خوانده می شوید؛
چرا مدیران ایرانی افراد مطیع و ضعیف را برای همکاری برمیگزینند؟
این گزارش را دیدگاههای مخاطبان تکمیل میکند؛ شاید بتوان در همین زمینه، گزینههایی همچون مهمتر بودن تحقق اهداف مدیر از تحقق اهداف کاری و یا ضعیف بودن خود مدیران را مطرح کرد و البته گزینههای دیگری هم ممکن است، به ذهن مخاطبان برسد. نظر شما چیست؟

یکی از مسائلی که در فرهنگ سیاسی جوامع مورد توجه است، این که شهروندان باید بیاموزند در جمع انسانها و تشکلهای دیگر، در پی تحقق اهداف فردی، جمعی و ملی باشند؛ بنابراین، بیتوجهی به اهداف جمعی و نارساییهای گسترده در توجه به مسائل کلان ملی، از جمله جدیترین مسائل نظری در مدیریت کارآمد کشور است.
به گزارش «تابناک»، در ایرانبرخی از مولفه های فرهنگ سیاسی به معنای مفاهیمی که ناخود آگاه میان مردم و دولت از یک سو و مردم و دولت با نظام بینالمللی از سوی دیگر وجود دارد، پایههایی غیر عقلایی دارد و در راستای دستیابی به مجموعه اهداف جمعی در قالب یک نظم اجتماعی قاعدهمند و عقلایی متحول نشده است.
در همین راستا، تابناک در نظر دارد، با طرح پرسشهایی ـ که از سوی یکی از اساتید شناخته شده کشور درباره فرهنگ سیاسی کشور مطرح شده است ـ مؤلفههای این فرهنگ و چرایی وجود آنها و نبود برخی مؤلفههای دیگر را از مخاطبان خود بپرسد.
به این ترتیب، در چنین روندی، نخستین پرسش تابناک، به حوزه مدیریتی کشور برمیگردد و این گونه مطرح میشود که:
* چرا بسیاری از مدیران ایرانی افراد مطیع و ضعیف را به عنوان همکار برمیگزینند و معمولا از تملق لذت میبرند؟
در همین باره، میتوان گزینههایی چون مهمتر بودن تحقق اهداف مدیر از تحقق اهداف کاری و یا ضعیف بودن خود مدیران را مطرح کرد و احتمالا شاید گزینههای دیگری نیز به ذهن مخاطبان برسد.
راستی نظر شما چیست؟
* چرا بسیاری از مدیران ایرانی افراد مطیع و ضعیف را به عنوان همکار برمیگزینند و معمولا از تملق لذت میبرند؟
ناگفته پیداست که همه دیدگاههای شما را خوانده و برای انتشارشان، ملاکها و معیارهایی را لحاظ خواهیم کرد؛ بنابراین، شاید بد نباشد، برخی چهارچوبهای قانونی را برای بهتر شدن بحث مرور کنیم:
* از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمانها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری کنید.
* از توهین به افراد، قومیتها و نژادها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید.
* از اتهامزنی به دیگران خودداری کنید.
*از فرستادن مطالب حاوی لینک یا مطالب نامرتبط با بحث بپرهیزید.
*از فرستادن مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری کنید.
*از تعمیم نظر خود به دیگران و ترغیب و حتی توصیه به دیگران بپرهیزید.
برای آگاهی از قوانین و مقررات مشارکت در این بخش خبری اینجا را کلیک کنید.
به گزارش «تابناک»، در ایرانبرخی از مولفه های فرهنگ سیاسی به معنای مفاهیمی که ناخود آگاه میان مردم و دولت از یک سو و مردم و دولت با نظام بینالمللی از سوی دیگر وجود دارد، پایههایی غیر عقلایی دارد و در راستای دستیابی به مجموعه اهداف جمعی در قالب یک نظم اجتماعی قاعدهمند و عقلایی متحول نشده است.
در همین راستا، تابناک در نظر دارد، با طرح پرسشهایی ـ که از سوی یکی از اساتید شناخته شده کشور درباره فرهنگ سیاسی کشور مطرح شده است ـ مؤلفههای این فرهنگ و چرایی وجود آنها و نبود برخی مؤلفههای دیگر را از مخاطبان خود بپرسد.
به این ترتیب، در چنین روندی، نخستین پرسش تابناک، به حوزه مدیریتی کشور برمیگردد و این گونه مطرح میشود که:
* چرا بسیاری از مدیران ایرانی افراد مطیع و ضعیف را به عنوان همکار برمیگزینند و معمولا از تملق لذت میبرند؟
در همین باره، میتوان گزینههایی چون مهمتر بودن تحقق اهداف مدیر از تحقق اهداف کاری و یا ضعیف بودن خود مدیران را مطرح کرد و احتمالا شاید گزینههای دیگری نیز به ذهن مخاطبان برسد.
* چرا بسیاری از مدیران ایرانی افراد مطیع و ضعیف را به عنوان همکار برمیگزینند و معمولا از تملق لذت میبرند؟
*** *** ***
میخواهیم در قالبی جدید با شما تعامل کنیم؛ به این شیوه که بررسی و تحلیل از دیدگاههای شما بیرون آمده و به متن افزوده خواهد شد؛ به عبارتی بهتر، قرار است هر بار موضوعی برگرفته از نظریات پیشین خوانندگان را طرح کرده تا در تعاملی دو سویه، درباره آن به گفتوگو نشسته و البته با دیدگاههای شما بحث را شکل دهیم. ناگفته پیداست که همه دیدگاههای شما را خوانده و برای انتشارشان، ملاکها و معیارهایی را لحاظ خواهیم کرد؛ بنابراین، شاید بد نباشد، برخی چهارچوبهای قانونی را برای بهتر شدن بحث مرور کنیم:
* از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمانها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری کنید.
* از توهین به افراد، قومیتها و نژادها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید.
* از اتهامزنی به دیگران خودداری کنید.
*از فرستادن مطالب حاوی لینک یا مطالب نامرتبط با بحث بپرهیزید.
*از فرستادن مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری کنید.
*از تعمیم نظر خود به دیگران و ترغیب و حتی توصیه به دیگران بپرهیزید.
برای آگاهی از قوانین و مقررات مشارکت در این بخش خبری اینجا را کلیک کنید.
