متن کامل پاسخ سانسور نشده علی مطهری به کیهان
برای نمونه، آیا در روزهای اخیر، کیهان به طور جدی درباره قتل ناجوانمردانه چند جوان در بازداشتگاهها و لزوم معرفی و مجازات عاملان آن خبر یا مطلبی درج کرده است؟ هرچند برای پاسخ به نظرات اینجانب مجبور شده است اشارهای به این موضوع بکند. همین مقدار هم نسبت به کیهان قابل تقدیر است، شاید هم از دست آقای شریعتمداری در رفته است.

در پی درج مقالهای در کیهان، خطاب به دکتر علی مطهری، ایشان در نامهای پاسخ خود را برای این روزنامه فرستاد که متأسفانه این نامه در کیهان به طور کامل بازتاب داده نشد.
به گزارش «تابناک» در توضیح وی که برای ما فرستاده شده، آمده است:
توضیح: نظر به اینکه روزنامه کیهان از درج متن کامل پاسخ اینجانب به مقاله «آقای علی مطهری بخواند» خودداری و تنها یک چهارم آن را در روز دوشنبه 88/5/19 درج نمود و سپس اتهاماتی به این جانب وارد کرد که علاوه بر هویدا بودن نشانههای خامی و کم سوادی از آن ـ مانند این که قیاس در منطق را بی پایه ترین نوع استدلال دانسته است ـ پاسخ آنها در بخش چاپ نشده مقاله اینجانب موجود بود، لذا متن کامل پاسخ خود را در اختیار آن رسانه محترم قرار میدهم تا ظلم کیهان که با همه منتقدان به همین شیوه رفتار میکند، بر مردم شریف ایران به ویژه بسیجیان عزیز آشکارتر شود.
متن کامل پاسخ سانسور نشده علی مطهری به کیهان
آقای حسین شریعتمداری بخواند
در شماره پنجشنبه 15/5/88 روزنامه کیهان مقالهای تحت عنوان «آقای علی مطهری بخواند» به نام آقای محمد امینی درج شده بود که چون شامل توجیه شرعی و ایدئولوژیک ظلمهایی است که در حوادث بعد از انتخابات از طرف نیروهای امنیتی کشور بر مردم روا داشته شد، سکوت درباره آن را جایز ندیدم و البته از اهانتهایی که به شخص اینجانب شده بود در میگذرم و پاسخ را خطاب به جناب آقای شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان مینویسم از آن جهت که با شناختی که از روزنامه کیهان دارم، میدانم که این گونه امور در این روزنامه به حکم ماهیت امنیتی آن به شکل پروژه دیده میشود که مثلا بناست فلان شخصیت یا فعال سیاسی را خراب کنیم و البته در این راه معمولا هدف وسیله را توجیه میکند و هم از آن جهت که سطرسطر این گونه مقالات بلکه همه مقالات سیاسی و اجتماعی که در کیهان درج میشود، باید مطابق میل جناب شریعتمداری باشد.
از نظر نگارنده اساسا کیهان اعتقادی به آزادی بیان ندارد و به خاطر کتمان حقایق و بی تفاوتی نسبت به ناراستیهای حکومت، آن هم به بهانه حفظ نظام، از دوستان نادان و البته خیرخواه انقلاب اسلامی به شمار میرود و دوستیهای آن با انقلاب و ولایت فقیه از قبیل دوستیهای خاله خرسه است که معمولا ضرر آن از نفع آن، دافعه آن از جاذبه آن و دشمن سازی آن از دوست سازی آن بیشتر است.
برای نمونه، آیا در روزهای اخیر، کیهان به طور جدی درباره قتل ناجوانمردانه چند جوان در بازداشتگاهها و لزوم معرفی و مجازات عاملان آن خبر یا مطلبی درج کرده است؟ هرچند برای پاسخ به نظرات اینجانب مجبور شده است اشاره ای به این موضوع بکند. همین مقدار هم نسبت به کیهان قابل تقدیر است، شاید هم از دست آقای شریعتمداری در رفته است.
از همین جا پاسخ اینجانب به این پرسش که چرا برخی مقالههایم در روزنامه اعتماد ملی و مانند آن چاپ میشود روشن میشود و آن این است که اساسا کیهان و برخی روزنامههای دیگری که خود را اصولگرا نامیدهاند، مقالات امثال اینجانب را که به دردهای جامعه میپردازد و با مذاق توجیهگر آنها سازگار نیست درج نمیکنند، چنان که کیهان بارها مقالات اینجانب را پس فرستاده است. زبان حال کیهان این است که ما مقالات شما را چاپ نمیکنیم، شما هم حق ندارید به روزنامههای دیگر بدهید و اگر دادید ما در ستون «کیهان و خوانندگان» از قول مردم! انتقاد میکنیم.
اما درباره مقاله مذکور، نویسنده محترم استدلال خود را بر چند پایه قرار داده است: اول این که همان طور که علی ـ علیه السلام ـ «حق مطلق» و معاویه «باطل مطلق» بود، در ماجرای اخیر نیز یک طرف حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است. بطلان این سخن آشکار است. دو طرف ماجرای اخیر حق و باطل را ممزوج کرده اند؛ گرچه کفه حق در یک طرف و کفه باطل در طرف دیگر برکفه مقابلش میچربد. حمایت ولی فقیه از یک طرف این ماجرا دلیل بر این نیست که آن طرف حق مطلق است و طرف دیگر باطل مطلق. مثلا همان طور که آقای موسوی با اصرار بر مسأله تقلب، مردم را تشویق به حضور در خیابانها کرد و زمینه آشوبها را فراهم نمود، آقای احمدی نژاد نیز با نحوه خاص مناظره خود با آقای موسوی و اتهام زنی به افراد غایب در آن جلسه، آغازکننده این ماجرا و عامل اصلی پدید آمدن فضای احساسی و هیجانی و تنگ شدن فضای عقل و تدبیر و زمینهساز آشوبها به شکل دیگر بود.
