مستندات انكارناپذير سهم 50 درصدي مشاع ايران در درياي مازندران
بنا بر حقوق بينالملل عمومي و كنوانسيون حقوق درياها، رژيم حقوقي درياچهها يا درياهاي بستهاي كه داراي دو يا چند دولت ساحلي هستند، توسط عهدنامههاي دوجانبه يا چندجانبهاي كه ما بين دولتهاي ساحلي منعقد میشود، تعيين ميشود و مهمترين اصل و عرف شناخته شده توافق دولتهاي ساحلي بر پایه «اصل اتفاق آرا» است.

اختلاف نظر درباره سهم ايران از درياي مازندران در ميان كارشناسان، ابعاد تازهاي يافته و از آنجا كه اين مهم با منافع ملي در ارتباط است، بسياري صاحبنظران را درگير كرده است.
به گزارش «تابناك»، یک استاد دانشگاه با مقايسه برخي نمونههاي بينالمللي مشابه با آنچه مورد اختلاف ايران و كشورهاي ساحلي درياي مازندران است، مدارك و مستنداتي را درباره رژيم حقوقي درياي مازندران گردآوري كرده كه ضمن پاسخگويي به برخي پرسشهاي مطرح، نشان ميدهد سهم ايران از اين درياچه 50 درصد به صورت مشاع است.
طبق حقوق بينالملل عمومي و كنوانسيون حقوق درياها، رژيم حقوقي درياچهها يا درياهاي بستهاي كه داراي دو يا چند دولت ساحلي هستند، توسط عهدنامههاي دوجانبه يا چندجانبهاي كه ما بين دولتهاي ساحلي منعقد ميشود، تعيين ميشود و مهمترين اصل و عرف شناخته شده توافق دولتهاي ساحلي براساس «اصل اتفاق آرا» است.
برای نمونه، درياچه ژنو كه بين فرانسه و سوئيس واقع شده، طبق معاهده 1816 و درياچههاي پنجگانه بين آمريكا و كانادا بنا بر معاهدات مختلف و درياچه لادوگا كه سابقاً بين فنلاند و شوروي واقع بود، بر اساس معاهده 1920 منعقده بين شوروي و فنلاند اداره ميشوند. اكثريت قريب به اتفاق دانشمندان حقوق بينالملل در اين زمینه اتفاق نظر دارند.
رژيم حقوقي فعلي درياچه مازندران: (پاسخ به کساني که وجود هر گونه سندي را انکار مينمايند)
تاريخ گذشته درياچه مازندران بيانگر اين واقعيت است كه پس از تثبيت قلمرو حاكميت دولتهاي ايران و روس تا امتداد سواحل آن، همواره بين دو كشور مشترك بوده است.
... اگر رسیده شود كه چرا اين عهدنامهها پیرامون دو محور كشتيراني و ماهيگيري تاكيد نمودهاند، پاسخ داده خواهد شد:
اولاً ـ در زمان انعقاد عهدنامههاي مورد بحث نمونههاي بارز حقوق متصوره در درياچه، كشتيراني و ماهيگيري بوده است و هنوز منابع و ذخاير ديگر به ويژه نفت و گاز كشف نشده بوده.
ثانياً ـ روح كلي حاكم بر عهدنامهها، مشاع و مشترك بودن درياچه را با حقوق مساوي مشخص مينمايد و ميتوان اصولي را كه درباره كشتيراني و ماهيگيري پيشبيني شده به ساير موارد نيز تسري داد.
براي اثبات اين امر ميتوان اسناد ديگري نيز ارایه داد، از جمله:
فصل هفتم عهدنامه مودت 1921، حقوق يك طرفهاي را به سود شوروي تحميل مينمايد، مبني بر اينكه اگر جزو افراد بحريه ايران اتباع دولت ثالثي باشند كه از بودن خود در بحريه ايران براي تعقيب مقاصد خصمانه نسبت به روسيه استفاده نمايند. دولت شوروي روسيه حق خواهد داشت كه انفصال عناصر مضره مزبور را از دولت ايران بخواهد.
