آخرین خبرالمیادین از مذاکرات تهران، پکن و مسقط خبر داد
2013بازدید

اصول‌گرايي از ديدگاه شهيد بهشتي

‏مرتضي داستاني

اصول‌گرايي از ديدگاه شهيد بهشتي
 
بعد از امام‌خميني(ره)، به عنوان پايه‌گذار نظام جمهوري اسلامي اگر ‏عنوان شود كه شهيد بهشتي نقش اساسي در تبيين ديدگاه انديشه ‏اصول‌گرايي و ارزشي نگري در مسايل جامعه پس از پيروزي انقلاب ‏داشته، سخني به مبالغه گفته نشده است. وي كه شخصيتي جامع الاطراف ‏و صاحب نظر در همه زمينه بود ـ هر چند دشمنان كينه‌توز انقلاب خيلي ‏زود مردم ما را از او محروم كردند ـ ولي در همين دو سال اوايل ‏انقلاب اصولي را طرح و تبيين كردند كه پس از گذشت دو دهه هنوز ‏انقلاب از آنها بهره مي‌برد.

 مقام معظم رهبري در ديداري كه درسال 85ً ‏با كارگزاران و سياستمداران نظام داشتند به تشريح ابعاد ‏اصول‌‌گرايي پرداختند و 8 ويژگي‌ را به عنوان ويژگي‌هاي اصول‌گرايان ‏بر شمردند. ايشان با تاكيد براين نكته كه "اصلاحات اصولگرايانه ‏و اصولگرايي مصلحانه درهم تنيده هستند" تصريح نمودند: هر كس ‏و هر جرياني كه به مباني انقلاب علاقه مند و پايبند باشد، هر نامي كه داشته ‏باشد جزء اصولگرايان است.

 امروز كه در آستانه انتخابات دوره دهم ‏رياست جمهوري هستيم بيش از گذشته تفكر اصولگرايي دست خوش مصادره ‏منافع گروهي قرار گرفته و در چمبره تنگ نظري برخي گرفتار شده است. ‏در اين نوشتار سعي شده است با مروري بر نظرات شهيد مظلوم آيه الله ‏بهشتي(ره) پيرامون ويژگي‌هاي مورد نظر مقام معظم رهبري در تبيين ابعاد اصول ‏گرايي فضايي فراهم شود تا منويات ايشان در بسط و گسترش تفكر ‏اصولگرایي مورد توجه مجدد قرار گيرد و از سوي ديگر باعث شود تا ‏اصولگرايان واقعي از منفعت طلبان سياسي تمييز داده شوند.
‏
‏1ـ ايمان وهويت اسلامي وانقلاب
شهيد بهشتي در زمينه هويت اسلامي و انقلابي حرف‌هايي دارد كه ‏چاره‌ساز امروز و فرداي ماست. او مي‌گويد:‏ ما آگاهانه در راه با شرف زيستن، خدايي زيستن، سرافراز زيستن، ‏با خود بودن و از آن خود بودن همه اين رنج‌ها را تا آن افق دور ‏به جان خريده‌ايم.‏

مبادا اشتغال‌ ما به مبارزه‌ها، مجاهده‌ها، تلاش‌ها و مسؤوليت‌ها، ‏خود حجابي در برابر دل‌هاي ما شود و از آب حيات باز بمانيم. عالي‌ترين خواست در انسان، عشق به خدا، عشق به خير و حق و عدل ‏مطلق است كه به دنباله آن، علاقه خدمت به انسان‌ها، خدمت به خلق ‏در راه رضای خالق را هم مي‌توان نام برد.‏

آدم وقتي براي خدا كار مي‌كند، در برابر تمام مشكلات مثل كوه ‏مي‌ايستد.‏ انقلاب ما اسلامي است، ما مسلمانيم، ما براي اسلام مبارزه ‏مي‌كنيم، نه براي سرزمين‌ها، نه براي قدرت‌ها و قدرت طلب‌ها.‏ احكام اسلام را بايد در زماني با شرايطي و با كيفيتي اجرا كنيم ‏كه براي مردم جاذبه داشته باشد.
‏
انسان مسلمان و دست پرورده اسلام در برابر همه جلوه‌هاي ظلم و ‏فساد حساس است و هرگز بي‌تفاوت و خونسرد نيست. ما مجموعه‌اي از ‏انسان‌هاي با ايمان، مجاهد، پيكارگر و حساس لازم داريم. اظهار نظر درباره مسايل فتوايي ديني مربوط به امور اجتماعي و ‏زندگي اجتماعي است تنها مرجع صلاحيت دار آن رهبري است. شما در ‏مسايل فردي آزاد هستيد، مي‌توانيد از هر مجتهدي عادل برجسته كه ‏به نظر شما بهترين مجتهد هست تقليد كنيد، اما در مسائل اجتماعي يك ‏مقام فقط در جامعه حق دارد اظهار نظر كند و جامعه مي‌تواند فقط ‏يك مقام را به رسميت بشناسد.

