نگاهی به پرونده قتلهای خونین خانواده خرمدین در گفتوگو با یک جامعه شناس
این خبر جامعه را دل شکسته کرد و نشان داد که تا چه اندازه پرخاشگر و خشونتگرا شدهایم/ نقش رسوبات فرهنگی در ماجرا پررنگ است/ راه خلاصی از این وضع تغییر میدان نیروست
قتل فرزند به دست پدر و مادر به خودی خود رویدادی شوکآور و غیرقابل تحمل است، چه رسد که بدانیم پای قتلی به شدت خشونت بار در میان است و از آن مهم تر، این نخستین قتلی نیست که این والدین مرتکب شده و تلاش داشتهاند آثار و نشانه هایش را به مانند قتلهای قبلی پنهان کنند!

به گزارش «تابناک»؛ از جمله اخباری که در این روزها به شدت جامعه ایرانی را متاثر کرده است، خبر جنایتی است که در غرب تهران به وقوع پیوسته است. قتل بابک خرمدین که با القابی مانند کارگردان و مدرس سینما شناخته میشده و حالا نامش در پروندهای به عنوان مقتولِ تکه تکه شده درج شده که در مقابل نام عاملان این جنایت، نام پدر و مادر وی درج شده است؛ پدر و مادری که حالا اعترافات تکان دهنده تری داشتهاند.
آن گونه که رئیس پلیس پایتخت میگوید، شب گذشته والدین مقتول به قتل داماد و دخترشان به همان شیوه فجیع معترف شدهاند؛ دو قتلی که اولی در سال ۹۰ رقم خورده و دلیلش را رهایی دخترشان از آزار و اذیت شوهر ۵۵ ساله اش ذکر کرده اند و بعدی هفت سال بعد، در سال ۹۷ رقم خورده و مشابه قتل پسرشان در روزهای اخیر بوده است؛ بیهوش کردن وی، کشتنش و در نهایت تکه تکه کردن جسد دختر ۴۹ ساله.

این چکیده رویدادی است که اگر بگوییم حکم سیلی سختی را به گوش جامعه ایرانی داشته، سخنی به اغراق نگفته ایم؛ رویدادی شوکه کننده که چه بخواهیم و چه از آن منزجر باشیم، در حافظه جمعی جامعه خواهند ماند و با یادآوری گاه و بیگاه آن، رنج خواهیم کشید و آزار خواهیم دید. اما چه شد که به اینجا رسیدیم؟ آیا این فاجعه با همه ابعاد دردناکش، تنها یک نمونه است یا میشود آن را در کنار فجایع دیگر قرار داد و از جمع زدن آنها به نتیجه بزرگتری رسید؟ برای یافتن پاسخ سوالاتی از این دست به سراغ یک جامعه شناس رفته و با او به گفتوگو نشستیم.
امان اله قرایی مقدم در این باره میگوید: در چرایی شکل گیری این ماجرا عوامل متعدد و مختلفی دخالت داشته، مثل کمبود امکان مادی که فرد [مقتول] بتواند خانهای اختیار کند، اما از دید من بیشتر سنت ها، عقاید و ارزشهایی که پدر و مادر این فرد به آنها معتقد بودهاند، در شکل گیری ماجرا نقش داشته است؛ اینکه نمیتوانستند از نظر فرهنگی و اعتقادی و بر اساس باورهای سنتی شان، رفتار فرزندشان را بپذیرند. البته اینکه حالا والدین به قتل داماد و دخترشان هم اعتراف کرده اند، ابعاد ماجرا را وسیعتر هم میکند و ممکن است نشان دهد که پدر و مادر جنون آدمکشی و مثله کردن داشته اند!
وی میافزاید: باید بدانیم که خشونت نه فطری است، نه نژادی، نه ارادی و نه ذاتی، بلکه پدیدهای کاملا اجتماعی و فرهنگی است؛ موضوعات اجتماعی مانند فقر و بیکاری را گفتیم، اما برای توضیح مسائل فرهنگی بایستی به نظریه ویلفردو پارتو (جامعه شناس سرشناس ایتالیایی) اشاره کنیم که فرهنگ جامعه را به رسوبات و مشتقات تقسیم میکند. رسوبات آن چیزهایی است که در خون ما از بدو تولد ته نشین میشود، مثل نام و نام خانوادگی، ایمان و اعتقادات و ... همان رسوباتی که احتمالا در نام گذاری این کارگردان هم منعکس شده است.
این استاد دانشگاه در ادامه میگوید: باید نکات مختلف را مدنظر قرار داد؛ مثل این نکته که پدر خانواده نظامی بوده، تجربه حضور در جنگ را داشته و احتمالا از روحیات خاصی برخوردار بوده یا حتی این نکته که احتمال دارد فرزندان رفتار و روابط نادرستی داشته اند که باب میل و سلیقه پدر و مادر نبوده و با هنجارها و باورهای آنها همخوانی نداشته است و یا حتی این که چه بسا پدر و مادر خودشان را هم مقصر میدانسته اند که فرزندان با چهل و چند سال سن در خانه ایشان هستند و به کارهایی روی آورده اند که مورد قبول ایشان نیست.

