بازتابهای هویتی مذاکره ایران و آمریکا: کدام مذاکره؟ کدام هویت؟
دکتر سید جلال دهقانی فیروزآبادی

دکتر جلال دهقانی فیروزآبادی ـ تحولات روابط ایران و آمریکا در روزهای گذشته، به ویژه دیپلماسی نیویورک، بحث و جدلهای بسیاری را بر انگیخته است. یکی از این بحثهای پر دامنه، تأثیرهای مذاکره ایران و آمریکا بر هویت جمهوری اسلامی ایران میباشد. آیا مذاکرات ایران و آمریکا هویت جمهوری اسلامی ایران را مخدوش و تضعیف میکند یا باعث تثبیت و تقویت آن میگردد؟ دیدگاههای مختلف پاسخ متفاوتی به این سئوال میدهند و برای آن نیز دلایل و قرائنی را اقامه میکنند.
اما پیش از توضیح این دیدگاهها جهت ارزیابی درست آنها نخست باید عناصر هویت بخش جمهوری اسلامی ایران را به اختصار برشمرد. طبق قانون اساسی و سند چشم انداز ۲۰ ساله مهمترین مؤلفهها و عناصر هویت بخش جمهوری اسلامی ایران عبارتند از:
توسعه یافته؛ دارای جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه آسیای غربی؛ با هویت اسلامی و انقلابی؛ الهام بخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام؛ دارای تعامل سازنده و مؤثر با جهان براساس اصول عزت، حکمت و مصلحت؛ مردم سالار دینی؛ امن، مستقل و مقتدر؛ آزادی خواه، عدالت طلب، و اخلاق مدار؛ تأثیرگذار بر همگرایی اسلامی و منطقهای؛ سلطه ستیز به معنای نفی سلطهگری و سلطهپذیری؛ حامی مسلمانان، مستضعفان و نهضتهای آزاد بخش؛ و غیر متعهد به قدرتهای بزرگ.
به طور کلی سه دیدگاه فراگیر بدبین، خوشبین، و واقع بین در مورد تأثیرهای هویتی مذاکره ایران و آمریکا وجود دارد.
بدبینان بر این باورند که این مذاکرات، حتی در سطح کنونی، هویت جمهوری اسلامی را تضعیف و تخریب میکند.
اول، الگوی انقلاب اسلامی که خاص جمهوری اسلامی بوده و یکی از مهمترین عناصر هویت بخش آن است در اثر این مذاکرات تضعیف میشود.
دوم، مذاکره ایران و آمریکا باعث تضعیف گفتمان انقلاب اسلامی میشود که جمهوری اسلامی ایران برمبنای آن تکوین یافته است.
سوم، گفتمان مقاومت مبنیبر سلطه ستیزی که حول جمهوری اسلامی ایران تعین یافته تضعیف میشود.
چهارم، در اثر این مذاکرات رویکرد و کارکرد نهضتی، مبنی بر حمایت از مسلمانان، مستضعفان و نهضتهای آزاد بخش در سیاست خارجی ایران تضعیف میشود.
پنجم، مذاکره ایران و آمریکا بر روند بیداری اسلامی در منطقه و جهان اسلام تأثیر منفی دارد.
ششم، استکبار ستیزی و آمریکا ستیزی در منطقه تضعیف میشود.
هفتم، نفوذ منطقهای و الهام بخشی جمهوری اسلامی ایران در جهان اسلام تضعیف میگردد.
هشتم الگوی پیشرفت بومی و درونگرا مبنیبر اقتصاد مقاومتی تضعیف شده و اقتصاد ملی شرطی میشود.
این دیدگاه، به زعم منتقدین، مبتنیبر تعریف و تلقی خاصی از هویت ایران و مذاکره ایران و آمریکا بوده و متضمن چند پیش فرض است.
اول، هویت جمهوری اسلامی ایران به یک یا دو عنصر هویت بخش آن فروکاسته میشود.
دوم، متضمن مذاکر ایران با آمریکا از سر ضعف، اضطرار و استیصال است نه انتخاب و اقتدار.
سوم، متضمن همانند پنداری مذاکره با سازش و تسلیم است.
چهارم، متضمن باخت قطعی و از پیش مسلم ایران در مذاکره است.
پنجم، متضمن آن است که آمریکا ستیزی مهمترین و حتی تنها عنصر هویت بخش جمهوری اسلامی ایران میباشد.
ششم، متضمن ایستایی قدرت و اقتدار ملی جمهوری اسلامی ایران در طول زمان است.
خوش بینان، از سوی دیگر، استدلال میکنند که مذاکره ایران و آمریکا نه تنها هویت جمهوری اسلامی ایران را تضعیف نمیکند بلکه موجب تثبیت و تقویت آن میشود.
اول، مذاکره ایران با آمریکا بر توسعه اقتصادی کشور تأثیر مثبت دارد. چون الگوی توسعه جمهوری اسلامی درون گرای بروننگر مبنیبر استفاده حداکثری از منابع داخلی و بهرهگیری بهینه از منابع خارجی است. از این رو، با مذاکره با آمریکا دست کم نیمی از موانع و محدودیتهای خارجی ناشی از تحریمها برای استفاده از منابع بینالمللی رفع میشود.
دوم، رفع تحریمها در اثر مذاکره با آمریکا، به ارتقای کشور به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه کمک میکند. چون ایران برای دستیابی به اینجایگاه به بازار، سرمایه و کالاهای جهانی نیازمند است.
سوم، مذاکره ایران با آمریکا هویت اسلامی و انقلابی ایران را تقویت میکند. به گونهای که این مذاکره بیانگر آن است که جهموری اسلامی به عنوان یک کشور اسلامی و انقلابی در اثر مقاومت سازنده به درجهای از امنیت و قدرت دست یافته که قادر به مذاکره با تنها ابر قدرت جهان است.
چهارم، قدرت الهام بخشی جمهوری اسلامی ایران در جهان اسلام نیز افزایش مییابد. چون تثبیت قدرت و اقتدار جمهوری اسلامی باعث توسعه و گسترش الگوی آن در سطح منطقه و جهان اسلام خواهد شد.
پنجم، مذاکره با آمریکا نمونه بارز تعامل سازنده با جهان است که چانهزنی کشور در منطقه و جهان را ارتقاء میبخشد.
ششم، مذاکره ایران با آمریکا، ماهیت و ذات مردم سالار جمهوری اسلامی ایران را به جهانیان نشان میدهد. زیرا، این مذاکره تحقق یکی از وعدههای انتخاباتی رئیس جمهوری اسلامی ایران را در معرض دید جهانیان قرار میدهد. زیرا، این مذاکره تحقق یکی از و عدههای انتخاباتی رئیس جمهور است که آزادانه پیگیری میشود و در عالیترین سطح نظام نیز تأیید میگردد.
هفتم، مذاکره ایران با آمریکا نشانگر امنیت، اقتدار و استقلال جمهوری اسلامی است. چون کشور از موضع اقتدار و از روی انتخاب خود و استقلال عمل این گزینه را برگزیده است.
هشتم، مذاکره ایران با آمریکا، توانایی جمهوری اسلامی در حمایت از مسلمانان، مستضعفان و نهضتها را افزایش میدهد. زیرا بسیاری از محدودیتهای فعلی در تحقق این هدف ناشی از تعارض با آمریکاست.
نهم، مذاکره ایران با آمریکا، فرآیند همگرایی اسلامی و منطقهای را تسهیل و تسریع میکند. چون یکی از موانع اصلی همگرایی در منطقه و جهان اسلام، اختلاف نظر در مورد چگونگی تعامل با آمریکاست. دهم، بر مبنای مقاومت سازنده، مذاکره با آمریکا سلطهستیزی نرم را در منطقه و جهان را تقویت میکند.
واقع بینان، در میانه خوش بینان و بدبینان، چنین استدلال میکنند که براساس چگونگی تعریف مذاکره و هویت، تأثیر مذاکره ایران و آمریکا را باید ارزیابی کرد.
نخست، مذاکره واقعی لزوماً مساوی با سازش و تسلیم نیست؛ بلکه مذاکره واقعی فرآیند تعامل و چانهزنی است که در آن جمهوری اسلامی میتواند به اهداف خود بدون عدول از اصول و منافع دست یابد.
دوم، مذاکره ایران با آمریکا اگر از موضع اقتدار و برابر باشد، نشان دهنده قدرت دیپلماتیک جمهوری اسلامی است که خود یکی از عناصر مهم قدرت ملی است. برآیند این دو واقعیت آن است که مذاکره با آمریکا ضرورتاً گفتمان انقلاب اسلامی، مقاومت و الگوی جمهوری اسلامی ایران را تضعیف و تخریب نمیکند. اما بیگمان، اگر در مذاکرات این اصول رعایت نشود، امکان و احتمال تضعیف هر سه عنصر هویتی وجود دارد.
