نقد موضع اصلاحطلبان برای مشارکت «محدود و مشروط» در انتخابات؛
«مشارکت مشروط» فاصله اصلاحطلبان و حاکمیت را بیشتر میکند!
هم مطرح کننده مسأله تحریم انتخابات و هم دنبال کننده طرح حضور مشروط انتخاباتی، کسی جز «سعید حجاریان» تئوریسین جریان اصلاحات نبوده است. همین موضع وی باعث شد تا مشارکت مشروط انتخاباتی بر سر زبانها بیفتد؛ به نحوی که واکنش ها و اظهار نظرهای زیادی پیرامون این مسأله از سوی چهره های جریان اصلاح طلب صورت گرفت. حجاریان تأکید دارد، «اگر شروط اصلاحطلبان محقق نشود، عطای انتخابات را به لقایش میبخشیم.»

در بررسی استراتژی انتخاباتی جریان اصلاح طلب برای حضور در انتخابات اسفند ماه مجلس دومین موضوع مطرح شده از سوی برخی فعالان این جریان، مسأله «مشارکت مشروط و محدود» در انتخابات عنوان شده که این گزاره هم مثل موضوع تحریم انتخابات مخالفان جدی در بین اصلاح طلبان دارد و بسیاری از آنان معتقدند که با توسل به مسأله مانع از دستیابی این جریان به کرسی های سبز بهارستان خواهند شد.
به گزارش «تابناک»؛ اصلاح طلبان در گیرودار تعیین و انتخاب استراتژی انتخاباتی خود برای اسفند ماه و حضور هرچه بهتر در انتخابات مجلس یازدهم هستند. نظرات مختلفی نظیر تحریم انتخابات، حضور مشروط و محدود در این عرصه برای نشان دادن اعتراض به برخی روندهای انتخاباتی، دستیابی به ائتلاف انتخاباتی دیگر نظر آنچه از سال 92 تا کنون شاهد آن بوده ایم و تلاش مستقلانه برای حضور و مشارکت حداکثری در انتخابات از جمله موضوعاتی است که گفته می شود، در جلسات اصلاح طلبان مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
پس از آنکه گزارش هایی در خصوص این چهار استراتژی انتخاباتی و بررسی تک به تک آن که اولین گزارش مربوط به موضوع تحریم انتخابات بود، در این گزارش بناست که مسأله طرح «مشارکت محدود و مشروط» در انتخابات را که توسط برخی چهره های اصلاح طلب مطرح شده، اما به نظر می رسد مورد اقبال این جریان قرار نگیرد، مورد بررسی قرار دهیم. کسانی که چنین ایده ای را مطرح کرده اند آن را نشان دادن نوعی از اعتراض اصلاح طلبان نسبت به برخی نهادهای مسئول و همچنین برخی روندهای انتخاباتی عنوان کرده اند.
حجاریان، تاج زاده و ناصری به دنبال مشارکت مشروط
هم مطرح کننده مسأله تحریم انتخابات و هم دنبال کننده طرح حضور مشروط انتخاباتی؛ کسی جز «سعید حجاریان» تئوریسین جریان اصلاحات نبوده است. همین موضع وی باعث شد تا مشارکت مشروط انتخاباتی بر سر زبانها بیفتد؛ به نحوی که واکنش ها و اظهارنظرهای زیادی پیرامون این مسأله از سوی چهره های جریان اصلاح طلب صورت گرفت. حجاریان تأکید دارد «اگر شروط اصلاحطلبان محقق نشود، عطای انتخابات را به لقایش میبخشیم.»
