صفایی فراهانی در یک گفت وگوی نوروزی عنوان کرد؛
ریشه و دلایل اقتصادی اعتراضات دیماه؛ گلایه از فساد و تبعیض در دل مردم تلنبار شده است
اشکال این است که الان همه به شکل اپوزیسیون عمل میکنند. هیچکس نمیگوید اشتباهات خودش در دوره مدیریتی که داشته چه بوده است! ما که وزیر، معاون وزیر، وکیل مجلس، قاضی، فرمانده نظامی، امام جمعه و... بودیم باید قبول کنیم که تصمیمات و عملکرد همه ما باعث شده این شرایط به وجود آید. چرا نمیخواهیم قبول کنیم اتفاقاتی که در ژاپن، مالزی، کرهجنوبی و... در همین قاره آسیا افتاده، ناشی از توان مسئولین و شناخت آنها و توجه به پایگاه و نقش مردم بوده است؟

روی موهایش گرد سپیدی دههها فعالیت و حضور در مناصب مختلف نشسته و با دنیادیدگی در چهره جدیاش، بارها میگوید: «همه ما که در دورهای مسئول بودهایم، مقصریم. اشکال این است که در مقام نقد، همه اپوزیسیون میشوند و هیچ کس اشکالات خودش را قبول نمیکند.» محسن صفایی فراهانی، کارشناس اقتصادی که در دولت اصلاحات قائم مقام وزارت صنایع بود و طی سالهای 76 تا 81 نیز ریاست فدراسیون فوتبال را بر عهده داشت، اعتقاد دارد که ریشه تمام مشکلات ما به «نداشتن دانش مدیریت» برمیگردد. او میگوید:«من قبول ندارم که مردم تقصیر دارند. اشتباهات مسئولین، بیاعتمادی را در جامعه نهادینه کرده است.»
به گزارش «تابناک»؛ به باور صفایی فراهانی، ریشه گرههای اقتصادی و بالا رفتن آمار چکهای برگشتی را نیز باید در همینجا جست و جو کرد؛ در روزگاری که دردِ مدیریتهای ناصواب روی دل مردم تلنبار شده است.
در دورهای از نظام اداری و اقتصادی کشور هستیم که برای بررسی آن، از صحبتهای کارشناسی اشباع شدهایم. نارضایتیهای زیادی هم در میان مردم و هم در میان مسئولین وجود دارد اما کمتر به ریشه اوضاعی که داریم، پرداختهایم. به نظر شما چه شد به اینجا رسیدیم و گرههای اقتصادیمان درهم تنید؟
مشکلات جامعه ما فقط اقتصادی نیست. در تمام زمینههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی این مشکلات وجود دارد و تمامی زندگی مردم را در بر میگیرد. آنچه در کشور ما اتفاق افتاده، مشخص است؛ یک فروشگاه را بد مدیریت کنید ممکن است که یک ماه بعد آثار آن مشخص شود، یک کشور را بد مدیریت کنید چند سال بعد خود را نشان میدهد. آنچه امروز میبینیم، نتیجه تمام سوء مدیریتهایی است که در تمام دهههای اخیر اتفاق افتاده است. وقتی به عمق آنها نگاه میکنیم، به این میرسیم که مسائل ناشی از نادانی و ندانستن است، بیشتر آنها هم البته عمدی نیست. عدهای مسئولیت به عهده میگیرند که وقوفی بر مسئولیتشان ندارند و به همین دلیل هم اقدامشان نتیجه معکوس میدهد! کسی که اشتباه میکند، اگر دانش آن را داشته باشد، برمیگردد و آن را اصلاح میکند، ولی اگر مدام اشتباهات را تکرار کند، آنچه حاصل میشود، تخریب است. شما بارها در رسانههای مختلف شاهد بودهاید که با شوخی و خنده با قضیه برخورد شده است که فلان مدیر اتوبوسی آمده، آن یکی با قطار آمده و... اینها به ظاهر شاید هیچ واکنشی نداشته باشد که همان هم ناشی از ندانستن و نشناختن عمق موضوع است. در درجه اول نیروها و مدیرانی که در آن مجموعه کار میکنند، وقتی میبینند عدهای از بیرون میآیند و بر آنها مدیریت میکنند و در عین حال شناختشان از محیط به اندازه آنها نیست، سرخوردگی و مشکلات زیادی خواهند داشت. اکثر آدمهایی که میآیند چون پتانسیل مدیریت و شناخت مدیریتی ندارند، طبیعی است اقداماتی میکنند که عموماً تأثیرات منفی زیادی دارد.
یکی از مسئولین رده بالای کشور در گذشته، از من مشورت خواست و گفت میخواهد رئیس مجموعهای را تغییر دهد. گفتم اگر شما فردی با پتانسیل بهتر از فرد موجود پیدا میکنید و نگاهتان برای اداره مجموعه تغییر کرده، خیلی خوب است. ایشان اسم دو نفر را مطرح کردند. گفتم که هر دو اینها، از مدیر کنونی به مراتب ضعیفتر هستند و شناخت بسیار کمتری دارند. ضمن اینکه شما هم رویکرد جدیدی را برای اداره آنجا ندارید. بهتر نیست دست به آن تشکیلات نزنید و اجازه دهید که همانطور اداره شود؟ بعد از مدتی دیدم که ایشان همان کار خودش را کرد و آن مدیر را تغییر داد. بعداً که برای خودم ارزیابی کردم، آثار و تبعات منفی آن تصمیم را کاملاً منفی دیدم!
سال 96 اصلاً سال آرامی نبود. ابتدا اعتراضات صنفی پراکنده بود، کارگران هپکو و...را داشتیم. بعد هم اعتراضات نه به گرانی اول از مشهد شکل گرفت و بعد به ناآرامیهای عمومی انجامید. ریشه این اعتراضات مردم را چه میدانید؟
نزدیک 25 سال است که بحث حکمرانی خوب را سازمان ملل در دنیا مطرح کرده، بیش از 110 مؤلفه هم برای حکمرانی خوب تعیین کرده است. وقتی به این اصول توجه میکنید، میبینید که عمده آن به دانش و تخصص مدیران برمیگردد. به قانونگرایی آنها برمیگردد. همین آقایی که نامه نوشتهاند، خودشان در دورهای که مسئول بودند، حاضر نشدند که قانون برنامه چهارم را اجرا کنند و با صراحت اعلام کردند که قانون را قبول ندارند. درحالیکه از اصول اولیه حکمرانی خوب قانونگرایی است! فرافکنی آسان است. همه ما در دورهای مسئول بودیم، باید پاسخگو باشیم. هر که مسئولیت بزرگتر و طولانیتری برعهده گرفته، پاسخگوییاش بیشتر است.
