اوضاع نه چندان خوب علم در ایران؛
همین امروز دانشگاه ها را به روی دانشمندان ایرانی و خارجی باز کنید؛ سعودی ها در کمین هستند!
آنچنان که پژوهشگران دانشگاه برکلی مدعی شده اند، دانشگاه ملك عبدالعزيز و دانشگاه ملك عبدالله با ارسال ایميل به دانشمندان تراز اول جهان و طرح پيشنهاد همكاري در ازاي يك همكاري مختصر كه شامل دو بار حضور در سال و هر بار يك هفته در دانشگاه و پرداخت كليه هزينه هاست، از آنها می خواهند نام دانشگاه هاي عربستان را در مقالات علمي خود ـ که در فصلنامه های معتبر علمی منتشر می شوند ـ ذكر کنند.

به رغم تبلیغ های گسترده ای که در کشور و در مورد وضعیت مطلوب علم و دانش می شود، بررسی نظام های معتبر رتبه بندی دانشگاه های جهان چندان امیدوار کننده نیست. در حالی که بیشتر دانشگاه های ایرانی در رتبه های به دست آمده یا درجا می زنند و یا عقبگرد دارند، برخی کشورهای منطقه مثل عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی به سرعت در حال رشد و تصاحب جایگاه علمی ایران هستند.
به گزارش «تابناک»؛ چند سالی هست که رشد و شتاب علمی کشور با مشکلات فراوانی که در ابعاد مختلف، متوجه نظام آموزش عالی کشور شده، پیشرفت قابل توجهی ندارد و آمارهای برآمده از نظام های معتبر سنجش کیفیت علمی دانشگاه های جهان از عقبگرد اکثر دانشگاه های ایران و رشد نه چندان مطلوب مابقی دانشگاه ها حکایت دارد.
در شرایطی که برخی دانشگاه های کشور همچون دانشگاه تهران همه ساله و با اندک رشدی که دارند نسبت به این رخداد واکنش تبلیغی شدیدی دارند و این رشد را نشانه ای از توان مدیریتی و عزم جدی مجموعه خود برای تولید علم عنوان می کنند، دیگر دانشگاه ها که در نظام های رتبه بندی جهانی عقبگرد دارند و یا درجا می زنند، در برابر این تغییر و تحولات سکوت کرده اند.
بررسی نظام های رتبه بندی جهانی به خوبی نشان می دهد در جنوب غرب آسیا، هرچند شرایط دانشگاه های ایران خوب است، در مقایسه با کشورهای جنوب شرق آسیا اصلاً مطلوب نیست و بدتر آنکه برخی دانشگاه های ایرانی نسبت به سال های گذشته رشد و پیشرفتی ندارند و این درحالی است که برخی دانشگاه های منطقه مثل دانشگاه های کشور عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی اسرائیل به سرعت در حال بلعیدن جایگاه علمی ایران در منطقه هستند.
البته رتبه های قابل ذکری که برخی دانشگاه های ایرانی در جهان و آسیا دارند، تنها حاصل تولید علم و فن آوری نیست و باید توجه داشت در کشور ایران و در سال های گذشته ظرفیت دانشگاه ها به شدت افزایش یافته و این حقیقت طبیعتاً شرایط علمی کشور را در شرایط کنونی حفظ کرده است؛ وضعیتی که به نظر می رسد در سال های آتی و با کاهش ظرفیت دانشگاه ها دست خوش تغییرات جدی شود.
بر اساس نظام رتبه بندی لایدن که یکی از معتبرترین نظام های رتبه بندی جهانی است و هر ساله آخرین تغییر و تحولات دوره های پیشین دانشگاه های جهان را بررسی می کند، دانشگاه تهران در سال 2017 در رتبه 195 جهان و 50 آسیاست و به نسبت سال های گذشته در جهان و آسیا رشد قابل قبولی را تجربه کرده است؛ رشدی که البته نباید در تحقق آن افزایش چشمگیر جذب دانشجو در این دانشگاه را بی تأثیر دانست.
به گزارش «تابناک»؛ چند سالی هست که رشد و شتاب علمی کشور با مشکلات فراوانی که در ابعاد مختلف، متوجه نظام آموزش عالی کشور شده، پیشرفت قابل توجهی ندارد و آمارهای برآمده از نظام های معتبر سنجش کیفیت علمی دانشگاه های جهان از عقبگرد اکثر دانشگاه های ایران و رشد نه چندان مطلوب مابقی دانشگاه ها حکایت دارد.
در شرایطی که برخی دانشگاه های کشور همچون دانشگاه تهران همه ساله و با اندک رشدی که دارند نسبت به این رخداد واکنش تبلیغی شدیدی دارند و این رشد را نشانه ای از توان مدیریتی و عزم جدی مجموعه خود برای تولید علم عنوان می کنند، دیگر دانشگاه ها که در نظام های رتبه بندی جهانی عقبگرد دارند و یا درجا می زنند، در برابر این تغییر و تحولات سکوت کرده اند.
بررسی نظام های رتبه بندی جهانی به خوبی نشان می دهد در جنوب غرب آسیا، هرچند شرایط دانشگاه های ایران خوب است، در مقایسه با کشورهای جنوب شرق آسیا اصلاً مطلوب نیست و بدتر آنکه برخی دانشگاه های ایرانی نسبت به سال های گذشته رشد و پیشرفتی ندارند و این درحالی است که برخی دانشگاه های منطقه مثل دانشگاه های کشور عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی اسرائیل به سرعت در حال بلعیدن جایگاه علمی ایران در منطقه هستند.
البته رتبه های قابل ذکری که برخی دانشگاه های ایرانی در جهان و آسیا دارند، تنها حاصل تولید علم و فن آوری نیست و باید توجه داشت در کشور ایران و در سال های گذشته ظرفیت دانشگاه ها به شدت افزایش یافته و این حقیقت طبیعتاً شرایط علمی کشور را در شرایط کنونی حفظ کرده است؛ وضعیتی که به نظر می رسد در سال های آتی و با کاهش ظرفیت دانشگاه ها دست خوش تغییرات جدی شود.
