پرونده ویژه «تابناک» در مورد پیشنهاد همه پرسی؛
زیباکلام: روحانی میخواهد بگوید موضوع هستهای مقدس نیست
امام خمینی (ره) کار بسیار بزرگی کرد. اگر امام قطعنامه را نپذیرفته بود، هیچ کس نمیتوانست این موضوع را بپذیرد. الان هستهای نیز همین طور شده است. مملکت نباید فدای موضوع هستهای شود، بلکه موضوع هستهای باید فدای مملکت شود. اگر کسی بگوید بالای چشم هستهای ابروست، میگویند فلانی خائن است.
سخنان حسن روحانی در جریان نخستین کنفرانس اقتصاد ایران، بازتاب بسیار گستردهای در مطبوعات و رسانههای داخلی داشت و هر یک از رسانهها با توجه به گرایش های فکریشان از منظری خاص به بازتاب سخنان آقای روحانی پرداختند.
به گزارش «تابناک»، سخنان تأمل برانگیز رئیس جمهور کشورمان، اصل این همایش را تحت تأثیر قرار داد، به ویژه بخشهای مربوط به پیشنهاد برگزاری همه پرسی دربارهٔ مسائل مهم کشور، تقدم منافع ملی بر آرمانها در سیاست خارجی و مباحث مربوط به اقتصاد پایدار و مقاومتی که همچنان نیز مورد تحلیل و ارزیابی تحلیلگران قرار میگیرد.
برگزاری چنین همایشی و سخن گفتن از وصل نبودن آرمانها به سانتریفیوژها و ضرورت همه پرسی، جنبههای مهم اقتصادی سخنان وی و حتی اصل همایش را تحت تأثیر قرار داد، به گونه ای که هیچ کس دیگر از مباحث اقتصادی مطرح در این همایش سخن نگفت.
تردیدی نیست که اقتصاد ایران کم و بیش در مقاطع مختلف با موانع بیرونی و اثرات شوکهای خارجی از تحریم گرفته تا کاهش قیمت نفت مواجه بوده است. در شرایط فعلی این دو عامل بیرونی به شکل پر رنگی، سعی در تحت تأثیر قرار دادن اقتصاد ایران دارند و در این شرایط، سخن از رفع تحریم در برخی بخشها پس از توافق اولیه هستهای و برخی از دیگر سخنان رئیس جمهور، موجب امیدوار کردن اقتصاددانان و برنامه ریزان اقتصادی کشور میشود.
مطرح کردن مسائل و موضوعات مذاکره در یک کنفراس اقتصادی، شائبهها در ارتباط با اهداف آقای روحانی از بیان این موضوعات را افزایش داده است.
در همین زمینه، دکتر صادق زیبا کلام، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی در گفتوگو با تابناک، به علل پرداختن آقای روحانی به این مسائل و احتمال اجرایی شدن پیشنهادهای آقای روحانی پرداخته است.
روحانی در انتخابات ۹۲ از میان ۴۰ میلیون رأی با رأی قاطع نزدیک به ۱۹ میلیون در مقابل فقط ۸ درصد رقیبش یعنی سعید جلیلی ـ که نزدیکترین نامزد به خط فکری احمدینژاد در ۸ سال گذشته بود ـ به پیروزی رسید. تصور روحانی این بود که با توجه با ضعفها و کاستیهای مدیریت اجرای دو دولت اصولگرای قبلی و با توجه به این رأی که مردم به وی داده بودند، ایشان میتواند از فردای ۲۴ خرداد شروع کند و تغییرات و سیاستهای جدید را در کشور به اجرا گذارد.
اشکال از جایی به وجود آمد که آقای روحانی متوجه شد، جریانی که مدیریت اجرایی کشور را در هشت سال گذشته در دست داشته، به هیچ وجه حاضر نیست برای ایشان راه باز کند و به ایشان اجازه دهد که سیاستهای جدید و تغییراتی را در کشور به وجود آورد.
بحث به هیچ وجه بر سر اختیارات بیشتر برای رئیسجمهور نیست. آقای روحانی به عنوان یک حقوقدان نمیگوید که مجلس و سایر قوا بر اساس مسئولیتهای قانونی خود عمل نکنند. موضوع اینجاست که دایره فعالیت آقای احمدینژاد را با اختیارات آقای روحانی مقایسه کنیم. آیا مخالفان و منتقدان آقای روحانی میتوانند به مردم نگاه کنند و بگویند موضعگیریهای ما در قبال رئیس دولت قبل، همان بود که امروز در قبال این دولت دنبال میشود؟
سؤال از اصولگرایان این است که اگر قرار بود همان سیاستهای دولت محبوب آنها همچنان ادامه داشته باشد، پس چه ضرورتی داشت انتخابات برگزار شود یا اگر اصراری بر برگزاری انتخابات میبود، آقای روحانی هم رد صلاحیت میشد و انتخابات به رقابتی میان خود اصولگرایان تبدیل میشد؟ اینکه یک رئیسجمهوری که مردم او را انتخاب کردهاند، نتواند هیچ تحولی به وجود آورد، یا برخی نمایندگان اصولگرا، در اطراف و اکناف کشور حسب منافع سیاسی خودشان، خواهان تداوم مدیریت و مسئولیت بسیاری از مدیران دولت احمدینژاد باشند یا در تغییر مدیران جدید اصرار داشته باشند از چهرههای جوان، تحصیلکرده و نزدیکتر به دولت استفاده نشود، پس فلسفه صندوق رأی چه میشود؟
یعنی آقای روحانی تا کنون نتوانسته است به اهدافش در کشور دست پیدا نماید؟
به عنوان مثال، ایشان وقتی به سمت پرونده هستهای رفت و سعی کرد گشایشی در پرونده هستهای به وجود آورد و کاری کند که بحران هستهای بر سر کشور نباشد، جریان دلواپسیها بعد از توافق ژنو شروع شد. وقتی ایشان سعی کرد به سمت موضوع یارانهها برود و فکری برای این موضوع کند، مجلس با حذف یارانهها مخالفت کرد. وقتی وزیر علوم ایشان سعی کرد فضای امنیتی را که بعد از سال ۸۸ در دانشگاهها به وجود آمده بود، تغییر بدهد؛ وزیر استیضاح میشود، یا وزیر ارشاد برای اکران یک فیلم یا برای اجرای کنسرت مجوز صادر میکند و دو شب فیلم یا کنسرت اکران و اجرا میشود؛ فردا اینها تعطیل میشود.
