزش، پس از اين روزهايي كه چه پاسخي براي ملت خواهند داشت؟ دغدغهها آوردن به اصطلاح مديراني بود كه به جز گوش به حرف بودن، تنها هنرشان خالي كردن خزانه بيتالمال و جذب چند مربي امثال قطبي و راهي كردن آنها با يك گاوصندوق اسكناس بوده است؟ مديراني كه در صورت بوجود آمدن فاجعهاي همچون قرارداد قطبلي كه به زعم برخي رسانهها حكم قرارداد تركمنچاي را دارد، هيچ تاواني نميدهند و در كمال آرامش روي كرسيهاي مديريتي لم ميدهند.

اعلام يك خبر جامعه ورزش را شوكه كرد؛ مردي كه لبخند ميزد، به سادگي مردمي ميخنديد كه نمي دانستند او در طول دو سالي كه ميهمان پرسپوليس خواهد بود، روزانه بيش از 2400 دلار به جيب خواهد زد.
به گزارش خبرنگار ورزشي تابناك، چندين سال بود كه نامش در برخي رسانهها منتشر ميشد و حتي به نقل از او عنوان شده بود كه حاضر است FREE براي ايران كه وطن حقيقي اوست، مربگيري كند! او يك مربي بينالمللي بود كه بالاخره پايش به ايران باز شد تا پس از يك سال موفق، آنكه چراغ سبز را به او نشان داد از دور خارج شود و بدين شكل مسير باقي ماندن قطبي در ايران هموار شود. در اين هنگام بود كه كم كم مشخص شد در فرهنگ بينالمللي، هميشه FREE مفهوم رايگان را متبادر نميسازد!
مربي ايراني- آمريكايي تيم شبه دولتي پرسپوليس با در اختيار گرفتن كلكسيون بازيكنان تكنيكي و منحصر به فرد كه هركدام به خودي خود و فارغ از تاكتيكهاي معمول مي توانند تعيينكننده باشند و نتيجه ديدارها را تغيير دهند، براي دومين بار روي نيمكت تيمي نشست و به اندازهاي كه اين تيم و هوادارنش را دوست داشت، بابتش دلار دريافت كرد.
او كه به نظر ميرسيد برخي رفتارهاي فوتبال بينالمللي همچون لبخند زدن به هواداران در سختترين شرايط، بكارگيري الفاظ معمول اروپايي همچونCrazy و Animal و انجام يك گفتگوي تند براي رسيدن به خواستهايش، عقد قرارداد با ارزهاي بينالمللي را از دستياري گاس هيدينگ، پيم وربيك و ادووكات فرا گرفته بود، از سوي برخي اشخاص مامور شد تا بار ديگر پرسپوليس را قهرمان ليگ برتر سازد تا مشخص شود با رفتن چند نفر از پرسپوليس هيچ اتفاقي نيافتاده و بدين سبب حاميان او كه در طبقه چهارم به استقبالش رفتند، تمامي شروط قطبي را پذيرفتند تا بهانهاي براي اين مربي نماند و او راهي جز قهرماني اين تيم نداشته باشد.
به گزارش خبرنگار ورزشي تابناك، چندين سال بود كه نامش در برخي رسانهها منتشر ميشد و حتي به نقل از او عنوان شده بود كه حاضر است FREE براي ايران كه وطن حقيقي اوست، مربگيري كند! او يك مربي بينالمللي بود كه بالاخره پايش به ايران باز شد تا پس از يك سال موفق، آنكه چراغ سبز را به او نشان داد از دور خارج شود و بدين شكل مسير باقي ماندن قطبي در ايران هموار شود. در اين هنگام بود كه كم كم مشخص شد در فرهنگ بينالمللي، هميشه FREE مفهوم رايگان را متبادر نميسازد!
مربي ايراني- آمريكايي تيم شبه دولتي پرسپوليس با در اختيار گرفتن كلكسيون بازيكنان تكنيكي و منحصر به فرد كه هركدام به خودي خود و فارغ از تاكتيكهاي معمول مي توانند تعيينكننده باشند و نتيجه ديدارها را تغيير دهند، براي دومين بار روي نيمكت تيمي نشست و به اندازهاي كه اين تيم و هوادارنش را دوست داشت، بابتش دلار دريافت كرد.
