مرگ يك جوان بر اثر بلعيدن 17 بسته شيشه
حدود ساعت 10:30 شب گذشته ميلاد زنگ خانهمان را به صدا درآورد و زماني كه به دم در مراجعه كردم، ديدم صورتش قرمز شده و مدام ميگويد گرمم است. از من خواست به او اجازه بدهم به حمام برود. من اول به خاطر آنكه همسر و فرزندانم در خانه بودند به او اجازه ندادم اما نهايتا وقتي ديدم اصرار ميكند، او را به داخل خانه راه دادم تا به حمام برود. زماني كه از حمام خارج شد، تقريبا بيحال بود. زير بغلش را گرفتم و متوجه شدم بيهوش شده است.
مرگ يك جوان بر اثر بلعيدن بستههاي شيشه موجب شد بازپرس جنايي تهران، رديابي يك باند قاچاق شيشه را آغاز كند.
به گزارش ايسنا، ساعت 24 شب گذشته (يكشنبه) ماموران كلانتري 160 خزانه از طريق گزارش مسوولان يكي از بيمارستانهاي جنوب تهران در جريان مرگ مشكوك جواني به نام ميلاد 25 ساله قرار گرفتند و بلافاصله موضوع را به قاضي حسين روشن، بازپرس كشيك قتل پايتخت اطلاع دادند.
با صدور دستورات قضايي از سوي بازپرس ويژهي قتل، تحقيق از فردي كه متوفي را به بيمارستان انتقال داده بود آغاز شد و به اين ترتيب ماموران توانستند زواياي پنهاني از اين مرگ را كشف كنند.
با انتقال اين شخص به دادسراي امور جنايي تهران، وي به بازپرس گفت: حدود ساعت 10:30 شب گذشته ميلاد زنگ خانهمان را به صدا درآورد و زماني كه به دم در مراجعه كردم، ديدم صورتش قرمز شده و مدام ميگويد گرمم است. از من خواست به او اجازه بدهم به حمام برود. من اول به خاطر آنكه همسر و فرزندانم در خانه بودند به او اجازه ندادم اما نهايتا وقتي ديدم اصرار ميكند، او را به داخل خانه راه دادم تا به حمام برود. زماني كه از حمام خارج شد، تقريبا بيحال بود. زير بغلش را گرفتم و متوجه شدم بيهوش شده است.
وي اضافه كرد: ميلاد قرار بود 17 بسته كوچك شيشه را ببلعد و آنها را به كشور تايلند ببرد. احتمال ميدهم كه بر اثر باز شدن بستههاي شيشه در شكمش مرده باشد.
در پي اظهارات اين فرد، بازپرس شعبهي سوم بازپرسي (ويژهي قتل) دادسراي امور جنايي تهران پرونده را با صدور قرار قانوني جهت تكميل تحقيقات در اختيار ماموران آگاهي قرار داد.
به گزارش ايسنا، قاضي روشن در اين زمينه گفت: با توجه به اين حادثه ميتوان احتمال داد كه يك باند قاچاق شيشه به همين طريق به انتقال مواد روانگردان به كشورهاي جنوب شرق آسيا اقدام ميكنند، لذا جهت رديابي چنين باندي دستورات قضايي لازم صادر ميشود.
انتهاي پيام
به گزارش ايسنا، ساعت 24 شب گذشته (يكشنبه) ماموران كلانتري 160 خزانه از طريق گزارش مسوولان يكي از بيمارستانهاي جنوب تهران در جريان مرگ مشكوك جواني به نام ميلاد 25 ساله قرار گرفتند و بلافاصله موضوع را به قاضي حسين روشن، بازپرس كشيك قتل پايتخت اطلاع دادند.
با صدور دستورات قضايي از سوي بازپرس ويژهي قتل، تحقيق از فردي كه متوفي را به بيمارستان انتقال داده بود آغاز شد و به اين ترتيب ماموران توانستند زواياي پنهاني از اين مرگ را كشف كنند.
با انتقال اين شخص به دادسراي امور جنايي تهران، وي به بازپرس گفت: حدود ساعت 10:30 شب گذشته ميلاد زنگ خانهمان را به صدا درآورد و زماني كه به دم در مراجعه كردم، ديدم صورتش قرمز شده و مدام ميگويد گرمم است. از من خواست به او اجازه بدهم به حمام برود. من اول به خاطر آنكه همسر و فرزندانم در خانه بودند به او اجازه ندادم اما نهايتا وقتي ديدم اصرار ميكند، او را به داخل خانه راه دادم تا به حمام برود. زماني كه از حمام خارج شد، تقريبا بيحال بود. زير بغلش را گرفتم و متوجه شدم بيهوش شده است.
