مصائب یک روز گردش در مرکز توریسم کشور؛
اینجا نمایشگاه کتاب است، ناف تمام مشکلات!
خرید این عده بود که در دستانشان یک یا دو کتاب گران قیمت که عمدتاً کاربرد کادویی دارد همچون دیوانهای مجلل حافظ بود و به نظر میرسید برای این گروه از مردم نمایشگاه کتاب محلی برای نمایشگاه کلاس، دارندگی و برازندگی و برخی فعالیتهای دیگر بود که به شکل سربسته به آن اشاره شد اما در هر حال بخشی از فضای نمایشگاه کتاب به این گروه که حداقل در ایام تعطیل عده محدودی را تشکیل نمیدادند، اختصاص یافته بود و نمایشگاه کتاب عملاً به محلی برای برخی حرکتهای خاص تبدیل شده بود که ادامه آنها در کافی شاپها پیگیری میشود!
تابناک اجتماعی - نمایشگاه کتاب امسال تفاوتهای چشمگیری با سالهای اخیر در بحث کیفیت میزبانی و خدمت رسانی به مردم نداشت و به نظر میرسد شرایط به سمتی پیش میرود تا بزرگ ترین رویداد فرهنگی کشور هرسال به واسطه نوع فعالیت و همچنین عدم فرهنگ سازی مناسب در این باره از برخی از مهم ترین اهدافش بیش از پیش فاصله بگیرد که شواهد چنین اتفاقی نیز کاملاً ملموس است و لزوم بررسی برای اصلاحش ضروری باشد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی تابناک؛ مصلای تهران در ضل آفتاب تهران ایام پرترافیکی را سپری میکند تا آنجا که باید برای رسیدن به آن در فاصله حداقل 200 تا 500 متری به دنبال محلی برای پارک خودرو بود و یا با وسایل عمومی یک سفر درون شهری را به قصد بازدید از نمایشگاه کتاب در دستور کار قرار داد اما با توجه به محدودیت اعتباراتی که برای مترو قائل شدهاند، وضعیت ترافیک انسانی در خطوط مترو نیز چندان تعریفی ندارد اما با این حال سهل الوصول تر از محلی برای پارک خودروهایی است که مسئولان برنامهای برای آنها نداشتهاند و حجم وسیع ایشان در معابر اطراف مصلای تهران که به دنبال محلی برای پارک میگردند، قابل رد کردن نیست و شاهدیم که ترافیک سنگینی در اطراف نمایشگاه کتاب، حتی خیابان های اطراف را تحت تاثیر قرار داده است.
البته این مسئله تنها برای خودروهای شخصی صادق نیست و برخی گروههای دانشجویی که به صورت جمعی به تهران مراجعت کرده بودند تا منابع درسیشان را در طول یک روز از نمایشگاه کتاب تهیه کنند و راهی شهرستانهای محل اقامتشان شوند نیز با چنین مشکلاتی مواجه بودند و این عده نیز باید مسیری طولانی را تا ورودی نمایشگاه کتاب بپیماند؛ این در حالی است که مشاهده میشد بعضاً خودروهایی تحت عنوان VIP با پلاکهای شخصی که اشخاص و چهرههای شناخته شده و برجستهای داخل آنها نبودند، میان جمعیت پیاده حرکت میکردند و این وضعیت چندان بازخوردی مثبتی میان عموم مراجعه کنندگان نداشت.

در ورودی نمایشگاه آنچه بیش از هر چیز قابل درک بود، لزوم در نظر گرفتن فضای بیشتری برای غرفه ها بود تا عرض سالنهای نمایشگاه بیش از این شود و ظرفیت پذیرش جمعیت میلیونی که به خصوص در ایام تعطیل راهی مصلای تهران میشوند را داشته باشد اما این محدودیت فضایی و فشردگی غرفهها تمام ماجرا نبود و نمایشگاه امسال همچون سالهای گذشته و البته با شدت بیشتری تلفیقی از موضوعات مختلف بود که بیشتر به نگاه گروهی از مردم نسبت به بزرگ ترین رویداد فرهنگی هرساله کشور مربوط میشود.
شوی آخرین پوشاک در بخش انتشارات داخلی
یکی از بدیهی ترین مسائلی که بیش از کتب، ذهن را با خود درگیر میکرد. پوشش گروهی از مردانان و زنان در این نمایشگاه بود. کفشهای پاشنه بلند و مانتوهای مجلسی و در مقابل لباسهای اسپورت آکبند مردانه، نمایشگاه کتاب را به سالن مد شبیه کرده بود و در حالی که حتی با کفشهای راحتی نیز طی مسیر طولانی غرفه ها کار راحتی نبود و خستگی باعث میشد بسیاری از مردم در نیمههای نمایشگاه، از نفس افتاده و کف سالنهای نمایشگاه به استراحت بپردازند، اینکه چگونه این گروه شیک پوش طی مسیر میکردند با این پاشنهها جای تامل و تعجب داشت.
از آن جالب تر خرید این عده بود که در دستانشان یک یا دو کتاب گران قیمت که عمدتاً کاربرد کادویی دارد همچون دیوانهای مجلل حافظ بود و به نظر میرسید برای این گروه از مردم نمایشگاه کتاب محلی برای نمایشگاه کلاس، دارندگی و برازندگی و برخی فعالیتهای دیگر بود که به شکل سربسته به آن اشاره شد اما در هر حال بخشی از فضای نمایشگاه کتاب به این گروه که حداقل در ایام تعطیل عده محدودی را تشکیل نمیدادند، اختصاص یافته بود و نمایشگاه کتاب عملاً به محلی برای برخی حرکتهای خاص تبدیل شده بود که ادامه آنها در کافی شاپها پیگیری میشود!

بچه داری در پیک نیک آخر هفته
گروهی دیگر از مردم نمایشگاه کتاب را با یک پیک نیک یا مرکز توریسم کشور اشتباه گرفته بودند و به کرات خانوادههایی که چندین طفل از شیرخوار تا 5 ساله را در سالنهای نمایشگاه کتاب با خود آورده بودند مشاهده میشدند و عدهای از ایشان حتی زحمت همین یک بار عبور از ورودی سالن نشریات داخلی را نیز نمیدادند و پس از ورود به محوطه بیرون نمایشگاه، بر روی چمنهای اطراف مستقر شده و به تماشای مردمی میپرداختند که در حال رفت و آمد بودند و بچه داری در فضای سبز میپرداختند.