سوم، همانگونه که گفته شد، هویت جمهوری اسلامی ایران از عناصر متعددی قوام یافته است؛ اگر چه، این عناصر در قوام بخشی به هویت جمهوری اسلامی ایران هم وزن نیستند، ولی نباید هویت را انحصاراً به یکی از آنها فروکاست.
چهارم، از این رو، در ارزیابی تأثیرگذاری ایجابی و سلبی مذاکره با آمریکا بر هویت جمهوری اسلامی ایران باید مجموع عناصر هویت ساز را در نظر گرفت و داوری کرد؛ هرچند در این ارزیابی جمع جبری تنها کفایت نمیکند.
پنجم، آغاز مذاکرات گام بسیار مهمی بوده است ولی تأثیرگذاری مثبت و منفی آن بر هویت جمهوری اسلامی به نتایج آینده آن بستگی دارد. اگر جمهوری اسلامی ایران از این مذاکرات سر بلند و دست پر بیرون آید، تردید نباید کرد که هویت اسلامی و انقلابی ایران تقویت خواهد شد.
ششم، بارها و سالها پیش گفته و نوشتهام که منازعه ایران و آمریکا، دست کم در سطوحی، هویتی است. از این رو، در پایان بخشیدن به این منازعه هویتی، باید حساسیتها و ظرافتهای هویتی را به شدت لحاظ کرد.
اما پیش از توضیح این دیدگاهها جهت ارزیابی درست آنها نخست باید عناصر هویت بخش جمهوری اسلامی ایران را به اختصار برشمرد. طبق قانون اساسی و سند چشم انداز ۲۰ ساله مهمترین مؤلفهها و عناصر هویت بخش جمهوری اسلامی ایران عبارتند از:
توسعه یافته؛ دارای جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه آسیای غربی؛ با هویت اسلامی و انقلابی؛ الهام بخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام؛ دارای تعامل سازنده و مؤثر با جهان براساس اصول عزت، حکمت و مصلحت؛ مردم سالار دینی؛ امن، مستقل و مقتدر؛ آزادی خواه، عدالت طلب، و اخلاق مدار؛ تأثیرگذار بر همگرایی اسلامی و منطقهای؛ سلطه ستیز به معنای نفی سلطهگری و سلطهپذیری؛ حامی مسلمانان، مستضعفان و نهضتهای آزاد بخش؛ و غیر متعهد به قدرتهای بزرگ.
به طور کلی سه دیدگاه فراگیر بدبین، خوشبین، و واقع بین در مورد تأثیرهای هویتی مذاکره ایران و آمریکا وجود دارد.
بدبینان بر این باورند که این مذاکرات، حتی در سطح کنونی، هویت جمهوری اسلامی را تضعیف و تخریب میکند.
اول، الگوی انقلاب اسلامی که خاص جمهوری اسلامی بوده و یکی از مهمترین عناصر هویت بخش آن است در اثر این مذاکرات تضعیف میشود.
دوم، مذاکره ایران و آمریکا باعث تضعیف گفتمان انقلاب اسلامی میشود که جمهوری اسلامی ایران برمبنای آن تکوین یافته است.
سوم، گفتمان مقاومت مبنیبر سلطه ستیزی که حول جمهوری اسلامی ایران تعین یافته تضعیف میشود.
چهارم، در اثر این مذاکرات رویکرد و کارکرد نهضتی، مبنی بر حمایت از مسلمانان، مستضعفان و نهضتهای آزاد بخش در سیاست خارجی ایران تضعیف میشود.
پنجم، مذاکره ایران و آمریکا بر روند بیداری اسلامی در منطقه و جهان اسلام تأثیر منفی دارد.
ششم، استکبار ستیزی و آمریکا ستیزی در منطقه تضعیف میشود.
هفتم، نفوذ منطقهای و الهام بخشی جمهوری اسلامی ایران در جهان اسلام تضعیف میگردد.
هشتم الگوی پیشرفت بومی و درونگرا مبنیبر اقتصاد مقاومتی تضعیف شده و اقتصاد ملی شرطی میشود.
این دیدگاه، به زعم منتقدین، مبتنیبر تعریف و تلقی خاصی از هویت ایران و مذاکره ایران و آمریکا بوده و متضمن چند پیش فرض است.
اول، هویت جمهوری اسلامی ایران به یک یا دو عنصر هویت بخش آن فروکاسته میشود.
دوم، متضمن مذاکر ایران با آمریکا از سر ضعف، اضطرار و استیصال است نه انتخاب و اقتدار.
سوم، متضمن همانند پنداری مذاکره با سازش و تسلیم است.
چهارم، متضمن باخت قطعی و از پیش مسلم ایران در مذاکره است.
پنجم، متضمن آن است که آمریکا ستیزی مهمترین و حتی تنها عنصر هویت بخش جمهوری اسلامی ایران میباشد.
ششم، متضمن ایستایی قدرت و اقتدار ملی جمهوری اسلامی ایران در طول زمان است.
خوش بینان، از سوی دیگر، استدلال میکنند که مذاکره ایران و آمریکا نه تنها هویت جمهوری اسلامی ایران را تضعیف نمیکند بلکه موجب تثبیت و تقویت آن میشود.
اول، مذاکره ایران با آمریکا بر توسعه اقتصادی کشور تأثیر مثبت دارد. چون الگوی توسعه جمهوری اسلامی درون گرای بروننگر مبنیبر استفاده حداکثری از منابع داخلی و بهرهگیری بهینه از منابع خارجی است. از این رو، با مذاکره با آمریکا دست کم نیمی از موانع و محدودیتهای خارجی ناشی از تحریمها برای استفاده از منابع بینالمللی رفع میشود.
دوم، رفع تحریمها در اثر مذاکره با آمریکا، به ارتقای کشور به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه کمک میکند. چون ایران برای دستیابی به اینجایگاه به بازار، سرمایه و کالاهای جهانی نیازمند است.
سوم، مذاکره ایران با آمریکا هویت اسلامی و انقلابی ایران را تقویت میکند. به گونهای که این مذاکره بیانگر آن است که جهموری اسلامی به عنوان یک کشور اسلامی و انقلابی در اثر مقاومت سازنده به درجهای از امنیت و قدرت دست یافته که قادر به مذاکره با تنها ابر قدرت جهان است.
چهارم، قدرت الهام بخشی جمهوری اسلامی ایران در جهان اسلام نیز افزایش مییابد. چون تثبیت قدرت و اقتدار جمهوری اسلامی باعث توسعه و گسترش الگوی آن در سطح منطقه و جهان اسلام خواهد شد.
پنجم، مذاکره با آمریکا نمونه بارز تعامل سازنده با جهان است که چانهزنی کشور در منطقه و جهان را ارتقاء میبخشد.
ششم، مذاکره ایران با آمریکا، ماهیت و ذات مردم سالار جمهوری اسلامی ایران را به جهانیان نشان میدهد. زیرا، این مذاکره تحقق یکی از وعدههای انتخاباتی رئیس جمهوری اسلامی ایران را در معرض دید جهانیان قرار میدهد. زیرا، این مذاکره تحقق یکی از و عدههای انتخاباتی رئیس جمهور است که آزادانه پیگیری میشود و در عالیترین سطح نظام نیز تأیید میگردد.
هفتم، مذاکره ایران با آمریکا نشانگر امنیت، اقتدار و استقلال جمهوری اسلامی است. چون کشور از موضع اقتدار و از روی انتخاب خود و استقلال عمل این گزینه را برگزیده است.
هشتم، مذاکره ایران با آمریکا، توانایی جمهوری اسلامی در حمایت از مسلمانان، مستضعفان و نهضتها را افزایش میدهد. زیرا بسیاری از محدودیتهای فعلی در تحقق این هدف ناشی از تعارض با آمریکاست.
نهم، مذاکره ایران با آمریکا، فرآیند همگرایی اسلامی و منطقهای را تسهیل و تسریع میکند. چون یکی از موانع اصلی همگرایی در منطقه و جهان اسلام، اختلاف نظر در مورد چگونگی تعامل با آمریکاست. دهم، بر مبنای مقاومت سازنده، مذاکره با آمریکا سلطهستیزی نرم را در منطقه و جهان را تقویت میکند.
واقع بینان، در میانه خوش بینان و بدبینان، چنین استدلال میکنند که براساس چگونگی تعریف مذاکره و هویت، تأثیر مذاکره ایران و آمریکا را باید ارزیابی کرد.
