فهمیده آذربایجان؛ شهید مرحمت بالازاده
خواهش میکنم دستور بدهید روضه حضرت قاسم (ع) خوانده نشود
هزاران سال از آغاز زندگی بشر بر این کرهٔ خاکی میگذرد و همهٔ آنان تا به امروز مردهاند و ما نیز خواهیم مرد و بر مرگ ما نیز قرنها خواهد گذشت. خوشا آنان که مردانه مردند و تو ای عزیز، میدانی تنها کسانی مردانه میمیرند که مردانه زیسته باشند. یاد شهدایمان به خیر!

در هفدهم خرداد ۱۳۴۹ در یک کیلومتری تازه کند «انگوت» در روستای «چای گرمی»، خانوادهای صاحب فرزندان دوقلویی میشوند که یکی از آنها نیامده به سوی پروردگار برمیگردد و آن یکی برای خانوادهاش تحفهای میماند. خانواده نام «مرحمت» را برایش برمیگزینند. پدرش «حضرتقلی» در روستاهای اطراف دستفروشی میکرد و مادرش هم به کارهای خانه مشغول بود. مرحمت از اوایل کودکی جسور بود، به طوری که مادرش به او میگوید: «میترسم چشم بخوری و نظر شوی». سرانجام تحصیلاتش را تا ابتدایی ادامه میدهد و همین مواقع مصادف میشود با پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن آغاز جنگ تحمیلی. مرحمت دیگر نمیتواند تحمل کند و میخواهد در دوران ابتدایی به جبهه برود، ولی هیچ کس گمان هم نمیکرد که او میخواهد به مناطق عملیاتی برود. بالاخره مرحمت وارد بسیج میشود و تواناییهای خود را نشان میدهد.
اجازه میدان
او را به دلیل سن کم و جثه کوچکش اجازه نمیدادند در جبههها حضور پیدا کند؛ اما او که خود را هر گونه بوده، از اردبیل به تهران رسانده بود، در دیدار رئیس جمهور وقت حضرت آیتالله خامنهای ـ مد ظله ـ به حضور حضرت قاسم (ع) در واقعه عاشورا و سیزده ساله بودن آن بزرگوار اشاره میکند و میگوید: «اگر من دوازده ساله اجازه حضور در جبهه ندارم، پس از شما خواهش میکنم که دستور بدهید بعد از این روضه حضرت قاسم (ع) خوانده نشود».

شاید ازین پس بحث ما زیادی باشد. شاید برای آنان که اهل معنا باشند، همین بند کافی است تا بداند که تربیت یافته مکتب اهل بیت (ع) چگونه فردی است. آری کسی که تربیت یافته مکتب حسین (ع) است، اجازه نامه خود را از دست امامش میگیرد.
خاطرات
«با آن جثه کوچک، قیافه معصومانه و دوست داشتنی، به فرمانده روحیه بچهها تبدیل شده بود. به درخواست امام جمعه شهر، قبل از خطبههای نماز جمعه برای مردم سخنرانی و آنها را برای رفتن به جبهه تشویق میکرد. در یکی از عملیاتها که در حال برگشت به موقعیت خودشان بود، با نیروهای دشمن مواجه میشود، آن شهید قهرمان اسلحهای هم در اختیار نداشته است، ولی ناگهان متوجه شیئی میشود و آن را برمیدارد و به عربی میگوید: «قف»؛ یعنی ایست. آنها از ترس و وحشت تسلیم او میشوند و مرحمت در تاریکی شب آنها را به مقر میآورد.

خیلی قاطع و پیگیر بود
تصمیمش را گرفته بود. میگفت: هر طور شده باید به جبهه بروم؛ مگر در نهج البلاغه نخواندهاید: جهاد یکی از درهای بهشت است. من باید به جبهه بروم؛ این جمله را بارها میگفت.

خلاصه پس از کلی اصرار از طرف حاج آقا برای ناهار و از طرف من برای نوشتن نامه، حاج آقا مجبور شد نامه را بنویسد تا من ناهار بخورم.
بیش از اندازه فعال بود
او خود را پیشمرگ نیروها قرار میداد. هیچ گاه نمیترسید. به نماز جمعه و جماعت اعتقاد خاصی داشت. یک بار آقای فرخی (امام جمعه) گفتند: آقای بالازاده شما در جبهه چه چیزی دیدهای و به چه دلیل به جبهه میروی؟ من شنیدام که در واحد بسیج خیلی فعالی، قد و قوارهات هم کوچک است؛ اینجا بمان، دوستان به همکاری شما نیاز دارند و این دو سه باری که به جبهه رفتهای بس است و بمان اینجا هم کمی فعالیت بکن.
مرحمت برگشت و گفت: حاج آقا این چه حرفی هست که میزنید؟ سنگر شما در اینجا و نماز جمعه است؛ شما در اینجا فعالیت بکنید و سنگر من هم در جبهه است. شما این توان را دارید که در خطبهها، مردم را ترغیب و تشویق بکنید به دین اسلام و به جبهه و جنگ تا فرمایش امام زمین نماند، من هم این توان را دارم که اسلحه به دست بگیرم و بجنگم و در جبهه حضور پیدا بکنم.
وصیت نامه شهید مرحمت بالازاده:
به نام خداوند بخشنده مهربان
از اینجا وصیت نامهام را شروع میکنم. با سلام بیکران به پیشگاه منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) و با سلام بیکران به رهبر مستضعفان، ابراهیم زمان، خمینی بت شکن و با سلام بیکران به مردم ایثارگر و شهید پرور ایران، که همچون امام حسین (ع) و لیلا، پسرشان را به دین اسلام قربانی میدهند.