آقای روحانی به تدریج احساس میکند که طرفداران آقای احمدینژاد و دولت قبلی به هیچ وجه قبول نکردند که در انتخابات ۲۴ خرداد ۹۲ شکست خوردند و مردم خواهان تغییر هستند. من در یک سال گذشته حداقل به تعداد زیادی از استانها سفر کردهام. در همه استانها و شهرستانهایی که من رفتم، ستادهای آقای روحانی و ستادهای اصلاح طلبان همه گلایه میکردند که همچنان مدیران دولت قبل بر سر کارند و اگر تغییر صورت گرفته، تلاش زیادی بوده است که نزدیکان به اصولگرایان را بر سرکار بیاورند.
این نشان میدهد که آقای روحانی حتی در حوزههایی که انتظار میرفت بتواند تغییرات و تحولی جدی به وجود آورد نیز نتوانسته کاری انجام دهد. وزیر کشورش آقای رحمانی فضلی از ایجاد تغییر استنکاف کرده و تغییر و تحولی به وجود نیاورده است. روحانی کم کم دچار این فکر شده که آیا نباید اصولگرایان نتایج انتخابات را قبول کنند؟ آیا دولت جدید نباید سیاستها را تغییر دهد؟ اگر قرار است همان روال سابق ادامه پیدا کند، یعنی دوران احمدینژاد ادامه پیدا کند، چه لزومی داشت مردم را پای صندوق بکشیم و دولت را تغییر دهیم؟ آقای روحانی در این شرایط از کوره در میرود و میگوید به جهنم که میلرزید یا میگوید رفراندوم کنید. اینها حکایت از استیصال آقای روحانی دارد که میبیند قاعده مردم سالاری در کشور اجرا نمیشود. یک دولتی با اکثریت آرا روی کار آمده است؛ اما کوچکترین تغییر و تحول را نمیگذارند در کشور به وجود آورد. این ریشه بسیاری از نابسامانیهایی است که آقای روحانی با آن مواجه است.
آقای روحانی بحث همه پرسی را مطرح کرده است؟ منظور ایشان از همه پرسی چیست؟
به نظر من، ایشان نه تهدید میکند و نه واقعا اعتقاد دارد همه پرسی و رفراندوم شدنی است. یکی از بندهای رفراندوم این است که دو سوم نمایندگان آن را تصویب کند. مجلسی که کمتر از ۸۰ نفر آنها با آقای روحانی همراه و بیش از دو سوم آنها مخالف آقای روحانی هستند، چگونه میتواند فکر کند این مجلس به آقای روحانی برای رفراندوم پاسخ مثبت میدهد؟!
آقای روحانی این تصور را ندارد که میگذارند این رفراندوم انجام شود. البته این را به عنوان تهدید هم مطرح نکرده است، بلکه این سخن نشانه بیرون آمدن فریاد استیصال و ناتوانی آقای روحانی است که مخالفان دولت به کدام صراط مستقیم هستند. سخن روحانی این است که آقایان و خانمهای مخالف دولت، شما به کدام صراط مستقیم هستید؟ شما دموکراسی، مردم سالاری را قبول دارید؟ ۸ درصد رأی مردم بیشتر به شما داده نشده است. مردم سالاری هر طوری که تعریف کنیم؛ این معنی نمیشود که ۸ درصدیها نظر و اراده خودشان را در مسائل کشور به ۴۰ درصدیها تحمیل کنند.
هر مورد کلان را که نگاه کنید میبینید ۸ درصدیها نظر خودشان را به ۴۰ درصدیها تحمیل میکنند و آقای روحانی احساس میکند باید اعتراضی بکند. من معتقدم اینکه رفراندوم کنیم، به گونه ای اعتراض به وضعیت موجود است. وی میگوید ما به بن بست رسیدهایم، زیرا مخالفان مردم سالاری از قاعده مردم سالاری تمکین نمیکنند.
عدهای در تحلیلها معتقدند منظور آقای روحانی از مطرح کردن همه پرسی، حل موضوع هستهای از طریق همه پرسی است؟
مسأله اول همین مورد است. آقای روحانی بجد اعتقاد دارد که سیاست خارجی دولت قبل، نه تنها در جهت منافع ملی نبود، بلکه علیه آن بود. اینکه فقط سیاست خارجی ما در پیوند استراتژیک با سوریه، چین، روسیه، ونزوئلا و... خلاصه شود و با تمام قدرتهای دیگر مشکل داشته باشم، خلاف منافع ملی است. ما در دوران احمدینژاد با چه کشورهایی غیر از اینها رابطه داشتیم. روحانی معتقد است باید با امریکا تنش زدایی کنیم و نه اینکه تنش افزایی کنیم. ما مجبوریم در عراق و افغانستان و پاکستان با امریکا همکاری کنیم، زیرا منافعمان ایجاب میکند. ایشان میخواهد این تنش زدایی را انجام دهد؛ میبینید که ایدئولوژی جلوی این تنش زدایی را گرفته است.
