دشمنسازی برای نظام روی تابوت چهرههای محبوب
وقتی فرهیختهای درگذشته، چیدمان چند خاطره، تعدادی تصاویر و مقاطعی از کل دوران کاری یک هنرمند در کنار هم، حاصلش هرچه باشد، واکنشی از خود هنرمند ندارد و واکنش بازماندگان نیز معمولاً بازتاب کمرنگی دارد. روزی ناصر حجازی، سیمین دانشور، روزی محمدرضا لطفی و همین رویه در سالگردها نیز استمرار دارد و گویا پایانی برایش نمیتوان متصور بود!

به گزارش «تابناک»، از شیوههای خاصی که در چند سال اخیر به شدت مورد توجه رسانههای فارسی زبان خارجی قرار گرفته، تمرکز بر فرهیختگان فقید دوران معاصر است؛ رویکردی که البته صرفاً به حوزه فرهنگ نیز محدود نشده و گاه گریزی به عرصه سیاسی و سیاسیون فقید و حتی بعضاً قهرمانان ورزشی نیز زده شده؛ اما پیگیری این رویه در خصوص چهرههای فرهنگی دارای محبوبیت عمومی بالا بسیار پررنگتر بوده است.
تلاش مشخص این رسانهها متمرکز بر ارائه یک زندگینامه برای این فرهیختگان است که پیرنگ داستان بر آسیب رسیدن مکرر به چهره فرهنگی در ایران استوار باشد و سرانجام داستان به جایی رسد که فرهیخته یا به شدت از فضای سیاسی و اجتماعی و مذهبی کشور آسیب دیده و یا در مطلوبترین حالت برای این رسانهها، فرهیخته چهرهای کاملاً مخالف و ضدسیاستهای اساسی کشور از آغاز انقلاب تا لحظه مرگ بوده که طبیعتاً پروژه سادهای نیست.
با این حال، چنین مطالبی به سرعت جمعآوری میشود و با فاصلهای نه چندان طولانی از درگذشت یک چهره محبوب، شکل گزارش یا مستند میگیرد. انگار پوشههایی برای همه چهرههای مطرح بالای پنجاه سال ایران آماده دارند و هر آنچه ذرهای میتوان به تقابل با کشور نسبتش داد، به مرور جمعآوری میکنند و به محض درگذشت چهرهها، سراغ پوشههایشان رفته و تولید محتوای همسو با این سیاست را از سر میگیرند.
پرسش مهمی که در این باره مطرح میشود، درباره چرایی وقوع این پروژه پس از مرگ هر چهره فرهیخته است که پاسخش چندان دشوار نیست. چهرههای سرشناس در دوران حیات در قبال چنین تولیداتی به سرعت واکنش نشان میدهند و محتوای تولیدی عملاً نتیجه عکس برای این دست رسانهها خواهد داشت؛ اما وقتی فرهیختهای درگذشته، چیدمان چند خاطره، تعدادی تصاویر و مقاطعی از کل دوران کاری یک هنرمند در کنار هم، حاصلش هر چه باشد، واکنشی از خود هنرمند ندارد و واکنش بازماندگان نیز معمولاً بازتاب کمرنگی دارد.
دشمنسازی برای نظام روی تابوت چهرههای محبوب با این فرمول در همین سه سال اخیر بارها و بارها تکرار شده و رویداد تازهای نیست. روزی ناصر حجازی، سیمین دانشور، روزی محمدرضا لطفی و همین رویه در سالگردها نیز استمرار دارد و ظاهراً پایانی برایش نمیتوان متصور بود و تا اینجا نیز چنین رویکردی نتایج رضایتبخشی برای این طیف وبسایتها و خبرگزاریها داشته و بنابراین دلیلی ندارد این رویکرد غیراخلاقی از دستور کار بیرون رود.
این رویکرد البته از این سو نیز گاهی دیده میشود و بسیاری از چهرهها به شکلی که برخی علاقهمندند و اتفاقاً توسط گروهی که برخیشان بیشترین آسیبها را به این چهرهها زدهاند، مصادره به مطلوب میشوند و چهرهای عجیب و باورنکردنی از ایشان ارائه میشود. شهید آوینی برجستهترین نمونه این سوی ماجرست که بارها اعضای خانواده ایشان نسبت به این رویه اعتراضهای بسیاری تندی داشته و این خواسته را مطرح کردهاند که چهرهای از آوینی بر خلاف آنچه بوده، ارائه نشود و طبیعتاً این رویه برخی چهرهها و رسانههای داخلی نیز خطاست.
آنچه در این میان قابل تأمل و توجه است، شکلگیری سریع رویکردهای تازه برای افکارعمومی کشورمان است و به محض از دست رفتن جاذبه یک رویکرد رسانهای، رویکرد تازهای مطرح میشود. با این اوصاف، شاید بهترین توصیه در این زمینه، تلاش و دعوت به افزایش هوش رسانهای عموم مردم باشد، زیرا در چنین فضای پرشتابی، افزایش قدرت تحلیل و تشخیص و همچنین رد هر محتوایی بدون مطالعه، ضرورت است و بدون این نگاه، هر آگاهیرسانی کاذبی، میتواند موجی عظیم در پی داشته باشد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
یعنی voa و منوتو و bbc استاد این جور پرونده درست کردن ها و سیاه نمایی ها هستن.دو دقیقه آدم این شبکه هارو نگاه میکنه حس میکنه هرچی بدبختی تو دنیاست سر ما ریخته.
