مردانی که قربانی خشونت زنان شدهاند
تعداد مردانی که قربانی خشونت خانگی میشوند، خیلی بیشتر از تعداد رسمی پروندههای مفتوحه است.
سال گذشته، پزشکی قانونی کشور به پرونده بیش از هزار و500 مرد رسیدگی کرده است که قربانی خشونت و آزارهای روحی و روانی از سوی همسرانشان شده بودند.
به گزارش ایران، شواهد نشان میدهد، خشونت خانوادگی علیه مردان روند روبه رشدی در جامعه دارد؛ هرچند این قشر عمدتاً به خاطر برخی مشکلات خانوادگی و اجتماعی و ترس از قضاوت اطرافیان و به مضحکه گرفته شدن، از مطرح کردن شکایت خود در محاکم قضایی خودداری میکنند.
هر از گاهی صدایشان میآید، فرقی نمیکند سرظهر باشد، عصرباشد یا آخرشب. اول ازلیچارهای زن شروع میشود و چند دقیقه بعد صدای مرد در میآید که انگار حال و حوصلهای برای بحث و جدل ندارد. کم کم، بگو مگوها مثل شعله آتش کم جانی آرام آرام گر میگیرد و ولوم صدای طرفین بالا و بالاتر میرود: «تو اون شب چرا جلوی مادرت با من بد حرف زدی؟چرا جواب مادرت رو ندادی که مدام داشت بهم تیکه مینداخت!آخه از دستت چیکار کنم؟به کی پناه ببرم و... . .»مرد هم که میخواهد کم نیاورد صدایش را روی سرش میاندازد: «خوب کاری میکنم؛ با آدمی مثل تو باید همین کاررو کرد تا توباشی که پاتو از گلیمت درازتر نکنی».
آخرش هم زد و خورد و صدای گریه و زاری زن و حرف از طلاق و بیرون زدن مرد از خانه با صدای محکم بسته شدن در خانه و... دیوارهای خانههای نوساز هم آنقدر نازک شدهاند که چه بخواهی، چه نخواهی، صدای جیک توجیک همسایه بغلی را میشنوی! چه برسد که دعوا باشد، دست خودمان که نیست صدایشان میآید.
دعوای زن و شوهری که عجیب نیست به قول قدیمیها نمک زندگی است ولی گاهی این نمک از حدش میگذرد و خیلی شور میشود. دکترها هم هرروز میگویند که مصرف نمک زیاد بیماری با خود میآورد حالا چه فرقی میکند با غذا باشد یا با دعوا و کتک کاری زن وشوهری!
از قدیم اختلافات زن و شوهری و زبانم لال کتک کاری بوده ولی نه به حدی که فراگیر باشد و البته همیشه کسی که دستش را روی زنش بلند میکرد حرفها و نگاههای تند مردم او را سخت پشیمان میکرد، قدیمیها مثلهای خوبی داشتند و میگفتند مردی که دست روی زنش بلند کند، مرد نیست.
حالا گذشته از اینکه آمارهای عجیب و غریب درباره خشونت علیه زنان نه در ایران بلکه در کشورهای دیگر هم وجود دارد، پدیده جدیدی به تازگی در حال رخ دادن است، شوهرآزاری و کتک زدن مرد. یکی از همکارانم وقتی کتک خوردن مردهمسایهشان رابرایم تعریف میکند، انگار دارد صحنههایی از فیلم کمدی را جلوی چشمانم اکران میکند. اصلا غیرقابل باوراست که یک مرد چطور از دست زن کتک میخورد! عجیب است، شاید هم یک شوخی است!پیش خودم تصور میکنم که یک زن 50-40 کیلویی چطور میتواند یک مرد 90-80 کیلیویی را که از نظر جسمی و قدرت 2برابر خودش است، مغلوب کند حتماً مثل آن قسمت کارتون تام وجری که موش کوچک دم گربه را میگرفت و روی هوا میچرخاند و به گوشهای پرت میکرد. خنده دار است بهخدا.
همکارم میگوید که شبها صدای مشاجرههایشان را میشنود، صدای شکسته شدن ظرفهای شیشهای و چینی آن هم نه از سوی مرد خانه بلکه از طرف زن شنیده میشود و صدای سیلی و مشت و لگد وصدای مرد که سعی دارد با صدای آرام که کسی نشنود به زنش بگوید نزن نزن. بعدش هم به جای اینکه مرد از خانه بیرون بزند زن جوان با عصبانیت و در حالی که سوییچ ماشین را روی انگشتش فر میدهد از خانه بیرون میزند و پیش از رفتن فریاد میزند «برمی گردم، خانه نباشی ها».
تفاوت واکنشهای مردانه و زنانه
عجب روزگار غریبی است. این را تا حالا نشنیده بودیم که مرد از دست زن کتک بخورد، بیشتر شبیه کمدی است تا واقعیت ولی بررسی این سوژه حاکی از آن است که خشونت علیه مردان در جامعهمان رخ میدهد و نمیشود آن را نادیده گرفت. ولی چه اتفاقی میافتد که کتک کاری در محیط خانه رخ میدهد، موضوعی است که باید از زبان روانشناسان و کارشناسان جویا شد.
دکتر مسعود غفاری، روانشناس در این باره به ایران میگوید: «زنان همیشه دارای ژست و فیگور مظلومنمایی هستند، براحتی ستمدیدگی خود را بزرگ نمایی کرده و با چاشنی گریه مظلومیت خود را به دیگران نشان میدهند و چون به ظاهر نیروی جسمانی و در موارد زیادی هم نیروی مالی مردها بیشتر نمایانگر است، ستم دیدگی یک زن از نگاه همگانی پذیرفتهتر میشود و این ستم دیدگی به او یک نوع معصومیت و حتی اعتبار میبخشد این در شرایطی است که بیان چنین ستم دیدگی و آزار برای یک مرد ضد ارزش، شرم آور و گونهای توهین به خود تلقی میشود. از آن سو معمولاً زنانی که قربانی خشونت همسرانشان میشوند، کبودشدگی بدن را به عنوان سند نشان داده و هیچگونه احساس منفی از این کار دریافت نمیکنند.