قرایی مقدم میافزاید: مثلا میشود به این نکته اشاره کرد که از دید جامعه شناسی، اعتقادات و باورها در افرادی که به هنر روی میآورند و به اصطلاح هنرمند هستند کمرنگتر است؛ شاید به این دلیل که این افراد یک گام جلوتر حرکت میکنند یا یک گام جلوتر از جامعه را میبینند. البته این را در دیگر نقاط جهان هم در این طیف افراد میشود دید و مختص به جامعه ایرانی نیست.
اما آیا یادآوری این مسائل از زجر آور بودن این ماجرا برای افکار عمومی میکاهد؟ عضو انجمن جامعه شناسی ایران در این باره میگوید: اگر جامعه را استخر بزرگی در نظر بگیرید، وقتی سنگی در آن میاندازید، آن نقطهای که سنگ میافتد، کانون نام دارد و هرچه سنگ بزرگتر باشد، کانون بزرگتر میشود، موجهای بزرگتری میسازد و در جلب مستمعان و بینندگان تاثیر میگذارد. این خبر جامعه را آزرده و دل شکسته کرد و نشان داد تا چه اندازه جامعه ما پرخاشگر شده است.
وی در ادامه میگوید: برای تشریح این وضعیت بایستی سراغ تئوری چرخش در خشونت برویم؛ اینکه از خشونت، خشونت زاده میشود. این نظر من است. چون جامعه ما خشونت گراست، به اینجا رسیده ایم، چون از خشونت، خشونت زاده میشود. برگردیم به آن استخری که مثال زدیم؛ امواجی که با سقوط سنگ در آن تولید میشود، پریودیک هستند و مرتب تکرار و بزرگتر میشوند تا جایی که هر جایی از جامعه را نگاه کنیم، خشونت را در آنجا میشود دید. البته این عوامل متعددی دارد از جمله گرانی، فقر و... که سوای آثار مستقیم شان، توان تحمل افراد را هم تحت تاثیر قرار میدهند و کم میکنند.
این جامعه شناس میافزاید: در این مورد، عوامل خشونت زا از نقاط مختلف به این خانواده رسیده و چون پدر و مادر نتوانسته اند آن را از زندگی شان بیرون کنند (مثلا بچهها خانه دیگری بگیرند و بروند)، در نتیجه کاسه صبرشان لبریز شده و این رویداد را رقم زده اند. شاید پدر و مادر احساس کرده اند که گوشه قرار گرفته اند و هیچ چارهای ندارند. این گونه شده که کمر به قتل پسر، دختر و داماد بسته اند.
او در ادامه در پاسخ به این که ریشه این خشونت از کجاست، میگوید: بر اساس نظریه خانم مارگارت مید (انسان شناس نامدار آمریکایی) خشونت و پرخاشگری از نحوه شیر دادن مادر و شست و شوی بچه شروع میشود تا موارد دیگر. مثلا اینکه بچه را قنداق میکنند، خشونت است. یا اینکه بچه را برای مدت محدود شیر میدهند. هرجا برعکس اینها عمل میشود، مردمان صلح طلبتر هستند. مثلا جایی که برای شستن بچه آواز میخوانند، فرهنگ جامعه خشونت بار نیست.

قرایی مقدم میافزاید: حالا به جامعه خودمان نگاه کنید و ببینید در کجا شادی میبینید؟ در رادیو و تلویزیون؟ در صحبت ها؟ در اخبار؟ خودتان قضاوت کنید که هر روز در اخبار چه میبینید؟ میگردند و هر جا خشونت است، در اخبار نشان میدهند، در حالی که هرگز نشان نمیدهند در جایی مثلا رقص و شادی است. این همان چیزی است که به درون جامعه میآید و بر اساس تئوری چرخش خشونت، در جامعه میچرخد.
اما چه کنیم از دست این خشونت در امان بمانیم؟ این استاد دانشگاه میگوید: نمیتوانید؛ من علمی صحبت میکنم و شعار نمیدهم. کورت لوین، روانشناس سرشناس آلمانی، نظریه فضای زندگی یا فضای حیاتی را مطرح میکند که بر اساس آن، هر جایی که هستیم، در یک میدان قرار داریم و تحت تاثیر دو دسته نیرو هستیم. یک دسته نیرو توسط اطرافیان به ما وارد میشود (از نور برق گرفته تا برخورد همکار و رئیس و...) و یک دسته دیگر که نیروهای درونی (مثل خواست قلبی) هستند. اینکه ما مثلا در محیط کاری نمیرقصیم، بابت غلبه نیروهای بیرونی به نیروهای درونی است که بازدارنده هستند و بر آنها میچربد.
حال اگر میدان زندگی مان عوض شود، میدان نیرو فرق میکند. مثلا وقتی به خانه میروید، ممکن است اگر دلتان خواست، برقصید! درست مثل فیزیک نیوتنی که در آن برایند نیروهای میدان موجب میشود که مثلا سیارهها در فاصله معینی از هم بمانند و سقوط نکنند یا دور نشوند. در جامعه هم اگر این تعادل به هم بخورد، موجب میشود که مثلا گرانی و فقر ـ که عامل خشونت و پرخاشگری میشوند ـ بر نیروهای بازدارنده مثل پلیس، زندان و... برتری پیدا کنند و قتل رقم بخورد.
