آخرین خبرویدیوهای درگیری مرگبار با سارقین خودرو و شکارشام
14بازدید

سرانجام ندا کوچولو به آسمان پر کشید

«ندا» كوچولوي سه ساله، همه اينها را تاب آورد و دم نزد. اما راستي مگر قلب كوچكش تحمل چقدر زخم ناجوانمردي و ضرب و شتم و... را داشت و آخرين بار كه اشك‌هاي چشمان خون آلودش از اين همه خشونت و بي رحمي روي گونه‌هاي كبودش جاري شد، ضربه‌اي مهلك بر سر وصورت كوچولويش وارد آمد و سرانجام جانش را گرفت.

ایران:‌ صدای قلب ضعیف و شکسته «ندا» كوچولو، پس از بيست روز جدال با مرگ و زندگي، سرانجام روي تخت بيمارستان و در ميان اندوه تيم پزشكي و پرستاران براي هميشه قطع شد.

پيكر نيمه جان دختر سه ساله روز 25 مرداد در حالي به بيمارستاني در تهران منتقل شد كه پزشكان در نخستين معاينات با مشاهده آثار سوختگي، گازگرفتگي و ضرب و شتم دريافتند دخترك بشدت هدف كودك‌آزاري قرار گرفته است.

دختر بچه بلافاصله در بخش مراقبت‌هاي ويژه بستري شد و تلاش براي نجات جانش آغاز شد اما افسوس كه پیکر نحیف و رنجور دختر سه ساله دیگر تاب تحمل درد ‌ها و ناملايمات فراوان را نداشت و عمر كوتاهش به سر آمد و او در اوج تنهايي، با قلب كوچك و شكسته‌اش به سوي آسمان پر گشود.هرچند دست‌هاي هزاران تن از هموطنان مهربان و نيكوكار در اين ايام براي شفاي ندا به درگاه الهي گشوده شده بود اما به راستي شايد تقدير ندا كوچولو اين بود كه بيش از اين زجر و درد جانكاه بي‌مهري‌هاي خانواده را تحمل نكند. حالا شايد روح او با پيوستن به پدر جوانمرگ‌ شده‌اش به آرام ابدي رسيده است.

اين فرشته كوچولو درد و رنج‌هايي كشيد و به خاطر تنبيه‌ها و سوختن‌ پاهايش عذاب كشيد و در اوج تنهايي و بي‌مهري، اشك‌هاي بي‌پناهش را هم هيچکس نديد! اما هرچه هست حالا ديگر اشك‌هاي گرم ندا كوچولو در چشمان بي‌رمقش حلقه نخواهد زد. او ديگر دستان سنگين و نامهربان زن عمويش را كه به خاطر شب‌ادراري، به صورت رنگ پريده‌اش نواخته مي‌شد را حس نخواهد كرد. ديگر هيچکس دستش به او نمی رسد تا دخترك را به گناه ناكرده‌اش با قاشق داغ بسوزاند و...

اظهارات بازپرس پرونده

قاضي عباس خوشكام ـ بازپرس شعبه اول دادسراي ناحيه 6 ـ كه با شنيدن خبر مرگ ندا كوچولو بشدت متأثر شده بود، گفت: تيم پزشكي از چند روز قبل وضعيت باليني دختربچه را نگران‌كننده اعلام كرد. آنها روز پنجشنبه نيز از افت ضربان قلب دخترك خبر دادند و متأسفانه ساعت 7 صبح ديروز او در بخش مراقبت‌هاي ويژه كودكان جان باخت.

به دنبال دريافت اين خبر، دستورهاي لازم براي انتقال جسد به پزشكي قانوني و كالبدشكافي و معاينه‌هاي نهايي و تعيين علت اصلي مرگش صادر شد.

بازپرس خوشكام در ادامه اظهار كرد: آنچه ظواهر امر نشان مي‌دهد دخترك بر اثر ضربه وارد شده به سرش و عوارض ناشي از آن جان باخته است. اما باز هم تا اعلام نظريه پزشكي قانوني نمي‌توان به طور قطعي در اين باره اظهارنظر كرد.

وي همچنين درباره وضعيت «فاطمه» متهم اصلي پرونده – زن عموي ندا – نيز گفت: چند روز قبل همزمان با وخيم‌تر شدن حال ندا براي زن عمويش قرار قانوني سنگين‌تري صادر شد و او همچنان در زندان است. حال آنكه دستگاه قضايي به طور قطع با عامل يا عوامل اين ماجراي هولناك بشدت برخورد خواهد كرد.

همزمان با شروع تحقيقات قضايي – پليسي، زن عموي «ندا» كوچولو به عنوان متهم اصلي بازداشت شد و سرانجام نيز به كودك‌آزاري اعتراف كرد.