*** *** ***
پیشنهادهای خود را با ما در میان بگذارید. همکاران تابناک لحظه به لحظه ایدهها و دیدگاههای خوانندگان را مطالعه کرده و تا ساعت ۲۰: ۰۰ (صرفا برای این بحث) هر سی دقیقه یک بار، با بروز رسانی مطلب، بخشی از دیدگاههای شما را به متن خواهند افزود. تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
درجواب سوال که چرا مدیران افراد بیسواد را بر سر کار میگمارند بهترین دلیل ان اول اینکه خود بیسواد هستن ونمیخواهند فردی بجای انها تصمیم بگیرند دوم اینکه میخواهند برانها نفوذ داشته باشند وسوم اینکه فسادی که دارند وسعی در عدم اگاهی داشته باشند
عزیزم چون قوی شرایط ساز است و ضعیف شرایط پذیر .......................
چون سالها با این معضل در سازمانهای دولتی وخصوصی درگیر بوده ام
( البته در سازمانهای دولتی به دلایلی که ذکر خواهم کرد این مشکل بسیار شایع تر میباشد)به نظر من دو دلیل عمده داشته که هر کدام زیرمجموعه هایی دارد. الف) مشکل فرهنگی شامل1-الف)انتقادناپذیری کلی ما ایرانیان ،وقتی ما حاضر نیستیم به کوچکترین انتقادی از نزدیکترین افرادبه خودمان مثل پدر،مادر ،همسر،فرزندو....که مطمِِِین هستیم صلاح ما را می خواهندگوش دهیم پس انتظار اینکه به حرف زیردستانمان گوش بدهیم که گاها"حتی به حسن نیت آنها هم شک داریم سخت است.2-الف)لازمه مشورت گرفتن ،اعتفاد یه کار گروهی است که در فرهنگ ما ضعیف است.(ب)مشکل ساختار مدیریتی وشایسته سالاری شامل1-ب)مدیرت درکشور ما یالاخص سازمانهای دولتی بصورت ساختاری که همراه با آموزش های لازم فنی ومدیریتی باشد نیست ودربسیاری از موارد حتی بصورت باندبازی میباشدیعنی زمانیکه از یک باندی یک نفر به مدیریت ارشد سازمانی می رسد در مدت کوتاهی تمام افراد باند خودرابدون توجه به سابقه،توانایی فنی ومدیریتی و....بعنوان مدیران سازمان خود معرفی میکند.پس مدیران ما بدون آموزشهای لازم به مدیریت میرسندبنابراین درس نخوانده را که نمی توانند امتحان پس دهند.اگر هم گاها"مدیری توانایی هایی از خود بروز میدهد ذاتی واتفاقی ازبین صدها مدیر نابلد است.(2-ب)عدم پاسخگویی مدیران ،ما در تمام کارها توانایی های خود رامی بینیم بعد قبول می کنیم به غیراز یک وزنه بردار هیچ کس برای بلند کردن یک وزنه 250 کیلویی تلاش نمیکند.ولی چون مدیران پاسخگو به مردم وبامرجع ذیصلاح سومی نیستند هر سمتی را بدون توجه به تونایی خود قبول کرده وباز به همین دلیل هر فرد نالایقی را زیر دست خود قرار می دهند.چون م دانند هیچ تاوانی بابت شکست نمی دهند.وقتی مدیری پاسخگو باشد به خاطر حفظ موقعیت شغلی خودش هم که شده مجبور به استفاده از افراد توانمند است حتی اگر با او همسو نباشند.(3-ب)مدیران به دلیل عدم توانایی وشایستگی همواره از اینکه جایگاه خود را از دست بدهند ترس داشته بنابراین از افراد مطیع وضعیف استفاده می کنند.(4-ب)مشکل ناسازگاری زیردستان،بدلیل نداشتن ساختار مدیریت پروری صحیح وامکان مدیر شدن یک شبه افراد بدون طی کردن سلسله مراتب پیشرفت،دربسیاری از مواقع افرادی که توانایی کمی بیشترازمدیر خودداشته باشندویا حتی تنهاتوان لفاظی بیشتری دارند(چون بدلایل فرهنگی گفته شده تنها فردی کارمیکنیم وپیشرفت را در خودمان می بینیم نه سازمان)این افرادبه محض ورودبه محافل وجلسات مدیریتی صرقا"در جهت اثبات خودونفی مدیر بالادست تلاش می کنند(اصطلاحا" زیراب زنی میکنند.)پس مدیرارشد بالادست برای حفظ جایگاه خود ازهمان ابتدا به قول معروف ریسک نکرده وازافراد ضعیفتر ولی مطیعتر استفاده میکند.
واحدمرکزی خبر نوشت:
برادر ناتنی باراک اوباما، رئیس جمهوری امریکا در یکی از حلبی آبادهای کنیا زندگی می کند.
مجله امریکا هالیوود ریپورتر روز سه شنبه در پایگاه اینترنتی خود نوشت جورج اوباما، برادر ناتنی باراک اوباما در کنیا و در یک محله فقیرنشین به سر می برد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از لس آنجلس، جورج اوباما کوچکترین فرزند باراک اوباما (پدر) از چهار همسر است.
بر اساس این گزارش، جورج اوباما در مصاحبه با دینش دسوزا، کارگردان فیلمی تحت عنوان ضمن رد حس حسادت نسبت به برادر ناتنی اش، گفت: «باراک مشغول خانواده و شغلش است و من به تنهایی می توانم از خودم مراقبت کنم.»
این کارگردان امریکایی در مقاله ای که در مجله هالیوود ریپورتر منتشر می شود، نوشت: «این جالب است که برادر رئیس جمهوری که ثروتی چند میلیون دلاری دارد، در یک حلبی آباد در حومه پایتخت کنیا زندگی می کند و هیچ اقدامی برای کمک به این برادر فقیر صورت نمی گیرد.»
چون خانه از بنيان خراب است،دوران ابتدايي و راهنمايي افراد تنبل و بي استعدا و كم سواد مي روفتنددبيرستان در رشته علوم انساني سپس در اين رشته درس مي خوانند و بعد از آن مجبورند آس رشته شان كه همان مديريت است انتخاب كنند و آن را بخوانند سپس ادعاي مديريت دارند و ضعيف ترين هاي رياضي و علوم نيز يك رشته بنا كردند به نام صنايع كه يك ادبيات فني است حالا خود بخوان اين حديث مفصل را...