پایه دوم استدلال نویسنده محترم این است که در چنین میدانی که یک طرف، حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است، اهل حق از هر وسیله میتوانند استفاده کنند و هر ظلمی در حق اهل باطل رواست. اگر جوانی را که برای تماشای تجمعی آمده یا در آن تجمع شرکت کرده و حداکثر شعار داده، گرفتند و به بازداشتگاه کهریزک بردند و پس از دو هفته جنازه او را در حالی که آثار ضرب و شتم روی آن باقی است و فک او را شکستهاند، تحویل خانوادهاش دادند؛ خانوادهای که در این دو هفته از هر گونه اطلاع رسانی درباره فرزندش محروم بوده، مسأله مهمی نیست، بلکه حقش بوده چون اهل باطل بوده است!
پایه سوم استدلال نویسنده آن مقاله این است که مسئولیت وارد آمدن صدمه جسمی و حتی قتل این گونه افراد به عهده رهبران گروه باطل است که اینها را به میدان آوردهاند؛ گرچه اهل حق از بدترین روشهای غیرمجاز استفاده کرده باشند. سخن معاویه در جنگ صفین که پس از شهادت عمار یاسر و سخت شدن کار بر او (چون پیامبر (ص) درباره عمار فرموده بود تو را گروه سرکش خواهند کشت) گفت، عمار را علی کشت که او را به این جنگ آورد، این سخن از نظر نویسنده آن مقاله در صورتی که معاویه اهل حق بود و علی ـ علیه السلام ـ اهل باطل. درست بود، مهم این است که در گروه اهل حقیم یا اهل باطل.
بطلان این مطلب نیز بدیهی و آشکار است. اساسا اهل حق یا باطل بودن در این مسأله دخالتی ندارد، سخن در این است که عمار یاسر مستقیما به دست چه گروهی کشته شد، لشکر معاویه یا لشکر علی؟ در ماجرای امروز ما نیز سخن در این است که افرادی مانند محسن روح الامینی و محمد کامرانی که در اثر رفتار خشونت بار در بازداشتگاهها به قتل رسیده اند مستقیما توسط چه گروهی شکنجه و کشته شده اند و این ظلم بزرگ متوجه کدام گروه است؟ اگر این افراد به تشویق آقای موسوی به خیابان آمده باشند، در واقع آقای موسوی اینها را سالم به بازداشتگاه تحویل داده است، چرا خانواده آنها باید جنازه شان را تحویل بگیرند؟! اگر توجیهات نویسنده مقاله را بپذیریم، اصلا مردم در هیچ مسألهای حق اعتراض ندارند و اگر اعتراض کنند میتوان با آنها به هر نحوی برخورد کرد و حتی آنها را کشت زیرا آنها اهل باطلند و ما اهل حق!
ممکن است گفته شود در یک بحران اجتماعی این گونه حوادث که به دست مأموران خاطی پدید میآید، طبیعی است. در پاسخ میگوییم: بله، ما هم قبول داریم که گاهی به دست مأموران خودسر چنین حوادثی پدید میآید، همچنان که در جریان فتح مکه به دست مسلمین، پیامبر اکرم (ص) اصرار داشتند که این کار بدون درگیری و خونریزی انجام شود اما خالد بن ولید، یکی از فرماندهان سپاه اسلام، در گوشهای از مکه به خاطر دشمنیهای شخصی یک درگیری ایجاد کرد و هشت نفر را کشت، اما مهم این است که پس از چنین حوادثی وظیفه ما چیست؟
آیا باید مانند روزنامه کیهان به بهانه حفظ نظام این حوادث را کتمان کنیم که گویی اتفاقی نیفتاده است، یا باید مانند پیغمبر اسلام عذر تقصیر به درگاه خدا ببریم و از این کار تبری بجوییم و خسارات وارده به مردم را جبران کرده و مجرم را مجازات کنیم، همچنان که رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی فرمودند کسانی به نام رهبری وارد کوی دانشگاه شدند و کارهایی کردند که دل انسان را خون میکند و در جای دیگر دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک و مانند آن و به تازگی دستور حمایت از آسیب دیدگان و مجازات آسیب زنندگان را صادر نمودند.
اما متأسفانه مسئولان مربوط، این دستورات را جدی نمیگیرند، زیرا تفکرشان مانند نویسنده مقاله کیهان این است که با معترضین به روند انتخابات اخیر چون اهل باطلند، هر گونهای که بخواهیم میتوان رفتار کرد و دستورات رهبری صوری است، در حالی که همان طور که رهبر انقلاب خوب تشخیص دادهاند، تنها راه فروکش کردن این بحران این است که مقصران دو طرف ماجرا مجازات شوند. لذا علاوه بر رسیدگی به اتهامات محرکان این حوادث، باید مأموران و فرماندهانی که مرتکب این فجایع شدهاند با نام و نام خانوادگی و عکس در صدا و سیما و روزنامهها معرفی شوند و مجازات آنها که از سوی دادگاه تعیین میشود اعلام گردد و ترتیبی اتخاذ شود که مردم مطمئن شوند که این مجازاتها انجام میشود نه مانند داستان قتلهای زنجیرهای و قتل زهرا کاظمی و زهرا بنی یعقوب که معلوم نشد کار قاتلان و خاطیان به کجا انجامید.
