جستوجوی شدید سازمان «حفاظت» محیط زیست برای یافتن مشتری!
به رغم آنکه کمتر کسی به یاد میآورد، «سازمان حفاظت محیط زیست» کشورمان از تغییر نام «سازمان شکاربانی و نظارت بر صید» در سال ۵۰ شکل گرفته و به مرور تغییر جهت داده، مدتی است برخی مسئولان این سازمان میکوشند این تغییر بزرگ را به رخ همگان کشیده و شکارفروشی را از سر بگیرند!
به گزارش «تابناک»؛ مسئولان شکاردوست سازمان «حفاظت» محیط زیست که طی ماههای گذشته، بارها به دلیل فروش پروانه شکار، مورد انتقاد قرار گرفته و نتوانستهاند توضیحی قانعکننده در پاسخ به انتقادات، به افکار عمومی دهند، با فرا رسیدن پاییز (که به گفته خودشان آغاز فصل شکار محسوب میشود) برای فروش پروانههای شکار دستبهکار شدهاند.
اقدامی که با انتشار آگهی ویژه در پایگاه اطلاعرسانی سازمان «حفاظت» محیط زیست کلید خورد؛ اما ظاهرا توفیق چندانی در جلب مشتری نداشت تا جایی که مجبور به تکرار دوباره انتشار این آگهی و بعد، تکرار سه باره آن شدند. انتشار فراخوان صدور پروانه شکار برای سومین بار در عرض یک هفته در پایگاه رسمی سازمان «حفاظت» محیط زیست کشور و در زمره مهمترین اخبار محیط زیستی کشور!
تکرارهایی که نشان میدهد گویی بازار شکارفروشی در کشورمان آنقدرها هم داغ نیست که اگر بود، نیازی به انتشار چندباره این آگهی، آن هم در فواصلی اینقدر کوتاه احساس نمیشد. با این ملاحظه که به نظر میرسد انتشار مکرر آگهی فروش پروانه شکار به اتباع داخلی، ابزار خوبی برای توجیه تخصیص احتمالی سهم بیشتری از پروانههای شکار به اتباع خارجی خواهد بود؛ فروش مجوز به شکارچیانی که بابت خرید پروانه شکار مبالغ گزاف تری میپردازند!
به عبارت بهتر، از آنجا که سازمان «حفاظت» محیط زیست بنا دارد در سال جاری ۱۱۵ پروانه شکار صادر کند، در صورتی که تعداد متقاضیان داخلی این پروانه به حد نصاب نرسد، سهم شکارچیان داخلی را به شکارچیان خارجی واگذار خواهد نمود و از این کار سود بسیار بیشتری خواهد برد؛ واگذاری که برای موجه جلوه دادنش، چیزی بهتر از تکرار مکرر انتشار آگهی شکارفروشی و سنجاق کردن این نتیجه گیری که «شکارچیان داخلی از فراخوانی که چند نوبت تکرار شد، استقبال نکردند» نیست.

اتفاقی که احتمالا به شدت مورد علاقه مسئولان سازمان «حفاظت» محیط زیست و به ویژه بانیان بازگشت شکارفروشی به صدر وظایف این سازمان خواهد بود، چون میدانیم شکارچیان خارجی مبالغ بیشتری، آن هم به دلار پرداخت میکنند و بخشی از این مبالغ به جیب تورگردان شکار میرود. به این موارد، حاشیه سازی کمتر شکار گونههای ایرانی توسط شکارچیان خارجی را میتوان افزود؛ اینکه بعد از شکار، شکارچیان به کشور خودشان میروند و تصویر هنرنمایی هایشان لو نمیرود و به شکل گیری موج اعتراضات در فضای مجازی کشورمان منجر نمیشود.
سفرهای که البته قرار است مقداری از آن هم به صندوق ملی محیط زیست واریز و کسری از آن، برای حفاظت از زیستگاهها صرف شود، ولی درباره نحوه هزینهکرد آن چیزی اعلام نشده است. اما بخش رنگینتر این سفره، جایی است که همه ذینفعان شکار سهمشان را برمیدارند؛ سهمی که نه از ملک شخصی، بلکه از عرصههای محیط زیست و منابع طبیعی کشورمان و با گوشت و خون حیات وحش این سرزمین پرداخت میشود؛ با سرمایههای ملی، انفال عمومی جامعه و میراث گرانبهای آیندگان.
