چرا مردم برای دو ساعت خندیدن 300 هزار تومان پول خرج میکنند؟! +ویدیو
چرا فیلمهای کمدی، ولو نازل ترین و ضعیف ترینشان در دو سال اخیر فروش قابل توجهی داشته اند و نسبت به برخی فیلمهای درام قوی نیز فروش بالاتری داشتهاند و اکثرشان به سوددهی رسیدهاند؟ چرا گروهی از مخاطبان حتی در زمان تماشای صحنه های تراژیک و پرالتهاب فیلمهای سینمایی نسبت به بازیگرانی که بابت همین نقش تراژیک جوایز متعددی دریافت کردهاند، با خنده واکنش نشان میدهند؟

پس از عرضه بلیتهای یکی از به ظاهر استندآپ کمدینها به قیمت 300 هزار تومان که با اعتراض شماری از رسانهها همراه بود، سوای اینکه این امر مشروعیت دارد، این پرسش مطرح شد، چه اتفاقی افتاده که گروهی از مردم حاضرند برای ساعتی خندیدن سه برابر هزینه کنسرت موسیقی (گران ترین محصول فرهنگی) هزینه کنند؟
به گزارش «تابناک»؛ در سالهای اخیر، حسن ریوندی تلاش کرده با تقلید صدا و بیان جوکهایی که چندان نیز خندهدار و جذاب نیست، از خود چهرهای شبیه به حمید ماهی صفت خلق کند و درآمدزا باشد و اتفاقاً از ماهی صفت نیز در پولسازی موثرتر بود. برای اجرای زنده تازه ریوندی بلیت های 200، 250 و 300 هزار تومانی (برای جایگاه B) عرضه شده که گرانترین بلیتهای فروخته شده برای یک مراسم زنده در ایران است.
پس از عرضه این بلیتها، برخی رسانهها انتقادهای تندی به این سطح از قیمت گذاری وارد دانستند و خواستار مداخله مسئولان در این ماجرا شدند. این نقدها البته قابل دفاع نیست، چون آنچه این شخص به نام استندآپ کمدی ارائه میدهد و در واقع شیرین کاری ادغام شده با جوک گویی ضعیف است، یک کالای فرهنگی عمومی محسوب نمیشود.
بنابراین منطق ارزان بودن اجراهای زنده موسیقی برای دسترس وسیع تر مردم به این کالای فرهنگی با منطق ارزان بودن استندآپ کمدی انطباق ندارد و این شخص سوای اینکه کارکردش چه کیفیتی دارد، میتواند محصولش را با هر قیمتی بخواهد، عرضه نماید و نمیتوان این حق را از او سلب کرد و خواستار ارزان فروشی این خدمات شد.
در میان این اتفاق شگفتی آور، فروش قابل توجه بلیتهای اجرای این شخص در برج میلاد است. در این زمینه پرسش اساسی که مطرح میشود این است که چرا مردم حاضرند برای خندیدن سه برابر هزینه کنسرت موسیقی پول خرج کنند؟ این پرسش را میتوان با پرسشهای دیگری نیز همراه ساخت؛ پرسش هایی که از نفس برگزاری این مراسم پراهمیت تر است.
چرا فیلمهای کمدی، ولو نازل ترین و ضعیف ترینشان در دو سال اخیر فروش قابل توجهی داشته اند و نسبت به برخی فیلمهای درام قوی نیز فروش بالاتری داشتهاند و اکثرشان به سوددهی رسیدهاند؟ چرا گروهی از مخاطبان حتی در زمان تماشای صحنه های تراژیک و پرالتهاب فیلمهای سینمایی نسبت به بازیگرانی که بابت همین نقش تراژیک جوایز متعددی دریافت کردهاند، با خنده واکنش نشان میدهند؟
همه این پرسشها یک پاسخ بیشتر ندارد: «مردم تشنه لحظهای نشاطند». در اینجا قطعاً «مردم» مشتمل بر همه قشرها و گروهها نیست اما بدون تردید طیف وسیعی را شامل میشود که میتوانند یک کمدی ضعیف را به فروشی نجومی و غیرمنتظره برسانند. متأسفانه هرچه سر می چرخانیم، چه در رسانههای اصلی به ویژه تلویزیون، چه در جریانهای تولید (موسیقی، سینما، شعر و...) و از همه مهم تر چه در نزد مسئولان اراده پررنگی برای خلق شور و نشاط نیست.