زن جوان گفت: «ندا» از سوي پسر سه ساله‌ام مورد ضرب و شتم و گازگرفتگي قرار گرفته است.

وي همچنين اظهار داشت: به دليل اين‌كه «ندا» دچار شب‌ادراري بود حدود دو هفته قبل از بيهوش‌شدن، پاهاي او را با قاشق داغ سوزاندم. روز حادثه نيز زماني كه او را به حمام برده بودم ناگهان از شدت درد و سوختگي روي زمين افتاد و سرش به كف حمام خورد و از هوش رفت. همان موقع هم با كمك‌ زن همسايه او را به بيمارستاني در نزديكي محل زندگي‌مان منتقل كرديم. دقايقي بعد تلفني با برادر شوهرم تماس گرفته و ضمن تشريح موضوع، از او خواستم هرچه سريعتر خودش را به بيمارستان برساند. پس از رسيدن برادر شوهرم به بيمارستان، پزشكان اعلام كردند كه «ندا» بايد هرچه زودتر به بيمارستان مجهزي در تهران منتقل شود. بدين‌ترتيب برادر شوهرم با آمبولانس او را به بيمارستان انتقال داد و من هم به خانه برگشتم. ساعتي بعد با شوهرم تماس گرفته و از او خواستم با عجله خودش را به بيمارستان برساند و درباره وضعيت «ندا» به من هم خبر دهد. اما دو روز بعد از سوي مأموران پليس در خانه‌ دستگير شدم.

وي با رد اتهام كودك‌آزاري و ضرب و شتم «ندا» كوچولو به بازپرس گفت: من هرگز او را كتك نزده‌ام بلكه پسر سه‌ساله‌ام كه شيطنت زيادي دارد اين بلاها را موقع بازي با ندا بر سر دختربچه آورده است و آثار كبودي و گازگرفتگي روي بدن دختربچه، كار پسرم است. اما سوزاندن پاهايش را قبول دارم. چرا كه بشدت از دست او ناراحت و عصباني بودم!

عموي بزرگ ندا نيز با چشمان اشكبار گفت: من و پنج خواهر و برادرم اهل روستا هستيم. حدود 11 سال قبل براي كار و زندگي به تهران آمدم. چند سال بعد هم برادر كوچكترم – پدر ندا – كه در كارهاي ساختماني مهارت داشت به تهران آمد و خانه‌اي در يكي از شهرهاي اطراف تهران اجاره و شروع به كار كرد. چند ماه بعد نيز برادرم با دختري ازدواج كرد. آنها چشم انتظار تولد فرزندشان – ندا – بودند كه متأسفانه حدود 20 روز قبل از دنيا آمدن دخترشان، برادرم يك روز صبح - نيمه شهريور 86 – هنگام عزيمت به محل كارش در حال عبور از ريل راه‌آهن با قطار تصادف كرد و كشته شد.مرگ غم‌انگيز و دلخراش او ضربه روحي سنگيني به همسرش و خانواده‌مان وارد كرد. با اين حال ندا متولد شد و تا يك سال هم نزد مادرش بود تا اينكه پدرزن برادرم بعد از مراسم سالگرد دامادش از ما خواست تكليف ندا را مشخص كنيم. ما هم به اداره سرپرستي دادگستري رفتيم كه قاضي دادگاه گفت بچه تا 7 سالگي بايد نزد مادرش بماند. اما چند ماه بعد مادر و پدربزرگ ندا، ‌او را به خانه‌ام آوردند. پس از آن دادگاه پدرم را سرپرست قانوني ندا دانست اما پدرم به علت كهولت سن قادر به نگهداري از بچه نبود بنابر این از سر ناچاري ندا را به خانه خودمان آورده و حدود يك سال هم از او نگهداري كرديم.

اواخر زمستان سال گذشته مادر ندا به ديدنم آمد و از من خواست بچه را به برادر ديگرم كه خانه‌اش نزديكي خانه وی بود بسپاريم تا او هم بتواند بچه‌اش را ببيند. البته باور كنيد ندا راضي نبود از خانه ما برود ولي كودك بيگناه مجبور بود اين شرايط را بپذيرد.

مادر ندا چه گفت؟

مادر ندا كوچولو نيز در تحقيقات گفت: وقتي تصميم به ازدواج مجدد گرفتم، ناچار دخترم را به خانواده شوهرم سپردم اما هيچگاه فكر نمي‌كردم چنين سرنوشت شومي در انتظار فرزندم باشد.

زن 19 ساله درباره زندگي‌اش گفت: 15ساله بودم كه با شوهر اولم پاي سفره عقد نشستيم و در شهريور سال 85 پيوند زناشويي بستيم.من و شوهرم زندگي خوبي داشتيم تا اين كه باردار شدم. اما متأسفانه 20 روز قبل از تولد ندا، شوهرم بر اثر سانحه تصادف با قطار جان باخت. پس از اين حادثه تلخ راهي خانه پدر و مادرم شده و دختر يتيمم را آنجا به دنيا آوردم. حدود يك‌سال و 9 ماه نيز از او نگهداري كردم تا اين كه يكي از برادرشوهرهايم ديه 7 ميليوني شوهرم را گرفت.