این گروه که جمعیت وسیعی را نیز تشکیل میدادند، جزو بخش اعظمی از مردمی بودند که با دست خالی و بعضاً حتی بدون خرید یک جلد کتاب یا حداکثر با خرید کتبی همچون کتب جیبی آشپزی و امثالهم، نمایشگاه بین المللی کتاب امسال را ترک میکردند و این مسئله نیز به خوبی فاصله قابل ملاحظه نگاه مردم با اهداف این نمایشگاه به عنوان محلی برای توزیع کتبی که تهیه آنها در بازارهای کتاب با دشواری همراه است را نشان داده و لزوم تغییر مسیر و فرهنگ سازی جدی در این زمینه را متذکر میشود.
راهنماهای گمراه کننده در بخش های مختلف
با توجه به آنکه کتب مختلف تنها توسط ناشر اثر مجوز توزیع و فروش در نمایشگاه کتاب داشتند و غرفهها عموماً مجوز فروش دیگر ناشران را نداشتند، مراجعه کنندگان میبایست ناشر کتابی که در پی آن هستند را بشناسند، چرا که بعضاً مشاهده شده کتب برخی چهرههای مطرح سیاسی یا اصلاً مجوز توزیع در نمایشگاه امسال را نیافته و یا به هر دلیل دیگر در لیستها قابل یافتن نیست.
از سوی دیگر راهروهای میزبان غرفهها به ترتیب حروف الفبا قرار گرفتهاند و تلاش شده غرفهها در این چهارچوب در بخشهای مختلف نمایشگاه قرار گیرند اما متاسفانه غرفهها با این چیدمان دقیقاً تنظیم نشدهاند و به عنوان مثال نشر البرز در راهرویی که برای انتشاراتی با حرف اول "ش" در نظر گرفته شده بود، قرار دارد و یا اینکه عنوان در راهروی "م" تعدادی از انتشاراتها که اسامیشان با حروف دیگری آغاز میشد و طبیعتاً مراجعه کنندگان در آن راهروها به دنبال این انتشارات میگشتند، با افزودن پیشوند موسسه (!) در راهروی "م" قرار گرفته بودند!
در واقع هنوز مکانیزم طراحی شده برای تقسیم بندی غرفههای کتب داخلی به شکل دقیق اجرا نمیشود و عملاً راهنماهای مکتوب نمایشگاه، گمراه کننده ترینها در نوع خود هستند و بر همین اساس است که بسیاری از مراجعه کنندگان مجبور میشوند برای یافتن یک کتاب برجسته سیاسی یا یک انتشارات خاص، تمامی نمایشگاه را پیمایند و بعضاً این انتشارات را نیز نیابند که علاوه بر از دست رفتن زمان، بر ترافیک این نمایشگاه نیز به مراتب میافزاید.
جای خالی برخی معاصران
در شرایطی که آثار به نگارش درآمده توسط یا در وصف برخی چهرههای معاصر در طول سالهای متمادی علاوه بر ادوار پیشین نمایشگاه کتاب، در بازار فروش کتاب نیز به شکل وسیع وجود دارد، این بار جای خالی برخی معاصران کاملاً مشهود بود و حتی برخی ناشران عنوان کردند مجوز نصب پوسترهای این اشخاص را نیز در غرفههایشان ندارند تا عملاً یک خلاء در این زمینه به وجود آید.
این در حالی است که بعضاً نوشتههایی از این معاصرین را حتی در کتب سالهای راهنمایی و دبیرستان میتوان مشاهده کرد و دقیقاً مشخص نیست مبنای عدم ارائه آثار این نویسندگان که برخی خبرگزاریها که اسامی تعدادی از ایشان اشاره کردهاند، در نمایشگاه کتاب چیست و چه استدلالهایی در پس پرده این اتفاقات نهفته است که برخی معاصران پرمخاطب را میتواند از نمایشگاه بین المللی تهران دور سازد.
در عین حال همکاری غرفه داران علی رغم اعتراضات مکتوب با مسئولان کت و شلوار پوشیده ای که در این زمینه متذکر میشدند، قابل تامل بودند و عمدتاً ناشران با کمترین اعتراض نبت به حذف پوستر، دست نوشته و یا کتابی خاص اقدام میکردند که از به تنشج کشیده شدن این فضای فرهنگی جلوگیری کرد تا فضای امنیتی و حضور نیروی انتظامی و دیگر نیروهای امنیتی بی سیم به دست، که با برخی اظهارات برای جلوگیری از حرکتها سیاسی در قبال این نمایشگاه اتخاذ شد، تا بدین جای کار بلااستفاده تر از آنچه تصور میشد، به نظر آید.
تلاش برای جا دادن یک پارچ آب در یک فنجان قهوه!
ظرفیت های رفاهی همچون تغذیه، سرویسهای بهداشتی و استراحتگاه برای خیل عظیم جمعیت مراجعه کننده، حکم تلاش برای جا دادن یک پارچ آب در یک فنجان قهوه را داشت که نه تنها عقلاً نیز قابل توجیه نیست، بلکه هزینه سرریز شدن حجم افزون بر ظرفیت در نظر گرفته شده را دارد؛ اتفاقی که در پیک کاری سه بخش فوق الاشاره مشهود بود و در مقابل هرکدام از این بخشها، صف های طویل میزبان بازدیدکنندگانی بود که برای حداقل سرویسها، مجبور به هدر دادن وقت مفیدشان بودند.
در بحث استراحتگاه نیز بسیاری از مردم زیر آفتاب سوزان و روی پلههای نمایشگاه به صرف ناهاری که پس از یک صف طولانی نصیب شان شده بود، پرداختند و به دلیل استراحتگاه محدود در نظرگرفته شده برای مراجعین، مردم به خوبی حس حضور در ناف جهنم(!) را با تحمل گرمای شدید هوا لمس کردند و گلایه مند به بازدید از سایر غرفهها پس از صرف ناهار با این وضعت پرداختند؛ ناهاری که با توجه به هزینه دریافتی از مشتریان، دارای کیفیت متناسبی نبود اما برای مراجعان انتخابها محدود بود و اعتراضات بیشتر متوجه گرمای هوا و صفهای طولانی میشد تا کیفیت اغذیه فروخته شده به مردم.
