مردم زورشان فقط به دستبند به دستها میرسد
رابعه موحد*

سالهاست که دستگاه قضایی کشور مجرمانی را که در قانون مجازاتشان اعدام است، مجازات میکند؛ افرادی که چه در ملاءعام و چه در زندانها سرشان بالای دار رفته و مردهاند. اما در این میان، داستان همیشه داستان انتقام نبوده است.
چندسالی میشود که بخشش اولیایدم مقتولان، در بعضی از صحنههای اعدام تبدیل به یکی از صحنههای دیدنی شده است؛ صحنهای که یک سر بالای دار رفته، شیون چندنفر از بستگان قاتل و گریه اولیایدم از اجزای آن هستند و بعد از چند دقیقه و رفتن سر فرد اعدامی بالا دار، با عوض شدن تصمیم اولیایدم، سرنوشت او عوض میشود. آخرینباری که این اتفاق افتاده، بازمیگردد به چندروز پیش، که در مشهد قرار بود شخصی که یکی از ماموران نیروی انتظامی را کشته بود اعدام شود و وقتی چهارپایه از زیر پای او کشیده شد، اولیایدم از خواستهشان برای اعدام او گذشتند و وقتی او داشت در هوا تاب میخورد، ماموران او را پایین کشیدند.
گذشت از درخواست اعدام برای افراد حالا چندسالی میشود که بین مردم ایران تبلیغ میشود اما این در حالی است که میبینیم در کنار این تبلیغها، باز هم روحیه انتقام در بین مردم بیشتر موج میزند تا بخشش و این موضوعی است که باید از چند لحاظ بررسی شود. نکته اول در اینباره این است که ما در سالهای گذشته دیدهایم با اینکه مسئولان قضایی همواره از تقویت روحیه بخشش در بین مردم دم زدهاند ولی از طرف دیگر با افزودن عناوین مجرمانه برای کسانی که اعدام شاملشان میشود، عکس آن عمل کردهاند. مثلا کسانی که دزدی و زورگیری کرده بودند و سال پیش اعدام شدند.
موضوع اینجاست که مسئولان همواره خواستهاند اقتدار دستگاه قضایی را به رخ بکشند، غافل از اینکه اقتدار دولت و قوهقضاییه با بخشش است که بیشتر تبلیغ میشود نه انتقام؛ بهویژه بخشش در شرایط اقتصادی که در چندسال گذشته مردم ما دچارش شدهاند و به موازات آن دزدیها و جرایم خرد به گفته مسئولان انتظامی بسیار افزایش یافته است. ما در این سالها دیدهایم که گرانی مردم را به وضعیت دشواری انداخته و واکنش آنها نسبت به این وضعیت به چند روش تقسیم شده است: عدهای صرفهجویی کرده و سعی کردهاند این وضعیت زیاد به آنها فشار نیاورد، عدهای رشوه و زیرمیزی گرفتهاند و عدهای هم دزدی و در میان همه اینها، واکنش مسئولان به کسانی که مقدار کمی پول دزدیدهاند، بسیار شدیدتر از موارد دیگر بوده و این به دلیل آن است که آشکارترین خلافی که در این میان اتفاق افتاده، دزدی است؛ خلافی که بدترین خلافها نیست ولی آشکارترین آنهاست و به همین دلیل هم است که پلیس و مردم فکر میکنند که اگر زورگیرها را بگیرند و اعدام کنند، همه مشکلات حل میشود؛ موضوعی که صداوسیما هم به آن کمک زیادی کرده و به جای آنکه بخشش را همراه با آگاهیرسانی درباره علل این اتفاقات بین مردم تبلیغ کند، آنها را بیشتر به سمت انتقامجویی سوق داده است.
نکته دیگر این است که تعداد زیادی از مردم ما وقتی میشنوند کسی به هرجرمی اعدام شده، خیلی زود جمله «حقش بود» را به زبان میآورند؛ جملهای که خیلی راحت و به دلیل خواست مردم برای داشتن امنیت به زبان آنها میآید. این یک واقعیت است که مردم ایران به این دلیل که نتوانستهاند با روشهای دیگر به امنیت برسند یا حداقل احساس آن را داشته باشند، فکر میکنند همینکه مجرمان اعدام شوند یا با آنها برخورد شدید شود، دیگر مسئله حل شده است.