کسانی که به گفتمان اعتدال و یک حقوقدان رأی دادهاند، شاید انتظار ندارند رئیس جمهور حرفی را بزند که نمیتواند انجام دهد؟ در حالی که شما میگویید روحانی نمیتواند همه پرسی اجرا کند!
آقای روحانی خود هم میداند این کار نشدنی است. وی نمیخواهد به اصولگرایان بگوید رفراندوم کنیم. ایشان میخواهد به آنها بگوید شما قاعده اکثریت را قبول دارید؟ ایشان میخواهد بگوید من اکثریت را دارم. آیا واقعاً سیاستهای دوران احمدینژاد درست و اصولی و به نفع مملکت بود؟! روحانی احساس میکند بر سر بدیهیات نیز نمیتواند با مخالفان به توافق برسد؛ بنابراین، از باب استیصال این اقدامات را انجام میدهد.
دولت شعارهایی در زمان تنفیذ رهبری انجام داد؛ اما عدهای معتقدند که وی نیز از شعارهایش عدول کرده است؟
من نمیخواهم توجیه گر اقدامات دولت روحانی باشم. معتقدم متأسفانه گاهی عملکرد و رفتار آقای روحانی خیلی با احمدینژاد تفاوت نداشته است. آقای روحانی در اولین سفر به خوزستان رفت. من اولین کسی بودم که به ایشان اعتراض کردم و گفتم این به چه معناست؟ شما بر روی ماشین سرباز حرکت کنید و مردم دنبالتان بدوند. اگر اینها خوب بود، این کار که احمدینژاد بهتر انجام میداد. احمدینژاد این کارهای پوپولیستی را بهتر انجام میداد. حتی این کارها را آقای قالیباف یا جلیلی خیلی بهتر از ایشان انجام میدهند.
ما تلاش میکنیم که رفتارهای پوپولیستی انجام نشود. منتها این هم یک واقعیتی است که بالاخره ما در ایران زندگی میکنیم و نمیتوانیم از شرایط سیاسی و اجتماعی ایران فرار کنیم. این یک واقعیت تلخی است که اگر فردا آقای احمدینژاد نامزد شود، بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون رأی می آورد. ایشان از آقای روحانی بیشتر رأی خواهد آورد. شاید آقای روحانی به نحوی این موضوعات را احساس میکند و نمیخواهد بدنه اجتماعی را از دست بدهد.
یک جمله دیگری نیز آقای روحانی گفت که سانتریفیوژ، آرمان و اصول نیست. نظر شما در ارتباط با این جمله چیست؟
وی میخواهد بگوید به دلیل مسائل سیاسی و ایدئولوژیک موضوع هستهای را بت و تقدیس کردهایم. ایشان میخواهد بگوید موضوع هستهای بت نیست. هستهای همینطور؛ در یک مقطعی بت شده بود که در سالهای قبل جنگ بت شده بود. اگر در آن روزها کسی میخواست با صدام گفتوگو کند، به وی میگفتند خائن است و خون شهدا را پایمال کرده است.
امام خمینی (ره) کار بسیار بزرگی کرد. اگر امام قطعنامه را نپذیرفته بود، هیچ کس نمیتوانست این موضوع را بپذیرد. الان هستهای نیز همین طور شده است. مملکت نباید فدای موضوع هستهای شود، بلکه موضوع هستهای باید فدای مملکت شود. اگر کسی بگوید بالای چشم هستهای ابروست، میگویند فلانی خائن است.
آقای روحانی این پیام را به برخی میدهد که شما را چه شده که با هستهای این گونه برخورد میکنید. هستهای یک موضوع مقدسی نیست. منافع ملی در ابتدا قرار دارد. ما فن آوری هستهای را برای ایران میخواهیم.
به گزارش «تابناک»، سخنان تأمل برانگیز رئیس جمهور کشورمان، اصل این همایش را تحت تأثیر قرار داد، به ویژه بخشهای مربوط به پیشنهاد برگزاری همه پرسی دربارهٔ مسائل مهم کشور، تقدم منافع ملی بر آرمانها در سیاست خارجی و مباحث مربوط به اقتصاد پایدار و مقاومتی که همچنان نیز مورد تحلیل و ارزیابی تحلیلگران قرار میگیرد.
برگزاری چنین همایشی و سخن گفتن از وصل نبودن آرمانها به سانتریفیوژها و ضرورت همه پرسی، جنبههای مهم اقتصادی سخنان وی و حتی اصل همایش را تحت تأثیر قرار داد، به گونه ای که هیچ کس دیگر از مباحث اقتصادی مطرح در این همایش سخن نگفت.
تردیدی نیست که اقتصاد ایران کم و بیش در مقاطع مختلف با موانع بیرونی و اثرات شوکهای خارجی از تحریم گرفته تا کاهش قیمت نفت مواجه بوده است. در شرایط فعلی این دو عامل بیرونی به شکل پر رنگی، سعی در تحت تأثیر قرار دادن اقتصاد ایران دارند و در این شرایط، سخن از رفع تحریم در برخی بخشها پس از توافق اولیه هستهای و برخی از دیگر سخنان رئیس جمهور، موجب امیدوار کردن اقتصاددانان و برنامه ریزان اقتصادی کشور میشود.
مطرح کردن مسائل و موضوعات مذاکره در یک کنفراس اقتصادی، شائبهها در ارتباط با اهداف آقای روحانی از بیان این موضوعات را افزایش داده است.
