تابناک بررسی می کند
درباره فرهنگستان پیر زبان و ادبیات فارسی؛بودجه سالانه برای واژه تصدانه!
فرهنگستان زبان فارسی بارهاو بارها در طول حدود 90 سال تلاش، کلمات زیبا و دقیقی را در برابر معادلهای خارجی انتخاب کرده اما مدتهاست که بسیار از این انتخابها نه تنها جا نمیافتند، که بساط شوخی و نشاط را فراهم میکنند.

به گزارش سرویس فرهنگی تابناک؛ دوباره واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی سر و صدای زیادی بر پا کرده. این بار موضوع بر سر کلمه پیکسل است که فرهنگستان گفته از این پس به جای «پیکسل» بگوییم: «تصدانه».
از کی فرهنگستان راه افتاد؟
از اواخر دوره قاجار و حتی اوایل دوره پهلوی که ارتباطات با دنیای خارج از ایران خیلی بیشتر شد، کلمههای خارجی کمکم وارد دایره زبان فارسی شدند. دقیقا مثل همین امروز که ما از کلماتی مانند پیکسل، کامپیوتر، سینما، موبایل و... استفاده میکنیم. دلنگرانی ادبا و انجمنها و محافل ادبی ریشه اصلی شکلگیری چنین مرکزی بود که اتفاقا دلنگرانی درستی هم بود. که اگر فرهنگستان نبود، دایره واژگان کلمات بیگانه در فارسی خیلی بیشتر از آنچه امروز هست، میشد.
اولین جلسه رسمی «فرهنگستانِ اول» ۱۲ خرداد ۱۳۱۴، در دوره نخستوزیری محمدعلی فروغی تشکیل شد. رئیس فرهنگستان اول آقای فروغی بود و 24 عضو پیوسته، یکی از یکی مهمتر: ملکالشعرای بهار، سعید نفیسی، علیاکبر دهخدا، بدیعالزمان فروزانفر، علیاصغر حکمت، محمود حسابی، و... اعضای وابسته فرهنگستان اول چه کسانی بود؟ آنها هم از بزرگترین ادبیان و پژوهشگران و دانشمندان زمان خودشان: محمدعلی جمالزاده، ابراهیم پورداود، عباس اقبال آشتیانی، علیاکبر سیاسی و...
فرهنگستان راه طولانی و پرفرازو نشیبی را طی کرده، بارها تعطیل شده، نقل مکان کرده، اما الان چند سالی است که در بزرگراه حقانی، در نزدیکی کتابخانه ملی، در بنایی 5 طبقه، جای ثابتی پیدا کرده.
ما چه کلمات تصویبشدهای از فرهنگستان را پذیرفتهایم؟
ما یعنی عامه مردم. یعنی همه ایرانیها. یعنی حافظه زبانی و ذهن ما یک کلمه جدید را جای کلمهای بیگانه بپذیرد و حاضر باشد که از آن استفاده کند. بیایید از چند سال اخیر مثال بیاوریم. درست است که کلمه «پیامک» به جای sms تصویب شد، اما راستش هنوز خیلیها همان اس ام اس را میگویند و در مقابل بعضیها اگر بگویی پیامک (که اتفاقا کلمه کوتاه و زیبایی است) لبخندی میزنند و جواب میدهند: «چقدر شما ادیبانه حرف میزنی!» و حتی آن را بیشتر به ادبیات مجریهایی نسبت میدهند که انگار جدا از مردم کوچه و بازار هستند و باید طبق یک سری قواعد زبانی حرف بزنند. کلمه «تلفن همراه» به جای موبایل هم همین وضعیت را دارد. فقط بعضی از ما در مکالمات روزمرهمان میگوییم تلفن همراه. وگرنه، در لحظهای که عجله داریم و به دوستمان میخواهیم بگوییم به خودم زنگ بزن (و نه مثلا به شماره خانه یا محل کار)، در هاگیر واگیر رفتن میگوییم: «به موبایلم زنگ بزن.» تا حالا شده شما در چنین شرایطی بگویید: «به تلفن همراهم زنگ بزن.»؟ این مثال را آوردم، تا بگویم که در بحران است که آن صورتِ ثبتشده از کلمه، در ذهنمان زنده میشود و از همان استفاده میکنیم. شاید یک دلیل همهگیر نشدن تلفن همراه در گفتوگوهای روزانه (و نه رسانه صدا و سیما و نه برگههای پرکردن مشخصات بانکها و ادارات) این باشد که یک کلمه مرکب است و خودش از دو کلمه تشکیل شده اما موبایل صرفا یک کلمه است و استفادهاش آسانتر و راحتتر.
