آخرین خبرکلاهبرداری جدید به بهانه فروش اقساطی خودرو
4بازدید
۰

قراردادهای نفتی نسل جدید؛Iran Petroleum Contract

لیلا اشراقی صدر وکیل دادگستری و کارشناس ارشد حقوق تجارت بین الملل

قراردادهای نفتی نسل جدید؛Iran Petroleum Contract

کشورهای نفت خیز جهان با توجه به میزان پتانسیل و منابع انرژی ، برای جذب سرمایه گذاران خارجی و ارتقاء سطح تکنولوژی و آموزش ناگزیر به اصلاحات قواعد و قوانین داخلی خود هستند . و برای ایجاد رابطه و انعقاد قرارداد نیازمند یکسان سازی بااستانداردهای بین المللی می باشند .

ایران یکی از کشورهای مهم نفتی دنیاست که نقش موثری در تامین این نیروی قدیمی برای دنیا ایفا می کند . لیکن از نظر ایجاد روابط بین المللی و انعقاد قراردادهای بین المللی نیازمند رعایت برخی استانداردها و اصلاحات می باشد البته در چارچوب قوانین داخلی و ملی ، لذا در این راستا دولتمردان بر آن شدند تا در حوزه نفت کاستی هایی را که در بیع متقابل( buy back ) نسل اول تا سوم این نوع قرارداد وجود داشت با اصطلاح بیع متقابل توسعه یافته در دستور کارخود توانستند تغییرات مورد نیاز را ایجاد کنند . که بشرح آن می پردازیم .

قبل از این قرارداد بیع متقابل در سه مدل در صنعت نفت و گاز ، با حفظ تولید صیانتی و لحاظ دیگر شرایط وجود داشت که دارای معایب زیاد و محاسن اندک بود و جاذبه لازمه را برای سرمایه گذاران خارجی نداشت ضمن اینکه شرکتهای نفتی بین المللی را از ادامه پروژه ها و اجرای کامل قرارداد دلسرد می کرد. مع الوصف در سال 92 رویکرد وزارت نفت تغییر کرده و بدنبال رفع نواقص ، تلاش بر اصلاح قرارداد بیع متقابل و ایجاد نسل جدیدی از این نوع قرارداد نموده که بستر لازم جهت تحریک شرکتهای بزرگ نفتی و ایجاد انگیزه برای سرمایه گذاران فراهم آورد .

1- معایب بیع متقابل 

پر واضح است قرارداد بیع متقابل ( buy back ) بسیار ارزان است و سود پائینی نصیب شرکت های نفتی می کند و از نوع قراردادهای پر ریسک است ، البته وصف ریسک پذیری در برخی شرایط ویژگی مثبت نیز قلمداد می شود و در برخی موارد از قبیل عایدی فروش محصولات که با نوسانات زیادی مواجه می شوداغلب جزء معایب محسوب می گردد . و از طرفی فاز اکتشاف و تولید یکپارچه بوده و به نحوی است که ابتدا یک برآورد اولیه از مبلغ قرارداد انجام می شود و بر این اساس قرارداد امضاء می گردد و قیمت نهایی در مناقصه پیمانکارهای فرعی تعیین می شودو این در حالیست که ریسک پذیر بودن همچنان در سطح بالایی قرار دارد . و سقف هزینه ها باز است .

نسل سوم نمونه خوبی برای اکتشاف نیست و بیشتر از آن در مرحله توسعه کاربرد دارد و بطور جد در این خصوص نیازمند اصلاح می باشد. عیب دیگر آن این ست که پس از توسعه ، طرح جامع به دولت میزبان تحویل داده می شود و نقش نظارتی شرکت خارجی عملا" منتفی می شود و نظارت بر تاسیسات از دوش پیمانکار خارجی برداشته شده و تعهدی باقی نمی ماند . در واقع شرکت خارجی باید میدان را پس از رسیدن به مرحله تولید به شرکت ملی نفت واگذار کند . در نتیجه میدان نفتی از مهارت و تکنیک شرکت خارجی در زمان تولید و بهره برداری نه تنها سود نمی برد بلکه منتج به عدم مسوولیت قراردادی شرکت نفتی پیمانکار می گردد .

طول مدت قراردادهای بیع متقابل از دیگر معایب آنست که میزان فشار بر شرکت خارجی را بالا می برد و از میزان کیفیت کار می کاهد زیرا شرکت صرفا" به فکر افزایش تولید و حفاری پی در پی است . و بدین علت است که میدان های مشترک با ایران در کشورهای همسایه شدت یافته و این از ویژگی های منفی نسل سوم محسوب می شود . هر دوره از قرارداد آنقدر کم و کوتاه استکه نهایتا" در طرح جامع توسعه حدود 7 درصد تولید انباشتی پیش بینی شده به انجام می رسد و این خود نشان دهنده عدم رعایت کامل موازین تولید صیانتی است و شرکت های خارجی به ناچار برنامه تولید را پیش می برند تا بتوانند زودتر بازپرداخت هزینه سرمایه ای خود را به تحقق برسانند و این چالشی ست که بالانس نفت و گاز را به هم می ریزد و صرفا" چاه ها سرگشاده و بلااستفاده می مانند . و اهداف مورد نظر پروژه به جایی نمی رسد و موجب درجا زدن کارفرما در همان نقطه اولیه می شود. 