از ثبت نام برای بن دانشجویی یا خرید کتاب خارجی با ارز دولتی
دریافت بن خرید کتاب برای دانشجویان در نمایشگاه کتب منوط به ثبت نام ایشان در سایت پیش از شرکت در نمایشگاه بود و در این میان گروهی از دانشجویان که موفق نشده بودند از طریق داشنگاه در این زمینه اقدام کنند، موفق نشدند با بن دانشجویی، کتب بیشتری را با هزینه کمتری خریداری کنند و گلایه مندی ایشان از پروسه تعریف شده، مشخص بود.
در عین حال اما تسهیلاتی فراهم شده بود که کتب خارجی را ارز دولتی خریده شود و همین امر شرکت کنندگان را برای خرید کتب خارجی که قیمتهای ارزی قابل توجهی داشت، از نمایشگاه کتب جلب و تشویق کرد. اگرچه غرفههای کتب خراجی مشتریان کمتری را به واسطه تخصصی بودن به خود میخواند اما در عین حال در پیش گرفتن چنین رویهای بسیاری را تشوبق کرد که خرید کتب خارجی را از ناشرانشان در همین نمایشگاه پیگیری کنند.
به نظر میرسد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی نمایشگاه بینالمللی کتاب میبایست برنامه ریزی به مراتب دقیق تر و کارآمدتری را نسبت به این شرایط در دستور کار قرار دهد و فضای مطلوب تری را بر این رویداد حاکم سازد تا بخش اعظم مردم با رضایت و خرید کتاب این نمایشگاه را ترک کنند و چنین نباشد که نمایشگاه کتاب سال به سال بیشتر به عنوان محلی برای قرارهای ملاقات یا تفریح شناخته شود و جمعی وسیعی تنها با چنین اهدافی قدم به محیط این نمایشگاه در ادوار آتی بگذارند.
آخرین اخبار اجتماعی و حوادث را در تابناک اجتماعی مطالعه کنید.
به گزارش خبرنگار اجتماعی تابناک؛ مصلای تهران در ضل آفتاب تهران ایام پرترافیکی را سپری میکند تا آنجا که باید برای رسیدن به آن در فاصله حداقل 200 تا 500 متری به دنبال محلی برای پارک خودرو بود و یا با وسایل عمومی یک سفر درون شهری را به قصد بازدید از نمایشگاه کتاب در دستور کار قرار داد اما با توجه به محدودیت اعتباراتی که برای مترو قائل شدهاند، وضعیت ترافیک انسانی در خطوط مترو نیز چندان تعریفی ندارد اما با این حال سهل الوصول تر از محلی برای پارک خودروهایی است که مسئولان برنامهای برای آنها نداشتهاند و حجم وسیع ایشان در معابر اطراف مصلای تهران که به دنبال محلی برای پارک میگردند، قابل رد کردن نیست و شاهدیم که ترافیک سنگینی در اطراف نمایشگاه کتاب، حتی خیابان های اطراف را تحت تاثیر قرار داده است.
البته این مسئله تنها برای خودروهای شخصی صادق نیست و برخی گروههای دانشجویی که به صورت جمعی به تهران مراجعت کرده بودند تا منابع درسیشان را در طول یک روز از نمایشگاه کتاب تهیه کنند و راهی شهرستانهای محل اقامتشان شوند نیز با چنین مشکلاتی مواجه بودند و این عده نیز باید مسیری طولانی را تا ورودی نمایشگاه کتاب بپیماند؛ این در حالی است که مشاهده میشد بعضاً خودروهایی تحت عنوان VIP با پلاکهای شخصی که اشخاص و چهرههای شناخته شده و برجستهای داخل آنها نبودند، میان جمعیت پیاده حرکت میکردند و این وضعیت چندان بازخوردی مثبتی میان عموم مراجعه کنندگان نداشت.

شوی آخرین پوشاک در بخش انتشارات داخلی
یکی از بدیهی ترین مسائلی که بیش از کتب، ذهن را با خود درگیر میکرد. پوشش گروهی از مردانان و زنان در این نمایشگاه بود. کفشهای پاشنه بلند و مانتوهای مجلسی و در مقابل لباسهای اسپورت آکبند مردانه، نمایشگاه کتاب را به سالن مد شبیه کرده بود و در حالی که حتی با کفشهای راحتی نیز طی مسیر طولانی غرفه ها کار راحتی نبود و خستگی باعث میشد بسیاری از مردم در نیمههای نمایشگاه، از نفس افتاده و کف سالنهای نمایشگاه به استراحت بپردازند، اینکه چگونه این گروه شیک پوش طی مسیر میکردند با این پاشنهها جای تامل و تعجب داشت.
از آن جالب تر خرید این عده بود که در دستانشان یک یا دو کتاب گران قیمت که عمدتاً کاربرد کادویی دارد همچون دیوانهای مجلل حافظ بود و به نظر میرسید برای این گروه از مردم نمایشگاه کتاب محلی برای نمایشگاه کلاس، دارندگی و برازندگی و برخی فعالیتهای دیگر بود که به شکل سربسته به آن اشاره شد اما در هر حال بخشی از فضای نمایشگاه کتاب به این گروه که حداقل در ایام تعطیل عده محدودی را تشکیل نمیدادند، اختصاص یافته بود و نمایشگاه کتاب عملاً به محلی برای برخی حرکتهای خاص تبدیل شده بود که ادامه آنها در کافی شاپها پیگیری میشود!

گروهی دیگر از مردم نمایشگاه کتاب را با یک پیک نیک یا مرکز توریسم کشور اشتباه گرفته بودند و به کرات خانوادههایی که چندین طفل از شیرخوار تا 5 ساله را در سالنهای نمایشگاه کتاب با خود آورده بودند مشاهده میشدند و عدهای از ایشان حتی زحمت همین یک بار عبور از ورودی سالن نشریات داخلی را نیز نمیدادند و پس از ورود به محوطه بیرون نمایشگاه، بر روی چمنهای اطراف مستقر شده و به تماشای مردمی میپرداختند که در حال رفت و آمد بودند و بچه داری در فضای سبز میپرداختند.
