مرور روزنامههای سه شنبه ۲۵ مهرماه
نتانیاهو دست به قمار مرگبار میزند؟ /نقد جوان بر اظهارات پزشکیان درباره وضعیت پزشکان در ایران/فرصت و تهدید ثبات نرخ ارز
درمان ناقص اقتصاد با FATF، درمان روان، لاکچری ماند! تاثیر خشونت جامعه در قتل داریوش مهرجویی و همسرش، پشت پرده تعطیلی کارخانه های شیر خشک، نهضت ملی مسکن در محاصره سه چالش، اختلالِ نابودگر هوش دانشآموزان، اعتراف غولهای خودروساز، مهاجرت اجباری کارگران در پی کوچک شدن سفره معیشت و توقف سرویس مدارس پشت چراغ قرمز مصوبات! از مواردی است که موضوع گزارشهای خبری و تحلیلی روزنامههای امروز شده است.

به گزارش «تابناک»؛ روزنامههای امروز سه شنبه ۲۵ مهرماه در حالی چاپ و منتشر شد که مهمترین تحولات جنگ غزه از سیگنال معنادار بایدن تا تشدید نگرانیهای بینالمللی، ادامه واکنشها به قتل داریوش مهرجویی و وحیده محمدی فر، نقرهداغ کمکاران نهضت مسکن و بلوک بندیها در مجلس آینده تغییر میکند در صفحات نخست روزنامههای امروز برجسته شده است.
در ادامه تعدادی از یادداشتها و سرمقالههای منتشره در روزنامههای امروز را مرور میکنیم:
نتانیاهو دست به قمار مرگبار میزند؟
مصطفی منتظر طی یادداشتی در شماره امروز خراسان با عنوان نتانیاهو دست به قمار مرگ بار میزند؟ نوشت: نبرد «طوفان الاقصی» در حالی وارد یازدهمین روز خود میشود که ضربه هفت اکتبر آنقدر سهمگین بوده که اسرائیل بدون نابود کردن حماس نمیتواند از خود اعاده حیثیت کند. به قول لیبرمن، وزیر جنگ سابق اسرائیل در این جنگ یا حماس از بین میرود یا حماس، اسرائیل را نابود میسازد. صهیونیستها با عصبانیت و ناتوانی از ایجاد گزینههای راهبردی، از روز سوم، دم از آمادگی برای حمله زمینی میزنند. این خشم که تا امروز در سردرگمی ترکیب شده است به شکل بیسابقهای حتی برای وحشیهای صهیونیست تبدیل به خشونت و بیرحمی فرا غیرانسانی شده است.
دروغبافی درباره سر بریدن کودکان و مظلومنمایی هفته اول دقیقا برای به کار بستن این خشونت بیحد بود تا وضعیت افکار عمومی در داخل سرزمینهای اشغالی و کشورهای غربی را مهیای جنگی بزرگ در غزه کند. اسرائیل تصور میکند حمایت ویژه آمریکا فرصتی طلایی برای کنترل جبهههای دیگر را ایجاد کرده و حالا وقت آن است که با خیال راحت به سراغ حماس در غزه بروند. حال اینکه حزبالله بهوضوح نسبت خود را با وضعیت معین کرده و از بیاهمیت بودن ناوهای آمریکایی در معادله پرده برداشته. به ویژه آنکه همه میدانند آمریکا امکان درگیر شدن در یک جنگ طولانی و بزرگ را ندارد و همچنین در صحراهای سوریه و عراق کاملا ضربهپذیر است. پس این حمایت احتمالا یا عملیاتی نمیشود یا اثر چندانی در اصل موضوع نخواهد داشت. در وجه دیگر ماجرا شخص نتانیاهو و دولت افراطی او قرار دارد. او که نشان داده حاضر است برای حفظ قدرت همه چیز را فدا کند، بهتر از هر کسی میداند اگر بدون دستاوردی ویژه، پایان این جنگ را اعلام کند، پایان نقش سیاسی خود را هم اعلام کرده است. از همین جهت است که بیوقفه بر طبل نابودی حماس میزند که شاید اتفاق ویژهای افتاد. وضعیت در میدان هم مناسب نیست.
