پشت پرده دیدار شاهزاده سعودی با ولادیمیر پوتین
دیدار روسی ـ سعودی برای جلوگیری از بهبود رابطه ایران و غرب
لابیهای بسیاری در منطقه به کار افتاده است تا مانع بهبود رابطه ایران و غرب شوند. صهیونیستها در آمریکا، دست به کار شده و در منطقه نیز روسیه و عربستان فعال شدهاند. در این بین در دیدار سلطان بندر شاهزاده عربستانی با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، نگرانی از بهبود رابطه ایران و غرب یکی از موضوعات اصلی بوده است.


وزیر خارجه عربستان سعودی، به تازگی با انتقاد از سیاستهای روسیه در سوریه، این کشور را به حمایت از «قتلعام» محکوم کرده بود؛ افزون بر این، مقامات سعودی بارها به اشکال دیگر از سیاستهای سوری مسکو انتقاد کردهاند. در این فضا، سفر رئیس سازمان اطلاعات سعودی به روسیه پرسشهای زیادی را برانگیخته است.
به گزارش «تابناک»، بندر بن سلطان، رئیس سازمان اطلاعات عربستان سعودی، در حالی به مسکو سفر و با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه دیدار کرد که موضوع سوریه، محور این دیدار را تشکیل میداد. روزنامه «السفیر» لبنان در مطلبی به بررسی اهداف بندر از این سفر و نیز دلایل انجام آن پرداخته است.
السفیر با اشاره به انتقادات شدید عربستان از سیاستهای مسکو در قبال سوریه طی دو سال اخیر مینویسد، آنچه مشخص است، این عربستان است که عوض شده، نه روسیه. به باور این روزنامه، سفر اخیر به مسکو برای سعودیها از اهمیت فراوانی برخوردار بوده است.
شاهزاده بندر در عربستان سعودی یک فرد عادی به شمار نمیرود و در آینده نیز فردی عادی نخواهد بود. وی که ۲۲ سال از عمر خود را سفیر در واشنگتن بوده، نقشی کلیدی در تدوین سیاستهای داخلی و خارجی عربستان سعودی دارد.
بنا بر این گزارش، مانند همه حکام سعودی، بندر نیز خواستار توافقاتی است که به ضربه خوردن حزب الله و تضعیف ایران منجر شود و برای این کار، به هر کار از جمله ضربه زدن به بشار اسد متوسل میشود؛ اما چرا عربستان سعودی نظر خود را تغییر داده و تصمیم گرفته شاهزاده بندر را به کشوری بفرستد که پیش از این، آن کشور را به حمایت از قتلعام در سوریه متهم میکرد؟
اما این امر دلایل متعددی دارد:
۱ـ نخست باید به ایران توجه کرد. برخی کشورهای منطقه خلیج فارس جدا نسبت به بهبود روابط تهران و واشنگتن نگرانند. با وجود تصویب تحریمهای جدید علیه ایران، نشانههایی از تمایل دو طرف به بهبود روابط وجود دارد. با وجود فشارهای رژیم اسرائیل و لابیهای هوادار این رژیم در آمریکا، گفتمان روشنفکرانه روحانی بازتاب مثبتی در واشنگتن داشته است.
۲ ـ دلیل دوم به مواضع آمریکا و اتحادیه اروپا مربوط است. برخی اطلاعات حاکی از آن است که اوباما شخصاً به روسها اطمینان داده در حال حاضر، گزینه مسلح کردن مخالفان سوری به طور جدی از سوی آمریکا دنبال نمیشود و یافتن راهکاری سیاسی و دیپلماتیک ارجحیت دارد. فرانسه و انگلیس نیز در همین جهت حرکت میکنند. به این ترتیب، عربستان احساس میکند در این ماجرا تنها مانده، به ویژه با توجه به این که موضع جدید قطر با مواضع پیشینش در قبال سوریه تفاوت دارد و شاید قطریها در پی توافق با ایران و روسیه باشند.
۳ ـ در درجه سوم باید به مسأله اخوانالسلمین توجه کرد. اکنون عربستان سعودی کمپین بینالمللی مبارزه با اخوان را دنبال میکند و در این راستا، موفق شد راهبرد قطر برای حمایت از گروههای اخوانی را ناکام بگذارد؛ بنابراین، در شرایط کنونی عربستان حتی حاضر است به قیمت حمایت از گروههای سکولار و لائیک در اپوزیسیون سوریه، جلوی قدرتیابی اخوان را در گروههای مخالف بگیرد.