1.وقتي كه حقوق و پاداش مديران بدون هيچ بازخواستي از نتايج مسوليت شان داده مي شود هيچ مديري خود را ملزم به استفاده از افراد كارامد نمي بيند
2.افراد ضعيف و البته حرف شنو هيچ مقاومتي در برابر مديريت غلط از خود نشان نمي دهند و تمامي كارهاي مدير ارشد را تاييد ميكنند چون ميدانند كه اشتباه براي آنان هزينه ندارد
3.تفاوت دريافتي هاي يك مدير با يك كارمند ساده به حدي است كه يك مدير هيچگاه ريسك استفاده از افراد فعال و قوي را بدليل از دست دادن موقعيت مالي برجسته از دست نمي دهد
برای اینکه ما به نتیجه مکلف نیستیم !!
جایگزینی اصل اعتماد براصل شایستگی ، ازمرحله جذب واستخدام تا مرحله حتی بعد از بازنشستگی
به نظر بنده سوال پرسیده شده اشکال دارد.
سه صفت مطیع - ضعیف - تملق گو چه سنخیتی با هم دارند که یک مدیر به انتخاب افراد با این صفات روی بیاورد.
یک مدیر ممکن است ترجیح دهد با یک فردی فعالیت نماید که همزبان از نظر کاری است. لذا این به مفهوم مطیع بودن نیست.
در یک قایق پارویی اگر پارو زنان مطیع فرمان هدایت کننده نباشند قایق حرکت نخواهد کرد.
همچنین اگر در یک تیم تحقیقاتی جهت یافتن و کشف موضوعی اجتماعی اگر همه مطیع باشند نتیجه واقعی و عملیاتی نخواهد بود. لذا سوال مطرح شده نمی تواند یک تحقیق علمی باشد. بهتر است سوال را به گونه ای دیگر و با مشورت از متخصیص علم مدیریت که ممکن است صفات یاد شده را نداشته باشند استفاده نمایید.
با سلام به نظر من این موارد از همه مهمتر هستند.
1. نداشتن اخلاق حرفهای کارکنان: آقا فرض بر اینکه مدیر بی کفایت انتخاب شد ، چرا کارکنان باید خودشون رو ارزون بفروشند؟ نداشتن اخلاق حرفه ای. به عبارت ساده تر از ماست که بر ماست.
2. امروزه سازمانها ، افراد و گروههایی موفق هستند که همراه با فناوری روز باشند و همراه با فناوری روز بودن امکان پذیر نیست مگر اینکه سازمانی داشته باشیم یاد گیرنده.
خوب چند درصد شما در سازمان یا شرکتی کار می کنید که اینطور باشه. هر کی سرش به کار خودش باشه؟ و آموزش رواج داشته باشه ؟ حتی آموزش توسط کارکنان قدیمی به کارکنان جدید؟
3. نادانی. یعنی خیلی ها نمی دونند که حالا فرض بر اینکه به یه پستی رسیدن . حالا مسئولیتشان سخت تر شده و این سختی ارزش درآمد بیشتر رو نداره .
آخر از همه وصیت امام به احمد آقا : فرزندم در امور دخالت نکن مگر اینکه ببینی کسی نیست و آن کار بر زمین مانده.
یا علی
در ايران بررسي كنيم مي بينيم كه اكثر مديران فاقد مهارت هاي مديريت مي باشند و اغلب آنها به واسطه چابلوسي، تملق و دورغ به جايگاه بالا رسيده اند و آنها با عبور از افراد لايق با استفاده از حربه هاي غير اخلاقي توانسته اند مدير شوند و معمولا مديران براي حفظ جايگاه خود افرادي را در كنار خود انتخاب مي كنند كه در آينده براي انها خطري نداشته باشد و در نتيجه تصميمات اتخاذ شده در جلسات و شورا فقط همان رآي مدير بوده و هركسي كه ساز مخالف بزند از صحنه روزگار حذفش مي كنند و همان اطرافيان مدير نيز براي حفظ ميز و پست خود سعي مي كنند همراه مدير باشند. همين امر باعث شده ديگر كسي به فكر خلاقيت و نوآوري و كار اثربخش نباشد و هركسي به دنبال كسب درآمد و حقوق بشر است هرچند حق فردي لايق از بين ببرد و متآسفانه در بسياري از تصميمات و ارتقاء افراد يك رنگ ديني و مذهبي به آن داده و مثل روز روشن در حق همكاران و زيردستان ظلم مي كنند و در صف اول نماز جماعت آنچنان نماز مي خوانند كه هركسي نداند فكر ميئ كند كه واقعا چه فرد با ايماني در حال راز ونياز با خدا بوده است. اميدوارم روزي بيايد كه شايسته سالاري در نظام اداري و سياسي ايران حاكم شود هرچند كه آن روز خيلي دور است.
در ايران بررسي كنيم مي بينيم كه اكثر مديران فاقد مهارت هاي مديريت مي باشند و اغلب آنها به واسطه چابلوسي، تملق و دورغ به جايگاه بالا رسيده اند و آنها با عبور از افراد لايق با استفاده از حربه هاي غير اخلاقي توانسته اند مدير شوند و معمولا مديران براي حفظ جايگاه خود افرادي را در كنار خود انتخاب مي كنند كه در آينده براي انها خطري نداشته باشد و در نتيجه تصميمات اتخاذ شده در جلسات و شورا فقط همان رآي مدير بوده و هركسي كه ساز مخالف بزند از صحنه روزگار حذفش مي كنند و همان اطرافيان مدير نيز براي حفظ ميز و پست خود سعي مي كنند همراه مدير باشند. همين امر باعث شده ديگر كسي به فكر خلاقيت و نوآوري و كار اثربخش نباشد و هركسي به دنبال كسب درآمد و حقوق بشر است هرچند حق فردي لايق از بين ببرد و متآسفانه در بسياري از تصميمات و ارتقاء افراد يك رنگ ديني و مذهبي به آن داده و مثل روز روشن در حق همكاران و زيردستان ظلم مي كنند و در صف اول نماز جماعت آنچنان نماز مي خوانند كه هركسي نداند فكر ميئ كند كه واقعا چه فرد با ايماني در حال راز ونياز با خدا بوده است. اميدوارم روزي بيايد كه شايسته سالاري در نظام اداري و سياسي ايران حاكم شود هرچند كه آن روز خيلي دور است.