اين فصل باعث ميشود كه بين وزير امور خارجه ايران و سفير كبير اتحاد جماهير شوروي در ايران مكاتباتي رسمي انجام شود. پاسخ سفير كبير اتحاد جماهير شوروي به تاريخ 25 مارس 1940 بدين شرح است:
«نظر به اينكه درياي خزر كه طرفين متعاهدتين آن را درياري ايران و شوروي ميدانند براي طرفين داراي اهميت خاصي ميباشد موافقت حاصل است كه دولتين اقدامات لازمه را به عمل خواهند آورد تا از اتباع كشورهاي ثالث كه در كشتيهاي طرفين متعاهدتين و در بندرهاي واقع در درياي خزر مشغول خدمت محوله به آنها باشد، استفاده ننمايند. از اين سند دو نتيجه حاصل ميشود؛ يكي اينكه درياچه مازندران «درياي ايران و شوروي است». برخی تصور كردهاند كه نام اين درياچه «درياي ايران و شوروي» است، بايد دقت شود كه تاكيد شده «طرفين آن را درياي ايران و شوروي ميدانند» نه اينكه «آن را درياي ايران و شوروي ميخوانند».
نتيجه ديگر اينكه طرفين در همه موارد از حقوق مساوي برخوردار هستند.
به گزارش «تابناك»، یک استاد دانشگاه با مقايسه برخي نمونههاي بينالمللي مشابه با آنچه مورد اختلاف ايران و كشورهاي ساحلي درياي مازندران است، مدارك و مستنداتي را درباره رژيم حقوقي درياي مازندران گردآوري كرده كه ضمن پاسخگويي به برخي پرسشهاي مطرح، نشان ميدهد سهم ايران از اين درياچه 50 درصد به صورت مشاع است.
طبق حقوق بينالملل عمومي و كنوانسيون حقوق درياها، رژيم حقوقي درياچهها يا درياهاي بستهاي كه داراي دو يا چند دولت ساحلي هستند، توسط عهدنامههاي دوجانبه يا چندجانبهاي كه ما بين دولتهاي ساحلي منعقد ميشود، تعيين ميشود و مهمترين اصل و عرف شناخته شده توافق دولتهاي ساحلي براساس «اصل اتفاق آرا» است.
برای نمونه، درياچه ژنو كه بين فرانسه و سوئيس واقع شده، طبق معاهده 1816 و درياچههاي پنجگانه بين آمريكا و كانادا بنا بر معاهدات مختلف و درياچه لادوگا كه سابقاً بين فنلاند و شوروي واقع بود، بر اساس معاهده 1920 منعقده بين شوروي و فنلاند اداره ميشوند. اكثريت قريب به اتفاق دانشمندان حقوق بينالملل در اين زمینه اتفاق نظر دارند.
رژيم حقوقي فعلي درياچه مازندران: (پاسخ به کساني که وجود هر گونه سندي را انکار مينمايند)
تاريخ گذشته درياچه مازندران بيانگر اين واقعيت است كه پس از تثبيت قلمرو حاكميت دولتهاي ايران و روس تا امتداد سواحل آن، همواره بين دو كشور مشترك بوده است.
... اگر رسیده شود كه چرا اين عهدنامهها پیرامون دو محور كشتيراني و ماهيگيري تاكيد نمودهاند، پاسخ داده خواهد شد:
اولاً ـ در زمان انعقاد عهدنامههاي مورد بحث نمونههاي بارز حقوق متصوره در درياچه، كشتيراني و ماهيگيري بوده است و هنوز منابع و ذخاير ديگر به ويژه نفت و گاز كشف نشده بوده.
ثانياً ـ روح كلي حاكم بر عهدنامهها، مشاع و مشترك بودن درياچه را با حقوق مساوي مشخص مينمايد و ميتوان اصولي را كه درباره كشتيراني و ماهيگيري پيشبيني شده به ساير موارد نيز تسري داد.
براي اثبات اين امر ميتوان اسناد ديگري نيز ارایه داد، از جمله:
فصل هفتم عهدنامه مودت 1921، حقوق يك طرفهاي را به سود شوروي تحميل مينمايد، مبني بر اينكه اگر جزو افراد بحريه ايران اتباع دولت ثالثي باشند كه از بودن خود در بحريه ايران براي تعقيب مقاصد خصمانه نسبت به روسيه استفاده نمايند. دولت شوروي روسيه حق خواهد داشت كه انفصال عناصر مضره مزبور را از دولت ايران بخواهد.