اما همیشه وضعیت انتخاب واژهها این طور نبوده. درباره کلمه یونیورسیتی، همین فرهنگستان زبان فارسی بود که کلمه «دانشگاه» را انتخاب کرد و بعد هم دانشکده. و این دو کلمه به خوبی هم در زبان فارسی جا افتاده و هم در ذهن ما. همانطور که کلماتی مثل: دادگستری، دادگاه، شهرداری و... لطفا اولین نقدی که میخواهید بگیرید، این نباشد که خب، سالهاست از تصویب این واژهها گذشته و به مرور زمان همه آن را در ذهنشان ثبت کردهاند و نسل جدید کلا همین را شنیده و اصلا یونیورسیته را نشنیده. این موضوع جای بحث طولانی دارد...
بیایید مروری داشته باشیم بر واژههای تصویبشده از سوی فرهنگستان که کاملا بین ما جاافتاده و چه بسا، خیلیها اصلا ندانند که این کلمه درستِ فارسی، حاصل تلاش استادان و پژوهشگران در فرهنگستان بوده:
|
کلمه تصویبشده |
لاتین |
حوزه تخصصی |
|
آب آشامیدنی |
potable water, drinking water |
[محیطزیست] آبی که برای نوشیدن دارای کیفیت مناسب است |
|
آبدار |
juicy, succulent |
[ فنّاوری غذا] ویژگی ماده غذایی که در بافت آن آب فراوانی وجود دارد |
|
آرامگاه |
Tomb |
[باستانشناسی] هر سازه مختص تدفین انفرادی یا جمعی مردگان |
|
آسایش |
well-being |
[علوم سلامت] داشتن زندگی خوب و احساس رضایت خاطر |
|
پیرگوشی |
presbycusis |
[ شنواییشناسی] کمشنوایی ناشی از کهولت |
|
پیشدستی |
side plate |
[ گردشگری] بشقاب کوچکی که در کنار بشقاب اصلی و کارد و چنگال برای گذاشتن نان قرار میدهند |
|
|
Carcass |
[فنّاوری غذا] جسد حیوان بهویژه چهارپا یا پرندهای که برای مصارف غذایی و استحصال گوشت کشتار میشود |
اینها فقط تعدادی از کلماتی بود که فرهنگستان تصویب کرده و در ۲۲مرداد ۱۳۹۰، محموداحمدینژاد در ک نامه خطاب به سازمانها و نهادها گفت که: «...در اجرای تبصره (یک) ماده واحده قانون ممنوعیت به کارگیری اسامی، عناوین و اصطلاحات بیگانه ـ مصوب ۱۳۷۵ـ و ضمن ابلاغ هشتمین دفتر فرهنگ واژههای مصوب فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی به شرح پیوست جهت اجرا انتظار دارد همه و در تمام سطوح توجه ویژه به این موضوع معمول نمایند.»
یک لیست طولانی و بلندبالایی هم پیوست به همین نامه میشود که کلمات با همین شکل در آن ارائه میشوند. این نامه و پیوستش را هم میتوانید با جستجو در گوگل پیدا کنید.
فرهنگستان آنقدرها هم بی اثر نیست...
یادمان باشد که وقتی نقد میکنیم، نقدمان منصفانه باشد. فرهنگستان درست است که گاهی کلمات نچسب و دوستنداشتنی تصویب کرده و ما مردم که باید از آنها استفاده کنیم، هیچجوره با کلمه ارتباط نمیگیریم و حتی مثل امروز که رسانههای جمعی بیشتر شده، این عدم علاقه راحتتر اعلام میشود، اما یک سری تهمتها را نباید باور کنیم.