نخست، مذاکره واقعی لزوماً مساوی با سازش و تسلیم نیست؛ بلکه مذاکره واقعی فرآیند تعامل و چانهزنی است که در آن جمهوری اسلامی میتواند به اهداف خود بدون عدول از اصول و منافع دست یابد.
دوم، مذاکره ایران با آمریکا اگر از موضع اقتدار و برابر باشد، نشان دهنده قدرت دیپلماتیک جمهوری اسلامی است که خود یکی از عناصر مهم قدرت ملی است. برآیند این دو واقعیت آن است که مذاکره با آمریکا ضرورتاً گفتمان انقلاب اسلامی، مقاومت و الگوی جمهوری اسلامی ایران را تضعیف و تخریب نمیکند. اما بیگمان، اگر در مذاکرات این اصول رعایت نشود، امکان و احتمال تضعیف هر سه عنصر هویتی وجود دارد.
سوم، همانگونه که گفته شد، هویت جمهوری اسلامی ایران از عناصر متعددی قوام یافته است؛ اگر چه، این عناصر در قوام بخشی به هویت جمهوری اسلامی ایران هم وزن نیستند، ولی نباید هویت را انحصاراً به یکی از آنها فروکاست.
چهارم، از این رو، در ارزیابی تأثیرگذاری ایجابی و سلبی مذاکره با آمریکا بر هویت جمهوری اسلامی ایران باید مجموع عناصر هویت ساز را در نظر گرفت و داوری کرد؛ هرچند در این ارزیابی جمع جبری تنها کفایت نمیکند.
پنجم، آغاز مذاکرات گام بسیار مهمی بوده است ولی تأثیرگذاری مثبت و منفی آن بر هویت جمهوری اسلامی به نتایج آینده آن بستگی دارد. اگر جمهوری اسلامی ایران از این مذاکرات سر بلند و دست پر بیرون آید، تردید نباید کرد که هویت اسلامی و انقلابی ایران تقویت خواهد شد.
ششم، بارها و سالها پیش گفته و نوشتهام که منازعه ایران و آمریکا، دست کم در سطوحی، هویتی است. از این رو، در پایان بخشیدن به این منازعه هویتی، باید حساسیتها و ظرافتهای هویتی را به شدت لحاظ کرد.
هفتم، مذاکره و عادی سازی روابط ایران و آمریکا، همه مشکلات اقتصادی و توسعه کشور را حل نمی کند؛ از این رو، نباید انتظارات بیش از حد بر آن بار کرد که آسیبها و بحرانهای هویتی در پی خواهد داشت.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
کلادیپلماسی یعنی چک چونه یعنی بده بستون یعنی معامله یعنی عمل بر اساس منافع یعنی بر اساس مقتضیات زمونه وواقعیات حرکت کردن یعنی امروز پنج شنبه 18مهر 92باید چیکار کنیم که باعث رشد تعالی این ملت وافتخاردرصحنه جهانی بشه بر گذشته ها فاتحه والسلام
اول باید تکلیف این حرفهایی انقلابی گری مشخص شود اولا ما نه شرقی و نه غربی بودیم الان دیگه با روسیه رو میندازیم به چین رو میندازیم خلاصه دوستیم با هم , پس اینجا میبینیم که شرایط باعث شده عدول کنیم پس می توانیم با غرب هم براساس منافع مملکت و مردم مذاکره کنیم دوما اینهایی که میگن نمیشه ایا شما از پیامبر خدا که با مشرکان و با یهودیان مذاکره و صلح کرد با فهم و با شعورترید یا مظلوم مدارتر و دیندارترید ما نباید با دنیا قهر کنیم بلکه باید تعامل کرد با حفظ اقتدار و عزت مملکت . غرب مارا در فشار گذاشته و الان هم براحتی با ما کنار نخواهد امد چون دست بالا را گرفته ما نباید زیاد جو وابستگی بگیریم ولی باید شل کن سفت کن با انها پیش بریم تا در با دو قدم پیش و یک قدم پس بتونیم قویتر و مقتدر تر بشویم و در عین اقتدار بتونیم درهای جهان را بسوی ایران باز بگذاریم و مردم هم فشار کمتر و زندگی بهتری را داشته باشند نمیشه به غرب کاملا واداد و نمیشه درهای جهان را به سوی خود بست .
مگر مسلمانا امپرا طوری ایران وروم را شکست ندادند ما هم مسلمانیم میتوانیم امریکا وروسیه را بااین بسیج ها شکت بدیم
عذر میخوام شما تقویم رو یه نگاهی بنداز!
الان مهر 1392 هستیم.
موافقم با شما.با نظریه سوم هم بیشتر موافقم.متاسفانه دور این تریبون ها که جمع می شویم همه آدمهای تحصیلکرده ایم که دستمان به دهنمان می رسد و تحریمها فقط اندکی گذران زندگی ما راسخت کرده است.ولی افرادی زخم خورده مستقیم این تحریم ها هستند که هرگز فرصت و دسترسی به تریبونی ندارند.
فراموش نکنیم تبعات جبران ناپذیر تحریمهایی را که نسلی از جوانان ما را در بیکاری و فقر به فساد و فحشا کشانده و صعود انواع آمارهای طلاق و تجاوز و سرقت و زورگیری نشان از آینده سختی برای کودکانمان دارد.چه بسا که نسل تباه شده با افزایش سن دیگر تاب علم و فن آموزی نداشته و تا مرز اعدام و دستگیری به دست اندازی به جان و مال مردم خواهد زد.
زمانه را پایانی نیست و مقاومت را نیز همچنین.
مقاومتی که بار آن بردوش دهک مستضعف است و با گوشت و پوست و استخوان لمسش می کنند و چه بهای سنگینی باید بپردازند مریض های بی دارو ، خانواده های عزادار شده توسط خودروهای بی کیفیت، جوانان بی کار زندانی ، زنان مطلقه و دختران و پسران ازدواج نکرده که فصل بهار عمرشان گذشته و هرگز روی از خزان برنخواهد بست.
بنشینیم با چشمهای خود دسته در حال رشد این مجموعه را به تماشا و نمی دانم خدا چه کسی را برای به خاک سیاه نشانده شدن این مردم مجازات خواهد کرد و ....... نمی دانم شاید هم من اشتباه می کنم و بخاطر مقاومت و فداکردن ملت پاداشش خواهد داد.
زمان زمان زمان
می گذرد و عمر عده ای جوان به نابودی کشیده می شود و هیچوقت این فرصت برای آنها که فصل بهارشان در این تحریمها رسیده برنخواهد گشت.
جانا سخن از دل ما که هیچی از زندگی ماها میگویی. درود بر شما.
آيةالله مكارم: صهيونيسم مانع مذاكره با آمريكاست
بسمه تعالی- معمولا" برای حل مشکل فیمابین دو طرف گزینه های زیر متصور است:
1- طرفین با یکدیگر مستقیما" و بدون دخالت غیر گفتگو کنند.
2- در صورتی که لازم شد از کمک میانجی استفاده بگیرند.
3- طرفین حل مشکل فیما بین را به داور مرضی الطرفین ارجاع دهند.
4- یکی از طرفین و یا هر دو طرف به اقدامات قهری منجمله جنگ منوسل شوند.
5- طرفین صبر کنند ومشکل را تحمل کنند تا با تغییرشرایط آمادگی برای یکی از اقدامات فوق حاصل شود.البته در این حالت لازم است طرفین مواظب باشند اقداماتی را که موجب افزایش مشکل میشود انجام ندهند.
اگر عرایض من درست باشد برای حل مشکل مذاکره وسیله معقول و مشروعی است که تأخیر در استفاده مؤثر ار آن موجب ضرر وخسران است. بقیه مطالبی که مورد توجه عزیزان قرار میگیرد ما را از هدف که حل مشکل است دور ساخته است.
بیایم از یک زاویه دیگه به این مسئله نگاه کنیم. برای این امر نیاز است برگردیم به عقب و بررسی کنیم که چه عاملی باعث شد که دولتی با شعار مذاکره با آمریکا روی کار بیاد و جریانات سیاسی چند ماهه اخیر رخ بده.