اشکال این است که الان همه به شکل اپوزیسیون عمل میکنند. هیچکس نمیگوید اشتباهات خودش در دوره مدیریتی که داشته چه بوده است! ما که وزیر، معاون وزیر، وکیل مجلس، قاضی، فرمانده نظامی، امام جمعه و... بودیم باید قبول کنیم که تصمیمات و عملکرد همه ما باعث شده است که این شرایط به وجود آید. چرا نمیخواهیم قبول کنیم اتفاقاتی که در ژاپن، مالزی، کرهجنوبی و... در همین قاره آسیا افتاده است، ناشی از توان مسئولین و شناخت آنها و توجه به پایگاه و نقش مردم بوده است؟ یک سال از اینکه کره جنوبی رئیسجمهوریاش را برکنار کرد، نمیگذرد. مردم در خیابانها اعتراض کردند و گفتند رئیسجمهوری را که فساد کرده نمیخواهیم. نه تیراندازی شد، نه پلیس توهین کرد و نه بگیر و ببندی اتفاق افتاد. بلکه با رئیسجمهوری خاطی برخورد کردند. ما اینجا چه میکنیم؟ حتی اگر آدمی بحق یا به ناحق فکر میکند که حقوقش از بین رفته است، با آنها چه برخوردی میکنیم؟ دختر جوان زیر سی سالی که فکر میکند حقوقش را گرفتهاند، اعتراض میکند. پلیس با چه حقی هم قاضی میشود و هم مجری قانون که با او برخورد خشن انجام دهد؟ جرم کرده؟ دادگاه صالح باید به جرمش رسیدگی کند، کسی حق ندارد او را کتک بزند. تمام اینها در دل مردم تلنباری است از فساد، تبعیض و خشونت!
آمارهای رسمی نشان میدهد، بیش از 33 درصد فارغالتحصیلان دانشگاهها بیکار هستند. آیا ما فکر کردهایم که این 33درصد یعنی چه؟ سالانه 900 هزار تن از دانشگاههای کشور با درجه لیسانس یا فوق لیسانس وارد محیط کار میشوند. دانشجویی که 17، 18 سال دست در جیب پدر و مادر کرده و تحصیل کرده است حالا میخواهد کار کند، حتی به رانندگی تاکسی و آژانس هم رضایت میدهد ولی شرایط آن وجود ندارد، باید چه کار کند؟ باید مسئولین را تکریم کند یا حق اعتراض دارد؟
منابع کشور تأسف برانگیز بد مدیریت شده است؛ در سالهای 83 تا 93 سالانه بیش از 70 میلیارد دلار درآمد نفت وارد کشور شد، حتی اگر 50درصد آن صرف سرمایهگذاری میشد، اصلاً مشکل اشتغال حل شده بود. بنا بر گزارش مرکز آمار ایران طی سالهای 84 تا 92 سالانه به طور متوسط برای فقط 60 هزار تن شغل ایجاد شد! مردم به این مدیران ارشد کشور چه باید بگویند؟ آیا این مدیران فکر نکردهاند که اگر قرار بود سالی یک میلیون شغل ایجاد شود و نشده، سیل بیکاران در جامعه چه خواهند کرد؟ باد هوا که نمیخورند! آن آدمها میخواهند زندگی کنند. میگویند چرا ناهنجاریها در جامعه روزافزون شده است، چرا سن فحشا پایین آمده، چرا جوانها ازدواج نمیکنند؟ بعد هم خطبا میخواهند با نطقهای معمول مسائل را حل کنند! یک جوان باید ببیند که میتواند شغل پیدا کند یا نه؟ اگر شغل ندارد، چطور ازدواج کند؟ اگر تمامی زوایای این مسائل را بررسی نمایید مشاهده میکنید که تلنباری از مشکلات روزافزون است که فکر مردم را به خود مشغول کرده است.
وقتی مرکز آمار ایران و بانک مرکزی تأیید میکنند از سال 86 تاکنون با قیمتهای ثابت بیش از 20 درصد درآمد خانوار کاهش پیدا کرده است، از طرفی خانوادهها دو سه جوان بیکار در خانه روی دستشان مانده، توقع چیست؟ توقع این است که مردم هیچ چیز نگویند و عاصی نشوند؟ این ندانمکاریها و تکرار اشتباهات باعث نشود که صدایشان دربیاید؟ طبیعی است. همه؛ من، ما و تمام کسانی که روزی مثل بنده مدیر بودند، همه باید پاسخ دهند. هر یک از ارکان حاکمیت به میزان مسئولیتی که داشتند باید پاسخ مردم را بدهند.
به نظر شما مدیری تربیت نشده یا در انتصابها بدسلیقگی صورت گرفته است؟
اصلاً در کشور از مدیریت فقط یک اسم باقی مانده است! قبل از انقلاب به خاطر اینکه احساس میشد توان آموزشی محدود است، تعدادی از فارغ التحصیلان را بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و حتی نیروهای مسلح برای دورههای تخصصی به خارج از کشور میفرستادند. همین بانک مرکزی آخرین اعزامیهایش آقای دکتر شیبانی و مرحوم دکتر نوربخش بودند که هر دو بورسیههای بانک مرکزی بودند که به خارج از کشور رفته، دکتری گرفته و برگشته بودند. به این صورت سعی میکردند که تربیت نیرو کنند. اوایل انقلاب نزدیک 30 بانک را ادغام، به 7 بانک تبدیل و همه را هم دولتی کردند. بدون استثنا مدیران آنها را پاکسازی کردند. تصور کنید 8 بانک را در یک بانکی مثل بانک ملت ادغام کردهاند و به جای اینکه مدیر توانا بگذارند که بتواند چنین سازمان پیچیدهای را مدیریت کند؛ همه را اخراج کردند، و رئیس یک شعبه شد مدیرعامل! چه توقعی از این مدیریت میتوان داشت؟ نتیجهاش این شد که در سال 84 گزارشی از بانک جهانی برای ارزیابی بانکهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا آمده بود و ایران فقط قبل از یمن بانکداری قابل قبولی داشت! نتیجه آن مدیریت، این بانکداری شد. در بقیه سازمانها هم کم و بیش همینطور عمل شد!