وي اضافه كرد: ميلاد قرار بود 17 بسته كوچك شيشه را ببلعد و آنها را به كشور تايلند ببرد. احتمال ميدهم كه بر اثر باز شدن بستههاي شيشه در شكمش مرده باشد.
در پي اظهارات اين فرد، بازپرس شعبهي سوم بازپرسي (ويژهي قتل) دادسراي امور جنايي تهران پرونده را با صدور قرار قانوني جهت تكميل تحقيقات در اختيار ماموران آگاهي قرار داد.
به گزارش ايسنا، قاضي روشن در اين زمينه گفت: با توجه به اين حادثه ميتوان احتمال داد كه يك باند قاچاق شيشه به همين طريق به انتقال مواد روانگردان به كشورهاي جنوب شرق آسيا اقدام ميكنند، لذا جهت رديابي چنين باندي دستورات قضايي لازم صادر ميشود.
انتهاي پيام
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
روزی که احساس کردم که در استانه 60 سالگی خودم را بنوعی برای کشورم باز نشسته ای با افتخار قرار دهم هم اجر اخروی دارد و هم درامد دنیود . تصمیم گرفتم کاری انجام دهم . بهترین کار را در پیرامون شغل خودم جستجو کردم . بارها دیده و شنیده بودم که یم غده سرطانی در مرکز شهر بنام خیابان ناصر خسرو وجود دارد که اتش بازی شب های چهارشنبه سوری هر سال نام این خیابان در تیتر روزنامهها قرار میگیرد و در طول سال هم داروفروش های غیر مجاز و دلال بازی هائی از این قبیل .. با خودم فکر کردم من باید یک کاری انجام دهم . مواد مخدر صنعتی . از قبیل شیشه قرص برنج و الا اخر . . از دست من برای این معضل و رفع ان چه کاری ساخته است .مدت ها فکر کردم تات اینکه در روزنامه ای که داستان های خصوصی سازی و اصل 44 را میخواندم که ناگاه بفکر افتادم تا بروم و ملبک شرکتنخکار واقع در منطقه شیر پاستوریزه طهران را بخرم و با احداث یک مجتمع بزرگ تمامی فروشندگان مواد شیمیائی را یکجا به این منطقه اورده و با تعبیه دوربین ها و اتصال ان به مراکز نیروی انتظامی تمامی دست اندر کاران فروش مواد شیمیائی را دقیقا زیر نظر پلیس قرار دهم و اجازه ندهم افرادی که مشکوک میزنند در صنف باقی بمانند و معضلی بنام شیشه نداشته باشیم . نامه نگاری شروع شد . شورای شهر بلافاصله پاسخ مثبت داد . ساماندهی بار ها و بار ها از محل موصوف دیدن کرد . طرح مرا بهترین طرح نام گذاشت . تا جناب شهردار عزیز هم دستورات اکید داد . ولی نمیدانم چه شد که حریف اقائی بنام ... نشدم . او ریاست اتحادیه را عهده دار بود . و دائم بنوعی اشکال تراشی کرد .من تا نمازط خانه . پارکینگ سالن اجتماعات . انبار های متعدد . سرویس بهداشتی برای هر مغازه و اپارتمان و. دوربین های مدار بسته و متصل به نیروی انتظامی و تمامی و همگی این طرح را اماده کرده بودم . و چه بسا مغازه ها را نیزبه اقساط 5 ساله به نرخ کارشناسی هم حاضر بهواگذاری به صنف بودم ولو که برای خودم دیناری نماند . مهمنبود مهمنفس عمل و پاکیزگی شهر و کشور بود . افسوس که نشد و پرونده این مهم کماکان روی میز من خاکمیخورد و اقای ...با خرید یک اپارتمان پنتاس در دبی مارینا به ارزش 3 میلیارد تومان خریده و دیگر ریاست اتحادیه فروشندگان مواد شیمیائی هم نیستند و ناصر خسرو کماکام مرکز توزیع امفتامین فسفر قرمز و ده ها کفت و زهر مار دیگر است .. خدا یا شاهدی که من برای پول نمیخواستم سازندگی کنم قصد اصلاح امور داشتم و باز هم از اقای دکتر قالیباف و شورای محترم شهر برای تمامی اهمیتی که دادند متشکرم و میدانم که انها هم سعی خود را کردند و مدارک ان موجود است ولی صد افسوس که نشد
افسوس ...اینده سازان ایران اینگونه پرپر میشوند امیدوارم مسئولین فکری برای اشتغال جوانان بکنند ...تاانهابرای بدست اوردن زندگی بهتر دست به قاچاق واعمال خلاف نزنند......
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.