دکتر غفاری عقیده دارد که خشم، ترس، غم و شادی از هیجانهای طبیعی هر انسانی است و هر کسی میتواند هم به جا خشمگین باشد و هم از چیزهای منطقی مانند سرعت بالا، پرخوری، سیگار و مواد مخدر بترسد. هر انسانی در رو در رو شدن با مسائل غم زا، غمگین شده و در روبهرو شدن با مسائل شادی بخش از خود خوشحالی و هیجان نشان میدهد ولی در رابطه با مسائل خانوادگی مواردی دیده میشود که یک رفتار پرخاشگرانه که میتوان آن را مدیریت و هدایت کرد به شکل خام، کور و غیر منطقی و مشکلآفرین میشود.
او درباره اینکه چرا مردهایی که قربانی خشم همسرانشان میشوند، برای شکایت از وضعیت به وجود آمده کمتر به پزشکی قانونی مراجعه میکنند، توضیح میدهد: «چنین اقدامی از سوی یک مرد ننگ محسوب میشود. آنها میگویند که اگر من از زنم کتک بخورم ترجیح میدهم برادرم نداند اما در مقابل زنان قربانی خشونتهای خانوادگی ترجیح میدهند، همه خشونت همسرانشان را بدانند. یک زن براحتی به پزشکی قانونی میرود اما این برای یک مرد افت بشمار میرود چون ارزیابی بیننده یا شنونده در مورد او خراب میشود.
«هر گاه پایه اندیشه خشم باشد، گفتار به شکل ناسزا، فحاشی، بد گویی و بددهنی و رفتار هم به شکل کتک کاری و زد و خورد بروز میکند.»
آمارها چه میگویند
آمارها حاکی از این هستند که در7ماهه نخست سال 93 از میان 45هزار و 555 تنی که قربانی خشونت شده و به پزشکی قانونی مراجعه کردهاند، هزار و384تن مرد بوده اند؛ این در حالی است که به گفته یک منبع آگاه در پزشکی قانونی (که البته نمیخواهد اسمی از وی برده شود) تعداد مردانی که قربانی خشونت خانگی میشوند، خیلی بیشتر از تعداد رسمی پروندههای مفتوحه است.
این منبع در ادامه میافزاید: «مردان به دلایل بسیاری تحت آسیب جسمی و روحی از سوی همسران خود قرار میگیرند ولی به خاطر اینکه مرد هستند از شکایت صرفنظر میکنند البته عدهای هم هستند که به دلیل اینکه میترسند از سوی مردان یا زنان دوست و آشنا و فامیل مورد تمسخر قرار بگیرند از طرح شکایت و مراجعه به پزشکی قانونی خودداری میکنند.»
این پزشک متخصص در تشریح یکی از پروندههایش در این زمینه میگوید: <سال پیش مردی برای معاینه پیش من آمد و ادعا کرد که 10سال است همسرش وی را تحت آزار جسمی و روحی قرار میدهد، پس از معاینه مشخص شد که وی بارها با اجسام سخت بدنش مجروح شده است و قطع ارتباط با خانوادهاش او را دچار ناراحتیهای روحی و روانی کرده است.»
تغییر نقش زنان در پیدایش خشونت
چندی پیش در یکی از صفحات روزنامه، ماجرای پرونده رسیدگی به درخواست طلاق مردی 70-60ساله نظرم را به خود جلب کرد. پیرمرد میخواست به زندگی 40سالهاش پایان دهد. وی در تشریح درخواست به قاضی گفته بود که در طول سالها زندگی همسرش وی را به انواع مختلف چه روحی و چه جسمی آزار داده بود. پیرمرد از توهینها و پرتاب وسایل آشپزخانه به سویش برای قاضی پروندهاش تعریف کرده بود. نمیدانستم به حال پیر مرد توی روزنامه بخندم یا گریه کنم.
البته در ادامه این گزارش، همسر پیرمرد در دفاع جانانه از خودش گفته بود که 30 سال در یکی از ادارت دولتی کار کرده و حاصل دستمزدهای 30 سالهاش را به زندگی تزریق کرده و حق خود میدانسته که برای زندگی و همسرش تصمیمگیری کند.
دکتر سمیرا یزدانی روانشناس و استاد دانشگاه تهران معتقد است، خشونت زنان درجامعه در حال تغییر است. از منظر این روانشناس هر اندازه جامعه از روند سنتی فاصله بگیرد ، نقشها نیز تغییر میکند. به عبارت دیگر، استقلال مالی در زنان به آنها هویت جدیدی میدهد. در چنین شرایطی، ترسهای خاصی که از آینده وجود داشته، ممکن است کم شود.
فرار از زنانگی مسأله دیگری است که دکتر یزدانی به آن اشاره میکند و میگوید: «همیشه خشونت علیه زنان وجود داشته و نمود خشونت مردانه به شکل پرخاشگری مستقیم بروز میکند اما خشونت زنانه خشونت رابطه است. مثلاً زنان با غیبت کردن و به هم زدن رابطه دیگران، خشمشان را نشان میدهند اما امروز با تغییر الگوهای جامعه شاهد تغییر در نقش زنانه هستیم در واقع الگوهای سنتی زنانه جای خود را به الگوهای متفاوت میدهد، زنها نقشهای مردانه را بر عهده میگیرند و حتی گاهی اوقات این نقشها به خاطر نقش زنانه تقویت میشود که البته جامعه هم این نقشها را تحسین میکند به عنوان مثال از این منظر زن نمونه زنی است که کار مردانه انجام میدهد حال آنکه این رفتارها در روان زن تأثیر میگذارد چنانچه نوع پرخاشگری زنان شکل مردانه و حالت مستقیم به خود میگیرد.»
به گفته دکتر یزدانی ، نوع ابراز خشونت زنان نسبت به گذشته فرق کرده و آنها در ناخودآگاهشان از نوعی مکانیسم جبران استفاده میکنند. این نوع پرخاشگری که از سوی زنان حالت مستقیم پیدا کرده ، روند تغییر در جامعه را نشان میدهد با این حال آمار مراجعه مردانی که قربانی خشونتهای جسمی و روانی همسرانشان میشوند به مراتب کمتر از زنان است که یک دلیل عمده آن هویت مردانه و ترس از قضاوتها است.
