فرمانده گردان «لوطی ها» در تیپ 10 سیدالشهدا (ع) چه کسی بود؟
حاج کاظم ادامه داد: مرتضی تا انتهای صحبتهایم آرام بود و به سخنانم گوش می داد. وقتی حرفهایم تمام شد جلوتر آمد و گفت: «داداش! بسیجی از مسجد آوردن هنر نیست، اگر از کوچه و خیابان بسیجی را به جبهه آوردی هنر است. اگر از من ناراضی هستید حکمم را تحویل میدهم».

از سمت راست: شهید مرتضی زارع - مشهدی - ردیف پایین: شهید اسدالهی
در ادامه «اکبر باقری دولابی»، رئیس ستاد کنگره شهدای لشکر 10 حضرت سیدالشهدا(ع)، دوست و همرزم شهید دلاوریهای او را در جبهههای جنگ حق علیه باطل را شرح میدهد:
از کودکی با مرتضی دوست بودم و با هم بزرگ شدیم. او فدایی، چریک، رزمنده و خلاصه همه چی تمام تربیت شده بود. فعالیتهای انقلابی اش را با توزیع اعلامیه و رسالههای امام (ره) در شهرستانها آغاز کرد. او توسط ساواک شناسایی و دستگیر شد، ولی پس از آزادی فعالیت خود را مصممتر ادامه داد. در راهپیماییها و تظاهرات علیه رژیم نیز حضور فعال داشت.
شهید زارع در کمیته استقبال برای حفاظت از جان امام (ره) شرکت کرد. با تشکیل کمیتههای انقلاب اسلامی برای حفظ امنیت شهر و پاسداری از انقلاب نوپای مردم ایران به عضویت کمیته درآمد.
در سال 58 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در میآمد و بهسرعت برای مقابله با ضد انقلاب، همراه گردان 2 سپاه به پاوه اعزام شد. در مدت حضورش در استان کردستان، در شهرهای نقده، سنندج، باینگان میجنگد.
پس از شروع جنگ تحمیلی، مرتضی راهی جبهههای جنگ جنوب شد. مدتی در محور عملیاتی سوسنگرد و پس از آن در جبهههای آبادان در جهاد علیه مزدوران عراقی شرکت کرد. او هنگام درگیری با نیروهای عراقی در میدان هفت تیر آبادان مجروح شد و پس از مداوا به همراه گردان 2 سپاه به سر پل ذهاب رفت.
حضور پررنگ شهید زارع در لبنان
مرتضی زارع در عملیات فتح المبین و بیت المقدس با مسئولیت فرمانده گردان بلال رشادتهای بزرگی از خود نشان داد.
پس از عملیات بیت المقدس، به همراه شهیدان محمد ابراهیم همت، علیرضا موحددانش، حاج کاظم نجفی رستگار و جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان عازم لبنان شد. در آنجا مسئول آموزش نیروهای لبنانی بود. پس از بازگشت از لبنان مسئولیت اطلاعات و عملیات لشکر 27 محمدرسول الله(ص) را بر عهده گرفت.
فرماندهی گردان حضرت قاسم (ع) پس از تشکیل تیپ 10 سیدالشهدا(ع)
با تشکیل تیپ 10 سیدالشهدا (ع) به فرماندهی شهید علی موحددانش به این تیپ آمده و به سمت فرمانده گردان حضرت قاسم (ع) انتخاب شد. این گردان از نخستین گردانهای تشکیل دهنده در این تیپ بود و عملیاتهای مهمی همچون عملیات والفجر مقدماتی، والفجر1 و 2 شرکت کرد.
گردان لوطیها به فرماندهی شهید زارع
گردان مرتضی زارع به گردان لوطیها معروف بود. هر یک از فرماندهان گردانها که به دلایلی نیروهایشان را رد میکردند، آنها به این گردان می فرستادند. علیرغم شیطنتهای رزمندگان این گردان، یکی از بهترین گردانهای خط شکن بودند.