بر اساس نظام رتبه بندی لایدن که یکی از معتبرترین نظام های رتبه بندی جهانی است و هر ساله آخرین تغییر و تحولات دوره های پیشین دانشگاه های جهان را بررسی می کند، دانشگاه تهران در سال 2017 در رتبه 195 جهان و 50 آسیاست و به نسبت سال های گذشته در جهان و آسیا رشد قابل قبولی را تجربه کرده است؛ رشدی که البته نباید در تحقق آن افزایش چشمگیر جذب دانشجو در این دانشگاه را بی تأثیر دانست.
دانشگاه علوم پزشکی تهران در این رتبه نسبت به سال های گذشته عقبگرد دارد و هم در آسیا و هم در جهان رتبه اش تنزل یافته است. جدا از دانشگاه تهران، دانشگاه امیرکبیر نیز رشد محسوسی در این رتبه بندی دارد و در سال 2017 در جایگاه 292 جهان و 81 آسیا قرار گرفته است.
با این حال، تغییرات رتبه دانشگاه هایی مثل صنعتی شریف، علوم پزشکی ایران و دانشگاه شیراز چندان رضایت بخش نیست و شرایط علمی این دانشگاه ها، گویای عقبگرد نسبت به سال های گذشته است.
دانشگاه تبریز نیز که خود را در میان 200 دانشگاه برتر آسیا می بیند، تقریباً در حالت سکون قرار دارد و در سال 2017 رتبه 190 آسیا را از آن خود کرده است.
در این میان، دانشگاه صنعتی اصفهان با رشدی چشمگیر در حال اضافه شدن به جمع دانشگاه های برتر آسیا و جهان است، اما موضوع نگران کننده در رابطه با این دانشگاه این است که در سال های آینده به مشکلاتی که سایر دانشگاه های برتر کشور دچارند، مبتلا شود و این روند صعودی را حفظ نکند.
به طور کلی آنچه در مورد رتبه های جهانی و آسیایی دانشگاه های برتر ایران در سال های اخیر می توان به آن اشاره کرد، رشد حداقلی دانشگاه تهران، امیرکبیر و صنعتی اصفهان و عقبگرد دانشگاه های بزرگی مثل علوم پزشکی تهران، علوم پزشکی ایران، صنعتی شریف، تربیت مدرس و دانشگاه شیراز است؛ اتفاقی که اگر در سال های آینده نیز ادامه داشته باشد، نگرانی ها برای اوضاع علم و دانش کشور افزایش خواهد یافت.
در بروز چنین شرایط نگران کننده ای برای دانشگاه های کشور، مسائل و مشکلات فراوانی را می توان دخیل دانست که از جمله آنها، می توان به فرار مغزها و مهاجرت بسیاری از نخبگان کشور به دانشگاه های بزرگ جهان اشاره کرد.
از سوی دیگر فارغ التحصیلان دانشگاهی که در ایران می مانند در اکثر موارد، شغل و حرفه مرتبط با تخصص و تحصیلاتشان به دست نمی آورند و میان داشته های علمی و فضای شغلی آنها فاصله فراوانی وجود دارد؛ اتفاقی که سبب می شود این دانش آموختگان به رغم هزینه های فراوانی که برای آنها شده است، از چرخه تولید علم خارج و درگیر مسائل روزمره و مشکلات اقتصادی خود و خانواده هایشان شوند.
پذیرش دانشجویان پولی، عدم رعایت شایسته سالاری در فرایندهای استخدامی و انتصاب مدیران آقازاده در بسیاری از شغل های حساس را نیز می توان از جمله مواردی دانست که انگیزه و علاقه نخبگان داخلی را برای افزایش توانمندی ها و تلاش بیشتر برای تولید علم به شدت کاهش داده است؛ اتفاقی که نمی توان آثار و پیامدهای آن را در عقبگرد دانشگاه های کشور در رتبه بندی های جهانی منکر شد.
تغییر و تحولات نه چندان امیدوار کننده دانشگاه های کشور در سال های گذشته، در حالی است که بررسی وضعیت کنونی سه دانشگاه برتر کشور عربستان و شش دانشگاه رژیم صهیونیستی حکایت از رشد چشمگیر این دانشگاه ها در سال های اخیر و جابجایی جایگاه علمی ایران در منطقه با جایگاه علمی عربستان و اسرائیل است.
عربستانی ها که در دهه اخیر به شدت روی موضوع علم و توسعه فضاهای دانشگاهی خود سرمایه گذاری کرده اند، هم اکنون سه دانشگاه مهم و بزرگ دارند که با شتاب علمی باورنکردنی بسیاری از دانشگاه های ایرانی را پشت سر گذاشته اند و با روند کنونی در سال های آینده به احتمال زیاد قطب علمی منطقه خواهند شد.
آنچنان که بررسی ها نشان می دهد، عربستانی با صرف هزینه های زیاد تلاش دارند اساتید و دانشجویان نخبه جهانی را حتی برای دوره های کوتاه زمانی در هر سال به دانشگاه های بزرگ خود بکشانند و با تأمین حداکثری ضمن بهره مندی از توان علمی، آنها را ترغیب کنند در مطالعات و پژوهش های خود نام دانشگاه های عربستانی را در مقالات و طرح های پژوهشی خود درج کنند.
برای مثال، آنچنان که پژوهشگران دانشگاه برکلی مدعی شده اند، دانشگاه ملك عبدالعزيز و دانشگاه ملك عبدالله با ارسال ایميل به دانشمندان تراز اول جهان و طرح پيشنهاد همكاري در ازاي يك همكاري مختصر كه شامل دو بار حضور در سال و هر بار يك هفته در دانشگاه و پرداخت كليه هزينه هاست، از آنها می خواهند نام دانشگاه هاي عربستان در مقالات علمي خود را که در فصلنامه های معتبر علمی منتشر می شوند، ذكر کنند.
با این حال، تغییرات رتبه دانشگاه هایی مثل صنعتی شریف، علوم پزشکی ایران و دانشگاه شیراز چندان رضایت بخش نیست و شرایط علمی این دانشگاه ها، گویای عقبگرد نسبت به سال های گذشته است.
دانشگاه تبریز نیز که خود را در میان 200 دانشگاه برتر آسیا می بیند، تقریباً در حالت سکون قرار دارد و در سال 2017 رتبه 190 آسیا را از آن خود کرده است.