۴ ـ دلیل چهارم به روابط عربستان با ترکیه مربوط میشود. در پی عدم توافق دو کشور بر سر رخدادهای مصر، روابط ریاض و آنکارا تیره شده است. ترکیه وقایع اخیر مصر را کودتا دانسته و آن را محکوم میکند، در حالی که عربستان به شدت از دولت جدید مصر حمایت کرده است.
۵ ـ پنجمین عامل، تحولات میدانی سوریه است. هماکنون ارتش سوریه در بیشتر مناطق در حال پیشروی است و برآوردها حاکی از آن است که در صورت ادامه این اوضاع، دولت اسد موفق خواهد شد تا اوایل سال ۲۰۱۴ کنترل همه شهرهای بزرگ و مناطق راهبردی کشور، از جمله حلب را به دست بگیرد.
۶ـ دلیل ششم وضعیت کنونی مصر و موضع آمریکا و اتحادیه اروپا درباره این کشور است. آنچه از واکنشهای غرب به تحولات مصر برمیآید، نوعی ابهام و سردرگمی را در این زمینه به ویژه در واشنگتن میرساند.
۷ ـ در پایان باید به آنچه آمریکا در قبال مذاکرات صلح اسرائیل و فلسطین انجام میدهد، توجه کرد. در صورتی که اوباما بتواند در این زمینه موفق کار کند، دستاوردی مهم برای دولت آمریکا خواهد بود؛ اما این امر همچنین نشانهای از ناتوانی آمریکا در پیشبرد دستور کار خود در سوریه و مصر و شاید نشانهای از ناامیدی این کشور است.
در این شرایط، طبیعی است که عربستان سعودی به دنبال راه برونرفت باشد؛ یکی از راههای معمول، تلاش برای پیروزی نظامی مخالفین در سوریه است. شاهزاده بندر پیش از این به شماری از کشورهای غربی سفر کرده تا آنها را به فرستادن سلاح برای مخالفان متقاعد کند، ولی نتوانسته در این زمینه موفق باشد. به هر حال، هرچند هنوز هم گزینه نظامی در دستور کار عربستان قرار دارد، گزینههای دیگر نیز مورد توجه قرار میگیرند.
یکی از این گزینهها، متقاعد کردن مسکو به تن دادن به یک توافق است، ولی پوتین بر سر موضع خود محکم ایستاده است. وی صراحتاً اعلام کرده تا زمانی که ارسال سلاح به سوریه ادامه داشته باشد، هیچ راهکاری در کار نخواهد بود. وی نسبت به خطر اشاعه تروریسم هشدار داده و نیز تصریح کرده که مسکو هیچ گونه مداخله خارجی را نمیپذیرد.
به این ترتیب، عربستان سعودی باید به مخالفان سوریه فشار وارد کند تا حضور در کنفرانس صلح «ژنو ۲» را بپذیرند.
برای پوتین مهم بود که بندر بن سلطان را شخصاً بپذیرد. مسکو میخواهد مهمان سعودیاش بداند که رسیدن به توافق ممکن است؛ اما نه به هر قیمتی. برکناری اسد ممکن نیست، مگر آن که مردم سوریه چنین چیزی را بخواهند. نخشت باید مذاکرات انجام شود، سپس دولت موقت شکل بگیرد و بعد انتخابات برگزار شود. پس از حصول این موارد، هرچیزی را میتوان در زمان خودش مورد تصمیم گیری قرار داد.
به هر حال، سفر بندر به مسکو برای هر دو طرف مفید بوده است. این سفر، به بندر امکان میدهد کارت روسیه را به رخ آمریکاییها بکشد و همچنین به پوتین امکان میدهد تا نشان دهد همه کارتها در دست خودش است.
به گزارش «تابناک»، بندر بن سلطان، رئیس سازمان اطلاعات عربستان سعودی، در حالی به مسکو سفر و با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه دیدار کرد که موضوع سوریه، محور این دیدار را تشکیل میداد. روزنامه «السفیر» لبنان در مطلبی به بررسی اهداف بندر از این سفر و نیز دلایل انجام آن پرداخته است.