باسلام
به نظر بنده مشکل زیر بنایی است وساختار مدیریت کشور مشکل دارد هیچ ربطی هم به این ریس جمهور یا آن ریس جمهور ندارد فقط شدت وضعف داشته و این مشکل از قبل از انقلاب تا کنون وجود داشته ساختار مدیریت کشور ما باید به سمت خصوصی برود تا کی نمیخواهیم از تجربه کشورهای دیگر استفاده کنیم؟ کشور ژاپن بعد از بمب اتم در هیروشیما در عمل گفت "مرگ بر امریکا" ولی ما فقط شعار دادیم درکشورهای اروپایی حتی محافظین مقاماتشان هم شرکتهای کاراگاهی خصوصی هستند تاوقتی سازمان یا مدیری منافع شخصی او در گیر نباشد واز منافع دولتی هزینه کند همین آش وهمین کاسه است چندی پیش مطالعه ای داشتم مبنی بر اینکه اکثر کشورهایی که از نظر منابع طبیعی غنی هستند عقب افتاده ترین کشورهای دنیا هستند و کشورهایی که کمبود منابع داشته اند تلاش بیشتری برای پیشرفت داشته اند پس یکی دیگر از مشکلات پول نفت است پسری که همیشه از جیب پدر(نفت) هزینه میکند هیچ وقت کاسب نمی شود مگر این تحریمها ودرتنگنا قرار دادن کشور ما،مارابیدار کند
زیرا ما ایرانی ها جنبه انتقاد نداریم و هر کسی که از شخصی یا مدیری انتقاد کند اگر هم درست باشد از آن شخص خوشمان نمی آید و همیشه دوست داریم از ما تعریف کنند تا حالا دیده اید یک مدیر بیاید و شجاعانه اعتراف کند که من در فلان کار یا پروژه اشتباه کرده ام و دلیل دیگر فقر سواد در مدیریت ارشد میباشد و زیردستان نیز ضعیف انتخاب میشوند در علم مدیریت آمده که 80 درصد مدیریت انتخاب زیردستان میباشد و در ایران بدلیل اینکه زیردستان از آشنایان و دوستان و اقوام انتخاب میشوند در ایران این 80 درصد تعطیل است
كاش ميرفتيم و100 مدير ژاپني وارد مي كرديم .
اون وقت اين باند بازي ها وضعف و .... نبود ومملكت نيز آباد بود.
تجار محترم خواهشمند است در لابلاي كالاهاي چيني خود مدير نيز وارد نمائيد.
چون برخی از مدیران جدید حتی در مراکز عالی آموزشی کم سواد و بر اساس مناسبات خونی و دوستی به مقام مدیریت رسیده اند لذا فرد بی لیاقت اولا حرف افراد با تجربه و باهوش را نمی فهمند ثانیا چه اهمیتی داره اگه چرخ مملکت نگرده جیب اون که پر پوله ثالثا افراد لایق تن به هر کاری نمی دهند و زیر بار بی قانونی و کاسه لیسی نمی دهند مدیر بی لیلقت عوض نگران بودن امور مردم برای نگه داشتن میزش دنبال ارتباطات بیشتر برای ماندن بیشتر و نان به هم قرض دادن هستند.
بنظرم افراد مطیع و نه ضعیف ،اگرمدیریت صحیح شوند و مدیرشان آدم فنی باشد خیلی زودتر سیستم را به اهدافش می رسانند تا افرادیکه سرکش هستند و فکر می کنند درست می اندیشند و برای نظرات مدیر ارزشی قائل نیستند.از این دست کارمندا هم کم نیستن !پیشنهاد میکنم سوال بعدیتون این باشه:چرااکثر کارمندان ما بصورت مفید کارایی ندارند؟
البته "وامرهم شورا بینهم" هم جواب میده.
1-دركشورما مديريت ها موقتي وبه قولي فصلي است با هرانتخاباتي بخصوص نمايندگي مجلس اكثر مديران ومعاونين درادارات مختلف تغيير مي يابند.2- چون ملاك داشتن كارآيي ومديريت نيست بلكه بيشتر سياسي وباندي است بنابراين وقتي كسي مدير سازمان واداره اي شد سعي مي كند ازباند خود كساني را معاون انتخاب كند كه ازخودش ضعيف تر باشند تا به حرفش گوش داده وچشم وگوش بسته بپذيرند.3- ايران درحال گذراست وبا شيوه مديريت سنتي وكدخدا منشي اداره مي شود4- مدرك تحصيلي ونوع تخصص ملاك انتخاب نيست بلكه جناح بندي و... مطرح است. 5- چاپلوسي وتملق يكي از عوامل بالا رفتن از نردبان ترقي اداري است بنابراين هركه بيشتر وارد باشد بهتر وزودتر صاحب پست مي شود.6- چون مديريت ها دائمي نيست بنابراين دزدي و فساد اداري را هم خواهيم داشت يعني هركسي برسر كاراست سعي خواهد كرد سوء استفاده كند...
خلاصه دلايل زيادي هست كه برخي را دوستان نوشته اند وخود اساتيد هم بهتر وبيشتر مي دانند.
ممنون ازشما.
برای به دست گرفتن قدرت باید به طرفین حامی مان را مناصبی در نظر گرفت یکی از این مناصب در ایران عزیز ما مدیر نام دارد . فقط کافیست ما ضعف بیشتری داشته باشیم بعد می ببینم که چه اتفاقاتی می افتد . خشک سالی رفتن برکت از دریا و در امدن پدر کارگزها .
توی اداره ی مامدیرجدید که اومد هیچی بلدنبود.بهش گفته بودندفلانی حل المسائل اداره ست.منوخونش دعوت کردگفت یاعلی بگووکمکم کن.خیلی باصداقت می زد،منم یاعلی گفتم،کارابینهایت خوب پیش میرفت مدیران بالایی رضایت کامل داشتند،حتی رتبه دوم ارزیابی عملکرد شدیم.(سال قبلش آخربودیم)سعی میکردیم صبحهانیم ساعت جلسه بداریم ونطرات همکاران رودررابطه باکارابگیریم.بعدهاکه میشنیدمیگند فلانی(من) حلال مشکلاته همه کاره ست و...بمن گفت درجلسات و پیش دیگران مسائل رامطرح نکنیم وخصوصی راه حل بده.یواش یواش درجلسات وجمع نظرات منوتحقیرمیکردوحتی درستم بودعمل نمی کرد،پستم روکاهش داد،اواخرسال دوم چنان عرصه راتنگ کردکه انتقالی گرفتمورفتم.بابعضی همکارادرارتباط بودم.میگفتندکسی آب میخوره بایداجازه بگیره.همه بله قربانگوو...نتیجه ازرده اول به پایین ترازدهم رفتندوهمه همکاراسرخورده و...
