حرفهای محمود دولتآبادی که انتقاد مخالفانش را برانگیخت؛
روشنفکر نیستم و میگویم هم «ظریف» میخواهیم و هم «قاسم سلیمانی»
«خُشکم زد وقتی گفت «آخر من روشنفکر نیستم؛ اهل فکرم»! این را محمود دولتآباد گفت؛ بزرگترین ـ و دست کم ـ مشهورترین نویسنده روشنفکر(؟) زندهی ایران امروز در برابر پرسش من که حرفهایش را در گفتوگو به عیار سنت روشنفکری (چپ/ایرانی) شگفتانگیز خواندم».
شماره جدید ماهنامه مهرنامه به سردبیری محمد قوچانی، گفتوگویی با محمود دولتآبادی در دل خود دارد که به تیتر یک جلد این ماهنامه هم بدل شده است. تصویری از محمود دولتآبادی روی جلد با بخشی از حرفهای او که در آن گفته: «هم ظریف میخواهیم و هم قاسم سلیمانی»! اظهار نظری صریح و شفاف که او در مصاحبه خود هم خواسته با همین شفافیت آن را چاپ کنند که یعنی ابایی از گفتن این حرف ندارم و در برابر انتقادهای مخالفان هم میایستم.
به گزارش «تابناک»، دستاندرکاران ماهنامه مهرنامه برای بخشی از پرونده «بیهقی» به سراغ محمود دولتآبادی رفتند و با او از بیهقی و فردوسی، فروغی و تقی آرانی، مصدق و قوام حرف زدند تا سرانجام صحبت به اینجا کشیده شد که دولتآبادی به صراحت اعلام کرد که هم به محمد جواد ظریف و سبک و سیاقش در سیاستورزی اعتقاد و دارد و هم به قاسم سلیمانی! گفتهای که بنا به گفته محمد قوچانی اگر
تأکید دولتآبادی مبنی بر «به همین روشنی هم این حرف را چاپ کنید» نبود خودش هم در چاپ آن تردید داشت. گفتهای که موج هجمهها و حملهها را برای او پس از انتشار و روی گیشه آمدن این نشریه به همراه داشت.
او در بخشی از این گفتوگو در پاسخ به پرسش «همین الان در جامعهی ما کسی مثل محمدجواد ظریف میرود و با مذاکره مساله را حل میکند ولی جامعهی ایران بیشتر نگاهِ حماسی را دوست دارد. مثلا فرمانده سپاه قدس؛ قاسم سلیمانی را بیشتر میستاید شاید و این دوگانه نگاه کردن را بیشتر روشنفکران ماه ترویج میکنند» میگوید:
تأکید دولتآبادی مبنی بر «به همین روشنی هم این حرف را چاپ کنید» نبود خودش هم در چاپ آن تردید داشت. گفتهای که موج هجمهها و حملهها را برای او پس از انتشار و روی گیشه آمدن این نشریه به همراه داشت. او در بخشی از این گفتوگو در پاسخ به پرسش «همین الان در جامعهی ما کسی مثل محمدجواد ظریف میرود و با مذاکره مساله را حل میکند ولی جامعهی ایران بیشتر نگاهِ حماسی را دوست دارد. مثلا فرمانده سپاه قدس؛ قاسم سلیمانی را بیشتر میستاید شاید و این دوگانه نگاه کردن را بیشتر روشنفکران ماه ترویج میکنند» میگوید:
«متأسفانه این طور است. اتفاقا من هم قاسم سلیمانی و امثال او را میپسندم در جای خود و همین طور آقای ظریف و امثال او را. به همین روشنی هم این حرف را چاپ کنید. او و امثال او باید سر جای خودشان بایستند و نگذارند مردمکُشان وارد کشور ایران شوند و این دیگران هم سر جای خودشان و از طُرُق دیگر بگویند و بکوشند که این مردم کُشان را باید جمع کرد! باز هم سعدی گفت «جهان مانند خط و خال است و ابرو/که هر چیزی به جای خویش نیکوست».