این گروه در صبحگاه و آموزشی شرکت نکرده و نامنظم بود. شهید حاج کاظم نجفی رستگار قبل از آغاز عملیات والفجر یک، درباره اعتراض دیگر فرماندهان از گردان حضرت قاسم (ع) برایم تعریف کرد: یک روز در اتاق فرماندهی نشسته بودم که چند تن از فرماندهان سراغم آمدند و شکایت گردان مرتضی را میکردند که چرا در صبحگاه نیامده و نیروهایش لوطی بازی درمیآورند.
حاج کاظم گفت: از شنیدن این سخنان ناراحت شدم و مرتضی را خواستم که برای توضیح بیاید. او لباس رزم مرتب و پوتین به پا نمیکرد، لباسش را روی شلوار می انداخت و با یک کتانی گردانش را فرماندهی میکرد. یک ربع بعد با همان نوع پوشش به اتاق فرماندهی آمد و گفت: «سلام علیکم حاج آقا». با دلخوری و صدای بلند شروع به اعتراض کردم و گفتم «این چه وضع گردان است همه از گردان شما ناراضیند و شکایت دارند...».
حاج کاظم ادامه داد: مرتضی تا انتهای صحبتهایم آرام بود و به سخنانم گوش می داد. وقتی حرفهایم تمام شد جلوتر آمد و گفت: «داداش! بسیجی از مسجد آوردن هنر نیست اگر از کوچه و خیابان بسیجی را به جبهه آوردی هنر است. اگر از من ناراضی هستید حکمم را تحویل میدهم».
حاج کاظم گفت: با حرف مرتضی گویی از خواب غفلت بیدار شدم و کمی آرام گرفتم.
یکی از اسطورههای تیپ 10 سیدالشهدا(ع) بود
برخی از فرماندهان و رزمندگان در دوران دفاع مقدس اسطوره بودند آنان علاوه بر حماسههایی که آفریدند، فرماندههان و نیروهایی خوبی را تربیت کردند که بعدها فرمانده گردان و یا لشکر شدند. شهید مرتضی زارع یکی از اسطوره های تیپ 10 سیدالشهدا(ع) بود.
شهیدان عباس قهرودی، مرتضی حمزه، جانباز اسماعیل معروفی، داود حیدری و بهرام نوری چند تن از نیروهای شهید زارع بودند.
مبتکر تشکیل دهنده گردان شهادت
زارع به شهید همت پیشنهاد داد که قبل از شروع عملیات و حرکت نیروها به سمت خط، عدهای سلاحهای سنگین و نیمه سنگین را در آنجا مستقر کنند. با این پیشنهاد موافقت شد و نخستین گروهان این گردان را شهید زارع به نام گروهان ویژه و به فرماندهی رضا حاج موسی تشکیل داد. بعدها نام این گروه به گردان شهادت تغییر یافت.
رانندهاش را از دام اعتیاد خارج کرد
روزی در میان نیروهای مرتضی جوانی چهارشانه، قد بلند ـ که احساس کردم اعتیاد دارد ـ نظرم را جلب کرد. با پرس و جو متوجه شدم مرتضی او را به گردان آورده است. به سمت او رفتم و پرسیدیم: «این رزمنده جدیده؟» مرتضی گفت: «بله.» با تعجب پرسیدم: «اعتیاد داره؟» در جوابم گفت: «اعتیاد داره قول داده ترک کنه. فکر کردم که مواد نداره و از روی ناچاری میخواد ترک کنه و بهش اجازه دادم اگر میخواهد برگردد ولی تصمیمش جدیه و میخواد پاک بشه».
در دو کوهه اتاق کوچکی بود که مرتضی آن را در اختیارش گذاشته بود تا ترک کند. به شهردار در جبهه، انصار الحسین میگفتند، مرتضی به آنها سپرده بود در زمانی که حضور ندارد مایحتاجش را تأمین کنند.
مرتضی بعدها برایم تعریف کرد: یک ماه و نیم برای شناسایی رفته بودم وقتی به پادگان برگشتم با سرعت خود را به من رساند و گفت: «آقا مرتضی پاک پاکم!». از آن پس راننده مرتضی شد.