پس از طرح این ایده انتخاباتی، «عبدالله ناصري» عضو شوراي مشورتي رئيس دولت اصلاحات و فعال سياسي اصلاحطلب نیز عنوان کرد: من عليالاطلاق به حضور مشروط پايبند هستم، اما نه با آن جزئيات يا راهكارهاي ديگري مثل ادغام احزاب در يكديگر يا اينكه جريان اصلاحطلب از كنار حوادث تند اجتماع بگذرد و سر خود را پايين بيندازد كه برخورد نكند كه ذيل پيشنهاد آقاي حجاريان است. لذا كاملا با اين پيشنهادها مخالفم و معتقدم اصلاحطلبان بايد صراحتا انتخابات مشروط را اعلام كنند.
او در خصوص دلایل تأکیدش بر موضوع مشارکت محدود نیز گفته که «همان پيشنهادي كه آقاي تاجزاده پيش از اين به صراحت اعلام كرده بود. حضور در مجلس تحت شرايطي معنا دارد كه بتوانند چهرههاي كارآمد و توانمند خود را روانه مجلس كرده و از فيلترهاي نظارتي رد كنند وگرنه با تجربه مجلس فعلي و ليست ناكارآمد اميد معتقدم كه اين دوره ديگر نميتوان راهبرد اقليتي را بهكار برد و انتخابي كرد؛ بدين معنا كه مجلسي روي كار بيايد كه الزاما مجلس نهم نباشد.»
مخالفت جدی برخی اصلاحطلبان با مشارکت مشروط انتخاباتی
اما از قرار معلوم، حزب اعتماد ملی با دیدگاه حجاریان برای مشارکت محدود و مشروط در انتخابات کاملاً مخالف دارد، به نحوی که «اسماعیل گرامیمقدم» سخنگو و از اعضای شورای مرکزی این حزب، از ایده حجاریان با عناوینی مانند کهنه و ورشکسته یاد کرده است.
«ابراهیم اصغرزاده» فعال سیاسی اصلاحطلب هم با این ایده مخالف است و باور دارد که مشارکت مشروط نمیتواند استراتژی اصلاحطلبان باشد. او می گوید: «اشکال مشارکت مشروط این است که تاکتیک است و استراتژی نیست. واقعیت این است که جامعه دچار خستگی شده. مردم احساس میکنند که اصلاحطلبان هیزم گرم کن تنور انتخابات میشوند تا مردم را پای صندوق رأی بیاورند و مشارکت سیاسی را بالا ببرند اما در نهایت به نتیجه مطلوبی نمیرسند؛ مانند انتخابات مجلس خبرگان و انتخابات درونی و ریاست آن.»
اصغرزاده با انتقاد از رویکرد اصلاحطلبان در مواجهه با مردم ادامه داد: «تصویری که برای مردم از انتخابات ۹۶ و وعدههای اصلاحطلبان برای انتخاب روحانی و دولت تدبیر و امید ایجاد شده، این است که وعدههای اصلاحطلبان باد هوا بوده است، چون اعتماد آنها به نخبگان از دست رفته است. بر این اساس اگر فرض را بر این بگیریم که بنای اصلاحطلبان مشارکت مشروط باشد، مخاطب این شرط هم شورای نگهبان نخواهد بود، بلکه مردم و بدنه اجتماعی هستند که به آنها رأی دادهاند. نمیشود که در ایام انتخابات با طرح برخی شعارها و وعدهها سطح مطالبات را بالا ببرند و بعد از انتخابات نقشی در اداره کشور و آنچه رخ میدهد، نداشته باشند. پس وقتی صحبت از شرط و شروط میشود، بیشتر به رابطه بین مردم و اصلاحطلبان بازمیگردد. اگر این رابطه محکم باشد، موازنه به نفع اصلاحطلبان تمام خواهد شد و دیگر نهادها نسبت به انتخاب مردم مجبور به عقبنشینی خواهند شد اما مشکل این است که اصلاحطلبان نتوانستند با این بدنه اجتماعی ارتباط برقرار کنند.