این گروه که جمعیت وسیعی را نیز تشکیل میدادند، جزو بخش اعظمی از مردمی بودند که با دست خالی و بعضاً حتی بدون خرید یک جلد کتاب یا حداکثر با خرید کتبی همچون کتب جیبی آشپزی و امثالهم، نمایشگاه بین المللی کتاب امسال را ترک میکردند و این مسئله نیز به خوبی فاصله قابل ملاحظه نگاه مردم با اهداف این نمایشگاه به عنوان محلی برای توزیع کتبی که تهیه آنها در بازارهای کتاب با دشواری همراه است را نشان داده و لزوم تغییر مسیر و فرهنگ سازی جدی در این زمینه را متذکر میشود.
راهنماهای گمراه کننده در بخش های مختلف
با توجه به آنکه کتب مختلف تنها توسط ناشر اثر مجوز توزیع و فروش در نمایشگاه کتاب داشتند و غرفهها عموماً مجوز فروش دیگر ناشران را نداشتند، مراجعه کنندگان میبایست ناشر کتابی که در پی آن هستند را بشناسند، چرا که بعضاً مشاهده شده کتب برخی چهرههای مطرح سیاسی یا اصلاً مجوز توزیع در نمایشگاه امسال را نیافته و یا به هر دلیل دیگر در لیستها قابل یافتن نیست.
از سوی دیگر راهروهای میزبان غرفهها به ترتیب حروف الفبا قرار گرفتهاند و تلاش شده غرفهها در این چهارچوب در بخشهای مختلف نمایشگاه قرار گیرند اما متاسفانه غرفهها با این چیدمان دقیقاً تنظیم نشدهاند و به عنوان مثال نشر البرز در راهرویی که برای انتشاراتی با حرف اول "ش" در نظر گرفته شده بود، قرار دارد و یا اینکه عنوان در راهروی "م" تعدادی از انتشاراتها که اسامیشان با حروف دیگری آغاز میشد و طبیعتاً مراجعه کنندگان در آن راهروها به دنبال این انتشارات میگشتند، با افزودن پیشوند موسسه (!) در راهروی "م" قرار گرفته بودند!
در واقع هنوز مکانیزم طراحی شده برای تقسیم بندی غرفههای کتب داخلی به شکل دقیق اجرا نمیشود و عملاً راهنماهای مکتوب نمایشگاه، گمراه کننده ترینها در نوع خود هستند و بر همین اساس است که بسیاری از مراجعه کنندگان مجبور میشوند برای یافتن یک کتاب برجسته سیاسی یا یک انتشارات خاص، تمامی نمایشگاه را پیمایند و بعضاً این انتشارات را نیز نیابند که علاوه بر از دست رفتن زمان، بر ترافیک این نمایشگاه نیز به مراتب میافزاید.
جای خالی برخی معاصران
در شرایطی که آثار به نگارش درآمده توسط یا در وصف برخی چهرههای معاصر در طول سالهای متمادی علاوه بر ادوار پیشین نمایشگاه کتاب، در بازار فروش کتاب نیز به شکل وسیع وجود دارد، این بار جای خالی برخی معاصران کاملاً مشهود بود و حتی برخی ناشران عنوان کردند مجوز نصب پوسترهای این اشخاص را نیز در غرفههایشان ندارند تا عملاً یک خلاء در این زمینه به وجود آید.
این در حالی است که بعضاً نوشتههایی از این معاصرین را حتی در کتب سالهای راهنمایی و دبیرستان میتوان مشاهده کرد و دقیقاً مشخص نیست مبنای عدم ارائه آثار این نویسندگان که برخی خبرگزاریها که اسامی تعدادی از ایشان اشاره کردهاند، در نمایشگاه کتاب چیست و چه استدلالهایی در پس پرده این اتفاقات نهفته است که برخی معاصران پرمخاطب را میتواند از نمایشگاه بین المللی تهران دور سازد.
در عین حال همکاری غرفه داران علی رغم اعتراضات مکتوب با مسئولان کت و شلوار پوشیده ای که در این زمینه متذکر میشدند، قابل تامل بودند و عمدتاً ناشران با کمترین اعتراض نبت به حذف پوستر، دست نوشته و یا کتابی خاص اقدام میکردند که از به تنشج کشیده شدن این فضای فرهنگی جلوگیری کرد تا فضای امنیتی و حضور نیروی انتظامی و دیگر نیروهای امنیتی بی سیم به دست، که با برخی اظهارات برای جلوگیری از حرکتها سیاسی در قبال این نمایشگاه اتخاذ شد، تا بدین جای کار بلااستفاده تر از آنچه تصور میشد، به نظر آید.
تلاش برای جا دادن یک پارچ آب در یک فنجان قهوه!
ظرفیت های رفاهی همچون تغذیه، سرویسهای بهداشتی و استراحتگاه برای خیل عظیم جمعیت مراجعه کننده، حکم تلاش برای جا دادن یک پارچ آب در یک فنجان قهوه را داشت که نه تنها عقلاً نیز قابل توجیه نیست، بلکه هزینه سرریز شدن حجم افزون بر ظرفیت در نظر گرفته شده را دارد؛ اتفاقی که در پیک کاری سه بخش فوق الاشاره مشهود بود و در مقابل هرکدام از این بخشها، صف های طویل میزبان بازدیدکنندگانی بود که برای حداقل سرویسها، مجبور به هدر دادن وقت مفیدشان بودند.
در بحث استراحتگاه نیز بسیاری از مردم زیر آفتاب سوزان و روی پلههای نمایشگاه به صرف ناهاری که پس از یک صف طولانی نصیب شان شده بود، پرداختند و به دلیل استراحتگاه محدود در نظرگرفته شده برای مراجعین، مردم به خوبی حس حضور در ناف جهنم(!) را با تحمل گرمای شدید هوا لمس کردند و گلایه مند به بازدید از سایر غرفهها پس از صرف ناهار با این وضعت پرداختند؛ ناهاری که با توجه به هزینه دریافتی از مشتریان، دارای کیفیت متناسبی نبود اما برای مراجعان انتخابها محدود بود و اعتراضات بیشتر متوجه گرمای هوا و صفهای طولانی میشد تا کیفیت اغذیه فروخته شده به مردم.
