ما جمعه تعطیلیم؛
این حکایت ماست!
از عصر پنجشنبه، پرچم خبرگزاریها به حالت نیمه افراشته درمیآید. تازه صبح شنبه هم خبرنگاران به جای حضور در محل کار خود، باید در جاهای دیگری حضور یابند و سالهاست که ما چشم بسته چنین میکنیم!

سرویس سیاسی ـ از عصر پنجشنبه، پرچم خبرگزاریها به حالت نیمه افراشته درمیآید. تازه صبح شنبه هم خبرنگاران به جای حضور در محل کار خود باید در جاهای دیگری حضور یابند و این حکایت ماست!
روزنامه و بعدا، دیگر رسانههای خبری را اول بار سیاست پیشگان در این خاک غرس کردند و این درخت همچنان و هنوز میوهای جز سیاست به دست خسته خواننده خود نمیدهد. و خواننده نیز ناخودآگاه به این وضع خو کرده است که میگویند بنی آدم اسیر عادت است و کمتر پرسشی پیش مینهد که به تغییری در عاداتش منجر شود.
رسانههای ما، به تقلید از نمونههای غربی، افزون بر عنوان «سیاست»، عناوینی چون فرهنگی، اجتماعی، هنری و ... را هم بر پیشانی صفحات اول یا داخلی خود دارند؛ اما دقت که میکنی، احساس میکنی اینها هم نام دیگری هستند برای سیاست.
چگونه؟ ظاهرا پذیرفتن این سخن دشوار است که عنوان صفحات رسانهها هر چه باشد، محتوایشان تنها از یک جنس است به نام « سیاست». پس لازم است قدری مطلب را باز کنیم.
سیاست خود معانی بسیار دارد؛ اما در این نوشته، مقصود کاری است که حاضران در سه قوه در این کشور کرده و از قضا این عزیزان همه کار میکنند.
و خبرنگار که ما باشیم، کاری ندارد جز این که به دهان این عزیزان چشم بدوزد، بیشتر اوقات، و البته گاهی هم به دستان این عزیزان که در کار بریدن روبان است یا به زمین زدن یک یا چند نفره کلنگی، یا کنار زدن پردهای؛ برای بار اول تا چندم!
برای روایت این دیدنها و انتشارش، عناوینی چند هست. اگر گلنگ بر زمینی بخورد تا از آن چمنی برآید، خبرش میرود در صفحه ورزشی؛ اگر روبان جلو در بیمارستانی با چند قیچی پاره میشود و به یادگار میماند در جایی، خبرش میرود در صفحه اجتماعی؛ اگر پردهای بالا میرود در کنار جادهای، خبرش مینشیند در صفحه اقتصادی؛ ... و اگر پردهای دریده میشود و آبرویی حراج، خبرش میخورد بر فرق صفحه سیاسی و شایدم بیاید بنشیند آن بالا در نیم تای فوقانی صفحه نخست.
پس آن که خبر است کارش، آقای و جدیدا، شاید خانم سیاست مدار است و این آقا یا خانم، عصر پنجشنبهها و کل جمعهها ظاهرا بیکار است و استراحت میکند و یا شاید هم به کاری میپردازد که باید از چشم کارگر خبر دور بماند. پس خبرنگار باید در تعطیلی سیاستمداران کرکره مغازهاش را پایین بکشد و این است حکمت کم خبری این 42 ساعت از عصر پنجشنبه تا صبح شنبه.
و کاش کار، همین جا پایان مییافت؛ ولی این تازه اول کار است. عزیزی حرفی میزند، وقتی پشیمان شد یا هر چه که شد، تکذیب میکند و گناه میافتد به گردن خبر نگار؛ عزیز دیگری حرفی میزند و عزیزانی میرنجند، اما باز هم گناه میافتد به گردن خبرنگار (این بار مپرس چرا و آخرش چه میشود).