دلایل مخالفت و موافقتها با یک ایده انتخاباتی
به نظر می رسد، برخی اصلاح طلبان نظیر حجاریان افرادی که مثل او فکر می کنند مثل تاج زاده و ناصری تلاش می کنند تا موضوع مشارکت محدود ومشروط در انتخابات را به استراتژی انتخاباتی اصلی اصلاح طلبان برای انتخابات مجلس یازدهم در اسفند ماه بدل کنند، اما در این راه مخالفان جدی را پیش روی خود می بینند و شاید بسیاری از اصلاح طلبان با این مسأله مخلفت دارند.
مطرح کنندگان این ایده یعنی مشارکت محدود و مشروط در انتخابات به دنبال آن هستند که از این طریق بتوانند برخی نهادهای متولی و تعیین کننده در انتخابات را تحت فشار قرار دهند که نسبت به تائید صلاحیت برخی چهره های اصلاح طلب با نگاه نرم تری کار را پیش ببرند، اما مسأله این است که واکنش های اخیر شورای نگهبان نشان می دهد آنها در این خصوص مطابق با میل این افراد عمل نخواهند کرد و فشارهای اینچنینی تأثیری بر موضوع صلاحیت ها نخواهد داشت.
اصلاح طلبانی که این موضوع را مطرح کرده اند عقیده دارند، اگر شورای نگهبان این نرمش را در بررسی صلاحیت ها نشان داد که خواسته آنها محقق شده و برخی چهره های اصلاح طلب که امید کمتری به تأیید صلاحیت شان وجود داشته توانسته اند، مجور شرکت در انتخابات تحت عنوان کاندیدا را به دست بیاورند، اما اگر این خواسته اجابت نشود، آنها شیوه مشارکت محدود و مشروط را پیش خواهند برد و در این صورت علاوه بر اینکه پاسخی نسبت به عملکرد ضعیف اصلاح طلبان مجلس دهم نخواهند داد، در موضع طلبکار به دلیل رد صلاحیت ها ظاهر خواهند شد.
از طرفی اصلاح طلبانی که مخالف این استراتژی هستند، اعتقاد دارند که مشارکت محدود و مشروط در انتخابات تاثیری بر تصمیمات نهادی مثل شورای نگهبان نخواهد داشت و آنها نظیر آنچه تاکنون عمل خواهند کرد، در این انتخابات هم اقدام می کنند؛ بنابراین، به کار گیری این شیوه انتخاباتی از سوی جریان اصلاحات تفاوتی با عدم مشارکت در انتخابات ندارد و علاوه بر محروم شدن این جریان از تصدی کرسی های مجلس، فاصله جریان اصلاح طلب را با حاکمیت و نهادهای حاکمیتی بیشتر خواهد کرد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
فقط تحریم
انتخابات را مگر دیگر به خواب ببینید بازی دادن مردم بس است اصلاح طلبها هم هیچ کاری نمیتوانند برای مردم بکنند.
اصلاح طلبا هیچ وقت نمی تونن دست از قدرت و انتخابات بکشن... از اصلاح طلبا حریص تر و البته بی سوادتر اصولگراها هستن که قدرت هر وسیله ای رو توجیه میکنه!
تنفر...تنفر...تنفر
مگه تا الان تو ایران انتخاباتیم شده که این سال بخواین انتخابات برگزار کنین وقتی چند نفر رو برای ما تعیین میکنن که مجبورا رای بدیم اینکه نشد انتخابات
مهم نیست دیگر چپ و راست... آن سبو شکسته و قیمت ها کمر مردم را ..