مثل این که میگفتند فرهنگستان تصویب کرده که بگوییم: «درازآویز زینتی» به جای «کروات». یا کلمه «کشلقمه» به جای «پیتزا»، یا کلمه «دست به بوق» به جای «تلفن»، یا «خودروی بزرگ جمعی» به جای «اتوبوس» و...
این کلمات را هیچوقت فرهنگستان تصویب نکرده و صرفا یک شوخی یا حتی تمسخری بود که بین مردم رایج شده.
چه خبر از واژههای جدید؟
این روزها هم مثل چند ماه گذشته، وقتی فرهنگستان زبان و ادب فارسی واژه جدیدی را از سوی کارگروه واژهگزینی معرفی کرده، بازار شوخی با آن داغ شده.
واژه «تصدانه»، جایگزین واژه خارجی «پیکسل» است که به تاکید نسرین پرویزی، از ترکیب واژههای pictures و element ساخته شده و معادل آن، تصویردانه میشود؛ اما، چون پیکسل، خلاصه و چکیده شده آن لغتهاست (pics+el)، تصویردانه هم شده: تصدانه!
اواخر مهرماه سال جاری بود که، خانم پرویزی در انتخاب واژه «گرایه» به جای ترند گفته بود: «چون ترند شدن به معنی آن است که امری در کوتاه مدت مورد علاقه مردم قرار میگیرد و به همین خاطر از گرایش استفاده کردیم و گرایه را ساختیم.»
یا کمی قبلتر که اعلام شد به جای واژه «چکاپ» باید از معادل «بهآزمایی» استفاده کنیم.
با این همه بودجه؟!
هر سال درباره بودجهای که به فرهنگستان زبان و ادب فارسی اختصاص پیدا میکند، بحثهای زیادی میشود. بودجه سال ۱۴۰۳ را ببینید:

البته که گاهی اوقات از سوی فرهنگستان شکایاتی میشود که همین بودجه هم کم است و حتی ما برای پرداخت حقوق به استادان دچار مشکل هستیم و.... بودجه ای با رشد خوبی در هر سال مواجه بوده است. یادمان باشد که واژهگزینی فرهنگستان این طور نیست که دو سه شخصیت از استادان بزرگ ما کنار هم بنشینند و یک واژه را تصویب کنند. بلکه فرهنگستان گویا۷۰ گروه تخصصی دارد که هر گروه بین شش تا هشت نفر عضو دارد و خلاصه، به نتیجه رسیدن یک واژه فرایندی طولانی را طی میکند. که البته میزان موفقیت آن، حرف دیگری است. همه اعضای فرهنگستان نیز از سال ۱۳۶۹ تا امروز، یعنی در ۳۵ سال، زیر نظر دو رئیس کار کرده اند و یکی از باثبات ترین مدیریت ها را در این نهاد شاهدبوده ایم.
هزینه واژه سازی
البته بد نیست بدانید که در سال ۱۳۹۵ هزینه ساخت هر واژه، چه رایج شود چه نشود، ۳ میلیون و ۲۵۰ هزار تومان اعلام شده است. حال باید عدد امروز را محاسبه کرد. می شود عددی در حدود ۵۰ میلیون تومان.
واژه های مصوب دیگر؛ آب گشت به معنای گشت و گذار تفریحی روی آب.
آب کاست محسوس؛ در معنی دفع آب از طریق ادرار، مدفوع و عرق.
آبکافت در معنای هیدرولیز.
آبگونپیراشامگی در معنی تجمع مایع آبگون (serous fluid) زلال در کیسۀ غشایی احاطه کنندۀ برونشامه قلب.
امانگاه شکار در همان معنی منطقه محافظت شده از شکار.
احتمال گیرش، در معنی احتمال وقوع حریق در محلی که ازلحاظ وجود مواد سوختنی مستعد حریق است.