السفیر با اشاره به انتقادات شدید عربستان از سیاستهای مسکو در قبال سوریه طی دو سال اخیر مینویسد، آنچه مشخص است، این عربستان است که عوض شده، نه روسیه. به باور این روزنامه، سفر اخیر به مسکو برای سعودیها از اهمیت فراوانی برخوردار بوده است.
شاهزاده بندر در عربستان سعودی یک فرد عادی به شمار نمیرود و در آینده نیز فردی عادی نخواهد بود. وی که ۲۲ سال از عمر خود را سفیر در واشنگتن بوده، نقشی کلیدی در تدوین سیاستهای داخلی و خارجی عربستان سعودی دارد.
بنا بر این گزارش، مانند همه حکام سعودی، بندر نیز خواستار توافقاتی است که به ضربه خوردن حزب الله و تضعیف ایران منجر شود و برای این کار، به هر کار از جمله ضربه زدن به بشار اسد متوسل میشود؛ اما چرا عربستان سعودی نظر خود را تغییر داده و تصمیم گرفته شاهزاده بندر را به کشوری بفرستد که پیش از این، آن کشور را به حمایت از قتلعام در سوریه متهم میکرد؟
اما این امر دلایل متعددی دارد:
۱ـ نخست باید به ایران توجه کرد. برخی کشورهای منطقه خلیج فارس جدا نسبت به بهبود روابط تهران و واشنگتن نگرانند. با وجود تصویب تحریمهای جدید علیه ایران، نشانههایی از تمایل دو طرف به بهبود روابط وجود دارد. با وجود فشارهای رژیم اسرائیل و لابیهای هوادار این رژیم در آمریکا، گفتمان روشنفکرانه روحانی بازتاب مثبتی در واشنگتن داشته است.
۲ ـ دلیل دوم به مواضع آمریکا و اتحادیه اروپا مربوط است. برخی اطلاعات حاکی از آن است که اوباما شخصاً به روسها اطمینان داده در حال حاضر، گزینه مسلح کردن مخالفان سوری به طور جدی از سوی آمریکا دنبال نمیشود و یافتن راهکاری سیاسی و دیپلماتیک ارجحیت دارد. فرانسه و انگلیس نیز در همین جهت حرکت میکنند. به این ترتیب، عربستان احساس میکند در این ماجرا تنها مانده، به ویژه با توجه به این که موضع جدید قطر با مواضع پیشینش در قبال سوریه تفاوت دارد و شاید قطریها در پی توافق با ایران و روسیه باشند.
۳ ـ در درجه سوم باید به مسأله اخوانالسلمین توجه کرد. اکنون عربستان سعودی کمپین بینالمللی مبارزه با اخوان را دنبال میکند و در این راستا، موفق شد راهبرد قطر برای حمایت از گروههای اخوانی را ناکام بگذارد؛ بنابراین، در شرایط کنونی عربستان حتی حاضر است به قیمت حمایت از گروههای سکولار و لائیک در اپوزیسیون سوریه، جلوی قدرتیابی اخوان را در گروههای مخالف بگیرد.
۴ ـ دلیل چهارم به روابط عربستان با ترکیه مربوط میشود. در پی عدم توافق دو کشور بر سر رخدادهای مصر، روابط ریاض و آنکارا تیره شده است. ترکیه وقایع اخیر مصر را کودتا دانسته و آن را محکوم میکند، در حالی که عربستان به شدت از دولت جدید مصر حمایت کرده است.
۵ ـ پنجمین عامل، تحولات میدانی سوریه است. هماکنون ارتش سوریه در بیشتر مناطق در حال پیشروی است و برآوردها حاکی از آن است که در صورت ادامه این اوضاع، دولت اسد موفق خواهد شد تا اوایل سال ۲۰۱۴ کنترل همه شهرهای بزرگ و مناطق راهبردی کشور، از جمله حلب را به دست بگیرد.
۶ـ دلیل ششم وضعیت کنونی مصر و موضع آمریکا و اتحادیه اروپا درباره این کشور است. آنچه از واکنشهای غرب به تحولات مصر برمیآید، نوعی ابهام و سردرگمی را در این زمینه به ویژه در واشنگتن میرساند.