نکته دیگر اینکه نویسنده مقاله کیهان به اینجانب اعتراض کرده است که چرا به شهادت 9 تن از بسیجیها و مظلومیت آنها توجه ندارید. پاسخ این است که رذالت آن گروه اندک که اعتراض آرام را تبدیل به اغتشاش کردند و به اموال عمومی آسیب رساندند و بسیجیان نورانی ما را به شهادت رساندند، امری بدیهی است و مورد اختلاف نیست. به علاوه این بسیجیان شهید که اکنون ما در پرتو فداکاری آنها و همرزمانشان در آسایشیم و مقاله مینویسیم و خانوادههای آنها، حامی و پشتیبانی به نام نظام جمهوری اسلامی دارند و نیازی به حمایت امثال بنده ندارند.
ما از مقتولان و مظلومانی سخن میگوییم که حامی ندارند و عدهای میخواهند قتل و ظلم به آنها را به نام حفظ نظام و اهل باطل بودن توجیه کنند. اینجاست که سکوت جایز نیست و سخن علی ـ علیه السلام ـ به یاد میآید که وقتی به اوخبر رسید که لشکر معاویه به شهر انبار تعرض کرده و خلخالی را از پای یک زن یهودی و اهل ذمَه که تحت حمایت حکومت اسلامی است بیرون آوردهاند فرمود: اگر یک مسلمان پس از شنیدن این واقعه از غصه بمیرد، از نظر من مورد ملامت نیست. اگر ما شیعه علی هستیم چگونه میتوانیم درباره جنایات اخیر ساکت بمانیم؟! اگر از غصه بمیریم مورد ملامت نیستیم.
از اینها گذشته، ما میتوانستیم این بحران را به گونهای مدیریت کنیم که بسیاری از این شهادتها و قتلها و آسیبها اتفاق نیفتد. میتوانستیم آن هیجان عظیم معترضان را که به دنبال تبلیغات انتخاباتی و خصوصا مناظرات نامناسب و گاه ناجوانمردانه به اوج خود رسیده بود، با دادن چند مجوز تجمع و ادامه مناظرات درباره روند انتخابات در صدا و سیما به تدریج فرو بنشانیم و با مردم عادی که مسألهدار و دچار شبهه شده بودند و واقعا فکر میکردند که در انتخابات تقلب شده با احترام برخورد کنیم، آنگاه میدیدیم که مهار این بحران به دلیل رشد اجتماعی و هوش بالای مردم ما کار چندان مشکلی هم نبوده است.
شما به سکوت در برابر به خاک افتادن «بسیجی» معترضید، ولی ما علاوه بر آن، به بر خاک افکندن «بسیج» به خاطر رو در رو قرار دادن آن با مردم عادی معترضیم.
به خاطر داریم که چند سال پیش در سالگرد حادثه 18 تیر در حوالی دانشگاه تهران و کوی دانشگاه به مدت پنج شب گروهی از مردم در خیابانها شعار میدادند و خودروها بوق میزدند و تجمعاتی برپا بود، اما در این پنج شب حتی یک قطره خون از بینی کسی نیامد، زیرا مدیریت آن بحران به عهده فرد عاقلی به نام قالیباف فرمانده وقت نیروی انتظامی بود. اما وقتی ما مدیریت بحران اخیر را به دست افرادی مانند طائب میدهیم که با باتوم بیشتر مأنوس است تا فکر و عقل و تدبیر، نتیجه همین خواهد بود. اگر مدیریت انتظامی این بحران به دست افراد عاقل و باتدبیری چون سرداران قالیباف، طلایی، صفوی و علائی بود آنگاه درمییافتیم که مدیریت بحران یعنی چه.
نکته آخر اینکه نویسنده مقاله کیهان اینجانب را به پیروی از روش شهید آیتالله مطهری توصیه کرده است. این توصیه ناشی از شناخت ناقص ایشان از آن متفکر شهید است. آن بزرگوار در همان دو ماهی که پس از پیروزی انقلاب در قید حیات بود روی این گونه مسائل بسیار حساس بود. به خاطر دارم زمانی که سران رژیم گذشته را محاکمه و مجازات میکردند ایشان به عنوان نزدیکترین یار امام خمینی (ره) و رئیس شورای انقلاب، با آقای خلخالی تماس گرفتند و او را مورد عتاب قرار دادند که چرا با بازداشت شدگان بدرفتاری شده است و ما حق هیچ گونه تعرضی به آنها را نداریم، مجازات آنها همان است که دادگاه تعیین میکند.
به هر حال، در شرایط حساس امروز همه باید تلاش کنیم کشور را به سوی آرامش و کار و تلاش و تولید سوق دهیم.
کلام خود را با سخنی از امیر المؤمنین (ع) خطاب به مالک اشتر پایان میدهم:
«از خونريزى بپرهيز، و از خون ناحق پروا كن، كه هيچ چيز همانند خون ناحق عذاب الهى را نزديك و مجازات را بزرگ نمىكند و نابودى نعمتها را سرعت نمىبخشد و زوال حكومت را نزديك نمىگرداند، و روز قيامت خداى سبحان قبل از رسيدگى اعمال بندگان، نسبت به خونهاى ناحق ريخته شده داورى خواهد كرد، پس با ريختن خونى حرام، حكومت خود را تقويت مكن، زيرا خون ناحق، پايههاى حكومت را سست مىكند و بنياد آن را بركنده به ديگرى منتقل میسازد»
alimutahhari@gmail.com
به گزارش «تابناک» در توضیح وی که برای ما فرستاده شده، آمده است:
توضیح: نظر به اینکه روزنامه کیهان از درج متن کامل پاسخ اینجانب به مقاله «آقای علی مطهری بخواند» خودداری و تنها یک چهارم آن را در روز دوشنبه 88/5/19 درج نمود و سپس اتهاماتی به این جانب وارد کرد که علاوه بر هویدا بودن نشانههای خامی و کم سوادی از آن ـ مانند این که قیاس در منطق را بی پایه ترین نوع استدلال دانسته است ـ پاسخ آنها در بخش چاپ نشده مقاله اینجانب موجود بود، لذا متن کامل پاسخ خود را در اختیار آن رسانه محترم قرار میدهم تا ظلم کیهان که با همه منتقدان به همین شیوه رفتار میکند، بر مردم شریف ایران به ویژه بسیجیان عزیز آشکارتر شود.