از ثبت نام برای بن دانشجویی یا خرید کتاب خارجی با ارز دولتی
دریافت بن خرید کتاب برای دانشجویان در نمایشگاه کتب منوط به ثبت نام ایشان در سایت پیش از شرکت در نمایشگاه بود و در این میان گروهی از دانشجویان که موفق نشده بودند از طریق داشنگاه در این زمینه اقدام کنند، موفق نشدند با بن دانشجویی، کتب بیشتری را با هزینه کمتری خریداری کنند و گلایه مندی ایشان از پروسه تعریف شده، مشخص بود.
در عین حال اما تسهیلاتی فراهم شده بود که کتب خارجی را ارز دولتی خریده شود و همین امر شرکت کنندگان را برای خرید کتب خارجی که قیمتهای ارزی قابل توجهی داشت، از نمایشگاه کتب جلب و تشویق کرد. اگرچه غرفههای کتب خراجی مشتریان کمتری را به واسطه تخصصی بودن به خود میخواند اما در عین حال در پیش گرفتن چنین رویهای بسیاری را تشوبق کرد که خرید کتب خارجی را از ناشرانشان در همین نمایشگاه پیگیری کنند.
به نظر میرسد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی نمایشگاه بینالمللی کتاب میبایست برنامه ریزی به مراتب دقیق تر و کارآمدتری را نسبت به این شرایط در دستور کار قرار دهد و فضای مطلوب تری را بر این رویداد حاکم سازد تا بخش اعظم مردم با رضایت و خرید کتاب این نمایشگاه را ترک کنند و چنین نباشد که نمایشگاه کتاب سال به سال بیشتر به عنوان محلی برای قرارهای ملاقات یا تفریح شناخته شود و جمعی وسیعی تنها با چنین اهدافی قدم به محیط این نمایشگاه در ادوار آتی بگذارند.
آخرین اخبار اجتماعی و حوادث را در تابناک اجتماعی مطالعه کنید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
مشكلات خوبي را اشاره كرده ايد اما با بحث پيك نيك مخالفم. ما هر سال به تنها پسرمون كه الان 6 سالشه ميريم نمايشگاه . معمولا از تخفيف خريد كتاب استفاده ميكنيم. انتظار نداشته باشيد همه مثل خودتون بيبي سيتر تو خونه داشته باشن . مجبوريم بچه رو با خودون ببريم. كاشكي به مسايلي مثل دور بودن سرويس بهداشتي از شبستان( خودتون تصور كنيد با بچه كوچيك جند صد متر بايد بدويد تا صحن مسجد خداس نكرده نجس نشه) گرماي شديد غرفه كودك و نوجوان زير چادر و لپ هاي گل اندخته بچه ها توي اون گرما و همچنين خاك و خاشاك و ...
بي خيال
نمایشگاه کتاب مثل اقیانوس بزرگی است که اگر بلد نباشیم چگونه از آن با همه مشکلاتش استفاده کنیم، حداقل باید کنار آن بنشینیم و تماشا کنیم.
این نمایشگاه طی بیش از 20 سال عمر خود در دنیا بی نظیر بوده: کجای دنیا کتابهای روز جهان (دانشگاهی یا عمومی) را به %40 قیمت می دهند و یا (در بخش ریالی) تخفیف بین 20 تا 50درصد می دهند؟
من در 10 سال اخیر، هر سال حدود 1000 دلار برای خودم و حدود 30000 دلار برای دانشکده خود از دو بخش ارزی و ریالی خرید کرده ام، چون یاد گرفته ام که از این اقیانوس چطور استفاده کنم.
آزادی حکم می کند که به هر یک از 5 میلیون میهمان نمایشگاه اجازه دهیم هرطور که می تواند از این نعمت استفاده کند.
خیلی ها برای خیلی چیزهاغیرازکتاب به نمایشگاه می رونددلیل آن هم آمارکم مطالعه درمملکت ودرحاشیه قرارگرفتن روز به روز افراداهل مطالعه وفهمیده است؛ پس چشمهایمان را روی حقایق باز کنیم واگرایرادی گرفته می شود زودموضع گیری نکنیم وآن حضراتی که ازشدت غرق شدن درکتابها اطراف رانمی بینند آن کتابهارا به ماهم معرفی کنند که ماهم حواسمان منبعد پرت نشود.
به نظر من اونطور که دوستان شاکی هستن ، بد نبود !!!
فقط دو سه تا مشکل داشت .
یکی بن خرید کتاب
یکی شلوغی مترو ( که طبیعی هستش و با روزی چند صد هزار بازدید باید حق رو بهش داد که کمی نا خوشایند باشه)
من حدود 22 تا کتاب میخواستم که 18 تاشون رو خریداری کردم و اون چند تا که نخریدم رو هم دلیلش خودم بودم که دیر مراجعه کرده بودم و فروخته شده بودن که آدرس اینترنتی گرفتم و گفتن می تونید اینترنتی خریداری بکنید .
در کل بد نبود
آخ گفتي تابناك عزيز!!! امسال نمايشگاه، اصلا" خوب نبود.... نه كتابها، نه فضا نه برخوردها.... صفر بود
شما چندتا نکته دیگه جا انداختید 1 _کیفیت کتاب ها معمولی 2_ نقشه ای که اصلا واضح نبود 3 _ نبودن اب سردکن در ان گرمای شدید 4_ .....در کل اصلا برای مردمی که بخاطر کتاب امدند ارزش قائل نشدند من که دیگه حاضر نیستم برای تخفیف تو این گرما برم نمایشگاه ان نمایشگاه قبلی خیلی بهتر بود تا اینجا
با سلام ؛ ضمن عرض تشكر و خسته نباشيد از مسئولين برگزار كنندگان نمايشگاه خواهشمنداست نمايشگاه كتاب را چندين بار در سال و در پنج نقطه تهران مركزي - شمال - جنوب - شرق و غرب تشكيل دهيد تا از ازدحام ، شتابزدگي و همجنين اتلاف وقت جلوگيري شود و فرصت بيشتري براي ناشران و فروشندگان و علاقمند ان كتابها وجود داشته باشد
در برخي از غرفه ها بسته كتابهاي 10 تايي يا به قيمت 2000 يا 3000 تومان به فروش مي رسيد كه فروشندگان قالبا" در خصوص محتواي كتابهاي داخل بسته توضيحي نمي دادند . پس از خريد و باز كردن بسته متوجه وجود كتابهايي كه تاريخ انتشار آنها سالهاي 70 و 71 بود مي شديد كه قيمت جلد آنها هم 50 تا 65 تومان بود . ظاهرا" برخي ناشرين به تقليد از نمايشگاه عرضه پوشاك به فكر فروش كتابهاي انباري خود با روشهاي نوين ! افتاده اند .