مردم به هیچ عنوان رای نمیدن اینو مطمئن باشید . تموم شد ماجرا
کاری می کنند که بدو بدو میرسد رای میدید حالا ببینیم
سلام واقعا من موندم و گیج شدم سر هر کلاسی می رم همه دانشجویان میگن در انتخابات ابداً شرکت نمیکنیم می رم بازار بازاری و مردم عادی میگن شرکت نمیکنیم با همکاران دانشگاهی صحبت میکنم همه یک صدا مخالف شرکت در انتخاب هستند آن وقت این اصولگرا اصلاح طلب کیلویی چند؟ اصلا انتخابات چیه؟ مگه مردم اصلا شرکت میکنند؟ هر کسی شرکت کرد حالش که خوب نیز هیچ به آرمانهای اجتماعی و حقوق مردم هم توهین کرده است. در انتخابات شرکت نخواهیم کرد
اصلاح طلبان در انتخابات قبلی مجلس ریسک بزرگی کردن که نتیجه اون از دست رفتن سرمایه مردمی در انتخابات اتی خواهد بود
اکثر ائتلاف های اصلاح طلبان منجمله در تهران رای اوردن ولی افرادی که وارد شدن حتی به شعار اصلاحات هم اعتقادی نداشتن
این سرمایه سوزی از شخصی مثل خاتمی که تجربه هشت سال دوره ریاست جمهوری رو هم داشت بسیار بعید بود
الان هم بنظر در این دوره بجای شعار تکرار میکنم و تهیج مردم برای حضور در انتخابات بهتره اصلاحطلبان تنها سکوت کنند و بدنبال احیا ابروی از دست رفته باشند شاید در اینده مجدد اقبال عمومی روبدست بیاورند
به اصولگراها حسودی میکنم یکسری طرفدارهای ثابت دارن. توهر وضعیتی به کاندیداهای که براشون تعین میکنن حسب تکلیف رای میدن. هیچ توقعی هم از منتخبینشون ندارن توپ.
توقع طرفدران اصول گراها قبلا برآورده شده همه چیز دست خودشونه ثروت قدرت تریبون اصولا این طایفه این چهل سال در راس بودهاند ونیازی به انتخابات ندارند جز نمایش مشروعیت
رای نمیدیم میخوان برن از افغانستانو و عراقو سوریه آدم بیارین براتون رای بدن
یه سری هم معتاد و فقیر هستند که رای میفروشند یه 10 میلیونیم میشه مثل اینکه جا به جا کرد حله دیگه امسال خودتون سر و تهشو هم بیارین. مردم ایران دیگه انتخابات شرکت نمیکنند خودتون میدونید.
حضرت علی ع می فرمایند هرکس تجربه شده ای را دوبار تجربه کند پشیمان می شود ما انتخابات را بارها تجربه کردیم و همیشه پشیمان شدیم چرا که هرگز نتیجه نداد این بار می خواهیم رای ندادن را تجربه کنیم کشور در هر شرایط در اختیار پنج درصد جامعه است و همیشه حق نود و پنج در صد ضایع شده
حضرت علی ع می فرمایند هرکس تجربه شده ای را دوبار تجربه کند پشیمان می شود ما انتخابات را بارها تجربه کردیم و همیشه پشیمان شدیم چرا که هرگز نتیجه نداد این بار می خواهیم رای ندادن را تجربه کنیم کشور در هر شرایط در اختیار پنج درصد جامعه است و همیشه حق نود و پنج در صد ضایع شده
اقا دیگه تموم شد استقلالی پرسپولیسی
اصلاحطلب سی سال حاکم بلا منازع این کشور از اول انقلاب بودند و نتیجه را امروز در وضعیت معیشت مردم می بینیم.... بس است دیگر
اصلاح طلب و اصول گرا الفاتحمالصلوات مراسم دهمین سالگرد آنها را مات اعلام مینمایدمکان تمام خیابانهای تهران حضور برای افراد حرامی ممنوع
تا وقتی دولت در سایه وجود دارد انتخابات چه معنی می دهد . امسال مردم رای نمی دهند . ایران حکومت مردم سالار نیست . حکومت منفعت شخصی است .