اما این سوال را هیچ وقت نمیتوان از ذهنها پاک کرد: با چنین بودجه سنگینی، دقیقا خروجی غیر از عدد و رقمی و ملموس فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای پاسداری و توسعه این زبان و ادبیات چیست؟ چه اتفاقی در آنجا رخ بدهد که ما مردم عادی خوشحال باشیم که چنین بخش مهمی از بودجه صرف چنان فرهنگستانی میشود؟
به راستی چه مقدار بودجه برای ساختن واژهای به جای پیکسل آن هم با استفاده از واژه عربی تصویر و تلفیقش با واژه فارسی دیگری که نهایتا منجر به تصدانه می شود، باید هزینه شود؟ عجیب نیست اگر بپذیریم گاهی استفاده از ایده ها و واژه سازیهای مردم عادی جامعه، بسیار بهتر جواب می دهد، بودجه هم لازم ندارد. ضمن این که فرهنگستانی که اولین بار برای کاستن از کلمات عربی موجود در زبان فارسی ایجاد شده بود، حالا راحت ترین روش را در استفاه از انواع کلمات عربی می بیند تا این بار به مدد این زبان، با زبانهای دیگر مقابله کرده و از فارسی صیانت کند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
در این چند دهه اخیر به یمن نژادپرستی زیرپوستی و فرنگ دوستی بیشتر افراد فقط نسبت به استفاده از کلمات عربی حساس هستند و گرنه شما در بین افراد سلبریتی ها مخصوصا چقدر کلمات انگلیسی با افتخار آورده میشود در دانشگاهها هم همینطور حالا شما میخواهید برای پیکسل جایگزین استفاهده کنید تا وقتی این کلمات کوتاه باشد و ادای آ«ها ساده باشد استفاده میشوند
متاسفانه در ارتباط با فرهنگستان و موضوع واژه گزینی هر کسی بدون داشتن کوچکترین اطلاعات ادبی به خودشان اجازه میدهند نسبت به واژه های انتخابی اظهارنظر و گهگاه تمسخر هم بکنند !
البته این موضوع تمسخر کردن مربوط به امروز و دیروز نیست و در قدیم الایام هم بوده زمانی که فرهنگستان در زمان آقای صادق هدایت واژه باشگاه را به جای کلمه کلوپ پیشنهاد داد آقای صادق هدایت از جهت تمسخر این واژه جدید شعر زیر را سرود :
شد کلوپ و کافه و جایی و قبرستان کنون
باشگاه و داشگاه و شاشگاه و لاشگاه
و جناب عبدالله مستوفی در اعتراض به واژه جدید انتخابی فرهنگستان آنروزگار که دادگستری را به جای عدلیه پیشنهاد داده بود گفت : آقایان هر قدر که میخواهید باد به بیرق لغت دادگستری بکنید مردم عدلیه را برای اختصارش ترک نمیکنند و دادگستری شما با وجود اینکه وضع شده فرهنگستان هم هست روی کاغذ خواهد ماند ! اما امروز می بینیم که هم اثری از عدلیه وجود ندارد و هم کسی دیگر از بیرق استفاده نمیکند !
این آقایان که به نوعی ادیب و نویسنده درجه یک بودند با مردم عادی امروز که نه تنها ادیب و شاعر و نویسنده نیستند بلکه سواد درست و حسابی هم ندارند نمیتوانند در مقابل واژه های صحیح و موثر بایستاند !
بجای این حرفا برای واژگانی مثل سلبریتی، اکس، کلاس، رل، سینگل، ثمن، وجه، بیع، خیار، فسخ و ... معادل راحت و ساده بسازید.
البته که برابر پارسی سلبریتی میشه «چهره» که از سلبریتی راحتتر هست. «چهرههای اینستاگرامی، چهره فضای مجازی، چهره سینمایی، چهره موسیقی، چهره هالیوودی»، خیلی سریعتر و راحتتر هست تا اینکه بگی «سلبریتیهای هالیوود! سلبریتیهای اینستاگرامی»
اکس هم میشه «قبلی» ولی اساتید اگه بتونن واژه سادهتر و کوتاهتری اختراع کنن نسل جوان هم ازش استقبال میکنن
ما قدیم درس خوندیم الان کتابهای درسی رو نمی توانم بفهمم لغتنامه لازم میشه
هدف پر اخت پول ملت به خودی ها وحذف یشه های فارسی وجایگزینی آن با واژه های عربیه
نوردانه ، خوب نیست ؟
برای خیلی از مردم ایران دختر داشتن شده هزینه .