اين فصل باعث ميشود كه بين وزير امور خارجه ايران و سفير كبير اتحاد جماهير شوروي در ايران مكاتباتي رسمي انجام شود. پاسخ سفير كبير اتحاد جماهير شوروي به تاريخ 25 مارس 1940 بدين شرح است:
«نظر به اينكه درياي خزر كه طرفين متعاهدتين آن را درياري ايران و شوروي ميدانند براي طرفين داراي اهميت خاصي ميباشد موافقت حاصل است كه دولتين اقدامات لازمه را به عمل خواهند آورد تا از اتباع كشورهاي ثالث كه در كشتيهاي طرفين متعاهدتين و در بندرهاي واقع در درياي خزر مشغول خدمت محوله به آنها باشد، استفاده ننمايند. از اين سند دو نتيجه حاصل ميشود؛ يكي اينكه درياچه مازندران «درياي ايران و شوروي است». برخی تصور كردهاند كه نام اين درياچه «درياي ايران و شوروي» است، بايد دقت شود كه تاكيد شده «طرفين آن را درياي ايران و شوروي ميدانند» نه اينكه «آن را درياي ايران و شوروي ميخوانند».
نتيجه ديگر اينكه طرفين در همه موارد از حقوق مساوي برخوردار هستند.
* پس از فرو پاشي اتحاد جماهير شوروي چه اتفاقي افتاده است؟
آيا فروپاشي اتحاد جماهير شوروي ميتواند حقوق حقه جمهوري اسلامي ايران را در درياچه مازندران تضييع كند؟ یش از فروپاشي 1991، ايران و شوروي تنها دولتهاي ساحلي بودند با رژيم حقوقي مشخص ومعين و جز ده مايل ساحلي انحصاري ماهيگيري 50 درصد همه درياچه با همه حقوق متصوره به طور مشاع و مشترك وبا حقوق مساوي به ايران تعلق داشت، هرچند در سايه تساهل وتحمل از اين حقوق به طور كامل استفاده نميشد.
پس از فروپاشي، اين سوال مطرح ميشود كه آيا دولتهاي جديد طبق اصل «جانشيني دول» در حقوق بينالملل، وارث نظام حقوقي موجود هستند و آيا قراردادهاي 1921و1940بين ايران و شوروي تعهدات مشابهي را براي دولتهاي جديد به وجود آورده است يا خير؟
لزوم پايبندي جمهوريهاي جديد به مفاد معاهدات 1921و1940و احترام به رژيم حقوقي موجود، نه تنها ناشي از اصول حقوقي بينالملل عمومي است، بلكه رسماً نيز توسط آنها در بيانيه آلماتي مورخ 21 دسامبر1991 مورد تأييد و تأكيد قرار گرفته است و همه دولتهاي مستقل مشترك المنافع اجراي تعهدات ناشي از قراردادهاي شوروي سابق را تضمين كردهاند و مستنداً به سند شماره 475/49/A مورخ اكتبر 1994 و نظريه رسمي فدراسيون روسيه به عنوان جانشين شوروي سابق، جمهوريهاي جديد ساحلي درياچه مازندران نيز بايد معاهدات 1921و1940را بپذيرند. ولي متأسفانه جمهوريهاي جديد به رغم تعهدات رسمي و بر خلاف همه موازين حقوق بينالملل، خود را نسبت به رژيم حقوقي موجود و معاهدات ايران و شوروي متعهد نميدانند و با انعقاد قراردادهایي با شركتهاي نفتي مفاد معاهدات 1921و1940را نقض كردهاند.
* افزايش منطقه انحصاري ـ اقتصادي به نفع ما نيست:
بعضيها به افزايش منطقه انحصاري –اقتصادي از ده مايل به 15 پا 40يا 50 مايل اشاره كردهاند. كه به هيچ وجه به سود ما نيست، زيرا نخست این که حق انحصاري ماهيگيري به سايرحقوق نيز تسري خواهد يافت.
بعضيها به افزايش منطقه انحصاري –اقتصادي از ده مايل به 15 پا 40يا 50 مايل اشاره كردهاند. كه به هيچ وجه به سود ما نيست، زيرا نخست این که حق انحصاري ماهيگيري به سايرحقوق نيز تسري خواهد يافت.