او كه به نظر ميرسيد برخي رفتارهاي فوتبال بينالمللي همچون لبخند زدن به هواداران در سختترين شرايط، بكارگيري الفاظ معمول اروپايي همچونCrazy و Animal و انجام يك گفتگوي تند براي رسيدن به خواستهايش، عقد قرارداد با ارزهاي بينالمللي را از دستياري گاس هيدينگ، پيم وربيك و ادووكات فرا گرفته بود، از سوي برخي اشخاص مامور شد تا بار ديگر پرسپوليس را قهرمان ليگ برتر سازد تا مشخص شود با رفتن چند نفر از پرسپوليس هيچ اتفاقي نيافتاده و بدين سبب حاميان او كه در طبقه چهارم به استقبالش رفتند، تمامي شروط قطبي را پذيرفتند تا بهانهاي براي اين مربي نماند و او راهي جز قهرماني اين تيم نداشته باشد.
او قراردادي بست و شرايطي را در اين قرارداد گنجاند كه با انتشار آنها، آه از نهاد هرشنونده برخواست و به سادگي بيتدبيري گروهي كه پرطرفدارترين تيم كشور به آنها سپرده شده است را مشخص ساخت. نخستين خواست او بكارگيري مربي و بازيكني برزيلي بود كه سوابق آنها نشان داد، جايگاهشان در حد كوچكترين مربيان و بعضاً بازيكنان تيمهاي ليگ برتري نيز نيست.
براي او منزلي در تهران و حتي منزلي در امارات براي سفرهايش تهيه شد و اجازه داده نشد، كوچك ترين كمي و كاستي وجود داشته باشد.
تيمي كه در طول سالهاي اخير يك روز بدون دغدغههاي مالي را سپري نكرده بود، به معدن طلا خورده بود و هرآنچه اين مربي اراده كرد، فراهم شد اما انگار قطبي اين بار روي دور شانس نيست و تفكرات بين المللي او با در اختيار داشتن ارتشي از بهترين بازيكنان فوتبال ايران، نمي تواند حتي يك نيمفصل را مقتدرانه پشت سر بگذارند و همچون سال نخست از نيمفصل دو در دستانداز بيافتد.
او هرگاه ميباخت، بهانه اي آورد، تا جايي كه برخلاف گفته اش كه تا پايان فصل قصد نداشت از داوري ها سخن به ميان آورد، پاي قضاوتها را نيز وسط كشيد و اين مسئله را هم در شكستهايش دخيل كرد. با اين حال ضعف تاكتيكي تيم قطبي، عليالخصوص در خط دفاعي غيرقابل انكار بود و هيچ كارشناسي نتوانست منكر آن شود كه بسياري از سه امتيازهايي كه در چهارده هفته حضور اين مربي روي نيمكت به دست آمد، تنها دستاورد توانمنديهاي فردي بازيكنان توانمندي بود.
با يكي، دو شكست ديگر صداي معترضان به اين مربي به اطلاح بينالمللي بالا ميرفت و اين بار او قرباني ميشد اما هياتمديره پرسپوليس با چندين شكست ديگر نيز بعيد به نظر ميرسد، تصميمي را اتخاذ كند، كه آن يك ميليون دلار آب مي خورد! در واقع در قرارداد قطبي بندي ذكر شد كه بر اساس آن در صورت اخراج قطبي اين باشگاه مكلف بود رقم كل قرارداد اين مربي را پرداخت كند.
مگر اين رقم شامل چه عددي ميشد؟ يك ميليون و هشتصد هزار دلار كه هشتصد هزار دلار براي سال نخست و مابقي براي سال دوم در نظرگفته شد بود! اما او در صورت اخراج ميليونري ميشد كه حتي باشگاههاي عربي نيز حاضر نبودند، براي او سر كيسه را شل كنند. او ترجيح داد در هنگامه ناكامي پرسپوليس و در وقاتي كه بهانهاي براي فرار از شكستها وجود ندارد، با سابقه مربيگري پرسپوليس و دستياري گاس هيدينگ، پيم وربيك و ادووكات در يك كشور ديگر، به عنوان گرانترين مربي تاريخ ورزش ايران، محترمانه از پرسپوليس برود و منتظر پيشنهادهايي باشد كه قطعاً در روياييترين شرايط نيمي از رقم قراردادش با پرسپوليس نيز نخواهد بود.