مطمئنا همگان بر این باور هستند که سرویس های اطلاعاتی غربی در سال 88 شکست سنگینی رو متحمل شدند. خوب آیا بعد اون اتفاقا قرار هست که غرب بر اساس استراتژی سابقش با ایران برخورد کنه؟ استراتژی سابق که شکست خورد. غرب نیاز به یک استراتژی جدید مبتنی بر ارزیابی اوضاع داخلی ایران داشت و اون هم استراتژی اختلاف افکنی میان اصولگرایان که دولت و مجلس رو در اختیار داشتند بود. چرا؟ چون هم باعث می شد که اونا ضعیف بشن و نتوانند توانمندی های واقعی خود را بروز بدند. تمرکزشون از مسائل اصلی دور شده و به حاشیه کشیده می شن. چند صدایی رخ میده و این نتیجش اینه که هر کس و گروهی از ضن خودش صحبت های رهبری رو تفسیر می کنه. و از همه مهمتر باعث عقب افتادگی کشور شده و مردم از اونا نا امید میشن. خوب اونا برنامه ریزی گسترده ای برای مجلس داشتند و موفق شدند که حاصل کاشتن اون بذر دولت جدید بود. البته من قصد توهین به دولت یازدهم و جناب روحانی رو ندارم. من دارم صحبت از یک میدان می کنم که خیلی ها در این میدان به بازی گرفته شدند. در کل کشور حرکت کرد به سمت مسیر مطلوب غرب. از طرفی اختلافات شدید اصولگرایان و از طرفی تحریم شدید اقتصادی. هر چند تدبیر اقتصاد مقاومتی از سوی رهبری در نظر گرفته شد ولیکن اختلافات شدید مانع از اجرای احسن این تدبیر شد. در این میان تبلیغات شدید غرب چه در داخل و چه در خارج اذهان مردمی که بدنبال فرار از موقعیت فعلی بودند رو برد به سمت ارتباط با آمریکا اون هم بدون در نظر گرفتن شرایط فعلی آمریکا در منطقه و جهان و شرایط داخلی آن.
شاید خیلی از کسانی که این تحلیل رو مطالعه می کنند با این مخالف باشند ولیکن من چند سوال اساسی دارم.
1. چگونه شد خروجی یک دولت اصولگرا ( مطالبات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مردم ) اون هم بعد از هشت سال دولتی به نام دولت عدالتورزی و مهرورزی و تقابل با آمریکا و انقلابی گری ، شد مذاکره و ارتباط با آمریکا؟
2. ما همیشه میگوییم حق با ماست و در مذاکرات ، موضع قوی تری خواهیم داشت. با در نظر گرفتن درست بودن این حرف، چرا آمریکایی ها خواهان مذاکره با ما هستند؟
3. آیا واقعا آمریکایی ها خواهان مذاکره با ما هستند؟ یا نه ما در به در بدنبال مذاکره با آمریکاییم؟
4. آیا ساده لوحانه نیست خروجی مذاکره گرفتن حق و حقوقمان خواهد بود؟ چرا آمریکا می بایست در مذاکرات در مقابل طرف ایرانی از مواضع 35 ساله خودش کوتاه بیاد؟
5. آیا از خواسته های آمریکا برای برداشتن تحریم بر ما مشخص نیست؟ آیا ما از موضع خودمون که رهبری اونو تعیین می کنه کوتاه اومدیم؟
6. ابزارها و قدرت چانه زنی ما در چیست؟ آیا ما قدرت چانه زنی جدیدی پس از روی کار آمدن آقای روحانی داریم؟
و ...
من کاملا با دیپلماسی که آقای ظریف و تیم سیاست خارجی دولت در پیش گرفتن موافقم. بهترین راه حل اینه که با همون نرمش قهرمانانه که رهبر فرمودن و با ظرافتی که آقای ظریف به کار میبرن هم اهداف خودمونو پیش ببریم و چهره ای که غربی ها به غلط از ایران ترسیم کرده رو تصحیح کنیم و تحریم ها رو از بین ببریم. و در مرحله ی بعد چهره ی واقعی دولت هایی کهزورگو هستن و سعی در تاراج ملت های دیگه به نفع خودشون هستن به همه ی دنیا نشون بدیم.
زنده باد ظریف!
سلام دوستان به نظر من اين واقعيت كه امريكا ابر قدرته بايد قبول كرد و نميشه با يه قدرتي كه به راحتي رو منافع ما اثر ميزاره تا ابد مذاكره نكرد
ولي نبايد به مذاكره خالي هم دلخوش بود امريكا هم به خاطر منافعش با ما مذاكره ميكنه و عاشق چشم و ابروي ما نيست تو هر مذاكره طرفين سعي ميكنن بيشترين امتياز و بگيرين از طرف مقابل مذاكره كننده هاي ما هم بايد سعي بكنن بيشترين امتياز بگيرن
به نظر من تحريما تا اينجا اثري كه ميخواستن بزاره رو گذاشته و اونا هم ميدونن از اين به بعد تحريمهاي بيشتر ديگه اثرات سابق نميزاره يكي از علتهاي مسر بودن امريكا برا مذاكره اينه كه احساس ميكنه گذشت زمان باعت كم اثر شدن تحريما ميشه
باید دید ایران چی میخواد بده چی میخواد بگیره وبالعکس امریکا.والبته باید دید ایران چه چیزی داره که برای امریکا با ارزش باشه و قابل دادن هم باشه.اما اصولا ماهیت انقلاب و نظام ایران با غرب در تعارضه.دو اتومبیل در دو لاین مخالف.مذاکره این دو تا فقط منجربه تصادف میشه فقط وقتی میتونن مذاکره کنن که منافع خودشونو در جهت مشترک تعریف کنن.اختلاف ایران و امریکا ریشه ایه نه موردی و سطحی.یکیش اسراییل که مسلما قابل حل شدن نیست مگر با تغییر ...در مورد این سفر اخیر هم میشه گفت بده بستونی اتفاق افتاد بین روحانی واوباما اما اونچه که اوباما گرفت نقد بود و اونچه که روحانی گرفت نسیه.حالا این نسیه نقد بشه ایا نشه با خداست.اقای اوباما خیلی زود چکشو نقد کرد.اونا فرصت طلایی رو بدست اوردن و حرفی که سالها منتظرش بودن تا به دنیا بگن رو گفتن.بالاخره ایران زیر بار زور تسلیم و وادار به مذاکره شد.عین جمله اقای اوباما...این جمله یک پیام بزرگ به دنیا بود.اما خب همه چیز بستگی به مدیریت ادامه کار داره توسط اقای روحانی و تیمش.من براشون ارزوی موفقیت میکنم اما کار خیلی سخته.
تحریم هایی که امریکابرعلیه ایران اعمال کرد بیشتر به نفع بعضی ازافراد داخل کشور شد.بخاطر همین حتی گفتگوبرای رفع تحریم ها رو هم برنمی تابند.دلالان تحریم از امریکابرای این ملت خطرناکترند
تابناک من قبلن نظر دادم این یکی رو هم بذار حتی اگه شده خودتم یه مقاله برو .یه چند مدتی فکر میکنم نژاد پرست شدم نشستم فکر کردم دیدم بابا تو این چند ساله ها از بس شعار دادیم خودمونم باورمون شده کشور قدرتمند ملت بزرگ ..... بابا بگو کمتر شعار بدن
ادامه واصرار برمواضع گذشته روز بهروز مارا درگوشه رينگ اسيرتر مى كند. مى توانيم برخلاف توانايى خودادعاى ابرقدرتى كنيم وهزينه اش رانيز بپردازيم ولى امروز با تحريم ويران كننده نه تنهاازعهده ان برنميائيم بلكه به احتمال قوى يك پيش باخته صرف خواهيم بود مانبايد هزينه جنگ سرد دوران دو قطبى دنيارا كه روسيه از عهده ان برنيامدرابرملت فقير خود كه محتاج ١٥دلار يارانه ماهيانه است هموار كنيم مابايد با ديپلماسى هوشمندانه ضمن پاسدارى از عزت وشرف وفرهنگ ملى خود با استفاده درست ومنطقى از امكانات ايرانى قوى مدرن ومرفه براى همه نسلها مهيا نماييم ودران صورت است كه جهان به انقلاب وايران وايرانى به ديده احترام نگاه خواهد كرد دنيا هيچ وقت براى ممالك ضعيف وفقيرتره هم خورد نخواهد كرد حتى اگر ١٠٠تا بمب اتم داشته باشدوهمانطور كه براى پاكستان نمى كند ونخواهد كرد.
مانبايد از مذاكره وچانه زنى وبهره گيرى از قدرت ديپلماسى بهراسيم ما بايدبا كارتهاى خود به خوبى استفاده كنيم وضمن نمايش بازى خوب از بازى ديگران باكارت ما درجهت منافع ملى خودكه خاتمه دهيم.
وگرنه راحت تريت كار ناسزاگفتن وقطع ارتباط با دنياست كه نياز به ديپلمات وسياستمدارنيز نيست واز رهبرجوان كرهشمالى هم برمى ايد
من از طرف همه اعلام نظر ميكنم تقريبا بالاي 99% در صد موافق مذاكره ي سريع هستن
با مذاکره با آمریکا مخالف نیستیم اما خوشبین هم نیستم
من نسبت به مذاکره با آمریکا خوش بینم زیرا:
رابطه آمریکا و ایران از ابتدای انقلاب تا کنون در داخل کشور تحت تاثیر دو دیدگاه اصلی قرارداشته که هرکدام در مقاطعی سکان دار کشور بودند 1- دیدگاه آرمانگرایانه (غلبه حق بر باطل در سطح کلان فرا ملیتی)2- دیدگاه واقع گرایانه و توجه به حقایق موجود و منافع ملی میهنی).
