آخرین خبرعکس العمل دانش آموزی که از رهبر انقلاب نامه دریافت کرد
2بازدید

ماجرای مرد نمک‌نشناس و همسر فداکار!

من و معصومه زندگي بسيار شيريني را با حمايت هاي پدرش آغاز کرديم و صاحب پسر شيرين زباني شديم که امسال به مهد کودک مي رود. همسرم، زني بسيار باوقار و فهميده است و حتي با خيانت و ظلم بزرگي که در حق او کرده ام دلداري ام مي دهد و مي گويد انسان جايزالخطاست و غصه نخور همه چيز درست مي شود. کاش مي مردم و اين روزها را نمي ديدم.

خراسان: مرد جوان در دايره اجتماعي کلانتري مصلي مشهد داستان تلخ و عبرت آموز زندگي خود را اين گونه تعريف کرد: ۳۳ سال سن دارم و ۸ سال قبل با دخترعمويم ازدواج کردم. پدر همسرم به عنوان هديه عروسي يک واحد آپارتمان براي ما خريد و يک دستگاه خودرو سواري هم زير پايم انداخت.

من و معصومه زندگي بسيار شيريني را با حمايت هاي پدرش آغاز کرديم و صاحب پسر شيرين زباني شديم که امسال به مهد کودک مي رود. همسرم، زني بسيار باوقار و فهميده است و حتي با خيانت و ظلم بزرگي که در حق او کرده ام دلداري ام مي دهد و مي گويد انسان جايزالخطاست و غصه نخور همه چيز درست مي شود. کاش مي مردم و اين روزها را نمي ديدم.

در اين لحظه صداي هق هق گريه مرد جوان بلند شد. او پس از مکث کوتاهي ادامه داد: يک روز براي خريد از خانه بيرون رفته بودم که زني بزک کرده در مسير راهم قرار گرفت و دست بلند کرد. من ناخودآگاه پايم را روي پدال ترمز فشار دادم و او را سوار کردم.

سوسن با لبخندي شيطاني روي صندلي جلو خودرو در کنارم نشست. او پس از طي مسافت کوتاهي گفت: اگر وقت داري برويم و با هم گشتي بزنيم. من به چشمانش نگاهي کردم و جواب دادم: امشب ميهمان دارم و بايد زودتر به خانه برگردم.

سوسن شماره تلفن همراهش را روي تکه کاغذي نوشت و به دستم داد و به اين ترتيب بود که من اسير هوس هاي شيطاني ام شدم و با او رابطه پنهاني برقرار کردم. مدتي گذشت و از عذاب وجدان شب ها خواب راحت نداشتم خيلي پشيمان شده بودم و مي خواستم به اين رابطه شوم خاتمه بدهم اما سوسن ۵ ميليون تومان پول به حسابم واريز کرد و گفت: قرار است حدود ۲۰۰ميليون تومان سهم ارث از پدرش بگيرد و چون نياز مالي به کسي ندارد ما مي توانيم با ازدواج موقت، سال هاي سال همدم و مونس هم باشيم.

با شنيدن اين حرف وسوسه شدم و عقلم را باختم. من با او به طور موقت ازدواج کردم و چند هفته از اين ماجرا گذشت تا اين که يک روز گفت قصد خريد يک باب آپارتمان دارد.متاسفانه با اعتمادي که به سوسن پيدا کرده بودم همراهش به بنگاه رفتم و يک خانه براي او خريديم. اما ۲ برگ چک به مبلغ ۴۸ميليون تومان به تاريخ يک ماهه از دسته چکم کشيدم تا همسر مخفي ام مبلغ مورد نظر را به حسابم واريز کند و من ساده لوح، نقش خود را به عنوان شوهر، خوب بازي کرده باشم.

بعد از انجام اين معامله، سوسن گفت: خاله اش در تهران بيمار است و براي چند روز بايد به ديدنش برود. مي خواستم به بهانه ماموريت همراهش بروم اما او گفت مرخصي ات را نگه دار تا با هم به شمال برويم.او رفت و ديگر هيچ خبري نشد و گوشي تلفن همراهش نيز خاموش بود. از اين برخورد به شک و ترديد افتادم تا اين که چند روز قبل از بانک زنگ زدند و گفتند ۴۸ميليون تومان چک هاي شما برگشت خورده است.

با تعجب و نگراني موضوع را پي گيري کردم و متوجه شدم سوسن خانم چند روز پس از خريد خانه، منزل را به فرد ديگري فروخته و با نقد کردن پول آن به خارج از کشور فرار کرده است.من با اعلام شکايت شاکيان پرونده دستگير شده ام و معصومه نيز فهميد که چه دسته گلي به آب داده ام. گرچه همسرم گفت خانه اي که پدرش براي مان هديه خريده را براي پرداخت بدهي هايم مي دهد و نمي گذارد پشت ميله هاي زندان بمانم.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.