شما حقیقت زندگی این افراد رو در دذاخل بساز البته اگه تونستی بیسانسور ،نمایش بده،مطمئن باش مردم نگاته میکنند.شما زندگی هزار سال پیش ملت دیگرو هر ساعت ودقیقه تو تلوزیون نمایش میدی یه وقتی هم برای هم وطنات بزار.
تابی گفته منو پخش نکردیها یادت باشه
رفتار برعکس این مطلب هم زیاد مشاهده میشه، مثال بزنم؟!
دقیقا این مسئله در داخل نیز با قدرت دنبال میشود. پخش ترانه های بعضی از خوانندگان پس از مرگشان در رسانه ملی که اگر زنده بودند با واکنشهایی به مانند آقای شجریان روبرو میشدند. ... لطفا تابناک بیطرفیتو حفظ کن.
حیف نظر که ادم بری تو بینویسسه
هجوم فرهنگی به متفکران عصر انقلاب مثل دکتر شریغتی و استاد جلال ال احمد نیز در همین راستا بوده است.انها سعی کرده اند افرادی را که در این انقلاب به نحوی نقش داشته اند در نزد مردم تخریب نمایند.
تحلیل موشکافانه و جالبی بود
تشکر
من دلم لک زد ساز زدن استاد لطفی و تو تلویزیون ببینم مطلبتو نصفه ول کردم هر وقت تونسی مستند بسازی از استاد محمد رضا شجریان و بری تو تلوزیون پخش کنی بیا این حرفارو بزن استاد که زنده اس ...
مشکلی نیست.
فقط کافی است از این فرهیحتگان رسانه ملی بیشتر استفاده شود.
هرچقدر بیشتر استفاده شود انگ زدن به آنها سخت تر خواهد بود.
وقتی داخل کشور یک خطا مثل خطای خانم حاتمی را این چنین بزرگ کرده و برخی درخواست واکنش های جدی تر مثل شلاق دارند، در واقع این دشمن سازی از داخل شروع میشه.
با سلام
برای مقابله با این گونه مستند سازی ها توسط رسانه های فارسی زبان خارجی شاید بد نباشد که رسانههای داخلی در زمان حیاط این چهرهای شناخته شده و محبوب به نوعی با مصاحبه ها و فیلم های مستند تعلق ایشان را به کشور به تصمویر بکشند ( یعنی پیشگیر ی از بهره گیری موزیانه مخالفین نظام)
ناصر حجازی تو برنامه 90 حرف های عادل رو قطع کرد و گفت ببخشین من میتونم یه چیزی بگم؟ عادل گفت بفرمایین: گفت ((چی تو این مملکت درسته که فوتالمون درست باشه؟)) از همین اظهار نظر های ناصر خان میشه رویکرد سیاسیشون رو تشخیص داد.
اين موضوع كاملا صحيح است مثلا مرحوم استاد محمد رضا لطفي در زمان حيات ايشان بنده ايشان را نمي شناختم ولي در حال حاظر در فضاي مجاري و صفحات اجتماعي پر است از عكسهاي ايشان
حقیقت امر اینه که دل خوشی هم نداشتند !
وقتی این خبر رو خوندم یک سنگینی رو قلبم احساس کردم...اینکه یک عده به خاطر منافعشون هر جور میخان رفتار میکنم...
با تمام احترامي که براتون قائلم ولي به نظر من در مورد کسي مثل ناصر حجازي همچين چيزي نيست ، ايشون واقعا حرف دل مردم را ميزدنن و سختي هايي که مردم ميکشيدن به زبون مي اوردن و براي همين هم اينقدر محبوب بودن . به نظر من دليل محبوبيت همچين چهره هايي حرف زدن از ناپاکي ها و دردودل مردم هست
چرا به زنده خانم حاتمي هم رحم نكردند
کاش هنگام زنده بودنشان قدرشان شناخته شودتامصداق این شعراقبال لاهوری نشوند:
چورخت خویش بربستم ازاین خاک/همه گفتندباماآشنابود/ولیکن کس ندانست این مسافر/چه گفت وباکه گفت وازکجابود
تابناك عزيز چهره هاي مردمي كمتر حرف ميزنند و بيشتر در كنار خواسته هاي مردمشون پا فشاري مي كنند سلاحشان محبوبيت است ، تمام اين سال ها تمتم تلاش چسبيده هاي ورزشي ،هنري و...گرفتن اين محبوبيت بالا بوده اگه رسانه اي مخالف از شون تعريفي دارنند رسانه ملي !!!ما چه توصيفي از اين بزرگان داشتند جز برنامه هاي بي مصرف...
یکی به میخ زدی یکی به نعل ها
این مطلب نظر شماست، دیگران چه نظری دارند؟غصه ی هوش رسانه ای مردم را هم نخورید.
ناصرحجازی یک اسطوره برای تمام ایرانیان است.....شما بفرمایید..چرا برای دروازه بان ماندن و همچنین سرمربی گری تیم ملی و نیزکاندیدای ریاست جمهوری شدنش...عده زیادی ترسیدند....چرا؟
اگر مردم عاقل باشند، هیچکس نمی تواند دروغ تحویلشان دهد. ولی جای بسی تأسف است که مردم، دهان بین هستند.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.