بحث بسیار خوبی است. بنظر می رسد که چون این چنین مدیرانی خود ضعیف هستند و در عین حال مستبد و اغلب بی توجه به فکر، عقل و علم واقعی می باشند لذا چه بهتر که عده ای ضعیف، بی سواد (منظور مدرک تحصیلی نیست) را دور خود جمع می کنند. از دیدگاهی دیگر می توان گفت که فکر و توان حداکثری این افراد همان است؛ بعبارتی دیگر از نظر آن مدیران که خود از اکثر جهات ضعیف و ناشایسته هستند بهترین افراد همان افرادی ست که انتخاب می کنند. حب ریاست، خودخواهی و چاپلوسی و بله قربان گو یان که در این مملکت و در این سیستم اداری معیوب ایران حاکم است، مشخصه این افراد و مجموعه های تحت مدیریت آنهاست. بنظر من یک راه معقول، ایجاد محیطهای اداری دمکراتیک و پاسخگو در برابر همه است. آیا اگر مثلا" در یک دانشگاه، رئیسش را استادان و کارکنان و حتی دانشجویان انتخاب کنند (یا در هر اداره دیگر) باز هم اینطور خواهد شد؟! وقتی که از بالا تا پایین همش انتصابات است و شور و فکر گروهی بی اهمیت، نتیجه همین هست که می بینیم.
علت اصلی آن است که مدیریت درکشورما ازگذشته های دورجایگاهی نداشته وندارد لذاهیچ ارگان یاسازمانی برنامه منظم برای تربیت مدیر ندارد ازگذشته دورطرزتغکرشاهانه ودیکتاتوری برکشورحاکم بوده وبعدازآن هم سالهای سال استعمارگران مارامدیریت کرده اند در حال حاضرهم کسی اعتقادعملی وقلبی ندارد که یک نفریایک جناح قادرنیست کلیه امورکشوررا مدیریت کند. اصلاباوربراین نیست که درمملکت بایدکارکرد وکارراکاردان متعهد میتواند انجام دهدهیچ گوشی عملا این هشدار امام(ره)رانشنیدکه اگرکسی توان انجام کاری راندارد وفردی بهترازخودمی شناسد ومسئولیتی را می پذیردمرتکب کبیره شده وبدبخت تراز اوکسی است که این امانات رابدست نااهلان میسپارد طبیعی است وقتی پذیرش مسئولیت ها برای خدمت به خدا ومخلوقاتش نباشد هیچ انگیزه ای برای سپردن مسئولیت هاغیرازحفظ خودومنافع فردی یاگروهی نمی ماند ودراین مسیرتمامی ارزشهاازجمله شایسته سالاری به آسانی قربانی میشود وفقط ابزارهای حفظ منافع فردی منجمله افرادضعیف ومتملق مورداستفاده غاصبان مسئولیت ها بکارگرفته میشود
اخيراً آقاي ع-ح نماينده يكي از شهرستانهاي استان گيلان كه به تازگي وارد مجلس شده است و براي بركناري مديران دستگاههاي مختلف شمشير از رو بسته است در جلسه اي فرموده است مديري كه در انتخابات از من حمايت نكرده است بايد برود وبراي من كارايي و عملكرد وي معني ندارد بلكه هركس كه با من بوده است مي تواند بعنوان مدير باقي بماند والا بايد كناربرود.يعني همان جمله معروف جورج بوش كه گفت هركه با ما نيست برمااست.خوب فكر مي كنيد اين نماينده جمهوري اسلامي با چنين ديدگاهي كه مايه تأسف است بدنبال چه مديري مي گردد. جز بدنبال افراد ترسو.حرف گوش كن ومطيع مي گردد.؟!!! پناه مي بريم به خدا از دست دنيا طلبان ظاهرنما وريا كار
1- کسانی که مدیری را نصب می کنند، الزام قانونی واقعی در رعایت شایسته سالاری ندارند و انتخابشان بر اساس اصول علمی صورت نمی گیرد. بنابراین مدیری که به این طریق نصب می شود خود می داند که به همین آسانی که نصب شده به همین آسانی برداشته می شود. بنابراین بجای اینکه فکر این باشد که چکار کند که بیشترین خروجی و بهره وری سازمان را تأمین کند (که بعضا در این راه مجبور خواهد بود در برابر همان مقامات مافوق بایستد و مخالف نظر آنان عمل کند) تلاش می کند باب میل مقامات مافوق عمل کند حتی اگر این اعمال بسیار سطحی باشد یا برضد منافع کلی سازمان باشد. در حقیقت این افراد به ظاهر مدیر یک سازمان هستند ولی در حقیقت حلقه به حلقه های یک باند قدرت و ثروت می شوند. در چنین شرایطی که منافع افراد مافوق بر منافع سازمان ارجح است و معیارهای نصب مدیران قانونی و علمی نیست، طبیعتا مدیر هم سعی می کند جلوی آلترناتیوسازی برای خود را بگیرد و شرایط تغییر دادنش را برای افراد مافوق سخت تر کند. پس سعی می کند افراد زیردست را کوتوله و بدون اطلاع بار بیاورد و از شناساندن افراد قوی به مقامات مافوق جلوگیری کند.
2- اگر مدیر به نفع کلی سازمان ولی برخلاف نظر مقامات مافوق عمل کند، باز هم مقامات مافوق می توانند براحتی به بهانه های مختلف مدیر را تغییر دهند و هیچ مرجع مستقلی برای قضاوت در مورد عملکرد مدیر وجود ندارد تا جلوی تغییر او را بگیرد. هر چه امنیت شغلی مدیر کاهش پیدا کند، تمرکز وی از روی هدف سازمانی به طرف حفظ قدرت منحرف و منحرف تر می شود.