انصافا از لحاظ مديريتي بغير از بحث پاركينك و ترافيك ،امسال خيلي سرتر از سال هاي قبل بود.
دستشان درد نكند
آقايان و خانمهاي عصر ايران شوي لباس تو ميادين تهران فراوان هستن..به وفور هم هستن...من نميدونم اين لباسهاي تنگ رو چطوري ميپوشن اينها...باور كنين يك آن وايستادم و با خود فكر كردم چطوري اين خانم محترم اين لباس رو پوشيد؟؟؟هر كار كردم نفهميدم وا...
جلل الخالق
مشکلات پست رو هم مرقوم بفرمایید . با تشکر
اقا به نظر من تعطيلش کنيد بره يا يه نمايشگاه دائمي برپاکنيد که البته او نهم ممشکلات خودشو داره .ضمن اينکه امسال ناشران تخفيف کمي درمقايسه با سالهاي قبل مي دادن .
نمايشگاه كتاب را از نمايشگاه بين المللي به مصلي منتقل كردند كه يه وقت عزيزان بالاشهري تو ترافيك نمونند. اصلا مهم نيست كه ترافيك توي خيابونهاي اطراف مصلي چقدر باشه. بالاشهر نيست كه!
من آخرين بار زمان دانشجويي به نمايشگاه بين المللي رفتم تا اينكه ديروز دوباره رفتم آن كجا و اين كجا به قول دوستمون كلي هزينه شده بود براي ايجاد سالن هاي چادري در صورتي كه در نمايشگاه بين المللي سازه هاي خيلي بهتري از قبل وجود داشت و از همه بدتر اطلاع رساني ضعيف نمايشگاه بود كه عين كلاف سر در گم شده بوديم و دنباي سالن يا غرفه مود نظر بوديم
حالا اينكه كسي بچه داري مي كنه كه عيب نيست شايد يكي از والدين بجه را بيرون نگه داشته تا اون يكي با فراغ بال بره خريد با توجه به تهويه نامناسب سالن ها طبيعيه كه نبايد بچه رو داخل برد مطمئن باشيد هيچ آدم عاقلي دوست نداره بچش رو با اين وضعيت ترافيك و ..... جاي پر ازدحامي ببره مگر از سر ناچاري
آخر باید گل این چنین نمایشگاهی رو که حداقل نتوانست یک وب سایت درست طراحی کند، من چهار روز از طریق اینترنت موضوع حقوق را جستجو کردم در بخش فارسی ، آخر نتوانستم جوابی بگیرم آن هم با اینترنت پر سرعت، اگر عرضه ندارند یک سایت درست طراحی کنند دیگه حرف نزند. اون هم از پرداخت با پایانه فروش بانک صادرات به خداوندی خدا یک ساعت و نیم توی نشر میزان معطل شدیم حالا این کمترینش بود ، مدام قطع و وصل می شد، نزدیک 35 دقیقه توی انتشارات حوزه علمیه قم معطل شدیم به خاطر قطعی سیستم فروش. به خدا گند زدند امسال به نمایشگاه
خواهش درج کنید
یکی از غرفه های سالن ناشران عمومی هم به فروش سنگ های جادویی ماه تولد اختصاص داشت!
خبرنگارتان واسه گلابگيري رفت كاشون فقط بخاطر انداختن چند تا قوطي نوشابه خانواده و معطلي براي رفتن به دستشويي ،كاشان شهري با 7000 سال قدمت كه به گفته تارخ نويسان اصيل ترين نژاد آريايي در آنجا ساكن است را مايع آبروريزي ايران دانستيد حالا واسه همين ضعفها آنهم به كرات شديد تر و بدتر تازه در قلب پايتخت 12 ميليوني با انهمه بودجه بي در و پيكر شهرداري ،چه خوب و ناناز به همين ضعفها اشاره ميكني و همه چيز و گل و بلبل نمايش ميدهي .
هرچند ميدانم چاپش نميكني آقاي تابناك ولي بدون كه شرط اول خبررساني ،صادق بودن است .
ر ضمن لطفا ديگه از نام مقدس كتاب واسه اين نماتيشگاه استفاده نكنيد چون انجا شده بود سالن مد و وعده و قرار و بي حجابي و وقت گذراني با چاشني علافي براي خيلي از حضار . دست علي بهمرات
حداقلش اينه كه اگه چاپ نكني خودت خونديش
پس چرا توی تلویزیون همه میگفتن راضی هستن؟ و همه چیز بهتر از پارسال بوده ؟
فضای مصلی واسه نمایشگاه کتاب اصلا مناسب نیست.به اضافه وضعیت بن گرفتن ها که افتضاح بود.من خواستم برم بگیرم که تا صف رو دیدم پشیمون شدم.دوستم از ساعت یازده و نیم تا دو زیر آفتاب توی صف بود.
نمایشگاه های خیلی تخصصی تر از کتاب هم مثل نفت و گاز دقیقاً همین مشکلات رو دارن...
مثل هرسال نمایشگاه مد و لباس و یافتن دوست از جنس مخالف و یا قرار ملاقات بود..خدا وکیلی اگر نبود هیچ اهل ادب و فرهنگی معطل نمی ماند در عوض جلوی مفاسد بیشتری گرفته میشد!!!
به راستی چرا باید در کشوری که قدیمیترین کتابهای نوشته بشر در آن نگاشته شده نمایشگاه کتاب سالی یکبار و آن هم فقط در تهران برگزار شود تا با این همه ازدحام سرسام آور مواجه شویم ؟
چرا نباید امکان جستجوی اطلاعات ناشران و کتب عرضه شده و آدرس مکان آنها در نمایشگاهی به این وسعت از روز شروع نمایشگاه در اینترنت برای استفاده عموم موجود باشد تا با ازدحام جمعیت جلوی جایگاه جستجوی کامپیوتری مواجه نشویم ؟ نکند این اطلاعات هم طبقه بندی شده است ؟
چرا به ناشران کتابهای زرد که متصدیان آنها مشغول مگس پرانی هستند غرفه های بزرگ تعلق می گیرد ولی برخی ناشران تیراژهای بالا مثل انتشارات جنگل از کمبود فضا رنج می برند که از شدت ازدحام قسمت خواهران و برادران را جدا می کنند ولی باز هم حتی نمی توان به آن نزدیک شد و هزاران چرای دیگر ...