اما فراز شگفتآورتر این گفتوگو جایی است که محمود دولتآبادی اعلام میکند روشنفکر نیست. جایی قوچانی بعد از شنیدن حرفهای او در خصوص ظریف و سلیمانی میگوید: «بعید میدانم در میان روشنفکران ما کسی با چنین صراحتی این موضع را داشته باشد» و دولتآبادی پاسخ میدهد: «من اهل فکر هستم ولی روشنفکر نیستم». پاسخی که چنان قوچانی را متعجب میکند تا در یادداشتی تحت عنوان «شورش نویسندگی بر روشنفکری» روایتی از همین گفتوگوی خود با دولتآبادی را در ابتدای پرونده «بیهقی» منتشر کند.
قوچانی در یادداشت خود مینویسد: «خُشکم زد وقتی گفت: «آخر من روشنفکر نیستم؛ اهل فکرم»! این را محمود دولتآباد گفت؛ بزرگترین ـ و دست کم ـ مشهورترین نویسنده روشنفکر(؟) زندهی ایران امروز در برابر پرسش من که حرفهایش را در گفتوگو به عیار سنت روشنفکری(چپ/ایرانی) شگفتانگیز خواندم».
قوچانی در یادداشت خود مینویسد: «خُشکم زد وقتی گفت: «آخر من روشنفکر نیستم؛ اهل فکرم»! این را محمود دولتآباد گفت؛ بزرگترین ـ و دست کم ـ مشهورترین نویسنده روشنفکر(؟) زندهی ایران امروز در برابر پرسش من که حرفهایش را در گفتوگو به عیار سنت روشنفکری(چپ/ایرانی) شگفتانگیز خواندم».

همانطور که قوچانی در یادداشت خود ـ پیش از انتشار این شماره مهرنامه ـ پیشبینی کرده بود، حرفهای محمود دولتآبادی حملههای فراوانی برای او به همراه داشت. بسیاری او را به خاطر چنین اظهار نظر صریحی نواختند؛ اما بیشک وقتی خود او با چنان صراحتی این کلمات را به زبان آورده، از عواقب آن هم آگاه بوده و چندان این سخنان خاطرش را نیازرده است. محمود دولتآبادی، با توجه به منش و رفتاری که از خود به جای گذاشته، متفاوت بودن خود را از جریانی که او را بدان میخوانند، نشان داده است. در روزهایی که بسیاری از همنسلان او کنشگری سیاسی را برنمیتابیدند، او در انتخابات 88 ،84 و 92 از لزوم شرکت در انتخابات سخن گفت و به حمایت از کاندیداهای خود برخاست. وقتی بعد از روی کار آمدن حسن روحانی و با توجه به صادر نشدن مجوز انتشار «کلنل»، بسیاری از دوستان به او طعنه زدند که از این همراهی چیزی نصیبش نشده و کتابش اجازه چاپ نگرفته، همچنان از رأی خود به حسن روحانی دفاع کرد و گفت، از رأی دادن به او پشیمان نیست. همین مسأله هم موجب میشود، وقتی رمان تحسینشدهاش به چند زبان زنده دنیا ترجمه شده، اما هنوز اجازه انتشار در ایران را ندارد به صراحت از از ضرورت دوگانه «ظریف ـ سلیمانی» سخن بگوید.
حرفها دولتآبادی کاملا آگاهانه است و او با آگاهی از همه شرایط و ضوابط موجود در کشور چنین سخن میگوید، نه برای خوشامد طیف یا گروهی! برای همین هم هست که در بخش دیگری از این مصاحبه در پاسخ به اینکه «البته شما بحث قاسم سلیمانی را کردید و ما به یاد داریم که شما پیش از این هم از تصویرِ مرسومی که ادبیات و هنر ما نسبت به نظامیگری وجود داشت، خوشتان نمیآمده. در تجربه به ما گفتید تحقیر نظامیها را در ادبیات و سینما درست و جالب نمیدانید».
میگوید: واقعا غلط است چنان نظرگاهی. این مجموعه هستند که مملکت را حفظ کردهاند، در سالهای طولانی. در آستانه و شروع انقلاب توجه داشتهاید چطور و با چه نیرنگهایی نیروی نظامی ما را تهی کردند پیش از یورش عراق به این کشور؟ بله، پس دردمندانهترین اثری که من نوشتهام، «زوال کلنل» بوده و کلنل مظهرِ قربانی شدن کارکتر نظامی در ادبیات و فرهنگ کشور ماست. در روز جهانی صلح نیز صحبت کردم و گفتم: «سرداران و سربازانِ ما نگذارند این خنازیر به مرزهای کشور ما واگیر شود»؛ بنابراین، هر انسانی با هر ظرفیتی برای کشور خودش لازم است و این دیدی خارج از تعصب است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
درود بر این مرد نازنین
روشنفکر کسی است که آب دهن در پیاده رو نمی اندازد و از آب خوری پارک به اندازه می نوشد و اهل اصراف نیست پس ابر مرد دولت آبادی اند روشنفکری است و شکسته نفسی می فرمایند.