و دوم آن که فرض كنيد، يك كيلومتر به ده مايل فعلي اضافه شود. به اندازه طول سواحل ما ضرب در يك كيلومتر 804=1×804 كيلومتر مربع به منطقه انحصاري ما اضافه خواهد شد، ولي در عوض به اندازه بقيه كرانه درياچه ضرب در يك كيلومتر يعني 5230= 1× 5230كيلومتر مربع كه 50 درصد آن مشاعاً متعلق به ماست، از حق ما كاسته خواهد شد و اگر اين منطقه به 50 مايل افزايش يابد، به نوعي همان تقسيم درياچه را نتيجه خواهد داد.
* اصل تغيير فاحش اوضاع و احوال:
پاسخ ما به كساني كه با استناد به اصل «تغيير فاحش اوضاع و احوال» سعي در فسخ قراردادهاي قبلي و نفي رژيم حقوقي موجود دارند، اين است كه:
پاسخ ما به كساني كه با استناد به اصل «تغيير فاحش اوضاع و احوال» سعي در فسخ قراردادهاي قبلي و نفي رژيم حقوقي موجود دارند، اين است كه:
اولاً، اصل «تغيير فاحش اوضاع واحوال» شامل قراردادهاي مرزي از جمله آبهاي مشترك داخلي نميشود و از طرفي آثار اين اصل ناظر به منطقه قبلي آنها است، نه كشورهاي همسايه.
ثانياً، نظام حقوقي مشترك، درباره درياچههاي مشترك از سوي كشورها پذيرفته شده و آراي صادره از ديوان بينالمللي دادگستري نيز آن را تأييد کرده است.
ثالثا، جمهوري اسلامي ايران در فروپاشي اتحاد جماهير شوروي چه نقشي داشته است كه بايد طبق اصل «تغيير فاحش اوضاع و احوال»، حق مسلم ما از يك دوم به يك پنجم تقليل يابد و چنانچه در آينده هر يك از جمهوريها فرضاً به دو قسمت تقسيم شوند، باز هم به استناد همين اصل حق ما به يك نهم تقليل خواهد يافت؟! و يا برعكس اگر جمهوريها دوباره يكي شوند آيا خواهند گفت به استناد اصل «تغيير فاحش اوضاع و احوال» حق جمهوري اسلامي ايران به همان يك دوم قبلي برگردد؟
* خط فرضي و موهوم آستارا ـ خليج حسينقلي:
بعضيها سعي ميکنند خط موهوم و فرضي آستارا – خليج حسينقلي را كه مستقيماً محل تلاقي مرز زميني دو كشور در طرفين درياچه بوده است، به عنوان مرز آبي ايران و اتحاد شوروي سابق معرفي نمايند و متأسفانه موافقت نامه هوايي 1964 ميان دو كشور كه صرفا ًبراي تعيين «محدوده منطقه اطلاعات پروازي» (flight information region) كه از اين خط فرضي استفاده نموده، اين توهم و اين تصور و اين ادعاي واهي و اشتباه را تشديد نموده است، حال آنكه اين موافقت نامه فقط براي تعيين محدوده منطقه اطلاعات پرواز بوده و حتي به مسأله پرواز بر فراز درياچه مازندران نيز اشارهاي ننموده است. نه تنها در هيچ يك از قراردادها، معاهدات و پروتكلهاي منعقده به مرز آبي بين دو كشور اشاره نشده بلكه در مواقفتنامه مسائل مرزي و مالي ايران و شوروي كه در يازدهم آذر ماه 1333 مطابق با دوم دسامبر 1954منعقد شده، و همچنين در پروتكلهاي مربوطه، مرز ايران و شوروي از منتهياليه غربي محل تلاقي مرزهاي دولتي ايران، شوروي و تركيه در نقطه التقاي رود ارس با رود قره سوي سفلي، قدم به قدم مشخص و معين شده و به درياچه مازندران ختم شده است و بار دیگر از منتهي اليه شرقي محل تلاقي مرزهاي ايران، شوروي و افغانستان شروع شده و به درياچه مازندران ختم شده و به هيچ وجه به مرز آبي بين دو كشور اشارهاي نشده است.