یعنی باید پدر خانواده در فکر تهیه جهیزیه برای دخترش باشه با کلی قرض و وام.
ولی برای بعضی ها هم دختر داشتن شده نان خانه...
به زبان های غیر رسمی هیچ اهمیتی نمی دهند!!!!
دانه هم ترکی است نه فارسی.
حیف حتی یک ریال که هزینه شود برای این مثلا فرهنگستان ...................
به نظرم هیچ تناسبی جز یک ترجمه و ادای نامفهوم ندارد. پیکسل را رنگدانه ترجمه بکنید بهتر در فهم مردم جا می افتد
رنگدانه معنی دیگه ای داره.
به معنی مواد رنگی زیستی توی سلولهای موجود زنده میشه فکر کنم.
فرهنگستانی که تشخیص نداد تلفن وموبایل هردو واژه خارجی است وادای کلمه پیکسل از تصدانه سهلتر وزیبا تر است راستی چرا واژه دوچرخه ویخچال ونیمکت وتخته سیاه وهواپیماو...در بین مردم جاافتاد ولی یک نفر نمیگوید اسانبر وبالگرد ورایانه و...
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سِکندری داند
نه هر که طَرْفِ کُلَه کج نهاد و تُند نشست
کلاهداری و آیینِ سروری داند
هزار نکتهٔ باریکتر ز مو اینجاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند ...
به این واژه ها که در دوره های قبل ساخته شده توجه کنید چقدر زیبا که هزارانند
عدلیه= دادگستری
دادنامه
دادیار
دادگاه
دادستان
..... پادمان
پادگان
سرگرد
سرهنگ
ستاد
پایش
پانیذ
هواپیما
هوابرد
هوا ساز
پرنده
پرواز
مهماندار
فرودگاه
راه آهن
ایستگاه
پیمایش
علم=دانش
دانشگاه
دانش آموز
دانشجو
دانشکده
دانشمند
آزمایشگاه
تصدانه اوج بی سلیقگی .......
از ادیبان انتظار یاری داشتیم !!!!!
معادل رزولشن - رج شمار پیشنهاد می شود... یک اصلاح قدیمی و باستانی فارسی برای درشتی و ریزی بافته های نفیس ایرانی .......
برای پیکسل هم به همین مناسبت رج یا رج دانه یا رج خانه خیلی از تصدانه مناسبتر است بدون شک !!!!!!
برا ملت نون نداره برا اعضا اب داره
یک سایت خصوصی مثل abadis با مشارکت مردم خیلی بهتر از اینها داره عمل میکنه.
از طرفی از واژههای موجود در گویشهای شهرهای مختلف میتوان استفاده کرد.
تلفن همراه=گوشی
«تصدانه»، بسیار بد سلیقه ..... ما ایرانی ها همیشه فارسی لغت پیکسل را داشته ایم .... در صنعت فرش برای بیان ریزی و درشتی بافت فرش و تصویر نقشه فرش از - رج شمار - استفاده می شود امروز هم برا ی بیان درشتی و ریزی تصویر دیجیتال باید از همین کلمه رج شمار یا رگ شمار بجای تصدانه استفاده شود
کش لقمه به جای پیتزا
۱) چاه آب است یا چاه نان ؟
۲) کوتاهی کلمه باعث رواج مردمی کلمه می شود
در برخی موارد پسرفت هم داشته ایم. در کتاب های مدرسه در سال های قبل برای ترکیبات شیمیایی با اینکه واژه خارجی بود، ترکیب به صورت فارسی درآمده بود. الان ترکیب هم خارجی شده است. برای ما "دی اکسید کربن" و مشابه آن آشنا و مورد استفاده بود. الان به آن می گویند "کربن دی اکسید".
هر گونه دستكاري در زبان و ادبيات فارسي كنوني نوعي خيانت به زبان و ادبيات فارسي و كشور هست
تلفن همراه: خود تلفن انگلیسی هست پس بهتره به جای ترکیب یک واژه انگلیسی و یک پارسی همون تک واژه موبایل رو استفاده کنیم.