به دليل اينكه برايم خواستگار آمده بود پدر و مادرم صلاح ندانستند از دخترم نگهداري كنم. بنابراين خانواده‌ام از برادران شوهرم خواستند سرپرستي بچه را به عهده بگيرند اما آنها قبول نكردند و قرار شد به صورت قانوني مشكلاتمان را حل كنيم. بنابراين به اداره سرپرستي دادگستري رفتيم كه قاضي گفت: بايد تا 7 سالگي از فرزندم نگهداري كنم. با اين حال وقتي براي گرفتن ديه شوهرم رفتيم خانواده اش فرزندم را از من گرفتند و ديگر اجازه ديدنش را هم به من ندادند. آنها همچنين با مراجعه به دادگاه، سرپرستي «ندا» را نيز گرفتند. همان موقع هم ازدواج كردم. به اميد اين كه دادگاه حضانت بچه را به من مي‌دهد شكايتي مطرح كردم، اما خانواده‌ام گفتند به دليل اين كه ازدواج كرده‌ام و سنم كم است نمي‌توانم حضانت بچه را برعهده بگيرم. با اين حال هميشه به فكر فرزندم بودم و حتي چند روز مانده به جشن 2 سالگي‌اش از برادرشوهرم خواستم دخترم را براي چند روز به من بدهد تا برايش تولد بگيرم، اما قبول نكرد. تا اين كه چند ماه بعد همسر برادرشوهرم از نگهداري دخترم سر باز زد و او را تحويل برادر ديگر شوهرم دادند.

مدتي از اين موضوع گذشته بود كه تازه فهميدم دخترم كجاست. بنابراين يك روز برايش لباس و كفش خريدم و به ديدن دخترم رفتم اما زن عموي ندا ـ متهم اصلي پرونده ـ بشدت با من بدرفتاري كرد. بنابراين با مراجعه به دادگاه خواستار ديدار فرزندم شدم كه دادگاه پس از چند ماه در حكمي اجازه داد هفته‌اي 24 ساعت فرزندم را در اختيار داشته باشم. در همين زمان بود كه از طريق بستگانم متوجه شدم چه بلايي بر سر دخترم آمده است. بنابراين خودم را به بيمارستان رسانده و وقتي دخترم را در آن حال و روز ديدم از هوش رفتم. از آن زمان به بعد نيز تقريباً هر روز به ملاقاتش رفته‌ام اما خيلي اجازه ملاقات نداده‌اند. حالا هم از عامل يا عاملان آزار و شكنجه فرزندم شكايت دارم.

لالايي مرگ

حالا ديگر صداي ناله‌هاي ضعيف و معصومانه دخترك، زخم‌ها، سوختگي‌ها و كبودي‌هاي روي پيكر ضعيف و لاغرش همه و همه از پايان زندگي پر درد و رنجش حكايت دارد. او پس از مرگ ناباورانه پدر و رفتن مادر تنهاي تنها مانده بود و هيچ پناهي نداشت. نه دست مهربان و نوازشگر پدر و نه آغوش گرم و پر مهر مادر. دخترك لالايي مي‌خواست، لالايي مادر براي آن كه در نبود پدر آرام گيرد. اما افسوس كه در غروب مه گرفته زندگي كوتاهش هيچكس گریه اش را نشنيد. نه دست مهرباني و نه آغوش گرمي كه غم كودكانه بي پدري و دوري مادر را بگيرد. همه لحظه، لحظه‌هاي زندگي‌ تلخش با كتك و سوختن، ضرب و شتم همراه بود و بس.هر گاه دلش براي پدر تنگ شد و او را صدا زد كتك خورد. هر گاه مادر را صدا زد تا از درد زخم‌هاي دل كوچك و پيكر زخم خورده‌اش بگويد بدنش را سوزاندند.

«ندا» كوچولوي سه ساله، همه اينها را تاب آورد و دم نزد. اما راستي مگر قلب كوچكش تحمل چقدر زخم ناجوانمردي و ضرب و شتم و... را داشت و آخرين بار كه اشك‌هاي چشمان خون آلودش از اين همه خشونت و بي رحمي روي گونه‌هاي كبودش جاري شد، ضربه‌اي مهلك بر سر وصورت كوچولويش وارد آمد و سرانجام جانش را گرفت.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۴۱