اگر حملات وحشیانه هوایی را از جنگ واقعی جدا کنیم، باید ببینیم که ارتش رژیم صهیونیستی هنوز بعد از ۱۰ روز نتوانسته خط مرزی خود با غزه را به صورت یکپارچه شکل دهد. ۷ روز است که سخن از نابودی حماس زده میشود، اما واقعیت بیرونی آن اصلا بروز نداشته است. حزبا... بدون ذرهای ترس، پاسخ هر حمله را در سطح خود میدهد. شهرهای اطراف غزه نیز آنچنان زیر ضربه قرارگرفته که تخلیه شده است. کرانه باختری درگیر جنگ خیابانی در سطح متوسط است. مرزهای رژیم در طرف اردن و مصر هر لحظه آبستن درگیری مردم بیسلاح با دشمن اسرائیلی است و.... پس اسرائیل هدفی را برای برونرفت از وضعیت کنونی برای خود تعریف کرده که خود در میان متغیرهای بسیار در مناقشه جدی است؛ اما اگر وارد شدند، چه خواهد شد. در منطقهای کوچک و شهری با جمعیت دو میلیونی و دهها هزار مسلح و.... صهیونیستها نشان دادند که نمیجنگند و اتفاقا طرف مقابل باید برای حیات خود بجنگد.
همین حالا فاجعه غزه برای ارتش رژیم پیش چشم ماست؛ اما بگذارید تصور محال کنیم که اصلا تک تک نیروهای حماس کشته میشوند و حرف نتانیاهو محقق میشود. بعد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اسرائیل در نوار غزه باقی میماند؟ ترک میکند؟ همه را اخراج میکند؟ چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ گزینه اخراج دو میلیون نفر آنقدر احمقانه است که فقط به ذهن بحران زده نتانیاهو و شرکا میرسد. واضح است که رژیم صهیونیستی هدف معینی برای امکان تحقق ندارد. هم از لحاظ توانایی خودش، هم دخالت نیروهای خارجی، هم عدم تابآوری جامعه داخلی و اختلافات عمیق اجتماعی، هم واقعیت موجود درباره نبود امکان انتقال دو میلیون نفر و هم راهبرد پسینی؛ این است که باید بپذیریم رژیم صهیونیستی باخته و دیگر امکان پیروزی نخواهد داشت.
فرصت و تهدید ثبات نرخ ارز
مسعود پیرهادی طی یادداشتی در شماره امروز رسالت با عنوان فرصت و تهدید ثبات نرخ ارز نوشت: سال ۱۴۰۱ فارغ از وقوع یک پروژه سیاسی و فرهنگی منسجم و بینالمللی علیه جمهوری اسلامی که هزینههای زیادی در بر داشت، در حوزه اقتصادی و خصوصا نرخ ارز نیز خاص و نقطه عطف بود. دلار از ابتدای سال که ۲۶ هزار تومان قیمت داشت به روایت برخی کانالها در اسفندماه تا ۶۱ هزار تومان جهش قیمتی پیدا کرد و برخی از اقتصاددانان، فعالان اقتصادی و پژوهشگران برای خرداد ۱۴۰۲، نرخ دلار را حداقل ۷۰ هزار تومان و این نرخ را تا پایان ۱۴۰۲ حداقل ۱۰۰ هزار تومان پیشبینی کردند.
اما سال ۱۴۰۲ دفتر ارزی کشور جور دیگری ورق خورد و مهر بطلانی بر پیشبینیها زد و حتی در کوران حوادث بزرگ، عنان نرخ ارز از دست نرفت. ولی چرایی، چگونگی و آثار این اتفاق که در برخی برههها تحسینبرانگیز و البته شاید تداومش مخاطرهانگیز است، محل تأمل و بررسی خواهد بود. شاید یکی از مهمترین علل توفیق در مهار نرخ ارز، باز گذاشتن دست بانک مرکزی بهعنوان دستگاه تخصصی بود؛ مثل جراحی که در حین عمل باید بتواند حسب صلاحدید حرفهای خودش از هر ابزاری که لازم میداند استفاده کند. بهعنوانمثال، چند روز اخیر بازار ارز با دو حادثه مهم مواجه شد؛ یک: زلزله هرات و دو: جنگ غزه.