دیدگاه دوم که پس از جنگ تا پایان دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی در کشور وجود داشته روندی را در کشور بوجود آورد که آرمانگرایان را را به این باور رساند که برای جلوگیری از استحاله انقلاب و انحراف از آرمانهای آن باید جلوی روند کنونی گرفته شود و جهت آن تغییر کند .
دیدگاه اول که با ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد سکان دارکشور شد با این استدلال که دلیل استحاله انقلاب و انحراف از آرمانها تعامل با جهان میباشد بنای خود با تکیه بر نیروهای اصولگرا و برخی از دوستان خارجی بر تعارض و مخالفت با سازوکارها و روندهای غالب در سطح داخلی و خارجی و تقویت نیروهای داخلی گذاشت .
در حال حاضر دیدگاه اول مخالف و بدبین به رابطه با آمریکا است و دیدگاه دوم بر اساس واقعیات خارجی به آن خوش بین است .
آقا یکی به این دارو دسته بفهمونه که سیاست جای تو بمیری من بمیرم نیست، هیچ کشوری منافعشو قربانی منافع یک کشور دیگه نمی کنه، ما دیپلمات خوب کم داریم، تو روابط بین الملل هی سرمون کلاه میره، یارو معلوم نیست چی خونده میره میشه وزیر امور خارجه، مقصر اونان، روسیه آمریکا انگلیس یا هر کشور دیگه دستش بیاد به یه وجب خاک ما رحم نمی کنه، ما باید با همه مذاکره کنبم ولی کار رو به کاردانش بسپاریم نه هر کی که از لحاظ عقاید با ما یکی بود
درود و شاد باش . نگاهی گذرا به سه دیدگاه (خوش بینانه_بدبینانه و واقعگرا)بسیار جالب و جامع تهیه شده است ولی در مجموع کل این سه دیدگاه در شرایط زمانی و مکانی امروز کشور ایران بسیار غیرواقع بینانه و توهم زاست . فرض کنید فردی در وسط دریا در حال غرق شدن است و سه نفر از ساحل برای او نسخه می پیچند . یکی می گوید به پشت دراز بکش . دیگری فریاد می زند عزت نفس ات را حفظ کن و دست و پا نزن آبرویت می رود و نفر سوم غریق را ملامت می کند که چرا شنا بلد نیستی . چرا با خودت کاور بادی نبردی . به مرحمت اختلافی که بین دولت و سنای آمریکا به وجود آمد و سبب تعطیلی دولت آمریکا شد قطعنامه ای که قرار بود تحریمهای بی سابقه ای را بر ضد کشورمان اجرا کند که از جمله عدم فروش نفت (حتی یک قطره)را هم شامل می شد به تعویق افتاد . همین حالا در مجلس گفتگو و بحث از کاهش بودجه به نصف می باشد و دولت محترم آقای روحانی اصرار دارد که بودجه ی کشور به نصف مصوب مجلس کاهش پیدا کند ...و الخ.
از بحث اقتصادی که بگذریم روابط کشورمان با دیگر کشورها به خصوص کشور های همسایه در بدترین حالت ممکن آن است . تحریم ها سبب شده آنها نقاط ضعف و آسیب پذیر ایران را شناسایی کنند . اعراب خلیج فارس از کمک به مخالفان اسد در سوریه تا اصرار بر تغییر نام خلیج فارس بر ایران فشار میآورند . آذربایجان مدعی بخشی از کشورمان و همچنین نوابغ کشورمان شده و در رادیو باکو ساعت و آب و هوای تبریز را اعلام می نماید .پاکستان با پولهای عربستان مناطق شرقی کشورمان را ناآرام و ناامن کرده است و در این میان مصر اعلام می کند که دیگر توریست ایرانی را راه نمی دهد چون شیعه هستند . مالزی شیعه را غیر اسلامی اعلام می کند و الخ. حال کشوری به نام آمریکا که از لحاظ اقتصادی قدرت اول دنیا می باشد (40 درصد پول دنیا در آمریکاست
) کشوری که از لحاظ نظامی قدرت اول دنیاست . از لحاظ فرهنگی با سینمای هالیودش دنیا را تحت تاثیر خود قرار داده (تا همین هفته ی پیش بر سر اینکه کدام فیلم به هالیوود برود مشاجره بود )و...از هر لحاظ که بخواهید بررسی کنید ایالات متحده سر امد است دست دوستی برای برقراری مذاکره و ایجاد روابط به سوی ایران دراز کرده است و به جای اینکه ابتدا خود را از غرق شدن نجات دهیم و ببینیم که زنده می مانیم یا خیر فلسفه بافی کرده و دیدگاههایی که به درد آموزش در دانشگاهها می خورد را مطرح می کنیم .به نظر من ادامه ی مذاکرات با آمریکا نه مصلحت کشور که واجب و ضروری و فوری است و باید ادامه داشته باشد . در این میان باید به شناسایی و سرکوب ستون پنجم روسیه در ایران که تحت نام حزب توده فعالیت می کردند و حالا با گذاشتن یک ته ریش و بستن دکمه ی یقه در ادارات و وزارت خانه ها نفوذ کرده اند اقدام شود . همین افراد هستند که به صورت سازمان یافته با برقراری رابطه با آمریکا مخالفت می کنند و ژست ضدامپریالیستی می گیرند . پیروز باشید
بجز این قسمت آخرش (ستون پنجم و ...) عالی بود.
دو طرف مذاکره باید در یک سطح سیاسی باشند چه کسی روحانی و اوباما را در یک سطح سیاسی می داند.
دوستان به جاهاي خوبي رسيديم خيلي واضح شفاف فقط بگيد با مذاكره موافقيد يا نه من خودم موافقم
تحریم هایی که امریکابرعلیه ایران اعمال کرد بیشتر به نفع بعضی ازافراد داخل کشور شد.بخاطر همین حتی گفتگوبرای رفع تحریم ها رو هم برنمی تابند.دلالان تحریم از امریکابرای این ملت خطرناکترند
بنده تا این لحظه علاوه بر اصل مطلب همه نظرات را هم خواندم. بجز چند نظر که درست یا نادرست بودنش تاحدودی! محرز بود بقیه نظرات طیفی از درستی و حقیقت را نشان میدهد.. در مجموع از مذاکره استقبال شده است. برخی با احتیاط (همان واقع گرایانه) و برخی با اشتیاق (همان خوشبینانه)و تعداد کمی هم مخالف و بدبینانه.
اما! بگذارید از منظری فراتر از سیاست و عالم سیاسی به موضوع نگاه کنیم:
1- کیست که یقین داشته باشد امروز خودش با دیروز خودش یکیست؟
2- کیست که یقین داشته باشد "تداوم حیات" در گرو "تسلب" است نه "تغییر"؟
3-کیست که یقین داشته باشد اکسیژن را باید در سینه حبس کند تا زنده بماند و یا گاز کربن را بیرون ریخته و دهانش را ببندد و دیگر اکسیژن را استنشاق نکند که مبادا دوباره به گازکربن بدل نشود؟!
4-کیست که نداند جریان زندگی در "انبساط و انقباض" همه چیز نهفته است همه چیز؟
5- کیست که نداند کشورها و جوامع چیزی بیشتر از "کنار هم قرارگرفتن تعدادی از انسانها" نیست؟
6- کیست که برای حفظ کشتی از طوفان و غرق، برای همیشه در خشکی بماند؟
7- کیست که بخواهد بر خلاف "قانون خلقت" "حرکت به سمت کمال" را فدای "سکون برای بقا" بنماید؟
8- کیست که بر خلاف مشیت الهی، نخواهد به دو ملت بزرگ (میلیونها انسان) اجازه "آزمایش" و "آزمون و خطا" بدهد؟
...
و کیست که نداند همه ی آنچه "موجود" است در هر شکل و هر پدیده، نیست مگر به اذن خداوند و تجلی ذات خداوند؟
و خداوند همه حیات را بر "هماهنگی و صلح" آفریده است. چرا بجای کوبیدن بر طبل نفرت و دشمنی، کاشتن بذر دوستی و اعتماد را امتحان نکنیم؟
با تقرب الی الله؟
چه ساده لوحیم ما انسانها که فراموش میکنیم حقیقتا از یک پیکریم؟
کدام پیکرست که در آن دستی دایم با دست دیگر در ستیز باشد؟
نمیخواهم خود را به نادیدن پلشتیها بزنیم اما نمیخواهم هم که با تمرکز بر پلشتیها بخشی از فرایند تکثیر آن باشیم.