افزایش خشونت علیه مردان در کشورهای دیگر
باید اشارهای به وضعیت مردان در کشورهای دیگر کنیم، طبق آمارهای سازمانهای مردم نهاد در کشورهای دیگر در کشور انگلستان 40درصد از قربانیان خشونتهای خانوادگی مردان هستند و در کشور فرانسه هم تعداد قربانیان مرد 110هزارتن در سال است. به طور مثال در یکی از مناطق کشورهای همسایه که مردسالاری مشهود است خشونت علیه مردان رشد فزایندهای داشته تا حدی که از سال 2008تعداد شکایتهای مردان از 32مورد به تعداد163درسال2013رسیده است. جالب است مردان این کشور در شکایت هایشان مصادره شدن دستمزدشان یا راه ندادنشان به خانه و جلوگیری از دیدار با فرزندانشان را از سوی زنان خود عنوان کردهاند و این در حالی است که برخی از دادگاههای این منطقه از پذیرفتن شکایت مردان از زنان جلوگیری میکنند و اجازه این کار را به آنان نمیدهند.
با توجه به تغییر نقش زنان در جامعه اینطور به نظر میرسد که نقش روانشناسان برای پیشگیری و جلوگیری از خشونتهای خانگی پررنگتر از گذشته شده است و باید تدابیری اندیشید که کانون خانواده بدون هیچ درگیری و اختلاف و خشونتی به یک محیط امن برای زن و شوهر و فرزندانشان تبدیل شود.
به گزارش ایران، شواهد نشان میدهد، خشونت خانوادگی علیه مردان روند روبه رشدی در جامعه دارد؛ هرچند این قشر عمدتاً به خاطر برخی مشکلات خانوادگی و اجتماعی و ترس از قضاوت اطرافیان و به مضحکه گرفته شدن، از مطرح کردن شکایت خود در محاکم قضایی خودداری میکنند.
هر از گاهی صدایشان میآید، فرقی نمیکند سرظهر باشد، عصرباشد یا آخرشب. اول ازلیچارهای زن شروع میشود و چند دقیقه بعد صدای مرد در میآید که انگار حال و حوصلهای برای بحث و جدل ندارد. کم کم، بگو مگوها مثل شعله آتش کم جانی آرام آرام گر میگیرد و ولوم صدای طرفین بالا و بالاتر میرود: «تو اون شب چرا جلوی مادرت با من بد حرف زدی؟چرا جواب مادرت رو ندادی که مدام داشت بهم تیکه مینداخت!آخه از دستت چیکار کنم؟به کی پناه ببرم و... . .»مرد هم که میخواهد کم نیاورد صدایش را روی سرش میاندازد: «خوب کاری میکنم؛ با آدمی مثل تو باید همین کاررو کرد تا توباشی که پاتو از گلیمت درازتر نکنی».
آخرش هم زد و خورد و صدای گریه و زاری زن و حرف از طلاق و بیرون زدن مرد از خانه با صدای محکم بسته شدن در خانه و... دیوارهای خانههای نوساز هم آنقدر نازک شدهاند که چه بخواهی، چه نخواهی، صدای جیک توجیک همسایه بغلی را میشنوی! چه برسد که دعوا باشد، دست خودمان که نیست صدایشان میآید.
دعوای زن و شوهری که عجیب نیست به قول قدیمیها نمک زندگی است ولی گاهی این نمک از حدش میگذرد و خیلی شور میشود. دکترها هم هرروز میگویند که مصرف نمک زیاد بیماری با خود میآورد حالا چه فرقی میکند با غذا باشد یا با دعوا و کتک کاری زن وشوهری!
از قدیم اختلافات زن و شوهری و زبانم لال کتک کاری بوده ولی نه به حدی که فراگیر باشد و البته همیشه کسی که دستش را روی زنش بلند میکرد حرفها و نگاههای تند مردم او را سخت پشیمان میکرد، قدیمیها مثلهای خوبی داشتند و میگفتند مردی که دست روی زنش بلند کند، مرد نیست.
حالا گذشته از اینکه آمارهای عجیب و غریب درباره خشونت علیه زنان نه در ایران بلکه در کشورهای دیگر هم وجود دارد، پدیده جدیدی به تازگی در حال رخ دادن است، شوهرآزاری و کتک زدن مرد. یکی از همکارانم وقتی کتک خوردن مردهمسایهشان رابرایم تعریف میکند، انگار دارد صحنههایی از فیلم کمدی را جلوی چشمانم اکران میکند. اصلا غیرقابل باوراست که یک مرد چطور از دست زن کتک میخورد! عجیب است، شاید هم یک شوخی است!پیش خودم تصور میکنم که یک زن 50-40 کیلویی چطور میتواند یک مرد 90-80 کیلیویی را که از نظر جسمی و قدرت 2برابر خودش است، مغلوب کند حتماً مثل آن قسمت کارتون تام وجری که موش کوچک دم گربه را میگرفت و روی هوا میچرخاند و به گوشهای پرت میکرد. خنده دار است بهخدا.
همکارم میگوید که شبها صدای مشاجرههایشان را میشنود، صدای شکسته شدن ظرفهای شیشهای و چینی آن هم نه از سوی مرد خانه بلکه از طرف زن شنیده میشود و صدای سیلی و مشت و لگد وصدای مرد که سعی دارد با صدای آرام که کسی نشنود به زنش بگوید نزن نزن. بعدش هم به جای اینکه مرد از خانه بیرون بزند زن جوان با عصبانیت و در حالی که سوییچ ماشین را روی انگشتش فر میدهد از خانه بیرون میزند و پیش از رفتن فریاد میزند «برمی گردم، خانه نباشی ها».