درود بر شما ای ملت ایران! ای مشعلداران امام حسین! تا آخرین قطره خونتان از این انقلاب و از رهبر این انقلاب خوب محافظت کنید تا که این انقلاب اسلامی را به نحو احسن به منجی عالم بشریت تحویل بدهید.
و ای پدر و مادر عزیزم! اگر این پسرتان در راه اسلام به شهادت برسد، افتخار کنید که شما هم از خانواده شهدا برشمرده میشوید.
ای پدر و مادر عزیزم! از شما تقاضایی دارم. اگر من شهید بشوم گریه نکنید. اگر گریه بکنید به شهدای کربلا و شهدای کربلای ایران گریه بکنید تا چشم منافقان کور بشود و بفهمند که ما برای چه میجنگیم. حالا معلوم است که راه تنها یک راه است که آن راه هم راه اسلام و قرآن است. و آخر وصیت میکنم راه شهیدان را ادامه بدهید و اسلحهشان را نگذارید در زمین بماند.
و مادرم و پدرم چنانچه من میدانم لیاقت شهادت را ندارم، ولی اگر خداوند بخواهد که شهید بشوم، مرا حلال کنید و من هم شهادت را جز سعادت نمیدانم. یعنی هر کس که شهید میشود، خوش به حالش که با شهدا همنشین میشود و از تمام همسایهها و از هم روستاییهایمان میخواهم که اگر از من سخن بدی شنیدهاید و کارهای بدی دیدهاید حلال بکنید. و برادرانم اسحلهام را نگذارند در جا بماند و خواهرانم با حجاب با دشمنان جنگ کنند. خدایا تو را قسم میدهم که اگر گناهانم را نبخشی از این دنیا به آن دنیا نبر.

کربلا کربلا یا فتح یا شهادت
جنگ جنگ تا پیروزی
یادمان باشد که یا باید بمیریم و یا اینکه شهید شویم، راه سومی نداریم.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
روحت شاد..بزرگمردکوچک..
روحش شاد و یادش گرامی باد
من متولد همون دیارم. من الان 33 سالمه و واقعا خجالت کشیدم. واقعا جبهه هم امتحان بزرگی بود و هم فرصت استثنایی برای اهلش. شهدا برای ما هم دعا کنید.
انسان در عظمت و بزرگی این شهید مات و مبهوت میشود.
درود بر این شهید راه خدا
رزمنده بسیار شریفی بودند شجاع و نترس
خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند بسیار عالی وآموزنده بود با تشکر لطفا باز هم ادامه بدهید
درود بر روح پاکش. راهش پر رهرو باد.
سلام
باید باور کنیم که نوجوانان این مرز و بوم می توانند قهرمانان عالم باشند
و اگر بخواهیم می توانیم نسل امروز را نیز همین گونه پرورش دهیم
شجاع، دلیر و عاشق
روحشان شاد یادشان گرامی وراهشان پر رهرو باد
با تشکر :خداوند ما رابا آنان محشور گرداند
درود خداوند برشهیدان دوران دفاع مقدس وبر امام شهیدان این وصیت درس بزرگی است برای بشریت
خداوند روحش را شاد کند
اي كاش ما هم توفيق شهادت ميافتيم تا گرفتار دنياي امروزي نشويم خوش بحالت
درود بیکران برروان پاک شهدا راهشان پررهرو ونامشان جاوید
دلم میخواد یک دل سیر گریه کنم
درود و رحمت خدا بر همه شهيدان خصوصا اين نوجوان عزيز به يقين با حضرت قاسم (ع) محشور هستند
خدا ما را بیامرزد!!
روحشان شاد و يادشان گرامي باد .ملت بزرگ ايران اسلامي هرگز رشادتها و دلاوري هاي اين عزيزان را فراموش نخواهد كر. يقيناً اقتدار نظام پاك و مقدس جمهوري اسلامي ثمره خون پاك شهدا است.
خیلی زیبا و اثرگذار بود
خدا رحمتش کنه روحش شاد چه سعادتی ولطف مرحمتی ازجانب خدا شاملش شد
بزرگ مرد کوچک
درود وسلام ما به روح پاکت انشالله با امام حسین ع محشور بشی یاشاسین آذر بایجان دلاوری
حتی جرأت نمی کنم بگم آفرین! تحسین این جور آدم ها هم خودش لیاقت می خواهد.
خداوند همه شهداي اسلام را قرين رحمتش كنه
روحش شاد و قرین رحمت الهی باد
روحش شاد
بخدا انسان براي حرف زدن كم مياره و زبان قاصر است در مورد اينجور انسانها چه ميتوان گفت
از اين كه ما الان تكليفمان در مقابل اينها چيست خدا به دادمان برس
روحش شاد.
روحت شاد. کاش خداوند ذره ای از این معرفت و اخلاص را نصیب ما میکرد که اینطور غافل و بی خبر اسیر روزمرگیهای این دنیای پرفریب شده ایم.
با سلام و درود بر شرف این شهیدان بی ادعا.روحتان شاد
سلام خدا بر شهيدان.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد ان شاء الله که با حضرت قاسم محشور شود. علی اهل بامیان افغانستان.
چقدر احساس حقارت می کنم
روحش شاد یادش گرامی باد
درود حق براوباد..
شهدا جلوه اي ازتجلي انسان كامل در روي زمين بودند يادشان گرامي و راه شان پر رهرو باد.
روحش شاد و یادش گرامی
بزرگی و شهامت از چهره اش پیداست واقعا مردبه تمام معنایی
عالی بود
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.