جواب به مداخلات بهموقع بانک مرکزی در بازار ارز برمیگردد. بانک مرکزی توانست با ورود و فروش ارز بهصورت عیان و پوششی در بازارهای مختلفی، چون بازار هرات، بازار دبی و بازار فردایی، ثبات بازار را حفظ کند. این اقدام بانک مرکزی قابلتحسین است. اما اگر از بانک مرکزی توقع داریم در آینده نیز بتواند در مواجهه با شوکهای بیرونی، پرقدرت و مؤثر واکنش نشان دهد سران سه قوه باید پایبندی به دو اصل زیر را تضمین نمایند؛
۱. عدممداخله سیاسی و قضائی نابجا در تصمیمات کارشناسی بانک مرکزی؛ بهنحویکه به بدنه کارشناسی و مدیریتی بانک مرکزی اطمینان داد تا زمانی که تصمیمات کارشناسی، اخذ و اجرا میشوند، فارغ از نتیجه، هیچ پرونده امنیتی و قضائی برای ایشان تشکیل نمیشود. مانند اتفاقی که برای سیف و عراقچی، رئیسکل و معاون ارزی اسبق بانک مرکزی رخ داد.
۲. اطمینان از عدم فشرده شدن فنر نرخ ارز ناشی از خواستها و فشارهای سیاسی
در این چند روز حسب شنیدهها بانک مرکزی توانست با مداخلهای قریب به ۴۰۰ میلیون دلار آرامش بازار را حفظ نماید و اثر کوتاهمدت شوکهای وارده را از بین ببرد.
اما فرض کنیم قبل از بروز این شوک، بانک مرکزی به هر دلیلی قیمت دلار را در محدوده ۳۵ هزار تومان حفظ کرده بود. اگر چنین بود بانک مرکزی به بیش از یک و نیم میلیارد دلار ارز جهت تزریق به بازار نیاز داشت. علاوه بر اینکه نتیجه مطلوبی هم حاصل نمیشد.
درواقع هرچه نرخ ارز به نقطه تعادلی نزدیکتر باشد اثر شوکها سریعتر و با حداقل نیاز به مداخله از بین خواهد رفت.
فشردن مصنوعی فنر نرخ ارز، تلهای است که تقریبا تمام دولتها در آن گرفتارشدهاند. یعنی تا جایی که توان داشتهاند، (بخوانید منابع ارزی داشتهاند)، نرخ ارز را مطابق دلخواه تنظیم کردهاند، اما وقتی ذخایر تمامشده، نرخ خیلی بیشتر از حد واقعی پرش داشته است؛ که البته بیشترین آسیب دراینبین به اقتصاد و آحاد جامعه واردشده است؛ لذا توقع از دولت انقلابی این است که در این خصوص درایت و تدبیر ویژهای اتخاذ نماید تا به فضل خدا بتواند در این جنگ پیچیده و ترکیبی، حداقل حربه نرخ ارز را از دست دشمن بگیرد.
نقد جوان بر اظهارات پزشکیان درباره وضعیت پزشکان در ایران
روزنامه جوان طی یادداشتی در شماره امروز خود با عنوان سخنان عجیب پزشکیان درباره وضعیت پزشکان در ایران نوشت: مسعود پزشکیان، نماینده اصلاحطلب مجلس و وزیر بهداشت درباره مهاجرت پزشکان به خارج از کشور ضمن حق دادن به این پزشکان، حق ویزیت پزشکان در ایران را با هزینه استفاده از سرویس بهداشتی در خارج از کشور مقایسه کرد. او وضعیت درمانی کنونی کشور را که باعث حضور افراد خارجی در ایران برای درمان شده، مربوط به قبل انقلاب دانست!
پزشکیان ابتدا مدعی «موج مهاجرت پزشکان به خارج» میشود و سپس از این موج مهاجرت ادعایی دفاع میکند: «بحق ویزیت مطب یک و نیم دلار است، این در حالی است که در خارج باید یک دلار بدهید تا دستشویی بروید!»
جالب اینکه جریان مدعی اصلاحات وضعیت زندگی در خارج را معمولاً بهتر از ایران میداند، اما عجیب است که آنجا به ادعای همین افراد، گرانی و تورم نیست، اما جالب است که برای استفاده از سرویس بهداشتی باید یک دلار (حدود ۵۰ هزار تومان) پرداخت کرد، باقی هزینهها بماند!