متن کامل پاسخ سانسور نشده علی مطهری به کیهان
آقای حسین شریعتمداری بخواند
در شماره پنجشنبه 15/5/88 روزنامه کیهان مقالهای تحت عنوان «آقای علی مطهری بخواند» به نام آقای محمد امینی درج شده بود که چون شامل توجیه شرعی و ایدئولوژیک ظلمهایی است که در حوادث بعد از انتخابات از طرف نیروهای امنیتی کشور بر مردم روا داشته شد، سکوت درباره آن را جایز ندیدم و البته از اهانتهایی که به شخص اینجانب شده بود در میگذرم و پاسخ را خطاب به جناب آقای شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان مینویسم از آن جهت که با شناختی که از روزنامه کیهان دارم، میدانم که این گونه امور در این روزنامه به حکم ماهیت امنیتی آن به شکل پروژه دیده میشود که مثلا بناست فلان شخصیت یا فعال سیاسی را خراب کنیم و البته در این راه معمولا هدف وسیله را توجیه میکند و هم از آن جهت که سطرسطر این گونه مقالات بلکه همه مقالات سیاسی و اجتماعی که در کیهان درج میشود، باید مطابق میل جناب شریعتمداری باشد.
از نظر نگارنده اساسا کیهان اعتقادی به آزادی بیان ندارد و به خاطر کتمان حقایق و بی تفاوتی نسبت به ناراستیهای حکومت، آن هم به بهانه حفظ نظام، از دوستان نادان و البته خیرخواه انقلاب اسلامی به شمار میرود و دوستیهای آن با انقلاب و ولایت فقیه از قبیل دوستیهای خاله خرسه است که معمولا ضرر آن از نفع آن، دافعه آن از جاذبه آن و دشمن سازی آن از دوست سازی آن بیشتر است.
برای نمونه، آیا در روزهای اخیر، کیهان به طور جدی درباره قتل ناجوانمردانه چند جوان در بازداشتگاهها و لزوم معرفی و مجازات عاملان آن خبر یا مطلبی درج کرده است؟ هرچند برای پاسخ به نظرات اینجانب مجبور شده است اشاره ای به این موضوع بکند. همین مقدار هم نسبت به کیهان قابل تقدیر است، شاید هم از دست آقای شریعتمداری در رفته است.
از همین جا پاسخ اینجانب به این پرسش که چرا برخی مقالههایم در روزنامه اعتماد ملی و مانند آن چاپ میشود روشن میشود و آن این است که اساسا کیهان و برخی روزنامههای دیگری که خود را اصولگرا نامیدهاند، مقالات امثال اینجانب را که به دردهای جامعه میپردازد و با مذاق توجیهگر آنها سازگار نیست درج نمیکنند، چنان که کیهان بارها مقالات اینجانب را پس فرستاده است. زبان حال کیهان این است که ما مقالات شما را چاپ نمیکنیم، شما هم حق ندارید به روزنامههای دیگر بدهید و اگر دادید ما در ستون «کیهان و خوانندگان» از قول مردم! انتقاد میکنیم.
اما درباره مقاله مذکور، نویسنده محترم استدلال خود را بر چند پایه قرار داده است: اول این که همان طور که علی ـ علیه السلام ـ «حق مطلق» و معاویه «باطل مطلق» بود، در ماجرای اخیر نیز یک طرف حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است. بطلان این سخن آشکار است. دو طرف ماجرای اخیر حق و باطل را ممزوج کرده اند؛ گرچه کفه حق در یک طرف و کفه باطل در طرف دیگر برکفه مقابلش میچربد. حمایت ولی فقیه از یک طرف این ماجرا دلیل بر این نیست که آن طرف حق مطلق است و طرف دیگر باطل مطلق. مثلا همان طور که آقای موسوی با اصرار بر مسأله تقلب، مردم را تشویق به حضور در خیابانها کرد و زمینه آشوبها را فراهم نمود، آقای احمدی نژاد نیز با نحوه خاص مناظره خود با آقای موسوی و اتهام زنی به افراد غایب در آن جلسه، آغازکننده این ماجرا و عامل اصلی پدید آمدن فضای احساسی و هیجانی و تنگ شدن فضای عقل و تدبیر و زمینهساز آشوبها به شکل دیگر بود.
پایه دوم استدلال نویسنده محترم این است که در چنین میدانی که یک طرف، حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است، اهل حق از هر وسیله میتوانند استفاده کنند و هر ظلمی در حق اهل باطل رواست. اگر جوانی را که برای تماشای تجمعی آمده یا در آن تجمع شرکت کرده و حداکثر شعار داده، گرفتند و به بازداشتگاه کهریزک بردند و پس از دو هفته جنازه او را در حالی که آثار ضرب و شتم روی آن باقی است و فک او را شکستهاند، تحویل خانوادهاش دادند؛ خانوادهای که در این دو هفته از هر گونه اطلاع رسانی درباره فرزندش محروم بوده، مسأله مهمی نیست، بلکه حقش بوده چون اهل باطل بوده است!
