اکنون آمارهای بانک مرکزی سخن میگویند:
یک پنجم خانوادههای ایرانی شغل ندارند!
به تازگی آمار جدید بانک مرکزی درباره ابعاد گوناگون اقتصاد ایران منتشر شده است؛ آماری که باید برای تصمیمگیران و تصمیمسازان عرصه اقتصاد قابل توجه باشد و البته آمارها، این بار به جای مسئولان سخن میگویند!
بر پایه گزارش بانک مرکزی، در سال ۸۹ در ایران، ۲۲/۵ درصد خانوارها «بدون فرد شاغل»، ۵۵/۴ درصد دارای «یک نفر شاغل»، ۲/۱۷ درصد دارای «دو نفر شاغل» و ۴/۹ درصد دارای «سه نفر شاغل و بیشتر» بودهاند. به گزارش «تابناک»، از میان رفتن هشتصد هزار فرصت شغلی در سال ۹۰ که معادل هجده میلیارد دلار تولید بوده است، در کنار کاهش جمعیت فعال به میزان یک میلیون و هشتصد نفر در سال ۹۰، خطری را به اقتصاد ایران گوشزد میکنند؛ خطر گسترش فعالیتهای بخش غیر رسمی و از دست دادن نیروی کار بیشتر.
بنا بر این گزارش، هماکنون وضعیت تولید به گونهای شده است که اولا انگیزهای برای متقاضی کار پدید نمیآورد و نتیجه آن میشود که متقاضیان کار، وارد فعالیتهای غیر رسمی میشوند. دوم آنکه، افزایش هزینههای تولید، سبب ایجاد رکود و اخراج نیروی کار شده و از دست دادن هشتصد هزار فرصت شغلی در سال ۹۰ مؤید آن است.
در این باره باید گفت، اینکه ۲۲/۵درصد از خانوارهای ایرانی شغل ندارند، بسیار نگران کننده است. در شرایط تورمی که اقتصاد ایران با آن روبهروست، حتی کسانی که شغل دارند، در خطر فقر هستند. حال چگونه است که یک پنجم اقتصاد ایران درآمد ندارند؟!
آيا نباید با وجود گرانی ۲۰ درصدی مسکن، گرانی ۴۲ درصدی سبد کالای مصرفی خانوارها (بنا به گزارش بانک مرکزی)، افزایش درمان و دارو و... تکانی به خود داد و از خود پرسید، چه اتفاقی در حال افتادن است؟!
آیا از میان رفتن هشتصد هزار فرصت شغلی در سال ۹۰ و افزایش فعالیتهای غیر رسمی ـ که هم اکنون نزدیک به ۵۰ درصد فعالیتهای اقتصاد ایران را در بر گرفته است ـ به رکود غرب مرتبط است؟
و آیا میتوان سیاستهای زیانبار خود را ندید؟
در اینجا باید گفت، هدف مقصر دانستن این یا آن نیست، بلکه شناختن مشکل و بهبود آن است.
در بررسی این موضوع میتوان گفت که مشکل از بین رفتن اشتغال در اقتصاد ایران به انعطاف ناپذیری بخشهای تولیدی برمیگردد. تولید در اقتصاد ایران انعطافناپذیر است و علت آن، عدم هدفگذاری در راستای بالا بردن بنیهٔ تولیدی و تقویت بخش خصوصی بوده است؛ بنابراین، به محض آنکه هدفگذاری تقویت بخش خصوصی و اقدامات مربوط به آن انجام شود، میتوانیم اثرات معجزهبخش آن را ببینیم؛ برای نمونه، از بین رفتن طبیعی سفته بازی، کاهش طبیعی حجم دولت در اقتصاد، افزایش طبیعی بهرهوری، افزایش توان رقابتپذیری و از همه مهمتر افزایش توان بالای اشتغالزایی، از جمله اثرات این هدفگذاری است.
البته این نکته را یادآور میشویم، هنگامی که بسترهای تقویت تولید فراهم شود، تقاضا برای نیروی کار و استفاده از مغز و توانایی ذهنی بالا خواهد رفت و از آنجا که راه دانش، راهی بیپایان است، مسیر اشتغال را بیپایان خواهد کرد؛ ناگفته نماند که این اشتغال، همراه با عدالت و ارتقای سرمایههای انسانی خواهد بود.
حال به هر ترتیب، از آنجا که تولید در اقتصاد ایران، تنها از حمایت ناقص مادی دولت برخوردار است، افزون بر آنکه قدرت انعطافپذیری خویش را از دست میدهد، سبب افزایش حجم دولت در اقتصاد، عدم رسیدن به بهرهوری و از همه مهمتر اشتغال سوزی و سرمایه سوزی خواهد شد.
در این باره همچنین باید گفت، انعطاف ناپذیری تولید به این معناست که تولید همواره میتواند در مسیر گذشته حرکت کند؛ بنابراین، توان تبدیل تهدید به فرصت را ندارد و این ناتوانی، سبب میشود در رویارویی با تهدید ـ اگر بخواهد به بقای خویش کمک کند ـ یا باید قمیتها را افزایش دهد، یا نیروی کار را بیرون کند و یا هر دو کار را انجام دهد.