در همین زمینه، دکتر صادق زیبا کلام، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی در گفتوگو با تابناک، به علل پرداختن آقای روحانی به این مسائل و احتمال اجرایی شدن پیشنهادهای آقای روحانی پرداخته است.

آقای روحانی در نخستین کنفرانس اقتصاد ایران، اظهارات متفاوتی در زمینه های مختلف بیان داشتند که با جنجال های فراوانی روبه رو شد. به نظر شما، دلیل این نوع صحبت ها در این برهه از زمان چیست؟
تصور آقای روحانی این بود که پس از انتخابات ۲۴ خرداد ۹۲ با توجه به اینکه سیاستهای دوران آقای احمدینژاد کشور را با مشکلات، نقاط ضعف و کاستیهای زیادی روبه رو کرده بود و همچنین رأی مردم، میتواند سیاستهای خودش را در کشور پیاده کند.روحانی در انتخابات ۹۲ از میان ۴۰ میلیون رأی با رأی قاطع نزدیک به ۱۹ میلیون در مقابل فقط ۸ درصد رقیبش یعنی سعید جلیلی ـ که نزدیکترین نامزد به خط فکری احمدینژاد در ۸ سال گذشته بود ـ به پیروزی رسید. تصور روحانی این بود که با توجه با ضعفها و کاستیهای مدیریت اجرای دو دولت اصولگرای قبلی و با توجه به این رأی که مردم به وی داده بودند، ایشان میتواند از فردای ۲۴ خرداد شروع کند و تغییرات و سیاستهای جدید را در کشور به اجرا گذارد.
اشکال از جایی به وجود آمد که آقای روحانی متوجه شد، جریانی که مدیریت اجرایی کشور را در هشت سال گذشته در دست داشته، به هیچ وجه حاضر نیست برای ایشان راه باز کند و به ایشان اجازه دهد که سیاستهای جدید و تغییراتی را در کشور به وجود آورد.
بحث به هیچ وجه بر سر اختیارات بیشتر برای رئیسجمهور نیست. آقای روحانی به عنوان یک حقوقدان نمیگوید که مجلس و سایر قوا بر اساس مسئولیتهای قانونی خود عمل نکنند. موضوع اینجاست که دایره فعالیت آقای احمدینژاد را با اختیارات آقای روحانی مقایسه کنیم. آیا مخالفان و منتقدان آقای روحانی میتوانند به مردم نگاه کنند و بگویند موضعگیریهای ما در قبال رئیس دولت قبل، همان بود که امروز در قبال این دولت دنبال میشود؟
سؤال از اصولگرایان این است که اگر قرار بود همان سیاستهای دولت محبوب آنها همچنان ادامه داشته باشد، پس چه ضرورتی داشت انتخابات برگزار شود یا اگر اصراری بر برگزاری انتخابات میبود، آقای روحانی هم رد صلاحیت میشد و انتخابات به رقابتی میان خود اصولگرایان تبدیل میشد؟ اینکه یک رئیسجمهوری که مردم او را انتخاب کردهاند، نتواند هیچ تحولی به وجود آورد، یا برخی نمایندگان اصولگرا، در اطراف و اکناف کشور حسب منافع سیاسی خودشان، خواهان تداوم مدیریت و مسئولیت بسیاری از مدیران دولت احمدینژاد باشند یا در تغییر مدیران جدید اصرار داشته باشند از چهرههای جوان، تحصیلکرده و نزدیکتر به دولت استفاده نشود، پس فلسفه صندوق رأی چه میشود؟
یعنی آقای روحانی تا کنون نتوانسته است به اهدافش در کشور دست پیدا نماید؟
به عنوان مثال، ایشان وقتی به سمت پرونده هستهای رفت و سعی کرد گشایشی در پرونده هستهای به وجود آورد و کاری کند که بحران هستهای بر سر کشور نباشد، جریان دلواپسیها بعد از توافق ژنو شروع شد. وقتی ایشان سعی کرد به سمت موضوع یارانهها برود و فکری برای این موضوع کند، مجلس با حذف یارانهها مخالفت کرد. وقتی وزیر علوم ایشان سعی کرد فضای امنیتی را که بعد از سال ۸۸ در دانشگاهها به وجود آمده بود، تغییر بدهد؛ وزیر استیضاح میشود، یا وزیر ارشاد برای اکران یک فیلم یا برای اجرای کنسرت مجوز صادر میکند و دو شب فیلم یا کنسرت اکران و اجرا میشود؛ فردا اینها تعطیل میشود.
آقای روحانی به تدریج احساس میکند که طرفداران آقای احمدینژاد و دولت قبلی به هیچ وجه قبول نکردند که در انتخابات ۲۴ خرداد ۹۲ شکست خوردند و مردم خواهان تغییر هستند. من در یک سال گذشته حداقل به تعداد زیادی از استانها سفر کردهام. در همه استانها و شهرستانهایی که من رفتم، ستادهای آقای روحانی و ستادهای اصلاح طلبان همه گلایه میکردند که همچنان مدیران دولت قبل بر سر کارند و اگر تغییر صورت گرفته، تلاش زیادی بوده است که نزدیکان به اصولگرایان را بر سرکار بیاورند.