با خود تصور می کردم بعد از شهادت مرتضی، او به اوضاع قبلش بازمی گردد، ولی این اتفاق نیفتاد. او تا 40 روز بعد از شهادت مرتضی به خانهشان میرفت و به مادر مرتضی میگفت: «هر کمکی لازم دارید به من بگویید.» سرانجام شش ماه بعد از مرتضی، او هم در شلمچه شهید شد.

عطرآگین کردن پیکر مطهر شهید مرتضی زارع توسط شهید سعید اکبری
شهادت چند قهرمان دفاع مقدس در والفجر 2
گردان مرتضی خط شکن و همیشه آماده بود. قبل از آغاز عملیات والفجر 4 حاج کاظم از مرتضی خواست تا نیروهایش را در اختیار حاج همت قرار دهد. مرتضی درخواست حاج کاظم را پذیرفت.
به فاصله چندماه عملیات والفجر 2 نیز آغاز میشود. زارع به حاج کاظم اعلام کرد به دلیل آمادگی نداشتن نیروهایش و برای حفظ جانشان با گردان حضرت قاسم (ع) به عنوان گردان پشتیبان (احتیاط) عمل خواهد کرد. شهید رستگار برای مرتضی احترام خاصی قائل بود، همچنین اعتماد زیادی به او داشت به همین سبب پیشنهاد شهید زارع را قبول کرد.
نحوه فرماندهی مرتضی به این صورت بود که اعتقاد داشت نخست باید پایم بر روی زمین عملیات برسد، شرایط را بسنجم سپس نیروهایم وارد عمل شوند.
عملیات والفجر2 در منطقه پیرانشهر و برای آزادسازی شهر پیرانشهر از زیر آتش توپخانه دشمن و نیز آزادسازی ارتفاعات منطقه مخصوصا ارتفاع ۲۵۱۹ طرح ریزی وانجام شد. عملیات در ابتدا توسط لشکرهای دیگر آغاز و پس از مدتی، عملیات به دو گردان زهیر به فرماندهی شهید بهمن محمدی نیا (والفجر 2 نخستین تجربه فرماندهی گردان شهید محمدینیا) و قمربنی هاشم (ع) به فرماندهی شهید محمد قزانی از لشکر 10 سیدالشهدا سپرده شد.
در مرحله دوم عملیات دشمن با نفوذ در تپه سرخه موفق به قطع ارتباط نیروهای عمل کننده با عقب شد. تعدادی از نیروها در خط مقدم و در بالای ارتفاع ۲۵۱۹ گیر افتاده بودند همچنین دامنه ارتفاع در دید و تیررس تیر مستقیم سلاحهای سبک دشمن بود.
علی موحددانش با گردان قمربنی هاشم (ع) در ارتفاع 2519 بود. با مشاهده این شرایط با حاج کاظم تماس گرفت و پس از توضیح شرایط گفت: «به مرتضی بگویید برای کمک بیاید».

آخرین تصویر از شهید مرتضی زارع - قبل از حضور در عملیات والفجر 2
از سمت راست: شهید حاج کاظم نجفی رستگار - شهید مرتضی زارع - اسماعیل کوثری
مسئولیت پاکسازی وعقب راندن دشمن را به شهید مرتضی زارع سپردند. حاج کاظم، مرتضی را در قرارگاه از روی نقشه توجیه میکند. در آن جلسه توجیه، شهید بهمن محمدینیا، شهید حاج کاظم نجفیرستگار، شهید مرتضی زارع و محمد کوثری حضور داشتند.
شهید بهمن محمدینیا بعد از اتمام عملیات تعریف کرد: حاج کاظم بر روی نقشه، محل تپه سرخه را نشان داد و گفت علیرضا موحددانش همراه نیروهایش بالای تپه 2519 هستند باید این تپه پاکسازی شود تا نیروها با هم الحاق شوند.
یک گروهان از گردان قمر بنی هاشم (ع) مانده بود. عباس قمی مسئول گروهان، محمد قزانی فرمانده گردان شهید و یک فرمانده گروهان نیز مجروح شده بودند. تنها کیا مظفری مسئول گروهان زنده بود.