اول از همه باید پدر بزرگ مادری ندا را به جرم اینکه دختری را توی سن 15 سالگی به خانه بخت میفرستد محاکمه کرد بعد دولتی را که به خاطر ایجاد فقر در جامعه مادری را برای نجات از فقر به دامن ازدواج مجدد میاندازد بدون اینکه به سرنوشت این بچه فکر کنه ، دوم قاضی که با توجه به کهولت سن جد پدری و عدم استطاعت مالی عموهای این طفل معصوم به جای اینکه بچه را به بهزیستی هدایت کند به دامن زنموئی که بوئی از انسانیت نبرده پرت میکنه که این بچه چنین عاقبتی داشته باشد؛ واقعا" کجای اسلام اینو گفتن کمی به کشورهای اروپائی نگاه کنید همه چیز اروپا بد نیست کودکان بی سرپرست را یا بدسرپرست از مراکز نگهداری به خانواده هائی که صلاحیت دارند سپرده میشوند تا طعم داشتن خانواده را بچشند آنوقت در اینجا بهزیستی و ارگانهای مربوطه انقدر مسائل ساده را پیچیده میکنند که مردم عطای گرفتن کودکی به فرزندی را به لقایش می بخشند، چرا باید برای گرفتن کودکی به فرزند خواندگی باید ملکی را به نام کودک زد چرا خانواده هائی که دارای یک فرزند هستند با وجود استطاعت مالی نمیتوانند کودکی را به فرزند خواندگی قبول کنند. اینها همه نقص مواردی که به دلیل عدم اطلاع و دانش باعث از بین رفتن کودکان در جامعه میگردد.
یک سوال از مسئولان دارم در این دنیا که چند صباحی بیش نیست چگونه آسوده سر بر بالش میگذارید در حالی که جسم بیجان ندا و کودکانی مثل ندا زیر تلی از خاک خفته اند و از کوچکترین حق حیات برخوردار نشده اند؟

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۴۱

مبدا چون ندا دختر بوده قاتلشو اعدام نکنن؟
باید این زن دروغگو رو اعدام کرد.منظورم زن عمو هست.آزادش نکنییییییییییییییییییییییییییین.خدا لعنتش کنه چظور دلش اومد؟
حتی بچه شب ادرای هم داشته نباید با قاشق داغ می سوزوندش مگه چند سالش بوده؟وای خدا وای خدا وای خدا

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۴۰

در بعضي كشورهاي كفر! مثل آمريكاي جهانخوار! روي ظرف شير، اسباب بازي بچه ها، كتاب و مجلات كودكان شماره تلفني چاپ شده كه امكان تماس كودك با پليس يا مددكار ميسر است. در محل بازي بچه ها و اماكن عمومي ستونهايي قرار داده اند همراه با تكمه اي در ارتفاع قد كودك كه با فشردن آن پليس كمتر از 3 دقيقه به محل ميرسد. معلم، پرستار، همسايه و كليه شهروندان موظف به اعلام كودك آزاري به پليس هستند. و دادگاه خانواده در كمتر از نصف روز كودك را از والدين جدا كرده تحت حمايت خود قرار ميدهد. سنگينترين جريمه براي خودرويي است كه از كنار سرويس مدرسه در حالي كه دانش آموز را پياده ميكند عبور كند ووو اينها نمونه اي از پياده كردن اسلام در آن بلاد كفر است! كه در مملكت ما مغفول باقي مانده است.

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۳۸

آقا زن عمو مرنکب جرم شده، اما مادر بچه چی؟ پدر مادر مادر بچه که رفتن بچه ور گذاشتن کف دست فامیل شوهر چی؟

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۳۸

ندای کوچولو و مظلوم در بهشت با رقیه (س) همبازی باشی....

حافظ میرزانژاداصل۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۳۷

به خدای این فرشته کوچولو سوگند قلبم نزدیک است بایستد اشکهایم امانم نمی دهد این را بنویسم مگر قلب معصوم این فرشته چقدر تاب داشت که مصداق آیه شریفه : فبای ذنب قتلت باشد.
در همان ابتدای سیاهی زندگی والدینش زنده به گور شده بود. وای بر این انسان نماهای پست فطرت.
از طرف یک انسان داغدار این فرشته کوچولو و سایر فرشته کوچولوها که در این دنیای بی رحم در بین پست فطرت های وحشی دنبال راه نجات هستند
ا

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۳۳

در کشورهای اروپایی از زمان حکومت محمد علی شاه انجمن حمایت از حیوانات خانگی تاسیس شده خوبه ما هم از اونا یاد بگیریم برای آدمها به اندازه حیوانات بها بدیم

رضا۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۳۳

اگر مادر ندا واقعاً دلسوز کودکش می بود تحت هیچ شرایطی اجازه نمیداد بچه اش از خودش جدا بشه .. متاسفانه ازدواج اجباری و هوس ازدواج مجدد باعث شد راضی به از دست دادن اون بشه ...

elham۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۳۳

نبايد مقصر زنعمو رو دانست بلكه بايد مادر نداي عزيز رو اعدام كرد اين مادر چقدر بي رحم و بي تفاوت است كه از پاره تن خود خبر نداشته و به منظور ازدواج مجدد بچه خود را آواره نمايد من واقعا براي اين چنين زنان و مادران متاسفم متاسف متاسف...