این نشان میدهد که آقای روحانی حتی در حوزههایی که انتظار میرفت بتواند تغییرات و تحولی جدی به وجود آورد نیز نتوانسته کاری انجام دهد. وزیر کشورش آقای رحمانی فضلی از ایجاد تغییر استنکاف کرده و تغییر و تحولی به وجود نیاورده است. روحانی کم کم دچار این فکر شده که آیا نباید اصولگرایان نتایج انتخابات را قبول کنند؟ آیا دولت جدید نباید سیاستها را تغییر دهد؟ اگر قرار است همان روال سابق ادامه پیدا کند، یعنی دوران احمدینژاد ادامه پیدا کند، چه لزومی داشت مردم را پای صندوق بکشیم و دولت را تغییر دهیم؟ آقای روحانی در این شرایط از کوره در میرود و میگوید به جهنم که میلرزید یا میگوید رفراندوم کنید. اینها حکایت از استیصال آقای روحانی دارد که میبیند قاعده مردم سالاری در کشور اجرا نمیشود. یک دولتی با اکثریت آرا روی کار آمده است؛ اما کوچکترین تغییر و تحول را نمیگذارند در کشور به وجود آورد. این ریشه بسیاری از نابسامانیهایی است که آقای روحانی با آن مواجه است.
آقای روحانی بحث همه پرسی را مطرح کرده است؟ منظور ایشان از همه پرسی چیست؟
به نظر من، ایشان نه تهدید میکند و نه واقعا اعتقاد دارد همه پرسی و رفراندوم شدنی است. یکی از بندهای رفراندوم این است که دو سوم نمایندگان آن را تصویب کند. مجلسی که کمتر از ۸۰ نفر آنها با آقای روحانی همراه و بیش از دو سوم آنها مخالف آقای روحانی هستند، چگونه میتواند فکر کند این مجلس به آقای روحانی برای رفراندوم پاسخ مثبت میدهد؟!
آقای روحانی این تصور را ندارد که میگذارند این رفراندوم انجام شود. البته این را به عنوان تهدید هم مطرح نکرده است، بلکه این سخن نشانه بیرون آمدن فریاد استیصال و ناتوانی آقای روحانی است که مخالفان دولت به کدام صراط مستقیم هستند. سخن روحانی این است که آقایان و خانمهای مخالف دولت، شما به کدام صراط مستقیم هستید؟ شما دموکراسی، مردم سالاری را قبول دارید؟ ۸ درصد رأی مردم بیشتر به شما داده نشده است. مردم سالاری هر طوری که تعریف کنیم؛ این معنی نمیشود که ۸ درصدیها نظر و اراده خودشان را در مسائل کشور به ۴۰ درصدیها تحمیل کنند.
هر مورد کلان را که نگاه کنید میبینید ۸ درصدیها نظر خودشان را به ۴۰ درصدیها تحمیل میکنند و آقای روحانی احساس میکند باید اعتراضی بکند. من معتقدم اینکه رفراندوم کنیم، به گونه ای اعتراض به وضعیت موجود است. وی میگوید ما به بن بست رسیدهایم، زیرا مخالفان مردم سالاری از قاعده مردم سالاری تمکین نمیکنند.
عدهای در تحلیلها معتقدند منظور آقای روحانی از مطرح کردن همه پرسی، حل موضوع هستهای از طریق همه پرسی است؟
مسأله اول همین مورد است. آقای روحانی بجد اعتقاد دارد که سیاست خارجی دولت قبل، نه تنها در جهت منافع ملی نبود، بلکه علیه آن بود. اینکه فقط سیاست خارجی ما در پیوند استراتژیک با سوریه، چین، روسیه، ونزوئلا و... خلاصه شود و با تمام قدرتهای دیگر مشکل داشته باشم، خلاف منافع ملی است. ما در دوران احمدینژاد با چه کشورهایی غیر از اینها رابطه داشتیم. روحانی معتقد است باید با امریکا تنش زدایی کنیم و نه اینکه تنش افزایی کنیم. ما مجبوریم در عراق و افغانستان و پاکستان با امریکا همکاری کنیم، زیرا منافعمان ایجاب میکند. ایشان میخواهد این تنش زدایی را انجام دهد؛ میبینید که ایدئولوژی جلوی این تنش زدایی را گرفته است.
کسانی که به گفتمان اعتدال و یک حقوقدان رأی دادهاند، شاید انتظار ندارند رئیس جمهور حرفی را بزند که نمیتواند انجام دهد؟ در حالی که شما میگویید روحانی نمیتواند همه پرسی اجرا کند!
آقای روحانی خود هم میداند این کار نشدنی است. وی نمیخواهد به اصولگرایان بگوید رفراندوم کنیم. ایشان میخواهد به آنها بگوید شما قاعده اکثریت را قبول دارید؟ ایشان میخواهد بگوید من اکثریت را دارم. آیا واقعاً سیاستهای دوران احمدینژاد درست و اصولی و به نفع مملکت بود؟! روحانی احساس میکند بر سر بدیهیات نیز نمیتواند با مخالفان به توافق برسد؛ بنابراین، از باب استیصال این اقدامات را انجام میدهد.
دولت شعارهایی در زمان تنفیذ رهبری انجام داد؛ اما عدهای معتقدند که وی نیز از شعارهایش عدول کرده است؟
من نمیخواهم توجیه گر اقدامات دولت روحانی باشم. معتقدم متأسفانه گاهی عملکرد و رفتار آقای روحانی خیلی با احمدینژاد تفاوت نداشته است. آقای روحانی در اولین سفر به خوزستان رفت. من اولین کسی بودم که به ایشان اعتراض کردم و گفتم این به چه معناست؟ شما بر روی ماشین سرباز حرکت کنید و مردم دنبالتان بدوند. اگر اینها خوب بود، این کار که احمدینژاد بهتر انجام میداد. احمدینژاد این کارهای پوپولیستی را بهتر انجام میداد. حتی این کارها را آقای قالیباف یا جلیلی خیلی بهتر از ایشان انجام میدهند.