یکی از کارهای فرهنگستان ساخت واژه هست فرهنگستان چندین گروه پژوهشی داره اینطور نیست که فقط واژه بسازن
یک سایت بکذارند و همه در خصوص یک کلمه خارجی نظر بدهند از هوش مصنوعی نیز استفاده شود و یک کمیته از بین انها یک واژه را انتخاب کند با 50 میلیارد تومان اینکار را به بهترین شکل می توان انجام داد کلمه هر پیشنهاد دهند که انتخاب شد جایزه مناسب تقدیم می شود
گروه حدادعادل و غیره هم به پستهای دیگر خودشان می رسند
جوری با مردم رفتار نکنید که انگار مردم برده هستند و موظفند دستورها و ابلاغ های شماها را بدون چون و چرا انجام بدن به نظرات اکثریت مردم توجه کنید احترام بذارید و اجرا کنید
بودجه را بچسب
عکسه چطوره
۱.به نظر میرسد مهمترین نکته زمان معادل سازی است. یعنی قبل از اینکه یک واژه بیگانه در جامعه جا بیفتد فرهنگستان باید معادل آن را پیشنهاد دهد، نه بعد از آن که واژه بیگانه جا افتاد که دیگر عوض کردنش در زبان روزمره خیلی دشوار است
۲. با این حساب، جایگزین کردن واژه های عربی یا اروپایی رایج در زبان فارسی(چه انگلیسی و چه فرانسوی) نه میسر است و لازم! فعلا باید بکوشیم که واژگان جدید بیگانه وارد زبان روزمره نشود.
فارسی که زبان نیست
استاد والامقام پس فارسی چیه؟
نکنه لهجه است یا گویش ؟
چرا استراتژی فرهنگستان این است که حتما از کلمات موجود استفاده کند؟ چرا به وزن کلمات توجه نمی کند.
مثلا وقتی کلمه "مچ" استفاده شد (محل تقاطع دست) اجداد ما آمدند و دنبال کلمات قبلی گشتند که به هم بچسبانند؟.خب چه اشکالی دارد که مثلا در همین مورد مسخره پیکسل بیایید بگویید لل بروزن مچ. (جالب است بدانید که در کره ای مچ می شود مک). حتما باید کلمه اختراعی یک دنیا معنی داخلش داشته باشد؟ فکر کنم اگر قرار بود فرهنگستان برای مچ لغت بسازه ممکن بود بشود دستارنج چسبان!
واژه ای پیشنهاد کردم ولی نپذیرفتند. در حالی که واژگان دیگری با همین ساختار بفراوانی بکار میرود.
پولی نمیخواهم.
من رای دادگستری بهم دادن بردم پیش مترجم زبان عربی برام ترجمه کرد به عربی ساده تر تا بفهمم چی نوشتن تازه فارسی هم نشد، میتونن از لحجه های محلی برای گزینش بهتر استفاده کنند ،
دراز آویز زینتی !!!!!!!!!!!
تعطیلش کنید ، یه وبسایت بگذارین هر کس برای هر کلمه ای بتونه کلمه پارسی بسازه و بعد ملت به اون کلمات رای بدن و هر کلمه ای که رای آورد بشه جایگزین اون کلمه خارجی..... و تامام.
(صد میلیارد تومن در سال (به ازای هر ایرانی 1400 تومن در سال) عددی نیست ولی مشکل اینجاست که کارکرد این فرهنگستان از این عدد خیلی خیلی خیلی خیلی کمتر است)
به نام خدا پس مشخص شد فقط مشکل فرهنگستان زبان و ادب فارسی با زبان انگلیسی هست وگرنه جایگزین بیش تر واژگان پیشنهادی واژههای عربی است نه فارسی
سلام
دهه هفتاد که تازه موبایل اومده بود من منشی یک اداره بودم و رئیس گفت مثلا آقای'فلانی رو بگیر صحبت کنم من با اداره آن شخص تماس گرفتم منشی ایشون گفتند نیستند با همراهشون تماس بگیر من هم بدون اطلاع از کلمات جدید خیلی جدی گفتم همراهشون کیه !!!! که ایشون کلی خندیدند و گفتن تلفن همراه!!!!!
