رفتن به محتوای اصلی
آخرین خبرادعای احتمال نزدیک شدن ایران و آمریکا به یک توافق
75بازدید
۱۳

سرنوشت عجیب قاتل امیرکبیر و نوادگانش

بازخوانی تاریخ/ حاجب‌الدوله؛ دستی که امیرکبیر را در فین خاموش کرد

عکسی که از او باقی مانده مردی را نشان می‌دهد که آرام ایستاده، عبا به تن، آن کلاه بلند قاجاری بر سر، دستش روی عصا؛ هیچ نشانه‌ای در آن قاب نیست از این‌که همین دست‌ها روزی فرمان مرگ بزرگ‌ترین اصلاح‌گر دوره‌ی ناصری را اجرا کردند. حاج علی‌خان مقدم مراغه‌ای، مردی که تاریخ بیشتر او را با لقب حاجب‌الدوله می‌شناسد، از همان طبقه‌ای بیرون آمد که در دربار قاجار وظیفه‌اش انجام بی‌چون‌وچرای اراده‌ی شاه بود، هرچند آن اراده به قتل یک صدراعظم ختم شود.

بازخوانی تاریخ/ حاجب‌الدوله؛ دستی که امیرکبیر را در فین خاموش کرد

به گزارش تابناک، پدرش، حسین‌خان مقدم مراغه‌ای، تاجری اهل مراغه بود که راهش را به دربار عباس‌میرزا نایب‌السلطنه باز کرد و با سمت پیشخدمت‌باشی، خانواده را از بازار مراغه به مدار قدرت تهران کشاند. خود علی‌خان از دوران محمدشاه وارد خدمت دربار شد و در سلطنت ناصرالدین‌شاه هم ماندگار ماند؛ کارنامه‌اش تنها فراش‌باشی نبود، حکومت خوزستان و لرستان را هم به او سپردند، بعدتر وزارت عدلیه، و باز بعدتر وزارت وظایف و اوقاف.

فراش‌باشی، برخلاف بار تشریفاتی اسمش، شغلی بود که رئیس فراشان دربار را مسئول اجرای مأموریت‌های محرمانه‌ی شاه می‌کرد؛ از تنبیه بدنی گرفته تا تبعید، و در موارد نه‌چندان نادر، قتل. حاجب هم کسی بود که مرز میان شاه و باقی مردم را تعیین می‌کرد. کسی که هر دو لقب را یک‌جا داشت، هم دسترسی به شاه را در دست داشت و هم ابزار اجرای فرمان‌های او را.

جمعه، هفدهم یا هجدهم ربیع‌الاول بود که علی‌خان فراش‌باشی، با صورتی پوشیده و همراه چند نفر دیگر، ناشناس وارد باغ فین کاشان شد. امیرکبیر، صدراعظمی که چند سال پیش از آن، در کوتاه‌ترین دوره‌ی صدارتش، نظام مالی و نظامی ورشکسته‌ی قاجار را زیر و رو کرده بود، در تبعید به سر می‌برد و بی‌خبر بود از این‌که فرمان مرگش، به خط ناصرالدین‌شاه، همان جوانی که خودش بر تخت نشانده بود، در جیب فراش‌باشی است. کار کمتر از چند دقیقه طول کشید. رگ امیرکبیر را در حمام زدند، و ایران یکی از معدود فرصت‌های اصلاح از درون خودش را همراه او از دست داد.
بازخوانی تاریخ/ حاجب‌الدوله؛ دستی که امیرکبیر را در فین خاموش کرد
تاریخ قاجار پر است از چنین دست‌هایی؛ فراش‌باشیانی که فرمان مرگ صدراعظم‌ها و شاهزاده‌ها را بی هیچ محاکمه‌ای اجرا کردند و بعد، به همان سرعت که خون ریخته‌شان فراموش شد، خودشان به رجال محترم دربار بدل شدند. علی‌خان هم از این قاعده مستثنا نبود؛ کسی مجازاتش نکرد، برعکس، لقب‌های ضیاءالملک و صنیع‌الدوله و سرانجام اعتمادالسلطنه یکی پس از دیگری به او رسید. با این حال او فقط مجری فرمان نبود. سفرنامه‌ای از سفر حجش برجای مانده، و کتابچه‌ای درباره‌ی تشریفات دربار نوشته که امروز از منابع کمیاب درباره‌ی آداب پذیرایی از هیئت‌های دیپلماتیک عصر قاجار به‌شمار می‌رود.