قرار بر این بود که مرتضی زارع به همراه کیا مظفری و نیروهای باقی مانده گروهان از سمت راست تپه و بهمن محمدی نیا از سمت چپ تپه عملیات را آغاز و در بالای تپه سرخه به یکدیگر الحاق شوند.
در حین عملیات تک تیراندازی قلب مرتضی را نشانه میرود. تیر در زیر قلب مرتضی اصابت می کند. بیسیمچی و کیا مظفری به سمت او میآیند ولی با اصرار مرتضی آنها عملیات را ادامه می دهند.

شهید بهمن محمدی نیا برایم تعریف کرد: پس از فتح تپه سراغ مرتضی را گرفتم. زمانی که خبر مجروحیتش را شنیدم با سرعت خود را به او رساندم ولی او شهید شده بود. مرتضی زارع در 13 مرداد 1362 به فاصله چند ساعت از علیرضا موحددانش شهید شد.
در عملیات والفجر 2، علی اصغر بابایی فرمانده پدافند هوایی، بهمن محمدی نیا فرمانده گردان زهیر و محمد قزانی فرمانده گردان حضرت قمر بنی هاشم (ع) نیز به شهادت رسیدند.
منبع: دفاع پرس
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
یادشهدای گروهان دوم گردان کمیل لشکر33المهدی عج درکربلای8شلمچه گرامی باد.برادرشهیدم حمیدرضاجمالی فرد.گرامی باد.شهداشرمنده ام.جانم فدای رهبر.بازمانده ی قافله شهدا.
خدا ما را هم به خیل عظیم شهدا برسونه
شهدا شرمنده ایم .دیگر هیچ نپرسید که چر.
خدایا روح تمام شهدا را با شهدای کربلا محشور فرما و به ما شعوری عطا گن که بتوانیم عظمت انها را درک کنیم
روحشان شاد و يادشان تا ابد گرامي ،
با سلام خداوند همه شهدا را برسر سفره آقا سيدالشهدا قراربدهد . براداران اين روش اشاعه خاطرات رزمندگان بسيار عالي و خواهش ميکنم مسئولين سايت مثل هميشه در ثبت خاطرات مساعدت بيشتري داشته باشند .
روحشون شاد، همیشه در خاطره مردم ایران زمین مثل تمام رشید مردان ایرانی خواهند ماند. ایرانیان زیادی برای خاک و میهنشان سر از پا نمی شناسند، خداوند توفیقشان دهد.
این مخالفان با چی مخالفند دقیقا؟؟؟؟؟؟؟ وجدان هم خوب چیزیه
جالب بود
دوست دارم بیشتر از عملیات و اعضای و شهدای این گردان لوتی ها بدونم
به نظرم اگر من در زمان جنگ و جبهه بودم آرزو داشتم تو این گردان بودم
با سلام. بنده اهل افغانستانم اما با تمام وجود تحت تأثیر صداقت و اخلاص شهدای بزرگی چون زارع، زین الدین و همت ...هستم. با خواندن این نوشته شدیدا دلم برای شهدا تنگ شد. روحشان شاد. خداوند دل همه را مانند آن عزیزان دریایی کند و به همه سعه صدر دهد که در دعوت به خوبی ها برتر از رنگ و پوست و نژاد بیاندیشد.
.......شهیدان بی نظیر و رزمندگان دوران جنگ کم نظیر بودند. روح شهدا شاد و راه رزمندگان پر رهرو باد. انشاءالله
شهیدان پرچمداران اخلاص وعرفان وایثارندآبا من وشما ودیگران وبازماندگان جبه ها میراث دارن خوبی بودیم.شهیدی میشناسم قبل که بااصابت بمب درجبه اهواز چزغاله شد ونشسته دفنش کردیم اما قبل از شهادتش وصیت کرده بود بعدازشهادتم هیچ امتیازی برای خانوادم قایل نشوید.همه شهدا دانسته وهوشمندانه عازم جبهه ها شدند وقبل ازشهادت میدانستند شهید میشوند.پدرم سه مرتبه با ماخداحافظی کرد وسه مرتبه دست روی سرم کشیدومن سوم ابتدایی بودم.وچندروزبعدش شهید شد.اینه که میگم هدفمند راهی جبهه شدنداما الان میینم بعضی از...هدفمند هزاران میلیارد چپاول میکنن یادشهداگرامی وننگ براختلاسگران گران
روحشان شاد مردانه جنگیدید و این افتخار نسیبتان گشت که با افتخار به دیدار خدا رفتید بدون هیچ شک و تردید...راهتان جاویدان.