۷ ـ در پایان باید به آنچه آمریکا در قبال مذاکرات صلح اسرائیل و فلسطین انجام میدهد، توجه کرد. در صورتی که اوباما بتواند در این زمینه موفق کار کند، دستاوردی مهم برای دولت آمریکا خواهد بود؛ اما این امر همچنین نشانهای از ناتوانی آمریکا در پیشبرد دستور کار خود در سوریه و مصر و شاید نشانهای از ناامیدی این کشور است.
در این شرایط، طبیعی است که عربستان سعودی به دنبال راه برونرفت باشد؛ یکی از راههای معمول، تلاش برای پیروزی نظامی مخالفین در سوریه است. شاهزاده بندر پیش از این به شماری از کشورهای غربی سفر کرده تا آنها را به فرستادن سلاح برای مخالفان متقاعد کند، ولی نتوانسته در این زمینه موفق باشد. به هر حال، هرچند هنوز هم گزینه نظامی در دستور کار عربستان قرار دارد، گزینههای دیگر نیز مورد توجه قرار میگیرند.
یکی از این گزینهها، متقاعد کردن مسکو به تن دادن به یک توافق است، ولی پوتین بر سر موضع خود محکم ایستاده است. وی صراحتاً اعلام کرده تا زمانی که ارسال سلاح به سوریه ادامه داشته باشد، هیچ راهکاری در کار نخواهد بود. وی نسبت به خطر اشاعه تروریسم هشدار داده و نیز تصریح کرده که مسکو هیچ گونه مداخله خارجی را نمیپذیرد.
به این ترتیب، عربستان سعودی باید به مخالفان سوریه فشار وارد کند تا حضور در کنفرانس صلح «ژنو ۲» را بپذیرند.
برای پوتین مهم بود که بندر بن سلطان را شخصاً بپذیرد. مسکو میخواهد مهمان سعودیاش بداند که رسیدن به توافق ممکن است؛ اما نه به هر قیمتی. برکناری اسد ممکن نیست، مگر آن که مردم سوریه چنین چیزی را بخواهند. نخشت باید مذاکرات انجام شود، سپس دولت موقت شکل بگیرد و بعد انتخابات برگزار شود. پس از حصول این موارد، هرچیزی را میتوان در زمان خودش مورد تصمیم گیری قرار داد.
به هر حال، سفر بندر به مسکو برای هر دو طرف مفید بوده است. این سفر، به بندر امکان میدهد کارت روسیه را به رخ آمریکاییها بکشد و همچنین به پوتین امکان میدهد تا نشان دهد همه کارتها در دست خودش است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
امیدوارم که مسئولان وسیاستمداران ما بعد گذشت سی اندی سال به این نتیجه رسیده باشند که کشورهای عرب خلیج فارس دوست وبرادر مانیستن کما اینکه در دوره هشت ساله دفاع مقدس این موضوع به خوبی نمایان بود وماهنوز یادمان نرفته که دست این کشورها به خون جوانان وسرداران ما الوده است البته دشمنی آنان تا همان حد نماند و بعداز جنگ ضربات سخت سیاسی و اقتصادی زیادی بما زدند وکار رابه جایی رساندن که کمربه تجزیه ایران بستند نوام خلیج همیشه فارسمان را عوض کردند!! سوال اینجاست که مادر مقابل چه کردیم!؟ آیا تونستیم جلوی آنها رو بگیریم ودرس خوبی به آنها بدهیم!؟ چرا ماطی این سال ها برای عربستان و شاهزادگان فاسدش فکری نکردیم و درصدد مهار آنها بر نیامدیم؟ چرا در تمام حوضه ها سیاست های عربستان در تداخل باسیاست های ماست؟ چرا گذاشتیم عربستانی ها دنیای اسلام را گمراه کنند و به جای دشمن نشان دادن اسراییل، با کمک اسراییل ایران را دشمن جهان اسلام قلمداد کنن؟ باید تا دورنشده فکری به حال عربستان کرد!!
