از تقاضا تا عرضه؛
پشت پرده بازار گواهی ظرفیت برق در ایران/ وزارت نیرو و یک گره کور!
آمار وزارت نیرو از بازار گواهی ظرفیت برق نشان میدهد تقاضای معرفیشده به ۵۷۲۹ مگاوات رسیده اما عرضه قابل معامله ۱۶۹۶ مگاوات است؛ شکافی که پرسشهایی را ایجاد میکند.

به گزارش خبرنگار انرژی تابناک، آمارهای منتشرشده از سوی وزارت نیرو درباره بازار گواهی ظرفیت برق، تصویری قابل تأمل از هزینه دسترسی به ظرفیت جدید برق در ایران ترسیم میکند؛ بازاری که در آن تقاضای معرفیشده برای خرید گواهی ظرفیت به ۵۷۲۹ مگاوات رسیده، اما ظرفیت قابل عرضه اعلامشده فقط ۱۶۹۶ مگاوات است.
فاصله این دو رقم به حدود ۴۰۳۳ مگاوات میرسد؛ شکافی که اگرچه بهتنهایی به معنای قطع برق یا رد قطعی درخواست صنایع نیست، پرسشهای مهمی درباره کفایت عرضه، هزینه توسعه صنعتی و شفافیت سازوکار تأمین ظرفیت برق ایجاد میکند.
اهمیت گواهی ظرفیت برق برای صنایع
گواهی ظرفیت برق، ابزار معاملاتی مرتبط با تأمین ظرفیت مورد نیاز مصرفکنندگان است و نباید آن را با خرید برق مصرفی بر حسب کیلوواتساعت اشتباه گرفت. یک صنعت برای فعالیت روزمره به انرژی الکتریکی نیاز دارد، اما برای ایجاد انشعاب جدید یا افزایش ظرفیت قراردادی، موضوع تأمین ظرفیت نیز مطرح است.
بیشتر بخوانید:
بحران آب پشت دیوار نیروگاهها و پالایشگاهها
گواهی ظرفیت در همین چارچوب اهمیت پیدا میکند: دسترسی به ظرفیت جدید برق میتواند برای طرحهای توسعهای، کارخانههای تازهتأسیس و واحدهایی که قصد افزایش تولید دارند، به یک مؤلفه هزینهای مهم تبدیل شود.
بر اساس آییننامه اجرایی بند «ب» ماده ۴۳ قانون برنامه هفتم پیشرفت، تأمین برق متقاضیان جدید و مشترکانی که خواهان افزایش ظرفیت هستند، به خرید و ارائه گواهی ظرفیت مطابق ضوابط وزارت نیرو گره خورده، بنابراین، بحث صرفاً درباره یک ابزار بورسی نیست؛ مقررات این بازار میتواند بر مسیر دسترسی متقاضیان به ظرفیت برق اثر بگذارد.
اهمیت این سازوکار زمانی بیشتر میشود که بدانیم سرمایهگذاری صنعتی، پیش از آغاز تولید، با هزینههای زمین، تجهیزات، تأمین مالی، زیرساخت و مجوزها روبهروست. اگر تأمین ظرفیت برق نیز به هزینهای قابل توجه و متغیر تبدیل شود، برآورد اقتصادی پروژهها پیچیدهتر خواهد شد.
با این حال، برای تعیین میزان دقیق اثر گواهی ظرفیت بر هزینه تمامشده تولید، باید قیمت خرید، میزان ظرفیت مورد نیاز هر صنعت و سایر هزینههای اتصال و تأمین برق بهصورت جداگانه بررسی شوند.
شکاف ۴۰۳۳ مگاواتی؛ عرضه کجا ایستاده؟
بر اساس گزارشی که ۲۲ مهر ۱۴۰۵ (۱۴ اکتبر ۲۰۲۶) به نقل از وزارت نیرو منتشر شد، تاکنون ۴۸۶ مشترک بزرگ با قدرت مصرف بیش از پنج مگاوات برای خرید گواهی ظرفیت به بورس انرژی معرفی شدهاند. مجموع تقاضای معرفیشده این گروه ۵۷۲۹ مگاوات اعلام شده، در حالی که گواهی ظرفیت قابل عرضه در بازار ۱۶۹۶ مگاوات بوده است.
محاسبه این ارقام نشان میدهد عرضه اعلامشده حدود ۲۹٫۶ درصد تقاضای معرفیشده است. حجم تقاضای اعلامی تقریباً ۳٫۴ برابر ظرفیت قابل عرضه بوده و فاصله عددی میان این دو به ۴۰۳۳ مگاوات میرسد.
البته این شکاف را نباید بدون توضیح بیشتر معادل «۴۰۳۳ مگاوات برق تأمیننشده» دانست. تقاضای معرفیشده برای خرید گواهی، الزاماً با تقاضای نهایی و قطعی معاملهشده برابر نیست؛ همچنین روشن نیست رقم عرضه اعلامشده تمام ظرفیت موجود در نظام برق کشور را پوشش میدهد یا فقط به گواهیهای قابل معامله در این بازار مربوط است.