پایه سوم استدلال نویسنده آن مقاله این است که مسئولیت وارد آمدن صدمه جسمی و حتی قتل این گونه افراد به عهده رهبران گروه باطل است که اینها را به میدان آوردهاند؛ گرچه اهل حق از بدترین روشهای غیرمجاز استفاده کرده باشند. سخن معاویه در جنگ صفین که پس از شهادت عمار یاسر و سخت شدن کار بر او (چون پیامبر (ص) درباره عمار فرموده بود تو را گروه سرکش خواهند کشت) گفت، عمار را علی کشت که او را به این جنگ آورد، این سخن از نظر نویسنده آن مقاله در صورتی که معاویه اهل حق بود و علی ـ علیه السلام ـ اهل باطل. درست بود، مهم این است که در گروه اهل حقیم یا اهل باطل.
بطلان این مطلب نیز بدیهی و آشکار است. اساسا اهل حق یا باطل بودن در این مسأله دخالتی ندارد، سخن در این است که عمار یاسر مستقیما به دست چه گروهی کشته شد، لشکر معاویه یا لشکر علی؟ در ماجرای امروز ما نیز سخن در این است که افرادی مانند محسن روح الامینی و محمد کامرانی که در اثر رفتار خشونت بار در بازداشتگاهها به قتل رسیده اند مستقیما توسط چه گروهی شکنجه و کشته شده اند و این ظلم بزرگ متوجه کدام گروه است؟ اگر این افراد به تشویق آقای موسوی به خیابان آمده باشند، در واقع آقای موسوی اینها را سالم به بازداشتگاه تحویل داده است، چرا خانواده آنها باید جنازه شان را تحویل بگیرند؟! اگر توجیهات نویسنده مقاله را بپذیریم، اصلا مردم در هیچ مسألهای حق اعتراض ندارند و اگر اعتراض کنند میتوان با آنها به هر نحوی برخورد کرد و حتی آنها را کشت زیرا آنها اهل باطلند و ما اهل حق!
ممکن است گفته شود در یک بحران اجتماعی این گونه حوادث که به دست مأموران خاطی پدید میآید، طبیعی است. در پاسخ میگوییم: بله، ما هم قبول داریم که گاهی به دست مأموران خودسر چنین حوادثی پدید میآید، همچنان که در جریان فتح مکه به دست مسلمین، پیامبر اکرم (ص) اصرار داشتند که این کار بدون درگیری و خونریزی انجام شود اما خالد بن ولید، یکی از فرماندهان سپاه اسلام، در گوشهای از مکه به خاطر دشمنیهای شخصی یک درگیری ایجاد کرد و هشت نفر را کشت، اما مهم این است که پس از چنین حوادثی وظیفه ما چیست؟
آیا باید مانند روزنامه کیهان به بهانه حفظ نظام این حوادث را کتمان کنیم که گویی اتفاقی نیفتاده است، یا باید مانند پیغمبر اسلام عذر تقصیر به درگاه خدا ببریم و از این کار تبری بجوییم و خسارات وارده به مردم را جبران کرده و مجرم را مجازات کنیم، همچنان که رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی فرمودند کسانی به نام رهبری وارد کوی دانشگاه شدند و کارهایی کردند که دل انسان را خون میکند و در جای دیگر دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک و مانند آن و به تازگی دستور حمایت از آسیب دیدگان و مجازات آسیب زنندگان را صادر نمودند.
اما متأسفانه مسئولان مربوط، این دستورات را جدی نمیگیرند، زیرا تفکرشان مانند نویسنده مقاله کیهان این است که با معترضین به روند انتخابات اخیر چون اهل باطلند، هر گونهای که بخواهیم میتوان رفتار کرد و دستورات رهبری صوری است، در حالی که همان طور که رهبر انقلاب خوب تشخیص دادهاند، تنها راه فروکش کردن این بحران این است که مقصران دو طرف ماجرا مجازات شوند. لذا علاوه بر رسیدگی به اتهامات محرکان این حوادث، باید مأموران و فرماندهانی که مرتکب این فجایع شدهاند با نام و نام خانوادگی و عکس در صدا و سیما و روزنامهها معرفی شوند و مجازات آنها که از سوی دادگاه تعیین میشود اعلام گردد و ترتیبی اتخاذ شود که مردم مطمئن شوند که این مجازاتها انجام میشود نه مانند داستان قتلهای زنجیرهای و قتل زهرا کاظمی و زهرا بنی یعقوب که معلوم نشد کار قاتلان و خاطیان به کجا انجامید.
نکته دیگر اینکه نویسنده مقاله کیهان به اینجانب اعتراض کرده است که چرا به شهادت 9 تن از بسیجیها و مظلومیت آنها توجه ندارید. پاسخ این است که رذالت آن گروه اندک که اعتراض آرام را تبدیل به اغتشاش کردند و به اموال عمومی آسیب رساندند و بسیجیان نورانی ما را به شهادت رساندند، امری بدیهی است و مورد اختلاف نیست. به علاوه این بسیجیان شهید که اکنون ما در پرتو فداکاری آنها و همرزمانشان در آسایشیم و مقاله مینویسیم و خانوادههای آنها، حامی و پشتیبانی به نام نظام جمهوری اسلامی دارند و نیازی به حمایت امثال بنده ندارند.
ما از مقتولان و مظلومانی سخن میگوییم که حامی ندارند و عدهای میخواهند قتل و ظلم به آنها را به نام حفظ نظام و اهل باطل بودن توجیه کنند. اینجاست که سکوت جایز نیست و سخن علی ـ علیه السلام ـ به یاد میآید که وقتی به اوخبر رسید که لشکر معاویه به شهر انبار تعرض کرده و خلخالی را از پای یک زن یهودی و اهل ذمَه که تحت حمایت حکومت اسلامی است بیرون آوردهاند فرمود: اگر یک مسلمان پس از شنیدن این واقعه از غصه بمیرد، از نظر من مورد ملامت نیست. اگر ما شیعه علی هستیم چگونه میتوانیم درباره جنایات اخیر ساکت بمانیم؟! اگر از غصه بمیریم مورد ملامت نیستیم.