ما تلاش میکنیم که رفتارهای پوپولیستی انجام نشود. منتها این هم یک واقعیتی است که بالاخره ما در ایران زندگی میکنیم و نمیتوانیم از شرایط سیاسی و اجتماعی ایران فرار کنیم. این یک واقعیت تلخی است که اگر فردا آقای احمدینژاد نامزد شود، بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون رأی می آورد. ایشان از آقای روحانی بیشتر رأی خواهد آورد. شاید آقای روحانی به نحوی این موضوعات را احساس میکند و نمیخواهد بدنه اجتماعی را از دست بدهد.
یک جمله دیگری نیز آقای روحانی گفت که سانتریفیوژ، آرمان و اصول نیست. نظر شما در ارتباط با این جمله چیست؟
وی میخواهد بگوید به دلیل مسائل سیاسی و ایدئولوژیک موضوع هستهای را بت و تقدیس کردهایم. ایشان میخواهد بگوید موضوع هستهای بت نیست. هستهای همینطور؛ در یک مقطعی بت شده بود که در سالهای قبل جنگ بت شده بود. اگر در آن روزها کسی میخواست با صدام گفتوگو کند، به وی میگفتند خائن است و خون شهدا را پایمال کرده است.
امام خمینی (ره) کار بسیار بزرگی کرد. اگر امام قطعنامه را نپذیرفته بود، هیچ کس نمیتوانست این موضوع را بپذیرد. الان هستهای نیز همین طور شده است. مملکت نباید فدای موضوع هستهای شود، بلکه موضوع هستهای باید فدای مملکت شود. اگر کسی بگوید بالای چشم هستهای ابروست، میگویند فلانی خائن است.
آقای روحانی این پیام را به برخی میدهد که شما را چه شده که با هستهای این گونه برخورد میکنید. هستهای یک موضوع مقدسی نیست. منافع ملی در ابتدا قرار دارد. ما فن آوری هستهای را برای ایران میخواهیم.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
زمان ریاست جمهوری روحانی...............................................................................................................................................هیچی داره به سرعت تموم میشه
در فقه شیعه قاعده ای است به اسم دفع افسد به فاسد
سنت پیامبر (ص) هم همین بود که برای حفظ اصل دین و جامعه اسلامی با کفار صلح کردند
متاسفانه عده ای عقلانیت دینی را قربانی منافع شخصی و حزبی خویش می کنند و انرژی هسته ای را در حد اصول دین مقدس می پندارند !
مجلس و دولت میبایست به وظایف خود عمل کنند قرار نیست هرچه رئیس جمهور خواست انجام دهد مجلسیان کروکور شوند تائید کنند در بعد هسته ای زیاد هزینه کرده ایم ولازم نیست دیگران بگویند که چه به درد ما میخورد چه نمیخورد
تابناک که خودش طرفدار زیبا کلام است .در عین حال به راحتی نظرات را مثبت ومنفی می کند
جناب آقای زیباکلام چرامغالطه میکنید درهرکشوری اصولی هست که جزوخط قرمز هاست آن هم هیچ ربطی به این دولت وآن دولت واحمدی نژادو......نداردما می گوییم که به هزان دلیل نبایدحرف آمریکاواذنابش گوش دادچه ضمانتی هست که فردا بگوینداصلا قانون اساسیتان راعوض کنیدیااصلاشما نیازی به فلان چیز نداریدیا....اینکه انرژی هسته ای باشد یانباشد که به هزاران دلیل بودنش بهتر است یک حرف جداگانه است واینکه بنابخواست واراده آمریکا ورژیم صهیونیستی ماآنراکنار بگذاریم حرف دیگر وعذربدترازگناه است مابه فتحعلی شاه لعنت می فرستیم که چراآن قراردادهای استعماری روس قبول کرد بیشتر ازبحث هسته ای قبول کردن اراده آمریکا ننگین تر وبدتر است آیندگان در مورد ماقضاوت خواهند کرد همچنان که ما درمورد گذشتگان قضاوت می نماییم خدا به همه ما درک وفهم بیشتری عطافرما آمین
ببینید جناب اسد نگاه مردم دنیا به ایران در دولت آقای احمدی نژاد خیلی خراب شد و با تهدیدهایی که اسراییل رو می کرد و جو سازی عظیمی که تو دنیا علیه ایران شده بود و عدم سیاست خارجی درست دولت این همه مسایل درست شد. در صورتی که همون زمان میشد جلو رشد اون رو گرفت.
الان که نمایندگان ایران دارن به این شکل مذاکره می کنند و البته مورد تایید رهبری هم هست (اصل مذاکره) نگاه ها به ایران تغییر کرده. ایران باید نگاه جامعه بین الملل رو نسبت به خودش مثبت کنه تا با واکنش جامعه بین الملل تو زمینه برنامه هسته ای مواجه بشه و این پنج دولت نتونن حرفشون رو به کرسی بنشونن که خدارا شکر تیم مذاکره کننده داره خوب پیش میره
درضمن این انرژی رو قراره آیندگان ما در موارد زیادی مثل کشاورزی و آب و انرژی و ... استفاده کنن. پس باید طوری عمل بشه که اگه مذاکرات به نتیجه نرسه اینطور عنوان نشه که ایران داشت سلاح اتمی می ساخت و مذاکرات شکست خورد. سیاست باید داشت!!!!
مشخص نیست چرا خود آقای روحانی و دولت میگویند میخواهیم مسائل هسته ای را حل کنیم و نمیگویند در مذاکره میخواهیم حقوق هسته ایمان را استفیاء کنیم .