هنوز اما کار تمام نشده است. عزیزان هر یک در گروه یا جناحی دور هم جمعند و بقیه را هر چه دوست میدارند، مینامند و از این من بینوا نیز انتظار دارند از عینک ایشان به همه بنگرم؛ وگرنه مستحق هر عنوانی هستم که دوست نمیدارم.
و این گوشهای از حکایت احوال این کارگران است در این کار گران!
روزنامه و بعدا، دیگر رسانههای خبری را اول بار سیاست پیشگان در این خاک غرس کردند و این درخت همچنان و هنوز میوهای جز سیاست به دست خسته خواننده خود نمیدهد. و خواننده نیز ناخودآگاه به این وضع خو کرده است که میگویند بنی آدم اسیر عادت است و کمتر پرسشی پیش مینهد که به تغییری در عاداتش منجر شود.
رسانههای ما، به تقلید از نمونههای غربی، افزون بر عنوان «سیاست»، عناوینی چون فرهنگی، اجتماعی، هنری و ... را هم بر پیشانی صفحات اول یا داخلی خود دارند؛ اما دقت که میکنی، احساس میکنی اینها هم نام دیگری هستند برای سیاست.
چگونه؟ ظاهرا پذیرفتن این سخن دشوار است که عنوان صفحات رسانهها هر چه باشد، محتوایشان تنها از یک جنس است به نام « سیاست». پس لازم است قدری مطلب را باز کنیم.
سیاست خود معانی بسیار دارد؛ اما در این نوشته، مقصود کاری است که حاضران در سه قوه در این کشور کرده و از قضا این عزیزان همه کار میکنند.
و خبرنگار که ما باشیم، کاری ندارد جز این که به دهان این عزیزان چشم بدوزد، بیشتر اوقات، و البته گاهی هم به دستان این عزیزان که در کار بریدن روبان است یا به زمین زدن یک یا چند نفره کلنگی، یا کنار زدن پردهای؛ برای بار اول تا چندم!
برای روایت این دیدنها و انتشارش، عناوینی چند هست. اگر گلنگ بر زمینی بخورد تا از آن چمنی برآید، خبرش میرود در صفحه ورزشی؛ اگر روبان جلو در بیمارستانی با چند قیچی پاره میشود و به یادگار میماند در جایی، خبرش میرود در صفحه اجتماعی؛ اگر پردهای بالا میرود در کنار جادهای، خبرش مینشیند در صفحه اقتصادی؛ ... و اگر پردهای دریده میشود و آبرویی حراج، خبرش میخورد بر فرق صفحه سیاسی و شایدم بیاید بنشیند آن بالا در نیم تای فوقانی صفحه نخست.
پس آن که خبر است کارش، آقای و جدیدا، شاید خانم سیاست مدار است و این آقا یا خانم، عصر پنجشنبهها و کل جمعهها ظاهرا بیکار است و استراحت میکند و یا شاید هم به کاری میپردازد که باید از چشم کارگر خبر دور بماند. پس خبرنگار باید در تعطیلی سیاستمداران کرکره مغازهاش را پایین بکشد و این است حکمت کم خبری این 42 ساعت از عصر پنجشنبه تا صبح شنبه.
و کاش کار، همین جا پایان مییافت؛ ولی این تازه اول کار است. عزیزی حرفی میزند، وقتی پشیمان شد یا هر چه که شد، تکذیب میکند و گناه میافتد به گردن خبر نگار؛ عزیز دیگری حرفی میزند و عزیزانی میرنجند، اما باز هم گناه میافتد به گردن خبرنگار (این بار مپرس چرا و آخرش چه میشود).
هنوز اما کار تمام نشده است. عزیزان هر یک در گروه یا جناحی دور هم جمعند و بقیه را هر چه دوست میدارند، مینامند و از این من بینوا نیز انتظار دارند از عینک ایشان به همه بنگرم؛ وگرنه مستحق هر عنوانی هستم که دوست نمیدارم.
و این گوشهای از حکایت احوال این کارگران است در این کار گران!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
گلنگ؟
.
.