از اينكه تو اين لشگر افتخار خدمت و حراست از ميهنم رو داشتم خوشحالم
هيچ وقت لحظه هاي قشنگ دوكوهه رو فراموش نميكنم
لذت اون روزا تكرار نشدنيه
بهشت جایگاه جوانمردان است
من خودم در تیپ قدس گیلان(لشکر قدس فعلی )مدتی کوتاه حضور داشتم
دو برادر بودن که فرمانده دسته یک گروهان بودند من نیروی یکی از از فرمانده ها بودم که متاسفانه روحیه ای جالبی نداشت و آخر اخراجی شدم
واما اون برادر دیگر آنقدر خاکی بود که شوخی هایی که با او می کردند بعضی موقع واقعا سخت بود ولی برخلاف برادرش بسیار خوش برخورد و با گذشت بود، بچه ها این دسته من را به او معرفی کردند ...و لذتی در آن دوران در این لوطی گری بود الان هر وقت به یاد حدیث بالا می افتم مرا به یاد آن روزها می برد
یادش بخیر
از تابناک تقاضا میشه حداقل مختصری از رندگی فرمانده هان لشکر10 و رشادت های انها به صورت سلسه وار بنویسد تا فضای نوشتاری تابناک همواره عطراگین گردد .
باتشکر فروان
یادتون بخیر مردان مرد، باغیرتان غیور و مخلصان راه خدا
خدا مارا در روز قیامت با این شهدا محشور فرماید.آمین
این نظررابایدآنانی بدهند که درآن زمان درفکرنجات خودبودنداماحالا...
خوشابحال شهیدان که عاشقانه رفتندوکوله باری ازغم واندوه برای ماباقی ماندآیادراین زمان کسی هست که چشم بیناداشته باشدبه نظرمن نام مبارک شهیدان رابا شعارهای توخالی امروزآغشته نکنیدکه فردای قیامت گریبانگیرتان خواهدشد
تمام قشرهای مردم به جبهه رفتند تا پیروزی بدست آمد / جنگ را برای خودتان مصادره نکنید...
من موندم اونهایی که منفی دادند . چه جوری فکر می کنند
يادي هم ازبچه هاي گردان حضرت رسول (ص) تيپ الغدير يزد بكنيم بخصوص تو عمليات بيت المقدس 4 مرحله دوم منطقه دربندي خان عراق شاخ شميران دلاوراني بودنند.يادشان گرامي .
بیائید هر روز یک فاتحه نثار روح تمامی شهدا کنیم.
لوتی درست است نه لوطی!
عندَ ربهم يرزقون
دوران خوشی بود عزت داشتیم آن مردان سفر کرده همه خالص و بی ریا بودن
ای کاش بچه های امروزی ما توی مرام و خصلت و جوانمردی و از خود گذشتگی و پاکی و خلاصه بگذار دلم را خالی کنم ای کاش بچه های امروز ما یه جو غیرت بچه های دیروز را داشتند. وقتی تو خیابان میبینمشون با این ظاهر نچسب ، دلم میگیرد.
انشا... نفراتی که امروز سر کار هستند حرمت شهدا را نگاه دارند.
درود بر بزرگ مردان بی ادعا.درود بر شرفتان.همیشه ایران مدیون خون پاک شما عزیزان خواهد بود.روحتان قرین رحمت.