در این میان، دانشگاه صنعتی اصفهان با رشدی چشمگیر در حال اضافه شدن به جمع دانشگاه های برتر آسیا و جهان است، اما موضوع نگران کننده در رابطه با این دانشگاه این است که در سال های آینده به مشکلاتی که سایر دانشگاه های برتر کشور دچارند، مبتلا شود و این روند صعودی را حفظ نکند.
به طور کلی آنچه در مورد رتبه های جهانی و آسیایی دانشگاه های برتر ایران در سال های اخیر می توان به آن اشاره کرد، رشد حداقلی دانشگاه تهران، امیرکبیر و صنعتی اصفهان و عقبگرد دانشگاه های بزرگی مثل علوم پزشکی تهران، علوم پزشکی ایران، صنعتی شریف، تربیت مدرس و دانشگاه شیراز است؛ اتفاقی که اگر در سال های آینده نیز ادامه داشته باشد، نگرانی ها برای اوضاع علم و دانش کشور افزایش خواهد یافت.
در بروز چنین شرایط نگران کننده ای برای دانشگاه های کشور، مسائل و مشکلات فراوانی را می توان دخیل دانست که از جمله آنها، می توان به فرار مغزها و مهاجرت بسیاری از نخبگان کشور به دانشگاه های بزرگ جهان اشاره کرد.
از سوی دیگر فارغ التحصیلان دانشگاهی که در ایران می مانند در اکثر موارد، شغل و حرفه مرتبط با تخصص و تحصیلاتشان به دست نمی آورند و میان داشته های علمی و فضای شغلی آنها فاصله فراوانی وجود دارد؛ اتفاقی که سبب می شود این دانش آموختگان به رغم هزینه های فراوانی که برای آنها شده است، از چرخه تولید علم خارج و درگیر مسائل روزمره و مشکلات اقتصادی خود و خانواده هایشان شوند.
پذیرش دانشجویان پولی، عدم رعایت شایسته سالاری در فرایندهای استخدامی و انتصاب مدیران آقازاده در بسیاری از شغل های حساس را نیز می توان از جمله مواردی دانست که انگیزه و علاقه نخبگان داخلی را برای افزایش توانمندی ها و تلاش بیشتر برای تولید علم به شدت کاهش داده است؛ اتفاقی که نمی توان آثار و پیامدهای آن را در عقبگرد دانشگاه های کشور در رتبه بندی های جهانی منکر شد.
تغییر و تحولات نه چندان امیدوار کننده دانشگاه های کشور در سال های گذشته، در حالی است که بررسی وضعیت کنونی سه دانشگاه برتر کشور عربستان و شش دانشگاه رژیم صهیونیستی حکایت از رشد چشمگیر این دانشگاه ها در سال های اخیر و جابجایی جایگاه علمی ایران در منطقه با جایگاه علمی عربستان و اسرائیل است.
عربستانی ها که در دهه اخیر به شدت روی موضوع علم و توسعه فضاهای دانشگاهی خود سرمایه گذاری کرده اند، هم اکنون سه دانشگاه مهم و بزرگ دارند که با شتاب علمی باورنکردنی بسیاری از دانشگاه های ایرانی را پشت سر گذاشته اند و با روند کنونی در سال های آینده به احتمال زیاد قطب علمی منطقه خواهند شد.
آنچنان که بررسی ها نشان می دهد، عربستانی با صرف هزینه های زیاد تلاش دارند اساتید و دانشجویان نخبه جهانی را حتی برای دوره های کوتاه زمانی در هر سال به دانشگاه های بزرگ خود بکشانند و با تأمین حداکثری ضمن بهره مندی از توان علمی، آنها را ترغیب کنند در مطالعات و پژوهش های خود نام دانشگاه های عربستانی را در مقالات و طرح های پژوهشی خود درج کنند.
برای مثال، آنچنان که پژوهشگران دانشگاه برکلی مدعی شده اند، دانشگاه ملك عبدالعزيز و دانشگاه ملك عبدالله با ارسال ایميل به دانشمندان تراز اول جهان و طرح پيشنهاد همكاري در ازاي يك همكاري مختصر كه شامل دو بار حضور در سال و هر بار يك هفته در دانشگاه و پرداخت كليه هزينه هاست، از آنها می خواهند نام دانشگاه هاي عربستان در مقالات علمي خود را که در فصلنامه های معتبر علمی منتشر می شوند، ذكر کنند.
عربستانی ها همچنین دانشگاه ملک عبدالله خود را در سال 2009 با بودجه اي بالغ بر 10 ميليارد دلار در كنار درياي سرخ و شهرجده با مساحتي نزديك به 36 ميليون مترمربع بر اساس پلن استنفورد و بركلي ساختند. نکته جالب اینکه اين دانشگاه تحت پوشش هيچ وزارتخانه اي در عربستان نيست و قوانين سفت و سخت كشور عربستان در محيط آن اعتبار ندارد؛ شرایطی که باعث شده دختران و پسران آزادانه با پوشش های متداول در دانشگاه های بزرگ جهان در آن تردد و رانندگي کنند و براي اولين بار در كشور عربستان دانشجويان دختر و پسر در كنار هم بنشینند.
اینکه دانشگاه های عربستانی پژوهشگران و اساتید پر استناد جهانی را متقاعد می کنند به نام دانشگاه آنها مقاله علمی منتشر و برای تدریس و پژوهش به دانشگاه های عربستان سفر کنند، خیلی زود اثر خود را در رتبه بندی های جهانی گذاشته است و هم اکنون دانشگاهی مثل دانشگاه ملک عبدالعزیز جزو پنج دانشگاه برتر جهان است که اساتید پر استناد جهان نام این دانشگاه را به عنوان مرکز اول و یا دوم وابسته به خود ذکر می کنند.
دانشگاه ملک سعود عربستان که در سال های گذشته در رتبه 252 جهانی قرار داشت، خود را به سرعت به دانشگاه تهران نزدیک کرده و با رشد قابل توجهی که دارد، در سال 2017 در آسیا تنها سه رتبه با دانشگاه تهران فاصله دارد؛ دانشگاهی که در سال 2015، 14 رتبه با دانشگاه تهران فاصله داشت.