بدون تردید این نشاط اجتماعی نیز الزاماً مرتبط با سطح اجتماعی و دسترسی عمومی به منابع مالی نیست اما ارتباط معناداری با چنین مؤلفههایی دارد اما بیشک حتی در فضایی که وضعیت معیشت و آسایش قشر قابل توجهی از مردم قابل دفاع نیست، میتوان امید و نشاط اجتماعی بیشتر داشت، مشروط به آنکه مسئولان و نخبگان در چنین فضاسازی نقش داشته باشند. جای شکی باقی نیست که وضعیت مردم با سالهای پس از جنگ قابل مقایسه نیست اما آیا نشاط اجتماعی بیش از آن دوران نیست؟ این پرسشی است که میتوانید با پاسخ آن در این بحث مشارکت بجویید.
پس از عرضه این بلیتها، برخی رسانهها انتقادهای تندی به این سطح از قیمت گذاری وارد دانستند و خواستار مداخله مسئولان در این ماجرا شدند. این نقدها البته قابل دفاع نیست، چون آنچه این شخص به نام استندآپ کمدی ارائه میدهد و در واقع شیرین کاری ادغام شده با جوک گویی ضعیف است، یک کالای فرهنگی عمومی محسوب نمیشود.
بنابراین منطق ارزان بودن اجراهای زنده موسیقی برای دسترس وسیع تر مردم به این کالای فرهنگی با منطق ارزان بودن استندآپ کمدی انطباق ندارد و این شخص سوای اینکه کارکردش چه کیفیتی دارد، میتواند محصولش را با هر قیمتی بخواهد، عرضه نماید و نمیتوان این حق را از او سلب کرد و خواستار ارزان فروشی این خدمات شد.
چرا فیلمهای کمدی، ولو نازل ترین و ضعیف ترینشان در دو سال اخیر فروش قابل توجهی داشته اند و نسبت به برخی فیلمهای درام قوی نیز فروش بالاتری داشتهاند و اکثرشان به سوددهی رسیدهاند؟ چرا گروهی از مخاطبان حتی در زمان تماشای صحنه های تراژیک و پرالتهاب فیلمهای سینمایی نسبت به بازیگرانی که بابت همین نقش تراژیک جوایز متعددی دریافت کردهاند، با خنده واکنش نشان میدهند؟
همه این پرسشها یک پاسخ بیشتر ندارد: «مردم تشنه لحظهای نشاطند». در اینجا قطعاً «مردم» مشتمل بر همه قشرها و گروهها نیست اما بدون تردید طیف وسیعی را شامل میشود که میتوانند یک کمدی ضعیف را به فروشی نجومی و غیرمنتظره برسانند. متأسفانه هرچه سر می چرخانیم، چه در رسانههای اصلی به ویژه تلویزیون، چه در جریانهای تولید (موسیقی، سینما، شعر و...) و از همه مهم تر چه در نزد مسئولان اراده پررنگی برای خلق شور و نشاط نیست.
بدون تردید این نشاط اجتماعی نیز الزاماً مرتبط با سطح اجتماعی و دسترسی عمومی به منابع مالی نیست اما ارتباط معناداری با چنین مؤلفههایی دارد اما بیشک حتی در فضایی که وضعیت معیشت و آسایش قشر قابل توجهی از مردم قابل دفاع نیست، میتوان امید و نشاط اجتماعی بیشتر داشت، مشروط به آنکه مسئولان و نخبگان در چنین فضاسازی نقش داشته باشند. جای شکی باقی نیست که وضعیت مردم با سالهای پس از جنگ قابل مقایسه نیست اما آیا نشاط اجتماعی بیش از آن دوران نیست؟ این پرسشی است که میتوانید با پاسخ آن در این بحث مشارکت بجویید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
وقتیکه تلویزیون هیچ برنامه قابل قبولی ندارد مردم مجبورند برای تفریح به این برنامه ها پناه ببرند و لحظاتی شاری کنند.درضمن همین روزها شاهد ممنوع شدن این نوع شادی از سوی آقای ساکن مشهد خواهیم بود.