3- خروجی کاری مدیر توسط هیچ نهادی اندازه گیری و اعلام نمیشود و نظام تنبیه و تشویق حاکم نیست. مدیری که مجبور نیست درقبال بهره وری و کیفیت عملکرد مدیریت تحت اختیارش پاسخگو باشد، برای چه با انتخاب همکاران قوی قدرت خود را به خطر بیاندازد؟
این مدیران تحمیلی هستند و با رابطه مدیر شده اند و هیچگونه تخصصی ندارند
در سیستمهای دولتی و شبه دولتی کشور ما چون انتصابات بیشتر متاثر از عوامل سیاسی و .... است بنابراین در انتخاب مدیران لزوما توجه چندانی به قابلیت و توانایی افراد، تجربه و سابقه آنان و آشناییشان با علم مدیریت روز جهان نمیشود. در نتیجه مدیران منتصب لزوما افراد کارآمد و قابلی نیستند. این افراد پس از انتصاب برای راضی نگه داشتن مافوق خود باید معاونان و سایر افراد کلیدی زیرمجموعه خود را نیز مطابق میل بالاسریها انتخاب کنند که قطعا آنان نیز مثل خودشان انتخاب احسن نیستند و در نتیجه یک مجموعه ضعیف با مدیریت بیمارگونه ایجاد میشود که همه تنها به فکر بله قربانگویی و راضی نگه داشتن مافوق خود برای حفظ سمتشان هستند و کوچکترین تغییر و انتقاد را نیز برنمیتابند.
به نظر من در سازمانهای دولتی چند ویژگی وجود دارد که در سازمانها یا شرکتهای خصوصی یا وجود ندارد یا بسیار کم است.انتخاب افراد ضعیف هم تابعی از این موارد است.
1- فرهنگ ایرانی ما(منظورم اکنون است نه 2500 سال پیش) بسیار مصلحت جو و پر تعارف و سرشار از رودربایستی است. از این رو با ضعیفان و آشنایان مماشات می کنیم.
2- عدم وجود قوانین کافی و لازم در مورد بکارگیری اقوام و منصوبان در دستگاههای تحت امر و همچنین استخدام بر پایه سفارش مقامات.
3- اصولاً موجودات ضعیف از موجودات قوی می ترسند، لذا مدیری که خود دچار انواع ضعف است چگونه می تواند افراد قوی تر از خود را به کار بگمارد؟
4- متاسفانه یک مطلبی را جا انداخته اند و مدام تکرار می کنند که یک مدیر لازم نیست متخصص باشد بلکه باید مدیر باشد غافل از اینکه مدیری که از حوزه تحت امر و مسئولیتش هیچ نداند چگونه می تواند آن را اداره کند؟ یکی از مشکلات مملکت ما که مهمترین هم هست مربوط به مدیریت افراد بی کفایت می شود.
5- مدیرانی که خود نه بر اساس توانمندی و قابلیت منصوب شده است تمام تلاشش را می کند به هر قیمتی شده پست خود را حفظ کند. از اینرو با چاپلوسی و تملق سعی در حفظ میزش می کند.
6- وجود حقوق بالا و امکان بهره مندی از رانتهای گوناگون آدمها و مدیران فرصت طلب را تشویق می کند برای حفظ شرایط موجود هیچ اظهار نظر متفاوتی با مقام مافوق نکند.
7- اختیارات بدون نظارت در کار مدیران موجب شده است مدیران مطلق العنان شوند و کارکنان را همچون بردگان چشم و گوش بسته به تبعیت و اطاعت بکشاند.
..........
تمام مشکلات به عدم اجرای صحیح قانون بازمیگردد اگر زیر دست مدیر به دستور او عمل نکند جایگاه شغلی او در خطر می افتد. من هم حاضرم بخاطر کسب مقام به حکم مافوق خودم هرچی که باشه عمل کنم!! چون عمل نکنم از سمت خودم عزل میشم. و قانون هم نمیتونه کاری برای من انجام بده!!!!!!
تأکید بیش از حد به تعهد نسبت به تخصص، باعث شد در سالیان اخیر تعداد زیادی مدیر بدون تخصص صرفا با ملاک های ظاهری تعهد دینی و اخلاقی (که عمدتا ظاهر فریبانه بود) وارد پست های مدیریتی شوند. آثار سوء چنین گزینش هایی به مراتب مخرب تر از حضور افراد متخصص بدون تعهد است. چرا که خرابکاری های یک متخصص بدون تعهد به اسلام و تعهد هیچ لطمه ای نمی زند ولی خرابکاری های یک متعهد بدون تخصص پیکان اتهامات را بیش از پیش به سوی اسلام متوجه می کند. راهکار اصلی این است که در انتخاب مدیران، سازمان گزینش کشور ملاک اول را بر تخصص پایه ریزی کند، نه تعهد. در وهله بعد از بین متخصصین به دنبال افراد متهدتر بگردد. این شیوه با ساختار فعلی گزینش کشوری محال و دور از دسترس است.
یک نکته خیلی مهم که دوستان به آن توجه نکردند رو به عنوان یک کارشناس ارشد مدیریت مطرح میکنم الیته توی عمل زیاد این مورد رو دیدم ولی گفتنش خالی از لطف نیست .متاسفانه تئوری جدیدی در حال شکل گیری هست که در کنار ضعف خود مدیر از مدیران مالی و اداری با تجربه استفاده می کنند جهت اهداف ظاهری خودشون و تعدادی مدیر نالایق و بی سواد هم در کنار مدیران استخدام می کنند حالا نکته اینجاست مدیر مالی اداری قوی توی جلسه می خواهد قوانین را اجرا کنه در کنارش حداقل 5 مدیر نالایق بیسواد هستند که با تفکر قانونی و مقرراتی سازمان مخالفند در این لحظه تنش در روابط مدیران بوجود می آید حالا شدند یک به پنج ناگهان مدیر عامل وارد میشه می بینه اگر طرف مدیر مالی اداری رو بگیره مدیران دیگه یا بهتر بگم حامیان خودشو رو از دست میده اگر طرف سایر مدیران رو بگیره مدیر مالی اداری می خواهد استفا بده و بره که خوب این روزها مدیر مالی اداری خوب هم نرخ بالایی داره لذا شروع میکنه به شرایط را سخت کردن جهت مدیر مالی اداری و سعی میکنه به طور غیر مستقیم به مدیران ناکارامد خودش بگه که شروع کنید بی احترامی کردن به مدیر اداری مالی که خودش ول کنه بره اونوقت مدیر عامل هم میگه اگز هیات مدیره ازمن پرسید میگم خود مدیر مالی اداری خواسته بره من نگفتم بره و.... دوستان متاسفانه این نظریه داره توی سازمان ها شکل میگیره و چون خصوصی هم هستند امکان دخالت مراجع قضایی نیست بهترین پیشنهاد من این هست که عزل و نصب کلیه مدیران باید با نظر مستقیم هیات مدیره باشه تا مدیر عامل هم حساب کار بیاد دستش.