عزتتان زیاد انسانهای آشتی جو
وایییییییییییییی....... کیست که این موقع شب این همه کلمات قلمبه سلمبه را بخواند وبفهمد که تو چی گفتی؟
همه عالم با هم تعامل میکنند باید به فکر منافع ملی و سرافرازی ایران و ایرانی بود با مذاکره هوشمندانه چه بسا که ترقی و پیشرفت علمی و اقتصادی که شایسته ایرانی است خیلی زودتر حاصل شود.
با سلام همين كه اين اقاي دكتر امريكا رو بعنوان تنها ابرقدرت دنيا قبول داره جواب مسئله رو داده بعضي از دوستان دم از دشمني با كشوري رو ميزنند كه به قول اقاي دكتر تنها ابر قدرت دنياست،ايا دشمني با چنين كشوري بنفع ملت ايرانه يا بنفع(دلالان تحريم)؟ايا بهتر نيست نگاهي به دوروبرمون بندازيم وببينيم در اين يكي دوسال اخير مردم ما با چه مشكلا تي دست وپنجه نرم مي كردند؟ايا از دست رفتن ارزش پول ملي يك افتخاره؟اياكم شدن قدرت خريد مردم يك افتخاره؟ايا كم شدن دارو مخصوصأ داروي بيماران خاص يك افتخاره؟ايا كم شدن فروش نفت ايران وافت برداشت نفت وگازاز ميادين مشترك با عربها يك غرور مليه؟نبودن ثبات اقتصادي وعدم سرمايه گذاري در بخش توليد بعلت نوسانات ارزي يك افتخاره؟ايا برنگشتن پول اندك فروش نفت وتهاتر با كالا غرور مليه؟اگر همه اينها عزت وغرور وافتخاره پس نبايد با امريكا مذاكره كرد!!!
Man moteghadam bayad ba hame keshvara tamol dasht va errebat va farhang va eslemam ham bayad chizi bashad ke axariat mardom mikhan man movafeghe nazare dovom va khoshbinan hastam va hatman rabete ba amrika va keshvare daraje aval maro balatar mikeshe ta keshvarayi mesle komor ke arzeshe polemonam dasht shabihe ona mishod
من معتقدم باید با همه کشورها تعامل داشت و ارتباط و فرهنگ و .... هم باید چیزی باشد که اکثریت می خوان. موافق نظر دوم و خوشبینانه هستم و حتما رابطه با آمریکا و کشورهای درجه اول ما را بالاتر میکشه تا کشورهایی مثل کومور که ارزشه پولمون هم داشت شبیه اونا میشد.
اینا ترجمه متن بالا بود من از طرف نویسنده ترجمه کردم
با نظر واقع بینانه مطرح شده موافقم. یادمان باشد که سیاه و سفید نبینیم. یادمان باشد آمریکا میتواند پذیرای هزاران نخبه ایرانی باشد ولی ما چطور؟ بفکر جوانان ایرانی مقیم آمریکا و رفت و آمد آنها باشیم. کلا امریکا کشوری با تنوع آرا است و بهتر است با برقراری تدریجی رابطه امکان تعامل بیشتر را فراهم کنیم.
دوستان شايد كسي كه پست مهمي داره نظرات را بخونه و تاثير گذار باشه صحبت هامون اوناييكه موافقن با من پيام بذارن كه با مذاكره مستقيم با اميريكا موافقن تا به گوش همه برسه لطفا
جنگ یعنی برخورد قدرت ها و مذاکره یعنی گفتگو بر اساس منطق اگر واقعا حق با ماست و ما منطق قوی داریم پس چرا از مذاکره هراس داشته باشیم
باسمه تعالی
بنده به عنوان یک مدرس علوم سیاسی مسلما با مذاکره با هر دولتی غیر از رژیم صهیونیستی موافقم. اما مذاکره ای که در شرایط برابر باشد، نه این که از همین آغازارتباط و مذاکره آمریکائیها از ما امتیاز بگیرند و چیزی هم به ما ندهند و همواره با ما از موضع بالا برخورد کنند. شما در همین چند ماهی که دولت یازدهم حرف از مذاکره زده است شاهد هستید که دو امتیاز به آمریکائیها داده شده است؛ یکی سکوت یا موافقت با از بین بردن تسلیحات شیمیائی سوریها، که آغازی بر برنامه ریزی حمله به سوریه در چند سال آینده و یا چند ماه آینده به سوریه خواهد بود و امتیاز دوم کشاندن پای تنها مبارز دهکده جهانی به خانه خان و ملکوک کردن چهره انقلابی آن بدون دادن هیچ گونه امتیاز متقابل. امتیاز بعدی احتمالا پای میز مذاکره هسته ای است که آمریکا حق غنی سازی بیست درصد را از ما خواهد گرفت و در یک بازی تئاتر گونه با کنگره تحریم ها را تشدید خواهد کرد.
چدای از بحث سیاسی چرا ما باید با انبار کردن و دا شتن سلاح کشتارجمعی (شیمیایی) حتی نزدیکترین متحد مان سوریه موافق باشیم ؟؟
و موافقت با امحا و از بین بردن اون سلاح ها رو داد ن امتیاز عنوان کنیم؟
نه ما خود ملتی هستیم که جز قربانیان این سلاح ها هستیم و فکر نکنم هیچ ایرانی موافق داشتن سلاح شیمییایی و انبار کردن آن حال به هر دلیلی از طرف حکومت سوریه باشد
تحلیلتون رو قبول ندارم سوریه پذیرفت سلاح های شیمیاییش رو نابود کنه چون مجبور بود و خطر حمله نظامی تهدیدش میکرد و عاقلانه تر این بود که با پذیرش خلع سلاح شیمیایی بهانه رو از غرب بگیره و البته سفر اقای روحانی به مجمع سازمان ملل و مذاکراتی که انجام شد هم هیچگونه امتیاز دهی به غرب محسوب نمیشه.. برای مذاکره با طرف غربی باید نرمش نشون بدیم چون سمبه طرف مقابل در شرایط فعلی پر زور تره و نباید این اجازه رو بدیم تا پرونده هسته ای به تنگ تر شدن دایره تحریم ها و تضعیف روز افزون کشور بینجامه.. شما غیر از مذاکره راه دیگری برای نجات کشور از زیر بار فشار روز افزون تحریم ها سراغ دارید؟؟؟
بله ولی حالا که ما دنبال بمب هسته ای نیستیم و غنی سازی زیر بیست درصد هم برای سوخت نیروگاهایمان کافیست چرا برای اعتماد سازی جهانی و نه آمریکا و شکستن تبلیغات اسرائیل کمی نرمش نشان ندهیم. مطمئن باش اگر ما در این کار یعنی رسوا نمودن اسرائیل علاوه بر حرکت برای همراه نمودن دنیا با خود و در جهت آرمانهای انقلاب پیش رفته ایم.
جنگ یعنی برخورد قدرت ها و مذاکره یعنی گفتگو بر اساس منطق اگر واقعا حق با ماست و ما منطق قوی داریم پس چرا از مذاکره هراس داشته باشیم
با سلام وتشکر از تابناک وشکر خدا از اینکه در کشوری زندگی میکنیم که اینقدرنظر مردم اهمییت دارد در این خصوص توجه شما را به جمله ای که آقای مهندس غرضی در آخرین مناظره اظهار نموده وچندین بار به ان تاکید داشتند جلب میکنم ایشان چند بار تاکید کردند که سیاست خارجی بدون اقتدارداخلی راه به جایی نمیبره ودر واقع طرف مذاکره کننده نگاه میکنه ببینه طرفش کیه واقعیت اینه که ما یک کشور وابسته هستیم ویک ملت وابسته درسیاست خارجی خرف زیادی برای گفتن ندارد تمام آنچه که درسفره ما ایرانیها مهیا میشود وقوت ما را تشکیل میده از خارج تهیه میشه برنج ذرت تاحدودی گندم حتی انواع محصولات لبنی مواداولیه اش از خارج وعمدتا از چین وارد میشود پس نتیجه میگیریم که اقتدار در تولید وتولید خلاصه میشود نه در سعار مرگ بر آمریکا ما هرچه دربرابرآمریکا سرسختی نشان بدهیم مجبوریم به همان اندازه به چین وشوروی روی بیاوریم هموطنان عزیز شعاردادن نشانه اقتدار نیست شما میتوانید ژاپن را زمانی که به آن حمله اتمی شد با آلان مقایسه کنید؟؟؟
شکی نیست که اسرائیل بزرگترین دشمن ماست. ایران و اسرائیل مانند دو مایع متضاد هستند که اگر هردو را در یک ظرف بریزیم، مقدار هرکدام که بیشتر باشد دیگری از ظرف بیرون میریزد.
