مرور روزنامههای ۱۱ دی ماه
چینیهای خوبی میشویم؟ / کارنامه سهماهه اصلاحطلبان به روایت روزنامه جوان / پایگاه اجتماعی چگونه از دست میرود؟
کاهش سه میلیون تومانی قیمت سکه، حاج قاسم کسی را از قطار انقلاب پیاده نمیکرد، تشتت در موضعگیری خارجی چرا؟ زنگ هشدار آغاز موج هشتم کرونا در کشور به صدا درآمد، شلیک موشک نصر و پرتاب بمبهای ۵۰۰ پوندی، قطعنامه سازمان ملل علیه رژیم صهیونستی، زاکانی خارج از فهرست تحریم و سهم انرژی اتمی در جلوگیری از مازوتسوزی، از مواردی است که موضوع گزارشهای خبری و تحلیلی روزنامههای امروز شده است.

به گزارش «تابناک»؛ روزنامههای امروز یکشنبه ۱۱ دی ماه در حالی چاپ و منتشر شد که بیانات رهبر انقلاب در دیدار خانواده آیتالله مصباح یزدی، دلار در سراشیبی و کاهش قیمت دلار، کل رقم بودجه حدود ۵۰۰۰هزار میلیارد تومان؛ نرخ دلار ۲۳هزار تومان در صفحات نخست روزنامههای امروز برجسته شده است.
در ادامه تعدادی از یادداشتها و سرمقالههای منتشره در روزنامههای امروز را مرور میکنیم:
کارنامه سهماهه اصلاحطلبان به روایت جوان
ضیغم آخوندزاده طی یادداشتی در شماره امروز جوان با تیتر کارنامه سهماهه اصلاحطلبان در آشوب نوشت:اصلاحطلبان که همواره خود را مدعی خط امام و بازوی نظام جمهوری اسلامی معرفی میکنند، در سهماهه التهاب کشور چگونه عمل کردند؟ اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم چه باید بگوییم؟ بدون تردید اصلاحطلبان درون کشور دنبال اغتشاش نبودند و از اغتشاش استقبال نکردند، اما همه آنچه انجام دادند بدتر از کار منافقان مدینه در صدر اسلام بود. البته بخشی در این سه ماه سکوت کردند و بخشی در رسانه رسمی و غیررسمی فعال بودند که اینجا میپردازیم.
ابتدا آتش تهیه مهسا امینی را ریختند. این کار در رسانه رسمی و غیررسمی انجام شد. آنقدر در این موضوع دمیدند که بزرگانشان همچون محقق داماد و خاتمی نیز بازی خوردند و بیانیه خونخواهی صادر کردند و تا زدوخوردها در خیابان شروع شد، گفتند ما با خشونت مخالفیم، اما صرفاً نظام را به خشونت و سرکوب متهم کردند و دیگر هیچ؟ تابلوداران اصلاح هیچ دشمنی را به رسمیت نشناختند، هیچ تجزیهطلبی را ندیدند، هیچ قطعنامهای را محکوم نکردند، هیچ سرویس امنیتی خارجی را ندیدند، هیچ سلاحی را دست اغتشاشگران ندیدند، هیچ شهیدی را هشتگ نکردند. در مراسم هیچ شهیدی شرکت نکردند، در رسانه رسمی تیترهای تحریککننده میزدند و همزمان در توئیتر از نبود آزادی مطبوعات سخن میگفتند، برخی خبرنگارانشان برای اینترنشنال تولید محتوا و از علی کریمی حمایت کردند.