عضو انجمن جامعه شناسی ایران میگوید: الان فضای حیاتی ایران خشونت زاست و اگر میخواهیم از آن خلاص شویم باید میدان نیرو را تغییر دهیم. تا این فضای زندگی تغییر نکند، خشونت ادامه خواهد یافت؛ تا زمانی که طلاق کم شود، ازدواج سامان بگیرد، بیکاری رفع شود، خانواده سالم شود، مردم شاد شوند و امید به آیند داشته باشند و... نه اینکه بگویند "بچه بیاورید" و مردم بگویند که چگونه سیرشان کنیم و آینده شان چه خواهد شد؟ باید ببینیم آیا میتوانیم میدان نیرو را تغییر دهیم؟ تنها در این صورت است که میتوانیم خشونت و پرخاش را پایان دهیم.
وی در پایان میگوید: به عنوان مثال میشود در این ماجرا پرسید که آیا اگر پسر این خانواده یا دخترشان خانه میداشت، این اتفاقات رخ میداد؟ این همان چیزی است که نشان میدهد میدان نیرو چیست و منظور از تاثیر تغییر آن در جامعه چیست.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
متاسفانه کوتاهی پلیس کاملاً واضح است. چطور بعد از 10سال از قتل اول متوجه نشدند تا جنایات بعدی اتفاق افتاد
بی شک، وقتی یک پدر و مادر اینقدر سنگ دل که به راحتی فرزندان خود رامثله می کنند و به گفته خودشان اینقدر به مسایل فرهنگی هم اهمیت می دادند و اینکه ادعا شده که بابک دختران را به خونه میاورده، احتمال می رود افراد بیشتری را به قتل رسانده اند، چه معلوم شاید حود مرحوم بابک هم در این قتل ها نقش داشته، از انجاییکه همکاران خود بابک هم اذعان داشته اند اصلا اهل خنده و شوخی و نبوده و فرد گوشه گیری بوده
حرف شما استاد محترم متین اما لطفا از همه ی کارشناسان و اساتید و نخبگان کشور درخواست می شود جامعه ی ایران را دریابید حتی در نظر دادن هم خشونت داریم در خانواده چه خبر است ؟ جامعه خبر از خانواده می دهد.این که در بالا بیان شده با این جمله شما که به احتمال زیاد این دو قاتل جنون ادم کشی و مثله کردن دارن و اصلا ربطی به ارزش ها و عقاید ندارد چرا که این ارزش ها و عقاید را همه پدر مادرهای ایرانی دارن چه با شدت باشه چه در ضعف که در هر دوحالت این دوقاتل اصلا جزو جامعه پدر مادر ایرانی نه تنها بلکه حتی در دنیا نیستد فقط دوقاتل مجنون که تفکر جنون ادم کشی و مثله کردن دارن و مطمننا حتما در گذشته ی قاتلین به طور حرفه ای بررسی شود قتل های دیگری انجام دادند و مثله کردند که ما از ان ها خبر نداریم .بهتر است هیجانات خود را کنترل کنیم هر چند سخت است زیرا این دو نفر همه جامعه ایران را هدف قرار داده و ان علامت پیروزی را جلوی دوربین به همه ما نشان داده است و هدفش کشتن همه ی ارزش ها و احساسات و عقاید ملت ایران بود.برای همین بهتر است هیجانات خود را کنترل کنیم و به طور دقیق بررسی شود و به اشد مجازلت برسد .اما مسئله کیفری ان که همه ما مردم ایران می دانیم که اشد مجازاتی در کار نیست و طبق قانون ایران و دینمان پدری متاسفانه اگر این عمل سنگینی را مرتکب شده مجازاتش در حد چند سال زندانی ست اما روی سخن من این است که حقوق دانان اسلامی و عالمان دین فکر نمی کنید که این حرف خدا حق الله ست و ان پدر هم با فرزندش می شود حق خودشان که باز هیچ کدام به ما مردم ایران مربوط نمی شود اما مقتول کارگردان کشورمان و همه فرزندان این سرزمین عضوی از این جامعه هستند و وجودشان برای این جامعه دارای ارزش و سرمایه است و هر کس حتی پدر حق ندارد با حق خدایی خود جامعه ای را بکشد یعنی بحث حق الناس است این کارگردان کشور و همه فرزندان این جامعه حق الناس هستند بر تک تک پدر های ایرانی که فکر می کنند با این حق خدا می توانند ظلم کنند و حق االناس به گردنشان می باشد. زیرا هیچ یک از مردم ایران نمی پذیرند یک پدر این عمل را انجام دهد در بدترین حالت هم حق ندارند شاید رب العالمین عذر پدر مادرها را بپذیرد حق خود خداست و می بخشد اما مردم نمی بخشند یعنی ما نمی بخشیم و حق اکثریت مردم ایران بر گردن هچنین پدرهای ست که خود را صاحب حق می دانند .ممنون
چرا مردم اینقدر از این ماجرا به وحشت و یاس و افسردگی رسیدن. ما عادت نداریم قتل فرزند ان رو توسط مادر و پدر ببینیم، حالمون بد میشه. نگاهی بندازین به اخبار داخلی آمریکا تاببینید روزی صدها فتل و تجاوز جنسی، غرق کردن بچه ها تو آب رود خونه و صدها خبر ترساک دیگه روزانه به چشم و گوش مردم میرسه. چون عادت دارن به اینجور خبرها، ککشونم نمیگزه. بعد هم ایرانی ها منتظرن که هر خبر ناخوش آیندی رو سیاسی و افتصادی و اجتماع کنن و بدحال تر و بدحال تربشن.