همین موضوع هم است که باعث شده یک انتظار عوامانه بین مردم درباره اعدامها به وجود بیاید و آنها به دلیل نداشتن آگاهی کافی فکر کنند همینکه یک فرد به هرجرمی اعدام شد، بقیه عبرت میگیرند و دیگر به سراغ آنها نمیروند. این روند در کنار نبودن هیچ تلاشی برای آگاهیرسانی و شناختن دلایل ارتکاب جرایم به مردم، تشدید شده است. نکته سوم این است به دلیل اینکه در طول سالهای گذشته همیشه این افراد ردههای پایینتر جامعه بودهاند که به سزای اعمالشان رسیدهاند نه دانهدرشتها، این انتظار هم در بین مردم ایجاد نشده و زور آنها به هیچکسی نمیرسد مگر کسانی که دستبند به دستشان است.
همین موضوع هم است که باعث شده مردم از نظر روانی خودشان را از کسی که سرش بالای دار است جدا کنند و حتی به این فکر هم نیفتند که تا همین چندوقت پیش این فرد در همسایگی آنها زندگی میکرده است و این همان روحیهای است که روانشناسان به آن برائتجویی میگویند.
* روانشناس
چندسالی میشود که بخشش اولیایدم مقتولان، در بعضی از صحنههای اعدام تبدیل به یکی از صحنههای دیدنی شده است؛ صحنهای که یک سر بالای دار رفته، شیون چندنفر از بستگان قاتل و گریه اولیایدم از اجزای آن هستند و بعد از چند دقیقه و رفتن سر فرد اعدامی بالا دار، با عوض شدن تصمیم اولیایدم، سرنوشت او عوض میشود. آخرینباری که این اتفاق افتاده، بازمیگردد به چندروز پیش، که در مشهد قرار بود شخصی که یکی از ماموران نیروی انتظامی را کشته بود اعدام شود و وقتی چهارپایه از زیر پای او کشیده شد، اولیایدم از خواستهشان برای اعدام او گذشتند و وقتی او داشت در هوا تاب میخورد، ماموران او را پایین کشیدند.
گذشت از درخواست اعدام برای افراد حالا چندسالی میشود که بین مردم ایران تبلیغ میشود اما این در حالی است که میبینیم در کنار این تبلیغها، باز هم روحیه انتقام در بین مردم بیشتر موج میزند تا بخشش و این موضوعی است که باید از چند لحاظ بررسی شود. نکته اول در اینباره این است که ما در سالهای گذشته دیدهایم با اینکه مسئولان قضایی همواره از تقویت روحیه بخشش در بین مردم دم زدهاند ولی از طرف دیگر با افزودن عناوین مجرمانه برای کسانی که اعدام شاملشان میشود، عکس آن عمل کردهاند. مثلا کسانی که دزدی و زورگیری کرده بودند و سال پیش اعدام شدند.
موضوع اینجاست که مسئولان همواره خواستهاند اقتدار دستگاه قضایی را به رخ بکشند، غافل از اینکه اقتدار دولت و قوهقضاییه با بخشش است که بیشتر تبلیغ میشود نه انتقام؛ بهویژه بخشش در شرایط اقتصادی که در چندسال گذشته مردم ما دچارش شدهاند و به موازات آن دزدیها و جرایم خرد به گفته مسئولان انتظامی بسیار افزایش یافته است. ما در این سالها دیدهایم که گرانی مردم را به وضعیت دشواری انداخته و واکنش آنها نسبت به این وضعیت به چند روش تقسیم شده است: عدهای صرفهجویی کرده و سعی کردهاند این وضعیت زیاد به آنها فشار نیاورد، عدهای رشوه و زیرمیزی گرفتهاند و عدهای هم دزدی و در میان همه اینها، واکنش مسئولان به کسانی که مقدار کمی پول دزدیدهاند، بسیار شدیدتر از موارد دیگر بوده و این به دلیل آن است که آشکارترین خلافی که در این میان اتفاق افتاده، دزدی است؛ خلافی که بدترین خلافها نیست ولی آشکارترین آنهاست و به همین دلیل هم است که پلیس و مردم فکر میکنند که اگر زورگیرها را بگیرند و اعدام کنند، همه مشکلات حل میشود؛ موضوعی که صداوسیما هم به آن کمک زیادی کرده و به جای آنکه بخشش را همراه با آگاهیرسانی درباره علل این اتفاقات بین مردم تبلیغ کند، آنها را بیشتر به سمت انتقامجویی سوق داده است.