فاجعه شاهچراغ شیراز را گردن نظام انداختند (سعید شریعتی و...) شهادت کودک دهساله ایذهای را گردن نظام انداختند (محمود صادقی، پروانه سلحشوری، زیباکلام و...) آمارهای بیمبنا از کشتهها درست میکردند (زیباکلام، صادقی و...) شهدای مظلوم را کسانی معرفی کردند رفتهاند پرچم و قرآن بسوزانند، اما تصادفاً مورد اصابت قرارگرفتهاند و کشتهاند و حالا صداوسیما به آنان شهید میگوید (شکوریراد سخنگوی اصلاحات) بهاندازه سر سوزن با نظام همراهی نکردند. برخی در این میانه راهحل را حذف نظارت استصوابی اعلام کردند. بهجز بحث خشونت از جهت مطالبات و جهتگیری با رسانههای سعودی فرقی نداشتند. یکبار حاضر نشدند بگویند نیکا شاهکرمی، سارینا اسماعیلزاده (کرج) و دختر اردبیلی ربطی به اغتشاشات ندارد. منافقین مشغول قتل بسیجیان و پلیس بدون سلاح در خیابان بودند (۸۱ شهید)، محمود صادقی میگفت اینهمه میکشید که بگویید مهسا امینی را نکشتیم؟ فهمیده بودند که نه براندازان آنها را به رسمیت میشناسند نه نظام.
اما نهایتاً خاتمی بیانیهای – با روح محافظهکاری کمتر- صادر کرد و شعار پ ک ک مبتنی بر زن، زندگی و آزادی را ستود. در حالی که میدانست که این شعار پس زمینه اینترنشنال، تجمع برلین و کاناداست و زیر آن هیچ حرفی از حقوق زن بهجز جنبههای ارتباطی با جنس دیگر نیست؟ اصلاحطلبان هیچ شعار رکیک جنسی در شریف و... را ندیدند و محکوم نکردند. در درون دانشگاه با اعتصاب دانشجویان همراهی میکردند و برخی علنی در تجمعات دانشجویی شرکت میکردند. درعینحال پشت پرده به دیدار رئیسی و شمخانی و اژهای میرفتند شاید کلاهی از این حوادث دوخته شود. هنوز نفهمیدهاند که نظام جز در مقابل صداقت و خداگونگی کوتاه نمیآید. بیانیه میرحسین بخشی دیگر از عملکرد این جریان بود که تندتر از مواضع مریم رجوی بود.
۴۷ سرویس اطلاعاتی پشت داستان بودند. در کردستان و سیستان و بلوچستان جنگ مسلحانه بود، اما اصلاحطلبان فقط نظام را به سرکوب متهم کردند و حتی حاضر نشدند طرف مقابل را هم محکوم کنند. در وسط معرکه جنگ شهری و زمانی که خسارات میلیاردی به اماکن پرچمدار وارد شد، مطالبه آنان چه بود؟ بدون تردید اصلاحطلبان یا فعالان آنان تنها اختلافشان با پهلوی و رجوی و اصلاحطلبان خارج اختلاف بر سر روش براندازی جمهوری اسلامی است. یعنی روش خشن را مفید نمیدانند، اما از هر روشی که بدون خونریزی پایان جمهوری اسلامی را اعلام کند، استقبال میکنند.
بدون تردید جهتگیریهای فرهنگی این سه ماه در حوزه دین، امربهمعروف و زنان و فرهنگ به بار نشستن میوه مبارزه ۲۵ ساله اصلاحطلبان با جمهوری اسلامی بود، اما کی بود! کی بود! ما نبودیم آنان بلند است. هیچ شایعهای را محکوم نکردند، هیچ دروغی را نفی نکردند، به هیچ دروغگویی (علی دایی و علی کریمی و...) اعتراض نکردند، از قاتلان شهیدان حمایت کردند و علیه قصاص به میدان آمدند. گویی در قبال ۸۱ شهید حتی یک نفر نباید قصاص شود و شتر دیدی جاپایش را هم ندیدی. بهنظر میرسد میدان دادن به این جریان سکولار-دموکراسی خواه خیانت به امام و شهیدان است جمهوری اسلامی اگر نجیبی در این جبهه میبیند گلچین کند و پایان عبدالله ابن ابیها را اعلام کند.