تفاوت واکنشهای مردانه و زنانه
عجب روزگار غریبی است. این را تا حالا نشنیده بودیم که مرد از دست زن کتک بخورد، بیشتر شبیه کمدی است تا واقعیت ولی بررسی این سوژه حاکی از آن است که خشونت علیه مردان در جامعهمان رخ میدهد و نمیشود آن را نادیده گرفت. ولی چه اتفاقی میافتد که کتک کاری در محیط خانه رخ میدهد، موضوعی است که باید از زبان روانشناسان و کارشناسان جویا شد.
دکتر مسعود غفاری، روانشناس در این باره به ایران میگوید: «زنان همیشه دارای ژست و فیگور مظلومنمایی هستند، براحتی ستمدیدگی خود را بزرگ نمایی کرده و با چاشنی گریه مظلومیت خود را به دیگران نشان میدهند و چون به ظاهر نیروی جسمانی و در موارد زیادی هم نیروی مالی مردها بیشتر نمایانگر است، ستم دیدگی یک زن از نگاه همگانی پذیرفتهتر میشود و این ستم دیدگی به او یک نوع معصومیت و حتی اعتبار میبخشد این در شرایطی است که بیان چنین ستم دیدگی و آزار برای یک مرد ضد ارزش، شرم آور و گونهای توهین به خود تلقی میشود. از آن سو معمولاً زنانی که قربانی خشونت همسرانشان میشوند، کبودشدگی بدن را به عنوان سند نشان داده و هیچگونه احساس منفی از این کار دریافت نمیکنند.
دکتر غفاری عقیده دارد که خشم، ترس، غم و شادی از هیجانهای طبیعی هر انسانی است و هر کسی میتواند هم به جا خشمگین باشد و هم از چیزهای منطقی مانند سرعت بالا، پرخوری، سیگار و مواد مخدر بترسد. هر انسانی در رو در رو شدن با مسائل غم زا، غمگین شده و در روبهرو شدن با مسائل شادی بخش از خود خوشحالی و هیجان نشان میدهد ولی در رابطه با مسائل خانوادگی مواردی دیده میشود که یک رفتار پرخاشگرانه که میتوان آن را مدیریت و هدایت کرد به شکل خام، کور و غیر منطقی و مشکلآفرین میشود.
او درباره اینکه چرا مردهایی که قربانی خشم همسرانشان میشوند، برای شکایت از وضعیت به وجود آمده کمتر به پزشکی قانونی مراجعه میکنند، توضیح میدهد: «چنین اقدامی از سوی یک مرد ننگ محسوب میشود. آنها میگویند که اگر من از زنم کتک بخورم ترجیح میدهم برادرم نداند اما در مقابل زنان قربانی خشونتهای خانوادگی ترجیح میدهند، همه خشونت همسرانشان را بدانند. یک زن براحتی به پزشکی قانونی میرود اما این برای یک مرد افت بشمار میرود چون ارزیابی بیننده یا شنونده در مورد او خراب میشود.
«هر گاه پایه اندیشه خشم باشد، گفتار به شکل ناسزا، فحاشی، بد گویی و بددهنی و رفتار هم به شکل کتک کاری و زد و خورد بروز میکند.»
آمارها چه میگویند
آمارها حاکی از این هستند که در7ماهه نخست سال 93 از میان 45هزار و 555 تنی که قربانی خشونت شده و به پزشکی قانونی مراجعه کردهاند، هزار و384تن مرد بوده اند؛ این در حالی است که به گفته یک منبع آگاه در پزشکی قانونی (که البته نمیخواهد اسمی از وی برده شود) تعداد مردانی که قربانی خشونت خانگی میشوند، خیلی بیشتر از تعداد رسمی پروندههای مفتوحه است.
این منبع در ادامه میافزاید: «مردان به دلایل بسیاری تحت آسیب جسمی و روحی از سوی همسران خود قرار میگیرند ولی به خاطر اینکه مرد هستند از شکایت صرفنظر میکنند البته عدهای هم هستند که به دلیل اینکه میترسند از سوی مردان یا زنان دوست و آشنا و فامیل مورد تمسخر قرار بگیرند از طرح شکایت و مراجعه به پزشکی قانونی خودداری میکنند.»
این پزشک متخصص در تشریح یکی از پروندههایش در این زمینه میگوید: <سال پیش مردی برای معاینه پیش من آمد و ادعا کرد که 10سال است همسرش وی را تحت آزار جسمی و روحی قرار میدهد، پس از معاینه مشخص شد که وی بارها با اجسام سخت بدنش مجروح شده است و قطع ارتباط با خانوادهاش او را دچار ناراحتیهای روحی و روانی کرده است.»
تغییر نقش زنان در پیدایش خشونت
چندی پیش در یکی از صفحات روزنامه، ماجرای پرونده رسیدگی به درخواست طلاق مردی 70-60ساله نظرم را به خود جلب کرد. پیرمرد میخواست به زندگی 40سالهاش پایان دهد. وی در تشریح درخواست به قاضی گفته بود که در طول سالها زندگی همسرش وی را به انواع مختلف چه روحی و چه جسمی آزار داده بود. پیرمرد از توهینها و پرتاب وسایل آشپزخانه به سویش برای قاضی پروندهاش تعریف کرده بود. نمیدانستم به حال پیر مرد توی روزنامه بخندم یا گریه کنم.
البته در ادامه این گزارش، همسر پیرمرد در دفاع جانانه از خودش گفته بود که 30 سال در یکی از ادارت دولتی کار کرده و حاصل دستمزدهای 30 سالهاش را به زندگی تزریق کرده و حق خود میدانسته که برای زندگی و همسرش تصمیمگیری کند.
دکتر سمیرا یزدانی روانشناس و استاد دانشگاه تهران معتقد است، خشونت زنان درجامعه در حال تغییر است. از منظر این روانشناس هر اندازه جامعه از روند سنتی فاصله بگیرد ، نقشها نیز تغییر میکند. به عبارت دیگر، استقلال مالی در زنان به آنها هویت جدیدی میدهد. در چنین شرایطی، ترسهای خاصی که از آینده وجود داشته، ممکن است کم شود.