جدا از دانشگاه ملک سعود، رشد دو دانشگاه دیگر عربستان به نام های ملک عبدالعزیز و ملک عبدالله نیز چشمگیر است. دانشگاه عبدالعزیز از رتبه 526 جهان، خود را به رتبه 321 جهان رسانده و در سال 2017 بالاتر از دانشگاه علوم پزشکی تهران قرار گرفته است؛ دانشگاهی که در سال 2015، 210 رتبه از دانشگاه علوم پزشکی تهران عقب تر بود.
دانشگاه ملک عبدالله نیز در سال 2017 خود را از جایگاه 242 به جایگاه 159 آسیا رساند و بالاتر از دانشگاه تبریز در آسیا قرار گرفت؛ دانشگاهی که در سال 2015، 49 رتبه پایین تر از دانشگاه تبریز قرار داشت.
شرایط خوب علمی برای دانشگاه های رژیم صهیونیستی و رقابت تنگاتنگ دانشگاه های این کشور با دانشگاه های ایران برای قطب علمی منطقه شدن نیز از نکات جالبی است که کمتر به آن اشاره می شود. فارغ از نگاه های سیاسی و تنش هایی که در منطقه در مورد موجودیت اسرائیل وجود دارد، هم اینک در جنوب غرب آسیا و در اراضی اشغالی دانشگاه هایی چون دانشگاه تل آویو و دانشگاه عبری اورشلیم بالاتر از بزرگ ترین دانشگاه ایران یعنی دانشگاه تهران قرار دارند؛ موقعیتی که دو دانشگاه دیگر این رژیم، یعنی دانشگاه صنعتی اسرائیل و دانشگاه بن گوریون نیز تا حدودی دارند و بالاتر از بسیاری از دانشگاه های کشور در مسیر تولید علم فعالیت می کنند.
تعامل مناسب با کشورهای غربی و جذب اساتید برجسته جهانی در کنار ایجاد شرایط رفاهی مناسب برای اساتید و پژوهشگران از جمله موضوعات مهمی است که دانشگاه های رژیم صهیونیستی از آن بهره می برند و بر اساس گزارش های علمی موجود، پدیده ای به نام فرار مغزها در این منطقه کاملاً برعکس شرایط ایران است و این دانشجویان و نخبگان خارجی هستند که دانشگاه هایی چون تل آویو را برای ادامه تحصیل و پژوهش انتخاب می کنند.
با شرایطی که به آن اشاره شد، روند صعودی دانشگاه های بزرگ عربستان سعودی در کنار موقعیت برجسته دانشگاه های رژیم صهیونیستی اجتناب ناپذیر است و پیش بینی می شود در سال های آینده، ایران و دانشگاه های ایرانی را از محوریت علمی منطقه خارج کنند.
این شرایط در حالی است که اگر مقایسه ای در ابعاد دیگر وضعیت دانشگاهی مثل نقش این مراکز در حل معضلات جامعه، ارتباط با صنعت و اشتغال دانش آموختگان آنها صورت بگیرد، قطعاً گویای حقایق نگران کننده ای است که تلاش می شود در ادامه بررسی شوند.
با شرایطی که به آن اشاره شد، روند صعودی دانشگاه های بزرگ عربستان سعودی در کنار موقعیت برجسته دانشگاه های رژیم صهیونیستی اجتناب ناپذیر است و پیش بینی می شود در سال های آینده، ایران و دانشگاه های ایرانی را از محوریت علمی منطقه خارج کنند.
این شرایط در حالی است که اگر مقایسه ای در ابعاد دیگر وضعیت دانشگاهی مثل نقش این مراکز در حل معضلات جامعه، ارتباط با صنعت و اشتغال دانش آموختگان آنها صورت بگیرد، قطعاً گویای حقایق نگران کننده ای است که تلاش می شود در ادامه بررسی شوند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
قبول کنین که در همه چیز آخرین دنیا هستیم.
چرا حساسیت بیشتر روی عربستانه و نه اسراییل فعلا اسراییل که طرفدار تجزیه کشورهای مسلمانه ولی متاسفانه ما کشورهای مسلمان با نبش قبر مسایل تاریحی به جان هم افتادیم
با افزایش ظرفیت ارشد و دکتری و ظرفیت بی حد دانشگاه های سراسری و شبانه و آزاد و غیر انتفاعی و کاربردی بلایی بر سر آموزش عالی آوردند که تا همیشه همه را داغدار کرد. نخبگان را نابود و همه را ناامید کرد.
آیا از یاد برده اید که این قبطه به حال شما ایرانی ها بوده که کشورهای دیگر از جمله و یویژه همسایه محترم ما عربستا نی ها را تحریک و تشویق به افتادن در این مسیر بنماید؟
آنچه داشته ایم و هنوز هم در دسترس داریم را ببینید و با اعتماد به نفس و تحلیل صحیح هم نگاهداری و هم باز تولید کنید. انگاه هنوز هم می توانیم چراغ راه سایر ملتها باشیم
علم قطعیت ندارد.
ریاضیات علم نیست و در مقابل علم است چون قطعیت دارد.
متاسفانه ساختار حمایت از نخبگان و استعدادهای درخشان کشور مبتنی بر حمایت شعاری است. بنیاد ملی نخبگان به جای حمایت عملی و فراهم نمودن شرایط جذب و کار نخبگان کشور، با روندهای نامعقول و ارائه تسهیلات غیر اجرایی صرفا نخبگان را ناامیدتر و فرسوده تر نموده است که افت خیز علمی کشور به روشنی آنرا تایید می کند.
متاسفانه مسئولین و استانداران محترم به رغم توصیه های موکد رهبر معظم انقلاب و مسئولین عالی رتبه، در استانها نخبگان را بین سازمان ها و افراد پاس کاری و روندی را در جهت ایجاد ناامیدی و در انتها اجبار به ترک کشور را فراهم می کنند.
بنیاد ملی نخبگان و وزارت علوم به جای توجه به جذب و حمایت نخبگان داخلی، به صوت مداوم و غیر منطقی در پی پهن نمودن فرش قرمز برای خارج رفته ها می باشند!
اما چرا با نخبگان و جوانان مومن و متعهد به نظام و کشور این چنین می کنند؟
استدعا دارم مجلس شورای اسلامی و دولت محترم پیرامون جذب و اشتغال نخبگان مورد تایید جهت جذب در دستگاههای اجرایی و دانشگاهها با ارائه راهکاری قانونی به صورت عاجل جلوی نابودی بهترین جوانان کشور را به دلیل بیکاری بگیرند.