یا کلنگ؟
چرا از خودتان شروع نمی کنیدازعصر پنج شنبه تا ظهر شنبه همه خبرهایتان مانده است
خیلی وقته خبرنگارها کارشون را یادشون رفته .چندسالی است عنصر چرا در خبرها مغفول است و هیچ کس دنبال "چرا"ها نیست. خبرنگار میرزا بنویس مسئولان است. انصافا اگر خبرنگار می توانست کارش را متعهدانه انجام دهد .مسئولان این چنین خلاف می کردند؟خیلی دیره که چنین مطلبی می نویسید اما ضرر را هر جا جلوش بگیرید منفعت است.
خبرنگار بازنشسته
متن بسیار زیبایی بود . عیبی ندارره بلاخره کار مسلمان عبادت محسوب میشه . خیلی خودتون رو درگیر این مسائل نکنید سعی کنید با یاد خدا از زندگی استفاده کنید
شما که برای سو استفاده از مزایای مشاغل سخت وزیان اور ( بازنشستگی زود هنگام ) باورتان شده یود که خبرنگاری کار سخت و زیان اور است و به تمام مقامات تصمیم گیر متوصل شدید و برای استفاده از وام خرید مسکن مجوز قانون شکنی از بانک مرکزی گرفتید . حال چگونه شده که خبرنگاری اینگونه سهل و هر دم بیل شده است این را میگویند ریا وتزویر ساعات کار اضافی مشگلی را حل نمیکند شما احتیاج به تحول یا انقلاب فرهنگی دارید .
موضوعات اولويت دار بهتري بود ، سركاري ننويسيد
تقوا و صداقت را پيشه كنيد و بر ظالم و يارانش بنويسيد. لعنت بر رياكار و چاپلوسان
گل گفتی
ما گرفتار عادت های زشتی شدیم
آقا مهدی عزیز با این تفسیر جنابعالی باید گفت آندسته از پزشکانی که تا فلان مبلغ به حسابشان واریز نشود آن شخص نیازمند عمل را ، جراحی نمی کنند و یا آن دسته از آموزگارانی را که سر کلاس درس مدارس دولتی به تعهد خویش عمل ننموده و دانش آموزان را ترغیب به حضور در کلاس خصوصی خویش نموده و درس ناتمام در کلاس مدرسه را در کلاس خصوصی تمام می نمایند و ....پس نباید شغلشان شریف باشد . متاسفانه شما مشاغل و وجدان های شغلی را با یکدیگر در آمیخته و این درست نیست.
چه ربطی داشت
یعنی به نظر شما خبرنگاران میتونن دروغ یا یک طرفه بنویسند و از حق مردم بگذرند تا بعضی ها خوششان بی آید؟
وظیفه ی خبرنگار دیدن همه ی واقعیت ها در کنار هم میباشد. نه مثل اخبار 20:30 به شکل کاملا حرفه ای خبرهای دلخواه بعضی هارو نشون بده
متاسفانه شمادچارتوهم شدیدواقعیت اینه که اکثریت خبرنگاران دراصل سخنگوی افرادودستگاههای مختلف هستندونتیجه اینکه هرچی اونابخوان میگیددرثانی شماهمون ایام هفته درست پیام رسانی کنیداون دوروز تعطیلی پیشکشتون (میتونید نظرم راچاپ نکنیدچون واسم عادی شده)
این روزها خبر نگار مفهوم ندارد بهتر است بگوییم خبر رسان
متاسفانه در ایران خبر "تحلیلی" بسیار کم داریم. یعنی خبرنگاران ما در مقاله های خود بیشتر صحبت های سیاستمداران و افراد مشهور دیگر را نقل قول می کنند و اگر فردی مثل من بیکار باشد و در یک روز به رسانه های مختلف مراجعه کند می بیند که متن خبرها 99 درصد شبیه یکدیگر است و گاهی حتی کپی خبرگزاری دیگر است. دریغ از یک پاراگراف تحلیل درباره صحبت های فرد موردنظر. متاسفانه در ایران اینگونه جا افتاده که اگر کسی در مورد صحبت های کسی تحلیل یا نقدی بکند از او بیشتر می فهمد و به همین دلیل مثلا کمتر کسی صحبت های سران حکومتی را تفسیر می کند. حال آنکه اگر خبرگزاری های بین المللی را مطالعه کنید می بینید که به راحتی صحبت های معروفترین رییس جمهورها توسط خبرنگارانشان به بحث و چالش کشیده می شود و به هیچ عنوان فرد موردنظر را معصوم و بری از اشتباه نمی دانند و گاه حتی مسوول مورد نظر از نظر خود کوتاه می آید یا در آن تجدید نظر می کند. حال آنکه اینجا خبرنگاران ما بیشتر صحبت ها را عینا نقل قول کرده و نقد یا تحلیل آن صحبت ها نوعی جرم یا گناه نانوشته محسوب می شود و همانطور که گفته اید در چنین شرایطی در روزهایی هم که صحبتی برای نقل قول نباشد کرکره خبرگزاری ها هم پایین می آید.