نکته اصلی، اما اینکه بر اساس ابلاغیه هیئت وزیران مصوب ۲۹ فروردین ۱۴۰۲ در بخش خصوصی ویزیت پزشکان عمومی ۹۰ هزار تومان، ویزیت پزشک متخصص ۱۳۵ هزار تومان، ویزیت پزشک فوقتخصص ۱۷۲ هزار تومان، ویزیت متخصص روانپزشکی ۱۷۹ هزار تومان و ویزیت فوق تخصص روانپزشکی ۲۰۴ هزار تومان تعیین شد. یعنی اگر نرخ دلار بازار آزاد هم مدنظر قرار بگیرد، پزشک عمومی معادل دو دلار حق ویزیت دریافت میکند و فوق تخصصها حدود چهار دلار برای هر ویزیت دریافتی دارند.
پزشکیان از شرایط بد! زندگی پزشکان هم میگوید که توان خرید ماشین و خانه را هم ندارند: «آن طرف مرز چهل برابر اینجا پول میدهند. این فشارها را هم ندارند، بار کاریشان نیز کمتر است. طبیعتاً وقتی این طوری باشد پزشکان ترجیح میدهند مهاجرت کنند نه تنها پزشکان بلکه پرستاران هم ترجیح میدهند بروند. پزشکان و آنهایی که در کشور میمانند مجبورند پول اضافه، سکه و ارز بگیرند و قوانینی را که وجود دارد بشکنند. با این بیعدالتی که وجود دارد امکان ادامه برای برخی پزشکان وجود ندارد. طبیعتاً عدهای ترجیح میدهند بروند، عدهای هم که معتقد به انقلاب، مردم و کشور هستند میمانند و با سختی زندگیشان را میچرخانند. اگر من همین الان با همین حقوق پزشک میشدم دیگر نمیتوانستم حتی خانه کرایه کنم و نمیتوانستم ماشین بخرم و خیلی کارهای دیگر انجام دهم. پزشک و استاد دانشگاهی که کارش را الان شروع میکند با این حقوق چگونه میخواهد خانه یا یک وسیله نقلیه بخرد یا فرزندشان را در این مدارسی که بزرگان ما درست کردند که پول ثبت نامش ۸۰ میلیون تومان است ثبت نام کنند.»
مردم الان واقعیت زندگی پزشکان را دیدهاند و واقعیتهای میدانی با آنچه مسعود پزشکیان میگوید، بسیار متفاوت است. از سویی گویی پزشکان تافته جدابافته از مردم هستند و زندگی عادیشان یعنی مدرسه ۸۰ میلیون تومانی! در حالی که خانوارهای محدودی در سطح کشور این رقمها را پرداخت میکنند. اما پزشکها اگر نتوانستند این گونه لاکچری زندگی کنند، حق دارند از ایران بروند!
پزشکیان در اوج سیاهنمایی از وضعیت درمانی در ایران، حتی وقتی مجبور شده یکی از نقاط قوت سیستم درمانی ایران را بگوید، ترجیح داده آن را مربوط به عملکرد حکومت پهلوی بداند: «الان از بسیاری از کشورها افراد برای درمان به کشور ما میآیند، ولی در آینده مردم خودمان مجبورند برای درمان بسیاری از بیماریها به خارج بروند. این چیزهایی را که الان وجود دارد ما درست نکردیم. از قبل از انقلاب وجود داشته، اما آن چیزهایی که بعداً قرار است درست شود بدتر میشود.»
اینکه اکنون بیش از چهار دهه از پایان حکومت پهلوی گذشته و پیشرفتهای پزشکی ایران در این چهار دهه سالانه بوده و ربطی به پهلوی ندارد، یک نکته است. اینکه مسعود پزشکیان چهار سال وزیر بهداشت این کشور بوده، سالها رئیس بیمارستانهای مختلف بوده یا عضو کمیسیون بهداشت مجلس بوده و خود در این وضع سیاهی که مدعی آن است، دخیل است، یک نکته دیگر است!