وقتی در جریان گران شدن بنزین صدها ایرانی کشته میشوند و هیچکدام از مسیولین حتی یک عذر خواهی کوچکاز مردم نمیکنند خوب جامعه ملتهب میشود و .......
به نظرم سوای ارتکاب جنایت توسط پدر و مادر که بایستی در ابن مورد روانکاوی و ریشه یابی قرار گیرد .نقش پلیس را هم نادیده نگیریم .بر طبق روایتی که نیروی انتظامی از مجرمین این جنایات نقل میکند اینکه انان به پلیس مراجعه کرده و از ناپدید شدن دامادشان میگویند و بعد از چندروز پیدا شدن وی را اعلام میکنند .در اینجا وظیفه پلیس راستی ازمایی ماجرا است که مطمئن شوند که کاسه ای زیر نیم کاسه نیست.وبا پی گیری این ماجرا از ارتکاب قتل های بعدی میتوانست جلو گیری کند.
استاد محترم بفرمایید تو کشورهاییکه دائم رقص و آواز هست یعنی قتل و مثله و ... اتفاق نمیفته ؟؟؟!!!!
بعدشم یعنی در سراسر جهان اونهاییکه میرن جنگ بعدش شدن قاتل ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!
عزیزم کی تو رو استاد کرده ؟؟؟!!!
چه استاد بیسواد و یک سو نگریه
تحلیل کاملا نادرست و غلطططط
همه علتها رو میخاد سیاسی و اقتصادی کنه
پس هابیل وقتی توسط قابیل کشته شد ، لابد ناشی از علل مطرح شده تو سط جناب استاد بوده ؟؟؟!!!
چند تا مسئله مهم
چرا به این سرعت رسانه ای شد؟؟ این جرمه
چرا زودتر از قاضی توسط رسانه ها حکم صادر شد؟؟
چرا از این قبیل جنایتها به یکباره زیاد شده ؟/
اینا همه یه پیام رو به جامعه القا میکنه
اینکه این قبیل جنایت داره عادی میشه
کاملا مشکوک و غیر قابل باوره
اگر عزاداری روح را لطیف میکرد مسلمانان به ویژه شیعیان لطیف ترین روحیه را داشتند.
تابناک! ببم جان چرا نظر من یهویی رفت تو غیر قابل انتشار؟ اولش که خوب بود و کلی مثبت هم گرفته بود:))
این دیگه چه دید جامعه شناسانه ای است؟ چرا ایشان اینقدر بد بینانه به مسائل مذهبی نگاه می کنند. مذهب روح را تلطیف می کند و مهربانی را به همراه دارد. کجا هنرمندان یک گام جلوترند؟ چون جلوی دوربین هستند جلوترند؟ شما چرا نمی گویید اندیشمندان جلوترند؟ دکتر الهی قمشه ای، دکتر دینانی، دکتر منصوری لازیجانی و سایر متفکران جامعه، اینها جلوترند، هنرمندان مثل بقیه افراد جامعه اند، خیلی اهل تفکر و اهل ایمان و مذهب نیستند. فقط بیشتر جلوی دروبین اند و به ظاهرشون زیادتر می رسند. متاسفانه صحنه زندگی ما از ایمان، تقوا، درستی، انسان دوستی، حقیقت دوستی خالی شده است. و وقتی ایمان برود متاسفانه زمینه برای بروز رفتارهای ناصحیح اجتماعی فراهم می آید. باید دعا کرد که خدایا به ما ایمان، تقوا، شرف، حیا، غیرت را عطا فرما.
این چه تحلیل سخیفی هست واقعا، بهتر است با افراد خبره بهتری مصاحبه شود.
حرف از خشونت هست. و خیلی زیرپوستی و علمی حرف از میدان به میان می آید. و 7 بار مورد استفاده قرار می گیرد.
خیلی بد است اصطلاحی عام چنین تخصیص هایی در جامعه پیدا می کند و ذهن را به سوی هدایت کند که مثلا میدان و خشونت تقبیح شود در حالیکه در این مقاله میدان معنای عام دارد.
آین یکی شیر است اندر بادیه....
و آن یکی شیر است اندر "بادیه"
وقتی از یک جامعه شناس غرب زده این مسائل کارشناسی بشه یعنی این توجیهات دوزاری جناب کارشناس به این نتیجه رسیدند آنها خانه ورقص نداشتند پس در اروپا که همه دارای امکانات مسکن و رفاه وشادی همه چیز هستند باید جرم جنایت کمتر باشه آیا هست
درصد جرم و جنایت و خشونت در اروپا به مراتب کمتر از ایران است. توجه داشته باشید که در ایران امار واقعی جرم و جنایت منتشر نمی شود
وای به حال جامعه ای که کارشناسش تو باشی. با این افکار پوسیده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1
گرونی را بچسب
تو چند سال اخیر بخاطر پدیده زباله گردی
این همه بودجه کلان و مستقل فرهنگی و موسسه مربوطه که این بودجه ها را سالانه بایت موضوعات مختلف هزینه می کنندباز هم شاهد اتفاقات ناگوار هستیم
قیافه پسره قشنگ معلومه که معتاد بوده. در باره باقی ماجرا نظر نمیدم.
به تو چه ربطی داره
از ظاهر آدمها نمیشه قضاوت کرد چی بودن و چی هستند.