دانشگاه و البته نظام آموزشی غلط اندر غلط در ایران با آن تبعیض خفقانی جز بیماری و استرس برای جوانان ما ندارد و این رتبه ها صوری و سیاسیه از علم خبری نیست استادی که با تبعیض و پارتی بازی به مقام رسیده و عقده های خود را روی دانشجویان پوشالی اعمال می کنه و آنها را در تنگنا قرار میده در دانشگاه 5 درصد هم چیز نمی آموزید و مثل زندانها جز بیماریهای واگیردار چیزی عایدتون نمیشه نظام آموزشی غلطه هیچ استادی جز معلمی و پژوهشگری نباید کار دیگر کند ولی همه کاسبند و از پژوهش واقعی خبری نیست سوادی در دانشگاهها نیست فقط بلغور کردن نوشته های و البته اراجیف دیگران و خارجیان به نام علم غالبا اینطوره نه همش هرکس خبری دارد و علمچه ای از غیر دانشگاه پیدا کرده
هیچ کاری مسخره تر از مقاله دادن نیست. باید محصول خوب و با کیفیت تولید کرد
همون رتبه های سال های قبل ایران هم ناشی از منوط کردن 2 نمره پایان نامه به ارائه مقاله از پایان نامه بوده!
تاریخ و جغرافی و علم وهنر و ....را همه را میخواهند با زور با پول بخرند!!!!!
دانشگاههاي اينجا هم براي پيشرفت سفره هاي افغاني مي اندازند و دانشجو افغاني بورسيه مي كنند
علم مرد و مدرک بی ارزش شد از زمانی که دانشگاه ملی
شبانه دار شد و دانشگاههای آزاد و پیام نور و جامع علمی کاربردی و فلانی و بمانی درست شد
اااااااااااااااااااااابببببببببببببببببببببببببببببببب
فقط اب
باید ازین مملکت رفت
دانشگاه میخواهیم چکار کنیم پول نفت را بدهید به تاجرها و دلال ها تا برایمان لباش و خوراکی و لوازم آرایشی بیاورند چین هم که هر چی بخواهی برایمان میسازد . فعلا که نه اقتصاد داریم نه علم چون مدیریت نداریم
فاتحه علم در ایران خوانده شده است تا زمانی معیار پیشرفت کشور شمارش تعداد مقاله باشد اوضاع همین است مقاله های ما همه بی ارزش است و هیچ دردی از کشور را دوا نکرده است
تابناک عزیز؛ نگرانی و دغدغه شما محترم و باارزش، ولی حل این مشکل نیازمند حل مشکلات ریشه ای آن است. ما در تامین حداقل ها مانده ایم اونوقت شما انتظار پیشرفت علمی دارید؟ درستش همینه که با این اوضاع باید پسرفت کنیم. بنده 5 سال پیش با تحصیلات فوق لیسانس از دانشگاه دولتی فارغ التحصیل شدم (6 مقاله هم دارم)هنوز کار درست و حسابی پیدا نکردم. شغلی کاذب دارم. زن و یک بچه هم دارم (32 سال)
اگر 5 درصد به آینده امید داشتم حتما دکترا هم شرکت میکردم و قبول میشدم. اما دریغ و افسوس که هیچ امیدی ندارم...
چند تا استاد برجسته از عربستان برا تدریس تودانشگاههای خودمون دعوت کنیم یا دانشجو ها را بفرستی دانشگاههای عربستان درس بخونند
بد با کی عوا کنیم. تصور کنید این خیلی خوبه که دارند به سمت درس دانش میر ند. تصور کنید اگر متعصب بودن و به سمت علم نمی رفتند درد سرشون بیشتر نبود؟
با درود
فارغ التحصیل دکتری شیمی کاربردی هستم از دانشگاه دولتی و بیکار!!!!
وقتی درب دانشگاه به روی افرادی مثل من که 15 سال از بهترین سالهای عمرشون رو درس خوندن و مو سفید کردن و از انواع تفریح های مجاز (و بعضا غیر مجاز) محروم بودیم به امید اینکه با رسیدن به درجه بالای تحصیلی شغل مناسب و دلخواهی داشته باشیم، بسته هست و دانشگاه ها آشناهای خودشون رو با فرآیند جزب هیئت علمی بر میدارن و یا بازنشسته های دانشگاه های دولتی میرن استخدام دانشگاه آزاد میشن یا حق التدریس درس میدن هیچ توقعی از پیشرفت در هیچ جا نباید داشت.
الان متاسفانه نه تو دانشگاه ها جایی داریم نه تو کارخونه ها، دانشگا ها که باند و باندبازیه و کارخونه ها هم که میری برای مصاحبه وقتی به رزومه نگاه میکنن میگن شما با این رزومه سنگین برای اینجا حیفی...
از اینجا مونده و از اونجا رونده...
اگر برمیگشتم عقب با دیپلم میرفتم سر کار و الان با 15 سال سابقه با این اوضاع دانشگاه ها تا هر شهری که میخواستم و تو هر رشته ای به راحتی و هیچ دقدقه ای درس میخوندم
دانشگاه های ما هم در زمینه گیر دادن به دانشجوهای خانم و اردو های مختلط
ایجاد محیط امنیتی برای دانشجو و فراری دادن نخبه ها حسابی پیشرفت داشته!!!!!!!!!
تا ما از توهم خود بزرگ بینی،توهم توطئه دست بر نداریم و با همسایگان مهربان نباشیم اوضاع تغییری نخواهد کرد.ما در زمینه علمی هم دچار توهمیم و فکر میکنینم خیلی جلو ایم و ناسا و پزشکی آمریکا بدون ما نابود میشه!!
رتبه علمي به چه درد ما مي خورد در حالي كه اقتصاد ما هيچ رشدي ندارد!
بسیار متاسفم که در پذیرش دانشگاه ها سهم بچه های ما را می گیرند و به بچه های شما میدهند. اگر قرار است به رزمندگان چیزی داده شود بهتر است حقوق و خانه و خودرو و وام بلاعوض یه بدون بهره باشد تا اینکه حق فرزندان ما را گرفته به فرزندتان شما بدهد.