نسلی که از حاجب الدواله باقی ماند نیز مسیر عجیبی داشت. پسرش محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات ناصرالدین‌شاه شد و یکی از پرکارترین مترجمان و مؤلفان دوره‌ی قاجار از آب درآمد، نامی که هنوز در کتابخانه‌های تاریخ ایران دیده می‌شود. پسر دیگرش، عبدالعلی‌خان ادیب‌الملک، پدر محمدتقی‌خان احتساب‌الملک شد؛ و از خانه‌ی احتساب‌الملک دو برادر بیرون آمدند که هیچ‌کدام شبیه جدشان نبودند، حسن مقدم، نویسنده و دیپلمات، و محسن مقدم، کسی که بیش از هر عضو دیگر این خاندان نامش را از سایه‌ی حاجب‌الدوله بیرون کشید.

محسن مقدم را از کودکی به اروپا فرستادند. سه سال در فلورانس نقاشی خواند، بعد در پاریس زیر نظر باستان‌شناسان فرانسوی وارد رشته‌ای شد که در ایران آن روز‌ها تقریباً کسی نمی‌شناخت، و مدتی هم در هیئت باستان‌شناسی فرانسوی شوش و موزه‌ی ایران باستان کار کرد. سال ۱۳۱۵ با سلما کویومجیان، باستان‌شناس ارمنی‌تبار، ازدواج کرد و به ایران بازگشت تا بخشی از دانشکده‌ی هنر‌های زیبای دانشگاه تهران را از صفر بسازد. آرمی که هنوز بالای سردر آن دانشگاه دیده می‌شود، طرح اوست؛ لباس فارغ‌التحصیلی دانشجویان را هم او طراحی کرد؛ و شارل دوگل، رئیس‌جمهور فرانسه، نشان لژیون دونور را به او داد، نخستین‌بار که این نشان به یک ایرانی رسید. به روایتی حتی ریاست همان دانشگاهی را که در ساختن هویت بصری‌اش این‌قدر نقش داشت خودش برعهده گرفت؛ روایتی که اگر درست باشد طنز تلخی دارد، نبیره‌ی مردی که با فرمان یک شاه جان یک مصلح را گرفت، در همان کشور روی صندلی نهادی نشسته که قرار بود نسل بعدی مصلحان را بسازد.
بازخوانی تاریخ/ حاجب‌الدوله؛ دستی که امیرکبیر را در فین خاموش کرد
نکته‌ای که درباره‌ی محسن مقدم نقل می‌کنند از این هم گزنده‌تر است. گفته‌اند خودش زمانی اعتراف کرده بود که هرگز نخواسته صاحب فرزند شود، چون دلش نمی‌خواسته نسل جد خیانت‌کارش، همان فراش‌باشی فین، ادامه پیدا کند. اگر این نقل درست باشد، محسن مقدم شرمی را که خانواده‌اش هرگز به زبان نیاورده بود با سکوت یک زندگی بی‌فرزند جبران کرد. همان خانه‌ای هم که در آن بزرگ شده بود، آبان ۱۳۵۱، همراه تمام مجموعه‌ی عتیقه‌ها و کتاب‌هایش وقف دانشگاه تهران کرد؛ خانه‌ای که امروز به نام موزه‌ی مقدم شناخته می‌شود. جسم امیرکبیر را بی‌سنگ و بی‌نشان در امامزاده عبدالله به خاک سپردند؛ اما نام همان مردی که رگش را زد، هنوز روی سردر دانشگاهی نقش بسته که نبیره‌اش برایش آرم طراحی کرد.