مگه به ظاهر این زن به اصطلاح مادر میاد که قاتل بچه هایی که خودش بدنیا آورده باشه
این مرد و زن روانیان بالفطره هستن
دوست عزیز ببخشید اون پدر آلمانی چون آلمانیه نمیتونه روانی باشه؟ یعنی در جامعه 80 میلیونی آلمان نباید یک نفر پیدا بشه که با دخترش این کار رو بکنه؟ مثل این میمونه که بگی اگه کلاس درس معلم نداشته باشه، تمام دانش آموزان در امتحانات کشوری تجدید میشن و شما در جواب بگی در بهترین مدارس خصوصی شمال تهران باشهریه 100 میلیون تومن دانش آموزی داشتیم که در امتحانات کشوری تجدید شده. خب چه ربطی داره؟
باید این زوج قاتل نابکار سنگ سسسسسسسسسسسسار شوند
راه اندازی هشتک سنگسار
چرا تلویزیون چیزی نمیگه .. فقط خبر تیراندازی در آمریکا مهمه
من رای نمیدم
باشه
سلام
پدر من حدود 18 سال هست كه بازنشسته شده البته بازنشسته آموزش و پرورش هست.من يك برادر كوچكتر دارم كه فوق ليسانس گرفته و سربازي رفته و دو سالي هست كه سركار ميره . و از صبح ساعت 06:00 تا حدود 21:00 سركار هست. خيلي پيش آمده كه مادر من گفته بابا با برادرت دعواش شده كه چرا زن نميگيري؟ البته بنده خدا برادر كوچك من دنبال ازدواج هست ولي متاسفانه چون مادر من از اول خانه دار بوده و روابط اجتماعي نداشته و ما هم خواهر نداشتيم دسترسي به مورد مناسب خيلي كم بوده است.برادر من هم در موقع هايي كه خونه هست مطالعه ميكنه يا از لب تاب فيلم تماشا ميكنه. از همين سايتهاي فيلم و سريال ايراني.
من با نوشتن اين چند تا جمله بالا خواستم اين نكته را گوشزد كنم كه پدرهاي قديمي تو هر شغل و صنفي كه بودن مرامي زندگي كردن و تا سن پيرمردي آنها هم به مرام خودشون وفادار هستند.ممكنه بعضي رفتارها از پدرانمون برامون نمايشي از روحيه خشونت طلب،بي اعصاب بودن،خشك مذهب بودن،لجباز و يك دنده بودن،.... به نظر بياد ولي همه رفتار انها از مرامشون نشات ميگيره. و اگر فرزندي نتواند آنها را درك كند منجر به دعوا و درگيري مي شود. چنانچه برادر من هم يك وقتايي تا مرز دست به يقه شدن پيش مي رود و احساس مي كند كه بابا رفتارش عادي نيست و دنبال گير دادن هست.
پدرهاي قديمي كه با مرامشون زندگي كردن دوست دارن فرزندانشون اعم از دختر و پسر بعد از مدتي به اصطلا ح سروسامون بگيرن ازدواج كنن و به خونه بخت بروند. بچه دار بشن و آنها نوه بغل كنند.رفتارهايي غير از اين اگر از طرف فرزندان سر بزند براي آنها ناراحت كننده و رنج آور هست.
مخصوصا اگر خدايي ناكرده فرزندان دنبال اعتياد و مشروب و ميهماني و رفيق بازي و عمر را به بطالت گذراندن باشند براي پدرهاي قديمي كه مرامي زندگي كردن سخت و غير قابل پذيرش است.از اين نوع دعوا و درگيريها در خونه ها بين والدين و فرزندان زياد شنيده ميشه مخصوصا الان كه وضع اقتصادي مملكت بسيار بد شده .
دولت بايد براي قشر بازنشسته فضاي شادابتري را رقم بزند . فضايي براي گفت و گو و تعاطي افكار و دردو دل كردن. البته هيچ پدر و مادري حق كشتن فرزندش را ندارد. دولت بايد از طريق وزارت بهداشت و پايگاههاي سلامت محلات ، سراهاي محله شهرداري ، سازمان بازنشستگان كشوري و لشكري ، مركز مشاوره كلانتري ها و پليس ارتباط نزديكتري با خانواده ها برقرار كند و درد و دل آنها را بشنود و به ياري آنها بشتابد. قطعا اين آخرين حادثه از اين نوع نخواهد بود و علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد.
اتفاق ناخواسته با قتل این پدرومادر ایرانی فرق میکنه شاید توجامعه اتفاقی پدری دراثرعصبانیت ناخواسته بایه ضربه ای یا چیزی فرزندش را بکشه فرق داره بااینا که قشنگ برنامه ریزی کامل برای کشتن داشتن وبازم نمیتونیم درموردشون قضاوت کنیم قاضی اصلی همان داوریکتاست
۲۰:۳۰ - ۱۴۰۰/۰۲/۲۹
این چه مقایسه ای هست که شما میکنید اونها شعارها و ادعای دینداریشون گوش فلک رو پر نکرده
جامعه از هم پاشیده زیر پوست جامعه بدتر از این حرفهاست
بعد ده سال خودش گفته فلانی رو هم کشتم؟؟
سلام
تعمیم چنین اتفاقاتی به کل جامعه و جمع بستن با بیان "تا چه اندازه پرخاشگر و خشونتگرا شده ایم" نادرست ترین حرف ممکن است.