فرار از زنانگی مسأله دیگری است که دکتر یزدانی به آن اشاره میکند و میگوید: «همیشه خشونت علیه زنان وجود داشته و نمود خشونت مردانه به شکل پرخاشگری مستقیم بروز میکند اما خشونت زنانه خشونت رابطه است. مثلاً زنان با غیبت کردن و به هم زدن رابطه دیگران، خشمشان را نشان میدهند اما امروز با تغییر الگوهای جامعه شاهد تغییر در نقش زنانه هستیم در واقع الگوهای سنتی زنانه جای خود را به الگوهای متفاوت میدهد، زنها نقشهای مردانه را بر عهده میگیرند و حتی گاهی اوقات این نقشها به خاطر نقش زنانه تقویت میشود که البته جامعه هم این نقشها را تحسین میکند به عنوان مثال از این منظر زن نمونه زنی است که کار مردانه انجام میدهد حال آنکه این رفتارها در روان زن تأثیر میگذارد چنانچه نوع پرخاشگری زنان شکل مردانه و حالت مستقیم به خود میگیرد.»
به گفته دکتر یزدانی ، نوع ابراز خشونت زنان نسبت به گذشته فرق کرده و آنها در ناخودآگاهشان از نوعی مکانیسم جبران استفاده میکنند. این نوع پرخاشگری که از سوی زنان حالت مستقیم پیدا کرده ، روند تغییر در جامعه را نشان میدهد با این حال آمار مراجعه مردانی که قربانی خشونتهای جسمی و روانی همسرانشان میشوند به مراتب کمتر از زنان است که یک دلیل عمده آن هویت مردانه و ترس از قضاوتها است.
افزایش خشونت علیه مردان در کشورهای دیگر
باید اشارهای به وضعیت مردان در کشورهای دیگر کنیم، طبق آمارهای سازمانهای مردم نهاد در کشورهای دیگر در کشور انگلستان 40درصد از قربانیان خشونتهای خانوادگی مردان هستند و در کشور فرانسه هم تعداد قربانیان مرد 110هزارتن در سال است. به طور مثال در یکی از مناطق کشورهای همسایه که مردسالاری مشهود است خشونت علیه مردان رشد فزایندهای داشته تا حدی که از سال 2008تعداد شکایتهای مردان از 32مورد به تعداد163درسال2013رسیده است. جالب است مردان این کشور در شکایت هایشان مصادره شدن دستمزدشان یا راه ندادنشان به خانه و جلوگیری از دیدار با فرزندانشان را از سوی زنان خود عنوان کردهاند و این در حالی است که برخی از دادگاههای این منطقه از پذیرفتن شکایت مردان از زنان جلوگیری میکنند و اجازه این کار را به آنان نمیدهند.
با توجه به تغییر نقش زنان در جامعه اینطور به نظر میرسد که نقش روانشناسان برای پیشگیری و جلوگیری از خشونتهای خانگی پررنگتر از گذشته شده است و باید تدابیری اندیشید که کانون خانواده بدون هیچ درگیری و اختلاف و خشونتی به یک محیط امن برای زن و شوهر و فرزندانشان تبدیل شود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سلام دوستان.به نظر من یک زن موجود خیلی عجیبی هستش که هیچ وقت نمیشه اونو شناخت فک کنم خدا هم بعضی وقتا تو خلقت زن شک میکنه ولی دوستان وقتی یک زن پرخاشگره یا برعکس شوهر دست بزن داره حتما یه دلیلی داره یا خود مرد از خودش ضعق نشون داده یا دچار اختلالات روانیه.باور کنید اگر زنی شوهرشو میزنه مطمین باشید دچار اختلالات روانیه.یا یکسری عقده از گذشته در وجودش هست که حالا که ازدواج کرده رو سر شوهر بدبختش خالی میکنه.همه این رفتارا با کوتاه اومدن زوجین درست میشه.انتخاب درست هم شرطه مثلا یک شخص شر و شور نمیتونه با یه ادم اروم کنار بیاد.مثلا منو همسرم هر دو تا ارومیم و خیلی راحت با هم کنار میایم.دوستان اصطلاح غلطیه که میگن گربه رو دم حجله بکشید.حرف هیچ کسی هم گوش نکنید ببینید چی واسه زندگیتون بهتره.همونو انجام بدید.اگرم فکر میکنید طلاق بهترین کاره همونو انجام بدید.بعضی وقتا بدترین کار بهترین کاره.زنها تشنه عشق و محبتن پس بهشون عشق بورزین.دوسشون داشته باشین.اگر خیانت میکنید مطمین باشین خیانت میبینید.به قول شاعر که میگه زذی ضربتی،ضربتی نوش کن.پس خواهشا ضعیف نباشید.پرخاشگر نباشید.اینم بگم هر چیزی که فکر میکنید درسته به همسرتون بگید.مطمین باشید اگرم همسرتون پرخاشگره از جای دیگه پر شده.پس زندگی کنیدو از زندگی لذت ببرید.پیشنهادم اینه که بحث و جدل نباشه.یه مدت اگه تونستید برید مسافرت دور باشید.بعضی وقتا هم به شوخی خیلی اروم همسرتونو بزنید بزارید پیش خودش فکر نکنه که طرفش مرد نیست.اگرم پرخاشگره تمام تلاشتونو بکنید که ارومش کنید.مطمین باشید جواب میده.
توصیه م به تمام کسانی که به هر طریقی خشونت رو تایید کردن اینه که ازدواج نکنن اگر هم کردن بچه دار نشن
منم زنم منو کتک میزنه و توی خونه اختیار کامل همه چی را داره. و حتی اجازه نمیده کارهای شخصیمو خودم انجام بدم. میگه کوچولویی. نمیدونم چیکار کنم. نمیتونم به کسی بگم. حق طلاق با اونه. تمام کارهای خونه را من انجام میدم. تو کارهای زناشویی هم یک برده کامل هستم. مادرش و خواهرش از تمام قضایا خبر دارن و به من میگن مرد کوچولو
حالا من یه چی میگم شاید بخندین اینا برمیگرده به اینکه الان متاسفانه اکثر زنا دوست پسر دارن و یه جورایی سر هر چیز پیش پا افتاده ای با شوهرشون دعواشون میشه و کار به بحث کتک و کتک کاری میرسه(چه زن چه مرد) بحث خنده دار(البته به نظر بعضیا خنده دار هست اما در اصل واقعیت همینه)اینکه همین سریالهای ترکیه که همه دارن نگاشون میکنن باعث رواج خیانت به همسر میشه.یکی از دلایل اصلی اینه.خدا لعنت کنه سازنده های این سریالها و لعنت کنه اونهایی رو که این سریالها رو پخش میکنن
آقا وقتی زنها از حد و حدود خودشون خارج بشن میشه همین وضعیت.خدا قدیمیا رو بیامرزه که اجازه هرکاری رو به زنها نمیدادن. الان به بهانه برابری زن و مرد و فمنیست شده وضعیت اینجوری. خدا رحم کنه
من یه بار با زنم مشاجره کردم که ایشان زد و انگشت دستم را شکست!