ما نیاز به سرمایهگذاری به خصوص جذب سرمایهگذاری خارجی داریم. فکر میکنید با این شرایط میتواند محقق شود؟
بله کشور سالانه نیاز به بیش از 50 میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی دارد و علت اینکه اتفاق نمیافتد، به سیاستگذاریهای خارجی و داخلی برمیگردد. سیاستها مبتنی بر روش با ثباتی نیست و نگاه مدیران ارشد بیش از آنکه توسعه اقتصادی باشد، توسعه سیاسی است. هند در دهه 90 میلادی دچار بحران اقتصادی بود. تورم در سال 1991 به 17درصد رسید، ذخایر ارزی به کمتر از یک میلیارد دلار! با نخستوزیری رائو و با فروپاشی شوروی سابق و اصلاحات اقتصادی دنگ شیائو پنگ در چین، توسعه اقتصادی سیاسی به سیاست هند بدل شد. صنعت نرمافزار هند که گردش مالی 150 میلیون دلاری در دهه نود داشت به 148 میلیارد دلار در 2015 رسید! امروز هند بالاتر از ایتالیا و هفتمین اقتصاد جهان است!
چگونه آنها با تغییر سیاست بر ناکارآمدی دولت و فساد دولتی و قضایی پیروز شدند؟ چگونه توانستند از آن سیستمهای تولید عقبافتاده به دوران مدرن کوچ کنند و اقتصاد ورشکسته را به یک اقتصاد پویا و یک دولت توانمند در منطقه تبدیل کنند؟!
شما به بحث بیکارهای دانشگاهی اشاره داشتید، همین سیستم دانشجو تربیت کرده و آنها در این سیستم تربیت میشوند. آیا افرادی که در دانشگاهها تربیت شدهاند، اصلاً آدمهایی هستند که بتوانند مدیر شوند و پستهای سنگینی به عهده بگیرند؟
هیچ جای دنیا سیستم ارتقایش این طور نیست که یک روزه یکی مدیر شود. نیروهای یک مجموعهای آموزش ببینند، توانمندیهایشان را رشد داده و ارائه میدهند، ارزیابی میشوند و ارتقا پیدا میکنند. هیچ وقت یک نیرو از پایین نردبان دفعتی بالا نمیپرد. اگر امروز شما لیسانس حقوق را برایش دوره بگذارید، کنار قاضی کارآموزی کند، بعد به دادگاه بخش و بعد دادگاه شهرستان برود، 15 سال بعد میتواند مدیر یک مجموعه قضایی باشد چون با مسائل مختلف قضایی آشنا شده است. ولی اگر او را یکراست از دانشکده وارد پستهای مدیریتی نمایند، نتیجه همین میشود! سیستم ارتقا در دنیا تعریف شده است. باید تجربه افراد به سطحی برسد که بتوانند از تواناییهای خود استفاده کنند. اگر دانش ندارند، نمیتوانند مدیریت کنند. به همین دلیل هم در اروپا وقتی یک مدیر را میخواهند تغییر دهند از چند ماه قبل میداند ولی تا آخرین لحظه به مدیریتش ادامه میدهد. من هیچ وقت یادم نمیرود که فرمانده نیروهای مسلح امریکا مذاکرات سالت 2 را انجام میداد و در حین همان مذاکرات در خبرها دیدم که آخر سپتامبر همان سال بازنشسته میشود. آن شخص بزرگترین تصمیمات بین شرق و غرب را میگرفت و از آن طرف هم خبر داشت که سه ماه بعد بازنشسته خواهد شد. آن آدم غیرمسئول تربیت نشده است که بگوید سه ماه دیگر به من چه مربوط است. یا جورج بوش پدر در چه مقطعی به کویت حمله کرد؟ چند ماه مانده بود که ریاستجمهوریاش تمام شود. آیا به رئیسجمهوری بعدی موکول کرد؟ خیر. چرا؟ برای اینکه این افراد درون یک سیستم کار میکنند؛ سیستم عمل میکند، نه فرد. ما هنوز یاد نگرفتهایم که باید متکی بر سیستم شویم. نفرات باید در جامعه رشد کنند، آنها را باید در تصمیمگیری مشارکت داد.
درباره ناآرامیهای امسال صحبت کردیم. یک سؤال باقی ماند. طبق گزارشهای بانک مرکزی 64 درصد مردم صاحبخانهاند و حداقل شاخصها نشان میدهد که اوضاع اقتصادی بحرانی نیست. خوب نیست ولی نه بحرانی. بیشتر جمعیت کشور را هم طبقه متوسط تشکیل میدهند. شما هم اشاره داشتید که دغدغهها صرفاً دغدغه معیشتی نیست. با توجه به این شاخصها، اقتصادی بودن علت اعتراضها چطور تحلیل میشود؟
نمیشود گفت دغدغه معیشت وجود ندارد بلکه یکی از اصلیترین مسائل امروز جامعه است. وقتی گفته میشود درآمد خانوار 20 درصد به قیمتهای ثابت در طول 8 سال گذشته کاهش پیدا کرده، حتی اگر تورم را هم حدود 10 درصد در نظر بگیرید، پس زندگی مردم دچار تنگنای بیشتری شده است. درست است که مردم مستأصل نشدهاند و اینطور نیست که بگوییم سیل گرسنگان صف کشیدهاند، اما رفاه حداقلی هم ندارند. وقتی این مشکل مستمر با دیگر مشکلات همراستا و کرامت افراد نادیده گرفته میشود، آنها احساس میکنند سیاهی لشکر هستند. کسانی که در جنگ تمام قد حضور داشتند، در این چهل سال با همه مسائل کنار آمدند، انسانهایی که در شرایط مختلف در تمامی صحنهها حاضر بودهاند، از انقلاب پشتیبانی کردند. در تمامی انتخابات مشارکتشان بالای 60درصد بوده است، پس این مردم حق دارند از همه مسئولین طلبکار باشند.
یعنی ربطی هم به این دولت و آن دولت ندارد...