ممکن است شما بفرمایید اینطور میگوییم تا جامعه به خودش بیاید و مثلا مرتکب نشود؛ ولی این هم غلط است. مثل این است که برای یک بچه دائما از وحشتناک بودن دیو و غول و روح و جن بگوییم به این امید که از این چیزها بدش بیاید و به آنها فکر نکند و نترسد!
وقتی به جامعه بگوییم همه ما خشونتگرا شده ایم، درواقع به ناخودآگاه افراد القاء میکنیم که اگر عصبانی شدی، میتوانی خشونت نشان بدهی و این انتظار از تو وجود دارد!
درحالیکه باید به جامعه بگوییم که این رفتارها از آدمهای ناسالم و بیخرد و بی خدا و بی باور به انسانیت سر میزند و ناخودآگاه او را که طبعا خود را آدم سالم و عاقل و با ایمان و باورمند به شرافت و انسانیت و پایبند به منطق میداند، از این ورطه دور کنیم به شکلی که ارتکاب این کار حتی از مخیله افراد هم عبور نکند. مثل خوردن لجن که به ذهن هیچ انسانی خطور هم نمیکند، اما اگر به دنبال اینکه چهار نفر به هر دلیلی، لجن خوردند، به جامعه گفتیم "ما لجن خوارتر شده ایم!" باید انتظار داشته باشیم که در سالهای بعد یک عده را با قاشق از جوب آب بیرون بکشیم و سالهای بعد هم باید منتظر "لجن پارتی" باشیم!
اینها شوخی نیست.
همچنین باید به جامعه بگوییم که اینها نسبت به جمعیت، موارد بسیار نادری محسوب میشوند. اگر مثلا هشت مورد در سال از این وقایع رخ دهد، میشود یک در ده میلیون و هیچ عاقلی یک در ده میلیون را به کل جامعه بسط نمیدهد.
در مجموع
اولا نباید وجدان جامعه را به اینکه تو خشونتگرا تر شده ای، آزار داد و تحریک کرد.
ثانیا نباید این اخبار را تا این حد با جزییات در معرض دید جامعه قرار داد و نوعی آموزش منفی و دلمشغولی به آن القاء کرد. متاسفانه جامعه خبری جهانی (نه فقط جامعه خبری ما) این بلوغ لازم را پیدا نکرده بلکه یک خط جدید را تبدیل به خبری جدید میکند مثلا با عنوان "جزییات بیشتری از جنایت جنجالی فلان"؛ این کار غلط است و به جامعه آسیب میزند.
جامعه ای که هر روز وضعیت اقتصادیش هر روز بدتر مبشه جامعه ای قشر متوسطش که بیشترین جمعیت رو دارن به لایه پایینتر هل داده شده
طلاق بدلیل اقتصادی افزایش یافته آرامش در منازل و خانواده بدلیل مشکلات اقتصادی افزایش یافته کرایه منزل گرفتاری کرونا و تعطیلی کسب و کارها افزایش خفت گیری افزایش تنش در ترافیک و جامعه پمپاژ نامیدی توسط صدا سیما و مسئولین و هر روز یه خبر بد فقط فقط هی اخبار انرژی هسته ای که هیچ بدرد ملت نخورد
دعوای بین قوا و مسئولین کشور نبودن یکصدایی در اداره کشور و هزران درد بی درمون دیگه جامعه ای افسرده سوق به خودکشی یا دگر کشی را افزایش داده یا افسردگی های حاد از این جامعه چه انتظاری دارن ؟ واقعا مسئولین این درد رو حس میگننن ? خواهش میکنم منتشر کن تابناک بذار حرف و درد مردم رو بشنوند شاید دست از لجبازی با مردمشون برداشتن شاید دل یکیشون سوخت
حرف حق
جالبه که همه اینها هم به اسم اسلام و خداوند انجام میدن.
انسان اگر شاد نباشد زودتر از موعود فنا و اطر افیان را نیز به فنا میرساند حالا دولتها در این وادی نقش اول را دارند از همه لحاظ کار مسکن عدالت تفریح اقتصاد ازدواج حقوق مناسب اسایش و و و و غیره در حال حاظر شاهد خشونت های اینچنینی هستیم و وقت انتخاب درست ریس جمهور ی است که واقعا مجلس محترم التضام بگیرند از شخص برنده که بتوانند این کارها را سریع عملیاتی کند وسلام .
به بعضی از کامنتها که دقت میکنیم . به میزان فراوانی بیماریهای روانی خطرناک بیشتر پی میبریم !!
چه بمبهای ساعتی زیادی در جامعه وجود دارد که هر لحظه ممکن است منفجر بشود !!
خوب بود این استاد جامعه شناسی از نقش افکار نژادپرستی پدر قاتل هم پرده پوشی میکرد و این وضعیت زشت را نیر بررسی میکرد اینکه این قاتل آنی آرزوی کشتار تمام عربها را دارد نشان از نژادپرستی در عمق وجود این پلید و همراه با خشونت ذاتی دارد اما متاسفانه نمیدانم چرا این مسایل سانسور شدید میشوند و هرگز در هیچ جایی بررسی نمیشوند. همیشه هم این مسایل را انکار میکنند
جناب متخصص بهتر نیست صبر کنند تا این پدر و مادر اعترافات شون کامل بشه، بعد نتیجهگیری کنند؟
اینا همش به خاطر ماهواره و اینستاگرام و فضای مجازیه، لطفا یه رانت چند ملیاردی بدین میدان مجازی رو هم دست بگیرن عزیزان. کاش حداقل یه نیروی پلیس رو از مجموعه رامپل بازان و ابپاش گیران و آفتابه اندازان و ارشادگران میزاشتن تو پلیس جنایی که بعد ده سال بفهمن یکی به قتل رسیده.