يك خواست او كه احتمالاً حفظ برزيليهايي بود كه بار فني شان در يك دوره خيلي كوتاه مشخص شده و هيات مديره پرسپوليس را واداشت تا آنها را محترمانه اخراج كند يا بهانه كذايي كمبود امكانات محل تمرين، ظرف چهارده روز اجابت نشد تا او طبق حقي كه براي او در قرارداد منعقده در نظر گرفته شده استعفاء دهد و كل مبلغ قرارداد آن سالش را دريافت كند.
در واقع با اين قرارداد، او ميتواند سي درصد از رقم قرارداد باقي مانده از سال نخستش (هشتصدهزار دلار) را نيز مطالبه كند و در صورتي كه از اين رقم نيز بگذرد،چيزي از دست نداده است.
او از يك باشگاه وابسته به دولت حقوقي دريافت كرد كه حتي از حقوق جرج دبليو بوش رئيسجمهور آمريكا(حدود 720 هزار دلار) نيز بيشتر باشد.
شايد عده اي بگويند، به كسي چه ربطي دارد كه پرسپوليس چنين قراردادي را منعقد كرده و يك باشگاه حق دارد هر تصميمي بگيرد كه اين مسئله قابل قبول است اما نه يك باشگاه دولتي كه اعضاء هيات مديره اش توسط معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان تربيتبدني منصوب ميشوند.
اين بالاي ورزش بود كه صفرها مقابل رقمهايي كه براي اشخاص پرداخت ميشود، خودنمايي مي كند و حسرت را بر دل هر دلسوز ورزش باقي مي گذارد، آن هنگام كه سرها كمي خم ميشود و پايين ورزش نظاره ميشود.
كمي كه پايينها را نگاه كرد، مربيان شهرستاني كه براي سرپا نگه داشتن تيمشان كه نه يك علي كريمي دارد و نه يك كريم باقري، صورتشان را سرخ ميكنند و نهار پيش از ديدارشان نان و تخم مرغ است، اوج حرفه ايگيري فوتبال و ثمرات خصوصيسازي را مشخص ميكند. به راستي بهتر نبود، اين تيمها نيز دولتي مي ماندند و با نيمي از امكانات و اعتباري كه پرسپوليس از آن برخوردار است، زندگي را تجربه ميكردند؟
شايد مديري به واسطه لجبازي با ديگري درب يك خزانه كوچك را نيز به روي آنها ميگشود. با اين حال اينجا هنوز جاي اميدواري وجود دارد و شايد بهتر باشد از طبقه چهارم، سرمان را آنقدر خم كنيم كه اشك هاي يك قهرمان را ببنيم.
هنگامي كه پس از درخشش در المپيك به كشور بازگشته و بار ديگر در قامت كارگري قصد دارد، شغل اصلياش را پيگيري كند اما تا مرز اخراج از كار پيش ميرود و در آخر نيز با هزار و يك التماس مي تواند شغلش را حفظ كند. او ملتمسانه مي خواهد تا حقوقي چند صدهزارتوماني يا چند صد دلاري به صورت ماهيانه و در طول سال براي دو درنظر بگيرند تا همچون يك فرد شاغل بتواند در تمرينات تيم ملي حاضر شود اما انگار كسي چيزي نميشنود. به هر حال فدراسيون چنين بودجهاي در اختيار ندارد و عليالظاهر قيمت قهرمان ارزان تر از يك كارگر است! او نيز به همين سادگي از صحنه قهرماني كنار ميرود تا هرچه از713روز باقي مانده تا سفر به گوانگ ژو و البته 1335روز باقي مانده تا سفر به لندن مي گذرد، تشويشها بيش از پيش شود.
به راستي، آقاي سكاندار ورزش، پس از اين روزهايي كه چه پاسخي براي ملت خواهد داشت؟ دغدغهها، آوردن به اصطلاح مديراني بود كه به جز گوش به حرف بودن، تنها هنرشان خالي كردن خزانه بيتالمال و جذب چند مربي امثال قطبي و راهي كردن آنها با يك گاوصندوق اسكناس بوده است؟ مديراني كه در صورت به وجود آمدن فاجعهاي همچون قرارداد قطبي كه به زعم برخي رسانهها حكم قرارداد تركمنچاي را دارد، هيچ تاواني نميدهند و در كمال آرامش روي كرسيهاي مديريتي لم ميدهند.