* گفته شده است با توجه به طول ساحل چگونه ممكن است 50 درصد از درياچه به جمهوري اسلامي ايران تعلق داشته باشد.
ما نميگوييم درياچه بايد تقسيم شود زيرا حقوق برابر ما، مغاير با قاعده تقسيم است بلكه ثابت کرديم جمهوري اسلامي ايران در تمامي درياچه مازندران از جنوب تا شمال و از شرق تا غرب با سهم 50 درصد و به صورت مشترك و مشاع سهيم است البته با احترام به حق انحصاري ماهيگيري در ده مايل ساحلي و راه عملي آن اين است كه يك نهاد منطقهاي تشكيل شود برای همكاري، هماهنگي، سياستگذاري و بهرهبرداري مشاع و مشترك از تمامي منابع درياچه به نسبت 50 درصد براي جمهوري اسلامي ايران و 50 درصد براي جمهوريهاي قائم مقام و وارث شوروي سابق. ذکر یک نکته بسیار مهم، قابل توجه این است که تشکيل يک چنين نهاد منطقهاي در درياچه مازندران درباره بهرهبرداري مشترک از ماهيگيري و شیلات سابقه داشته است.
*چند پيشنهاد
1_ تأكيد بر دو اصل «انصاف» و «تساوي» در حقوق مشترك طبق قراردادهاي موجود.
2_ پافشاري روي 50 درصد حقوق مشترك، مساوي و مشاع خود.
3_ موافقت نکردن با افزايش عرض منطقه انحصاري ده مايلي موجود.
4 _ تأكيد بر اين كه حقوق انحصاري نوار ده مايلي ساحلي فقط مربوط است به ماهيگيري و نه غير آن.
5_ خودداري از به كار بردن عبارت «تعيين رژيم حقوقي درياچه مازندران» و استفاده از عباراتي نظير «تكميل و تحكيم رژيم حقوقي».
6_ اقدام لازم در راستای احقاق حق و دريافت سهم خود به ميزان 50 درصد از برداشتهاي يكطرفه اتحاد جماهير شوروي و جمهوريهاي جديد از منابع انرژي درياچه مازندران.
7_ سعي در تشكيل يك نهاد منطقهاي برای همكاري، هماهنگي، سياستگذاري و بهرهبرداري مشاع و مشترك از منابع درياچه مازندران به نسبت 50 درصد براي جمهوري اسلامي ايران و 50 درصد براي جمهوريهاي قائم مقام و وارث شوروي سابق.
8_ مخالفت جدي با احداث خط لوله از بستر درياچه به دلايل زيست محيطي.
8_ مخالفت جدي با احداث خط لوله از بستر درياچه به دلايل زيست محيطي.
9_ تلاش در راستای تعيين مسئوليت كشورهاي ساحلي در قبال خسارات وارده به محيط زيست.
10_ تلاش در راستای غير نظامي كردن درياچه.
11_ تلاش برای جلوگيري از تردد كشتيهاي بيگانه به استناد ماده 13قرارداد 1940.
12_ ترسيم تمام درياچه مازندران به طور كامل جزء نقشه جمهوري اسلامي ايران و كتابهاي درسي و نقشههاي رسمي.
متن كامل اين نوشتار را در ستون مقالات بخوانيد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
آقا دستمون زیره سنگه
چی بگیم !
قطعنامه علیهمون می دن
ما ملت فقیری هستیم
به فرض هم که 50 درصد بود می خواستیم چکارش کنیم ؟!
خرابش کنیم!
بهآن دوستي كه گفته چرا به درياي خزر مازندران مي گوييد ، بايد گفت كه نام خزر مربوط به يك قوم وحشي ساكن شمال آذربايجان بوده كه ربطي به ما ندارد و بيهوده مصطلح شده و نام صحيح اين درياچه كاسپين است ولي در داخل ايران آنرا به درياي مازندران مي شناسند همانطور كه در بسياري از اشعار قدما ديده مي شود.
دوست عزیز یا دوستان عزیزی که این مطلب را نوشته اید، نام دریاییکه از آن بحث می کنید هیچگاه مازندران نبوده و نیست. لذا سخنی که با دروغ آغاز شود در نهایت به دروغ ختم خواهد شد. ما از تابناک انتظار بهتری داریم.