راستی چرا من می پرسم چرا ؟
اينجا ايرانه ! همه چيز بايد با هم جور باشه! شوي لباس " بچه نوزاد در بغل پدر و مادر كلافه از گرما با چادر و لباس مشكي و بچه خسته ديگر " پيك نيك در محوطه چمن " شلوغي " ترافيك " ناامني و استحكام سازه ها و غرفه ها در مقابل حوادث و ... و .... امسال هم گذشت تا سال ديگه ....ا
آخر آدم بي فکر من و همسرم که بچه کوچک داريم حق نداريم نمايشگاه بياييم فقط تو حق داري؟ فکر مي کني مملکت رو خريدي؟
به نظر من برای حذف خیلی از مشکلات باید یه هزینه ی ورودی یا چیزی شبیه یه این گذاشت تا هر الا فی نیاد .
انگار اصلا توی خیابون های تهران نرفتید که به نمایشگاه کتاب می گید شوی لباس!
ازلحاظ پوشش برخی افراد واقعا جای تعجب است،اکثریت قریب به اتفاق قشرجوان برای استفاده از همین سالن مد آمده بودند بازار ردوبدل شماره هم داغ بود،واقعا کشور مابه کدام سمت می رود؟جای تاسف دارد که هیچ اقدانی دراین زمینه صورت نمی گیرد.
تابناک مغرض
انتقاد کردن خیلی راحته اما در عمل کار را انجام دادن خیلی سخته!
نمایشگاه امسال به غیر از بن دانشجویی بانک صادران مشکل خاصی نداشت
نمیدونم ما کی قراره پیشرفت کنیم؟ تازه به عوض پیشرفت ،پسرفت داریم. نمایشگاه هرسال بدتر از پارسال برگزار و نه تنها مشکلات سال قبل برطرف نمیشه ، یه تعدادی مشکل جدید هم افزوده میشه. به این میگن "مدیریت وبرنامه ریزی ایرانی" ! به نظر من یکی از عمده مشکلات نمایشگاه مکان برگزاری آن است که بهیچ وجه برای این منظور مناسب نمی باشد.
سلام
خدا وكيلي اين قسمت:
شوی آخرین پوشاک در بخش انتشارات داخلی
بسيار خوب آمدي . بلا بدور
آب معدنی های نیم لیتری 500 تومانی و جوشیده رو یادتون رفت ذکر کنید!!!!
آقا توی اون ازدحامی که ما دیدیم که نمیشد لباس کسی رو نگاه کرد. حالا این خبرنگار شما چطوری تونسته لباس مردم رو دید بزنه واقعا شاهکاره.
من در نمايشگاه كتاب فرانكفورت حضور داشتم.
واقعا بايد به دوستان دست اندركار بيست وسومين نمايشگاه بين المللي؟؟؟ كتاب دست مريزاد گفت بواسطه چنين ميزباني(البته از لحاظ كيفي بسيار بد) اميدوارم آقاي رئيس نمايشگاه در تلويزيون تمام فرهنگ دوستان را دعوت به نمايشگاه كتاب مي كند به فكر حداقل ها باشد. آنجا (فرانكفورت) كجا و اينجا كجا.
امسال نمایشگاه واقعا مزخرف بود. حتی انتشاراتی های مهم هم کتاب های قدیمی رو فقط آورده بودن با تعداد محدود. من که دیگه بار آخرمه میرم نمایشگاه
من به عنوان یک متخصص علوم دارویی دیگر نمایشگاه کتاب نمی روم. هر کتاب به درد بخوری را می خواهی می گویند نداریم. بهترین کتابخانه جهان اینترنت است که هر کتابی را بخواهی دانلود کن و با چند هزار تومان پرینت بگیر
من هممون پارسال که به نمایشگاه رفتم قید نمایشگاه رو زدم با این وصفی هم کخ از نمایشگاه امسال شنیدم از تصمیمم راضی ترشدم0
چه اشکلی داره مردم شاد باشند؟ شما با شادی مردم مخالفید و از هرفرصتی برای برخورد و طر برخورد و ... استفاده میکنید!
همین حرف ها و کارهاست که باعث شده این همه جوون معتاد و افسرده و بی بند و بار داشته باشیم .
فقط برای مکان فرهنگی که اکثر بازدیدکنندگانش دانشجویان و افراد تحصیلگرده هستند اینقدر نگرانی ایجاد میکنید! معلومه نتیجه چی میشه دیگه .
ای کاش بجای این همه که از وضعیت فرهنگی نمایشگاه مینویسید ، یکمی از ساندویج های فاسد 4000 تومانی و غذاهای مانده 6000 تومانی مینوشتید!
واقعا افتضاح بود حیف از یک ذره مدیریت
کارت خوان ها هم که هیچ کدام کار نمی کرد و ....
چرا کلا یادتون رفته که اصلا مطلا جای مناسبی واسه نمایشگاه کتاب نیست؟ در ضمن اینکه کی چه کتابی میخره به خودش مربوطه، مثل پاشنه کفشش، اگه شما سرت به کارت باشه تو نمایشگاه از این چیزا نمی بینی، ما که ندیدیم خدا رو شکر، به فکر کار واسه جوونای این مملکت باشین، قول بهت میدم مشکلات فرهنگی حل بشه
به نظرم من ابراز اشکالات این چنینی اصولا" یک عادت شده برای ما ایرانی ها، چرا که اگر واقعا" این موضوع عذاب آور و مشکل هست پس چرا این همه استقبال می شه؟! اگر هم این موضوع واقعیت داره پس چرا همه دست رو دست میگذارند و مشکل را کسی حل نمی کنه؟! یا حداقل اگر افراد می بینند اینهمه مشکل وجود داره چرا به خودشون بی احترامی میکنند و شرکت میکنند؟ من که واقعا" رابظه این چیزهای عجیب غریب برام غیر قابل توجیهه!!