این داستان، دقیقا همان چیزی است که برای اقتصاد رقم خورده و راه برونرفت از آن این است که در گام نخست، در مسیر تولید انعطافناپذیر داخلی، تهدید و شوکی نگذاریم و یا دستکم بر تهدید و شوک موجود، تهدید و شوک دیگری نیفزاییم. سپس راهی را طراحی نماییم تا تولید را به آن سمت هدایت کنیم، چرا که بدون آن، نمیتوان تولید را مجبور به بهبود وضعیت خویش کرد. و اما آن راه، راه خودکفایی است که با افزایش توان تولیدی و تقویت آن به دست میآید. تقویت تولید نیز با حمایتهای معنوی دولت به دست میآید و تا هنگامی که این امر محقق نشده، نباید حمایتهای مادی قطع و هزینهای بر هزینهٔ تولید کننده افزوده شود.
به این ترتیب، با انجام این کار، افزون بر آنکه در کوتاه مدت جلوی تشدید رکود تورمی و بیکاری را گرفتهایم، آینده روشنی برای اقتصاد ایران خواهیم ساخت، حال آن که در غیر این صورت، در کوتاه مدت، در هزینههای عملکردهای نادرست فروخواهیم رفت که در این میان، نه تنها تولید کننده و مردم میسوزند، بلکه دولت نیز با کسری بودجه هنگفت روبهرو خواهد شد، منابع به شدت هدر رفته و نقش پوشش کاستیها را خواهند داشت و سرانجام با دوچندان شدن مشکلات ـ و نه کاستن از آنها ـ در بلند مدت، حال اقتصاد ایران بسیار وخیمتر خواهد شد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
از سال 59که دیپلم گرفتم بیکارم لیسانس هم گرفتم بازم بیکارم چون پارتی نداشتم هر روز آرزوی مرگ میکنم
جالب اینکه دیشب تلویزیون میانگین در آمد تهرانی ها را 16500000 ریال و شهرستانها را 68000000ریال اعلام میکرد که با احتساب این بیکاران این میانگین ها بالاتر خواهد رفت ،حال بفرمائید حقوق شما چنده؟!!!!!!!!!!!!!!!!
فوق لیسانس مکانیک دانشگاه تهران و جز استعدادای درخشان و رتبه تک رقمی حقوق دریافتی 380
جالبه نه؟!؟!؟
در روزنامه امروز ایران آمده که بیش از یک میلیون و ششصد هزار شغل در سال 90 ایجاد شده است. در این گزارش تابناک نیز به از دست رفتن هشتصد هزار شغل اشاره شده. بر فرض اینکه این آمارها صحیح باشند نتیجه می گیریم که فقط هشتصد هزار شغل ایجاد شده. آیا با جمعیت جوان و تحصیل کرده ایران امروز که مطالبات بیشتری نسبت به گذشته دارند این مقدار فرصت شغلی کافی است؟ آیا صرف دادن آمار و ارقام خوش بینانه به مردم معضل بیکاری را بر طرف می کند؟ به نظر من مناسب آن بود که روزنامه وزین ایران در کنار فرصتهای شغلی ایجاد شده که قطعاً در پی زحمات دولت مردان ایجاد شده وا قعیت را با مردم در میان گذاشته و فرصتهای از دست رفته را نیز عنوان کنند. مردم را امین بدانند. از خرد جمعی جوانان هوشمند خود استفاده کنیم. می دانید وقتی معظلی در کشور وجود داشته باشد ولی آمار دقیق آن به مردم اطلاع رسانی نشود سبب یاس و سرخوردگی ملت می گردد چراکه از یک طرف ناخود آگاه این حس درون ما مردم ایجاد می گردد که ما محرم و خودی نیستیم و از طرف دیگر چون مشکل مطرح نشده مردم اینگونه تصور می کنند که مشکلی که تا استخوان آنها ریشه دوانیده توسط دولت مردان دیده نشده است.. اما وقتی مشکلات ریز و کلان در سطح جامعه مطرح می شود مردم به عملکرد صادقانه مسئولین ایمان می آورند و باطناً می پذیرند که این مشکل مورد توجه مسئولین بوده و اطمینان خاطر می یابند که افرادی در پی رفع آن هستند.
مستندسازم با 20 سال سابقه فیلمسازی حرفه ای .لیسانسم. مستاجرم .بیکارم. بدهکارم و هر روز مستندهایی از تلویزیون می بینم که چند نفر آماتور ساخته اند.
بسیارموافقم ماهم دونفر مغاره داریم به علت بی بازاری داریم جمع میکنیم کی باید جوابگوباشه/
در سال 90 قرار بود 2000000 شغل ايجاد شود !اين كار ميسر نشد كه بماند 800000 نفر هم بيكار شدند؟!!!!!!!!!!اين هم اثرات بدون پشتوانه كارشناسي.
ما هم که کارمند هستیم به جایی نمیرسیم .هم دردیم
بیکاری بیدااااااااد می کنه .هیشکی به فکر ما جووونا نیست.هر کی روابط و نفوذ بیشتری داشته باشه کار و درآمد بهتری خواهد داشت.....
پدر من با ۳۰ سال سابقه نزدیک یک سال است که شرکت راهسازیش را بسته و ۸ نفر راننده هایش را اخراج کرده و بیکار است . و من هم که پیش پدرم بودم نتوانستم کار جدیدی پیداکنم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.