از اینها گذشته، ما میتوانستیم این بحران را به گونهای مدیریت کنیم که بسیاری از این شهادتها و قتلها و آسیبها اتفاق نیفتد. میتوانستیم آن هیجان عظیم معترضان را که به دنبال تبلیغات انتخاباتی و خصوصا مناظرات نامناسب و گاه ناجوانمردانه به اوج خود رسیده بود، با دادن چند مجوز تجمع و ادامه مناظرات درباره روند انتخابات در صدا و سیما به تدریج فرو بنشانیم و با مردم عادی که مسألهدار و دچار شبهه شده بودند و واقعا فکر میکردند که در انتخابات تقلب شده با احترام برخورد کنیم، آنگاه میدیدیم که مهار این بحران به دلیل رشد اجتماعی و هوش بالای مردم ما کار چندان مشکلی هم نبوده است.
شما به سکوت در برابر به خاک افتادن «بسیجی» معترضید، ولی ما علاوه بر آن، به بر خاک افکندن «بسیج» به خاطر رو در رو قرار دادن آن با مردم عادی معترضیم.
به خاطر داریم که چند سال پیش در سالگرد حادثه 18 تیر در حوالی دانشگاه تهران و کوی دانشگاه به مدت پنج شب گروهی از مردم در خیابانها شعار میدادند و خودروها بوق میزدند و تجمعاتی برپا بود، اما در این پنج شب حتی یک قطره خون از بینی کسی نیامد، زیرا مدیریت آن بحران به عهده فرد عاقلی به نام قالیباف فرمانده وقت نیروی انتظامی بود. اما وقتی ما مدیریت بحران اخیر را به دست افرادی مانند طائب میدهیم که با باتوم بیشتر مأنوس است تا فکر و عقل و تدبیر، نتیجه همین خواهد بود. اگر مدیریت انتظامی این بحران به دست افراد عاقل و باتدبیری چون سرداران قالیباف، طلایی، صفوی و علائی بود آنگاه درمییافتیم که مدیریت بحران یعنی چه.
نکته آخر اینکه نویسنده مقاله کیهان اینجانب را به پیروی از روش شهید آیتالله مطهری توصیه کرده است. این توصیه ناشی از شناخت ناقص ایشان از آن متفکر شهید است. آن بزرگوار در همان دو ماهی که پس از پیروزی انقلاب در قید حیات بود روی این گونه مسائل بسیار حساس بود. به خاطر دارم زمانی که سران رژیم گذشته را محاکمه و مجازات میکردند ایشان به عنوان نزدیکترین یار امام خمینی (ره) و رئیس شورای انقلاب، با آقای خلخالی تماس گرفتند و او را مورد عتاب قرار دادند که چرا با بازداشت شدگان بدرفتاری شده است و ما حق هیچ گونه تعرضی به آنها را نداریم، مجازات آنها همان است که دادگاه تعیین میکند.
به هر حال، در شرایط حساس امروز همه باید تلاش کنیم کشور را به سوی آرامش و کار و تلاش و تولید سوق دهیم.
کلام خود را با سخنی از امیر المؤمنین (ع) خطاب به مالک اشتر پایان میدهم:
«از خونريزى بپرهيز، و از خون ناحق پروا كن، كه هيچ چيز همانند خون ناحق عذاب الهى را نزديك و مجازات را بزرگ نمىكند و نابودى نعمتها را سرعت نمىبخشد و زوال حكومت را نزديك نمىگرداند، و روز قيامت خداى سبحان قبل از رسيدگى اعمال بندگان، نسبت به خونهاى ناحق ريخته شده داورى خواهد كرد، پس با ريختن خونى حرام، حكومت خود را تقويت مكن، زيرا خون ناحق، پايههاى حكومت را سست مىكند و بنياد آن را بركنده به ديگرى منتقل میسازد»
alimutahhari@gmail.com
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
خداوند روح شهید مطهری را غرق در سرور و رحمت کند
درود بر شهید مطهری و فرزندان برومند ایشان
سلام ودرود بيكران خداوند برروح پرفتوح وملكوتي پدرتان
امید که ایشان همچنان با شجاعت و در حالی که همه ترجیح می دهند طرف قوی را بگیرند همچنان به راه حق خود ادامه دهند. هر کس تیترهای کیهان را ببیند کمتری چیزی که از آن استشمام می کند بوی رحمت و معرفت و دین انسان ساز است، گویی انباری از نفرت در قالب کلمات خود را نشان می دهند.
حقا که فرزند آراد مرد شهید آیت الله مطهری هستی یقیننا بی تدبیری آقایان نباید به نام اسلام و مسلمین نوشته شود . باید مجازات شوند . اگر گوش شنوایی باشد نصحیت شمارا بر می تابند.
گرچه شما موارد مربوط به نظرات مخالفین را نمی اورید ولی من هم برای شما متاسفم هم برای اقای مطهری
اولا اقای مطهری از فضل پدر تورا چه حاصل
ثانیا تکرار تاریخ مکشروطه در ایران دوباره توسط انگلیسیها صورت میگرفت
درست ایرانیها استعداد بالایی دارند ولی به نظر من با هوش نیستند چون همیشه به وسیله انگلیسیها بازی خورده اند
آقای مطهری به نظز من عملکرد هوشمندانه کیهان در بسیاری از موارد و افشاگری های کیهان در قضایای داخلی و خارجی آنقدر برای دشمنان این نظام گران تمام شده که اسرائیل کیهان را خاری در چشم خود می داند.