 اگر آن مراجعی كه در مسائل فردي از آنها تقلید می کنید، فتوايشان در مسايل اجتماعي با رهبری ‏مخالفت داشته باشد، شما حق نداريد از فتواي آنها پيروي كنيد. نظام سياسي و اجتماعي جمهوري اسلامي، نظام امام و امت است و ‏حقش اين است كه با هيچ يك از عناويني كه در كتاب‌هاي حقوق سياسي ‏یا حقوق اساسي آمده قابل تطبيق نيست.‏

‏2ـ عدالت
دكتر بهشتي اجراي اسلام بدون عدالت را ناقص مي‌داند و سرچشمه فساد ‏را بي‌عدالتي دانسته و تصريح مي‌كند: در جامعه‌اي كه به راستي اسلام باشد، هيچ ضد عدلي نبايد وجود داشته ‏باشد. اين فاصله فراوان درآمدها و زندگي‌ها به هيچ عنوان با عدل ‏اسلامي سازگار نيست.
‏
مسؤوليت همه ما در ايجاد عدل اجتماعي و عدل اقتصادي در جامعه ‏بسيار سنگين است و تحقق بخشيدن به آن بسيار دشوار، اما اين كار ‏شدني است و اگر تلاش كنيم تحقق پيدا خواهد كرد.‏ عدالت اجتماعي، اقتصادي، سياسي و عدالت معنوي در جامعه ‏تنها بر اساس حاكميت ضابطه‌ها و صداقت‌ها به وجود مي‌آيد و نه بر ‏اساس رفاقت‌ها و رودربايستي‌ها.
‏
در جامعه اسلامي زير بناي همه عدل‌ها، عدل اخلاقي است، به طوري ‏كه اگر در يك مقطعي از زمان ديديم كه عدل اخلاقي را بايد قرباني ‏كنيم تا به عدل اجتماعي يا به عدل اقتصادي برسيم، حق نداريم ‏اولويت را به عدل اقتصادي و اجتماعي بدهيم و عدل اخلاقي را قرباني ‏كنيم.‏ جمهوري اسلامي، تا زماني كه موفق به ايجاد عدل اقتصادي و عدل ‏سياسي و اجتماعي نشود، اين بعد از رسالت انبيا را تحقق نداده ‏است.
‏
‏3ـ استقلال
شهيد بهشتي حفظ استقلال كشور و نظام را از عوامل توطئه‌هاي دشمنان ‏مي‌داند و مي‌گويد: قرار ما اين است كه خود به كاريم، خود بخوريم و در زمين خود ‏بنشينيم و باج به هيچ قدرت ديگري ندهيم. خط قرآن و خط اسلام مي‌گويد: جامعه جمهوري اسلامي بايد يك جامعه ‏به تمام معنا مستقل باشد.‏ همه عربده كشي‌هاي نوكران آمريكا از همين است كه چرا ما خودمان ‏تصميم مي‌گيريم و مستقليم.‏

تصميم قاطع اتخاذ كرده‌ايم كه استقلال پر عظمت خود را به هيچ ‏قيمت و هيچ عنوان و تحت هيچ شرايطي از دست ندهيم. روحانيت بايد همچنان با مردم در صحنه بماند، مردم و روحانيت، ‏بايد براي هميشه در صحنه باشند تا اصالت و هويت اسلامي انقلاب ‏و استقلال و مصونيت انقلاب از دخالت عوامل مرئي و نامرئي بيگانه ‏تضمين شود.
‏
‏4-جهاد علمي
شهيد مظلوم معتقد بود اگر ملتي در هر زمينه‌اي به پا خيزد و براي ‏رضاي خدا تلاش كند موفق مي‌شود. او مي‌گفت:‏ اگر مي‌خواهيد به آن سرزمين مقدس عمران و آبادي، استقلال و ‏آزادي، معنويت و فروغ الهي برسيم بايد با شكيبايي و قناعت و ‏استقامت از اين طيف و اين بيابان اقتصادي سرگردان عبور كنيم.‏

