مرسي و حركت در مسير حسني مبارك
بيژن كياني

یکی از عوامل کارآمد در پیروزی انقلاب و حفظ دستاوردهای آن، وجود رهبری است. معمولا نیروهای مخالف انقلاب، پس از پیروزی، تلاش میکنند با یکسری کارها، راه انقلاب را به سمت اهداف مورد نظر خود منحرف کنند. در چنین وضعیتی وجود رهبر هشیار و قاطع، مانع از چنین چیزی میشود و اصول و آرمانهای انقلاب محفوظ میماند؛ تجربهای که در انقلاب اسلامی تأثیر خود را به روشنی نشان داد.
در این باره باید گفت، تحولاتی که در چند کشور اسلامی، از جمله مصر منجر به فروپاشی نظامهای استبدادی شد، از همان آغاز کار این نگرانی را پدید آورد که نبود رهبری در این انقلابها، بزرگترین خطری است که آنها را تهدید میکند، چرا که مخالفان فرصت خواهند کرد تا شرایط را به سود خود تغییر دهند و حاصل مبارزات و جانفشانی انقلابیون را تباه سازند.
از نظر جامعهشناسی، انقلاب به معنای یک تغییر ریشهای و بنیانی و عمیق در جامعه و ساختهای اجتماعی به ویژه هنگامی است که ناگهانی و بیشتر با خشونت باشد؛ بنابراین، با نگاهی به تحولات جامعهٔ مصر و دقت در کارکرد انقلابیون، به این نکتهٔ اساسی برمیخوریم که انقلاب آنان، انقلاب سطحی بود و نتوانست به تغییرات ریشهای و عمیق دست بزند و شاید دلیل اصلی آن، نبود رهبری در این امر باشد؛ انقلابی که در پی آن امید میرفت مناسبات قدیم را به هم بزند و سرآغاز تغییرات بزرگی در مصر و جوامع عربی اسلامی شود، امروز از برآورده کردن کمترین انتظار مردم خود درمانده است.
اما تغییرات اساسی نه در کادر فرماندهان ارتش مصر که بازیگرانی مهم در تحولات این کشور هستند، انجام گرفته و نه در سطح مهرههای کلیدی رژیم حسنی مبارک. یکی از خواستههای مردم انقلابی مصر، تجدید نظر حکومت انقلابی در روابط با رژیم اسراییل و قطع ارتباط با آن بوده است.
آنها در جریان انقلاب و پس از پیروزی آن، پیوسته بر این خواسته پافشاری داشتند و در چندین مرحله نیز خود عملا کارهایی کردند که گویای این امر بود؛ کارهایی چون انفجار در خط لولهٔ گاز مصر ـ اسراییل، حمله به سفارت اسراییل و تصرف آن، اعلان همبستگی با آرمان فلسطینیان و تأکید بر رفع محاصرهٔ غزه از جانب مصر، ولی بر خلاف انتظار، مصریان و مردم دیگر کشورهای اسلامی، امروز شاهد ازسرگیری روابط مصر و اسراییل در بالاترین سطح سیاسی و استمرار روابط اقتصادی دو کشور در دورهٔ ریاست جمهوری آقای مرسی هستیم.
از سوی دیگر، از حکومت انقلابی انتظار میرفت در روابط خود با آمریکا و عربستان ـ که به هیچ وجه مایل به پیروزی انقلاب مصر نبودند و برای شکست آن هر کاری که لازم بود ـ انجام دادند نیز تجدیدنظر کند و مناسبات گذشته را به هم بزند؛ اما با تأسف باید گفت، نه تنها چنین کاری نکرد، بلکه برعکس با هر دو کشور روابط دوستانهای برقرار کرده است.
انتظار دیگر از حکومت انقلابی مصر، تقویت جبههٔ مقاومت علیه اشغالگران فلسطین و نزدیک شدن به ایران و سوریه بود. عملا آنچه رخ داده، عکس این موضوع را نشان میدهد. آقای مرسی در مواضع خود، حکومت سوریه را مورد هجمه قرار داده و در برقراری ارتباط با ایران نیز تردید دارد و وقت کشی میکند. در اینکه چرا میراثدار اندیشههای استاد حسن البناء و سید قطب ـ که هر دو بر سر آرمانهای دینی مردم مصر جان خود را فدا کردند ـ چنین راهی را در پیش گرفته، باید به انتخابات ریاست جمهوری مصر توجه دوبارهای کرد. در جریان برگزاری انتخابات با وجود روشن بودن نتیجه، اعلان آن چند روز به تعویق افتاد و سرانجام با بازگشت مردم به میدان التحریر، نتیجه اعلان شد.
* هماکنون میپرسیم که بهانه برگزارکنندگان انتخابات در اعلان نکردن نتیجه چه بود؟
ـ تشکیک در سلامت انتخابات و احتمال تقلب در آن.