چرا که با عنوان فوق القاء این را مینماید که این حق را میخواهند نادیده بگیرند لذا با بکار بردن عبارت دوم هم به طرفهای خارجی دائم این حق را گوشزد و هم به داخلی ها اطمینان و آرامش خواهند داد که ما همان دغدغه شما را پی گیری میکنیم .
صد البته به شیوه ای متفاوت لاکن با همان آرمان همیشگی .
از آقای زیبا کلام هم انتظار میرفت وزین تر تحلیل میفرمودند .
گفتن اینکه آرا این بوده آن بوده اصولگرا این میگوید اصلاح گرا آن میگوید . دمکراسی یعنی این یعنی ان . تقرب به یکی تنفر به دیگری تحقیر یکی تقدیس دیگری به نوعی خود پوپولیستی است . تا تخصصی حتی با اعتقاد به رسیدن این حق به شیوه سیاسی .
باید ادبیات و شیوه های آرام بخش حصول به این آرمان را کشف و برزبان طرفین نهاد و نه تحقیر .
اتفاقاً آقای زیباکلام انسان بسیار شریف ومعتقد به آرمانهای انقلاب هستند. من افتخار میکنم که یکی از شاگردهای ایشون هستم .
چرا مثبت منفي ها كار نمي كند ؟
دور از جان آقای روحانی اما از نظر لیبرالیسم هیچ چیز مقدس نیست. مسلما سانتریفیوژ مقدس نیست اما استقلال مسلمین مقدس است خیلی هم مقدس است.
صحبتهاي اقاي زيبا كلم موافق هستم و واقيت است . تشكر
سخنان دکترزیباکلام کاملادرست است.فقط خدا ونماینده اش( نوع انسان) مقدس است.
ما به دنبال آبادانی ایران بودیم آقایان فکر می کنند جز از راه هسته ای امکان پذیر نبود. شاید هنوز هم دیر نباشه هر چند سرمایه های عظیمی رو فدا کردیم.
مگه رئیس جمهور نگفته بود اگر مذاکرات شکست خورد مسئولیتش رو می پذیرم پس چه شد؟ چرا فرافکنی؟
با تمام احترامی که به بزرگان سیاسی قائل هستم، موضوع تکنولوژی هسته ای موضوعی کاملا فنی است و اثرات آن برای خدمت رسانی به مردم در آینده خصوصا بحث آب شیرین کنی اقتصادی توسط این تکنولوژی خصوصا برای کشوری مثل ما که با بحران آب مواجه است بسیار بیشتر از این مباحث سیاسی زودگذر است. هر تکنولوژی در خدمت رفاه مردم با ارزش است. پس با وارد کردن این موضوع به فضای سیاسی آیندگان را از اثرات آن بی نصیب نکنیم. چون عموم مردم فقط دید بمب را از این تکنولوژی دارند باید ابتدا آگاهسازی انجام داد و مزایای خدماتی آنها را تدوین نمود آنوقت این بحث ها محلی از اعراب نخواهد داشت. لطفا سیاسیون از هر جناحی بر روی منافع مردم وارد مناقشه نشوند.
فارسی را پاس بدارید
در دنیا سیاست و بالاخص روابط خارجی بیشترین تلاش برای حفظ منافع حداکثری کشور می کنند ودر گفتگوها راجب ایدئولوزی صحبتی نمی شود
زنده باد زیباکلام
تابناک نشر این خبر برات گرون تموم میشه
ببحشید، شما؟
"اگر فردا اقای احمدی نژاد نامزذ شود بین 10 تا 15 میلیون رای می اورد. در واقع ایشان از اقای روحانی رای بیشتر رای خواهد آورد"
پس منتظر آمدن محمود کبیر باشید
مگه امثال من مرده باشن یا خفه شده باشن
به نظر من ارتباط با آمریکا و امثال آن به خودی خود بد نیست بلکه آنچه در قرآن نهی شده دوستی است نه صلح و تسالم. همچنین اگر موضوع هسته ای بد مدیریت نشده بود الان دچار این مشکلات نبودیم و الان که هسته ای میدان مچ اندازی شده و حساسیت آن در حد حفظ مرزهای کشور بالا رفته این مردم هستند که باید جور بی کفایتی برخی را بکشند و دم بر نکشند.
به خدا قسم روز قیامت نزدیک است و تمام آنها که به این دلیل به فقر و فلاکت و فحشا و طلاق و ... دچار شدند در دادگاه عدل خدای عظیم مدعی خواهند شد و بیچاره آنکه به خاطر حب ریاست چند روزه این دنیای پست، ابدیت خود را تباه کند...
بقای روحانی در حل موضوع هسته ای نهفته است ، اگر در این خصوص وفق نشود ، باید غل خداحافظی را بخواند .
در مقطع حساسی هستیم و باید با دقت کار کنیم. نباید با درست کردن خط قرمزهایی که واقعا خط زرد هم نیستند خود و کشور را به ورطه جنگ بیندازیم. انعطاف چیز خوبی است.
جناب زیبا کلام واقعاً برعکس نام خانوادگیتان کلامتان زیبا نیست اولاً رییس جمهور آراء قابل توجهی نداشتند و با اختلاف بسیار بسیار ناچیزی رییس جمهور شدند ثانیاً چه کار مهم و مردم پسندی دولت به اصطلاح تدبیر و امید انجام داده که دل مردم خوش باشه با این دولت همراه باشند مگر نه اینکه بودجه معاون اول خودشو 5 برابر کرده و تموم اجناس رو هم گرون کرده و قیمت آب برق گاز بنزین رو با شیبی بسیار تند بالا برده !!!!