باید براشون اونقدر امکانات مادی فراهم کنند تا خودشون بتونند در یک رقابت برابر با بقیه شرکت کنند و تو این رقابت بتونند رتبه های واقعی بیارند. متاسفانه اینجوری اونا را رابطه ای بار می یارند و هرجا که برسند رابطه براشون حرف اول می زنه
ادعاهای ایرانی جماعت تمامی ندارد. عملن هیچ حرفی برای گفتن جز گنده گویی نداریم.
همین رشد به قول شما علمی هم با تقلب و حقه بازی همراه بوده کیه که ندونه اساتید با زور و تهدید دانشجوها رو مجبور میکنن در کمتر از چند ماه یک مقاله در ژورنال معتبر خارجی چاپ کنند آخه مگه میشه برادر؟ اکثر این مقالات از نظر ارزش علمی تهی هستن به هیچ کار مملکت نمیان دزدی علمی و داده سازی درشون موج می زنه فقط بدرد ارتقا وضعیت اساتید بیسواد میخوره و بس
"برخی کشورهای منطقه مثل عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی به سرعت در حال رشد و تصاحب جایگاه علمی ایران هستند." !!!
خودتون رتبه های دانشگاههای اسراییل را که زدید ببینید ! یعنی اینم ندیدی و جدولش را گذاشتید!؟ ما تا 50 سال دیگه هم به رتبه دانشگاههای اسراییل نمیرسیم.
حیف که دانشمند تراز اول نیستم وگرنه استقبال میکردم چون ایران قدر ما را نمیدونه....
من درزمره اساتیدخوش شانسی هستم که درهفته 50 ساعت تدریس می کنم .دست به قلم واهل نوشتن وتحقیقم سابقه ام این رانشان میدهد.اما مدتهاست محصول علمی ندارم چون خستگی 50ساعت تدریس راتحمل می کنم ونمی توانم بخوانم وبنویسم .میگویندچهارمیلیون حقوق می گیری حرص می زنی ولی نمی دانندماهی چهارمیلیون قسط می دهم.این اوضاع ماست چون عنوان پرافتخاراستادی رابه ماداده اندمنتی دارندبزرگ که بمیرومقاله بنویس ولی مابرای زنده ماندن راه دیگری هم داریم وآن خرکاری وننوشتن است به هرحال دومی ازمردن بهتراست ...خلاصه آنکه این دانشگاه هااهل قلم راازنوشتن می اندازندشما توقع پیشرفت دارید؟
میتونم بپرسم جناب تابناک ملاک این رتبه بندی ها کدوم موسسه اس؟ مرکز ماست مالی همه چی؟
در هیچ رتبه بندی معتبری هیچ دانشگاه ایرانی نیست که زیر 500 باشه. در صورتی که یکی دو تا دانشگاه عربستان در همون حوالی 250 هستن. شما نگران علم در ایران هستید اول دست از ماستمالی جزیی و کلی بردارید و خبررسانی واقعی و بدور از تعصب داشته باشید. هر کس باید از خودش شروع کنه. میدونم این کامنت رو منتشر نمیکنید. این رو برای تنظیم کننده این خبر نوشتم. در گلستانی که بلبل بشنود توبیخ زاغ راح و ریحان مرده باد و خار و خنجر زنده باد
عاقبت مزدورنامه نگاری
رده بندی ها کار ممالک استکباری است که خود را بزرگ و قدرتمند نشان دهند. دانشگاه های ما با ورودی های نخبه و با هوش و خلاق و علم مدار و پژوهشگر رشدی افتخار آفرین داشته اند. تنها کشور آسیا هستیم که دارای هشتاد و شش دانشمند در رده یکصد دانشمند برتر جهان میباشیم. تعداد دارندکان دکتر و فوق دکترای ما بیشترین و بهترین است. ثبت اختراعات و اکتشافات و ابداعات های ما رکورد شکسته است. علاقمندان به تحصیل در قطب های پژوهشی کشور خصوصن از جانب کشور های مسلمان دوست و برادر افتخار آفرین است.
غالب کشور های ذیربط ستاد بررسی چگونگی رشد اعجاب آور ما را تشکیل داده اند. نداریم شهر و شهرستانی که حد اقل سه یا چهار دانشگاه پژوهش محور نداشته باشد. این افتخارات بعلت همت و برنامه ریزی دقیق و مهندسی معکوس علوم به روز شده میباشد. پیروزی ما وعده الهی است و نخبگان ما برگزیدگان قله پیشرفت هستند. دانشگاه های گروه پزشکی و داروسازی و پرستاری وشریف و علم و صنعت و دانشگاه آزاد اسلامی و کاربردی و سایر شهرستان هافخر بشریت در قرن بیست و یک هستند. دست مریزاد.
دکتر با چه سهمیه ای دانشگاه قبول شدی؟!
خفه شدیم از این همه افتخار و نتایج آن...
آفرین.
ابی جان یه نگاه به نظرات و + ها و - ها بنداز بعد ادای ماده مذاب دربیار!!!!
از نزدیک با کار سعودی ها آشنا بوده و هستم.
کارهاشون، مخصوصا در دانشگاه شاه عبدالله بسیار اصولی و زیر بنایی هست. با چند نفر از محققین اونجا همکاری علمی دارم.
فقط میتونم بگم با تجهیزات و امکاناتی که سعودی ها در دل صحرا فراهم کردن، آرزوی هر محقق سطح اول دنیا هست که اونجا کار پژوهشی انجام بده. کیفیت مقالات علمیشون بعضاً بسیار بالاست. و در آینده نچندان دوری تبدیل به یکی از موسسات برتر علمی دنیا خواهند شد.
البته نباید حقوق نجومی سعودی را هم نادیده گرفت که باعث جذب دانشمندان مشهوری هم شدن.
بد نیست در این مورد از سعودی ها یاد بگیریم.