خاطره بامزه ای بود اما دردناک
چون کلمه دو بخشی انتخاب شده این اشتباه صورت گرفته
فکری هم بکنید برای سواد ادبیات نسل جدید. واقعاً نمیدونم معلم های ادبیات بیسواد هستند یا دانش اموزان به آموختن بی توجه اند. نمونه ای از املاء هایی که در تابناک در ستون نظرات می بینیم این گونه هستند، مسعول جرعت غریضه معظل…..!!!
در کشورهای ..... از درآمدهای شخصی کامپیوتر اختراع میکنند
در اینجا از بیت المال پول میگیرن لغت برای کامپیوتر اختراع کنند ) !!!!
شخصا از خیلی از این اسامی بدم میاد و مسخره است و به قول اون دوست بالایی، اگر "ک" و "ه" رو از اینا بگیری دیگه نمی تونن کلمه بسازن، ولی از این یه دونه کلمه آخری "تصدانه" خوشم اومد خیلی هم بدک نیست
فرهنگستان در دو موضوع باید پاسخگو باشد یک آیا فقط کلمات انگلیسی بیگانه هستند یا هر کلمه ای غیر از فارسی؟ دوم بعضی کلمات به نام دانشمندان و محققان و به احترام آنها ثبت شده اند آیا جایگزین سازی اینها نشانه فرهنگ است؟
شهامت تعطیل کردنش را در این اوضاع وانفسا، ندارند.
هر آدم با وجدانی بود، خودش تعطیلش کرده بود
یاد ضرب المثل معروف افتادم
برای ما آب نداشته باشد، برای تو که نان دارد.
اینجوری یک عده نورچشمی دارن نون میخورن
علیرغم تلف کردن بودجه و هزینه و پولهای مردم بینوا ، برای مثلا فرهنگستان فارسی که ۷۰ ورصد آن ، برگرفته از زبان فصیح عربیه و زبان کاملاد مونتاژ شده است ، مردم کلمات و واژه های اصلی را همچنان بکار میبرند و وقعی به آن نمیگذارند ..من نشنیدم مثلا کسی به موبایل ، تلفن همراه و یا به هلیکوپتر ؛ چرخ بال بگوید .خودتان را خسته نکنید و بودجه مردم را به کارهای مفیدتر و اولویت دارتر خرج کنید.
، بال هلیکوپتر که نمیچرخه
بالگردنه چرخ بال
مشکل اصلی این است که خارجی ها اختراع و ابداع میکنند ما میخواهیم فقط نام فارسی بزاریم
وقتی خوتون تولید کردید اسم هرچی خواستید بزارید
برای بعضی واژه های سخت که تو زبان فارسی نمیچرخد خوبه ولی نه با این روال ، مثلا یارانه خوب جا افتاد مثلا پیامک جا نیوفتاد که هیچ ملت خودشون کردن پیام،
درود بر شما
دقیقاً مثل پیتزا الان ایتالیایی به آبگوشت یه واژه ایتالیایی بگه خوبه پیتزا قشنگیش به پیتزا بودنش هرچند ما کمی تغییر دادیم ولی اصلش همونه
ربطی نداره
کلی هزینه میشه بعد کلمات زشت رو جایگزین می کنن واقعا که کش لقمه
تصویب نشد
متن رو یهبار بخون! نوشته بعضی از واژه ها طنز بوده و مصوب فرهنگستان نیست. مثل همین کش لقمه
می تونستن بذارن "نورک"
میتونستن بذارن " ریز نور"
توی زمینه فیزیک نور به این کلمه بیشتر نیازه تا پیکسل
نوردانه هم بد نیست
احسنت که بدون هزینه خدا وکیلی بهترین که تا بحال میشد رو پیشنهاد دادی. احسنت
اگر "ک" مصغر و "ه" تانیث از فرهنگستان گرفته شود کارش لنگ می زند
کاف تصغیر درسته
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.