بنام خدا
بیائیم مقداری از شعار و تعریف و تمجید در سمینار سخنرانیها و ..... کم کنیم و به این شعور برسیم این جوانان زیبا رشید . مومن . ...... انهایی که نزد معبودشان به سعادت ابدی رسیدند . در اوج عزت به هدف الهی . اجتماعی خود رسیدند . بسیاری دیگر از همان جوانان دیروز حالیه در میان سالی با انواع و اقسام بیماری درد و الام و زجر میسازند و شکایت فقط نزد خدا می برند بیائید برای احترام به خودمان بفهمیم که امروز تمام عزت سربلندی و امنیت را از قبل درد اینها باذن الله برایمان حاصل شده وگرنه ما نیز کشوری بودیم در بهترین حالت همچون عراق . سوریه . لبنان و ..... یقیننا عدم مدیریت و توهم بسیاری از دولتمردان اگر نبود امروز باید اقای جهان بودیم چه جوانان این نسل نیز اگر در مسیر صحیح خود قرار گیرند یقننا خلف صالح همان بزرگان هستند . فقط این کلام امام را فراموش نکنینم بسیج لشکر مخلص خداست
من خیلی صفا میکنم با خاطرات شهدا ای کاشک ما هم با شهادت پیش خدا برویم/خاطرات شهدا رو که میخونم خودمو گویی دوباره تو چبهه میبینم بی اختیار اشک میریزم و رشک میبرم به انها وحسرت روزهای همدلی ایثار و گذشت و مهربانی می افتم حیف که از این کنجینه پربهای ایثار و شهادت غافل شدیم/کجاییدای سبکبالان عاشق..................
خداوندا به حق شهدا مارو را عاقبت بخیر بگردان
درود بر غیرت و شرفتان.
شما کسانی بودید که خیلی سریع و مطمئن بهترین انتخاب را تشخیص دادید، شما وادار کردید تا ایرانی در هر نقطه از روی زمین و در هر زمان، چه حال وچه آینده به نام شما افتخار کند.
انهاخیلی خوب شناختند خدای خودرا و معامله کردند باو ولی افسوس مارا
به شهردار خادم الحسين گفته مى شد نه انصارالحسين
كجاي كاريد الان همرزم اينها تو لبنان وتو جنگ ايران بوده حسين سيري برادر شهيد محمد سيري تو بيمارستان هفت تير شهرري بستري شده تصادف كرده با ريه شيميايي موج انفجار گرفته يه بار بهش سر نزدن تو غربت بي معرفتي دنيا مونده يا علي مددي
الله رحمت ایله سین
خیلی دلم گرفت واشک ریختم.امیدوارم ماهم بتونیم کار زینبی کنیم.یعنی امانتشون رو سالم دست صاحب این انقلاب برسونیم. اونا که حسینی رفتن.
یاد و خاطره همه شهدای عزیز گرامی باد هر چه داریم از امنیت و... صدقه سر فرزندان شهداست.
یاد سخنان شهید آوینی افتادم که میگفت رزمنده هایی که از قافله همرزماشون جا موندن به سه دسته تقسیم میشن و.....
السلام علیک یا انصار الله
پاكان شهيد شدند ، اكثرا ، فرصت طلبان ماندند و طلبكار شدند
سلام باید امروزیها کمی هم بیاد انها باشند
من فقط از این شهدا خجالت می کشم
ببخشید بی ادبانه میگم. خاک عالم بر سر خیلی از ماها
تو دانشگاه آزاد یکی از شهرهای استان مرکزی یک فرمانده بسیج به اسم ع.ا.ع. و یک فرمانده حوزه به اسم ح.ی. داشتیم که همین اخلاق را داشتند. خدا خیرشان بدهد خیلی از بچه هایی که حتی فکرشان را نمی شد کرد تو بسیج جمع کردند. هرکجا هستند موفق باشند.
روح شان شاد و يادشان گرامي باد.... صلوات
نفر اول سمت راست به نظرم شهيد حاج محمد رمضان اسن
روح شان شاد و يادشان گرامي باد.... صلوات
روحشان شاد
خدا فرمود:
شهدا نزد من روزي ميخورنند....
واقعا لياقتشو دارن . روحتون با امام حسين محشور بشه انشاا...
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.