نه! چون این مشکلات جمع شده و یکباره بهوجود نیامده است. در سی سال گذشته مجموعه دولتها به روشهای مختلف دست در جیب مردم کردهاند. از دولت سازندگی شروع شد و تا امروز هم ادامه دارد. اوج آن هم در دولتهای نهم و دهم بود که برای مسکن مهر دست در جیب بانکها کردند، هم به تورم اضافه شد و هم به مشکلات بانکها. اوج فشاری بود که به بانکها وارد شد. با منابع بانکها کار میکردند بدون اینکه به بازپرداخت آنها فکر کرده باشند. بسیاری از پروژهها در طول سی سال گذشته با منابع بانکها اجرا شدند که به بازگشت آن منابع هیچ امیدی نیست. نیروگاهها، سدها و اتوبانهایی با پول بانک ساخته شده که امیدی به بازگشتش نیست. این هم به دلیل همان است که دولت و مجلس توجه نکردند که پولی که در بانکهاست متعلق به مردم است نه دولت! در حالیکه در مجلس ششم تصویب شده بود که دولت نمیتواند تسهیلات تکلیفی از بانکها درخواست کند. سنگینترین تکلیف به بانکها مربوط به مسکن مهر بود که دولت بر عهده بانکها گذاشت! هیچکس هم جلوی آن را نگرفت. همینطور در جیب صندوقهای بازنشستگی هم دست بردند و آنها را هم به ورشکستگی رساندند. پول نفت هم که قرار بود با آن سرمایهگذاری شود، صرف هزینه جاری شد و میشود. هرچه هم قانون گذاشتند که سال به سال از این هزینهها کم کنند و پول نفت را به سمت سرمایهگذاری ببرند، باز هم در حد حرف باقی ماند، چراکه توان مدیریتی و برنامهریزی اصلاً وجود نداشت. آقای احمدینژاد سازمان برنامه را بست و خیال خودش را راحت کرد. بعدیها هم که ایجادش کردند، هیچ اتفاق ویژهای نیفتاد، چراکه اصلاً ابعاد کارشناسی آن مورد توجه نبود. نه تنها توان تلفیق برنامهها وجود ندارد، حتی توان کارشناسی حداقل برنامهریزی را هم از بین بردهاند! بدتر از همه هم دست بردن در منابع زیرزمینی آب بود. برای آن هم قانون گذاشتند که برداشت از منابع آبهای زیرزمینی هم منعی ندارد. نتیجهاش این میشود که امروز معاون رئیسجمهوری و رئیس سازمان محیط زیست کشور میگوید 75درصد ذخایر زیرزمینی آبهای ایران، از دست رفته است. این مشکلات همه ابربحران است. دیگر نمیشود اسمش را بحران گذاشت. کشور با این ابربحرانها مواجه است و هنوز هم به فکر این نیفتاده است که در نظام مدیریت ارکان کشور بازنگری کند؛ باید در روش مدیریت کشور بازنگری صورت بگیرد نه اینکه ببینید دیوار چه کسی کوتاهتر است و به او حمله کنید! واقعاً باید گفتوگوی ملی و نگاه قوی داشت، برای اینکه بررسی شود چطور میشود به دور از حب و بغض چارهاندیشی کرد، چطور هند توانست در طول 20 سال دگرگونی اساسی به وجود آورد؟
به عنوان آخرین سؤال، ما از سیستم خیلی صحبت کردیم، اما بحث فرهنگ سازمانی فردی چه میشود؟ برخی چنین تحلیل میکنند که فرهنگ ایرانی با رندی شکل گرفته و مردم اصلاً نمیخواهند که تن به سیستم دهند. آیا میتوانیم همه چیز را گردن یک سیستم بیندازیم، یا اینکه فرهنگ فردی هم مشکلاتی دارد و مانع کار سازمان یافته میشود؟
این را که فرهنگ ما فرهنگ لمپنپروری یا رندی است، قبول ندارم. چون ما جامعهمان را با سوء مدیریت به اینجا رساندهایم، نه اینکه جامعه از اول این بوده است. برگردید به سال 56 و 57؛ مردم در دوره اعتصابات سال 57 همه چیز را با هم تقسیم میکردند و هیچ کس سهم اضافه برای خودش نمیخواست. در شبهای حکومت نظامی، خودشان را برای خون دادن به بیمارستانها میرساندند. اینها همان مردم هستند. من قبول ندارم که این مردم، تقصیر دارند. چرا حالا اینطور شده است؟ من میگویم که اگر واقعاً مسئولین دروغ نمیگفتند اگر به آنها مسئولیتی داده میشد و به آن کار مسلط نبودند، آن را نمیپذیرفتند. در عمل با صداقت رفتار میکردند اگر با ندانمکاریها، بدآموزی را ترویج نمیدادند. کسی که دیروز رئیس جمهوری این کشور بود و میگفت قانون برنامه چهارم را رعایت نمیکنم، امروز دم از قانونگرایی میزند! آیا تصور میشود که اینها به مردم کمک میکنند؟ به خاطر رفتارهای مسئولان این بدآموزیها در سیستم کشور نهادینه میشود. به همین دلیل هم بیاعتمادی و عدم صداقت و دروغگویی و فساد در جامعه ما به حداکثر رسیده است. بنده در زمانی که نه مثل الان موبایل بود و نه حتی فکس، از تبریز با کاریر تلفن میکردم که از بازار تهران انواع آرماتورها را بفرستند، میگفتم یک ماه دیگر تهران میآیم و چک و سفتهاش را میدهم. همان هفته میفرستاد، چراکه اعتماد وجود داشت. ولی وقتی الان آمار چکهای برگشتی در هر ماه بالا میرود و در رسانهها منعکس میشود، وقتی ارقام فساد به بالای هزار میلیارد تومان رسیده است، از مردم چه توقعی میرود؟
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
خلایق هر چه لایق
با سلام
فکر می کنم آقای صفایی فراهانی در تلاش است با افزایش همگرایی و هم افزایی در مدیریت کشور تا حدودی راهکار حل مشکل ارائه کند !
ایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییخدا
سالها است كه دراروپاتوسط دولت ها تلاش ميشودازفاصله طبقاتى بين مردم كاسته شود بطورمثال دركشور انگليس باوجوديكه نسبت حقوقى پرستار باز پزشك يك به دو است بيش از ده سال است كه حقوق پزشكان ثابت مانده ولى به حقوق پرستاران درصدكوچكى اضافه شده ولى دركشور بابرقرارى حقوقهاى نجومى به شكاف بيشتر طبقاتى دامن زده ميشود رشته هاى تحصيلى پول ساز ازكنكور ونمره به دواطلبين ميرسد حالا اقاى وزير ميخواهند اين رويه جا افتاده وقابل قبول را تغيير دهند معلوم است كه نتيجه چه خواهد شد الودگى هوا ترافيك دارد مردم را به مرز جنون ميرساند ولى دولت از گران كردن بنزين سرباز ميزند هزاران مورد هست كه توليد نارضايتى ميكند ودولت جلوى انرا نمى گيرد
هنگامی که تکنولوژی با فرهنگ ان همخوانی نداشته باشد همان ابزار به جای پیشرفت در جهت معکوس استفاده میشود چنانکه داعش از اینترنت بعنوان وسیله ای برای کشتار بهره برد بدون انکه در ساخت تکنولوژی سهیم باشد واگر ما به سنت معتقدیم یعنی مسکن و کسب وکار ارزان در اختیار مردم قرار گیرد که بتوانند زندگی اجتماعی همراه با ان را داشته باشند واگربه ایجاد زیر بنا برای اجرای سنت توانمند نیستیم نمیتوان مانع ازادیهای اجتماعی منطبق با زندگی مدرن شد این تضادهای اجتماعی خانواده ها وجامعه را بیشتر از جوامع دیگر با همان شرایط اقتصادی در گیر میکند در واقع این تناقض و ناهماهنگی روبنا بین انچه که در مردم جریان دارد وانچه که دولتها میخواهندو از طریق دانشگاه رسانه ها به تبلیغ میپردازند به یک بن بستی میرسد که همه را از ثروتمند وفقیر گرفتار خواهد کرد نگاه سنتی ان است که مدیری که نماز می خواند خیانت نمیکند اما قوانین منطبق بایک جامعه تا چه حد دست این افراد را باز گذاشته است این تناقض وتضاد بین سنتی که نمیتواند جریان یابد ومدرنیته ای که بدون اجازه دولتها به راه خود ادامه میدهد باعث شده استانه تحمل زندگی اجتماعی در ایران نسبت به سایر کشورها با همین اقتصاد به شدت کاهش یابد
ما باید با همه کشورها رابطه داشته باشیم کی گفته ما مسول ملتها مظلوم هستیم ما مسول ملت خود هستیم، مدیران ومسولان همه فقط فکر جیب خودشان هستند و گرین کارت اروپا وامریکا، ما مدیران و مسولان وطن پرست میخواهیم، اگر علم وعرضه مدیریت ندارید از کشورهای دیگر بیارید مثلا ژاپن، سیستم باید اصلاح شود
متاسفانه اكثريت قريب به اتفاق مسوولين ما از ارتباط با دنيا مى ترسند چون زبان بلد نيستند. فقط در فارسى بلبل زبونى مى كنند .
اگر قرار باشه با بقیه دنیا رابطه داشته باشیم اونوقت معلوم بشه که ما چقدر از بقیه دنیا عقب افتادیم و اسه همین صلاح نمیدونیم که با کسی رابطه داشته باشیم
البته آقاى فراهانى جزو مديران خوب بوده ولى مطلبم به اون مسولينيه كه ميگن چهلمين سال و شق القمر ميكننه كه چهل سال كارى نكرديد چجورى يك ساله ميخوايد همه چيز رو درست كنيد؟!
طنز داشت به كسى بر نخوره
اول اعتراضات که گفتند کار خارجیهاست . اصلا قبول نکردند که جوانان تحصیلکرده بیکارند که از سر سفره پدرشان دیگر خسته هستند . بنابراین همین جوانانی هستند که خودشان روز و شب چه در دانشگاهها و چه در رسانه ها 24ساعت به این جوانان درس سیاسی میدهند ولی وقتی جوانان با اینهمه افکار سیاسی اموخته شده فریاد میزند که تو را خدا بس کنید چقدر سیاست زدگی . کمی عمل کنید . پس وقتی جوان سیاسی شده فریاد میزند دوباره گروهی از مسولین به این جوانان میگویند چرا حرف سیاسی میزنی چرا سیاسی فکر میکنی و جوان در پاسخ میگوید شما خودت بمن آموختی . خودت گفتی . تقصیر من نیست . خود از عدالت حرف میزنی ولی اجرا نکردی . خودت . خودت
اول اینکه دیگه برا این حرفها دیر شده ، ثانیا یکی باید به حساب و کتاب خود شما رسیدگی کنه آقای فرهانی
جدا گل گفتی. این آقای صفائی فراهانی آنچنان صحبت میکنه که انگار از کره ماه اومده. بابا خودت تو این مملکت سر کار بودی و این بلا رو امثال شما اصلاح طلبان و اصولکرایان و اعتدالیون بر سر ملت و مملکت آورده اید
مطمئن باشید کاری نخواهند کرد از قبل هم بدتر خواهد شد همین امروز منتشر شد که به هر یک از نمایندگان 5 میلیارد تومان میدهند تا هر طور صلاح دیدند خرج کنند
سلام به تابناک و کاربران محترم این سایت . من مطلب آقای صفایی را دوباره با فاصله خواندم و تمام سخنان ایشان اثبات میکند که چند گروه باید از اداره کشور دور نگهداشته شوند بهتر هست باور کنید به این حرفم ایمان دارم . اول لیدر انقلابیونی که میخواهند همیشه در حاکمیت سهمی در قدرت داشته باشند . دوم افراد خیلی سیاسی که فقط میگویند سیاست من و گروه من درست هست . وسوم دور نگهداشتن افراد غیر متخصص در مراکزی که فقط به علم و فن سرو کار دارد و چهارم افراد پوپولیست و آرمانگرا هست که با آرزوهای خود آرزوهای ملتی را نابود میکنند .
يكباره بفرماييد قصد كودتا داريد! خخخ
توهم مثل همه ی اونهایی .سیاسی صرف
این همه از فساد حرف زده می شود، شده یکبار مطرح کنید فساد از کجا می آید؟ تا همه بدون ترس حرف بزنند.