لذا در قراردادهای بیع متقابل ، هیچ نظام قراردادی پاداش وتنبیهی که عملکرد پیمانکاران را کنترل و نظارت نماید تعریف نشده است و پیمانکاران مربوطه در این زمینه حساسیت لازمه را ندارند.لازم به ذکر است در این میان امکان انتقال تکنولوژی تقریبا"منتفی است . و شرکت سرمایه گذار خارجی در این مدت اندک فقط به فکر تولید و حفاری بیشتر بوده و نگران تمام شدن دوره و سودی که از کف می دهد ، می باشد.

حضور قابل توجه شرکت های داخلی در این قراردادها و سرعت عمل بالا در پرداخت پول جزء محاسن آن محسوب می شود لیکنصرف حضور بدون فرصت داشتن آموزش و تربیت متخصص بی فایده و پرداخت های مالی بدون بازیافت و بهره فناوری یکسره زیان است.

2- قرارداد نسل جدید ( IPC )

یکی از شرایط طرف قرارداد در نسل جدید نفتی شناخته شدن شرکت خارجی در دنیا و انجام پروژه نفتی در یکی از کشورهای دنیا و داشتن گرید بین المللی است و شرکت نفتی خارجی می بایست پروژه تولید و اکتشاف را بطور کامل در رزومه خود داشته باشد و عملا" اجرا کرده باشد ، البته جملگی جزء شرایط خاص نیستند و فقط محض فراخوان شرکت های موفق و متخصص با روش های نوین ، مفید است .

الف ) . در این نسل از قراردادها چهار مرحله مقرر شده است .سه فاز اکتشاف و توسعه و تولید بصورت یکپارچه واگذار می شود ( 3 مشارکت وجود دارد ) تا انگیزه لازمه را جهت جذب سرمایه گذاران خارجی ایجاد کند و فاز چهارم با عنوان " بهبود برداشت نفت EOR " نام برده شده است . ولی همچنان مالکیت مخزن قابل انتقال نیست و تولید صیانتی از مخازن جزء مهمترین مبحث این قراردادهاست . در این نسل عملیات اکتشاف به پیمانکار واگذار می شود بدین جهت که این شرکت ها ناگزیرند به مناطق پر ریسک وارد شوند و در اینحالت هزینه اکتشاف را خود تامین می کنند نه کشور میزبان ، در نتیجه سرمایه گذاری هنوز ریسک پذیر است .

ب ) . در این میان امر مهم انتقال تکنولوژی و ابزارهای مالیه منوط به حضور کارشناسان ایرانی کنار شرکت های نفتی خارجی می باشد . ولی این توجیهی نیست که شرکت های خارجی از کیفیت کار کم بگذارند . 

ج ) . چالشی که در قبل از این وجود داشت این بود : " بیشترمیادین نفتی ایران در نیمه پایانی عمر خود هستند " ، بنابراین بانسل چهارم قرار است ضریب رشد بازیافت این مخازن را بالا ببرند و این ضعف را مرتفع و به نقطه مثبت تبدیل کنند .

شرط بازیافت مخازن نسبت به دیگر کلوزهای قرارداد نسل جدید ، در الویت قرار دارد و دیگر به خدمات حفاری جهت تولید نیازی نیست و اینبار تولید و توسعه و اکتشاف به تنهایی حائز اهمیت نیستند بلکه بازیافت مخازن و تولید با کیفیت و انتقال فناوری انتخاب شده است . 

د ) . در نسل جدید مساله پاداشی که در قرارداد گنجانده شده بدین معنی ست که به ازای اکتشاف توسعه و تولید هر بشکه محاسبه و امتیاز داده می شود ( development fee for green discovered fields ) . اعطای این امتیاز با این توجیه مقرر شدهکه کمیت و کیفیت در استفاده از روش های نوین در تولید و توسعه را قوی تر کند ، که می تواند بازدهی عملیات پروژه را بالا برده و شرکت خارجی را در این مهم تشویق کند . پرداخت حق الزحمه نوعی نظام تشویقی است که با لحاظ میزان تعیین شده در منحنی تولید می بایست این منحنی به بیش از هشتاد درصد برسد تا مطابق قاعده حقوقی و نظام مالی مندرج در این قرارداد پرداخت نصف حق الزحمه محاسبه شده صورت گیرد . 