اين صرف و نحو ساده شرايط عادلانه از بالا تا پايين ورزشي است كه عنوان چهارم بازيهاي آسيايي گوانگژو و مدالهاي رنگارنگ بازيهاي المپيك لندن را نشانه رفته و قطعاً مي تواند به سادگي به آن دست يابد.
آيا به واقع اصلاحي در كار خواهد بود يا همه چيز نهايتاً به يك تذكر آقاي رئيس و بهبه و چهچه مرئوسين ختم خواهد شد. همگان نشسته اند تا اجراي عدالت در ورزش محقق شود و پيش از آنكه عدالت را با متر در ورزشگاهها سنجيد، با نزديك كردن، حرارت آتش گداخته به دست برادر ديني، يادآور شد چه عاقبتي در پيش است و چگونه اصلاحات كارساز خواهد شد. اما آيا اصولاً لزوم اصلاح احساس ميشود؟!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
به جای بحث و جدل و خاله زنک بازی نیم نگاهی به جایگاه ایران در جهان بیندازید..تا وقتی پای این حرف ها و خاله زنک بازیها در میان باشد خبری از پیشرفت این کشور نیست.....
بدليل دولتي بودن باشگاه پرسپوليس سازمان بازرسي كل كشور ميتواند وبايد وارد عمل شده تا عملكرد چند ساله اخير مديران بي كفايت اين باشگاه را بررسي وحقوق بيت المال را از حلقومشان بيرون بكشد
جالب اینه که هنوز هم خیلیا سنگ قطبی رو به سینه می زنند که یکی از دلایلش میتونه نداشتن و از بین رفتن حس عزت نفس ملی و سوپرمن دانستن هر کسی باشه که با ژست خارجی...
بگذریم.
در ضمن شما برادران خبرگزاری هم غیر از قطبی سوزه های جالب تری مثل علی دایی هم دارین.ولی حالا چون قطبی از مملکت رفته همه خراب شدن سرش.چرا به پدرخونده های فوتبال کثیف ایران گیر نمیدین؟نکنه نمیبینید این همه کثافتی رو که این سالها علنا داره گندش فوتبال و ورزش ایران رو خفه میکنه.
چرا به امثال علی دایی گیر نمیدین که رییس فدراسیون مثل کارمند زیر دستشه.
چرا....
قطبی هر آدم دو رنگی هم که بود،به هر حال الان رفته.ما بدتر از قطبی ها و مفتضح تر از این ترکمان چای ها کم تو فوتبال خودمون و بین به قولی وطنی ها نداریم...
تحلیلتان جالب بود...متاسفانه در فوتبال مافیا داریم..
باسلام قطبي فقط يك تاجر بود كه با حرفهاي قشنگش ايرانيها را فريب ميداد و فكر ميكرد در ايران كسي نميتواند دستش را رو كند. واقعا اين آدم بار فني براي تيم پيروزي داشت؟ فردوسي پور دست اين آقا را رو كرد و او فهميد ديگر نميتواند مردم را فريب دهد. پس فرار كرد.
پولی که گرفته نوش جونش
حقش بود ، کوچکترین کاری که در ایران انجام داد این بود که ادب و احترام گذاشتن به یکدیگر هم میتونه در فوتبال ایران وجود داشته باشه و افشین قطبی یک انسان به تمام معنا بود و هست ، و بهتر از همه این که خوب شد رفت .
واقعا از صميم قلب براتون متاسفم كه در انعكاس نظرات اينقدر گزينشي و سليقه اي عمل مي كنيد، گفته بودم اگر اندگي صداقت داريد برويد و تلاش كنيد تا قرارداد هاي مربيان فعلي تيم ملي و استقلال را فاش كنيد تا مردم واقعا بفهمند كه گرانترين مربي تاريخ فوتبال كيست، مربي كه قصل قبل هفتصد هزار دلار گرفته، چرا تصور مي كنيد كه اگر براي فصل جديد و پس از قهرمان كردن تيم، اگر نهصد هزار دلار بگيرد عجيب است؟ چرا هيچ كس كاري به كار مديران قبلي ندارد؟ شما كه ادعاي صداقت و درستي مي كنيد چرا يقه حاج حبيب را نمي گيريد؟
تو اين مملكت خيليها دارن از بيت المال ميخورن اون شما گير دادي به اين موضوع!