پایگاه اجتماعی چگونه از دست میرود؟
مهدی دهقان نیری طی یادداشتی در شماره امروز همدلی نوشت: چندی پیش در شبی که ابوالفضل پورعرب، بازیگر پیشکسوت سینما وتلویزیون مهمان ویژه برنامه شب یلدا رسانه ملی بود، شوخیهای سخیف یکی از مجریان برنامه موجب ناراحتی وی گردید. در همان شب نیز شوخی زشت مجری اصلی برنامه به یحیی گلمحمدی موجب عصبانیت هواداران پرسپولیس و حتی استقلال و بازیکنان رقیب پرسپولیس نیز گردید. این شوخیهای سخیف از سوی کسانی صورت گرفت که در قحطالرجال سیمای ملی تریبون در اختیار گرفتند؛ استندآپ کمدینهایی که در غیاب مجریان محبوب و با تجربه صداوسیما -که یا از این سازمان کنار گذاشته شدند و یا خود ترجیح دادند با رویههای این سازمان همراه نباشند- به چهرههای نه چندان دلچسب این رسانه تبدیل شدهاند. این دو مورد به اضافه موارد بسیار دیگری، سبب شد که توجهها به این سمت جلب شود که صداوسیما با از دست دادن سرمایههای انسانی خود – که همان خبرنگاران ومجریان مشهور و با تجربه بودند – و البته اعتبار اجتماعی خود – که همان مخاطبانی هستند که سالهاست =ترجیح میدهند اخبار را از مراجعی غیر از رسانه ملی دریافت کنند- در یک موقعیت ورزشکستگی قرار گرفت؛ امری که سبب شد تا این رسانه عریض و طویل پایگاه اجتماعی خود را از دست دهد وحتی در میان هواداران نظام نیز با ریزشهایی روبهروشود.
این وضعیت میتواند هشداری باشد برای دیگر دستگاههای حاکمیتی و درنهایت نظام سیاسی موجود؛ که ازبین رفتن اعتماد عمومی به بخشهای مختلف حاکمیت میتواند ضربه مهلکی به نظام سیاسی بزند. مثال دیگری که میتواند برای این موضوع به ذهن متبادر شود؛ ماجرای به زمین نشاندن یک هواپیمای درحال پرواز و پیاده کردن خانواده علی دایی در یک پرواز بینالمللی است. اتفاقی که موجب شوک، بهت و اعتراض همگان گردید؛ درصورتی که همسر و فرزند علی دایی ممنوعالخروج نبوده و توانسته بودند کارت پرواز دریافت کنند و بخشی از نظام امنیتی کشور به آنها اجازه خروج داده بودند، اما گویی بخشی دیگر از همین نظام، اعتبار بخش دیگر را قبول ندارد و دستور به نشاندن هواپیما میدهند. پیامدهای بینالملی این قضیه با توجه به شهرت و اعتبار جهانی کسی، چون علی دایی وضعیت را تلختر نشان میدهد که گویی بخشهایی از نظام اصلا نگران اعتبار آن در فضای بینالملی نیست. از دست دادن افراد تاثیرگذار جامعه؛ یعنی از دست دادن واسطههایی برای تقویت پایگاه اجتماعی نظام سیاسی.
ظاهرا برخی نهادها چندان نگران این از دست دادنها نیستند. تماشاگران ایرانی مسابقات فوتبال بدون تردید از مهمترین سرمایههای کشور هستند که این روزها اگرچه خود اشتیاق چندانی برای دیدن مسابقات ندارند، اما با برنامهریزی مسئولان فدراسیون فوتبال (به خصوص در مسابقه دربی پایتخت) نیز از عرصه مسابقات لیگ حذف شدند، تا بخش دیگری از سرمایه اجتماعی کشور در حوزه ورزش نیز دستخوش بیمهری شود.
میتوان به این فهرست برخوردهای تند و امنیتی با چهرههای نامدار حوزههای دیگر از جمله فرهنگ وهنر را نیز اضافه کرد؛ به گونهای که وزیر ارشاد مجبور به ابراز درخواست علنی از این قشر برای حضور در صحنه شد. همه موارد فوق و البته موارد بسیار دیگر به خوبی میتواند نشان دهد که چگونه بخشهایی از یک حاکمیت میتوانند با عملکرد نسنجیده خود، اعتبار آن نظام سیاسی و اعتماد عمومی به آن را کاهش دهند و از این منظر آن را دربرابر تندبادها ضعیف و لاغر کنند.