متاسفانه اینجانب با داشتن PhD و بعد از انجام یک دوره تحقیقاتی کاملا عملی همراه با نتایج کاربردی و درخشان در خارج از کشور و با سابقه زیاد صنعتی، تحقیقاتی و آموزشی بایستی درگیر فراخوان جذب هیات علمی در دانشگاه باشم. یک دانشگاه می گوید به تخصص شما احتیاج نداریم. یک دانشگاه می گوید متقاضی زیاد است. یک دانشگاه می گوید هر سه دانشگاه محل تحصیل شما یک جا بوده. با این شرایط تعداد زیاد فارغ التحصیلان و نبود ملاکهای تاثیرگذار تحقیقاتی و کاربردی در جذب اعضای هیات علمی دانشگاه ها چه امیدی می توان به پیشرفت دانشگاه داشت. تا وقتی ملاک انتخاب هیات علمی رابطه باشد (در همه دولتها) و ظاهرسازی برای رد کردن نخبگان "واقعی" (کسانی که توانایی راه اندازی خط تحقیقاتی و انجام کارهای تحقیقاتی عملی را دارند) با بهانه های واهی صورت گیرد، سرنوشتی بهتر از این نخواهیم داشت. الان در مصاحبه های دانشگاه ها کسانی قبول می شوند که با اعضای هیات جذب لابی مناسبی کرده باشند. با این وضع دانشگاه ها از کنار آنها هم نمی شود رد شد، چه برسد که به آنها داخل شد. وضعیت صنعت و تحقیقات هم که در کشور از روز روشن تر است. با این شرایط دانشجویان هم انگیزه ای نخواهند داشت و تنها محرک فعلی قصد ادامه تحصیل در خارج از کشور است، به نحوی که دانشجویان لیسانس و فوق لیسانس برای پر کردن رزومه خود و افزایش شانس جذب در دانشگاههای خارجی مقاله منتشر می کنند تا در آینده به خارج از کشور بروند.
با این اوضاع باید به زودی منتظر بازخورد این موضوع در جامعه هم بود. جامعه ای که جتی کارهای ساده هم در ان به سختی انجام میگیرد.
نتیجه فراری دادن متخصصین کشور و همچنین عدم توجه به نیروی جوان علمی کشور همین است. دولت حتی وظیفه خود نمیداند برای دانش آموختگان دکتری کشور در حال حاضر شغل ایجاد کند. حتی جذب هیئت علمی را بسیار محدود کرده اند. ار طرفی افرادی با سوابق 30 -40 سال در دانشگاه ها بدون هیچ انگیزه ای و بدون هیچ تلاشی در حال ادامه کار هستند و فقط پول بیت المال را میگرند. بهتر نیست همین امروز دولت فکری به حال بزنشستگی اساتید در سن 60 سال بکند تا نیروی جوانی و افراد فعال تر وارد سیستم شوند و هم از نرخ بیکاری دکتری کم شود و هم اضواع دانشگاه ها رو به بهبود.
تا چه حد به این رتبه بندیها میشه اعتماد و استناد کرد ! سعودیها رئیس سازمان ملل را خریدند آنهم در مورد موضوع مهم حقوق بشر و خیلی جاهای دیگه با پول به ظاهر اعتبار جعلی برا خوشون دست وپا میکنند اینجا هم بعید نیست پول خرج کنند !
من در اروپا و آمریکا تحصیل کردم و با جامعه علمی کشور هم در ارتباط هستم. مشکل اصلی اساتید کشور در تولید علم مادی نیست. مشکل ضعف علمی اساتید هست که بدون شایسته سالاری جذب شده اند زیرا اغلب فارغ التحصیلان خوب کشور بدون اجبار کشور را ترک می کنند. خیلی مشکلات هست، مشکل آموزشی هست اغلب، نه آموزش علم بلکه آموزش سبک زندگی، فرهنگ، اخلاق، پرکاری و ...و متاسفانه با سیاست های غلط ما روز به روز به عقب خواهیم رفت
دولت فعلی و قبلی دشمن علم و دانشگاه است
سلام. اینکه دانشگاه عربستانی پول می دهد تا به نام آن دانشگاه توسط دانسمندان دیگر کشورها مقاله چاپ شود به معنی رشد علمی نیست. اصولا چاپ تهداد زیاد مقاله و کسب رتبه در موسسه های رتبه بندی به معنای رشد علمی نیست. و دانشگاههای معتبر جهان چندان اهمیتی به این موسسه های رتبه بندی نمی دهند.
رتبه اونقدرها هم مهم نیست. دیروز مجله فوربز دوره MBA دانشگاه پنسیلوانیا را اول در جهان اعلام کرد، در صورتی که همه ملت از جمله خود این دانشگاه میدونن که این دانشگاه رتبه اول نیست.
تا کی میخوایم با اجر معنوی برای اساتیدمون زندگیشون رو تامین کنیم نمیدونم.
استادی که برای تامین معاش فقیرانه تحت فشار است و در سطح فقر درامد دارد نمیتواند برای پیشرفت کشور و دانشجویان مثمرثمر باشد. مسولین هم با تبلیغات گسترده وعده پاداش اخروی رو اونم از جیب خدا برای اساتید گذاشتند. ایا خودمان و از جمله مسولین، برای علم و اساتید ان ارزش قایل هستیم? حداقل اینه که باید دغدغه معاش نداشته باشند. ایا مسولین از وضعیت موجود راضی هستند?
رکود و نزول علمی نتیجه نوع نگاه ما به علم و دانش هست. پس نمیتوان انتظار بهبودی داشت
برادر من شما بگو کجا درسته که حالا از خرابی دانشگاهها میگی؟؟؟ اتفاقا بنظر میرسه با همون سرعتی که بقیه پیشرفت میکنن ما به عقب برگردیم که بحمدالله داریم کارمون رو بنحو احسن انجام میدیم.
معیار امتیاز دهی دانشگاههای دنیای اسلام را عربستان نوشته است. برای ما بهتر است وارد این بازی نشویم.
کدام علم ؟همش شده کپی افرادی با سهمیه و پارتی میشوند استاد
ایران ویران شده
سلام
چرا دانشگاه فردوسی مشهد را از قلم انداختید. رتبه آسیای آن 158 و جهانی ان 509 می باشد.