نکته دیگر این است که تعداد زیادی از مردم ما وقتی میشنوند کسی به هرجرمی اعدام شده، خیلی زود جمله «حقش بود» را به زبان میآورند؛ جملهای که خیلی راحت و به دلیل خواست مردم برای داشتن امنیت به زبان آنها میآید. این یک واقعیت است که مردم ایران به این دلیل که نتوانستهاند با روشهای دیگر به امنیت برسند یا حداقل احساس آن را داشته باشند، فکر میکنند همینکه مجرمان اعدام شوند یا با آنها برخورد شدید شود، دیگر مسئله حل شده است.
همین موضوع هم است که باعث شده یک انتظار عوامانه بین مردم درباره اعدامها به وجود بیاید و آنها به دلیل نداشتن آگاهی کافی فکر کنند همینکه یک فرد به هرجرمی اعدام شد، بقیه عبرت میگیرند و دیگر به سراغ آنها نمیروند. این روند در کنار نبودن هیچ تلاشی برای آگاهیرسانی و شناختن دلایل ارتکاب جرایم به مردم، تشدید شده است. نکته سوم این است به دلیل اینکه در طول سالهای گذشته همیشه این افراد ردههای پایینتر جامعه بودهاند که به سزای اعمالشان رسیدهاند نه دانهدرشتها، این انتظار هم در بین مردم ایجاد نشده و زور آنها به هیچکسی نمیرسد مگر کسانی که دستبند به دستشان است.
همین موضوع هم است که باعث شده مردم از نظر روانی خودشان را از کسی که سرش بالای دار است جدا کنند و حتی به این فکر هم نیفتند که تا همین چندوقت پیش این فرد در همسایگی آنها زندگی میکرده است و این همان روحیهای است که روانشناسان به آن برائتجویی میگویند.
* روانشناس
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
از دیدگاه و نظرات خانم رابعه موحد متأسف شدم. \
اصلا تحلیل خوبی نبود
شما اگه راست میگید می تونید حتی برای چند ثانیه خودتون جای اطرافیان مقتول بزارید؟
25
این چه تیتریه زدید.به مردم چه ربطی داره که پای مردم رووسط می کشید.مردم تو این مملکت هیچ کاره اند؛فقط مالیات میدند.
البته خيلي بي ربط بود
تحلیلتان جامع نیست فردی که زن و بچه مردم را گروگان می گیرد به آنها تجاوز می کند و بعد هم با منتهای قساوت می کشد حتی اگر از نظر اولیای دم بخشیده شود جایز نیست زنده بماند خبر خودتان را یادآوری می کنم که جنایتکاری که در تهران منازل را سرقت می کرد و سابقه تجاوز به عنف داشت از چنگال عدالت گریخت و بعد از سرقتی دیگر عازم ویلای خود در شمال شد و دانش آموز ده ساله را بعد از تجاوز به قتل رساند این را همه می فهمند که با مجازات تنها و بدون چاره جوئی علمی و عملی مساله جنایات و قتل و تجاوزات کم نمی شود اما آنانی که راه و روششان قساوت است فقط با قساوت متوقف می شوند بهمین دلیل است که بهتر است موقع اعدام این اقدام اولاً در زندان ها و با حضور جنایتکارانی که یکبار دست به جنایت زده و با رضایت اولیای دم آزاد شده اند صورت گیرد و دوماً فیلم آن را در سایر زندان های کشور بازهم با حضور جنایتکاران آزاد شده نمایش دهند و ثالثاً فاصله جنایت و مجازات هم اینهمه طولانی نشود که شائبه سوء استفاده برای تبرئه برخی جنایتکاران پیش آید
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.