امان از این مملکت سیاست زده
خبر شغل خودتون را چرا رنگشو با دیگر خبر ها متمایز میکنید؟شما خونتون رنگ دیگه ای داره؟چشم نخوری !
حالا یه چند روزیه شبها هم یه کمکی به روز می کنید شروع کردید به غر زدن که جنین است و چنان است. اصلا چرا این مشکل ما ایرانیا رو بررسی نمی کنید؟
خبرنگاری همانگونه که مشخص است یعنی اینکه ، مطلب و موضوع و حادثه ای که اتفاق افتاده ، خبرش توسط خبرنگار ، گفته و یا نوشته و یا نشان داده شود .
این واژه در کشوری مثل ما ، که همواره همه چیزش و همه اوقاتش و همه شرایطش ، پیوسته خاص و حساس است . مفهوم و معنا پیدا نمیکند . و عنوان شغل خبرنگاری را باید با لفظ درستش بیان کرد یعنی میشود : خبر ماسمالی نگاری .
البته اینکه نوشته از 5شنبه تعطیلی شروع می شود برای خبرنگاران سایت هاست که از روی اخبار خبرگزاری ها و منابع خبری کپی می کنند ونظر خود را روی ان می نویسند.
اگر مثل من خبرنگاری که شب جمعه در ساعت 4 بامداد این موضوع را می نویسد باشند نمی توانند این ادعا را بکنند که از روز 5 شنبه تعطیلی شروع می شود .
پس نام خود را بی جهت خبرنگار نگذاریم تا عده ای بی خبر بنویسند کارتان شرافتمندانه نیست.
نون والقلم و ما یسطرون
حتما داره از فیلترشکن استفاده میکنه. اینکه پرچم پاکستان داره که دلیل خبرنگار ایرانی بودنش نمیشه!
تو با پرچم پاکستان داری سنگ خبرنگارای ایرانی رو به سینه می زنی؟
و روزنامه نگاران هم از روی سایت ها کپی می فرمایند.
نمیدونم یک لقمه نون چقدر ارزش داره که اکثر خبرنگارها بخاطرش مجبورند مجیز بگن یابطرف خاصی غش کنن
والله ما این مطلب را ده سال پیش نوشتیم خوب شد خبرش حالا بهتون رسید در تمام دنیا اخر هفته که روز تعطیلی است بهترین موقع برای رساندن خبر تمام هفته تحلیل و غیره برای مردم که دربین هفته مشغول به امور روزانه هستند میباشد اما در ایران اهل رسانا مخصوصا از نوع دولتی ان جلوتر از مردم دست از کار میکشند
شغل جالبی دارید ولی چون خیلی وقتا باید خبری را که بر وفق مراد بعضیاست بسازید و یا نسازید پس خلوص در کارتون نیست پس شغل شرافتمندی نیست البته به عقیده من حالا بقیه هم می تونند با رای هاشون بگند درسته یانه؟
این جواب اون اقای خبرنگاره که گفته کار خودشا توجیه می کنه.اگه شما بخواید خبر درست بدید که مطمئن باش زیاد تو این شغل نمی مونید .درضمن اصلا مگه خبر گفتن حداقل تو ایران دست خودتونه که بخواید خوب و بد داشته باشید هفته پیش خبرنگار مجله خبری اومد با ما مصاحبه کنه ولی وقتی ما بهش گفتیم شاید درباره این موضوعی که می خوای حرفای خوشایندی نزنیم مصاحبه را قطع کرد ورفت .یعنی اینکه اون دنبال کسی می گرده که حرف دل بعضیا رابزنی حداقل تو ایران که اینجوریه.