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۳۲

اين زن بي رحم و قاتل را به مجازات برسانيد من خواهرم 7 ساله جدا شده ولي دخترش رقيه فرشته زندگي ما شده و هر سال شاگرد ممتاز مدرسه مي شه و هر موقع صورت نرم و زيباي خودش را به صورت من مي چسبانه من عشق مي كنم و نازش ميك نم آخه او دل پاك و با عاطفه داري سر سجاده برام دعا ميكنه و دستهاي كوچك خود را به سمت خدا مي گيره من لذت مي برم

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۳۲

من متاثر ومتاسفم اما يك صحبت با زوجهاي جواني كه بچه دار نميشن چرا به خاطربچه خانه و كاشانه اتان را بهم ميزنيد شما با نگهداري از نداهايي از اين قبيل كه كم هم نيستند سعادت و اميد روبه كودكان بي پناه و لذت مادرو پدرشدن رو براي خودتون و رضايت خداوند رو خواهيدداشت

رضا۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۳۰

باسلام
آيا درآينده قانون كاملتري براي مراقبت از جان اين چنين كودكاني،كه شايد ازسوي پدر ومادر ترد ميشوند صادر خواهد شد!آيا قوانيني كه ازحق همه كودكان دفاع كند،خواهيم داشت!

ابوالفضل۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۲۹

چند دقیقه ای هست که بی اختیار دارم گریه میکنم ....آخه من یه دختر دارم و خیلی دوسش دارم ...نمی دونم مگه دختر بچه کتک زدن داره ..چطور میتونه یه نفر چنین کاری کنه؟؟؟؟ سعی میکنم با همه بچه ها بیشتر مهربون باشم .....

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۲۹

این اتفاقات فقط بخاطر قانون سفت و سختمونه؟؟؟؟؟؟؟
چند وقت پیش کشته شدن دختر بچه هفت ساله تو تنکابن بدست مادر قاتل
امروز قتل ندای 3 ساله بدست زن عمو
فردا؟؟؟

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۲۸

جنایتکار باید قصاص شود دیگر کسی اجازه آزار و اذیت به کودکان معصوم ندهد فقط قصاص ..........

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۲۵

فرزند 9 ساله من مشکل از مادر ندا نیست. مشکل جای دیگری جایی امروز هزار بانو محترم در کشور ما فریادش میزنندو تبعیض در قوانین میان مردان و زنان. اگر قاضی محترم دادگاه حضانت فرزند را به مادر سپرده بود. اگر مادر در سن 15 سالگی مجبور به ازدواج نشده بود (به خاطر فقر مالی و فرهنگی) و اگر سازمانی در کشور وجود داشت که پس از انتقال حضانت پیگیر وضع کودک در خانواده جدید بود، هزار اگر دیگر امروز شاهد این اتفاق نبودیم. فرزندم مشکل در فرهنگ، قوانین و ساختار اجتماعی ماست، مادر ندا بخش کوچکی از این مشکلات است.

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۲۲

اگر دیه را به جای برادر مقتولب ، به زن مقتول میدادند این زن بیچاره بیپول از فرزندش مراقبت میکرد و دختر خردسالش را به دیگران نمیسپرد تا اینگونه زندگی را از او و آرامش را از ما بگیرند. آیا وقت آن نرسیده است که در قوانین تجدید نظر کنیم. شیلان.

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۱۸

لا لایی کن ندا که از رنجهای ما به اصطلاح آدم راحت شدی لالایی کن که روی زشت ما انسانها (انسانها انسانها ) رو نبینی و بری پیش فرشته ها امیدوارم لا اقل آنجا آدم نبینی فقط بابات باشه بری تو بغلش . جیگرم آتش گرفت مثل اینکه با دختر سه ساله من این رفتارو کردن خدا لعنت کند تمامشان را

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۱۶

من داستان ندا رو از تابناك اجتماعي دنبال ميكردم،خوشا به حال ندا.

mohareri۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۱۶

چون دادگاه حق نگهداري بچه را به خانواده پدرش داده ، مادره شكايتش به جايي نمي رسه. اينجا ولي دم پدربزرگ ندا است كه متاسفانه به مجازات عاملان اين جنايت نميشه اميدوار بود.