مگر سرمان به تنمان زیادی کرده است ؟؟؟؟؟
آقای صفایی تا چهل سال هر چه بود یا تقصیر انقلابیون سیاسی بود ولی از این تاریخ به بعد برای جمعیتی که تا چندین سال آینده به 120میلیون نفر خواهد رسید چه برنامه ای دارید . اصلا برای این جمعیت در حال افزایش برنامه دارید خدایی شهر دویست هزار نفری ما هر چه داریم مربوط به پنجاه سال پیش هست . امروز خیابانهای سهر ما از ازدحام جمعیت و خودرو قفل شده و خودروها پشت سرهم و بیخودی و بخاطر ترافیک شدید سوخت و بنزین میسوزانند . شما چند تا مشکل را حل میکنید ؟ برنامه شما برای چندین سال دیگر در مورد برق و جاده و اقتصاد و مسکن و راه و قطار .. چیست ؟
در بخشداریها و فرمانداریهاو استانداریها بیشتر افراد از طیف سیاسی و مذهبی هستند در صورتی در این بخش ها باید مهندسین عمران باشند تا تحرک اقتصادی صورت گیرد اصلا دغدغه این طیف افراد که حرکت اقتصادی نیست چون تخصص ندارند بنابراین به این مقوله هم فکر نمیکنند اگر حرکتی باشد مثل دهه پنجاه راه سازی و نصب دکل های برق و اتوبان سازی برای پنجاه سال بعد در حال شکل گیری بود
مسؤلین کشور هند چکارکردند در ظرف 20 سال اقتصاد ورشکسته را تبدیل به اقتصادهفتم دنیا کردند؟ چرا. دلسوزانه ساختار اقتصاد کشور اصلاح نمی شود؟!؟!؟!*؟! چرا خودروهای پرمصرف تولید میشود *؟*؟.چرا هزینه تولید در ایران بالاست؟!چرا تعرفه واردات خیلی زیاد است؟!؟چرا تولیدات ایرانی کیفیت نداره!؟و......
برادرفراهانی ازماست که برماست نباید دردوردوم ازروحانی که به وعده های سال 92 عمل ننموده بود وضعیت اقتصادی رابرای اقشارآسیب پذیر وخیمترنموده بود اصلاحطلبان حمایت میکردند یکی ازعوامل اصلی بعدالتی وتبعیض همین دولت روحانی است
روحانى انتخاب ما بين بد و بدتر كه نه، بين بد و فاجعه بود.
دوست عزیز یه جوری میگی که انگار اگه
کسه دیگه ای بود مملکت گل و بلبل بود .همه سر و ته یه کرباسن
جناب فراهانی تخم مرغ شانه ای زیر7000تومانی به یکباره به 20000تومان رسید وباقی ماند مرغ کیلویی زیر 5000تومانبه بالای 8000تومان رسید برنج هندی ده کیلویی 45000تومانی به بیش از 85000تومان رسید ودرحالیکه اکثریت ملت درتورم لجام گسیخته استخوانهایشان خردمیشود روحانی باارایه آمارهای کذب مدعی بهبود اقتصادی ورساندن تورم به تک رقم میشود بهتراست هرفریادی دارید همچون 80درصد ملت به روحانی بزنید که عامل تبعیض وبعدالتی وفاصله طبقاتی است
جمعيت افزايشى، درآمد واقعى نفتى كاهشى! سهم هر ايرانى ا صادرات نفت زير سه ميليون در يك سال! بهرهورى و توليد ملى هم كه تقريباً كشك! توقع داريد معجزه بشه و مثل سوييسى ها زندگى كنيم!
دوستان بی انصاف نباشید اغلب کارمندان در سالهای 80 لغایت 84 زندگی و معیشت خوبی داشتند و اغلب صاحب خانه وماشین شدندارز قیمت مناسبی داشت .متاسفانه با آمدن آقای احمدی نژاد ایشان میخواستند کل ملل مستصعف جهان را رهبری وخانه دار کرده و از ظلم نجات دهند، که یک مشکل کوچک ایشان داشته و آن هم توان برنامه ریری بود
آقای فراهانی باوجودافرادی چون نوبخت در ریاست سازمان برنامه وبودجه وسیف رییس کل بانک مرکزی وربیعی وخودروحانی وپرداختیهای ناعادلانه وتبعیض آمیز بین مقامات بابازنشستگان وکارمندان تحقق عدالت سرابی بیش نیست
ما قراره با سلام وصلوات یه ابر قدرت بشیم تو دنیا خوب این طبیعی هست یه دسته از مردم زیر دست وپای مدیران وزیر فشارهای فقر و بدبختی تلف بشن این قانون طبیعت عده ای حکمران میشن وعده ای رعیت پس جای گله ای
نیست
جناب فراهانی متاسفانه تبعیض وبعدالتی از خود دولت روحانی شروع شده ایشان در سال 92 اعتراف نمود قدرت خرید کارمندان کاهش یافته وحقوق پس ازده روز تمام میشود وباهمین وعده ها ازملت رای گرفت ولی متاسفانه با توجه رفع تحریمها وآزادشدن اموال تملک شده وافزایش تولید نفت وقیمت جهانی آن کوچکترین تغییری در وضعیت فلاکت باراقتصادی بازنشستگان بوجودنیامد وگویا دغدغه روحانی فقط بالابردن قدرت خرید خودش ومقامات بود چراکه بازنشستگان هرگزدرچنین وضعیت ذلت باروخفت باراقتصادی نبودند
شما در دوران خدمتت جه قدر بهره ورى داشته ايد
جناب صفایی فراهانی همچنان در بر همان پاشنه می گردد و ظاهرا شما بر واقعیت چشم بسته اید. نقل قول شما اینجا گویای همان چشم بستن است.
"وقتی به عمق آنها نگاه میکنیم، به این میرسیم که مسائل ناشی از نادانی و ندانستن است، اکثر آنها هم البته عمدی نیست. عدهای مسئولیت به عهده میگیرند که وقوفی بر مسئولیتشان ندارند و به همین دلیل هم اقدامشان نتیجه معکوس میدهد! کسی که اشتباه میکند، اگر دانش آن را داشته باشد، برمیگردد و آن را اصلاح میکند. ولی اگر مدام اشتباهات را تکرار کند، آنچه حاصل میشود، تخریب است" تناقض همین جاست یک بار که بخوانید متوجه می شوید اتفاقا عمدی در جریان است برای بهره برداری از عدم شفافیت برای نفع شخصی . واضح است مسله، منافع عده ای با مردم در تضاد است. مدیری که در طول سالها به طور سیستماتیک اختلاس کرده، اقامت و تابعیت کشور دیگری را گرفته، خانواده خود رو از قبل منتقل کرده و با یک اشاره پرواز می کند نشان می دهد سهوی در کار نیست کاملا با برنامه ربزی و مدیریت است. چنین فردی اتفاقا مدیر توانمندی است البته در نبود ساز و کار های شفاف در راستای منافع خودش نه مردم!