چینیهای خوبی میشویم؟
سعید ارکانزاده یزدی در بخشهایی از یادداشتی در شماره امروز اعتماد با عنوان چینیهای خوبی میشویم؟ نوشت: اتصال کاربران ایرانی به اینترنت هر روز دشوارتر میشود. بخشی از اینترنت در شبکه داخلی ایران بدون فیلتر در دسترس است، اما آن بخش از فضای مجازی فیلتر شده هر روز از دسترس کاربران دورتر میشود. در هفتههای اخیر، بسیاری از ویپیانها از کار افتادهاند و اتصال به اینترنت نیاز به دانش فنی نسبتا پیچیدهتر دارد. به همین علت، بسیاری از اقشار امکان اتصال به شبکههای اجتماعی و پیامرسانهای فیلتر شده را ندارند، ازجمله سالمندان که معمولا فاقد دانش فنی استفاده از فیلترشکن هستند؛ در صورتی که تا پیش از فیلتر شدن واتساپ و اینستاگرام استفاده گستردهای از آنها میکردند. از سوی دیگر، از شهرهای خارج از پایتخت، عمدتا در شهرهای غیر مرکز استان، این زمزمه به گوش میرسد که اوضاع اتصال به اینترنت خیلی دشوارتر از آنی است که در تهران مشاهده میشود. همه اینها نشان میدهد که دایره اینترنت در ایران دارد تنگتر و تنگتر میشود، البته با همان مرکزگرایی در سایر خدمات اجتماعی. همه از هم میپرسند عاقبت چه خواهد شد؟
محدودیتهای اینترنت و دسترسی نداشتن جامعه به شبکه جهانی ممکن است با اجبار و بهرغم نارضایتیهای عمومی و به قیمتهای گزاف گسترش یابد و در نهایت به انزوای شبکه داخلی ایران منجر شود. اما این ختم ماجرا نیست، بلکه شروع داستانی تازه خواهد بود. مساله اصلی این نیست که همین فردا ارتباط جامعه ایران با اینترنت قطع شود، مساله اصلی تداوم این قطع بودن و انسداد اینترنت است. اگر اوضاع به همین منوال پیش رود، به تدریج شاهد خواهیم بود که اینترنت به یکی از مسائل اصلی و بحثها و مجادلههای جامعه ایران بدل شود. در واقع، نظام سیاسی برای خودش یک بحران جدی درست خواهد کرد که ناشی از مطالبه اینترنت باکیفیت خواهد بود. نسل نوجوان و جوان ایران با دسترسی نداشتن به اینترنت احساس تبعیض و نابرابری شدیدی خواهد کرد و این اتفاق با سایر تبعیضهای اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی همافزایی خواهد داشت، مخصوصا اینکه اینترنت برای نسل جوان امروز یک دنیا و زندگی جدی موازی است و انسداد اینترنت به معنای نابودی حیات موازی جوانها خواهد بود. برای خیلی از جوانها تاب آوردن زندگی به وسیله همین جهان موازی در فضای مجازی ممکن شده است. طبقاتی شدن و انسداد اینترنت معدود روزنههای تابآوری را خواهد بست و نارضایتی عظیمی ایجاد خواهد کرد. توده مردم و خاصه جوانان و نوجوانان از هماکنون کابوس یک ویرانشهر ارتباطی و فناوری را میبینند که با قطع اینترنت رقم خواهد زد. دسترسی تعداد معدودی از افراد برگزیده در جامعه به اینترنت و دسترسی نداشتن سایر افراد به ارتباطات جهانی - چیزی شبیه به نظام امتیازبندی اجتماعی در چین - احساس تبعیض کمنظیر و غیرقابل تحملی ایجاد خواهد کرد. این احتمال وجود دارد که قطع اینترنت چنان موجی از ناامیدی و نارضایتی اجتماعی به بار بیاورد که پس از دهه ۱۳۶۰ نظیرش مشاهده نشده باشد و این موج در عمل به بحرانی تبدیل شود که بحران شهریور ۱۴۰۱ در مقایسه با آن توفانی در فنجان چای به نظر برسد.