مگه فعالیت هسته ای مقدسه؟
چند نکته در مورد حرفهای استاد : این 8 در صد از کجا آمده است ؟ مگر جناب روحانی 51 در صد رای نیاورد ؟ پس 41 در صد دیگه (49 منهای 8 ) آرا باطله بود ؟
نکته دوم : با اطمینان کامل می گویم حتی اگر ما فردا صبح تمام تاسیسات هسته ای را با خاک یکسان کنیم ذره ای از دشمنی و تحریم آمریکا کم نخواهد شد. مگر مساله هسته ای چند ساله شروع شده ؟ دشمنی ها آمریکا و تحریم چطور ؟
من انتظارم از یک استاد صاحب کرسی در معتبرترین دانشگاه ایران بیشتر از اینه .
همون تفکر 8درصدی رو داری که بقیه 41 درصدو به نفع خودت مصادره کردی. مگه نظرات و نمیبینی ؟ به خدا ظلمه ظلم
به نظر من مقایسه موضوع هسته ای با پذیرفتن قطع نامه توسط امام به کلی فرق داره. اما این جمله دکتر رو واقعا قبول دارم:
موضوع هسته ای را بت و تقدیس کرده ایم
اگه ایران و فرهنگ ایرانی نباشه اون وقت انرژی هسته ای کیلویی چند؟ نمی گم کلا ول کنیم همه چی و بریم زیر دست استکبار امریکا ولی قبول کنید الان زیر دست استکبار روسیه و چین هستیم.
باید مستقل باشیم ولی از راهش
حرفهای دل ما بود
اقا يا خ سارينا تو كه دو كلمه عربى بلدى ميروى بهشت ديكه جته؟
ایشان تحلیل درستی کردند.
استاد حرفهاتون هم مثل فامیلیتون زیباست
اگر بسیار دقیق به صحبت روحانی گوش کنیم می توان فهمید که نظر روحانی این است که "اگر هیچکس جرات ندارد یک عقب نشینی تاکتیکی مصلحت آمیز نماید( همچون پذیرش قطعنامه ) از مردم می توانیم شروع کنیم"
مشخص است که انها با عناصر داخلی هماهنگ عمل میکنند تحریم برای چه است سال 88 ان همه بازی چه بود این بود اگر حقوق هسته ای را تثبیت نکنید حکم مرگ خود را امضائ کرده اید تمام این فشار ها برای این است که با برچیدن هسته ای بدون خطر ملت ایران را از صحنه روزگار محو کنند این ها را تا این حد نفله و خائن نمیدانستم
جناب آقای کمال خرازی چند سال پیش در یک برنامه رادیویی صحبتهای جالبی داشتند. ایشان در آن برنامه گفتند که قضیه هسته ای ما مثل وسیله ای که آن را انداخته ایم بالای یک دیوار بسیار بلند طوری که دست خودمان هم دیگر به آن نمی رسد...
اینها حرف دل عده زیادی از مردم است.
با فرمایشات اقایه روحانی در مورد همه پرسی موافقم
کار تابناک به جایی رسیده که خزعبلات این آقا رو چاپ می کنه.انحراف تا کجا که تریبون چه کسانی شدید.متاسفم.
جناب دکتر درست می فرمایند.
تابناک تو هم از اون دسته هستی که مسئله هسته ای رو مقدس و بتش کردی. اینظور نمی شه که تا مسئله ای باب میلمون هست سریع از آن یه قدیس می سازیم تا کسی جرات نقد کردنش رو نداشته باشه
مخالف فرمایشات روحانی هستم
این هم یک سیاست است
یک جاهل تمام عیار
این اقا رسما به اصول نظام توهین میکنه ووتابناک هم منتشر کننده خزعبلات وی شده
این تذهبون؟
یعنی چه که تحمل شنیدن 4 کلمه حرف مخالف خودتون را ندارید؟ کجا توهین کرد؟ اگه به نظر شما توهین هم کرد این توهین ها حرف دل بسیاری از مردم ایرانه.
به منفی های که بهت دادند توجه بفرمایید متوجه خواهید شد سراینده ی خزعبلات واین تذهبون چه کسی هستند!!
شما بفرما اون زمان که بحث هسته ای نبود اصول انقلاب چی بود. این چه اصلیه که قبلا نبوده و الان هست؟
ما که توهینی کلا ندیدیم چه برسه به اصول ؟؟!!!!
مگر که منظور شما از اصول شخصیت احمدی نژاد باشه
به روانپزشک مراجعه کنید..............
توجه شود به ادبیات مخالفین!!!! و وام گیری از جملات امام کبیر جهت توجیه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ایشون استاد علوم سیاسی هستند. به این چهره احترام بذار و الا مجبوریم بگیم که بی احترامی شما هیچی از احترام ایشون کم نمیکنه و مصداق این سخن عطار میشید که از کوزه همان برون تراود که در اوست
ببین چندتا منفی گرفتید؟ این یعنی جزء 8 درصدی هستید که فقط بلدید توهین کنید!!!!!!
دوست عزیز شما همیشه به هر کسی که با شما مخالف باشه اینطوری توهین میکنید؟؟؟
و شما یک عاقل تمام عیار... دختر کوچولو برو مغشاتو بنویس...
من محالف صحبت هایه زیبا کلام هستم
شما ابتدا املای کلمات را یاد بگیرید .
۸ درصدی !!! فعلا که دور دور شماست تا انتخابات مجلس.
احسنت
ما انرژی هسته ای را برای ایران می خواهیم نه برعکس
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.