توضیح معنای صحیح "غیر محدود" بودن خداوند در بیان اهل بیت
غیرمحدود بودن بودن خداوند به معنای غیر مقداری و غیر امتدادی بودن و در نتیجه جسم و مادی نبودن ذات قدوسی خداوند ـ جل و علا ـ است و نه به معنای امتداد داشتن ذاتش تا بی نهایت در جهات گوناگون (آن گونه که فلسفه و عرفان پنداشتهاند) چرا که چنین امتدادی از صفات موجودات مادی و جسم است ضمن آن که امتداد تا بی نهایت امری محال و غیر قابل تحقق است.
این معنای صحیح از نامحدود بودن خداوند در بیان اهل بیت علیهم السلام ارائه شده است. امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید:
لَیْسَ بِذِی کِبَرٍ امْتَدَّتْ بِهِ النِّهَایَاتُ فَکَبَّرَتْهُ تَجْسِیماً وَ لَا بِذِی عِظَمٍ تَنَاهَتْ بِهِ الْغَایَاتُ فَعَظَّمَتْهُ تَجْسِیداً بَلْ کَبُرَ شَأْناً وَ عَظُمَ سُلْطَانا (نهج البلاغة صبحی صالح ص ۲۶۹)
«خداوند بزرگى نیست داراى درازا و پهنا و ژرفا که از جسم بزرگى برخوردار باشد، و با عظمتى نیست که کالبدش بى نهایت بزرگ و ستبر باشد، بلکه بزرگى خدا در مقام و رتبت، و عظمت او در قدرت و حکومت اوست.»
در روایت فوق، عظمت و بزرگی خداوند به مفهوم نامتناهی بودنِ مقداری و از هر جهت تا بی نهایت امتداد یافتن، نفی شده و بیان شده که بزرگی خداوند به خاطر شان و ذات غیر مقداری و غیر مادی اوست که او را از هر گونه تشبیه و سنخیت و مماثلت با موجودات و هر چیزی منزه میسازد و او را در جایگاه خالق عظیم و قادر و حاکم بر هستی و جهان قرار میدهد.
بر اساس روایتی دیگر در اصول کافی، شخصی نزد امام صادق علیه السلام گفت: الله اکبر، امام از وی پرسید: خداوند بزرگتر از چه چیزی است؟ آن شخص جواب داد: بزرگتر از هر چیزی، امام فرمود: خداوند را محدود ساختی. شخص گفت: چگونه بگویم (و بزرگی خداوند را در ذهن بیاورم)؟ امام فرمود: بگو خداوند بزرگتر از آن است که به وصف و بیان در آید. (کافی ج ۱ ص ۱۱۷)
در این روایت شریف، امام بزرگی و نامتناهی مقداری را که خداوند از هر چیزی بزرگتر است و مثلا اشیاء حجم و اندازه محدودی دارند، اما خداوند از همه آنها بزرگتر است و تا بی نهایت ادامه و کِش پیدا میکند، نفی میکند و میگوید بزرگی بدان معناست که خداوند موجودی غیر مقداری و غیر مسانخ و غیر مجانس با دیگر اشیاء است و قابل توصیف و بیان با اوصاف مادی نیست و اگر قرار بود از جنس اشیاء باشد، موجودی مقداری و محدود میشد و اساسا قابل امتداد داشتن تا بی نهایت هم نبود، چرا که با برهان ثابت کردیم موجود مقداری و عددی بالذات محدود و در هر حالتی قابل افزایش است.
باز در روایتی دیگر شخصی از امام صادق علیه السلام میپرسد: خداوند چیست؟ امام میفرماید: شئ بخلاف الاشیاء، خداوند چیزی (موجود و حقیقتی) بر خلاف همه چیزهاست که نه جسم است و نه صورت و نه قابل دریافت و لمس است و نه با حواس پنج گانه درک میشود. (کافی ج ۱ ص ۸۱)
این که امام فرموده است خداوند چیز و موجودی بر خلاف دیگر چیزهاست، بدین معناست که خداوند با دیگر چیزها و موجودات در ذات و کنه تباین دارد. ذات خداوند، امری غیر مقداری و غیر مادی است و ذات و حقیقت هر موجود دیگری غیر از خداوند، مادی و مقداری است.
این معنا در روایتی دیگر از امام رضا علیه السلام چنین بیان شده است:
کنهه تفریق بینه و بین خلقه (توحید صدوق ص ۳۶)
«حقیت و کنه خداوند، جدایی او با آفریدگانش میباشد.»
یعنی او ذات و حقیقتی غیر مقداری و غیر مادی، و ماسوای او مقداری و مادی هستند؛ و این یعنی توحید تنریهی و منزه بودن خداوند از هر گونه مماثلت و مشابهت با غیر خودش.
توحید فلسفه و عرفان مبتنی بر انکار این دوگانگی و نفی تمایز ذاتی و وجودی بین خداوند و مخلوقاتش است و به صراحت از این که خداوند عین الاشیاء و کل الاشیاء است با عنوان نظریه وحدت وجود و موجود سخن میگوید و در نهایت به انکار آفرینش و نفی دو گانهای به نام خالق و مخلوق میرسد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ولی اگر به آیات قرآن (سوره النور آیه 35) توجه کنیم کاملا تایید وحدت وجود است. اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ...
البته این صحیح است که در قرآن ترکیب "الله اکبر" در این معنی که خداوند از همه چیز بزرگتر است نیامده ولی اصالت این جمله در اذان و اقامه را چه کنیم.
انسان تو عظمت کائنات مونده وای به حال عظمت خالق کائنات
اینجا حوزه نیست. به زبون ساده و با کلمات مردم صحبت کنید تا مردم هم متوجه بشن.
خیلی باعث تاسف است که نویسنده این متن، بافتهها و یافتههای خود را به اسم فلسفه و عرفان نوشته و سپس آن را محکوم کرده، اولاً قاعده بسیطالحقیه متعلق به ملاصدرا است و نه عرفا و صحیح آن چنین است: بسیط الحقیقة کلُ الاشیاء و لیس بشیءٍ منها، به معنای بسیطالحقیقه کمالات همه اشیا را دارد، در حالی که هیچیک از آنها نیست. اما وحدت وجود که متعلق به عرفا است یعنی وجود فقط خداوند متعال است و هرچه کثرت است، آیات و نشانههای او هستند. نویسنده خبر هیچ درکی از قاعده بسیطالحقیقه نداشته و سپس آن را به اسم وحدت وجود تصور کرده است. به قول حضرت امام خمینی، آن قدر که اسلام از این مقدسین روحانینما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگری نخورده است.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.