به ما بگویید چرا اسرائیل دم از ترور حسین شریعتمداری می زند ولی بی بی سی سخنان شما را با آب و تاب چندین بار به عنوان خبر اول پخش می کند؟
در مورد کیهان خیلی بی انصافی به خرج دادید که در یک تعبیر سخیف دفاع کیهان را از نظام "دوستی خاله خرسه" تشبیه کردید.
من شهادت می دهم که اگر کیهان در مواردی کوتاهی کرده باشد ولی هرگز به به و چهچه دشمنان را بر نیگیخته است ولی شما این کار را بارها البته با نیت خیر کرده اید.
آیا لقب "دوستی خاله خرسه" بیشتر برازنده شما نیست؟
کسی که برای خدا کار کنه خدا مقلب القلوب است قلبها را متوجه او می کند. سخنان آقای مطهری خیلی صریحه ...
دمش گرم
دم محمد مطهری بیشتر گرم
به نام خدا
آقاي شريعتمداري
از حق نمي توان گذشت
آقاي مطهري
تحليل بسيار جالبي بود از طريق خودشان عمل كرديد كه در اصطلاح ما مي گوييم خاكش كردي!!
ممنون زنده باشيد ومستدام
آقای مطهری بهتر است به جای ریختن آتش به جان کشته شدگان حوادث اخیر که بانی اصلی آن کسانی بودند که مردم را به کف خیابان ریختند و به جای توهین به یک روزنامه که یه تنه در مقابل روزنامه های زنجیره ای و ابزارهای جنگ روانی دشمن ایستاده است موضع عاقلانه تری اتخاذ کنند تا چوب دو سر طلا نشوند/
هیهات من الذله همچنان که امام حسین(ع)فرمودند زیر بار ظلم نمیروم هرچند به قیمت جانم تمام شود خدا پدر شما را باسیدالشهدا محشور کند
در برابر كيهان نايست تااز دستت ندهيم
من از اصولگراها بیزار بودم چون همیشه فکر میکردم بیشتر از منافع مردم به فکر منافع حزبی هستند ولی با خوندن سخنان ایشون واقعا ازینکه نمایندگانی مثل ایشان هم در مجلس هستند خوشحال شدم..کاش همه ی اصولگرا ها هم همینطور بودند..و خدا رحمت کنه پدر شهید و بزرگوار ایشونو..حداقل ایشونکاری کردند که در قیامت پیش پدرشون شرمنده ی ملت نباشند
داری نشون میدی فرزند شهید بزرگوار آیت الله مطهری هستی
اقاي مطهري امثال شما براي اين نظام سرمايه ايد نه به خاطر اينكه با فكر من مخالفيد بلكه به خاطر اينكه اهل منطقيد خداوند روح شهيد بزرگ استاد مطهري را شاد نمايد . يكي از هواداران موسوي
درود به آقای مطهری
بوی کلام امیر المومنین که در انتهای مقاله تان آوردید جان انسان را نوازش می دهد.
انصافا که با منطق و دلیل و کلام زیبای حضرت علی ( ع ) پاسخ این روزنامه کیهان را داده اند ولیکن کو گوش شنوا میگن اگر کسی خواب باشد می شود او را بیدار کرد ولی اگر کسی خودش را به خواب بزند نمی توان او را بیدار کرد . روزنامه کیهان هم خواب نیست که نداند چه کار می کند بلکه خودش را زده به خواب و با این چند خط از کلام حضرت علی ( ع ) که تغییری نخواهد کرد بلکه اگر خود حضرت علی ( ع ) هم زنده بود و شریعتمداری را موعظه می کرد بازهم شریعتمداری کار خودش را می کرد و کارش را هم توجیه می کرد .
این یادداشت با روحم بازی کرد. دمتون گرم.
درود به نماینده با شرف تهران
حقا که تربیت شده استاد شهید هستی
سلام
ازخداوند علو درجات برای پدرشهیدتان و عمر باعزت برای حضرتعالی مسئلت دارم.
خوب... از فردا دیگه مسابقه "از تو میپرسند" که مربوط به آثار شهید مطهریه از تلویزیون پخش نمی شه!!! البته بعید نیست از همون موقع شهید مطهریم به فکر انقلاب مخملی بوده ها...!!!!
اقای مطهری بسیار ممنون فکر می کنم که پروژه حذف شما توسط شریعتمداری کلید خورد. چون ایشان اصولا با حق و حقیقت بیگانه است.روح پدرتان شاد
این علی آقای مطهری اگر ترشی نخورد فوق فوقش یکی میشود مثل آقای منتظری که بدون دریافت هیچ مزدی خدمت شایان به بدخواهان انقلاب میکند. شما اصل هدف براندازان را فراموش کرده ای و چسبیده ای به تخلافاتی که در هر شرایط ناآرامی ممکن است پیش آید؟/ بنظرم شما از آقای منتطری هم ساده لوح تری .