تا ۲۸ خرداد از این خبرسازی ها را زیاد خو.اهیم داشت حواستان باشد گمراهتان نکنند چون اصل بر رای ندادن است
اگر مملکت این قدر دچار انفعال نبود قاتلان را حداکثر ۷۲ ساعت پس از احراز جرم در ملا، عام گردن می زدند و مراسم را مستقیما از یک شبکه تلویزیونی پخش می کردند تا افراد حنایتکار قبل از جنایت کمی به فکر فرو روند و این بساط رضایت دهی و واسطه گری را هم به کلی جمع می کردند
خشونتهای صدبرابر بدتر از این در غرب حاصل جیست؟؟؟پدری که در آلمان 14سال دخترانش را در زیرزمینی تاریک حبس کرده بود و از هرکدام بچه داشت حاصل چیست؟؟؟اینکه در سوئیس حیوانات بخصوص اسبها از دست شهوترانی بشر مسخ شده در امان نیستند حاصل چیست؟؟؟کسانی که در سوئد به علت تجاوز به عابر بانک دستگیر میشوند حاصل چیست؟؟؟و و و
البته شکی نیست که جامعه بخاطر بسیاری از مشکلات اعصاب درست حسابی ندارد ولی من شخصا نظرم اینه که در مورد حوادث عجیب چند ماه اخیر بررسی بشه مرگ آزاده نامداری و مرگ دبیر سفارت سوئیس و این ماجرا که در بین مردم تاثیر زیادی دارد و حداقل آنطور که من دیدم جامعه از توضیحات مقامات دولتی قابع نشده اند شاید و شاید دستهایی باشد که اصلا برای همین عدم اقناع جامعه باز هم از این کارها بکند یادمان باشد که روان شناسی مثل جنایان داعش هر کاری را میتواند از شخص صادر کند فیلم تلفن یادتان هست ؟شاید برای تاثیر اجتماعی کارهایی می کنند خدا عالم هست
اتفاقا عزاداری نه تتها خشونت را زیاد نمی کند که باعث تلطیف روح می شود. ما پس از حدود 1350 سال هنوز برای کشته شدن مطلومانه امام حسین علیه السلام عزاداری می کنیم. یعنی بیش از 13 قرن است که خشونت در حق جمعی را محکوم می کنیم. در مراسم عزاداری ما محبت موج می زند در این مراسم به مردم غذا و شربت داده می شود و این دو ماه عزاداری بر اساس امارها کم خشونت ترین ماههای سال در کشور ما است. حتی در مراسم عزادار برای اقوام و خویشان در همه اقوام ایرانی محبت موج میز ند و اصلا مراسم عزا برای ابراز محبت به بازماندگان برپا می شود. در بسیاری مناطق ایران مردم به خانواده عزادار ختی کمک مادی می کنند. برخی عادت کرده اند همه مشکلات را به مذهب ارتباط بدهند . ما خدایی داریم که با رحمان و رحیم نامش را می اوریم . و این دو کلمه در عربی معنایی فراتر از مهربانی ما انسانها دارد به یکدیگر دارد. در دین ما گفته شده هر کسی فردی را بکشد مانند ان است که امتی را کشته است و گناهی نابخشودنی است .
من همون ۰۸ هستم
بله از چهره های گرفته و ابروهای در هم کشیده امثال شما کاملا میزان رافت و مهربانی قابل مشاهده است
داداش کم خالی ببند.یعنی یک سوسک تو خونه ات میاد میشینی منطقی بهش میگی لطفا از خونه برو بیرون
آقای ناشناس 00:08معلومه شما خودتون خیلی تحلیلگرین دوست خوب من کسی که برای مظلومیت امام حسین(ع)گریه میکنه مطمئن باش اینقدررئوف ومهربان هست که مورچه ای را آزارنده ،به خداوندی خدا حتی ترس دارم ازحشره کش توخونه استفاده کنم ،حالا تحلیل علمیتونو کامل کنین
تحلیلی بی منطق پر از تناقض و غیر علمی
هرچه زودتر این دوموجود انسان نما که نام مقدس پدر و مادر را یدک میکشند اعدام کنید
جالبه داعش در خانه و ما گرد جهان می گردیم و این نوع فجایع کم نیست این یکی دم انتخابات است بزرگ کردید افکار از صحبتهای احمدی نژاد منحرف شود
توهم توطئه نخورتت
قانون ناپخته، ناکارآمد و ضعیف هست
والسلام
یادمان باشد جنگ در زمان وقوع چیزی که می آفریند شهید و قهرمان است و چیزی که باقی می گذارد بیماری های روانی است!
23:21
تعداد اندک شمار متاسفانه.
جنگ که تمام شد، شهید حاجی ها، سلیمانی ها و.... نتیجه اش بود و .....