یکی بیاد بگه چرا مردم باید رای بدهند ؟ برای چی ؟ به کی ؟
مردم رای به شکم گرسنه خود بدهند و رای به شکم سیر مسئولین . دیگه تموم شد یا مردم بازی کردن
نکته مهمی که در انتخابات مجلس علی الخصوص انتخابات ریاست جمهوری ایران بایست توجه شود حساسیت آن در این شرایط است. مدعیانی اصلاح طلبی که هدف اصلی شان نزاع بر پست و مقام و قدرت است بایست به حساس بودن این شرایط توجه کافی داشته باشند و از هر گونه ماجراجویی همچون وقایع ۸۸ پرهیز و اجتناب کنند و بدانند که در صورت وقوع مجدد این وقایع پیامدهای آن فراتر از کلیت حاکمیتی که آنها برای کسب منافع بیشتر در آن تلاش می کنند نه تنها حاکمیت را با خطر فروپاشی و سرنگونی مواجه خواهد ساخت بلکه سم مهلکی برای منافع و امنیت ملی کشور است. پیامدهای تعضیف منافع و امنیت ملی که با قدرت و انسجام حاکمیت متمرکز مرتبط است احتمال تجزیه و جنگ داخلی را در پی دارد. شرایط کشور در یکی دو سال آینده بسیار حساس و تعین کننده است علی خصوص بعد از انتخابات نوامبر ۲۰۲۰ امریکا که در صورت پیروزی دمکرات ها احتمال این است که مدعیان اصلاح طلبی بواسطه دوستان انگلیسی و فرانسویشان مجددا تلاش کنند که مانند سال ۸۸ به هر قیمتی شده در انتخابات ریاست جمهوری ایران پیروز شوند تا تحولات بعد از این دو انتخاب را بنام خود به ثبت برسانند اما بایست مراقب باشند که نتیجه آن سبب تکرار خیانت قرارداد ۱۹۰۷ در ایران نشود.
سریال گاندو هم حتما در جهت همبستگی ملی بود چقدر پر رو هستید
انتخابات با این وضع نابسامان اجتماعی سیاسی اقتصادی .. فرهنگی و فسادهای سازمان یافته و عدم شفافیت و نبود و عدم اراده جدی با فساد و منابع مفسدانگیز، هیچ گونه شوق و رغبت برای من و امثال من در جامعه نمیماند. تا دیر نشده به فکر ملت باشید
سران اصلاحطلب بیش ازاین خودشان را حفظ وضعیت فلاکت بار فعلی خراب نکنند وهمچون اکثریت ملت درصورتیکه انتخابات براساس قانون استصوابی باشد شرکت نکنند
بی خیال بابا
همه با هم سر یک سفره هستند و بی خیال مردم
تابناک الکی با این تیتر ها سعی نکن مردم را متعجب کنی
فاصله اصلاح طلبان و حاکمیت ؟! دو قوه مجریه و مقننه که الآن قبضه اصلاح طلبهاست حاکمیت نیست ؟ اقتصاد کشور رو اصلاح طلبها ویران کردن آمار اختلاسهای کلانشون هم سرسام آوره دیگه رضایت نمیدن ؟
چی چی طلب؟؟؟؟؟
اون موقعي كه نشستين سر سفره انقلاب و هر چي كه بود به روش يكي من يكي تو بين خودتون تقسيم كردين بايد فكر اين روز هارو هم مي كردين . خوش باشيد .
به نظر من این دوره از مجلس و ریاست جمهوری اصلا انتخابات انجام نشه و تمام افراد باب میل حکومت بدون انتخابات وارد مجلس و حتی ریاست جمهوری بشوند تا هم هزینه کمتر بشه و هم دیگه جا برای این که کارشکنی شد و این حرف ها نباشه.نتیجش 4 سال بعد باید مملکت گلستان بشه .
سوال مهم اینجاست که اینهمه در سالهای گذشته اصلاح طلبان سعی کرده اند فاصله شان را با حکومت کمتر کنند، اما نتیجه چه بوده. آیا حکومت اندکی به آنها نزدیکتر شده یا برعکس هرچه اصلاح طلبان سعی کرده اند به حکومت نزدیک تر شوند، حکومت فاصله بیشتری گرفته است.
