رفتن به محتوای اصلی
آخرین خبرآتش‌سوزی در فرودگاه بین المللی کویت
9بازدید
۲۴

تخت‌روان ۳۵ ساله روی دوش کارگران؛ امپراطوری که محجوب بود!

این خانه برای کارگران ایرانی هر چه نداشت، برای سردرمدارانش کلی ریاست و وزارت و وکالت به همراه داشت.

مهدی محمدی کلاسر*_ سی و پنج سال است که این خانه، خانه‌ی یک نفر است؛ یک نفر به علاوه شرکا . اسمش خانه‌ی کارگر است، اما کارگران عمدتا کارت عضویتش را می شناسند و کاندیداهایی که با رای آنها به محلس راه یافته اند.
 
علیرضا محجوب در میان سیاستمداران ایرانی از جمله چهره‌های محجوب به حساب می‌آید و شخصیت او حتی برای برخی از اصولگرایان مجلس دوره هفتم نیز قابل احترام بود. اما عجیب است که با چنین شخصیتی او حاضر نیست بالانشینی ۳۵ ساله خود را در خانه کارگر به شخصی دیگر واگذار کند؛ انگار یک جای کار سیاستمداران باید لنگ بزند.
 
محجوب، از آن سالِ دورِ هزار و سیصد و شصت و نه، تا همین امروز که نفس می‌کشیم، بر کرسی ریاست خانه کارگر تکیه زده است. گویی این صندلی، به تنِ او دوخته شده. گویی کارگران را جز به روزهای تمدید عضویت و پیامک‌های خشکِ پایان سال، حقی نیست.
تخت‌روان ۳۵ ساله روی  دوش کارگران؛ امپراطوری که محجوب بود!
 
خانه‌ی کارگر یا قلعه‌ی محجوب؟
کارگر که نمی‌داند این خانه برایش چه کرده است. اما خانه، خوب می‌داند که کارگر برایش چه کرده! چندین دوره مجلس، صندلی‌های گرمِ وزارت، راه انداختن رسانه‌ و کرسی های جهانی و ... .
 
آیا این خانه هنوز هم می‌تواند خود را تکان دهد؟ یا آن‌قدر در گِلِ روزمرگی فرو رفته که جز به فکر تمدیدِ عضویت‌ها نیست؟ بله، نمی‌شود گفت که هیچ نکرده‌اند. بالاخره در هر بن‌بستی، گاهی پنجره‌ای هم باز می‌شود. اما در برابر این همه اعضا، این همه نام، این همه ارتباطِ پنهان و آشکار با وزارتخانه‌ها و نهادهای جهانی، سکوتِ خانه کارگر، بلندتر از فریادِ کارگرانی است که هر سال، پیرتر و فقیرتر از پارسال به خانه می‌روند.
تخت‌روان ۳۵ ساله روی  دوش کارگران؛ امپراطوری که محجوب بود!
روز کارگر و یک هدیه‌ی ساده
آقای محجوب لطف عالی مدام و مستدام. اما به جای شعار و سخنرانی، یک هدیه‌ی ساده به کارگران بدهید: یک صندلی...صندلی را واگذارید! سی و پنج سال است که یک نفر بر اریکه‌ی این خانه تکیه زده. آیا انصاف نیست که کارگران، حتی برای یک بار هم که شده، صاحبِ خانه‌ی خود شوند؟ شما که دم از مردم‌سالاری می‌زنید، چرا در همین خانه، محافظه‌کارتر از کهنه‌ترین محافظه‌کاران ایستاده‌اید؟
 
و این تناقضِ تلخ...
آن‌ها که در سیاست، خواهان تغییر خوانده می‌شوند، در عمل، نگهبانانِ سرسختِ وضع موجودند. خانه کارگر، نمونه‌ی عینی این تناقض است. جایی که باید آینه‌ی دردهای کارگر باشد، خود به سنگری برای حفظ قدرتِ عده‌ای خاص تبدیل شده.
 
کارگران هنوز هم چشم به راهند. شاید روزی این خانه، واقعاً خانه‌ی آن‌ها شود. یا شاید هم روزی برسد که سنگِ گور این خانه را کارگران بر سردر آن بکوبند: "این جا روزی خانه‌ی کارگر بود!"
 