يوسف۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۱۶

به نظرم بچه ها پاكترين موجودات روي زمين هستن كه هيچ چيزي از نفرت نميدونن و وقتي بزرگ ميشن و با دنياي ما بزرگترها آشنا مشن از اون پاكيشون كم ميشه و مقصر ما هستيم. خدايا چرا به اين روز افتاديم چرا؟

mohareri۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۱۲

چون دادگاه حق نگهداري بچه را به خانواده پدرش داده ، مادره شكايتش به جايي نمي رسه. اينجا ولي دم پدربزرگ ندا است كه متاسفانه به مجازات عاملان اين جنايت نميشه اميدوار بود.

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۰۶

لطفا حرف از قصاص نزنید چون حتما دو روز دیگه اتحادیه اروپا و شیرین عبادی و دبیر سازمان ملل و هیلاری و...از این زن عموی رنج کشیده حمایت می کنن و رییس جمهور برزیل هم بهش پناهندگی سیاسی میده

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۰۶

ابراز احساسات را كنار بگذاريم به اطارف خوب نگاه كنيم اطراف ما ندا هاي زيادي هستند براي آنها چه ميكنيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۰۵

من 9 سال دارم وقتی در اینترنت خبرمرگ نداراخواندم اشک ازچشم هایم جاری ََََََشَدمادر نداکوچولو لیاقت مادری نداشت

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۰۵

روحش شاد. اما ندا قرباني تحجر و عقب ماندگي فرهنگ ما بود.

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۲:۰۳

این موضوع بسیار غم انگیز و تاسف بار است. همه کسانی که اقدام به ارسال کامنت نموده اند از این موضوع بسیار متاثر شده و در خواست اشد مجازات را برای عامل یا عاملین این جنایت نموده اند. اما بزرگواران فکر نمی کنید مقصر اصلی جای دیگری است. آیا اگر پدر این کودک زنده بود چنین حادثه ای اتفاق می افتاد؟ اگر مسیر عبور قطار به طریقی ساخته می شد که امکان عبور عابر پیاده از روی آن داده نمی شد. آیا چنین اتفاقی می افتاد؟ آیا می دانید هر روز چندین پدر که سرپرست خانواده هستند در نتیجه بی احتیاطی رانندگان جان خود را از دست می دهند و خانواده آنها از هم متلاشی می شود. آیا فکر نمی کنید همه ما که بمحض نشستن پشت رل یک وسیله نقلیه ساخته شده از چند تن آهن قراضه خدا را فراموش کرده و تمام بندگان خدا را به هیچ میگیریم مقصر هستیم. آیا می دانید که در ایران هر کس که بخواهد از یک خیابان عبور کند حتماً باید شهادتین را جاری کند چون احتمال اینکه سالم به آن طرف خیابان برسد 50 در صد است. آیا شما با رانندگان محترمی مواجه نشده اید که هنگام عبور شما از خیابان سر از خودرو لوکس خود بیرون آورده و هزاران بد و بیراه نصیبتان کرده باشند که چرا اصلاً به خودت اجازه می دهی از خیابانی که مــــــن در آن رانندگی می کنم عبور کنی. مگر نمی دانی که من تافته جدا بافته هستم و توانسته ام ده پانزده میلیون بدهم و چند تن آهن پاره را خریداری کنم. پس بهتر نیست ضمن متاسف برای برای آن کودک بی چاره و تقاضای اشد مجازات برای عاملین تغییری هم در رفتار خودمان بدهیم. خدا یا به هموطنان من یاری نما تا اول خود را اصلاح کنند بعه در مورد دیگران قضاوت کنند. الهی آمین

س-ف۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۵۷

چه بهتر که امروز پرکشید اگر میماند معلوم نبود چه سرنوشت شومی در انتظارش بود!

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۵۵

چرا بايد قوانين كشور به گونه اي باشد كه اين اتفاقات بيفتد متاسفانه مسئله حضانت از بچه هاي طلاق و يتيم دركشور ما اينقدر ضعيف است كه به كرات شاهد اين اتفاقات هستيم كه خيلي ها نيز به رسانه ها كشيده نمي شود بايد فكر اساسي كرد و قوانين اصالح شود تا كمتر شاهد اين موارد باشيم

علی۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۵۴

تا با شد درس عبرتی برای تمام مادرانی که بی مسئولانه و از روی هوا و هوس بدین شکل در ازدواج مجدد لحظه شماری میکنند.

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۵۰

هموطنان مسلمان
آيا فقط زن عموي ندا مقصر است؟
با اعدام او مساله حل ميشود؟
آيا اين موضوع و مسادل ديگر در جامعه ما ريشه يابي ميشود تا كاستي هاي قانون رفع شود؟



چقدر سريع چاره را در اعدام سزيع زن عمو ميبينيم...او مقصر است ولي براي جلوگيري از تكرار حادثه را آناليز ميكنيم؟؟؟؟

علی۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۴۸

با سلام
خیلی خیلی ناراحت شدم و اشک درچشمهایم جاری شد ولی آنچه مسلم است این است که آیا حتماً زن عمو مقصر است آیا سازمانهای مسئول مانند بهزیستی و ... در این خصوص تقصیری ندارند، آیا قانون گذار ما در این خصوص تقصیری ندارد. آیا دولت دراین خصوص تقصری ندارد که در این امور کوتاهی می کنند آیا جامعه مقصر نیست چه بسا چندین ندا کوچولوی دیگر درجایجای این میهن عزیزمان بدون کوچکترین حامی و کوچکترین مأمنی جان خود به دلیل خلع های قانونی در خصوص نگهداری اینگونه افراد از دست می دهند وکسی نیست که به داد وفریاد آنها برسد.