عرضه گونههای بر جای مانده در اقلیم کشورمان که از معرض انقراض مصون ماندهاند، اما اکنون به مشتی دلار به شکارچیان خارجی فروخته میشوند. به شکارچیانی که به عنوان گردشگر به کشور وارد میشوند، ولی به جای بازدید از جاذبههای گردشگری و به سوغات بردن صنایع دستی ایران، شاخصترین زیستگاههای کشور را به گلوله میبندند، اندک امنیت موجود در زیستگاهها را از بین برده و در پایان شاخ قدرتمندترین افراد گله چارپایان که بلندتر است و میتوان با آن رکورد ثبت کرد را با خود به غنیمت میبرند.
هرچند تا کنون بسیاری از متخصصان و کارشناسان محیط زیست، فعالان و سمنها و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، شکارفروشی سازمان حفاظت محیط زیست را از ابعاد فنی، اجتماعی، اخلاقی، شرعی و امنیتی مورد انتقاد قرار دادهاند، بیتفاوتی مسئولان شکاردوست این سازمان و ادامه روند شکارفروشی، لزوم ورود نهادهای نظارتی را به این سوءاستفاده آشکار از سرمایههای ملی و اختیارات دولتی به نمایش میگذارد و اهمیت ایجاد تغییراتی بنیادین در ساختار و عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست به ویژه در حوزه محیط زیست طبیعی را یادآور میشود.
سازمانی که دههها قبل، توسط جمعی شکارچی، به منظور نظاممند کردن شکار تشکیل شد، «کانون شکار ایران» نام گرفت و بعدها به «سازمان شکاربانی و نظارت بر صید» ارتقا یافت؛ اما همچنان پس از دههها، میکوشد به هر بهایی که شده از حمایت اسلاف بنیانگذارانش برخوردار بماند؛ بنیانگذارانی که اکنون نمایندگان موثری در بدنه سازمان «حفاظت» محیط زیست کشورمان در قالب مشاور ارشد، مشاور رسمی و مشاور غیررسمی و... دارند و توانستهاند کاری کنند که هیچ انتقادی نتواند شکارفروشی را متوقف کرده و حتی سرعتش را بکاهد؛ روندی با سرعت انتشار سه آگهی فروش شکار در چند روز!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
شهید موسی کلانتری که مدیرتش موردتایید شهید بهشتی بود فارغ التحصیل دانشگاه امیرکبیر بود ایشان مهندس راه وساختمان بودند و تمامی سرمایه زندگیشان را صرف انقلاب کردند وعاقبت هم بدست دشمنان افرادغیروابسته فکری در7تیر درجریان بمب گذاری محمدرضا کلاهی بهمراه 72 تن منجمله شهید بهشتی بدرجه شهادت نایل آمدند منظور از طرح زندگی این مرد بزرگ این بود که متاسفانه هیچکدام از افراد کابینه آقای روحانی ازنظر کارآمدی ودلسوزی ومعرفت قطره ای در مقابل دریای معرفت ووطن پرستی وکارآمدی ایشان نیستند ومن که شاگرد همسنگر ایشان بودم ازصمیم قلب غبطه میخورم چرا چنین انسان بزرگ ومدبری راازدست دادیم واقعا با بررسی زندگی خودم واکثریت هموطنان شریف که پس از30سال خدمت صادقانه با پست کارشناسی بادریافت دومیلیون ودویست هزارتومان برای اداره زندگی شرمنده خانواده هستم حیف وهزاران افسوس که دلسوزان واقعی راازدست دادیم
کاش سازمان بازرسی سراغ سازمان محیط زیست هم می رفت .
افراد شکاردوست رابایدجلوی حیوانات وحشی انداخت تاخورده شوند ..خودم میدونم جدیدا خیلی خشن شدم
تابناك از اين تيتري كه زدي ممنونم
دستت درد نكنه كه محيط زيست رو رسوا كردي
باور كن من تنها رسانه اي رو كه دنبال ميكنم سايت شماست چون صداقت بسياري داري و اكثر نظراتم هم تو بخش نظرات چاپ و انتشار كردي
متاسفانه تجربه های تلخ وشکستخورده مدام تجربه میشوند فردیکه بیش از12سال درپست وزارت کشاورزی صرفا بخاطر برادرشهید بودن وفارغ التحصیلی از آمریکا کشاورزی کشوررا ازبین برد درپست احیای دریاچه ارومیه گمارده شد وپس ازصرف چند میلیاتردتومان ازپول بیت المال وخشکاندن دریاچه ارومیه در پست ریاست حفاظت محیط زیست گمارده میشود اینکه فرد توانایی و تخصص مربوطه رادارد مهم نیست مهم این است که از دانشگان آمریکا فارغ التحصیل گردیده کافی است وتنها ضابطه مهمی که باید درگماردن افراد درپستها شایسته سالاری است که اصولا رعایت نمیشود
نام این سازمان باید به "سازمان ضد محیط زیست" تغییر کند. یکی از مصادیق بارز رفتارهای ضد محیط زیستی آن نابود کردن رودخانه کارون و عدم برخورد این سازمان با مسببین آن است بلکه خود رییس سازمان چندی پیش طی نامه ای محرمانه!!! دستور انتقال باقیمانده کارون را برای کشاورزی در سایر مناطق نیز داده است در حالی که وظیفه آن سازمان حفظ محیط زیست است نه کشاورزی.