 فرهنگ جامعه ما، فرهنگ حركت، پويايي، آگاهي و قهرماني است. بايد نظام اجتماعي را طوري درست كنيم كه براي مردم سعادت ‏بياورد. هيچ كس نبايد از دستيابي به سعادت در اين نظام نااميد ‏باشد. دانشجو بايد از وقتي كه پا به ميدان كار مي‌گذارد، روز به روز ‏حساس‌تر باشد و حساسيت او در برابر مشكلات جامعه روز افزون باشد.
‏
سيستم دانشگاه ما بايد در خدمت نيازهاي جامعه و انقلاب باشد. جامعه ما مي‌خواهد اين تحصيل كرده‌ها وقتي از دانشگاه بيرون ‏مي‌آيند به درد مردم برسند.
‏
‎ ‎‏5‏‎‎‏-‏ خودباوري و اعتماد به نفس
دكتر بهشتي معتقد بود هيچ مسلماني حق يأس و نوميدي ندارد. يك ‏مسلمان سرا پا بايد اميد و نشاط باشد. او تصريح مي‌كرد:‏ انسان است كه بر قوانين حاكم مي‌شود و با اين انديشه است كه ‏مي‌بينيد، انسان اسير طبيعت، سالار و سرور طبيعت مي‌شود.‏

انسان موجودي است مسابقه‌جو، اگر اين مسابقه جويي نبود، ‏علم‌ها، هنرها وخيلي چيزهاي ديگر نبود. انسان موجودي خودساز و محيط ساز است و اسلام انسان را اين طور ‏به ما معرفي نموده است. يك مسلمان آگاه در برخورد با مكتب‌هاي فكري و فلسفي و اجتماعي ‏نو، نه وحشت مي‌كند و نه خود باخته و تسليم است و نه تحجر نشان ‏مي‌دهد، بلكه موضع‌گيري منطقي و آگاهانه دارد.
‏
اي مسلمان! هيچ وقت خودت را به دست حوادث و جريان‌ها مسپار كه ‏خدا تو را آفريده است تا به وجود آورنده جريان‌ها باشي، نه ‏تسليم شونده در برابر جريان‌ها. اگر در دام سختي‌ها گرفتار آمدي، نوميد مشو و دست از تلاش مكش، ‏حركت كن و از خدا بخواه، زيرا تو هرگز نمي‌تواني پيش بيني قطعي كني ‏كه راهي به سوي خلاصي از اين سختي‌ها نداري.
‏
‏6-اصلاحات
دكتر بهشتي كه عارفي خود ساخته بود معتقد بود كسي كه خود را شناخته ‏است نمي‌تواند جامعه را بسازد. لذا اصرار عجيبي برخودسازي انسان‌ها ‏داشت و بي‌تفاوتي مردم را سهم مهلكي براي حكومت‌ها مي‌دانست. او ‏مي‌گفت:‏ انسان هر قدر در خودسازي جلو برود، در محيط سازي و تاريخ سازي ‏هم جلو مي‌رود.
‏
براي نظارت در اداره جامعه اسلامي به من چه و به توچه‌اي وجود ‏ندارد و براي دخالت البته وجود دارد. اگر كسي بخواهد جلو انتقاد سازنده را بگيرد، از اسلام منحرف ‏است. انتقاد سازنده هيچ منافاتي با حمايت ندارد.
‏
برادران و خواهران، صميمانه مي‌گويم كه حتي هر نقد تلخ صريحي را ‏هم كه مطرح كنيد، خوشحال مي‌شويم، عرض كردم ما با كسي تعارف ‏نمي‌كنيم، البته به شرط اينكه واقعاً انتقاد كردن‌هايمان، انتقاد ‏مخلصانه باشد، نه عجيب جويي مغرضانه، قصد نيش زدن و هوچي‌گري در ‏كار نباشد. قصد بيان كردن نقطه نظر‌ها و سازندگي باشد.‏