در این بین باید بر این نیز تاکید کرد که آینده جامعه ایران را فقط ارتباطات نمیسازد. اشتباه بزرگی است که فرآیندهای اجتماعی و سیاسی در ایران را فقط از منظر ارتباطات نگاه کنیم؛ به این معنی که تصور کنیم علت دگرگونیهای اجتماعی تغییرات ارتباطی و فناوریهای ارتباطات است و راه جلوگیری از تنشها و شکافهای اجتماعی و سیاسی هم انسداد ارتباطات خواهد بود. درسهایی را که انحصار صداوسیما و توقیف مطبوعات به ما میدهند نباید از نظر دور داشت. ارتباطات ممکن است تسهیلکننده و تشدیدکننده تغییرات و بحرانهای اجتماعی باشد، اما علت اصلی آنها نیست. از این منظر، انسداد ارتباطات تضمینکننده ثبات اجتماعی و آرامش سیاسی نخواهد بود، ای بسا که این انسداد خود باعث شود توان کنترل جامعه از دست رسانهها خارج شود، افزون بر اینکه ظرف تحمل جامعه نیز دوباره پر شود و با سررسیدن بحرانهایی جدید، جامعه ایران با نیروهای بنیانافکن شدیدتری مواجه شود.
لب کلام اینکه اینترنت طبقاتی با دیواری آهنین در ایران شاید از دور راحت و سرراست و مشکلگشا به نظر برسد، اما وقتی زوایای آن را بر بستر اجتماعی و فرهنگی کشور نگاه میکنیم و جایگاه تاریخی ارتباطات را در میان مردم این سرزمین در نظر میگیرم، میتوانیم از همین حالا پیشبینی کنیم که چه بادههای ناخوردهای در رگ تاک خواهد بود.
11

















تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سلبریتیهایی مثل علی داییها و بازیگرای دو زاری چه دردی از جامعه را حل کرده اند که اینقدر بادشان میکنید که به نقطه انفجار رسیده اند ،غیر از سرگرم کردن و دو ر کردن مردم از تفکر و تحلیل وقایع که با چند شعار بی ریشه نو جوانان را از راه درست وتفکر دور کرده و به دام فرصت طلبها می اندازند ، این سلبرینیها باید وقتشان را در آرایشگاهها و مجالس بزم و خوشگذرانیهای خارج پر کنند هنری غیر از این ندارند و به همین علت زود زیر بار خائنین و وطن فروشها میروند
خداییش اصلاح طلبها بهتر از اصولگرایان عمل می کردند ولی دوران هردو گذشته
ترسیدی نظرم را منتشر نکردی در مورد اصلاح طلبان و این روزنامه اعتماد؟ خخخه
کسی که کلید ارتباط با چین رو زد و رفت سند بیست سی امضا کرد و در زمانش فخری زاد و قاسم سلیمانی رو حذف کردن همین روحانی بود ، و رییسی داره جای مقابله باهاش طرحهای اونو پیش میبره ، روحانی گفت از هر چی بگذرم از سند بیست سی نمیگذرم سند بیست سی فقط اموزش همجنسگرایی نیست خیلی فراتره با شعارهای به ظاهر زیبا و بعد اون سند ۲۰۴۰ و ...به اقتصاد اسلامی رو بیاریید نه اقتصاد جهانی ،،، حکومتها رو ساقط میکنن که حکومت جهانی دجال رو راه بندازن هیچ رحمی ندارن
آرزوی شفای عاجل دارم برات
چيني هاي خوبي مي شويم ؟
--------------------
يادش بخير زماني كه كودك بوديم ، مرحوم ابوي در مغازه بقالي مش شهباز حساب داشت ! پدر به مش شهباز سپرده بود كه بچه ها روزي ٣ تومان جيره دارند براي تنقلات مانند نان قندي ، شاهدانه ، قره قوروت
كيك ، خروس قندي ، آب نبات ، ... خدا رحمت كنه مرحومه والده هر روز مي گفت : بدو دكان مش شهباز
نخود بگير ... برو از مش شهباز قند بگير ... با كاكات برو آرد بگير .. ماست بگير .. برو از مش شهباز تايد بگير كه امروز لباس شستن داريم ! ... آن زمان كه بنده كودك بودم و هنوز نوجوان نبودم خيال مي كردم مش شهباز اين اجناس را مفتي به ما مي دهد ، از اين جهت مش شهبازاين پيرمرد ٧٠ ساله را دوست داشتم و با خود مي گفتم كه :
-- چه خوبه كه هر چه از مش شهباز ميگيريم ، پول نمي خواد ... از همه پول مي گيره غير از ما!! و اين بود كه او يكي از بهترين مردان همسايه و هم محله بود كه مي شناختم ! ... مش شهباز به همه بچه هاي كوچك و كودك « برّه » مي گفت !!