بنده از نظر قدرت بدنی از همسرم قوی تر هستم. طبع من آرام است و طبع ایشون کمی عصبی. در اوایل زندگی در تنش هایی که بینمان رخ میداد یکبار جلوی دهانش را گرفتم. نزدیک بود خفه شود. از آن به بعد تصمیم گرفتم که هنگام تنش او را آزاد بگذارم. به جرات میتوانم بگویم اگر جایمان از نظر جسمی عوض می شد من تا الان 10 بار مرده بودم.
همش بخاطر مهریه است. مرد از ترس به اجرا گذاشتن مهریه توسط زن در مقابل رفتار نابهنجار زن سکوت میکنه و جرات طلاق دادنشو نداره، زنها هم میدون رو جولو خودشون باز میبینن میتازونن!!! به نظر من این وضعیت بخاطر گذار از حالت سنتی به سوی مدرنیسمه که در اون بعضی مولفه های زندگی سنتی مثل مهریه هست ولی سایر مولفه ها مانند اقتدار مرد و وابستگی مالی زن به مرد نیست. با ورود به جامعه مدرن که زن و مرد بصورت مشارکتی وارد زندگی مشترک میشن و از مهریه و جهیزیه خبری نیست این دست مشکلات هم حل خواهد شد
جوک نگید خواهشا
من هم با این مشکل دست به گریبانم .
یک دفعه از دست زنم فرار کردم و رفتم خونه پدرم
هنوز یک ساعت نگذشته بود که با دو مامور گردن کلفت کلانتری درب خانه پدرم حاضر شد و به زور همسرم و التماس مامورهای کلانتری من را به منزل خودم برگرداندند.
حتما می پرسید چرا التماس ماموران کلانتری ؟
چون همسرم پشت پای من رفته بود کلانتری و آنها را مجبور کرده بود که سریعا باید شوهرم را به منزل برگردانید و همسرم سوار ماشین کلانتری شده بود و آنها مجبور کرده بود سریع اقدام نمایند و درب منزل پدر هم از ماشین کلانتری پیاده نشد و گفت تا شوهرم را نیاورید داخل ماشین و ما را درب منزل خودمان نبرید از ماشین پیاده نمی شوم
دفعه دیگر هم شیشه جلوی ماشینم را با چوب خرد کرد
نمی دانم چه کنم لطفا راهنمائی بفرمایید
وقتی برای تعویض شیشه رفت
راستش با خوندن این گزارش خیلی خندم گرفت.من هم یکبار از کوره در رفتم و چند سیلی آب دار به شوهر زدم که حقش بود.ولی این کار بخاطر رفتارها و فشارهای روانی بود که شوهرم به من وارد کرد.وقتی نظرات کارشناسان رو خوندم کاملا توجیه شدم.مرسی از گزارش خوبتون
گزارش بسیار جالبی بود و نظرات کارشناسان جذاب تر.البته قلم نویسنده هم می پسندم زیرا به شکل با مزه به این ماجرا ورود کرده اند.خسته نباشید می گم به همه عزیران
اصلا عجیب نیست و ربطی هم به "مرد نبودن" مردی که کتک می خورد ندارد. خیلی از این مردها بخاطر بچه ها یا از هم نپاشیدن زندگی یا قضاوت اطرافیان حاضر به طلاق دادن نیستند و بعضی از زنهای کوته فکر از این کوتاه آمدن مرد نهایت سواستفاده می کنند و دست به انواع تحقیر و فحاشی و برخوردهای فیزیکی می زنند.
در مورد من خانمم صورتم چنگ زد كه پاره شد و بدجوري خونريزي كرد و قسمتي از موهاي سرم رو هم كشيد و كند كه هنوزم كه هنوزه موهاش در نيومده. بعدشم رفت دادگاه در خواست مهريه و نفقه و مسكن و جهيزيه داد كه الان 7 ماهه گرفتارم. و دچار ناراحتي هاي روحي و جسمي شدم.
اگر خشونت رو بهتر تعریف کنیم شاید بیشتر از اقایون پرخاشگری می کنن.تحریک کردن غیر مستقیم عصبانیت مردان با لجبازی .سردی زناشویی.خرج تراشی .زیادحرف زدن و کش دادن وقایع.مقایسه مردان دیگه .فراموشکاری انتخابی چیغ و رفتار مشکوک که غیرت مرد رو تحریک کنند و...
گزارش بسیار جالبی بود و تا به حال نخونده بودم و به نظرم گزارشگر خوب تونسته بود به ماجرا بپردازه.به نظرم گزارشی هم از خیانت های زنانه که منجر به قتل مردان به خصوص شوهرانشون می شه هم تهیه کنند.با تشکر
چه وضعی شده تو این مملکت !!!
من 2سالی هست که ازدواج کردم. اما از همن ماه اول سر کوچیک ترین بحثی شروع می کرد به سیلی زدن و ....، طی این 2سال هفته ای نبوده که 2 یا 3باز از دستش کتک نخورم. تا جایی که انجام تمام کارای خونه و حتی کارای شخصیشم از من میخواد که انجام بدم. منم طی این 2سال همه رو خودم انجام دادم. اما باز به هر بهونه ای شروع میکنه به کتک زدن. خواهش میکنم راهنماییم کنید
نیما جان، یکبار محکم جلوش بایست و جوری چکش بزن که تا یک هفته دور خودش بچرخه. این جوری میبینی که آدم میشه
ببرش پیش رواپزشک یا روانشناس
هميشه شعبون يه بارم رمضون ... 46000 مرد زناشون رو ميزنن و با خشونت برخورد مي کنن 1500 تا هم بخورن چه اشکال داره
به نظرم خيليم کمه اصلا منصفانه نيست بايد بيشتر تلاش کنيم!