101




















تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
عمل آپاندیس انجام دادم دستمزد من یک میلیون تومان شد بعد از مالیات
چاه دستشویی خونه گرفته بود دو میلیون پونصد خرجش شد
استاد دانشگاهی که فقط فکرش گرفتن مقاله از دانشجویان معصوم دانشگاه بدون پرداخت یک ریال است چه استادی است این ها استاد نیستند و حقشان یک ریال هم نیست چرا به جای مقاله از دانشجو نمی خواهند در دوران تحصیل روی پروژه های ملی کار کنند و کشور را نجات دهند پزشکان جان انسانها را نجات می دهند و اساتید دانشگاه گرفتن ارتقاء رتبه. ایا قابل مقایسه است
نرخ ارز باید پائین بیاید اثرات افزایش نرخ ارز را سالهاست میبینیم. عوامل اقتصادی و فنی افزایش نرخ ارز عبارتند از مصلحت و صلاح چند نفر که عده ای را اجیر می کنند در مواقعی برای سود خود به میدان بیایند و از محسنات افزایش نرخ ارز بر اقتصاد کشور قلم بزنند و بگویند. مردم از این بازیها خسته اند . ان عده قلیل بهتر است به جای درامد زایی از افزایش بی حد و حساب نرخ ارز بفکر در امد دیگری باشند این بازی با زندگی 80 میلیون ایرانیست ومتاسفانه عده ای هم در میدان انها بازی می کنند دلار 500000 ریالی یک شوخی بی مزه با ایرانی هاست طلای گرمی 24000000 هم شوخی بی مزه تر است یک آپارتمان در یک محله متوسط نشین بیش از 10 میلیارد تومان قیمت گذاری می شود به خاطر ان عده قلیل کشوررا به نابودی کشانده اند . آقایان مسئول دیگر بس است و اگر توانایی کنترل تورم و نرخ ارز را ندارید شما بزارید و از این مملکت بروید و بگذارید اهلان و متفکران به روی کار بیایند و زمام امور را به دست گیرند.
درامد مردم معمولی اونور اب رو در نظر بگیرید بعد گیر بدید
توقع داری مردم ایران با ۳۰۰ دلار ماهانه ۱۰۰ دلار حق ویزیت بدن
حداقل حقوق رو ۵۰۰۰ دلار کنید حق ویزیتم ۳۰۰ دلار
والا
روزنامه جوان : لطفا یک کار علمی و شرافتمندانه انجام بدهید تا اوضاع دستتان بیاید ، حرفهایتان سطحی و ناشیانه است
آقای پزشکیان درست می فرمایند ولی با وجود درستی حرف ایشان پزشکان مرفه ترین قشر جامعه هستند البته بعد از آقازاده ها و رانت خواران. بقیه جامعه وضعیت به مراتب بدتری دارند. حداقل حقوق در کشورهای حاشیه خلیج فارس برای یک کارگر ساده حدود دو هزار دلار است ولی حقوق یک هزار دلار در کشور ما نجومی محسوب می شود! همه را باید با هم ببینیم و در مقابل هم قرار نگیریم.
ان زندگی لاکجری برای اکثر پزشکان و کادر درمان نیست..تعداد محدودی هستند..اکثر کادر درمان همین زندگی عادی را دارند..اما متاسفانه جوی در جامعه ایجاد شده است که میخواهند ضعف و عدم کار امدی سیستم حمایتی و بیمه
بر گردن کادر درمان بیندازند..الان بیمه ها حتی همان تعرفه های مصوب دولت را پرداخت نمیکنند .از یک طرف جهت عقد قرار داد تخفیف میگیرند و از طرف دیگر با پرداختهای نامنظم و گاها تاخیر های سالانه عملا باعث کاهش شدید درامدها میشوند.
اگر منصفانه نگاه کنید هزینه های اخذ شده در یک ارایشگاه مردانه ساده جهت هر ساعت کار بیشتر از هزینه تعیین شده برای یک متخصص است(البته منظور جسارت به دوستان اریشگاه نبود..مقایسه میشود)..در کشورها ی دیگر بیشترین سهم هزینه ها را بیمه ها تقبل میکنند اما در ایران , بیمه ها با انواع شگردها این هزینه ها را بر بیماران تحمیل میکنند. شما چند جراح معروف و هزینه های دریافتی را نبینید..واقعیت کادر درمان شبیه کل جامعه است....فریب تقابل ایجاد شده را نخورید...فقط میخواهند عدم کار امدی خودشان را توجیه کنند ..کادر درمان شاید تنها گروهی باشند که تعرفه هایشان توسط خودشان تعیین نمیگردد..