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۴۵

در فيلمهاي خارجي مي بينيم كه وقتي خانواده اي دچار مشكل ميشوند ولي هنوز كلي امكانات و سرمايه دارند تا فرزندانشان را نگهداري كنند،‌با گزارش همسايه ها يا ارگانها،‌ به خانواده آنها مراجعه ميشود و ميخواهند فرزندانشان را ببرند مثلا در بهزيستي نگهداري كنند. چرا در مملكت ما چنين چيزي نيست و نداها بايد تاوان بي سرپرستي و بدسرپرستي را با جانشان بدهند!

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۴۵

من خیلی برای ندا گریه کرده بودم و آرزوی شفایش را داشتم ، وقتی این خبر را خوندم خیلی خیلی متاثر شدم ، به نظرمن واقعیت هنوز روشن نیست ، و باید بازم تحقیق شود ولی یک چیز که مسلم است اینه که ندا سمبل کودکان بی سرپرست یا بد سرپرسته.و باید قوانین محکمتری برای حمایت از آنها وضع شود ، مثلا پارسال مجلس قوانین حمایت از کودکان بی سرپرست را بررسی میکرد ولی هنوز که خبری از تصویب صد در صدی برخی موارد خوب آن نشده!!! آیا تعطیلی عید فطر مهمتر از تصویب این قوانین است؟؟؟؟آدمهایی مثل زنموی ندا در این مملکت کم هستند ولی حتی یک کودک معصوم نباید دست اینها باشد باید آن دادگاهی که حضانت ندا را بدون تحقیق به عموی ندا داده را هم توبیخ کرد.

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۴۲

دوستان مادر ندا اعلام کرده بود که من برای دیدن ندا تا 6 ماه منتظر حکم قضایی بودم ..... وای بر ما وای بر ما

عليرضا۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۴۱

اي واي بر اسيري كز ياد رفته باشد

در دام مانده باشد صياد رفته باشد

ابوذر مقدسی۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۴۱

از مسئولین خواهشمند است اشد مجازات را برای عاملین این حادثه در نظر بگیرند.
چرا که این مساله همه ما را اندوهگین کرد.

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۴۱

خدایا کمک کن تا پناهی باشیم برای کودکان بی پناه که جز ما هیچ پناهی ندارند. ایکاش به جای اینکه امروز بنشینین و اشک و آه و ناله و نفرین کنیم بفکر ایجاد مؤسساتی برای حمایت از حقوق کودکان، بیچارگان، بی پناهان و .... انسانها ایجاد کنیم. امروز هم به اندازه کافی دیر است. این کاری است که سالهاه پیش باید انجام میدادیم.

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۴۰

من و پسر عموم بچه بودیم تا همدیگرو میدیدیم میچسبیدیم به هم ، نه از روی محبت ها!!!! از برای لگدو دعوا و پنجول و .... تا اینکه 4-5 ساله شدیمو مثل دو تا بچه آدم شروع کردیم به بازی ... الانم هر وقت جای چنگولامو میبینیم میخندیم .. ولی هیچ وقت مشکلی پیش نیومد چون سایه پدرو مادرمون بالای سرمون بود ذات بچه دعوا و بازیه.. ولی کسی که مهر مادری روتجربه کرده هیچ توجیهی واسه این کارش نمیتونه داشته باشه.. اونطوری هم که بر میاد فردا پس فردا یه برچسب مشکل روانی و .. میزارن رو زنعموهه و پرونده پزشکی و ... و میگن بنده خدا (طفلکی ) مریض بوده و کسی نفهمیده بود... و تموم..
هر چی باشه الان اون فرشته کوچولو تو بهشت پیشه باباشه.. آخه ما روایت داریم هرکی تو حین تحصیل روزی واسه خانواده اش بمیره حکم شهید رو داره .. حداقلش پدرش از درد عذابیکه دخترش میکشید راحت شده..
راستی مادرش به همون بی تقصیریه که میگین ؟

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۳۸

لعنت بر همه ي افراد اين خانواده.... حالا شما بگين حكم اين زن سنگسار هست يا كه كمشه؟؟؟؟؟؟؟

بی نام۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۳۸

باید شرایط برای زندگی زنان بی شوهر مناسب باشد تا آنان برای ادامه زندگی مجبور به ازدواج مجدد و ترک فرزندانشان نباشند