-- مش شهباز دو تا آدامس خروس نشان بده !
-- باشه برّه م ! ... بسكوت شكري هم داريم ها ... مي خواهي بسكوت هم بدهم ، روش شكر هست !
اما بعدها كه به سن بالاتر رسيدم ، فهميدم كه اي دل غافل و اي فكر باطل ، مش شهباز چيز مفت و مجاني به ما نمي دهد ! تا ريال آخر و تا قرون آخر به حساب مرحوم بابا مي نويسد و پدر هر پانزده روز يكبار بايد تمام بدهي ها را صاف كند ! ...حتي يك روز شنيدم كه مرحوم ابوي به والده مي گفت :
-- اين مش شهباز آدم خيلي خوبيه ... اما خيلي كنس ( خسيس ) هست ، حتي حاضر نيست تو حساب و كتاب از سر پنج زار بگذره » و بنده خوب يادمه بي بي جان كه سر سجاده بود اين را شنيد و گفت :
-- مش شهباز مرد خوبيه ! مرد مؤمن و با خداييه ! ... صورتش هميشه نوراني هست » !! بي بي جان راست مي گفت ، آن زمان بنده خيال مي كردم مش شهباز هر روز صورتش را با صابون شستشو مي دهد !
حال از اين خاطره نتيجه مي گيريم كه ما هر عملكردي در هر حوزه اي داشته باشيم چه در حوزه اقتصاد يا
هنر و فرهنگ و نيز سياست و يا ورزش و اجتماع و آموزش و پرورش ، بهداشت و درمان ويا ... ديگران به حساب اسلام و به حساب مكتب ما نيز خواهند گذاشت و باباي خارجي نا مسلمان ،دين و مكتب ما را از دريچه و منظر عملكرد ما خواهد ديد ،همه و همه عملكردها را به حساب دين و مذهبما خواهد گذاشت ، واز اين راه در باره مكتب ما قضاوت خواهد كرد ،حتي قطعي و يا اتصال اينترنت !!!... عينهو مش شهباز كه همه چيز را به حساب ابوي مي گذاشت و تا ريال آخر با او حساب مي كرد !! پس مسئولان ما ، همه و همه بايد اين نكته مهم را هميشه به خاطر داشته باشند !