داداش شهر ما صورت و سر رو اصلاح میکنن ۸۰ تومن تو همین شهر ما متخصص طرحی بیمارستان جای ۱۳۵ هزار تومن آزمون ۱۷۰ تومن میگیره اون آرایشگر برای سی تا چهل دقیقه کار میگیره ولی پزشک برای پنج تا حداکثر شش دقیقه که یعنی ساعتی هشتصدو پنجاه هزار تومان بماند که منشی دیپلمه بابت آمپول پنج دقیقه ای ۶۰ هزارتومان جدا گرفت
من میگم حق دکتر هستش بیشتر از آرایشگر درآمد داشته باشه
ولی پنج برابر نه پنجاه برابر
یا اصلا پنجاه برابر درآمد داشته باشه نباید به قیمت هزینه نصف ماه درآمد اون آرایشگر باشه
نتیجه میشه اون آرایشگر درآمدش به درمان بوش نکشه میره خونه همون پزشک و مارو خالی میکنه تا خرج درمانش در بیاد
كاملا درسته فرمايشات حضرتعالي
پزشکان مخصوصا متخصصین تو ایران درامد خوبی دارن و مهاجرتشون بیشتر برای مسایل فرهنگی و اینده فرزندانشونه .پزشک میشناسم ماهی ۵۰۰میلیون درامد داشت بازم رفت کاناد ولی پرستاران واقعا درامد کمی دارن معمولا ۱۵ میلیون با کار زیاد و واقعا برای مسایل معیشتی مهاجرت میکنند. الان تو ایران پزشک متخصص اگه زرنگ باشه تو برخی تخصص ها راحت ماهی یک میلیارد درامد داره
اگر به قول شما زرنگ نباشه و تو تخصصهایی که شما گفتی نباشه چی!!!؟
در ایران دو نوع پزشک داریم پزشک سهمیه ای که صد رحمت به دلاکهای عصر قجر وپزشکان واقعا متبحر دسته اولی که مراجعه کننده ندارند دسته دومم درسته وضع من وامثال من کارمند وکارگر خیلی وخیمه وتو شش وبش زندگیمون موندیم اما تو مملکتی یه بنگاهی یه تعمیر کار خودرو یه گاراژدار ووووو روزی خدا تومن کاسبند یک پزشک متخصص چیره دست حقشه در امد بالا داشته باشد اگه حق من وامثال من بالا میکشد متاسفانه هستند تو کشور اقشاری که به قول خودشون میتوانند حقشونا بگیرند .ودر ثانی اونوقت که انتخاب رشته پزشکی را محدود می کردید خوب بود بفکر چنین روزی می بودید .
اینکه وضعیت مردم اسفبار است حرفی نیست ولی فکر نکنید ویزیت پزشک در آمد خالص است پول اجاره مطب و حقوق منشی و آب و برق و تلفن واینترنت و شارژ ساختمان و مالیات سرسام آور و عوارض شهرداری هم هست .شاید وضعیت پزشکان بهتر از مردم عادی باشد ولی ایده آل نیست.البته اندک پزشکانی هم درآمد نجومی دارند. آیا علت وضع موجود فقط وزرا و دولتها هستند؟سیاستگذاران اصلی نقشی نداشته اند؟
آقای پزشکیان آبروی اصلاحات را بیش این نبر ؛ جنابعالی قشر حقوق بگیر را درک نمیکنی که حتی برای سرماخوردگی توان دکتر رفتن ندارند و در کشور روسیه که ابر قدرت دوم جهان است پزشکانش به اندازه ی یک معلم حقوق میگیرند و حقوق یک پزشک در روسیه چهار هزار روپیه است ولی پزشکان ایران ۶ ماه کار میکنند و ۶ دیگر سال را میرن آمریکا و پولهارو خرج میکنند و الان هر پزشک یک سلطان است و ...!!!
روفيه؟؟ روپيه يا روبل
داداش روسیه روبله نه روپیه.بقیه نظرت هم مثل همین .چشم نخوری.اسپنددودکن
پس بفرمائیدبجای دکتربگویندسلطان انوقت چه میشودچقدرسلطان مسئول داریم
به نام خدا
قابل توجه جناب آقای پزشکیان، نماینده محترم
با سلام
ایکاش وکلای رعایا، نه همانقدر که دغدغه مسائل صنفی خودشان! بلکه کمی هم به فکر مصائب اقتصادی توده ملت همیشه در صحنه را نیز داشتند!
با یک محاسبه ساده ریاضی در حد ابتدایی متوجه خواهیم شد که حداقل دستمزد دریافتی قشر کارگری از حدود 500 دلار به زیر 200 دلار در حال حاضر رسیده است!
افزایش سالانه دستمزدها بر اساس نرخ تورم جهانی هم به کنار!