به راستی چرا این بودن شما، منجر به حال امروز کارگران شده است؟
 چرا انگار نیستید؟
 
تخت‌روان ۳۵ ساله روی  دوش کارگران؛ امپراطوری که محجوب بود!
صدای یک کارگر
آقای محجوب خدا قوت؛ این صدای یک کارگر است که پرسشی دارد؛  سالیان سال است که تو بر صندلی خانه کارگر تکیه زده‌ای، و من سی و پنج سال است روی زمین سرد کارگاه می‌خوابم. شنیده‌ام می‌گویند در بیست سالگی، پیشنهاد وزارت کار را رد کردی.
 
آقای محجوب! من در بیست سالگی با دست‌های تاول‌زده از کارگاه به خانه می‌آمدم. تو چرا رد کردی؟ مگر وزارتخانه جای بدی بود؟
 
در همین سی و پنج سال، من در حسرتِ یک زندگیِ آبرومند هر سال پیرتر، هر سال فقیرتر، هر سال خاموش‌تر... و فراموش تر..‌..
 
سریر نمایندگی، وزارت و ریاست شما و دوستانتان، روی سر ما بنا نهاده شد و ما، تخت روانتان را روی دوش و روی روانمان کشیدیم. حلالتان. روز کارگر هم بر شما مبارک. بابت همه ایده ها و اقدامتان نیز سپاسگزاریم. اما واقعا نمی خواهید کلید خانه را به صاحب خانه تحویل بدهید؟

*دبیر اجتماعی تابناک

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۲۱:۰۰

خیلی از صندلی‌ها تو کشور ما هست که مال شخص یا گروه ثابتی است
تازه اونهایی هم که از روی صندلی بلند میشن اغلب میرن روی یه صندلی دیگه و شاید بهتر میشینن . مثلاً اون آقایی که پزشک اطفال بود ولی سالها رو صندلی وزارت خارجه نشسته بود و بعدش هم .....

ناشناس۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۱۹:۴۱

ایشان برخلاف اسم شان چندان هم محجوب نبوده است. حداقل در مورد کارگران و بازنشستگان چنین نبوده است.

ناشناس۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۱۷:۱۲

در حاکمیت ایران تغییر و تحول صندلی توسط حضرت عزائیل انجام میگردد.

ناشناس۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۱۶:۲۴

همین نقد و مطالب رو هم درباره محمود خسروی وفا ریس پارالمپیک که از زمان ساسانیان در مسند هستند و دائم الپرواز خارجی هستند هم صدق می‌کنه

mostafa faraji۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۱۵:۱۲

تقریبا نیم قرن نتونستن یکی از 4رکن اصلی اولیه زندگی مردم مسکن خوراک آموزش درمان کارگرهارفع رجوع کنن تاتونستن پول گرفتن حرف وعده انشالله تحویل مردم دادن نیم قرن دیگه هم وضیت همینه

شهرام۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۱۴:۵۷

این تشکل خصوصیه اگر جذابیتی داشت مطمئن باش تا حالا از دستش گرفته بودن شما هم الکی گیر نده این پست محجوب مثل مدیریت ساختمونه که هیچکس گردن نمیگیره ولی همه هم زبونشون سر مدیر درازه

ناشناس۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۱۴:۱۸

تابناک جان، این شد خبر و گزارش، نه اخبار پایتخت 8

مهدی نژاد۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۱۳:۳۹

پول یامفت برای جیب کلیه اعضای آن و کارگر بدبخت که هم سهم می دهد ولی چیزی گیرش نمی آید و آیدی برای کارگران ندارد هتل و مراگز گردشگری برای خود و دیگران بغیر از کارگران زحمت کش هرکس در هر شغل عشقش را می کشد و جای نرم و خوشی برای ریاست و اطرافیان آن

ناشناس۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۱۳:۳۳

محبوبه. ولی کارش معیوبه

ناشناس۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۱۳:۳۱

این هم یکی از صدها مشکل کارگرانه. ممنون که بهش پرداختید

ناشناس۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۱۳:۲۱

یادمه بچه بودم پدر کارگرم حرف از رای برای محجوب میزد و میگفت وضعمون بهتر میشه. پدر مرد ولی فکر نکنم وضع کارگرها بهتر شده باشه، قطعا متاسفانه بدتر شده. ما از خیلی چیزها محروم بودیم، مثل مسافرت، تفریح، گردش. نباید واقعا اینطور باشه