نمایشگاه بايد در دو مكان انجام شود و بخش خارجي در همان نمایشگاه بين المللي باشد نه در مكان محدود مصلي
با سلام
همه اينها را گفتيد اما خيلي چيزها را نگفتيد.من بعنوان دانشجوي اين مملكت واقعا بهم برخورد.چرا بايد بخاطر چندر غاز تخفيف اون همه جوون خفيف و خوار بشن و تو اوون صفهاي طولاني بايستند.شما تو هيچ كجاي دنيا همچين صفي رو نمي بينيد.از ان گذشته درفضاي تنگ و گرم بخش ناشران عمومي بوي عرق و دمي بود كه در فضا پراكنده شده بودو از همه مصيبت بارترطبقه فوقاني بود كه از پايين گرمتر و دمكرده تر.عزيزان تابناكي خلاصه اينكه اين نمايشگاه انگار دفعه اول بود كه تشكيل ميشد نه بيست و چندميش.اونجا بيشتر نمايشگاه بي لياقتي ها و ويتريني از بي برنامگي هاي مديران مربوطه بود تا نمايشگاه كتاب.
من دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهرانم.تعداد زیادی از دانشجویان را می شناسم که اصلاً به نمایشگاه نرفتند چون اونهاییی هم که رفته بودند اصلاً راضی نبودند.
در باره پیکنیک بعضی از خانواده ها عرض کنم که آنها حق دارن چون دیدن صحنه هایی که در نمایشگاه کتاب اتقاف می افتد به ندرت پیش می اید مانند ستاره دنبارله دار( صف دانشجویانی که دنبال بن کتاب بودند ببعضان تا 1000 متر آنهم در چند صف موازی)، و صحنه هایی از قبیل درگیری ، سردرگمی ، احساس حقارت ، احساس فشار خلاصه شما کجا می تونید این همه صحنه ها را در یک جا یا در یک فیلم سینمایی یا در یک معذرت می خوام باغ و....... ببینید
زیاد سخت گرفتید.
کتاب آشپزی هم مثل کتاب فلسفی دارای بار آموزشی و ارتقا سطح زندگی است.
نفس جذاب بودن نمایشگاهی که در آن فقط کاغذ به نمایش گذاشته شده باید گامی نیکو در نظر گرفته شود. چه کسی که برای پیک نیک به نمایشگاه آمده با دیدن جمعیت مشتاق، سال بعد خود به جرگه کتاب خوانها بپیوندد.
عزیزم، یادمان نرود که مردم ما تفریح روزمره ندارند. بگذاریم مردم از هر فرصتی برای شادی و تفریح استفاده کنند و لذت ببرند و چه فرصتی بهتر از محلی فرهنگی.
ازفشار قبر مترو را نیز گزارش تهیه می کردیدخیلی جالب میشد
چرا در مورد بن دانشجويي وكارت خريد الكترنيك دانشجويان با صف كيلومتري روي سقف شبستان اشاره نكرديد؟ نبايد عليه وزارت ارشاد كه اين برنامه ها رو ريخته حرف بزنيد؟ چرانوشتيد امسال باسال هاي ديگه از نظر كيفيت و خدمات ارائه شده فرق نداشت؟
هركس به اين نمايشگاه رفته باشه ميتونه شهادت بده كه امسال بدتري دوره نمايشگاه كتاب بوده ازنظر كيفيت و امكانات و خدمات دهي و ...
تابناك يه ذره عادل باش و بي طرف تو گزارش نوشتن
من که اصلا نمنی دونم چرا مردم میرم نمایشگاه کتاب. اولا که این نمایشگاه نیست و یک فروشگاه بزرگ است. به علاوه اگر کسی فقط می خواهد چند کتاب را تهیه کند چرا به نمایشگاه می رود. اگر به کتابفروشی های میدان انقلاب سری بزند همین الان با تخفیف های 15 یا 20 درصدی می تواند کتابهای مورد نظر خود را تهیه کند و نیازی به این همه زجر کشیدن و اتلاف وقت در نمایشگاه نیست.
نمایشگاه رفتن برای عده ای کثیر برای وقت گذرانی و تفریح است. و برای عدع ای هم از قافله عقب نماندن.
چه اشكال دارد خانواده ها براي خريد به نمايشگاه بيايند؟ چه اشكال دارد كه پيك نيك در يك محيط فرهنگي باشد؟ آنقدر مطمئن هستيد كه حق با شماست كه نمي دانيد هيچ خانواده اي با بچه كوچك، فقط براي وقت گذراني نمي آيد نمايشگاه تا زير آفتاب داغ ونبود امكانات به قول شما تفريح كند. قصد همه خريد كتاب است. اتفاقا خانواده هاي بچه دار بيشتر از بقيه كتاب مي خرند. لااقل زحمت مي كشيديد وبه جاي برانداز كردن جوان ها، سري به غرفه هاي كودكان مي زديد تا ببينيد چه خبر است.
چه اشكالي دارد كسي كه دنبال خريد كتاب نفيس يراي هديه دادن است به نمايشگاه بيايد تا هم كتاب ها را مقايسه كند وهم از تخفيف نمايشگاه استفاده كند؟ حتما از نظر شما كتاب كادو دادن سوسول بازي است و لابد شما عطر و جواهر كادو مي دهيد.
مرتب بودن لباس چه اشكالي دارد؟ كجاي قانون وشرع گفته است كه نبايد كفش پاشنه دار پوشيد؟ كس ديگري مي پوشد و شما ناراحت راه رفتنشان مي شويد؟ اتفاقا اين اتفاق خوبي است كه يك مكان فرهنگي، نقطه اشتراك آدم هايي با مذاهب وعقايد مختلف است. در ضمن ما كه رفتيم نمايشگاه چنان ازدحامي بود كه نمي شد با بغل دستي ات حرف بزني، حالا شما چطور توانسته ايد اين مدل مانتوي خانمها را تشخيص دهيد؟ شايد ما زيادي سرمان به كار خودمان است؟
حيف نيست اشكالات درستي را كه گرفته ايد مثل مشكل چيدمان غرفه ها، بهداشت، ترافيك و بن كتاب را به جاي برجسته كردن و اطلاع رساني به مسؤلان؛ فداي حواشي الكي مي كنيد؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.