از دید این جامعه شناس ، هنرمندان خالی از ایمان و اعتقاد و ... یک گام از جامعه جلوتر هستند و دید وسیع تری دارند ... آیا واقعا این حرف درست است ؟ این چه تحلیل سخیفی هست واقعا ، اگه جلوه واقعی اسلام در جایی نمود نداشته باشد می توان گفت که خالی بودن هنرمندان از آن نوعی پیشرفت و جلوماندگی است ؟
این تیکه از حرفش که دیگه گند کم سوادی رو درآورده بود! جالبه که برای اینکه نشون بده مثلا حرفم خیلی علمی میباشد، یه آدرس از غرب هم ضمیمه ش میکنه. عزیز دلم واقعیت هنرمند اینه که کسی تا سالهای سال براش ارزشی قایل نیست و برای زحمتش پشیزی دستمزد پرداخت نمیشه و در فقر و فلاکت، از خدا و خلق ناامید میشه و تیریپ گوشه نشینی و ریش دراز و سیگار و اینا که در این مرحله میشه روشنفکر! و بعد هم میشه روشنفکر غیر خداباور، بعد هم میشه هنرمندی با دید بلند! و سپس توسط این آقای محترم به خورد جامعه داده میشه! اینه عزیزم
بهدنظر من پدر دچار مشکل روانی است. این که فردی دانشجویان دختر رو به خانه بیاره و به اتاقش ببره یعنی این که رابطه جنسی باهاشون داشته و فاسده؟ باید تحقیقات بیشتری انجام بشه شاید قتل های دیگری هم انجام داده باشند
قتل خودش به تنهایی خشونت بار ترین فعل ارتکابی یه انسانه،حالامثله کردن یه چیز دیگه است قتل ومثله کردن فرزند یه مسئله دیگر، انسانی که با بچه خودش اینکار میکنه چطور با مردم میشه مطمئن شد نکرده؟ این آدم وهمسرشون احتمالاً مرتکب جنایات هولناک دیگری شدند که به خاطر نوع امحاء جسد کشف نشده...حالت خطرناک این آدم برای جامعه باید در نظر گرفته باشه و چیزی که عجیبه انگار اطلاعات حقوقی داره سعی میکنه با توجیه اینکه مقتول مفسد بوده بیاد به تصور مهدور الدم بودن استناد کنه و.... چه کتابهایی مطالعه میکرده باید بررسی بشه از دید جرم شناسی باید بررسی بشه نه جامعه شناسی صرف.
این جنایت به شدت محکومه و تکان دهندست ولی بیخود جو ندید , این اتفاقات در هر جای دنیا میافته نه اولین بار بوده و نه آخرین بار خواهد بود ربطی به ایران و آمریکا و اروپا و آسیا هم نداره , جنایت در همه جای دنیا اتفاق میافته. طبق بررسی یک خبرگزاری هر ماه یکبار یک فرزند کشی در استرالیا اتفاق میافته و سالانه حدود 10 درصد قتل های این کشور مربوط به کودکان زیر 17 ساله که درصد بزرگیشون به دست والدین به قتل میرسن
در کشور روسیه در سال 2018 بیش از 50 فرزند کشی رخ داده
طبق گزارش رسمی FBI سالانه 450 کودک به دست والدینیشون در آمریکا کشته میشن و درصد بالایی زیر 5 سال هستن.
اول یکم مطالعه کنید ولو در حدی ویکی پدیا! بعد گزارش بنویسید , از عوام الناسی که کامنت های کاریکاتوری میزارن انتظاری نیست ولی از شمایی که صاحب رسانه هستید و رسالت خبرنگاری دارید انتظار بیشتری میره.
قرار نشد ما را با روسیه و آمریکا مقایسه کنید گفتید ما حکومت می می کنیم که این چیزها نباشه درست
طبق گزارش رسمی لطفا در این فقره غرب ستیزی رو بذار کنار
متاسفانه اینجور وقتها یادمقایسه کردن میافتید کاش این مقایسه برای چیزهای دیگه هم بود مثلا میزان رکود بیکاری گرانی ن
اتفاقا این آقای جانی هم ادعای مطالعه داشته آنهم کتابهای تحریف شده و سطحی. ویکی پدیای صرف باعث باسواد شدن انسان نمیود مخصوصا اگر فقط یک زبان بلد باشید
چون جای دیگه اتفاق میفته دلیل داره ما هم انجامش بدیم و راحت از کنارش رد بشیم ، چرا دنبال کارهای خوبی که آنها رفته اند نرویم ، تکرار یک عمل بد درست بودن آن را تایید نمی کند
همش غم و عزاداری،همش فقر و گرانی و بیکاری،همش سیاستهای غلط،امیدی به آینده نیست
اره فقط موندم اون ور آبی ها که این چیزها را ندارند دیگه اخه چرا
چه ربطی داره آخه مرد حسابی, یعنی الان هیچ جای دنیا قتل نمیشه فقط تو ایران این اتفاق میافته؟ ملت خداییش فازتون چیه؟ درسته با وضعیت فعلی کشور مشکل دارین اما دیگه هر چرتی به ذهنتون میرسه نگید مردم دیگه معدشون هم غارو غور میکنه میخوان بندازن گردن شرایط مملکت
تازه میگن نگید امیدی به آینده نیست. فقط شعار. یه بارم شده به خودتون بیایید و صادق باشید.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.