این حرفها را نزنید با امنیت ملی برادران روس در تناقضه
کسایی که میگن سهم ایران 50درصده یا خیلی ساده اند یا خیلی ...
در نظرات به نظر میرسه برخی بیشتر نگران سهم آذربایجان و ترکمنستان هستند!!!!!!! فکر میکنم بهترین نام هم دریای کاسپین باشه نه خزر که تا پیش از جنگ ایران و روسیه کاربرد نداشته است.
منم قبلا در این مورد تحقیق کردم سهم ایران از دریای مازندران 51 درصد است. به هر حال آقایان مدعی وقتی میگن وطن را دوس داریم و دست به کشتار مردم می زنند به جای پرداختن به سرکوب مردم و تاراج بیت المال برن به دنبال حق 50درصدی ما. از اقدام شما واقعا سپاسگزارم.
مدیر محترم سایت تابناک!
چاپ این مقاله ها در تابناک - که اخیرا زیاد شده - نشان می دهد که متاسفانه در دامی ناخواسته فرو فتاده اید. اندکی اندیشه کنید. استدلاهای غیر حقوقی این افراد بر متخصصان حقوق بین الملل و حقوق دریا ها مسجل است. بالا بردن کاذب توقعات و اتیان استدلالهای غیر حقوقی به نفع ایران نخواهد بود.
همانگونه كه مي دانيد might is right بنا بر اين تا توان نظامي و اقتصادي نيرومند نداريد همه اين حرفها مركب است بر كاغذ.
در هر صورت اين اسم بي مسمي خزر را بهتر است كنا بگذاريم و از اسامي فارسي يا بين المللي استفاده كنيم
در قضیه دریای خزر باید با توجه به چند نکته زیر مسائل را تحلیل کرد:1 - حق واقعی ایران حتی از 50 درصد نیز بیشتر است ، زیرا تا زمانی در گذشته اصلا روس ها به این دریا راه نداشتند. 2 - اعلام ایران مبنی بر 20 در صد با توجه به شرایط و زمان معاصر صورت گرفته است و ظاهرا طرف های مقابل تا 17ونیم درصد را پذیرفته اند. 3 - با افزایش اقتدار ایران اسلامی در جهان و در نتیجه تغییر در جغرافیای سیاسی منطقه حتی در صورتی که اسناد 20 در صد هم امضا شود باز هم امکان بازکردن پرونده وجود دارد و می توان بازی را برهم زد و بر حسب شرایط 50 در صد یا بیشتر از دریا را دراختیار گرفت.4 - تا آنجا که ما اطلاع داریم تهاجمی ترین سیاست خارجی بر مبنای منافع ملی ایران تا کنون توسط دولت فعلی انجام پذیرفته است.بنابراین در مورد سهم ما در دریای مازندران واقعا جای نگرانی وجود ندارد.
دوستان همه ملت ایران میدونند که حق ما از این دریا 50درصد است ولی چاره چیه باید یه رشوه ای به این روس ها بدیم دیگه (هر چند ناقابل ) .
آقای متخصص لطفا متن کامل عهدنامه ها را نیز منتشر کنید نه بندهای گزینش شده آنها را !!!
آیندگان قضاوت خواهند کرد
ولی ای کاش یه کمی هم به فکر وطن می بودیم
وقتی بچه بودم ... ولش کن تابناک که نوشته های ما رو چاپ نمی کنه.
ولی والله والله بچه هان ما را خوائن خواهند نامید.
دوستان قرار نیست روسیه هم انرژی هسته ای به شما بدهد هم دریای خزر. شما نباید صرفا روی تمامیت ارضی تاکید کنید باید در حساب کتاب های دریای خزر ، موضوع انرژی هسته ای را نیز قرار دهید بدون آن نمیشه بحث دریای خزر را تفسیر کرد.
نظر سنجی انتخاباتی:
1- نود درصد نظر نویسان و اینترنت بازها مخالف دولت هستند.