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ممد ایرضا۱۴۰۵/۰۶/۱۸ ۰۸:۵۷

چند درس از این داستان
1.گناه پدر را برای پسر نمی نویسند
۲.انسانهای جوانمرد مثل عیسی مسیح ،علی، مالک اشتر ، تختی ، پوریای ولی، برای دشمنان خود هم طلب بخشش می کردند چه بسا امیر کبیر برای این مرد در حالیکه داشته رگ دستش را میزده طلب بخشش کرده
۳.تاثیر آموزش و پرورش و اینکه« بگو با کیان زیستی تا بگویم که تو کیستی»
بورس خارج کشور
مربی خارجی و....

Mehdi۱۴۰۵/۰۶/۱۶ ۱۲:۲۱

کاشکی میشد اسم خاندان قاجار و از تاریخ ایران حذف کرد،خاندانی که بزرگترین خیانتو به ایران کرد،خاندان هوس باز،حالا خداروشکر زنای زمان قاجار مثل الان رنگ و لعاب دار نرودن وگرنه یه استانم از ایران باقی نمیموند

ایرانی۱۴۰۵/۰۶/۱۵ ۲۲:۳۷

ازقدیم ضرب المثل هست که خورشید زیرابر نمی ماندوجانیان وقاتلان رسواخواهندشد وتاریخ عبرت ستمگران

اسماعیل۱۴۰۵/۰۶/۱۵ ۲۲:۱۳

خدا لعنت کنه ناصرالدین شاه،و قاجاریه احمق وقاتل امیر کبیر رو.روحشون آتیش بگیره.

ناشناس۱۴۰۵/۰۶/۱۵ ۲۱:۴۰

خدا لغنتش کند

فروزش فرد۱۴۰۵/۰۶/۱۵ ۲۱:۲۹

در اوایل دهه ۵۰ شبی در کوچه مروی مسافرخانه ها تخت خالی نداشت، شخصی مسافر می برد در منزلی پشت گذر حاجب الدوله برای شبی ¹۷ ریال، این هم عاقبت دنیای ناجوانمردی و سفاکی که حاجب الدوله مصداق اتم آن بود، شرفش را ثمن نقد ناچیزی کرد که با خود نبرد.

رضا۱۴۰۵/۰۶/۱۵ ۲۰:۴۳

پیکر امیرکبیر ابتدا در گورستان «پشت مشهد» کاشان دفن شد؛ اما چند ماه بعد به درخواست همسرش، جنازه او به کربلا منتقل شد و در اتاقی به خاک سپرده شد که به روی صحن حرم مطهر امام حسین (ع) باز می‌شود

ناشناس۱۴۰۵/۰۶/۱۵ ۱۹:۱۷

کسی به خاطر گناه جدش متهم نیست
هنوز این تفکر عقب مانده در نوشته فوق موج میزنه

ناشناس۱۴۰۵/۰۶/۱۵ ۱۹:۱۷

از یک طرف میگید از کار جدش شرمسار بود از طرفی میگید براش آرم سردر دانشگاه ساخته ؟

ناشناس۱۴۰۵/۰۶/۱۵ ۱۹:۰۰

از همان دوران اصلاحات به مذاق برخی که منافعشان در به هم ریختگی سیاسی و اقتصادی بود خوش نمی آمد

ناشناس۱۴۰۵/۰۶/۱۵ ۱۸:۵۳

تیمچه حاجب الدوله تو بازار بزرگ تهران هم مال همین باباس؟!!

ناشناس۱۴۰۵/۰۶/۱۵ ۱۸:۱۱

سیاست کثیف

ناشناس۱۴۰۵/۰۶/۱۵ ۱۶:۴۸

مراغه ای !؟ واقعا مراغه ای بود ؟

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.