مبادا «وسعت نظر»، با همه چيز ساختن و با هر انديشه التقاطي ‏سر سازش نشان دادن، اشتباه شود. بايد راهي برويم كه در حد امكان جذب كنيم و در حد ضرورت دفع ‏كنيم، دافعه در حد ضرورت، جاذبه در حد اعلاي امكان، اين از ‏ويژگي‌هاي خط امام است. خيلي هم دشوار است آدم توي اين خط ‏بيافتد و سازش كار عقيدتي نشود.
‏
‏7-آزادي و آزادانديشي
آيت الله‎‏ دكتر بهشتي از آزادي به عنوان رها شدن انسان از بندگي غير ‏خدا نام برده و بدان جهت انسان را گوهر تابناك هستي مي‌داند كه ‏آزاد آفريده شده است. او سخنان پر از راز و رمزي در اين زمينه ‏دارد، او مي‌گويد:‏ اسلام، انسان را موجود آزاد مي‌داند، و حتي به اين موجود آزاد ‏نهيب مي‌زند كه در هر شرايط اجتماعي هستي، نايست، بمير يا بميران يا ‏لااقل هجرت كن به هر حال تسليم محيط فساد نشو.
‏
 در اسلام آزادي‌هاي فردي، محدوديت‌هاي اجتماعي نيز دارد، انسان ‏آزاد است اما در چارچوب حدود الله‏ و در چهارچوب قوانين الهي.‏ كوشش اسلام اين است كه انسان آزاد تربيت كند، آزاد از بند هوي ‏و هوس، آزاد از تسلط خشم و شهوت و آزاد از تسلط ديگران تا ‏بتواند راه خويش را آزادانه انتخاب كند.‏ آزادي و انتخاب آزادانه است كه زندگي ما را و شخصيت ما را، ‏زندگي و شخصيت انساني مي‌كند.‏

‏8-شكوفايي اقتصادي
هيچ چيزي شهيد بهشتي را به اندازه‌اي كه مي‌فهميد انساني شب گرسنه ‏خوابيده است رنج نمي‌داد؛ دغدغه عجيبي در رفاه نسبي مردم داشت. ‏شهيد بهشتي مي‌گفت:‏ اگر در يك جامعه‌ به هركس ابزار كار بدهند، حكومت امكانات رشد ‏استعدادها را فراهم كند و در عين حال سرمايه‌داري و مالكيت شخصي ‏را هم آزاد بگذارد، ماليات‌ها را هم بگيرند و بدهند، قانون ارشاد ‏را هم اجرا كنند، در چنين جامعه‌اي سرمايه‌داري بزرگ شخصي پيدا ‏نمي‌شود.‏

نبايد در سرزمين جمهوري اسلامي ايران هيچ انساني،‌ هيچ مردي، هيچ ‏زني، هيچ كوچكي، هيچ بزرگي براي گذراندن روزانه‌اش درمانده ‏باشد.‏ مي‌خواهيم كشور را رو به غناي اقتصادي بيشتر جلو ببريم، اما هيچ ‏اشكالي ندارد كه در عين حال كه با سرعت به سوي غناي اقتصادي بيشتر ‏جلو مي‌رويم، در هر مرحله امكانات و مقدورات راعادلانه بر همگان ‏تقسيم كنيم.‏

بايد فاصله ميان توليد و مصرف به حداقل ممكن برسد، آن هم با ‏حق الزحمه معقول، نه با سود سرشارسرمايه بازرگاني.‏ اليوم يوم‌العلم ولاالقول؛ امروز ديگر روز كار است، و تنها روز ‏سخن و حرف نيست.‏

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۸۸/۰۳/۰۳ ۱۶:۴۰

سلام،
تأسف خوردن بر کسی که تقریبا تمام نشانه های اصول گرایی مندرج در سخنان شهید والامقام بهشتی را در دولت نهم می بیند و اینگونه موضع غیر منطقی می گیرد، کاملا طبیعی است اما واقعا کم است، من برای صاف شدن دلهای همه و بخصوص شما دعا می کنم، اکر دلهایمان را پاک نکنیم امام زمانی هم برای مان ظهور نخواهد کرد.

ناشناس۱۳۸۸/۰۳/۰۲ ۱۱:۵۵

خب پس دولت نهمی ها حق دارند که خود را اصولگرا بدانند چون شهید بهشتی راستگویی و ارایه آمار درست را جزو مبانی اصولگرایی مطرح نکرده اند.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.