بعلاوه اینکه به نظر می آید که اصلاح طلبان نمی توانند با این شرایط هم نزدیکی به حکومت را طلب کنند و هم نزدیکی به بدنه اجتماعی. بدنه اجتماعی با سرعت در حرکت هست و دیگر مثل 40 سال پیش فکر نمی کند و نیازمندیهای جدیدی دارد، در حالیکه حکومت کاملا صلب و ایستا بوده است. اصلاح طلبان بعد از 22 سال سعی و خطا باید تصمیم بگیرند که می خواهند به پایگاه مردمی شان نزدیک تر باشند یا به حکومت محافظه کار...
من هم با خواندن تیتر خبر دقیقا همین دیدگاه در ذهنم پررنگ شد که مگر علی رغم بدنه اجتماعی قوی اصلاح طلبان توانستند جایی در بدنه قدرت بیابند عملا فقط با دخالت دولت پنهان اعتبارشان را از دست دادند
الان به آبدارخانه اداره بری یک اصلاح طلب می بینی کجای کاری، گذشت اون زمان که اصول گراها همه جا بودند.
تشنگان قدرت و رانت هیچگاه عطای انتخابات را به لقایش نخواهند بخشید
خواه اصلاح طلب باشد خواه اصولگرا
دیگه تمومه ماجرا
آقای افراطی اعتماد عمومی را از دست داده اید
تقلا برای زنده ماندن اصلاحطلبان بیهوده است
اصلاحطلبان را خدا بیامرزد.
روحشان شاد و با ارواح اصولگراها محشور باد
شرکت در انتخابات زمانی معنی پیدا می کند که در سرنوشت مردم تغییر ایجاد شود و زندگی مردم رو به بهبور رود در صورتیکه الان چندین سال است که مردم در انتخابت تا حدودی شرکت می کنند ولی در روی همان پاشنه می چرخد و به خواسته های مردم اصلا توجه نمی شود و حتی مسولان به جای پاسخگویی به مردم طلبکار هم هستند بنابر این مردم چه در انتخابات شرکت کنند و چه نکنند در سر نوشت مردم تاثیری ندارد چون حاکمیت همان چیزی را خودشان صلاح می دانند انجام می دهند و در این بین منافع ملی مفهوم ندارد اگر منافع عمومی مطرح بود خیلی از کار های حاکمیت بر خلاف خواسته مردم انجام می گیرد قدرت واقعی در دست نهاد هایی می باشد که انتصابی هستند و نهاد های انتخاباتی هم بر اساس خواسته انها عمل می کنند در کشور این همه اعتراض به نابرابری و تضییع حقوق مردم انجام می گیر د ولی هیچ مسولی جوابگو نمی باشد الان هم دادگاههای مفاسد اقتصادی بر گزار می کنند و در بوق و کرنا می کنند که چند میلیارد به خزانه بر گشت داده شد اگر اینها واقعیت داشته باشد باید در زندگی روز مره مردم تاثیر داشته باشد ولی متاسفانه هر روز بدتر از دیروز می شود و بنابراین هیچ امیدی به اصلاح طلب و اصولگرا نیست حال چه شمل قبول کنید و چه نکنید من ذره ای از مشکلات را گفتم که در جامعه به عینه مشاهده می کنم
من اگر آلبانی زندگی می کردم در انتخابات شرکت نمی کردم.
چرا تحریم انتخاباتو میندازین گردن این و اون! بنده بعد از 20 سال رای دادن به این نتیجه رسیدم که اینبار رای ندم.