خداوند به تو جزای خیر دهاد حقا که شیر پاک خورده ای یا علی مدد
دفاع شما از ملت در تاریخ ماندگار خواهد ماند
بگرديد ببينيد آدم شجاع ديگه اي پيدا ميشه، 2كلام حرف حساب بزنه؟؟؟؟
هیهات من الذله که چنین گفت حضرت سیدالشهدا (ع) که زیر بار ظلم نمروم وسخن حق هرچند به قیمت جانم تمام شود میگویم
هيچ مصيبتي بزرگتر از جهل نيست با اين كلام ميخواهم بگويم شعار حفظ نظام كه درست هم هست با چه ملاك و معياري قابل قبول است آيا نظام بدون مردم معنا و مفهومي دارد اگر مردم نباشند نظام چه معنايي دارد و مردم در انديشه و حقوق شهروندي خود اصرار دارندكساني كه داعيه حفظ نظام داريد اول بايد هدف حفظ حقوق شهروندي باشد تا مردم را حفظ كنيد و تا نظام را حفظ كرده باشيد
خیلی احمقید
الحق که فرزنداستادمطهری هستی چندروزقبل باشبکه سه مصاحبه داشتی خیلی لذت بردم ازاینکه برحق وبی طرفانه قضاوت می کنی من خودم طرفدارهیچیک ازاین دوگروه نیستم اما قضاوت باید عادلانه باشد.بااین تدبیروعقل ودانشی که درشما دیدم تعجب من ازرهبری است که چراافرادی همچون شما واردانتخابات ریاست جمهوری نکرد.تاما ودنیاازاین همه هرج ومرج وآشوب رهاباشیم وافرادعاقلی همچون شمابرماحکومت کنند .خداوند ازصالحان چنین انتظاری دارد.
درود بر این نماینده مردم. حقا که فرزند آن پدر بزرگوار هستید.
خوب بود ايشان به اصل ماجراي كوي دانشگاه (18 تير 78) و بي نتيجه ماندن مجازات عاملان آن هم اشاره ميكردند.
برادر عزيز ، نوشته هاي شما و برادرتان كه بر پايۀ اصول اعتقادي و مستقل از حب و بغض است چقدر بر دل مي نشيند.
جالبه وقتي نظر سنجي ها رو مي خونيم مي بينيم اين جماعت به ظاهر بسيجي (چون بسيج مقدس و قابل احترام است) در اظهار نظر هم خوي پر خاشگري دارند
خاک برسرتان تابناکی ها فقط نظراتی که دوست دارید می زنید نه معلوم شد تمام نظرات راخودتان زده اید نه مردم اصلا این مطهری چیزی از رگ و ریشه شهید مطهری چیزی به ارث نبرده فقط از خون آن بزرگوار به اینجا رسیده .
دوست عزیزی که متن طولانی نوشته اند دقت نمایند با این متن کسی که شتابان و چشم بسته می رود خود ایشان است و نه آقای مطهری و کسانی که مثل ایشان معتدل فکر می کنند.زیرا:
1- بسیجی واقعی به دنبال خوشامد و تشویق کسی نیست و در تمام طول جنگ و پس از آن بسیجیان عزیز اینطور بوده و شاید خود را همواره بدهکار هم می دانسته اند.
2-مسبب کیست؟ اتفاقا آقای مطهری این قسمت را با توجه به مواضع عالمانه مقام معظم رهبری توضیح داده اند و معلوم است شما متن را به دقت نخوانده اید.
3-در بند یک جوابش هست و اضافه می کنم در 8 سال دفاع مقدس به ما یاد داده بودند کمترین مطلبی بدین شکل بیان نکنید زیرا بوی ریا می دهد و اجرتان ضایع می شود و تعالیم اسلام اینگونه می آموزد نه آنگونه که نوشته اید!
4-عدالت در سخن و یک جانبه به قضایا نگاه نکردن یک هنر بزرگ است که همه ندارند ولی تعالیم دینی ما بر این امر تاکید دارد و نیمه پر و خالی لیوان باید با هم دیده شود.
5- وقایع روشن است ولی مواضع باید دقیق و معتدل و بدون توجه به منافع یک گروه گرفته شود. مواضع بایستی بر اساس اصول اسلامی و مصلحت نظام اتخاذ گردد و بنده و جنابعالی و سایرین بایستی در خط ولایت و نه جلو یا عقبت تر باشیم.
حالا چه کسی به ناکجا آباد شتابان می رود؟
در صورت امكان مناظره با آقاي مطهري بگذاريد تا جواب دندان شكن به اين افراد بي اطلاع و مغرض بدهد
شما هم اصلاح طلبي وهم اصول گرا وآفرين بر پدري كه تورا بدين گونه تربيت آزاده وجوانمرد تربيت كرده است ايكاش بقيه نمايندگان نيز مثل شما نماينده ملت ايران بودند ومثل تو مي انديشيدند .
پسر کو ندارد نشان از پدر تو بیگانه خوانش مخوانش پسر
احسنت که فرزند بزرگوار آن معلم شهید و ان آیت مطهر خداوندی .امید است همیشه بر این اندیشه و بر این صراط مستقیم باشیم.ایدون باد
اینست معنی واقعی دینداری نه آنکه با ضرب و کتک زدن دیگران سعی در القای نظرات خود داشته باشیم.
ممنون آقاي مطهري . كاش امثال خودتان را تكثير كرده تا نگران از بين رفتن سيره علوي و اسلام واقعي نباشيم. زنده باشيد.
برخورد حق مدار آقای مطهری قابل ستايش است و انشالله ثابت قدم باشند
هر چند گرايش سياسی ايشان مورد قبول من نيست ولی روش عادلانه،مشی متين،و تحليل منطبق بر حق و منطق ايشان دراين زمانه کمياب است
نان حلال خورده اي
خداآخرعاقبت شماتابناکیهارابه خیرکنه.میر...یک طورجامعه راملتهب میکنه شماطوری دیگه
خدا پدرت رو بیامرزه .یکی پیدا شد جلوی رفتارهای شریعتمداری وایسه.
خدا پدرت را بیامرزد.
دمت گرم خیلی مردی این کیهان نمی دونم قبلا تند رو بودن الان تشدید کردن اخرش چی
واقعا حرف دل مارو زده. ایکاش امثال شریعتمداری حرفهای منطقی را پذیرا باشند و بیش از این بر عقاید غلط
خود پافشاری ننمایند.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.