ناشناس۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۱۳:۱۸

محجوب ضدکارگره

علیرضا حسینی۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۱۳:۰۴

مگه محجوب منصوب دولت و حاکمیت هستش؟؟
در گروه و جریان خودشون داره کار میکنه.
حتماٌ از عملکردش راضی هستن که مدام ابقا میکنندش.
مگه عسگراولادی و موسوس خویینی که دهه ها رییس گروهشون بودن تخم دوزرده کردن؟
باز لااقل محجوب صداش برای کارگرا در میاد و ادعایی هم نداره

علی۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۱۲:۵۶

سلام.بنظرم مشکل از محجوب نیست. توی اون نهاد بالاخره یک مجمع دارند که تصمیم میگیره.
وقتی تغییرش نمیدن یعنی میخوان همین شرایط ادامه داشته باشه.
البته من فکر میکنم محجوب در این مملکت جزو آدمهای نسبتاً موفقی هستش که با همه این مشکلات لااقل تابلوی کارگرها رو بالا نگه داشته وگرنه معلمها و کشاورزها و حتی کارمندان که حتی این رو هم ندارن!

مقدس۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۱۱:۴۷

دیدگاه اقای محمدی دبیراجتماعی تابناک درمورد اقای محجوب ورنجی که کارگران شریف دردوران مدیریت ایشان احساس کرده اند وایشان نه د جایگاه نمایندگی مجلس ونه درجایگاه دبیرکلی خانه کارگر اصولا فردبی ازاری که باهمه دولتها کنارمی امد وحالا من بعموان پدر یک کارگر تحصل کرده.به محض ورود به منزل. موردخطاب وسرزنش قرار بگیرم که مسئول وضع موجودم. من. که خودم هم زیرچرخ له شده ام وهیچ وقت کارثابتی نداشتم حالا بجای اقای محجوبها بجای اقای سرحدی زادها. واقای میدری ها. بایدبجای این افراد من پاسخگوباشم. درد بسیار منتها دراین مقال نمی گنجد.

ناشناس۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۱۱:۱۹

جالب ترین فرمایشی که از محجوب یادم هست خاطره محوی است از زمانی که قیمت دلار داشت بالا می رفت و فرمایشی داشت در مورد اینکه در بازار دلار تقلبی پخش شده و بعدا گفتند که قصدشان کم کردن تمایل به خرید مردم و ترساندن آنها بوده! خود این نوع بازی و فریب که مشکلی نیست بالاخره عادیه و زیاد در این مدت دیده ایم موضوع اصلی از نظر من اینه که ایشان که این همه مدت در مسند امور بوده نمی داند که خرید اشخاص حقیقی در بازار دلار در مقابل خرید حقوقی ها تقریبا صفر است

ناشناس۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۰۹:۴۴

ما که صد بار گفتیم تو کشور یه چند صد نفری هستن که تز این پست میرن اون یکی پست که اکثرشون هم سابقشون مشخصه.

ناشناس۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۰۹:۳۸

باز کارگرها یه سندیکایی دارند، کارشناسان دولت واقعا ظلم میشه در حقشون و هیچ جایی برای دادرسی نیست!

ناشناس۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۰۸:۳۱

این مشکل خیلی پست ها هست
که هیچ قانونی برایش نیست
نمونه بارز ریاست روزنامه کیهان و...
تغییر باعث اصلی پیشرفت

رضا۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۰۷:۳۹

متاسفانه در این چند سال اخیر کارگران زندگی خیلی سختی را پشت سر گذاشته اند

ناشناس۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۰۵:۵۴

محجوب ی دکون باز کرده برای خودش.کافیه یک بار برید اونجا ببینید.کارگر کیلویی چنده

ناشناس۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۰۲:۵۳

این بنده خدا برا کسی کاری نکرده اما بلند کردن و کس دیگه رو جاش نشوندن هم بخاطر کارگر نیست
یکی دیگه هوس صندلی کرده فقط

ناشناس۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۱۶:۵۷

حالا بقیه که چهارسالی یک بار فقط جابجا میشن چه گلی به سر کارگر و مردم زدن

ناشناس۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۱۳:۳۷

این حکایت تکراری تاریخ معاصر ایران است . به نام مردم آمدند ولی برای خود کار کردند و کسی هم بازخواستشان نکرد .

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.