زنها وقتی یک جا جمع می شن حتی به دروغ میگن و از شوهر هاشون تعریف می کنن بعد تحت تاثیر این حرفها می رن تو مقایسه شوهر خودشون با بقیه بعد به جای حل مشکلات می افتن به جون مرد حالا یک سری مردها به خاطر آبرو و بچه هاشون تحمل می کنن یک سری هم نمی تونن تحمل کنن نویسنده محترم این مقاله الان وضع برگشته آمار مردهای مورد آزار و اذیت خیلی بیشتر اما دستشون به جای بند نیست
من خودم در یک شرکت خصوصی شاغل بودم ، تمام همکارانم زن بودند ، پدرم را دراوردند ، پوستم را کندند ، آن قدر تحقیرم کردند و چوب لاچرخم گذاشتند که حاضر شدم حقوق دوماهم را بدهم و از شرکت بیایم بیرون
ماجرا عمیق تر و دهشت بار از این حرفهاست این گزارش خوب باید بیشتر باز شود کافی است امار مردانی که به دست زنانشان که با همدستی مرد دیگر به قتل رسیده اند و در زندان های کشور در انتظار محاکمه هستند را اعلام کنید خواهید دید مردانی که به دست زنانشان کشته شده اند 80 برابر زنانی هستند که به دست مردانشان کشته شده اند. آنقدر در کشور بازار فمنیستی داغ است که خشونت علیه مردان توسط زنان که برخی از انها از اختلالات روانی رنج می برند دیده نمی شود!
10:04
شما خودت این آمار رو از کجا آوردی؟
معلومه جنبش های مظلوم نمایی زنان پرخاشگر همه جا فعاله
با سلام جناب سهند ، طبق متن و طبق آمار از 45555نفر قربانی خشونت تنها 1348 نفر مرد بوده اند یعنی حدود 3 درصد . شما این آمار 80 درصد را از کجا آوردی ؟.البته این نشان می دهد مردان همه جا پشتیبان همدیگرند و به این موارد حساس هستند .اما حتی اگر خواهر یا اقوام خودشان بارها مورد آزار و خشونت از سوی همسرانشان قرار گیرند فقط کمی ناراحت می شوند و می گویند اشکالی ندارد مرد است دیگر عصبانی شده ، ببخشیدش! به نظر من ما باید حقوق هر انسانی را بدون در نظر گرفتن جنسیت به رسمیت بشناسیم .و به هم احترام بگذاریم .بدانیم فردایی هست که باید پاسخگوی اعمالمان باشیم .چه مرد چه زن!
آخه دست روی زن بلندکنی هزارتاپشتیبان پیدامیشه.ولی مرد ها خون دل می خورند وهیچی نمیگند.
پدرم همیشه مورد ازار جسمی و روحی از طرف مادرم بود. جرات نداشت جیک بزند. همیشه چنان با غیظ و غضب با او برخورد می کرد که تنها راهش سکوت بود . اخرش هم دق کرد. ۱۰ سال از فوتش می گذرد ولی مادرم هنوز سرحال و قبراق است با اینکه ۷۵ سالش شده. الان هم این رفتار خشونت امیزش را با پسرانش از جمله خود من دارد. هر وقت اراده کند چنان خردمان می کند که تنها راهمان سکوت است و بی اعتنایی. عقده عجیبی نسبت به جنس مرد دارد.
خدا صبرتون بده
مرد اگه مرد باشه و از مرز ویژگی های مردانه اش عبور نکند (مانند زیر ابرو بر داشتنو ،هرز نپریدن تو بیرون از خونه ،و... )با وجود استقلال مالی زنش هم مهربانه و حامی و پشتیبان خانوادش و هم به جاش می تونه جبروتشو نشون بده(نه کتک زدن). البته اشکال کار در خود مرداس که از کالبد مردانه خودشان بیرون اومدن . مرد اگه نیم کیلو هم باشه اما ویژگی های مردانه اش باهاش باشه تو زندگیش مشکلش حداقله.
گزارش بسیار قشنگی است و البته می شود از ابعاد دیگر هم به آن پرداخت
ببخشید نویسنده گرامی این موضوع چیز تازه نیست که می فرماید به تازگی این موضوع رواج پیدا کرده بر خلاف تصور عمومی جنس زن یک جنس خشن است و بر عکس جنس مرد یک جنس لطف هست اما از انجای که ما فقط ظاهر بین هستیم ظاهر مرد و زن را نگاه می کنیم به همین خاطر این اشتباه بزرگ را مرتکب می شوید خوشنت همیشه در میان زن به شدت رواج دارد چه خوشنت علیه بچه ها و چه علیه مرد اما چون ابزار خوشنت زن اثر کمتری می گذار دیده نمی شود و یا اینکه بدن مرد چوری نیست که میزان اسیب ها را نشان دهد از طرف دیگر بیشتر مرد بخاطر مسائل مختلف فرهنگی علیه این خوشنت ها شکایت نمی کنند و رسانه ها با هجمه تبلغ علیه مرد و در راستای زن سالاری مانع از دیده شدن خوشنت علیه مرد ها هستن. همان گونه که روزانه هزارا مورد تجاوز جنسی توسط زن ها علیه مرد ها صورت می گیرد اما نبود قانون مناسب و دید اشتباه اجتماعی مانع از این شده که مردم متوجه این فاجعه بزرگ و ضریه ها روحی غیر قابل جبران ان به مرد شوند امروز با رشد زن سالار تجاوز های جنسی به جنس مرد هزاران برابر بیشتر و از نظر عموم کمتر به چشم می اید....