گذرنامه هاى خانواده هر مسوولى كه از اول انقلاب سمت داشته رو ضبط كنيد و يك وكالتنامه بگيريد كه اموالشان در خارج به تملك دولت ايران در مى آيد. اون وقت متوجه مى شويد كه چرا كشور به اين روز افتاده!
جناب فراهانی متاسفانه دولت روحانی درامرپرداختیها برخلاف عدالت عمل میکند بعنوان مثال یک وزیر بیش از 14برابر یک کارشناس بازنشسته با 30سال سابقه خدمت دریافت میکند بااین اوصاف فاصله طبقاتی ایجاد گردیده واقلیتی در رفاه کامل واکثریت 80درصدی کارمندان وبازنشستگان درزیر خطفقر مطلق بسرمیبرند وروحانی 5سال است باوعده های پوچ عوامفریبی میکند بهتراست به ایشان متذکرشوید بیش ازاین در حق بازنشستگان وکارمندان جفا نکند
برادرفراهانی متاسفانه اصلاحطلبان باحمایت از روحانی بدعهدوخلف وعده وضد کارمند وبازنشسته ضضربات هولناکی به اصلاحطلبان واردگردید روحانی جز به قدرت خرید خودش ومقامات دغدغه دیگری ندارد واصولا اقشارآسیب پذیر رافراموش کرده
آقای صفایی فراهانی شما که اهل فوتبال و ورزش نبودید چطور رئیس فدراسیون فوتبال شدید؟ آیا تخصص لازم در زمینه فوتبال داشتید؟ چرا نگفتید من تخصص لازم رو ندارم و رئیس نمی شوم
ایرانی فقط حرف می زند از عمل هیچ فقط خبری نشده.
جانا سخن از زبان ما میگویی اما کو گوش شنوا؟!
ازایشان میخواهیم ازروحانی بپرسد ازسال 92 که رییس جمهورشده ورفع تحریمها گردیده واموال بلوکه شده به میزان 150میلیارددلارآزادشده وقیمت جهانی نفت افزایش یافته چه اقدامی برای بهبود اقتصادی بازنشستگان کرده درهیچ دوره ای بازنشستگان اینقدر برای تهیه مایحتاج زندگی شرمنده خانواده نشده بودند
مگر آن ۱۵۰ میلیارد دلار جیب روحانی میره؟
حرفهای شما درست اما با این سیاست خارجی نمیشه سرمایه جذب کرد.
هیچ چشم انداز روشنی هم برای اینده دیده نمیشه،چون فقط شعار داده میشه،هیچ برنامه ای هم برای هیچ بخشی نیست.باری بهرجهت تا حالا پیش اومدیم.
خدا عاقبت همه رو بخیر کنه
تو مراکز و واحد های دانشگاه پیام نور اوج بی مدیریتی بیداد می کرد.کارمند اداره جات و حتی کارمند همونجا رو به عنوان رئیس انتخاب میکردن و نتیجه اش تبدیل دانشگاه به اداره و مدرسه بود و.....شرم بر مسولین پیام نور که سیاست زدگی توش بیداد میکنه
گفتنی ها را گفتی ولی حالا چرا؟؟؟
نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی...
متاسفانه روحانی وسایرین مدعی شدند صدای اعتراض ملت راشنیدند ولی کوچکترین اقدامی جهت رفع بیعدالتی در پرداختیها بعمل نیاوردند ومسیولین بادرآمد کلان در آسایش کامل و80درصد کارمندان وبازنشستگان در خط فقر مطلق بسرمیبرند وصرفا روحانی حرف درمانی ووعده های توخالی سال 92 راتکرارمیکند
تازه روحانى شايد آخرين اميدمان بود.
اقای صفایی فراهانی خود شما جزو افرادی هستید که حتما و باید به حساب وکتاب مالی شما رسیدگی شود تا مشخص شود این ثروتی که در ایران و خارج از ایران دارید از کجا اورده اید بعد بالای منبر رفته نظرات کارشناسی دهید
مگر غيرقانونى است؟
" اثار و تبعات منفي ان تصميم را كاملا منفي ديدم" رو متوجه نشدم. بالخره تبعات منفي بود يا مثبت؟
مطالب بسيار جالبي رو بررسي كردند. هم سوالات خوبي مطرح شده و هم جواب هاي موقر و متيني ارايه شده است.
خيلي كم اتفاق ميفته كه مديران بر اساس هم تواناييها و هم شايستگي ها و تخصص ها بكار گرفته شوند. اول بر اساس معيارهاي رايج انتخاب ميشوند و بعد از خرابي هاي زيادي كه ببار ميارند نهايتا اگر استعداد داشته باشند رعد بجا گذاشتن خرابي هاشون نيمچه مدير بيرون ميان.
امروزه تقريبا خيلي از مديران كه مسيوليت هاي بالايي هم داشته اند منتقد هستند و اصلا صحبتي سر نتايج دوره مسيوليت خودشون نميكنند.
بعيد است شما ٢٥ مدير پيدا كنيد كه ١ مولفه از ١١٠ مولفه تعريف و تددوين شده توسط سازمان ملل بگوشش خورده باشه.
مطالبت ن بسيار خوب بود و اميدوارم تاثير گزار باشد بشرطي كه خود جنابعالي به فرمايشاتتون مومن بوده و معتقد و منتقد از عملكرد هاي هودتان هم باشيد.
جناب صفایی فرهانی ! حکومتی که با نظام تعلیم وتربیت خود دشمنی ورزد ، همه چیز را بسوی نابودی سوق می دهد . تمام مشکلات ما در آموزش وپرورش نهفته است.
الان مردم باید چکار کنن؟!!