ظرفی بنام امریکا اینک پر است از اسرائیل! هچقدر سهم خود را بیشتر کنیم اسرائیل کمتری در این ظرف میماند. باید از ظرفیت امریکا برای پیشبرد منافع خودمان استفاده کنیم. کاری که اسرائیلیها تا کنون انجام داده اند. امریکا گاوی شاخ دار و پر زور است، اسرائیل سوار بر این گاو هرکس که بخواهد میکشد و هر زمینی که خواهد شخم میزند. بیایید از افق بالاتری به این مسئله نگاه کنیم . اگر عنان امریکا را کامل هم در دست نگرفتیم اما سعی کنیم که باندازه سهم خودمان از این غول بی شاخ و دم سواری بگیریم.
به نظر من باید مذاکره هوشمندانه داشته باشیم و نگران ز نماد ظاهری مقطعی ( اقتدار یا حقارت) نباشیم. اگر درست پیش برویم حداکثر استفاده را خواهیم کرد و این تاریخ و فرزندانمان هستند که در مورد ما قضاوت میکنند، اگر درست عمل کنیم حتی اگر ظاهر کارمان خوب نباشد، در آینده درایت ما را تحسین خواهند کرد و گرنه ....
با نظر واقع بینانه مطرح شده موافقم. یادمان باشد که سیاه و سفید نبینیم. یادمان باشد آمریکا میتواند پذیرای هزاران نخبه ایرانی باشد ولی ما چطور؟ بفکر جوانان ایرانی مقیم آمریکا و رفت و آمد آنها باشیم. کلا امریکا کشوری با تنوع آرا است و بهتر است با برقراری تدریجی رابطه امکان تعامل بیشتر را فراهم کنیم.
دو مسئله را خواستم خدمت جناب استاد عرض کنم
1- سیاست جهانی مانند رینگ بوکس است، هر چه شما از رقیبتان فاصله بگیرید و رقیب از شما قوی تر باشد ، ضربات او شما را خرد خواهد کرد و در آخر بازنده خواهید بود. در زمانی که شما از حریف در رینگ ضعیف تر هستید باید "هوشیارانه" به حریف نزدیک شوید و ضربات خود را بزنید. این چیزی است که آمریکایی ها از آن بیم دارند.
2- ما یک بحث دار یم بنام "انقلاب اسلامی" بصورت عام و جهان شمول و یک بحث دیگر داریم بنام "انقلاب اسلامی ایران" در بحث دوم و با وارد شدن کلمه ایران در دنباله انقلاب اسلامی ، منافع ملی همه ایرانیان به انقلاب اسلامی گره می خورد و بعبارتی ایران بدون انقلاب اسلامی نمیشود و انقلاب اسلامی متقابلا بدون در نظر گرفتن منافع عامه ایرانیان متصور نیست. لذا پس در یک جا باید به اصطلاح فیتیله یکی را به نفع دیگری پایین کشید تا یک تعادل برقرار شود و این به معنی گذشتن از هیچکدام این دو نیست.
شب و روز خوش
من جزییات متن رو نخوندم اما چیزی که کاملا نیاز فرهنگی ماست از بین بردن تابوی دشمن هست که سالهاست راجع بهش حرف میزنن. مسَله مهم نیاز و منافع ملی و نه هیچ چیز دیگه اس. فلسفه وجود دشمن برای هماهنگ کردن و سرکوب کردن حرف مخالفان داخلی، چیزی جز توهم قدرت به دنبال نداره.
نیاز ما فرهنگی که توش به جای القاب دادن به کشورای دیگه اول ببینیم چی داریم چی نداریم و به چه قیمتی قرار هست که چیزی رو به دست بیاریم.
مطمَنا روابط با آمریکا میتونه تو کوتاه مدت مشکلاتی رو حل کنه، و اگه فرهنگ سازی کنیم تو بلند مدت پلی میشه برای ایرانی قدرتمند و نه افراطی.
یادمون نره اونایی که نگران امتیاز دادن به امریکا هستن به شرطی حرفشون منطقیه که بتونن تمام امتیازای زیادی که این مدت ملت ما به خاطر اشتباهات یه خط فکری به نمایندگی احمدی نژاد داد رو لیست کنن و قبول کنن اگه الان منت هر کشوری رو مجبور شیم بکشیم به خاطر توهم قدرت آقایونه
عجب!
به نظر من فقط امريكايي ها و اروپايي ها مقصر نيستن ما ي سري كارها كه مد نظر رهبري هم نبوده ناخواسته و بر خلاف مصلحت مملكت و نظام انجام داديم و چهره ي ايران انسان دوست را بد نشان داديم برادر من امريكايي ها علم غيب ندارن كه بدونن برنامه هسته اي ما صلح اميزه ما بايد تعامل سازنده با دنيا داشته باشيم با دنيا بر عليه تروريست همكاري كنيم به لطف الهي و با تدابير رهبري و هوش رييس جمهور تحريم ها برداشته مي شود به شرطي كه دوستان كه سمت دارن و منافعشون با مذاكره ي با امريكا به خطر ميافتد بگذارن
لتم برای نجات کشور راهی جز گفتگو بر اساس احترام متقابل بین ایران وامریکا نیست چرا یک عده سرشان را تو برف کردند وواقعییات جامعه را نمی بیننبیشتر مردم به گفتگو تمایل دارند جز یک گروه کوچک که متاسفانه صدایشان بلندتر است ومنافع کشور را با اعمال نسنجیده وافراطی به خطر می اندازند بهتر است رهبر معظم تصمیم نهایی را به نفع کشور بر دارند و دستور گفتگو را صادو نماین
با سلام و تشکر فراوان بر تمام ایرانیان و ایران دوستان عزیز
سوالی دارم از تمام هموطنان عزیزم ایا ما حافظه تاریخی مناسبی داریم
(حمله اعراب حمله افغان قرارداد گلستان قرارداد ترکمنچای جنک عثمانی جنک پرتقالیها دسیسهای انگلیس در ایران ...............................حمله عراق با حمایت تمام اعراب )
و ما اکنون با کدامین از این کشورها روابط داریم و کدامین یک از این کشورها حامیان واقعی مردم ایران بوده وهستند
مگر نه اینکه تمای گشورها بر پایه منافع خویش ومردمشان با ملت ما تعامل کرده اند
مگر بسیاری از گشورهای منطقه در این چند ساله اخیر از خلاء یک ایران .....به نان نوایی نرسیداند
و همین گشورها در صدد این هستند ایران همیشه در انزوا باقی بماند
و همچنین بسیاری از تاجران تحریم و سود جویان
پس بیایید با استناد به موقیعت فعلی کشورمان روند تعامل با دنیای کنونی را در پیش بگیریم و از فرصت بدست امده به نفع ملت عزیزمان استفاده نماییم
به امید ایرانی سر افراز
مذاکره با آمریکا از موضع حفظ منافع ملی منطبق با عقل ومنطق هست.اقتضای زمان وموقعیت کنونی ایران که یک ابرقدرت در حال ظهور است این امکان را به ما می دهد که بدون هیچ دغدعه ای با چشمان باز و تمرکز بر منافع ملی با آمریکا مذاکره کنیم. ضمنا" باید بدانیم که مذاکره الزاما" به معنای سازش نیست بلکه شکل مبارزه عوض می شود. در دنیای امروز دوستی ودشمنی مطلق نداریم آن چیزی که مسیر هر کشوری را تعیین می کند منافع ملی است که برای ایران عزیز ما هم اینگونه است.
با سلام واروی توفیق مطمئنااگر ما مودبانه در دنیا برخورد کنیم هیچ کس نمی تواند به ما جسارتی بکند
علم روابط بین الملل در چهارچوب دو تئوری اصلی رئالیسم و ایده آلیسم به بررسی واقعیت های موجود می پردازد. اگرجه بعد ها دانشمندان این حوزه به بسط و تغییرات جزئی در نظریه های فوق پرداخته اند، با این حال همچنان نظریه های فوق پایه بسیاری از نقد ها در روابط بین الملل است. نظریه آرمان گرایی همچنان با نقص های بسیار و منتقدان بسیاری روبروست. از این رو پس از پایان جنگ جهانی دوم بسیاری این نظریه را فاقد راهکار عملی در استیفای حقوق ملل و روابط بین الدولی دانسته اند. لذا اگر جمهوری اسلامی صرفا بر اساس نظریه آرمان گرایی به روابط خود با دنیا بیاندیشد مسلما با شکست تئوریک و عملیاتی روبرو خواهد شد. پس از پایان جنگ جهانی دوم عملا نشان داده شد که منطق ایده آلیسم در نظام روابط بین الملل جایگاهی ندارد.