نویسنده ی بزرگی! که بیت مشهور محمود شبستری رو به سعدی نسبت داده.نه تنها روشنفکر نیست بلکه اهل فکر! هم نیست.
امیدوارم نظرم رو نشان دهید.
ممنون تابناک جون، بعد از خواندن این مطلب، آدم حس می کند که پس از سالها، محمود دولت آبادی عزیز از کنج عزلت خارج شده است.
استاد پاينده باشى باميد چاپ اثارت
درد وبلات بخوره توسر روشنفکر نما هایی که یادشون رفته اگه الان میتون حرفی بزنن وقیافه ای بکیرن بابت فداکاری همان به قول انها مسخ شدکان
اگر در مدت عمرت يك حرف درست و بجا زدي همينه آقاي دولت آبادي! كه كشور هم به نيروي ارتشي نياز دارد و هم به نيروي كشورداري.
البته ایشان بعنوان یک فرد صاحب فکر حرف جهت داری نزدن که به اصطلاح گربه شاخش نزند که اینقدر در بوق کرناشده درواقع هوای دوجناح را داشته وبقول معلم عزیز دکتر علی شریعتی حرکتی خاکشیر نباتی انجام داده اند ودل دو جناح را بدست اورده اند مهم تراز اینها انتخاب ازاد این نوع افراد است در صورت بودن انتخاب ازاد یعنی خارج از دو جناح انحصار گر هر ایرانی میتواند یک قاسم سلیمانی ویا ظریف و حتی بهتر باشد
حالا انتقاد مخالفین به این حرفهای ایشان چه بوده است؟!
من که هر چی فکر می کنم نقدی به سخن ایشان نمی توانم پیدا کنم!
خوب شد در بود خودش نظراتش را چاپ کردن در غیر اینصورت تهمت دروغ می بستن
پیام اصلی کلام دولت آبادی،دخالت نکردن نیروهای نظامی در عرصه سیاست است که امروز مظهر آن سردار حاج قاسم است، این سردار بزرگ همچون چمران در لبنا ن پیش از انقلاب تنها به وظائف نظامی خود عمل می کند.این پیام دولت آبادی همان پیام امام راحل وقانون اساسی است که مورد غفلت قرار گرفته است.
دولت آبادی بخش مهمی از آبادی دولت ادبیات ایران است. سخنی هم که بر زبان رانده پر از آبادانی و دولت خواهی برای ایران و ایرانی بوده. عمر پرثمرش دراز باد.
از همه جالبتر اینکه ببینیم وجود این افراد با این وسعت اندیشه در پیشرفت جامعه ما اثر بیشتر و موثرتری دارد یا حذف انان که متاسفانه بی خردانه طی این سالها فرایند حذف این اندیشمنان پیوسته ادامه داشته است...
حرف درستی است.
ضمن تقدیر از استاد بزرگوار محمود دولت آبادی و نظر به جا و درست او، باید متذکر شد که این حرف را برای خود مثل شمشیر دو لبه است! از یک طرف کسانی که سرداران را نفی می کنند را نشانه گرفته و از طرفی تندروهایی که ظریف و حرکت دولت جدید را مورد تهاجم قرار می دهند. این حرف همان تعادل و تعامی دولت روحانی است.
ایشان بعنوان صاحب فکر واندیشه باید به صراحت حق بیان نطر ودیگاه خویش را داشته باشند ودیگران هم بموازات میتوانند مثل بقیه رجال ادبی وهنری وسیاسی وعلمی وفرهنگی واجتماعی وفنی و... منتقد ایشان باشند ولی کسی حق توهین وهجمه نه به ایشان ونه به ناشر بانات ایشان را ندارد
نويسنده فوق العاده اي است.
دوست دارم استاد دولت آبادي سيگارشان را زمين بگذارند و نمونه اي براي جوانان باشند.