من با همسرم مشکل اهانت و زد و خورد ندارم اما دایما به مشکل شکنجه روحی از جانب او به دلایلی مانند ارتباطات شخصی و برون خانوادگی او مانند ارتباطش با همکاران مرد و عادی جلوه دادن آنها، بی خیالی در روابط زناشویی، بی توجهی به خواسته های من و... رو برو هستم. به عبارتی شکنجه سفید. آیا میتوانم به پزشکی قانونی مراجعه کنم؟
خوب برادر من اینها که گفتی ، اون زن به چه دردت می خوره؟؟؟؟؟ با چه خصوصیت اون کنار میای؟؟؟کمی یاد بگیر خودت باشی و کارهای مورد علاقه ات را انجام بدی.مرگ یک بار شیون یک بار.
ای کاش زنهای جامعه ما حضرت فاطمه را الگوی خود می کردند ،نه فقط صرف تبلیغاتی که از رادیو تلویزیون شنیده ایم، بلکه اگر واقع گرایانه به موضوع نگاه کنیم ، هم خود زن با آرامش از زندگی لذت بیشتری خواهد برد ، هم همسرش را آرامش بیشتری می دهد.زنان متاسفانه باید متوجه شوند که زن با مرد تفاوت دارد و باید برای شوهرانشان زن باشند نه مرد!!
در این مورد باید اضافه کرد که ترس از آبروریزی نیز یکی از دیگر شرایط این وضعیت می باشد که چون زنان به دلیل اینکه همیشه مظلوم به نظر می آیند هیچ اهمیتی به آبروداری در خانواده نمی کنند ولی مردان حاضرند کتک بخورد ولی برای حفظ آبرو دم نزنند.
متاسفم که برخی از زنان (تا حدود زیادی) جنبه به اصطلاح استقلال مالی را ندارند
آمار خشونت زنان علیه مردان بسیار بیش از این ارقام هست. مردان بخاطر خویشن داری- حفظ آبرو و نگاه احساسی به این مسئله از عنوان کردن یا پیگیری این اقدام زنان خودداری میکنند.
من مدام میگم این زن ها نرن باشگاه رزمی، به همین خاطره.
مردی که از زنش کتک بخوره همون بهتر که کتک بخوره.
من خانومم یه بار دست بلند کرد چنان خوابوندم تو گوشش که تا دو ساعت داشت زار میزد.
اگه زن یه آتو از مرد نداشته باشه هیچ کاری نمی تونه بکنه.
به راحتی میشه کنترلش کرد.یه مردباید همیشه یکی از خواسته های اصلی زن رو دستش داشته باشه....حالا ممکنه این قضیه مالی باشه یا عاطفی یا روابط قوی.اگه یکی رو نداشته باشه کلاهش پس معرکه است.
این بخشی از فرآیند زندگی بشر امروزی است از جامعه مرد سالار ی تا فرزند سالاری دهه اخیر رسیدیم و در حال ورود به جامعه مردآزاری هستیم
كتك خوبه دادش من، الان اكثر زنان شوهر دار واسه خودشون يه دوس پسر دارن و خيانت و از اين حرفاااا ديگه بينشون مد شده بخدا تو اروپا هم از اين خبرا نيس
مردی که از زنش کتک بخوره مرد نیست، زنی است در قالب مرد. زنی هم که دست بر روی شوهرش بلند کنه زن نیست، بلکه مردی است در قالب زن. البته کسی از حرف من برداشت نکنه که مدافع تضییع حقوق زن یا مرد هستم.
با قسمت اول حرفت موافق نیستم چون بالقوه قدرت مرد از زن بیشتره. ولی موافقم با اینکه زنی که دست بزن داشته باشه و پرخاشگر باشه مردی است در لباس زن و از ظرافتها و لطافتهای زنانه هیچ بویی نبرده است و به درد ازدواج نمیخوره
همش به خاطر کسب شغل و وضعیت مالیه زنه. ای کاش این مهریه نبود تا می فهمیدن یه من ماست چقد کره میده
تقصیر خودمونه. وقتی میریم ازدواج کنیم عشق چشممون رو کور میکنه و امضا میکنیم ولی بعدش رو نمیخونیم که همین خانم معشوق، تقی به توقی بخوره همه بی حرمتی ها رو بهمون میکنه بعدشم میره مهریه رو میذاره اجرا.
خواهشا لطفا مهریه در حد چهارده سکه بیشتر ندید. چون مهریه باید در حد وسع و توانمون باشه.
این وسط ما دهه شصتی ها بیچاره شدیم
کاش مهریه نبود و به جاش حق طلاق بود.
فمنیسم که می گن بده واسه اسن جیزاس دیگه. خاک بر سر مردی که از زن جماعت کتک بخوره.
متاسفانه دادگاهها از این قضیه به نفع خانمها استفاده میکنن.
در حکم به الزام به تمکین هیچ ضمانت اجرایی وجود نداره در صورتی در حکم برای پرداخت مهریه به زندان هم می افتی.
یعنی زنت اگه پاشد رفت خونه باباش هیچکس نمیتونه مجبورش کنه برگرده ولی اگه در همون حال مهریش رو گذاشت اجرا یا میری آب خنک میخوری یا باید مهریش رو تیکه تیکه کار کنی جون بکنی بدی .
اینادیگه مرد نیستندکه...
دوست عزیز منم امثال این مردارو دیدم. فکر نکن زورش نمیرسه اون زنو بزنه! اگه تو خیابون درگیر شه 10 مرد مثل تو رو حریفه ولی یه چیزایی باعث میشه که در مقابل خشونت زن کوتاه بیاد. برعکس نظر خیلیا تو این دسته از مردا، مرد خیلی زیاده! هیچوقت یه کتابو از رو جلدش قضاوت نکن!!!
مگه داریم؟
مگه میشه؟
حساس نشو حساس نشو
بله داریم.
نمونش خود بنده هستم. خانمم تو خونه پدریش منو مورد ضرب و شتم قرار داده. بعد که کار بیخ پیدا کرد زده زیر همه چی و جلو همه هی میگه باورتون میشه من زده باشم!!؟؟؟
منم یه بار بهش گفتم یعنی این کارت اینقدر غیرقابل باوره؟؟؟ پس ببین چه شخصیتی داری
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.