اين بود كه مش شهباز آن پيرمرد نوراني
در عربستان و قطر و بحرین و امارات و کویت که فقط نفت دارند هیچ مستاجری پیدا نمیشود و مردم در خانه های مجلل و بزرگ و ارزان زندگی میکنند و در حال ساخت شهرک های مدرن و مجتمع های بزرگ در جزایر شناور هستند
در ترکیه آنقدر خانه مازاد ساخته شده که انبوه مهاجران ایرانی و دیگر کشور ها را در خود جای داده است و سرمایه های ایرانی را جذب کرده است
احتمالا چند دهه بعد باید طالبان و عراق را هم به لیست کشورهایی که مستاجر نشین ندارند اضافه کرد
همین وضعیت اجاره نشینی در تهران و حومه و دیگر شهرها نشان از ضعف مدیریت و منابع در کشور دارد
لطفا مسئولین از شعار کم کنند از تریبون کم کنند و بر عمل بیافزایند
عطر آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید
پیشنهاد میکنم آقایان مسئولین اخبار ساخت شهرهای مدرنی شبیه نئوم را بخوانند که قرار است سرمایه های ایرانی را برای مهاجرت و گردشگری ببلعد
رهبری توصیه به افزایش جمعیت کردند و مسئولین باید در جهت تامین نیازهای اولیه مسکن و خوراک و آب آشامیدنی کوشا باشند چون کار حکومت همین است
حکومت باید با پول ملی مسکن بسازد و در جهت کنترل بازار مسکن آنها را طوری بفروشد که سود هم کند نه اینکه مجانی در اختیار یک طبقه خاص خاص بگذارد و عدالت را رعایت نکند
مسکن باید آنقدر زیاد باشد که خودبخود مردم بر اساس نیاز که نه بلکه بر اساس رفاه آنها را انتخاب کنند و کمبود آن باعث اجاره نشینی نشود
آقایان مسئول اجاره نشین و فقیر معضل اجتماعی نیست این بی برنامگی است که معضل اجتماعی است برخی مسئولین معضل اجتماعی هستند چون در ایران اختلاف طبقاتی و اجاره نشینی و بیکاری هست این مسئولین باید حقوق و مزایایشان قطع شود
اصلاح طلبها همیشه برای نظام خیر خواستند دقیقا برعکس امثال جوان و کیهان و .. که برای کشور خسارت ایجاد میکنند
روزنامه جوان بهتر بود به جای حمله به این و ان و انداختن تقصیر ها به گردن اصلاح طلبان فکری به حال الودگی هوا می کرد. ما که از قیمت دلار و طلا و پیاز گذشتیم لااقل هوای مسموم به خورد ما ندهید اقایان سوپر انقلابی.
آقایان اصلاح طلب آدرس غلط ندهید
پایگاه اجتماعی با اشرافیت از بین می رود نه با نشاندن یک هواپیما برای جلوگیری از فرار یک محرک اغتشاشگران.
شما در هشت سال حکومت اصلاح طلبان در دوران خاتمی و روحانی بیشترین افت پایگاه اجتماعی را داشتید.
در تهران عملکرد بد شما موجب شد که آبادگران شهر را بدست بگیرند و احمدی نژاد شهردارمحبوب بشود و سپس رییس جمهور.
خودتان بهتر می دانید که در شورای شهر نظارت استصوابی نیست و مجری انتخابات هم دولت خاتمی بوده است
به نظر همین اینترنت و شبکه های احتماعی باعث نابودی نسل جوان امروز شده است زیرا هیچ کنترلی روی آن نیست در حالیکه در بسیاری از بلوک غرب فیلتر های قرص و محکمی روی اینترنت داریم
بفرمایید چرا مسئولین بدون هیچگونه محدودیتی به فضای مجازی دسترسی دارند
ای......ول
درسته که چینی ها اینترنت را محدود کرده اند ولی در مورد ازادی های فردی محدودیت ندارند.
چینی ها مانند موریانه در تمام نقاط جهان حضور داشته و پایه های اقتصاد کشورها را می خورند.
بسکه از این مهملات گفتید شانس سرمایه گزاری و ایجاد اشتغال به نفع مافیاهای اقتصادی از بین رفت
بخاطر خودتون هم که شده بهتره به قطع اینترنت فکر نکنید
اگر میبینید الان مردم تحمل میکنن با فرض موقت بودن اوضاعه
استندآپ کمدینهایی و سلبریتی دو زاری که اشاره میکنید ،خانتکار و مزدور درامدن.
مثلاً فرزین چه اش از صالح آبادی برتر است که اقتصاد کشور را سر و سامان دهد؟
فقط کافی است فیلم استقبال نظامی از فرزین زمانی که به مدیرعاملی بانک ملی منصوب شد را در اینترنت ببینید تا بیشتر به موضوع پی ببرید!