وای بر شکار فروشان و خاینان محیط زیست.
مگر چکار برای محیط زیست انجام داده اند که حالا شروع به کشتار حیوانات روبه انقراض و مظلوم محیط زیست داده اند.
آن از شوک اقتصادی گرانی دلار واینهم از بلایی که می خواهد از کشتار حیوانات بی آزار و بی دفاع محیط زیست بدست آورد.
محیط زیست همینطوری نابود میشه نیاز نیست دوستان زحمت تیشه به ریشه رو بکشن .
تابناک عزیز تشکر از اینهمه دقت در انتشار اخبار گمشده در بازار طلا و ارز. ولی متاسفانه راه بجایی نخواهیم برد. چون این اتفاق نشانگر آن است که کارآفرینان طلا و ارز و احتکار که دیگه پولی در بساط ندارند و همه را به زمین، طلا، ارز خارجی و کالاهای نایاب تبدیل کرده اند و فقط در این دریای پر تلاطم بازار انتظار افزایش قیمت ها را می کشند نمی توانند روز و شب به بطالت بگذرانند و با لابی های خود در پی فان های جدید در روزمرگی خود هستند و دیگر دور دور کردن با اتومبیل های گرانقیمت و میهمانی های پرخرج و عکس گرفتن با سلبریتی ها به ایشان حال اساسی نمی دهد و چون حاضر به فروش گزینه های فوق نیستند چه کاری بهتر است بعد از شکار انسان که در بازار به دنبال خرید اقلام فوق بودند. هم اکنون رویکرد به شکار حیوان نموده اند. در تمامی پول مداران خارج کشور چنین نشانه هایی از چنین موجوداتی به وفور یافت می شود. افسوس که مسئولین محترم به چنین موجوداتی مجوزهای لازم می دهند. افسوس.
حیات وحش افریقا فیلمی می بینی گله شیر شکار کردن بیست ماشین پر ادم انها را تماشا می کنند !!!!!!همه جا حیوانات وحشی زندگی ازانها گرفته شده . اینجاخودمان را اشتباهی شکار نکنن شانس اوردیم .
تابناک به عنوان رسانه ثابت کرده که تریبون خودش را در اختیار بزرگواری مخالف شکار داده ولی تابناک عزیز به عنوان یک طبیعت گرد و دوستدار طبعیت و همچنین اهل ماهیگیری و شکار قانونی خدمتتان عرض میکنم راه نجات حیات وحش ایران از مسیر ممنوعیتها نیست، که اگر اینگونه بود الان میباید، استانهایی مانند فارس - با ممنوعیت طولانی مدت شکار و به لحاظ تعداد وحوش - باید در جهان سرآمد میشدند. ولی واقعا این اتفاق افتاده است؟ آیا دست درازیهای صورت گرفته در تالابها، معادن و همچنین شکارهای غیر قانونی اجازه این امر را داده است؟ مجددا تاکید میکنم راه حل حیات وحش ایران نیازمند این است تا علاوه بر قطع نمودن دست درازی به محیط زیست طبیعی جانوران نسبت به ساماندهی مساله شکار نیز تصمیمی علمی و عاقلانه گرفت، نه تصمیمی روشفکرمابانه و از روی احساس.
تابناک خواهش میکنم چاپ کن!!وای بر کسانی که با منابع این مملکت ، با خاک و محیط زیست این مملکت تجارت میکنن!!! .
پیشنهاد به برخی مدیران
هر فردی دو تا کلیه داره یکی از کلیه هامون را به غربی ها بفروشید و خرج رفاه کنید .
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.