استدعا میشود از مثال دستشوئی های داخلی استفاده نمائید که غالباً مجانی یا دست کم مبلغ پرداختی، بسیار پائین تر از انواع خارجه ها برای رفع حاجت میباشد!
نظر آقای دکتر پزشکیان واقعیت جامعه را بیان کرده است مگر چیزی بجز این واقعیت است؟
به آن نویسنده خام جوان بفرمایید با کلمات بازی نکنید. دکتر پزشکیان واقعیت را گفتند. ما هر روز علاقه به مهاجرت دربین همکاران جوان و پیشکسوت می بینیم. پیشرفت های پزشکی در طول سالیان متمادی حاصل می شود. حکومت ها می توانند حمایت کنند. دست از مقایسه ایران با 40 سال پیش بردارید.
چیه پزشک ها فکر می کنن تافته جدا بافته هستند والا تو دبیرستان نمرات ما که بالاتر بود و تیز هوش تر بودیم رفتیم رشته ریاضی فیزیک اونا رفتن تجربی توی دانشگاه هم هی انتگرال و دیفرنسیل شدیم مهندس برق با ادامه تحصیل به ارشد مگر چقدر حقوق می گیریم که این بزرگواران(دکتر عمومی) برای کمتر از 5 دقیقه ویزیت کردن و عموما 5 الی 6 تا نسخه ثابت به بیماران 90 هزار تومن می گیرن
چرا دائما مردم و مسئولان دارن خودزنی میکنند زندگی درکجای این مملکت برای پزشکان سخت و مشکل بوده . لااقل جناب پزشکیان خوب می دانند زندگی و کار درکشورهای دیگر به این راحتی که می فرمایند نیست . نه مالیات می دهند نه عوارض و با انواع سوبسیدهای در این کشور زندگی میکنند در کدام کشور خارجی به این گشادی میشود زندگی کرد البته زندگی برای مردم واقعا سخت است اما دلیل بر خودزنی نمیشود
سلام
خواهشمندم به آقای پزشکیان بفرمایید بنده به عنوان یک استاد دانشگاه، فارغ التحصیل از دانشگاه شریف، با پانزده سال خدمت به ازای هر ساعت تدریس، هشتاد هزار تومن میگیرم، درصورتی که همکاران شما به ازای هر پنج دقیقه ویزیت دوبرابر من دستمزد شان هست، بماند درآمد های چند صد میلیونی از اتاق عمل و بیمارستان های خصوصی و کارانه و ....
انسانیت شان کجا رفته، اگر وضعیت مملکت خوب بشود باید برای همه خوب بشود، اگر بد باشد همه باید کنار هم تحمل کنیم، از وضع موجود راضی نیستیم ولی از زیاده خواهی و متمایز کردن خود و خدمت خود ناراضی تریم. بجای این حرف ها اگر انسانیت تو برخی از این پزشکان حاکم بود الان باید ساعاتی از روز یا هفته رو به ویزیت رایگان اختصاص میدادن ، نه هرکسی مراجعه کرد رو مثل یه کیسه پول ببینن که مدتی ازش پول دربیارن.
موفق باشین
رفتی چهار واحد درس خوندی دوتا مقاله در ا اس ا چپوندی و خودتو معلوم نی چطور استاد جازدی انتظار داری چی بهت بدن؟
خودتو با پزشک متخص که دوازده سال علاوه بر درس خواندن در بیمارستانهای دولتی حمالی کرده مساوی میدونی؟
در ضمن تو اگر میتونستی حتما میرفتی پزشک میشدی نتونستی حسادت میکنی؟
تازه در کشوریکه لنت ترمز پراید را هم درست حسابی درست نمیکنه شریفش به جه دردی میخوره
شمارانمیدانم ولی فرزندان بعضی دوستان ما که همگی فارغ التحصیل دانشگاهشریفند وازبختبد روزگاردرامریکا دکتراگرفته ومشغول کارندودرآمدماهانه ای بین ۲۵تا ۳۵ هزاردلاردارند البته براساس هزینه انها مالیات کسر میشو د ودراینجا اساتیدی ازدانشگاه شریف میشناسیم که کارآفرینان قدرت مندی هستند وسالانه چندین میلیاردتومان درآمددارند
آقای دکترررررررررررررررررررر پزشکیان!!!! 1- بانیان وضع موجود آیا کسی غیر از شما و کاندیدای شماست؟
2- در همان خارج از کشور مثلا سرزمین آمال و آرزوهای شما یعنی آمریکا آیا یک پزشک می تواند روزی 60 تا 70 مریض ویزیت کند؟ یا روزی چند عمل جراحی داشته باشد؟
3- در آنجا پزشک برای مثلا 20 دلار حق ویزیت نیم ساعت برای مریض وقت می گذارد، آیا اینجا برای 3 دلاری که می گیرد بیشتر از 5 دقیقه وقت می گذارد؟
این سوال و ده ها سوال دیگر که مجال آنها در اینجا نیست. فاتحه کشور رو خوندید و از همه هم طلبکارترید.