كمى بيشتر تحمل كنن
سه روز با خودت درگیر بودی منتشر بکنی یا نه آخرم با سانسور منتشر کردی
اوضاع چقدر خراب است که شاگرد آشپزها هم به فغان آمده اند اما افسوس که سر اشپز همچنان فرافکنی میکند
تابناک شرم آوره که نظرات رو سانسور می کنی
جناب صفایی را نسبت به بقیه مدیران این مملکت باوجدانتر و البته تا حدودی مدیرتر میدانم هر چند ایشان هم درگیر منافع حزبی است.
در سوال اشاره شده شصت و چهار درصد خانه دارن و اقتصاد دچار بحران نیست.
به این همه خسارتی که سیاستهای اول انقلاب باعث شد و میشد حتی جنگ نباشد و یسری بچه انقلابی با آزمون خطا داشتن مدیریت مملکت میکردن کاری ندارم و گذشت. یکی از خطاهای بسیار راهبردی در تحلیل دستاوردها این است که تنها درامد سرانه قبل و بعد انقلاب و نیز در دولتهای مختلف را مقایسه میکنند و به این نتیجه میرسند که تا سال هشتاد و شش اوضاع خوب بوده و رشد داشتیم. این نتیجه گیری بسیار بسیار گمراه کننده است. رفاه حاصل از این درامد سرانه رفاهی پفکی بوده. تنها و تنها و تنها منابع تجدید ناپذیرمان را استفاده کردیم و فکر میکنیم رفاه تولید کردیم. معادنمان را با ارزش افزوده بسیار پایین و کاملا خام غارت کردیم، آبهای زیرزمینیمان را غارت کردیم و گاز و نفت را بدون ارزش افزوده خاص استحصال کردیم و فروختیم و اسم آن را افزایش رفاه نامیدیم. این رفاه پفکی است. اگر آبها تمام شود و معادن تمام شود این همه بیکار اضافه میشوند.
در واقع منابع زیرزمینی که باید صرف ایجاد سرمایه میشد و سرمایه ماندگار ایجاد میکرد را صرف هزینه های جاری کردیم، خونه ساختیم، مبلمان خریدیم و وعده مرغمان در طول هفته یکی بیشتر شد و بیشتر وسایل آرایشی خریدیم و بیشتر حمام رفتیم!. رفاه ما رفاهی از جنس افزایش راندمان اقتصاد و رفاهی از جنس خلاقیت نیروی انسانی و رفاهی ناشی از بازدهی سرمایه گذاری های پایدار نبوده و تنها مصرف کردیم و مصرف کردیم و از جیب پدر ثروتمندمان خوردیم بدون اینکه متناسب با آن جایگزین کنیم.
جالب است که این نکات واضح را مسولین و حتی آدمهایی مثل صفایی که نسبت به عموم مسولان در درجه بالاتری است درک نمیکنند. با این دید و نگرش امیدی به حل بحرانها نیست.
فسادوگرانی ورکودوبیکاری مملکت رواحاطه کرده هیچکس هم جوابگونیست
پس میدونید که مردم از تبعیض ناراحتن.یاروبچه درس خون بوده بیکاره اونیکی بیسواد بخاطرژن خوب سرکاره
شما صد نفر از سران اين كشور پس از انقلاب رو به طور رندوم انتخاب كنيد و ببريد بدون پول در يك كشور اروپايى رها كنيد و بعد از دو سال برويد ببينيد توانسته اند شغل مناسبى را با توجه تخصص و ادعايشان به دست بياورند يا نه! مطمئناً يا حقوق بيمارى خواهند گرفت يا شغلى سطح پايين! اينها كشور را با ادعا و روابط و بزن دررو اداره .كرده اند نه با دانش و تخصص. عادت به حساب پس دادن هم كه ندارند.
درست نمیشه خسته نکن خودت
این در واقع نتیجه توسری زدن به کسانی بود که عقل داشتند و آینده این مملکت را می دیدند و دلسوزانه حرف حق را می زدند
فساد وتبعیض و (( ربا )) که دروغگویی وگول زدن مردم را دقیقا اشکار میسازد ربایی که نفاق را اشکار میسازد منافقینی که ربا را شیوع میدهند به شدت وحمایت زیاد ودر مقابل درسخنرانی ها برای ملت وصاحبان مملکت اسلام اسلام وپیامبر پیامبر میکنند منافقین حامی ربا فتنه ربا را برای سلطنت ربا بر کشور دارند بی سروصدا شیوع فراوان میدهند درپوشش اسلام ایلام وپرچم جمهوری اسلامی وکل امکانات حقوقی ونظامی کشور ننگ براین منافقین ازخدا بیخبر وماسک اسلام ایشان
هنوز در دهه پنجاه گير كردى با اين ادبياتت. بيا بيرون بابا دنيا عوض شده! خوبه مشت نمى تونى بزنى!
باتشکر از تابناک عزیز که وقتی به اشتباه خود پی برد آنرا اصلاح کرد اشتباه اساسی ما که ملت وکشور را به این روز نشانده نظارت عده ای کارنابلد بر مسولین کشور است همین آقای صفایی فراهانی بهترین رئیس فدراسیون فوتبال ومهاون وزیر بوده مع الاسف صلاحیتش را رد کردند سیستم بایستی کار را به کاردان بسپارد
تا زمانی که نظارت استصوابی باشد هیچ مسئولی سر . جای خودش قرار نمیگیرد بعد ار 40 سال هنوز ما یک حزب نداریم. .
البته برخی مسئولان فکر می کنند تقصیر از تلگرام است !!! بخصوص جناب علاءالدین بروجردی !!!
مردمی که حس میکنند سهمی در جامعه دارند از آن جامعه محافظت میکنند، ولی اگر چنین احساسی نداشته باشند ناخودآگاه میخواهند که آن جامعه را نابود کنند..!
#مارتین_لوتر_کینگ
مردمی که حس میکنند سهمی در جامعه ندارند از آن جامعه محافظت میکنند، ولی اگر چنین احساسی داشته باشند ناخودآگاه میخواهند که آن جامعه را نابود کنند..!
امضا : آنتي
هر آن کس که بهشت این دنیا را برایت #جهنم کرده مجبور است متقاعدت کند که #بهشت جای دیگری است!
#كارل_پوپر
هر آنكس كه بهشت آن دنيا را تكذيب كرده مجبور است متقاعدت كند كه بهشت همين جاست
امضا آنتي
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.