مردم دنبال ی لحظه خندیدن هستن
با این اوضاع بد اقتصادی و اوضاع مالی و حقوق پایین
سایت تابناک اصلا سایت متعادلی نیست.
چرا بعضی وقت اینطوری شخصیت ها رو میکوبید. یه روز حسن ریوندی یه روز محمد علیزاده
بنده خدا اینا چه کاری با شما دارن که اینجوری میکوبیدشون....حمید ماهی صفت که به نظر شما خیلی خنده داره به نظر من همیشه داره اقوام رو مسخره میکنه یا مسائلی رو بیان میکنه که مناسب نیست....
حسن ریوندی مسخرس چون هیچ وقت اقوام ایرانی رو مسخره نمیکنه... حسن ریوندی مسخرس چون هیچ وقت لطیفه های بی تربیتی تعریف نمیکنه...
چاره ای نیست !! سالی 12 ماه مردم در غم اندوه نگه میدارند حضرات .
آخ آخ آخ بهتون انداختن :)) همین ریوندی اومده بود شهر ما قیمت بلیت ها بین 10 تا 20 هزار تومان بود
همه این پرسشها یک پاسخ بیشتر ندارد: «مردم تشنه لحظهای نشاطند»...................نه بزرگوار این پاسخ صحیح نیست . قشر زیادی از ما ایرانی ها به دلیل عدم آشنایی با کتاب و مطالعه ، سطحی نگر شده و بخ مسائل ساده و دم دستی که دور از واقعیت هستند علاقه بیشتری نشان می دهیم .............. بسیاری از ما ایرانی ها شهامت روبرو شدن با واقعیتهای زندگی را نداریم و با خنده های الکی به دنبال فراموش کردن آنها هستیم .........
کدوم مردم ؟! اون مردمی که برای یک شب 300 هزار میدن جزو مردم نیستند!!!
در خیلی از مطالب تابناک معلومه سلیقه ی شخصی اعمال میشه از کسی که خوشش نمیاد برای تخریبش مطلب میذاره.
تا دلتون بخاد ، مراسمهاي اشك آور داريم اين شادي اندك حق مردمه ، بايد به فرزندانمون خنديدن بياموزيم نه گريه كردن ، مردم محتاج شادي اند نه مرثيه ،مردم چندين دهه است كه در حال گريه اند .
ما داریم از بی نونی هلاک میشیم
حالا یکی پیدا شده به جای دراوردن اشک مردم را می خنداند ولو با گفتن جوک های بقول شما بی مزه، چه اشکالی داره؟
چرا برای کسانی که غم را به مردم هدیه می دهند و اتفاقا درامدهای زیادی را هم به جیب می زنند اعتراض نمی کنید.
ضمنا چرا از خودتان که جز مدیران کشور هستید نمی پرسید این چه کشوری است که اکثریتی نان برای خوردن ندارند عده ای هم برای یک ساعت چنین هزینه هایی را پرداخت می کنند؟
من نميفهمم چرا مردم براي ايشون اين پول رو خرج مي كنن. برن جك هاي كانال هاي تلگرامو بخونن ديگه . چون همه اينها هم عينا همون جك ها رو ميگن منتها با يه كم بي مزه بازي
"مردم" برای یه کمدی سیصد تومن خرج میکنند؟ اینا مردم هستند یا از ما بهترون؟ اگر مردم هستند پس ما چی هستیم؟
اختلاف طبقاتی بیداد میکنه . . .
تابناک جان محل برنامه سالن وزارت کشوره نه برج میلاد.
بنظر من کارش قابل تقدیر است که توانسته بدون رانت تلویزیون به شهرت و ثروت برسد ، دلیل اصلیش هم بکر بودن این بازار و نبود رقیب است
سطح نازل نیست، در ایران کمدی بیشتر کلامی است و در کشورهای دیگر حرکات بدنی.البته اجرای زنده ریوندی و ماهی صفت فقط جوک و ادا درآوردن نیست بلکه موسیقی های خیلی شاد و تقلیدی آنطرف آبی و هندی و خارجی نیز بسیار دارد.
مردم همه غرق در غم و ناراحتی هستند.