پاسخ به ناشناس 11:22> ببخشید ناراحتتون کردم دکتر جان. کی به کیه میگم از حالا برای پنج دقیقه ویزیت شما هم 350 دلار بزنند. مالیات هم نمیخواد بدی..
بیست دلارحق ویزیت شاید منظورت افغانستان است چون اگرنمیدانی بدان درآمریکا حق ویزیت پزشکان آزاد متخصص ۳۰۰ دلاروفوق تخصص ۴۰۰ دلاراست بیست دلارمزدیک ساعت کاریک کارگرغیرماهر است البته بیمه ها که درمراکز دولتی واموزشی ویزیت میشوند پول کمتری برای ویزیت میدهند آنهم بمراتب بیش از بیست دلار درآمریکا واروپا درمان بسیارگران است فقط افرادبالای ۶۵ سال بیمه ارزان دارند
ماشین های چند میلیاردی و خونه های چند ده میلیاردی و مطب های چند ده میلیاردی پزشکان و سهام کلان شون در بیمارستان های خصوصی و آزمایشگاه ها و تحصیل فرزندانشان در خارج و ماشین های چند میلیاردی زن و بچه هاشونو و سفرهای سالانه ی اروپاشونو باور کنیم یا حرف های آقای پزشکیان رو؟
کاش میشد پاسخهای به نظرات رو هم لایک (تایید مثبت) کرد.
بسته به عقل شما داردهرچه میخواهی باورکن یانکن حقیقت راه خودش رامیرودوشماعقب میمانی البته بهمین دلائلی که شما گفتی متقاضیان رشته های تخصصی پزشکی کم شده و مها جرت درپزشکان بالا رقثه وپزشکان برجسته وباسواد رخت رحلت برکزیده اند شاید هم عقلشان کم شده ازبسکه اینجا زندگی لاکجری دارند خدا همه مارا عقل درهد
اینکه می شود به حرفهای پزشکیان ایراد وارد کرد به کنار ولی موضوع مهاجرت کادر پزشکی که در شش سال اخیر تشدید شده است هم قابل کتمان نیست
اکثر حرفهایش درست است. واقعیت میدانی غیر از آن چیزی است که شما می گویید. الان بسیاری از صندلی های فوق تخصص حتی در دانشگاه تهران خالی مانده است. طبیعی است که در سالهای آینده فوق تخصصی نخواهیم داشت و آنها که هستند درجه یک نخواهند بود. فاجعه ای بزرگ در سلامت مردم در سالهای آینده خواهیم داشت که اگر چشمان خود را باز کنید از الان می بینید
قسمتي از صحبت هاي جناب پزشكيان صحيح است. در صد پزشكاني كه درآمدهاي آنچناني دارند بسيار كم است. ضمن اينكه كوبيدن پزشكان طي يكي دو دهه اخير سوژه ثابتي بوده براي حاكميت.
ولي ابدا صحبتي از مثلا داروسازان و دندانپزشكان كه درآمدهاي به مراتب بالاتري دارند نيست!!
کار حماس نشون میده چرا چاقو نباید دست بچه داد هم خودشو خونی میکنه هم بزرگتراشو.
کسی خرده نمی گیرد که پزشکان بایستی حقوقی در خور داشته باشند اما آیا مردم عادی می توانند از عهده درنان خود برآیند اگر حمایت دولت نباشد،من برای جراحی لاپاراسکپی کیسه صفرا مراحعه کردم ولی پزشک در خواست ده میلیون تومان هدیه کرد و با تمام خطراتش بنده از عمل منصرف شدم با انکه بیمه تکمیلی دارم .این وظیفه دولت هست رفاه نسبی و شرایط نسبی فراهم کند، چرا باید مدیریت اینقدر ضعیف باشد که اقشار مختلف مهاجرت کنند.
عمرا جنگی صورت بگیره
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.