با تشکر از تحلیل خوب دوست عزیز.روسها نگران شدن که مبادا ایران بتواندبا غرب مصالحه کندکه این امربه ضرر آنان است یادمان باشد زمانی که امریکا و اسرائیل ایران را به حمله هوایی خبر میداد روسها با کنسل کردن قرارداد فروش اس 300 و گرفتن امتیار از غرب کشور را بی دفاع گذاشتند. روسها هیچ وقت نخواستندایران کشور با ثباتی باشد چرا. چون روسها می ترسند غرب نزدیک مرزهای آنان شود با کشورهای مثل آذربایجان .ترکمنستانو... روسها توسط غرب دچار چالش شده و این امر را روسها خوب میدانند اگردولت جدید ایران خوب سیاست بدانند می توانند امتیازاز روسها گرفته در صورتی که چیزی به آنان بدهد
احسن و صد احسن به تابناک واقعا" تحلیل مختصر ومفیدی در ارتباط با بخطر افتادن منافع عربها و کشورهای منطقه و روسیه از بهبود رابطه ایران و غرب ارایه کردید کلیدی ترین مانع در برقراری رابطه نرمال همه این کشورهایی هستند که میخواهند ایران همچنان سرگرم دعاوی واهی با غرب باشد تا انها ما را بچاپند
خدا کنه مسئولان ما بفهمند که روسیه و چین تنها بدنبال منافع خودشون هستند.
تا فهمیدند ایران می خواهد مذاکره مستقیم کنه رفتند سمت عربستان.
حتی حاضرن هر گونه تنش و درگیری تو کشور ایجاد بشه که ایران با آمریکا هیچ مذاکره ای نکنه و هیچ گونه بهبود روابطی وجود نداشته باشه.
تو رو خدا مسئولان کمی فکر کنند.
روسیه وانگلیس وآمریکا نداره مابایددنبال منافع خودمون باشیم
روسیه دوست دارد ایران روابطش با دنیا تیره باشد تا از یک سو ایران را داشته باشد و از سوی دیگر از غربی ها امتیاز بگیرد.همه سابقه ی روابطمان با روسیه را می دانیم و می دانیم که اصلا قابل اعتماد نیستند.روسیه هر چند پیشترفتهایی داشته ولی اساسا ما ایرانی ها آن را کشوری پیشرفته نمی دانیم و به کالاها معاهدات و تعهدات آن ها اطمینانی نداریم.
کشورهای عربی به وِیژه ع س در این مدتی که ایران تحت فشار و تحریم بوده برای خود جایگاهی دست و پا کرده اند و می دانند اگر روابط ایران با کل جهان از جمله غرب بهبود یابداین خلاء ازمیان خواهد رفت و مانند همیشه ایران به جایگاه اول سیاسی منطقه بر خواهد گشت لذا این ها بیش از هر چیز خواهان انزوای ایران هستند. باید حواسمان خیلی جمع باشد.
من موندم که این کشورهای عربی چقدر زود رنگ عوض میکنن. تا دیروز خودشون رو طرفدار سینه چاک مرسی می دونستن ولی بعد از کودتا شاهد چرخش صد و هشتاد درجه ای اونا هستیم.
خدا شاهده كه روسيه لحظه اي بجر منافع خودش به هيچي فكر نكرده ، آنجايي كه طرفداري ايران رو كرده به نفع خودش بوده وگرنه نشون داده كه به فكر ايران نيست و گرنه اينهمه تحريم اگر از طرف روسيه و چين وتو شده بود مگر تا الان تصويب شده بود. روسيه و چين سياستي بسيار كثيف تر از انگليس دارند، واقعاً متاسف ميشم وقتي ميبينم روسيه و چين مثل زالو افتادن به جون سرمايه هاي اين مملكت
بله سیاست از نظر اونهایعنی تامین منا
فع به هرقیمتی,چه امریکا وانگلیس باشه
چه چین و روسیه تاوقتی که وابسته به
نفت هستیم و به صنعت مادر دست پیدا
نکردیم داشتن استقلال سیاسی هزینه
های سنگینی روبه ماتحمیل خواهد کرد
متاسفانه مشکل آمریکا با ایران مربوط به مشکلات هسته ای و غیره نیست
از آنجاییکه بصورت پنهان و آشکار بدنبال تغییر نظام در ایران هستند بعید میدانم چنین توافقی حاصل شود، مگر اینکه از این موضع خود کوتاه بیایند
ژست مذاکره گرفتن از طرف غرب برای عوام فریبی و فشار به نظام است
باید با بصیرت به دنبال سخنان مقام معظم رهبری بود تا گول حرکات مزورانه دشمن را نخوریم.