منم دوست دارم شما مقداري ادب رو درباره بزرگان يادبگيري
بزرگترین رنجی که خصوص در سالیان اخیردامن کشور ما را گرفته و متاسفانه رها نمیکند این است که کمتر کسی رامی توانی پیدا کنی که متناسب با تخصص خود در جایگاه کاری اش قرار گرفته باشد . ازاین رو کار به جایی رسیده که اگر امثال سردار بزرگ ایران حاج قاسم سلیمانی و سردار ارزنده امور خارجه اقای دکتر ظریف در جایگاه خود ومطابق تخصص خود دارند به حق ایفای نقش می کنند ؛ اینگونه باید از اظهار نظر به حق آقای دولت آبادی متعجب باشیم . ای کاش به جای رسم نخبه کشی که در تاریخ ما سابقه ای طولانی را به خود اختصاص داده تلاش نماییم تا نخبگان خود را که هر یک در جایگاه خود نقش آفرین برای این مرزوبوم اند پاس بداریم و ارزش انها را بواسطه تمایلات و منافع گروهی و جناحی لگد مال نکنیم .
بايد تعريف روشنفكري را عوض كرد البته هنوز ما تعريف روشني از روشنفكري نداريم تو اين بازار امثال دولت آبادي مي شوند روشنفكر
از همه جالبتر اینکه ببینیم وجود این افراد با این وسعت اندیشه در پیشرفت جامعه ما اثر بیشتر و موثرتری دارد یا حذف انان که متاسفانه بی خردانه طی این سالها فرایند حذف این اندیشمنان پیوسته ادامه داشته است...
درود براین روشنفکر وطن پرست ...
پیرمرد پـــــر حـــــاشیه !
درود بر شرفت استاد با این سخنت که لرزه بردل دلواپسان انداختی . همیشه افتخار میکنم که همشهری استاد دولت آبادی هستم
آقا یه مملکت هم سیاستمدار میخواد هم نظامی هم شاعر و نویسنده و ..... فقط دروووووووووووووود به این ابر مرد ادبیات کهن.
واقعا حرف درستی زده.این چیزیه که در واقعیت هم داره اتفاق میفته.هم ظریف داره کار تخصصی خودش رو انجام میده و هم حاج قاسم.و مطمئنا این نظر حکومت هم هست.چیزی نیست که کسی ندونه.نمی دونه چرا اینجوری با این حرف برخورد شده.
ما سی و پنج ساله که انقلاب کردیم ؛ قبلش چه مرگشون بود که علیه ایران و ایرانی دشمنی می کردن ؟
درود بر امثال ظریف و سلیمانی که مظاهر اقتدار ما هستند.
نتیجه ی دخالت های ایشان در سرزمین های عربی متحد کردن تمام اعراب بر علیه ایران است
واقعا" نظر جالبی است .
هم سردار جنگ
هم سردار امور خارجه
جناب دولت آبادي شاید اخرین نفر از نسل طلایی ادبیات معاصر ایران هستند.افرادی باید ایشون رو نقد کنند یا به حرفهاشون اعتراض کنند که تا حدودی در حد ایشون باشند. نه هر مسئولین دزد و کاسه لیس که کم هم نداریم.
سلام با نظر شما موافقم و متاسفانه کسانی اجازه انتشار اثر ایشان را نمی دهند که از نوشتن یک نامه اداری بدون غلط و سلیس عاجزند
هر که می گوید روشنفکر است، نیست...
و هر که که روشنفکر است، خود را به روشنفکری قبول ندارد...
اكثر مردم ايران چو او مى انديشند و بهمين دليل ما قاسم سليمانى ها و ظريف ها داريم و دلواپسان وابسته عددى نيستند در مقابل اينهمه ايرانى شيعه دوستار على
زنده باد این نگاه معتدل که درشتی و نرمی را باهم می بیند و هر دو را به حق برای کشور ضروری می داند
متاسفانه نگاه یک قطبی شیوع بیشتری دارد
اما عقل و تجربه نشان داده اند که
«درشتی و نرمی به هم در به است چو فاصد که جراح و مرهم نه است»
هر كسي كه بگويد من روشنفكرم ، روشنفكر نيست.
دولت آبادي راعشق است
یک انسان وطن پرست واقعی ..
وطن پرست کلمه خوبی نیست...وطن دوست بسیارمناسبتراست...
بااحترام
به این مرد اهل فکر درود می فرستم. کاش که فرصتی برای همگانی شدن اندیشه های او فراهم شود.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.