با این توضیح که میادین توسعه نسبت به هم متفاوتند و دارای ریسک های مختلفی می باشند و شاید به نظر منطقی باشد برای توسعه میادین جدید نفتی با ریسک های مختلف و متفاوت شرکت خارجی برای هر بشکه در هر یک از میادین یک امتیاز بگیرد .

نتیجه و پیشنهاد : 

قرارداد نسل جدید با نظر به شرایط اقلیمی و منطقه ای و قوانین حاکمیتی تنظیم گردیده ، در نسل جدید اهداف و نیازهای موجود مشخص و تعیین شده اند که باید با چیزی که بدست می آورند و امتیازی که می دهند برابری کند . گاهی برابری را اینگونه می توان معنا کرد که فناوری و تخصص و بازیابی اموری که معطل مانده اند مالیت و ارزش می یابند و در اینحالت ست که برابری نمود پیدا می کند .

در دنیا قراردادهای نفتی دارای شرایط و استاندارد مربوط به مسائل صنعت نفت هستند که عموما" شامل شرایط عمومی یکسان بوده و شرایط اختصاصی نیز با در نظر گرفتن مراتب ذکر شده و لحاظ توان و اعطای امتیاز از جانب دولت میزبان ، علی الاصول متفاوت هستند . لیکن در شرایط اختصاصی هم ، مفاد و تعاریف متحد الشکل اند و یکسان سازی بین المللی حرف اول را می زند. بنابراین برای انعقاد قرارداد باید توجه داشت نفت صنعتی است یا تجاری ؟ آیا قرار است نفت را چنان صنعتی کنیم تا با صنعتی قوی و منسجم بازارهای تجاری را در رقابتی سالم و جهانی در نوردیم ؟ 

در کشورهای توسعه نیافته و یا کمتر توسعه یافته نفت خیز ، در خصوص قراردادهای بالادستی نفت و گاز هنوز مبنای اصلی فناوری متولد نشده و چنانچه ظهور هم یافته باشد ناقص و نارس است و آنچنان که بایسته و شایسته است رشد نکرده و فرصت قدکشیدن بدانها داده نشده است .پروژه های ناقص و بر زمین مانده راه آموزش و انتقال را ابتر می سازد و صرف انعقاد قرارداد و تکرار مکررات و حفاری های مختلف و افزایش تولید مشکل حل نمی شود بلکه بیشتر مناطق بومی نفتی را دچار آسیب می سازد و ثروت ملی را هدر می دهد . 

نسل جدید نخست دوره پروژه ها را طولانی و با اعطای امتیاز به مناطق پر ریسک با در نظر گرفتن توسعه صیانتی مخازن و اصلاح پاره ای از موانع داخلی با ایجاد انگیزه بستر لازمه را جهت سرمایه گذاری شرکت های بزرگ نفتی دنیا آماده کرده است.لذا پس از ارتقاء و پیشرفت و توسعه صحیح در زمینه صنعت نفت می توان به سیاست ها و اهداف کلان چشم انداز کشور رسید و تبدیل به کریدور تجارتی در نفت و گاز و پتروشیمی در منطقه شد و با تعامل و توسعه روابط بین المللی در بازارهای جهانی حرفی برای گفتن داشت . صرف فروش نفت خام بدون افزایش ظرفیت ذخیره سازی نمی توان جهانی شد بلکه باعث رشد فقر می شود . برای محقق کردن این اهداف می بایست بدوا" اقداماتی در راستای جذب سرمایه گذار و پیرو آن همگام سازی نیروی انسانی و شرکت های داخلی بصورت یکپارچه در کنار شرکت های خارجی و آموزش و تربیت متخصص و انتقال فناوری انجام گیرد .

منابع .

- روزنامه رسمی ایران ،قانون اصلاح قانون نفت  ، 1390 ، شماره 25218 

- شادی زاده ، سیدرضا و دیگران ، توسعه راهبردهای مدیریت بهبود بهره وری در مخازن نفتی و گازی ایران ، 1395 ، ماهنامه اکتشاف و تولید نفت و گاز  ، شماره 135 

- شیروی ، عبدالحسین ، حقوق نفت و گاز ، 1393 ، نشر میزان 

- ماهرخ زاد ، علی اکبر ، IPC و ضرورت همکاری بخشهای مختلف اقتصادی ، 1394 ، شماره 765 

- محمدی ، بهزاد ، ایرانی ها جهانی می شوند ، مشعل ، 1395 ، شماره 807 

- معاونت امور مهندسی اداره کل سیاست گذاری مهندسی و استاندارد ، نظام فنی و اجرایی طرح ها و پروژه های صنعت نفت، 1394 

- ملکی ، عباس و دیگران ، میادین نفتی مشترک ، 1394 ، هفته نامه تجارت فردا ، شماره 191 

- وب سایت وزارت نفت 

  • وب سایت دولت

لیلا اشراقی صدر
وکیل دادگستری و کارشناس ارشد حقوق تجارت بین الملل

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.