2- نود درصد نظر نویسان احساساتی بوده و قادر به تحلیل ساده ای نیز در مسائل نیستند چون همین مقاله نیز 50 درصد را منتفی می گرداند.(پاراگراف سوم)
3- بعضی از کاندیدا های انتخابات که همواره با سیاه نمایی جوانان و مردم را بسوی خود سوق داده اند در این مواقع سکوت می کنند و واقعیت را نمی گویند تا یک وقت طرفداران احساساتی خود را از دست ندهند. لازم به ذکر است که واقعیت به طرز وحشتناکی واضح است.
4- از درج مقاله بالا میتوان نتیجه گرفت که تابناک هم به 50 درصد اعتقادی ندارد فقط رویش نمی شود مستقیم بگوید.
این دریای مازندران نیست به نام قوم کاسی که در گیلان از 4 هزارسال قبل میزیسته اند دریای کاسپین نام گذاری شده و یک نام بین المللی میباشد.
11.3 درصد نه عزيزان اينطوري كه بوش مياد 7 درصده!!!!!!!!!!
این بخشش از زمان قاجار هم بدتره که همه ی شهرهای ایران رو گرفتند. واقعا اگه این کار انجام بشه تو تاریخ چه سندی و چه جنایتی ثبت میشه
واقعا برای کسانی که سنگ روسیه را به سینه می زنند متاسفم. آن آقایی که می گوید از زمان خاتمی این بوده 100 در صد اینگونه نبوده ولی اگر هم بوده خوب اشتباه بوده. آن آقایی که می گوید مشاع یعنی 90-10 یا هر چیز دیگر . خوب کجا میزان راتعیین کرده است. وقتی نکرده می شود 50- 50. چون فقط دو کشور هستند.
به خدا قسم هر وقت به یاد این قرداد های ننگین گلستان ، ترکمنچای و آخال می افتم گریه ام می گیره.
مرگ بر سازشکار.
ببینم شما میگید 50 % پس چرا دولت میگه 11% ولی ما می خوایم 20% بگیریم ؟
آقا اتفاقا همین مازندران گفتن یک اقدام میهن پرستانه و مثبت است که من از دیدن کلمه دریای مازندران لذت بردم.درود بر نویسنده دست مریزاد
اگرشما به عهد نامه و سند معتقدید چرا به دریای خزر دریاچه مازندران می گویید؟
مطلب خوبی است اما معنی مشاع 50-50 نیست می تواند 90-10 باشد
من یک ششم خانه و تو 5 ششم خانه را مالک هستی این خانه هم مشترک بین من و شماست.البته برای اینکه بتوانیم سهم 20 درصد را بگیریم باید اینگونه بگوئیم و مرگ بدهیم که به تب راضی شوند اما دیگر کار از کار گذشته است فقط دعا کن 18 تا 20 درصد را به ما بدهند باید کلاهمان را بیندازیم آسمان
قابل توجه بعضی آقایون متخصص!!! درود بر این استاد دانشگاه و تابناک میهن پرست
آخه چرا حرف زور میزنید.
حق کشتیرانی فرق می کنه ، در همان زمان هم بیش از 80 % مرزهای این دریا در شوروی بود ، یعنی فکر می کنید قبل تر از این مرزهای کشورهایی مثل آذربایجان ، ترکمنستان و ... متعلق به ما بوده و اون ها نمی تونستند از این مرزها استفاده کنند.
مرز ما با دریای خزر بیشتر از 15 درصد نیست ، چطور می خواید 50 % رو بگیرید.
قبل از این دولت هم آذربایجان در باکو نفت استخراج میکرد ، در 50 % سهم ما ، پس چطور کسی ندایی سر نمی داد.
مخالفت به چه قیمتی ، به قیمت حماقت و نفهمی ؟
یه ذره منطق داشته باشید.
اینهم نتیجه دوستی با خرس قطبی
آیندگان ما رو نخواهند بخشید . تاریخ سکوت ما را نخواهد بخشید . سهم ما از دریای خزر 50 درصد است نه کمتر نه بیشتر ...
مقاله خوبي بودكاش كارشناسان مادقت ميكردند
مسئله دریای خزر چون بغضی گلوی ملت ایران را میفشارد ما باید تاوان دوستی با دشمنان قسم خورده این ملت را پس بدهیم.در حقیقت مارا روسها به این روز انداخته اند که عهدنامه ترکمانچای دیگری را امضاء کنند که صد متاسفانه کرده اند ولی ملت این ننگ را نمیپذیرد
اگر شورای امنیت حق وتو شوروی را بین کشورهای تازه استقلال یافته تقسیم کرد ما هم سهم 50 % خودمان را با آنها تقسیم میکنیم .