مردم نه به اصولگرا نه به اصلاح طلب رای نمیدن
انتخابات تمام شده برای مردم
عزیزم اینقدر قاطعانه صحبت نکن اازکجا آمار داری که مردم شرکت نمی کنند حتی اگر بطور کامل اصلاحطلبان از انتخابات کناره گیری نمایند در انتخابات مجلس دو گروه از مردم حتماشرکت خواهند کرد مردم شهرهای کوچک وروستاها که رقابت های محلی در آنجا چشمگیر است وتوجهی به اصولگرا واصلاح طلب ندارند وگروه دوم طرفدارن پر وپا قرص اصولگرایان
آقا ما خیلی راضی هستیم از اوضاع
اصلا فرقی نداره
هر کی مسئول شه خیلی هم خوبه
هر کاری هم می خواد بکنه
تو سرمای اسفندم الکی مردم نیان رای بدن .. چه فرقی داره .. اصلا هر کیو خودتون دوست دارین بفرستید مجلس .. مامردم هم قول میدیم خیلی دوستشون داشته باشیم
هنوز نفهمیدید که دیگه ماجرا تمومه!؟
اصلاح طلبان فکر می کنند باز هم مثل گذشته می توانند نقش گروه های اقلیت را بازی کنند و افکار جامعه را در دست بگیرند بنظرم چون رییس جمهوری مجلس حتی اغلب شورای شهر دست اصلاح طلبان بوده این استراتژی جواب نمی دهد، تنها باعث آسیب پذیری بیشتر اصلاح طلبان می شود.
در صورت عدم تجدید نظر کلی در سیستم نظارت استصوابی و آزاد نشدن رسانه ها و احزاب آزاد، قطعا در هر انتخاباتی کیفیت نامزدها تنزل خواهد کرد
و به تبع آن مردم هم رقبت خود برای شرکت در انتخابات را از دست خواهند داد .
و عدم حمایت مردم از نظام و پشت کردن به آن موجبات آسیب پذیری بیشتر و بزرگترین نقطه قدرت نظام از بین خواهد رفت
نیاز این مردم ارزانی و اشتغال . بقیه اش برای سباسیونه
خودتون رو اذيت نكنيد شركت در انتخاباتي وجود نخواهد داشت
اگر به هر دلیلی اصلاح طلبان مشارکت کم یا کنار بکشند از انتخاب عملا همه آنچه را که در این چند سال رشته اند پنبه خواهد شد.
این اصلاح طلبهای ژن خوب که حتی توان این رو ندارند اسم یک خیابون شهر رو عوض کنند و هزار دستگاه عریض و طویل جلو اراده اونها رو میگیرند و برای اینکه خاطر آقایان شورای نگهبان مکدر نشود حاضر به کوچکترین کاری نیستند در طول این سالها به غیر از هدر دادن عمر جوانهای مملکت و گرفتن دو دستی صندلی ریاست و ترساندن مردم از رقیب چه رشته رشته اند؟
ممکنس بفرماین چی چی رشته اند
این شیوه امتیاز گیری اصلاح طلبان بی نتیجه است چرا که عملکرد ضعیف حمایت ملت را بدنبال نخواهد داشت درضمن کنارگیری اصلاح طلبان باعث خواهد شد عملا تمام کرسی را به اصولگرایان واگذار کنند و اصول گرایان در آن چهار سال به تحکیم مواضع خودشان بپردازند.
اينجاست كه بايد گفت ، جيك جيك مستونت بود فكر زمستونت بود ؟
هر سیاستی که جناح های سیاسی اصلاح طلب ،اصولگرا،میانه رو،تندرو حکومت اتخاذ کنند،مردم دیگر گولشان را نخواهند خورد.اکثریت قاطع مردم شرکت نمیکنند...