بیشتر بخوانید:
زمستان و کابوس ناترازی انرژی/ وزارت نیرو در آزمون خاموشی!
برای نتیجهگیری قطعی، وزارت نیرو و بورس انرژی باید تعریف دقیق این دو شاخص، دوره زمانی محاسبه و وضعیت درخواستهای معرفیشده را منتشر کنند.
با وجود این ملاحظه، اختلاف میان دو رقم رسمی همچنان مهم است. وقتی تقاضای ثبتشده چند برابر عرضه قابل معامله گزارش میشود، پرسش اصلی درباره توان این سازوکار برای پاسخگویی به نیاز توسعه صنایع مطرح خواهد شد.
آیا عرضه گواهی ظرفیت متناسب با رشد درخواستها افزایش مییابد؟ چه میزان از تقاضا به معامله منجر میشود؟ و متقاضیانی که امکان خرید گواهی مورد نیازشان را پیدا نمیکنند، از چه مسیر و با چه هزینهای به ظرفیت برق دسترسی خواهند داشت؟
معاملات میلیاردی؛ یک ابهام جدی در رقم ارزش بازار
همان گزارش اعلام کرده است که تا زمان انتشار خبر، ۱۷۱۴ معامله گواهی ظرفیت به ارزش ۱۲۳ هزار و ۶۶۵ میلیارد ریال انجام شده و حداکثر قیمت ثبتشده به حدود ۱۰۶ میلیون ریال به ازای هر کیلووات رسیده است. همچنین در شهریور ۱۴۰۵، تعداد ۱۲۵ معامله به حجم ۸۲ مگاوات و ارزش ۷۳۱۲ میلیارد ریال ثبت شده است.
اما در بازنشر این خبر، عنوان «معامله بیش از ۱۲۳ همت» دیده میشود؛ عنوانی که با رقم ریالی متن سازگار نیست. ۱۲۳ هزار و ۶۶۵ میلیارد ریال، با تبدیل هر ۱۰ ریال به یک تومان، معادل ۱۲ هزار و ۳۶۶٫۵ میلیارد تومان یا حدود ۱۲٫۳۷ همت است، نه ۱۲۳ همت. بنابراین، پیش از انتشار هر ادعایی درباره ارزش ریالی بازار، لازم است واحد و رقم نهایی با منبع اصلی تطبیق داده شود. این اختلاف در تبدیل واحد، حدود ده برابر است و نباید در گزارشهای اقتصادی بدون اصلاح تکرار شود.
قیمت نیز نیازمند توضیح دقیقتری است. نرخ حداکثری اعلامشده، یعنی حدود ۱۰۶ میلیون ریال به ازای هر کیلووات، معادل ۱۰٫۶ میلیون تومان به ازای هر کیلووات است. با این حال، برای برآورد هزینه واقعی یک متقاضی، تنها قیمت حداکثری کافی نیست؛ باید مشخص شود هر خریدار چه میزان ظرفیت، در چه مقطع زمانی و با چه شرایط قراردادی تهیه کرده است. همچنین میانگین قیمت معاملات، توزیع قیمتها و حجم گواهیهای معاملهشده باید در دسترس باشد تا بتوان از یک سقف قیمتی به ارزیابی اقتصادی قابل اتکا رسید.
روند بازار چه میگوید؟
آمار منتشرشده در خرداد ۱۴۰۵ نیز نشان میداد از آغاز فعالیت بازار گواهی ظرفیت در سال ۱۳۹۸ تا پایان اردیبهشت همان سال، مجموع حجم معاملات به ۲۸۲۵ مگاوات رسیده است. در آن مقطع، ۱۴۴۷ معامله به ارزش ۱۰۷ هزار و ۱۸۶ میلیارد ریال گزارش شده بود.
همچنین ۴۵۱ مشترک بزرگ با مجموع نیاز ۵۶۳۲ مگاوات برای خرید گواهی معرفی شده بودند و عرضه قابل معامله ۱۶۹۲ مگاوات اعلام شده بود.
مقایسه این ارقام با دادههای مهرماه نشان میدهد تعداد مشترکان معرفیشده از ۴۵۱ به ۴۸۶ نفر و تقاضای معرفیشده از ۵۶۳۲ به ۵۷۲۹ مگاوات افزایش یافته است. عرضه اعلامشده نیز از ۱۶۹۲ به ۱۶۹۶ مگاوات رسیده؛ یعنی در این دو مقطع، عرضه گزارششده تنها چهار مگاوات افزایش داشته، در حالیکه تقاضای معرفیشده ۹۷ مگاوات بیشتر شده است.