در مقابل بر اساس اصول و نظریه رئالیسم محور تمام روابط بین الملل بر اساس قدرت است و اگرچه دیگر نو رئالیست ها قدرت را در چهارچوب هایی فراتر از فدرت نظامی تعریف می کنندبا این حال نقش قدرت در پایش منافع ملی بسیار مشهود و تاثیر گذار است. نظام اسلامی ما درصورتی که خود را در چهارچوب نظریه رئالیست تعریف نماید، عملا خود را به منطق روابط بین الملل امروزی نزدیک خواهد نمود. چرا که مسائلی مانند مذاکره را در این خصوص در چهارچوب منافع ملی تعبیر و تفسیر خواهد کرد. اصولا در منطق رئالیست ها تفاوت ایدئولوژی هزینه های گزافی را (به نظامی که علیرغم آرمانهایش که بر خلاف ایدئولوژی لیبرالیسم در سراسر دنیاست) تحمیل می نماید. و البته یکی از ویژگی های انقلاب آرمان خواهی است. مسئله مذاکره در شرایط فعلی برای نظام اسلامی به مانند یک دوران گذار است. امیدواریم که منطق مذاکره کنندگان بر اساس منافع ملی و آرمان خواهی تنظیم گردد.
احسن.
خسته شدم دیگه انگار نظر هم الکی هست. کدوم مسئول جز خود ما و تابناک این پیام می خواند؟
مرگ بر امریکا ؟
کدوم کشور با قهر کردن با دنیا تونسته پیشرفت کنه...به نظر من اونایی که با ارتباط مخالف هستند بیشتر از اینکه کشور نظم می گیره ناراحتن و اونا که زمان بی نظمی یه کاره ای شدن و با اومدن نظم منافع اونا به خطر می افته
دوستان مساله رو پيچيده نكنيد امريكا با روسيه و چين فرقي براي ما نداره ما بايد به دنبال منافع ملت خود باشيم من فكر ميكنم انقدري كه روسيه و چين به ايران خيانت كردن و ضربه زدن امريكا نزده الان منفعت در رابطه ي با امريكا است كمي فكر كنيد تو رو خدا
برای چی انقلاب کردیم؟ اگر مظاهر تمدن و صنعت و رفاه را میخواستیم که زمان طاغوت بمراتب بهترش را داشتیم ، رابطه با امریکا و ایادی استکبار را میخواستیم که در آن زمان بهترین روابط را داشتیم! حالا بعد از سی و اندی سال جنگ ، سختی ، تحریم و.... دوباره برگردیم سر جای اولمان آن هم با این همه هزینه و....!؟
آقا یا خانم namo: لطفا بفرمایید ما الان کجا هستیم که حضرتعالی حرف از برگشتن سر خانه اول را میزنید. درسته که باید به نظر و دیدگاه دیگران احترام گذاشت اما حرفهای شما.... توی این سالها کاری که نادانهای داخلی به سر ما آوردن از دست هیچ استکبار خارجی بر نمیآمد.
نخیر.شما از همانهایی هستید که از دین فقط ظاهر روداری و بس.نبی اکرم فرمود انش اگر در ثریا باشد مردمانی از فارس بدان دست می یابند...ضمینه دانش اندوزی پسشرقت در همه جوانب من جمله رفاه اجتماعی و اقتصادیست.به شما و امثالهم موکدا توصیه دارم دوباره فلسفه اسلام رو مورد بررسی و مطالعه قرار دهید.از کلاس اول ابتدایی .....
یعنی چه؟ یعنی شما میفرمایید انقلاب کردیم تا رفاه نداشته باشیم؟صنعت نداشته باشیم؟ پس نظر شما رو به اولین سرود رسمی ج ا ایران جلب میکنم:
شُد جمهوری اسلامی به پا که هم دین دهد هم دنیا به ما
از انقلاب ایران دِگر کاخ ستم گشته زیر و زِبَر
تصویر آیندهٔ ما، نقش مراد ماست
نیروی پایندهٔ ما، ایمان و اتحاد ماست
یاریگر ما دست خداست ما را در این نبرد او رهنماست
در سایهٔ قرآن جاودان
پاینده بادا ایران
....
آزادی چو گلها در خاک ما شکفته شد از خون پاک ما
ایران فرستد با این سرود رزمندگان وطن را درود
آیین جمهوری ما پشت و پناه ماست
سود سلحشوری ما آزادی و رفاه ماست
شام سیاه سختی گذشت خورشید بخت ما تابنده گشت
در سایهٔ قرآن جاودان
پاینده بادا ایران
من نسبت به مذاکره با آمریکا خوش بینم زیرا:
رابطه آمریکا و ایران از ابتدای انقلاب تا کنون در داخل کشور تحت تاثیر دو دیدگاه اصلی قرارداشته که هرکدام در مقاطعی سکان دار کشور بودند 1- دیدگاه آرمانگرایانه (غلبه حق بر باطل در سطح کلان فرا ملیتی)2- دیدگاه واقع گرایانه و توجه به حقایق موجود و منافع ملی میهنی).
دیدگاه دوم که پس از جنگ تا پایان دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی در کشور وجود داشته روندی را در کشور بوجود آورد که آرمانگرایان را را به این باور رساند که برای جلوگیری از استحاله انقلاب و انحراف از آرمانهای آن باید جلوی روند کنونی گرفته شود و جهت آن تغییر کند .
دیدگاه اول که با ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد سکان دارکشور شد با این استدلال که دلیل استحاله انقلاب و انحراف از آرمانها تعامل با جهان میباشد بنای خود با تکیه بر نیروهای اصولگرا و برخی از دوستان خارجی بر تعارض و مخالفت با سازوکارها و روندهای غالب در سطح داخلی و خارجی و تقویت نیروهای داخلی گذاشت .
در حال حاضر دیدگاه اول مخالف و بدبین به رابطه با آمریکا است و دیدگاه دوم بر اساس واقعیات خارجی به آن خوش بین است .
نكات ذكر شده در مقاله كمابيش تصويري از دورنماي مذاكره و دغدغه هاي پيرامون ان ارائه مينمايد اما نكته اي كه بايد بدان پرداخت اينكه رييس جمهور گفته من اختيار كامل دارم و مذاكرات استارت خورده و اظهارنظرهاي بازيگران اعلام شده كه كمابيش مثبت بوده و همه در انتظارند كه پس از مشخص شدن محتواي مذاكرات در مورد ان موضع گيري مشخص تري كنند بنابراين انچه كه اكنون بايد بحث شود (فارغ از محتوا) ادامه مذاكرات يا توقف مذاكرات است البته با در نظر گرفتن اين موضوع كه حساسيت تمام مردم در ايران و خارج و دول عربي و عربي و كنگره امريكا و لابي صهيونيصتي و .... برانگيخته شده و همگي در عين حساسيت منتظرند يا مذاكرات به نتيجه برسد كه در اينصورت عده اي سود و عده اي ممكن است ضرر كنند اما در صورت عقيم ماندن مذاكرات همه به اتفاق بدنبال مقصر ميگردند و اين به هيچ عنوان به صلاح نيست كه با عقبگرد از مذاكرات روحاني خود را از يك طرف به مردم بدهكار نمايد(بخواهيم يا نخواهيم انتظارات بالارفته) و از طرفي با تحريك رژيم صهيونيستي دولت روحاني دولتي ضعيف و غيرقابل اعتماد معرفي ميشود كه دنيا به فرصت داد اما او نتوانست استفاده نمايد و از ان به بعد ترجيع بند تمام اظهار نظرهاي كشورهاي غربي انست كه غرب راه حل ديپلماتيك را امتحان كرده و فقط تحريم يا راه حل نظامي جواب ميدهد بنابرين براي اينكه دولت در اين بن بست كه مشروعيت داخلي و خارجي ان را مورد هدف قرار ميدهد بايد با قوت به مذاكرات ادامه دهد چون در صورت مذاكره امكان برد يا باخت يا راه حل بينابين هست اما در صورتي كه اركان حكومت حمايت قوي از وي نكنند و او بدون اختيار و از موضع ضعف وارد شود عملا در اظهان عمومي اين عقب نشيني تلقي شده و بطور كامل بازي را خواهد باخت كه نتيجه ان براي مملكت و دورانديشان در عرصه داخلي و خارجي مشخص است
عالی بود محمد جان.
دولت منتخب میخواد مذاکره کنه .اگر قبول داریم که منتخب مردم هست. سنگ جلو پاش نباید بندازیم. اگر یه همچین سایتی بیانگر نظرات مردم هست ببینیم چند نفر موافق و چند نفر مخالف هستند تعداد مثبت ومنفی هارو با هم مقایسه کنید
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.