دیواراهنین برای همیشه نمی توانند دوام بیاورن به ناچار مثل دیواربرلین روزی باید منفجر ونابود شود هیچ چیز بهتراز دموکراسی همه گانی نیست .
دولت و مجلسی که این قدر دم از جهادی و انقلابی بودن می زنند، حتی یک قدم کوچک هم برای اقتصاد مقاومتی، رونق تولید و دانش بنیان بر نداشته اند.
اینا هر کاری هم بکنن خراب میکنند
کار اقتصادی نیاز به تخصص دارد نه چیزهای دیگر
وقتی اعتماد از بین برود، اگر آسمان و زمین را به هم ببفاند و گنجینه های دنیا را هم پیشکش کنند، فایده ای ندارد.
اصلاح طلب ، اصولگرا هر دو روی یک سکه هستند
چین چرا 30 میلیارد دلار منابع ارزی ایران پس نمی دهد؟؟؟
با سرمایه گزاری پس داده شما برو یقه آمریکا را بگیر
چین دیگر بلای اقتصادی نمانده که سر ایران در نیاورده باشد.
روابط با چین تا به کنون کاملا برای ایران مفید بوده ولی متاسفانه عده فلیلی این را با منافع خود در تضاد میبینند و مسبب کاهش روابط میشوند
مقاله اول نشان از طرز فکر روزنامه جوان و هم مسلک هاش در مواجه با مسائل جامعه است که در همه حال هر کسی که با اونها هم فکر نباشه دشمن ، یار دشمن و فریب خورده و برانداز هست طرز فکری که سال هاست مردم از اون رنج می برن و هر دفعه باعث بروز بحران و مشکل چه در داخل و چه در خارج میشه افرادی که خودشون رو فوق بشری مبرا از هر گونه اشتباه و خطا میدونن و ادعا قیم بودن برای بقیه جامعه رو دارن
مقاله دوم و سوم درد و مشکل جامعه رو خیلی شفاف توضیح داده اما کو گوش شنوا و دیده ی بینا جهت رفع اشکال و اصلاح امور
روز نامه جوان بهتر است کارنامه بیش از یکساله دولت وابسته به خود را بررسی کند .
بطور خلاصه چه افتضاحی ببار آوردید .
روزنامه جوان بهتراست
بگویید برای آرامش کشور و پرداخت مطالبات معترضین چه کار کرد.
در دوران کرونا وقطع ارتباطات ودید وبازدیدهای مردم واتس آپ وتلگرام جای خالی این کمبود اجتماعی را به خوبی پر کردند واز بسیاری افسردگی ها وگوشه گیری ها که میتواند زمینه ساز بیماری های روانی شود جلوگیری کردند.
در برخورد با فضای مجازی فرهنگ لازم در عموم مردم وجود
نداره چنانکه یک خبر فیک به را راحتی مقبول و منتشر میشه
کیهان : دلار به کانال ۳۹۰۰۰ تومانی سقوط کرد !!!
البته بورس هم همراه با دلار سقوط آزاد کرد ولی کیهان فقط سقوط دلار را میبیند و در مورد سقوط بورس طبق روال همیشه شتر دیدی ندیدی !!!!
.
اقتصاد با تیتر زدن.
وارد کردن 22 تا ماشین
تعیین وتثبیت ودستور و جاروجنجال درست نمی شه.
متاسفانه خیلی ها اینترنت را فقط شامل واتساب و اینستاگرام میدانند و هزاران سایت مفید و در دسترس را حاضر نیستند استفاده کنند
خب حالا یعنی چه؟
منم که با اون سایت ها کار دارم باز نمیشن و بسته شدن
مثال ساده در طراحی سایت که من کار میکنم تقریبا نصف مراجع اصلی فیلتر شده
یک تعدادی هم با آی پی ایران باز نمیشه که با قطع وی پی ان ها دسترسی به آن ها هم قطع شد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.