صفین و قرآنهای بر سر نیزه
کدام راست می گویند؟
واقعا از خودمان پرسش کنیم که»
اگر ما صفین آن صحنه را میدیدیم آیا به امام علی علیه السلام برای مذاکره فشار نمی آوریدم؟
باید درست دید و با بصیرت تحلیل کرد و به بصیرت بی بدیل رهبری نظام اعتماد کرد
خداوند عاقبت ما را ختم به خیر کند
اللهم عجل لولیک الفرج
آمین
عزیزم به دو نکته توجه کن 1- روسیه و چین هیچکدام حتی یک بار از حق وتوی خود به سود ایران استفاده نکردند. 2- در سیاست بین الملل هیچ دوست یا دشمنی وجود ندارد کشورها بنا به منافع خود با ما ژست دوست یا دشمن می گیرند لذا باید با همه ارتباط داشت اما مواظب بود که کلاه سرمان نرود.
از این دشمنی ایران با غرب کشورهای منطقه
مثل عریها ترکیه و چین و روسیه حسابی دارن سود میبرند چرا تغیر کنه
با جنگ و دشمني كاري درست نمي شه
بلكه با يك تفاهم عاقلانه مي توان جلوي ضرر اقتصادي كه باعث ميشد كشورهاي اطراف ايران از اين دشمني و تحريم ها سود كلاني نصيبشان بشود جلو گيري كرد و با ايجاد يك منطقه اقتصادي در ايران بجاي دبي باعث پيشرفت كشور شد و سرمايه گذاران خارجي رو به براي سرمايه گذاري در كشور تشويق كرد بشرطي كه صلح و آرامش در منطقه وجود داشته باشد
تابه حال کشورهایی مانندترکیه،ژاپن وکره جنوبی باتعامل باکشورهای بزرگ جهان تونستندبه جمع کشورهای توسعه یافته بپیوندند.
خدا کنه روابطمون با غرب و امریکا درست بشه (به خاطر خودمون)و تحریم ها از بین بره بعد چهره این روسیه و چین وکشورهای عربی روببینیم.
با تشکر از اخبار و تحلیل های روشن گرایانه شما واقعا همین است منفعت عرب ها و روسیه و چین در قطع روابط ایران و غرب است
اگه دوکشور واقعا بخواهند رابطه داشته یاشند هیچ کشور ثالثی نمیتواند مانع شود
روسیه برای منافع خودش در سوریه ادامه میدهد مثل همیشه در طول تاریخ روسیه دوست پایداری برای کسی نیست و ایران باید منافع خود و مردم در نظر بگیرد ، اگر بخواهد مذاکره کند ربطی به کشورهای دیگری ندارد و باید بر طبق منافع مردم خود جلو برود
ترکیه از بابت صادرات طلا به واسطه تحریم ایران سود سرشار می برد.
عربستان که آرزو دارد قدرت اول در منطقه و اوپک و جهان اسلام باشد و بابت اهداف خود در سوریه و لبنان و عراق و مقابله با هلال شیعه ایران را اصلی ترین دشمن تاریخی خود می داند و از تحریم و تضعیف ایران خوشحال است.
قطر هم با همین رویکرد و علاقه به عقب ماندگی ایران در پارس جنوبی و برداشت هرچه بیشتر منابع ملت ایران، سود سرشار از تحریم ایران می برد.
روسیه و چین و هند هر یک سواستفاده های خاص خود را با توجه به تحریم ها به ایران تحمیل می کنند و از وضعیت موجود بسیار خرسند هستند (صادرات اجناس بنجل چین، سوخت بسیار ارزان برای هند و موازنه قوا و امتیاز گیری از غرب برای روسیه).
امارات و عراق و افغانستان وآذربایجان و سایر کشور های منطقه هر کدام به واسطه گرفتن پورسانت و دور زدن تحریمها از راههای غیر قانونی و گران فروشی اجناس مورد نیاز ایران از بابت تحریم ها بسیار خوشحال هستند.
رژیم صهیونیستی هم با فشار به کنگره و لابی هایی که دارد مرتبا سعی در سنگ اندازی در راه صلح دارد تا با شکستن ایران کار فلسطین و لبنان را یکسره کند.
حال از صلح ایران با 1+5 چه کسی سود می برد؟؟
متاسفانه ما در دیپلماسی خودمان روش درستی را انتخاب نکردیم و باید درست تر تصمیم بگیریم.
موافقم روسیه و عربها خیلی از تحریم ایران و وضعیت کنونی سود برده اند
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.