این مقایسه، بهتنهایی روند کامل بازار یا میزان کمبود واقعی را اثبات نمیکند؛ زیرا برای ارزیابی دقیق باید تاریخهای مبنا، نحوه ثبت درخواستها، گواهیهای جدید عرضهشده و معاملات قطعی در یک مجموعه داده همسان بررسی شوند. با این حال، ارقام منتشرشده ضرورت انتشار منظم و تفکیکشده آمار عرضه، تقاضا، معاملات و درخواستهای تعیینتکلیفنشده را نشان میدهد.
تجربه جهانی چه میگوید؟
چالش دسترسی به ظرفیت برق منحصر به ایران نیست. آژانس بینالمللی انرژی در گزارش «برق ۲۰۲۶» بر اهمیت توسعه شبکه، مدیریت ازدحام و اصلاح مقررات اتصال تأکید کرده است.
بر اساس این گزارش، بیش از ۲۵۰۰ گیگاوات پروژه تجدیدپذیر، ذخیرهسازی و مصرفکنندگان بزرگ در جهان در صف اتصال به شبکه قرار دارند. این رقم، آمار مربوط به بازار گواهی ظرفیت ایران نیست؛ بلکه نشان میدهد حتی در بازارهای بزرگ برق نیز فاصله میان رشد تقاضا، توسعه تولید و آمادگی شبکه میتواند به مانعی برای اتصال پروژههای جدید تبدیل شود.
در مورد ایران نیز اداره اطلاعات انرژی آمریکا در تحلیل کشوری خود نوشته که سال ۲۰۲۳، تقاضای اوج برق از عرضه حدود ۱۲ گیگاوات بیشتر بوده و ظرفیت قابل دسترس کمتر از ۷۸ درصد ظرفیت نصبشده برآورد شده است.
این داده مربوط به سال ۲۰۲۳ است و نباید آن را بهعنوان برآورد وضعیت سال ۱۴۰۵ به کار برد؛ با این حال، تصویری از چالشهای ساختاری تأمین برق ایران در سالهای گذشته ارائه میکند.
تجربه جهانی یادآور میشود که ظرفیت نصبشده نیروگاهها با ظرفیت قابل اتکای شبکه یکسان نیست. وضعیت سوخت، تعمیرات نیروگاهها، محدودیت خطوط انتقال، ظرفیت پستها و مدیریت بار میتوانند بر توان واقعی تأمین برق اثر بگذارند.
ارزیابی بازار گواهی ظرفیت باید در کنار برنامه توسعه نیروگاهها، سرمایهگذاری شبکه و پیشبینی رشد تقاضا انجام شود، نه جدا از آنها.
وزارت نیرو پاسخ بدهد
جدا از بالا بودن تقاضا یا پایین بودن عرضه؛ مسئله این است که متقاضیان و سرمایهگذاران برای تصمیمگیری به دادههای دقیق و قابل مقایسه نیاز دارند. وزارت نیرو و بورس انرژی باید روشن کنند که از ۵۷۲۹ مگاوات تقاضای معرفیشده، چه میزان به خرید قطعی منجر شده و چه مقدار همچنان در انتظار معامله است.
همچنین باید مشخص شود عرضه ۱۶۹۶ مگاواتی دقیقاً شامل چه نوع گواهیهایی است، چه برنامهای برای افزایش عرضه وجود دارد و متقاضیان فاقد گواهی چگونه میتوانند درخواست خود را پیگیری کنند.
شفاف شدن هزینه تأمین ظرفیت و ساماندهی دسترسی متقاضیان
انتشار میانگین قیمت، حجم ماهانه عرضه، حجم تقاضای جدید، تعداد درخواستهای معطلمانده و زمان متوسط تعیینتکلیف هر درخواست میتواند تصویر روشنتری از عملکرد بازار ارائه کند. توضیح رسمی درباره اختلاف واحد ارزش معاملات نیز ضروری است تا ارقام مربوط به این بازار در رسانهها و گزارشهای اقتصادی با خطای محاسباتی بازنشر نشوند.
گواهی ظرفیت میتواند ابزاری برای شفافتر شدن هزینه تأمین ظرفیت و ساماندهی دسترسی متقاضیان باشد؛ اما کارآمدی آن به وجود عرضه کافی، قواعد روشن، رقابت مؤثر و انتشار منظم دادهها بستگی دارد.
وقتی تقاضای معرفیشده بیش از سه برابر عرضه اعلام میشود، پاسخگویی درباره نحوه تخصیص ظرفیت و برنامه افزایش عرضه دیگر موضوعی حاشیهای نیست؛ بخشی از الزامات شفافیت در بازاری است که تصمیمهای آن میتواند بر توسعه صنایع اثر بگذارد.
آمار وزارت نیرو از شکاف قابل توجه میان تقاضا و عرضه قابل معامله گواهی ظرفیت حکایت دارد، اما برای تبدیل این شکاف به برآوردی از کمبود واقعی برق یا هزینه تحمیلشده به صنایع، اطلاعات بیشتری لازم است. انتشار دادههای تفصیلی و رفع ابهام در ارزش معاملات، نخستین گام برای روشن شدن وضعیت این بازار است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید



نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.