نكته مهم اينست كه آن كسي كه در پست مدير قرار گرفته اساسا با رابطه و ساير عوامل پشت پرده بوده و خواهان از دست دادن آن به اين راحتي نيست پس بايستي براي حفظ آن هم تمهيداتي داشته باشد از جمله انتخاب زير دستان نالايق تر از خود و حذف ساير نيروهاي متخصص و بلطبع نابساماني در توسعه كشور و مهاجرت نيروهاي متخصص به خارج.
موفق باشيد
علتش اين است كه خودشان ضعيف هستند ونمي خواهند افراد قوي وكار بلد زير دستشان باشد چون ممكن است كار دستشان بدهد.وابرويشان برود ورسوا گردند البته پيش خدا رسوا هستند .
نكته مهم اينست كه آن كسي كه در پست مدير قرار گرفته اساسا با رابطه و ساير عوامل پشت پرده بوده و خواهان از دست دادن آن به اين راحتي نيست پس بايستي براي حفظ آن هم تمهيداتي داشته باشد از جمله انتخاب زير دستان نالايق تر از خود و حذف ساير نيروهاي متخصص و بلطبع نابساماني در توسعه كشور و مهاجرت نيروهاي متخصص به خارج.
موفق باشيد
به دلیل اینکه افراد ضعیف خیلی مطیع ترند و چون IQ پایینی دارند از امور زیاد سردرنمی آورند و کاربکار مدیر ندارند.
خواهش مکنم این مطلب رو بخونید تو شرکت ما چند هفته گذشته مدیر با مدرک فوق لیسانی را برداشتند و یک مدیر با مدرک دیپلم گذاشتند
با سلام
ابتدا باید به نحوه انتخاب خود مدیر نگاه کرد که چگونه مدبر شده . و بعد به سیستمی که مدیر در آن مدیریت میکند نگاه کرد که آیا آن سیستم بر اساس پایه های آموزش ،پیشرفت و اجرا استوار است یابر اساس سعی وخطا.. و در ضمن در سیستم اول که کاراتر هست خود سیستم هوشمند بوده و نفر انتخاب می شود و مدیر ارشدتر فقط نظر و عمل پایش را انجام می دهد و با سرنوشت یک جامعه بازی نمی کند
مثلا وقتی وزیری صاحب اندیشه و نظریه و کتاب مهمی نباشد چگونه از آن میتوان انتطار داشت نیروهای خوبی نسبت به وزیری که در کشور دیگه بوده و صاحب کتاب بوده (تنبل و بیفکرنبوده) انتخای نماید
با سلام
ابتدا باید به نحوه انتخاب خود مدیر نگاه کرد که چگونه مدبر شده . و بعد به سیستمی که مدیر در آن مدیریت میکند نگاه کرد که آیا آن سیستم بر اساس پایه های آموزش ،پیشرفت و اجرا استوار است یابر اساس سعی وخطا.. و در ضمن در سیستم اول که کاراتر هست خود سیستم هوشمند بوده و نفر انتخاب می شود و مدیر ارشدتر فقط نظر و عمل پایش را انجام می دهد و با سرنوشت یک جامعه بازی نمی کند
مثلا وقتی وزیری صاحب اندیشه و نظریه و کتاب مهمی نباشد چگونه از آن میتوان انتطار داشت نیروهای خوبی نسبت به وزیری که در کشور دیگه بوده و صاحب کتاب بوده (تنبل و بیفکرنبوده) انتخای نماید
1-شركتها دولتی بوده و آنان هزینه بی کفایتی های خود و نفراتی که با پارتی بازی انتخاب کرده اند نمی پردازند.
از اینکه زیردستان قوی تری داشته باشند که در جلسات احساس حقارت کنند, خجالت می کشند. (البته در بیشتر موارد به اندازه کافی پر رو و پر ادعا هستند و توقع ارتقاء های بیشتری را دارند.)
3- کلاً ویژگی آدمهای کوچک, تمایل به تعریف و تمجید توسط دیگران است.
چند دلیل دارد :
ا-کمتر مدیری مخلصانه و با هدف خدمت کار می کند.
2-بسیاری از مدیران فقط به موقعیت چند روزه خود خود می اندیشند نه به حوزه کاری
2-امکان دارد مدیران قوی موقعیت آنها را در معرض خطر قرار دهند .
3-از تملق لذت می برند چون بیسوادند شناختی از خود ندارندو اطمینان می یابند که فرد چاپلوس خطری برای آنها ندارد.
4- در دو جمله :خدا را فراموش کرده اند و از کار کردن برای مردم لذت نمی برند.
نمیخوام به مدیران کشور توهین کنم و مدیران لایق را مخاطب قرار نمیدهم ولی ریشه این مشکل را باید در انتخاب نادرست و بدور از استانداردهای مدیریتی برخی مدیران جستجو کرد. وقتی شخص مدیر بر اساس روابط انتخاب می شود نه ضوابط و شایستگی و دانش و تجربه و... چگونه انتظار داشته باشیم که وی مدیران و کارمندان زیر مجموعه خود را درست انتخاب کند.در ضمن برخی مدیران ضعیف برای پوشش ضعف خود از افراد توانمندتر از خود استفاده نمیکنند. مسایل سیاسی و خودی و ناخودی کردن افراد در کشور هم مزید بر علت است
چون اگر مديران وبه تبع آن معاونان در يك سطح باشند .هيچكدام حرف همديگر را نمخوننند. چون ما فرهنگ كاري نداريم ياد نگرفتيم كه چگونه كار كنيم سعي مي كنيم افراد ضعسف تر از خودمان انتخاب كنيم تا مبادا يك روز جايه ما را بگيره با اين تفكر هستش كه مملكت ما به اين روز افتاده كه فقط دنبال اين هستيم كه خودمان را به هر قيمتي شده حفظ كنيم هر چی شد شد.......