خیلی ها الکترونیکی شرکت خواهند کرد:) !!!!!!!!!!!!بله
تورم سوزان موجب انتخابات فوق العاده سرد میشه
فاصله مردم و مسدولان در حال افزایش است
یعنی باز هم باید رای داد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خودشون در شورای نگهبان و مجمع زحمت انتخابات را بکشند و مسولیتش را هم بپذیرند
نه اینکه بین بد و بدتر واسه مردم یک انتخابات نمایشی دکوری درست کنند
و بعدش که نتیجه افتضاح شد ، از مردم گله و شکایت کنند که خودتان اشتباه انتخاب کردید !!!!!؟؟؟؟؟؟
اصلاح طلب اصولگر دیگه تموم ماجرا
آدم عاقل هیچ وقت از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود
من دوست دارم خودم انتخاب کنم، بهتر از اینه که گرفتار امثال احمدی نژاد بشم.
دوست عزیز 17:27 کدوم قله؟ راستش از اونجایی که من یادم میاد و تو هر انتخاباتی که برگزار می شد، نزدیک انتخابات یه دفع یه عده ای یا افراد خاصی شروع به انتقادهای تند از دولت، نظام و حاکمیت می کنند و خود رو به شکلی اپوزسیون داخل کشور معرفی می کنند، در مقابل هم نهادها، سازمان ها و گروه های خاصی هم به شدت این افراد و یا گروه های آنها رو به باد انتقاد می گیرن و به طرفدارهاشون اعلام می کنند اگه اجازه دهید این افراد انتخاب شوند، معلوم نیست چه اتفاقات وحشتناکی بیفته. بعدش هم دو طرف که حسابی گرد و خاک کردن، یکی اون یکی رو به امریکایی و ضد انقلاب متهم می کنه، اون یکی به یه چیزه دیگه. در نهایت هم بعد از انتخابات به صورت مخفیانه کنار هم می شینن و حسابی و یه دل سیر می خندن. میگن دیدی چکار کردیم؟ مثلا میزان مشارکت رو حداقل 40 درصد بالا بردیم. بعد هم همین شیوه با ترفندها و افراد جدید برای دوره های بعدی تکرار و تکرار میشه. هیچوت یادم نمی ره وقتی آقای خاتمی در کوران تبلیغات ریاست جمهوری و جهت سخنرانی به خوزستان و اهواز رفته بود، تقریبا هیچ کسی از اطرافیان من تو شهری که بودیم آقای خاتمی رو نمی شناختن، اما همون موقع اعلام شد که گروه های فشار، افراد خودسر و ... به کاروان آقای خاتمی تو خوزستان حمله کردن و چند تا از ماشین های اطرافیان اون رو آتیش زدن. کسایی که من می شناختم همه اولین سوالشون این بود که مگه این آقای خاتمی چی میگه، مگه تو همین ایران نبوده قبلش، از خارج از ایران اومده؟ باعث شد بخش عظیمی از مردم که به هیچ عنوان تمایلی به رای دادن نداشتن، وارد انتخابات بشن و به خاتمی رای بدن. مادر خود من می گفت من خواب دیدم که یه سید سبز پوش اومده تو خوابم و گفته که به آقای خاتمی رای ندین که باعث نابودی اسلام میشه. دقت می کنین!!! تو یه خانواده چند نفره، چه جوری و با چه حیله های تنور انتخابات رو داغ کردن. متاسفانه این شیوه ها سال های سال ادامه داشت و داره. هر چند که به لطف پیشرفت های سیستم های مجازی و اینترنت و ماهواره الان به جرات میشه گفت بالای 80 درصد از همون مردم آگاه شده و دیگه گول این شکل از ضد تبلیغات رو نمی خورن. واقعا که باید این جمله رو " اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تموم ماجرا" رو با طلا نوشت.
تا زمانیکه نظارت استصوابی وجود دارد انتخابات معنا ندارد من خود دیگر در انتخابات شرکت نمی کنم چون اثری ندارد
این اصلاح طلبان تازه به نزدیکی های قله رسیده اند اگر رها کنند قل می خورند می افتند پای کوه.
تقسیم بندی به اصلاح طلب و اصول گرا برای ساده سازی و فهم موضوع است، در ضمن حالا که قرار حتما کسی باشه بهتره که من خودم انتخابش کنم.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.