158
Ferdowsi Univ Mashhad Iran
مشکل اساسی علم در کشور ما به این نکته بر می گردد که ما همیشه دنبال کمیت گرایی بوده ایم نه کیفیت گرایی. تولید علم تعریف دارد. تعداد مقالات ملاک تولید علم نیست. راه را اشتباه می رویم. وقتی ملاک ارتقا اساتید تعداد مقاله باشد نه کیفیت آن، وقتی معیار تولید علم در ایران تعداد مقالات هست نه تعداد ارجاعات به مقاله های ایرانی، وقتی برای بالا بردن تعداد مقاله به دزدی علمی روی می آوریم به طوری که پارسال در جهان سرافکنده شدیم، آن وقت با تنزل چایگاه که هیچ با نابودی علم در کشور روبرو می شویم
حداقل حقوق یک هیات علمی با پایین ترین مرتبه 6 میلیون است و حداقل حقوق یک هیات علمی استاد تمام 20 میلیون تومن است و این غیر از پولی است که به ایشان برای راهنمایی و حق تالیف مقالاتی داده میشود که هیچ نقشی در نوشتن آنها نداشته و تمام کار آن را دانشجویان بیچاره انجام داده اند. عامل سطح پایین دانشگاه های ایران در درجه اول اعضای حریص هیات علمی هستند که علمشان مال 50 سال پیشه و یا سهمیه ای هستند.
برادر جان اطلاعات شما کاملا غلط است. حقوق هیات علمی با پایین ترین مرتبه در تهران 3.5 میلیون تومان است. استاد تمام با 20 سال سابقه حدود 7 میلیون تومان حقوق دریافت میکنند
وقتی استاد دانشگاه به راحتی و بدون ترس از بررسی صاحبان خرد با غرور عنوان می کند که در سال گذشته موفق به نگارش 100 مقاله علمی-پژوهشی شده است و در جشنواره تقدیر از پژوهشگران برگزیده نیز جایزه می گیرد اوضاع بهتر از این نمی شود. چگونه هر 3روز و اندی می توان یک مقاله تحقیقی اصیل نگاشت.
دانشگاههای ما به تجارتخانه هایی برای تولید و دلالی مقالات بی کیفیت تبدیل شده اند و آموزش نیز قربانی این سیاست غلط وزارتخانه شده است.
آیا به استادی که با عشق و علاقه در جهت ارتقاء کیفی آموزش قدم برمی دارد بهایی می دهند. دانشجوی بیچاره ی تحصیلات تکمیلی مقاله می نویسد و نام استاد راهنما را اول می زند. گرنت و پژوهانه و ارتقاء شغلی و افزایش حقوق نصیب استادان عالی رتبه می شود.
از همه آنهایی که در بهترین دانشگاههای ایران درس خوانده اند بپرسید که آیا استاد شما نقشی در ارتقاء سواد علمی شما داشت؟ آیا توانست برای یکبار هم که شده مشکلی را مرتفع کند؟ اما ادعای همه ی آنها گوش فلک را کر کرده.
آیا نوشتن یک مقاله واقعی پژوهشی در زمینه های ریاضی و مهندسی به همان اندازه هوش و استعداد و توان علمی نیاز دارد که نگارش یک مقاله در ادبیات و علوم انسانی؟ آیا هر دو طایفه باید با یک معیار مورد قضاوت قرار بگیرند؟
کمیت مقالات مهم است یا کیفیت؟
آیا پژوهشگران برترما و کارخانه های تولید مقاله از نظر آموزشی هم توانا هستند؟
خداوند به آینده رحم کند. روزی فرا خواهد رسید که جامعه به این برآورد میرسد که تحصیل در دانشگاههای ایران عملا هیچ نفعی ندارد.
من دو پسر دارم با گذاشتن وثیقه به وزارت علوم از ایران برای ادامه تحصیل رفته اند و در حال از بهترین دانشگاه ها ( MIT-KTH) دکترا گرفته اند جزو نخبه ها هم شناخته شده اند و وثیقه هایشان هم توسط وزارت علوم ضبط شده است برای ارتش هم پروژه انجام داده اند یعنی تمام وظایفمان را انجام دادیم ولی برای دادن معافی چنان بلایی سرمان آورده اند که از خیر ایران گذشته و علی رغم علاقه برای انتقال دانش به کشور شرایط تحقیر آمیزی میخواهند تحمیل کنند که بهتر است همانجا بمانند .
وقتی دررشته های پزشکی پردیس های خودگردان دانش آموزان پولدار وکم استعداد راجذب می کنند ودر عوض دانش آموزان مستعد پشت دروازه می مانند انتظار داریم رتبه بهتری کسب کنیم اول این آشفته بازار را باید جمع کنیم تا افراد با استعداد اما کم درامد به دانشگاه راه یابند
در کشور ما انتخاب و رای اعتماد به وزیر آموزش عالی از بزرگترین چالشهای رئیس جمهور است مانند دوره پیشین و خیلی از افراد با معیار فتنه نتوانستند رای اعتماد بگیرند ظاهرا مهمترین معیارها برای وزیر علوم چیزی غیر از علم است آنوقت انتظار داریم پیشرفت علمی داشته باشیم
ممنون از تابناک که با این مقاله این مشکل را بیشتر اشکار کرد.
به نظرم باید تلاش بشه تا زمینه برای همکاری با اساتید خارج از ایران ایجاد بشه. خیلی استاد ایرانی خارج از ایران هستند. متسفانه هیچ سازو کاری برای همکاری با اونا و ایجاد همکاری با اونا تعریف نشده. خیلی از اساتید مقیم خارج خودشون را مدیون ایران می دونند و خیلی خوشحال می شند که بتونند کاری برای ایران بکنند و بتونند اسم ایران را تو مقالات خودشون بزارند و تبادل علمی کنند.
متاسفانه تاخیر در انتخاب وزیر علوم نشان می دهد که این وزارت خانه یکی از سیاسی ترین وزارت خانه های ایران است به جای این که به رسالت خودش که همون نشر علم هست مشغول باشه. باید قوانین دانشگاه را اصلاح کنند تا این نگرانی های سیاسی در مورد دانشگاه کم بشه و اولویت این دانشگاه علم و کار افرینی بشه.
باید یه کاری بکنند که مثل کشور های خارجی اساتید دانشجویان دکترا خود را بر اساس نیاز صنعت کشور بگیرند و هر استادی بتونه بر اساس سوابق خود بودجه ها تحقیقاتی را جلب کنه. نه این که هر استادی بدون توجه به تلاش قبلیش یه سهمیه دانشجو داشته باشه و از اون طریق جذب کنه.
در دانشگاههای ایران هستند اساتیدی که کار های ارزنده می کنند وکار شون شهرت جهانی دارند و همین جا به ایشون خسته نباشید می گم.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.