متاسفانه از بچگی جوری آموزش دیدیم که در ناخودآگاه خود فکر میکنیم هر کاری که شادی داشته باشد جرام است و چون مسئولین هم چزئی از مردمند همین تفکر در آن ها نهادینه شده و جامعه به سمت غم پیش میرود.
این سیصد هزار تومان را بدهید به یک کودک فقیر تا لذتی ببرید که در هیچ کنسرتی نمی توانید بدست آورید
با اينكه با بيان و طنز هجو ريوندي موافق نيستم ولي خنداندن مردم ايران ، جزو سخت ترين كارهاى دنياست ، (حتى سخت تر از كار در معدن ! )كه اين مهم از ريوندي ساخته هستش ، هر چند با زبان هجو و دست انداختن ديگران ! نكته مهم اينه نميشه جلوى هزينه كردن سيصد هزارتومان براى افراد رو گرفت ، ولي ميشه لااقل ، يارانه شون حذف كرد ...
مردم ناچار به هر چیزی پناه می برند از اینکه چند لحظه ای شاد باشند چرا که امواج صدا و سیما و بقیه ! برای شادی مردم هیچ فکر و اندیشه ای ندارند.
آقای ریوندی یک سوپر استار و یک معلم با اخلاق است.
در این مورد به خصوص کسی هم به زور دست در جیب مردم نکرده.
مردم دنبال دلقک بازی اند
بهتر بود میتی دنبال ابتذال جامعه دچار تنزل سلیقه و ابتذالی اعتیادآور شده
واقعاً خیلی بی مزه است. شما اینو با استندآپ کمدی های آمریکایی مقایسه کنید تا ببینید چه سطح پایینی داره. مردم انقدر به شادی نیاز دارند که به همین سطح نازل هم قانع هستند
درامدهای باد اورده و پول مفت...والا کسی که در زندگی اقسرده و گرفتار است ندارد که نهصد هزار تومان برای سه نفر از اعضای خانواده خرج کند که مثلا یکساعت بخندند.
البته کارش عالی نیست ولی در نظر داشته باشید که محدودیتهای زیادی را باید رعایت کند و مثل به قول شما کمدینهای امریکایی دستش باز نیست.
فارغ از بینهایت بی مزه و خنک بودن آقای ریوندی، مسئله اساسی امید است که در جامعه ما متاسفانه وجود ندارد. در تمام فیلم های تلویزیون و سینما، همواره مشکلی وجود دارد که به زندان، بیمارستان، خیانت، طلاق و امثالهم می انجامد. هیچ سریالی از تلاش معمولی یک انسان برای رسیدن به موفقیت وجود ندارد و اگر باشد، همیشه در کنار اون فرد، افراد دزد و دغل وجود دارند. این نحوه فیلم سازی باعث تزریق نگرانی، ناامیدی و شک به جامعه می شود. زندگی های معمولی و موفقیت های طبیعی هیچ جایی در سینما و تلوزیون ایران ندارند متاسفانه....
ادم وقتی عقل داشته باشه میفهمه به چی نیاز داره واونوقت شادی خودش میاد..خیلی ها هستن با سیصد هزار تومان مشکلی از مشکلاتشون حل میشه اونوقت اینا میرن این سیصد هزار تومنو میدن به اینا بعد میخوان شاد هم بشن!!
نزدیک انتخاباته؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چون همه افسردن ، مگه آمار واقعی خودکشی رو اعلام میکنن ؟ هر روز چند نفر ؟؟
مردم هم مجبورن برن اینجور مراسمها که باز هم همان فقر و فلاکت مردم را دستمایه خنده قرار میدهد و مردم هم میخندد
ایران پارسال دومین کشور غمگین دنیا بود. شادی نیاز انسان است.
شادی به این نیست که یک عده 300 هزار تومان پول بدهند یک ساعت بخندند این امار اایران را تغییر نمی دهد
شادی این است که هر پدری مطمئن باشد در امد این ماه تا اخر ماه کفاف زندگی و شادی زن و بچه اش را می کند.
وقتی هفته اول پول ها تمام شد اداهای ماهی صفت یا ریوندی یا مدیری فقط نیشی است به جگر سوخته و اعصاب خورد شده پدر خانواده.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.