من خبرنگارم و نمی دونم منظور شما از شرافتمندانه چیه؟
نانوایی که به جای چانه 300 گرمی از چانه 200 گرمی استفاده می کند شریف است؟
کارمندی که به جای کار ارباب رجوع در تابناک کامنت می گذارد شریف است؟
کارخانه داری که هم از وزن محصول کم می کند و هم نرخش را افزایش می دهد چطور؟
راننده تاکسی که به جای 300 تومن کرایه 500 می گیرد ...؟
شما هم در همین صف هستی ... شرافتمند. خبرنگار هم خوب و بد دارد. شرافتمند و غیر شرافتمند دارد که اگر نداشت نه تو خبرداشتی از هیچ چیز و نه این شغل باقی می ماند.
شرافت به عنوان رکن رکین اخلاق، مطلق است پس در هر حرفه ای اصول اخلاقی به هر بهانه ای زیر پا گذاشته شود . شرافت لکه دار شده است . در حرفه خبرنگاری نیز قاعده کلی همین است . امانت داری ، عدم خود سانسوری ، احترام به شعور مخاطب ، بی طرفی در ارائه اصل خبر ( و نه تحلیل ) ... بخشی از الزامات حفظ شرافت حرفه ای در این عرصه هستند . نکته مهم تر اینکه مخاطب زود تر از آنچه در تصور بیاید سره را از ناسره تمیز میدهد
به نظر من تعریف غلطی از شرافت کردید . مثلا شما مدیر هستید و چون مجبورید برای حفظ یکپارچگی سیستم مقرراتی را وصف کنید که مطابق میل بعضی ها نیست نمیشه گفت شغلتون شرافت مندانه نیست . شرافت مندانه یعنی شما کاری را بتوانید و انجام دهید ولی اگر می توانید و انجام نمی دهید شرافت ندارید . مثلا میتونید حقوق یکی را زیاد کنید ولی چون میخاید در برابر مدیر بالتر از خود خوشیرینی کنید حقوق را زیاد نمیکنید و این کار شرافتمندانه نیست . حالا خبرنگاری که تمام سعی خودش رو میکنه که برای حفظ آرمانهای ایران عزیز در برابر محدودیت های جناحی ایستادگی کنه فردی با شرف محسوب میشه .
زنده باد ایران
جانم فدای رهبر
دوبرادر یکی به خدمت سلطان بودی و دیگری به زور بازون نان خوردی ... اولی به دومی گفت چرا به خدمت سلطان در نیایی تا از سختی کار رهایی یابی ؟ دومی به اولی گفت تو چرا از خدمت سلطان مرخص نمیشوی تا از مذلت آن رهایی یابی؟
شغلی که نونا به نرخ روز نخورم.
شغل شریف شما چیه؟
خواستی تو این 42 ساعته خبر کم نیاری اینو نوشتی نصفه شبی؟
آفرین...
بازم بنازم به تابناک که این کارو کرد!
این شگرد خبرگزاری هاست، وقتی خبر کم میشه یه خبر الکی می زنن و 3 روز روش بحث میشه و آخر هم تکذیب میشه، از جمله خبر اون ماشین بوگاتی که بعد معلوم شد اصلا در ایران نبوده و در دوبی عکس برداری شده.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.