مافیای فوتبال!... فقر مردم.... پول نفت....! مدیر....! فساد در همه جا مردم کجا بروند این گند ورزش ... این قرار اجباری نبود شما حق ندارید با او این طوری رفتار کنید انصاف شما کو .... این ملت چه گناهی دارد که زمام امور را به این به اصطلاح مدیر داده اند
ایشان تقصیر ندارند صحبتهای آقای کاشانی را هم مطالعه بفرمایید با تمام این حرفها هنوز میتوان آقای قطبی را برگرداند چون که ارزشش را داره .. خوب فکر کنید (چاپ کنید)
حلالش باشه حداقل یک سال رویایی را برای هواداران به وجود اورد
خانه فوتبال ایران از پای بست ویران است. نگاهی به قراردادهای چند صد میلیونی بازیکنان فوتبال بیاندازید و هنر تک تکشان را بادیگر جوانان که خیر حتی با دیگر ورزشکاران رشته های دیگر که در سطوح جهانی پرچم پرافتخار ایران را به اهتراز درمی آورندو درآخر یک سئوال کماکان بی پاسخ آیاآقایان مدیران تیمهای فوتبال اگر از جیب مبارکشان خرج مینمودند باز هم شاهد چنین قرارداهائی بودیم
متاسفانه از مدتها قبل، ورزش و به ویژه فوتبال، دستاویز گروهی جهت رسیدن به اهداف سیاسی و در راس آن جمع آوری رای شده است. اما در کمال تاسف باید گفت که در حال حاضر این مسئله به اوج رسیده است.
سایت محترم تابناک. این وضعیت واقعیت باشگاههای دولتی است که منابع مالی شان را دولت تامین میکند. مدیران و هیئت مدیره هیچ سهمی در سود وزیان باشگاه ندارند.اگر اقبال عمومی به یک فردی مثل آقای قطبی باشد از آنجا که حقوق و دستمزد نامبرده 10برابر مبلغ قرارداد فعلی هم باشد مدیران باشگاه حاضرند بپردازند چون که از جیب خودشان نیست که حساس باشند . بلکه از منابع دولت (مردم) پرداخت میکنند. حالا اگر انتقادی از گران بودن قطبی میشود این انتقاد به دولتی بودن ساختار باشگاه برمیگردد . لذا هرچه زودتر به ضرورت اجرای اصل 44 میرسیم تا اینگونه مردم ضرر نکنند.
نکند مشکل اصلی شما حاج حبیب کاشانی است؟!
بايد ديد دلال اينكار اكنون در كجاست و چه كسي است ؟
اشکالی نداره نوش جانش! بقول اون عربه توی اون سریال طنز ملکی ایرلاین: "فلوس موجود"!!!
خیلی بدبینانه وغرض ورزانه بود.بررسی کنید دیگر مربیان هم کمتر از اینها نمیگیرند قطبی کسی را مجبور نکرد که با او قرارداد ببندد.
تقصير مديران پرسپوليسه
علی آبادی به درد شهرداری می خوره نه ورزش . کفاشیان هم هیچ اختیاری از خود ندارد - ای کاش کاشانی از دارودسته قالیباف نبود تا اخراج نشود.
مال مفت و دل بي رحم !!!
فقط یک جمله می توان گفت :
"ترکمانچایی دیگر این بار در فوتبال "
اقایان بررسی کنید دیگر مربیان هم کمتر از اینها نمیگیرند در ثانی مقصر دولت است چرا این باشگاهها را به بخش خصوصی واگذار نمي كند.
اين يك نمونه كوچك ازتاراج بيت المال دركشورماست . مملكتي كه بي قانون باشد وهرمديري سازخودرا بزند بهترازاين نميشود.كارمسئولين شده فقط حرف وشعار.
دمتان گرم تحليل جالبي بود البته قابل تامل.
قطبی کسی را مجبور نکرد که با او قرارداد ببندد. این مدیران باشگاه پرسپولیس هستند که باید پاسخگو باشند.
خیلی بدبینانه وغرض ورزانه بود.
این قرار داد نشان دهنده اوج هوش قطبی و حماقت برخي اقایان است...
وضعیت افراد علمی این کشور که در کمال گمنامی و کمی حقوق برای کشور خود افتخار می آفرینند با این افراد مقایسه کنید! براستی کجا می رویم؟
ورزشكاران را برای كسب مدال به المپیك نفرستادیم،بلكه بازیهای المپیك تمرینی است براي جام هاي بينالمللي!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.