سلام
شايسته سالاري بعنوان يك اصل غير قابل انكار، در انتخاب ها و انتصاب ها (بويژه در مناصب مديريتي) بايد حرف اول را بزند،كانديداها بايستي در كنار تعهد و وفاداري شان نسبت به مجموعه جامعه ، سازمان ، كاركنان ، مشتريان ، اهداف سازماني ، و باورهاي اجتماعي از تخصص لازم و اشراف كامل در حوزه ماموريت و پست مورد نظر برخوردار باشند و آموزشهاي لازم را متناسب با دوره تصدي پست مورد بحث كسب نموده و حتي در طول زمان تصدي به توسعه كمي- كيفي شغل همت نمايند بديهي است كه اين امر در ادوار مختلف با ابزار و شاخص هاي متناسب سنجيده ميشود. بنظر ميرسد مدتي است كه اين اصل بديهي و اوليه در انتخابهاي جديد مغفول مانده و شايستگي جاي خود را به مولفه هاي ديگري داده است بنا بر اين انتظاري غير از وضع موجود نميتوان داشت.البته بهتر است بدانيم (مطمئنا شما ميدانيد) شايسته ترين ها بدليل نگراني از مخدوش شدن جايگاه اداري و اعتبار اجتماعي شان و عدم چشمداشت به مطامع غير قانوني و غير متعارف ناشي از تصدي پستها ، در روند كنوني از پذيرش پست هاي پر مسئوليت خودداري مينمايند و همين امر موجب پديد آمدن فرصتهاي طلايي غير متصور براي افراد غير شايسته ميشود پرواضح است كه افراد ناشايست و ضعيف النفس نيز بنا به هزاران دليل اشخاص ضعيف تر را در مناصب بگمارند.
و اين زنگ خطري است كه اركان نظام اداري را بشدت تهديد مينمايد
یک کلام
" عدم شایسته سالاری در کشور "
نکته جالب توی تمام نظرات بالا اینه که همه به ضعیف بودن مدیران اعتقاد دارن و هیچ کسی طرفداریشونو نمی کنه. اینم خودش جالبه اگه مدیران ما بفهمن
خوب اکثریت به یک نکته توجه کرده اند که نکته درستی هم هست. ولی حالا راه حل چیست؟ آیا همین آقایان یا خانمهای که ریشه این مشکلات را می دانند و اینجا اعلام کرده اند خود حاضرند زیر دستان خود را از افراد لایق انتخاب کنند و نه بر اساس روابط؟ البته سابقه نداشته که تابناک نظری از من را چاپ کند و اگر این را چاپ کند به نوبه خود یک رکورد محسوب می شود.
براي پاسخگويي بايد يكبار خودمان را جاي مدير بگذاريم و يكبار جاي زيردست . ولي ميتوان :
1- عدم شايستگي مدير از نظر فني يا علمي
2- داشتن روحيه قانون گريزي مدير _حتي باسواد و فني)
3- تمايل به ثروت ( كه البته روزافزون خواهد شد )
4- عدم قدرداني محل يا سازماني كه شخص مدير آن است و باعث ميشود شخص به خود حق دهد از راههاي پشت كنتوري اقدام به برداشت كند و براي چنين برداشتي بايد زير دست را افراد خاصي انتخاب كرد .
5- عدم قوانين مطلوب و بخصوص شفاف كه هم مدير را راضي نگه دارد و هم زير دست را در جاي خود . در برخي كشورها بسياري مزايا براي مدير حق قانوني اوست . در آمريكا به افراد كنگره و رييس جمهور مزايايي داده شده .بالاخره كسي كه مقام دولتي يك كشور با اين حد از گرفتاري شخصي و شغلي دارد بايد انگيزه اي او را به سمت كار بكشاند .و اگر در اين زمينه سخت گيري زياد هر چه افراد ماهر در زمينه تقلب است به روي كار مي آيند و شايسته ها را پس مي زنند.
البته قوم گرايي را هم به مقوله هاي بالا اضافه كنيد چون هر مديري كه از يك استان خاص انتخاب مي شه مي بيني كه حداقل 50% همكاراش همكارانش مي شن
متاسفانه ماازفرهنگ اسلامي دورشده ا يم واكثر مديران تحمل انتقادات سازنده وخيرخواهانه راهم ندارنددر روايات داريم كه عمر درزمان خلافت درجلسه اي ازحاضرين خواست كه درصورت مشاهده انحراف به او تذكربدهند يكي ازحاضرين گفت اگرديديم باشمشيركج تورا راست ميكنيم در زير مجموعه مديران افراد دلسوز ومنتقد جايي ندارند بلكه مغضوب هستندوافراد چاپلوس مدارج ترقي راناعادلانه طي ميكنند واين شامل مدير هم ميشود
مدیر ضعیف به رئیس ضعیف ورئیس ضعیف سرپرست ضعیف وسرپرست ضعیف مسئول ضعیف و ...
اینهمه هزینه تو این مملکت صرف تولید و خدمات میشه نتیجه جمله بالاست. جالب اینجاست که توی این سالها هیچ نهاد ، ارگان و مرجعی عملکرد مددیران را از نحوه کار بررسی کند وجود ندارد. نتیجه بعدی فرار مغزها از کشور و به طبع آن خرابی و ویرانی بیشتر برای این مملکت عاید شده است. تنها با یک نگرش در دور و بر محیط زنگدی به فقر شدید مدیریتی فریاد می زند ولی همه ماشاالله مگن به ما چه .... بعد انتظار داریم در آینده یکی از بهترین کشورها باشیم. به نظر بنده شاید این امر در آینده خیلی خیلی دور هم اتفاق نیفتد.
یکی خیلی خوب گفته : به اندازه آارزوهایت تلاش کن و یا به اندازه تلاش و کوشش ات آرزو کن. که به نظز بنده جمله آخر در مورد ایران مریض بیشتر صدق می کند.....
داستان کاملا مشخصه
اگه به کسی که پیشنهاد سمت مدیریت داده میشه اون شخص
تعهد کافی رو داشته باشه که اگر علم و تجربه و کلاس مدیریت رو نداره این سمت رو قبول نکنه همه چیز درست میشه
اما این اتفاقی نیست که تو جامعه ما می افته ..............
کم نیستن مدیران بی تجربه /کم سواد /کم تخصص
البته با تعهد که همه سر کار هستن
.
نتیجه این مدیریت هم کاملا مشخصه
با تشکر
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.