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۳۷

خیلی غم انگیز بود

حمیدرضا۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۳۷

خدا میدونه الآن با چشمان اشکبار این خبر و خوندم ، فکر میکنم جامعه بهای کافی برای عدم رعایت حقوق کودکان را پرداخته وقتشه رسیدگی شود و بنیادی برای این کار در نظر گرفته شود تا از شعار بیرون بیاید

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۳۵

تا وقتي كه قانون از زنان و مادران حمايت نمي كنند بيشتر از اين نمي شود توقع داشت اين مادر است كه تحمل درد زايمان را مي كشد و بچه را تربيت مي كند ولي بچه به پدر مي رسد وقتي هم كه پدر مي ميرد بچه بجاي اينكه به مادر برسد به جد پدري مي رسد ديه را عمو مي گيرد. اگر از لحاظ مادي مادران تامين شوند اكثرا بعد از فوت همسر ازدواج نمي كنند و از بچه نگه داري مي كنند و اين ضعف قانون ماست كه اين بلايا بر سر اين بچه مي آيد و يا مادر نمي تواند بچه را نگهداري كند و باز هم نمايندگان مجلس فقط به فكر ازدواج دوم آقايان هستند

رضا۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۳۲

با سلام بسيار دردمندم كه خبر پر كشيدن نداي كوچلو اين دختر درد كشيده را خواندم.بايد مسبب اين جنايت محاكمه ومجازات گردد.ولي اصل ريشه اين جنايت بايد خشكانده شود.چرا؟ چون متاسفانه ومتاسفانه در قوانين كشور حقوق كودكان به خوبي ديده نشده با به هم خوردن توازن زندگي اولين كساني كه مورد مشكل مي شوند كودكان بي دفاع مي باشند.ومتاسفانه قانون از حقوق كودكان به خوبي دفاع نمي كند .در كشورهاي اروپايي حقوق كودكان در صدر قوانين قرار دارد و با كودك آزاري به شدت مقابله مي شود .اما در كشوري كه ادعاي مذهبيش تمام دنيا را برداشته .........

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۳۲

چند روز پیش در شب بیست و دوم ماه رمضان تلویزیون یک تله فیلم عالی پخش کرد که ماجرای یک پیرمرد ثروتمند بود که پسرش بر اثر سرطان خون فوت شد و اون پیرمرد دو بچه کوچیک که دایی نابابی داشتند که مادرشون را کشته بود و اونا را مجبور به فروش مواد مخدر می کرد ( و البته پسر پیرمرد قبل از مرگش سرپرست اونا در کمیته امداد شده بود) را پیش خودش آورد و به خوبی بزرگ کرد. فیلم بسیار تاثیر گذاری بود که در عین سادگی نشون می داد که در صورت ساده شدن قوانین و فراهم بودن شرایط ، مردم خیر چه کارهای مهمی می تونن در قبال این بچه های بی گناه انجام بدن.
به نظر من ، دلیل اصلی این اتفاقات شوم ، فقر فرهنگی و اقتصادی مردم از یک طرف و قوانین بسیار ضعیف قضایی از طرف دیگه و ناکارآمدی دولت در پشتیبانی از این افراد واقعا آسیب پذیره.

سعيد صيدابادي۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۳۰

پدري به انتظار دخترش نشسته
قلبش از زخمهاي دخترش شكسته
چشم براه كه پس از سه سال
مياد به ديدنش كوچو دخترش
*************
شايد ملاقات پدر و دختر در اون دنيا و گلايههاي ندا كوچولو با اون زبون شيرينش آه چه جان گذازه براي بابا........

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۳۰

خوب زن عمو که قاتل اصلیه باید اعدام بشه و بقیه هم در خور کوتاهی و بی مسئولیتیشان باید به سزای اعمالشان برسند

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۲۸

امیدوارم خبر اعدام قاتل ندا رو بشنوم تا دلم آروم بگیره. جگرم از خوندن این خبر سوخت. کاش می مردم و این خبر رو نمی شنیدم.

ناشناس۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ۱۱:۲۸

این زن چرا کودک آزاری کرده است؟ آیا او ذاتا کودک آزار بوده است یا او نیز قربانی بی مهری های والدین خود بوده؟ آیا ما در درمان ناهنجاری ها به ریشه یابی های درست دست می زنیم یا تنها یک عامل را در نظر می گیریم؟
متولیان امر خانواده برای تحکیم بنیانهای خانوادگی که تضمین کننده اصلی رفتار های بهنجار هستند چه برنامه ای دارند؟آیا نه این است که کمبود محبت و خانواده های سست عامل اصلی ناهنجاری هاست؟ آیا در فرهنگ آموزشی ما به این مسایل به اندازه کافی پداخته می شود؟ ...

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.