به مسئله مشاع دقت كنيد اين حرفي كه تابناك ميزنه شبيه جوك است . اگر عهدنامه بازي قرار ملاك باشه كه در عهد نامه هاي متعدد بين ايران و روس حق كشتيراني از ايران سلب شده بود تابناك مطلب نداره زده جاده خاكي الان عهد نامه هاي قبلي چه ربطي به الان داره دو بحث بوده يكي اينكه در تقسيمات درياي هركدام 20% كف دريا در استخراج مشاع باشد .
همين چند روز پيش فرمانده نيروي دريايي اعلام كرد كه نيروي دريايي 20 درصد از درياي خزر را تحت كنترل داره كه مربوط به ايران است .
شما را به خدا به اين ملت رحم كنيد و براي مقاصد سياسي اين مقالات بي پايه و اساس را به خورد مردم ندهيد و بي دليل شر به پا نكنيد. به كدام منطق و دليل مي خواهيد برويد دور سواحل كشورهاي ديگر را كه به هر دليل فعلا مستقل هستند سيم خاردار بكشيد كه مثلا به حقتان برسيد؟؟
اگر دریای خزر مد نظر است که 11.3% باایران ساحل مشترک دارد چه زمان شوروی و چه الان که شوروی تجزیه شده است. اگر منظور دریای مازندران؟هست؛ چرا 50%؟ باید 100% مال ایران باشد خوب.
كار از كار ديگر گذشته است. وقتي براي انعقاد قرارداد 4 تا كارشناس چلغوز بدون هيچ مطالعه و بنيه علمي برمي دارند مي فرستند نتيجه همين ميشه ديگه. تازه اين يك مورد علني هست خدا ميداند كه ممكن است پشت پرده قراردادهاي امضائ شده باشد يكدفعه مثل فلسطين خانه هايمان را هم تخليه كنيم.
مهم وزير خارجه است كه معتقد است سهم 50% منطقا و قانونا صحيح نيست. اسنادش هم نزد رئيس جمهور موجود است
نه آقا زورمون به هيچكي نمي رسه نه به عربها و نه به روسها همه برامون شاخ شدن
منم از جون خودم میگذرم. نظر بدید دوستان.
چرا حرف الکی میزنید؟ از کجای این عهد نامه میشه فهمید که سهم ما 50% است؟ این که فقط میگه حق کشتیرانی مساوی.
چقدر دیر... ؛ تابناک الان دیگر خیلی دیر شده است ، نوش دارو بعد از مرگ سهراب ؛ ترکمن چای و گلستانی دیگر ، یک ننگ بزرگتر برای ما ؛ وای بر ما وای بر ما
والله والله والله والله والله والله والله والله والله والله والله والله والله آیندگان و حتی دلسوزان کنونی مارا نخولهند بخشید. جانم فدای ایران ایران ایران ایران ایران ایران ایران ایران ایران
و تاريخ تكرار مي شود ....
درود بر شما. به عنوان يك ايراني سپاسگذارم. و به عنوان يك حقوق آموخته تاييد ميكنم كه سهم ايران از درياي مازندران(كاسپين) 50 درصد هست. پاينده ايران.
آدم عشق میکنه میاد تابناک به خدا
مرد هستید مرد
استدلالات آبكي! تسري به همين راحتي؟ برابري رفتار يعني نصف درياچه بستر و زير بستر و...مال ما يا مال اونها؟!
ممكن است صراحتا و بدون هيچگونه توجيح و تفسير من در آوردي تعريفي را كه براي " مرز " بين دو كشور در تمام اين عهدنامه ها ذكر شده بنويسيد.
سلام
آن زمان كه آقاي احمدي نژاد آقاي پوتين را در آغوش مي گرفت و فشار مي داد بايد فكر اينجا را مي كرديم
شما را به خدا در امور تخصصي دخالت نكنيد
اي بي سوادان براي بار هزارم بايد تاكيد كنم كه مشاع به معناي 50 درصد نيست
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.