* این ظاهر قضیه بود؛ باطن قضیه چه بود؟
ـ ترس آمریکا و رژیم صهیونیستی و عربستان از پیامدهای این انتخابات و وخیمتر شدن اوضاع خاورمیانه.
راهکار فوری برای کنترل اوضاع، دیرکرد در اعلان نتیجه و طرح موضوعی همچون احتمال تقلب در انتخابات بود. در خلال آن چند روز، مذاکرات محرمانهای صورت گرفت و به احتمال زیاد، آقای مرسی برای به دست گرفتن قدرت و تکیه بر کرسی ریاست جمهوری مصر، ناچار به سپردن تعهداتی شد؛ تعهداتی چون، مخالفت نکردن با سیاستهای خاورمیانهای آمریکا، مخالفت نکردن عملی با روند سازش، پذیرفتن نقش پدر سالارانه عربستان و حفظ منافع این کشور، پایبندی به مفاد پیمان کمپ دیوید و استمرار ارتباط سیاسی با اسراییل، کمک به تضعیف جبههٔ مقاومت علیه اسراییل و هجمه به سوریه، عدم همسویی با ایران انقلابی و سرانجام تضمین باقی ماندن مهرههای سیاسی و نظامی حکومت حسنی مبارک در مناصب خود.
* اما در ازای این همه تعهد، آقای مرسی چه چیزی به دست میآورد؟
ـ ریاست جمهوری مصر انقلابی را.
شاید آقای مرسی با توجه به شرایط پیش روی، گمان میکرد با به دست گرفتن قدرت و در سایه زمانی که به دست میآورد، خواهد توانست شرایط را در آیندهٔ نزدیک به سود خود و انقلابیون عوض کند، ولی آن آینده شاید خیلی دیر باشد و مسیر تحولات به سمت و سویی دیگری پیش برود. هدف آمریکا و دیگر مخالفان انقلاب مصر، تأمین خواستههای خود بود که محقق شد. حال چه فرقی میکند حسنی مبارک دیکتاتور رییس جمهور مصر باشد یا مرسی انقلابی، بلکه مهم حفظ منافع آنان است که در سایه حکومت جدید نیز تأمین میشود. آنها نیز همانند مرسی نیاز به زمان دارند؛ زمانی که مسیر تحولات جامعه مصر، کاملا در مسیر دلخواه آنان قرار گیرد.
جریان اسلامگرای اخوانالمسلمین و در رأس آن مرسی با سیاستهایی که در پیش گرفتهاند، در حکومتداری و بالا بردن جایگاه مصر در میان کشورهای اسلامی به طور خاص و در جهان به طور عام توفیقی نخواهند داشت. به لحاظ جایگاه مردمی نیز که نتیجهٔ انتخابات و فاصله کم آرای دو نامزد، پیام نگران کنندهای را برای طرف پیروز در پی داشت، آنچه در این فاصلهٔ زمانی رخ خواهد داد، تخلیه شدن انرژی انقلابی مردم مصر و ناامیدی و رویگردانی آنان از اخوان المسلمین و دریغ کردن حمایت خود از قویترین شکل اسلامی خواهد بود. پس هم آمریکا و عربستان و اسراییل و هم آقای مرسی نیازمند زمان هستند و هر دو در کمین تغییر شرایط به سود خود.
برنده و بازنده نیز از هم اکنون معلومند؛ در صورتی که مردم انقلابی و اسلامخواه مصر از کارکرد ناپسند آقای مرسی و اخوان المسلمین سرخورده و ناامید شوند، زمینه برای به قدرت رسیدن فردی با ویژگیهای حسنی مبارک در جامعه مصر فراهم خواهد شد و در این صورت، آمریکا و متحدانش برنده نهایی تحولات مصر خواهند بود.
اما آنچه میماند، افسوس و دریغ انقلابیونی است که فرصت سوزی کردند و خود را در دام آمریکا گرفتار ساختند و به دست خود، رشتهای بر رشتههای این دام افزودند.
در این باره باید گفت، تحولاتی که در چند کشور اسلامی، از جمله مصر منجر به فروپاشی نظامهای استبدادی شد، از همان آغاز کار این نگرانی را پدید آورد که نبود رهبری در این انقلابها، بزرگترین خطری است که آنها را تهدید میکند، چرا که مخالفان فرصت خواهند کرد تا شرایط را به سود خود تغییر دهند و حاصل مبارزات و جانفشانی انقلابیون را تباه سازند.
از نظر جامعهشناسی، انقلاب به معنای یک تغییر ریشهای و بنیانی و عمیق در جامعه و ساختهای اجتماعی به ویژه هنگامی است که ناگهانی و بیشتر با خشونت باشد؛ بنابراین، با نگاهی به تحولات جامعهٔ مصر و دقت در کارکرد انقلابیون، به این نکتهٔ اساسی برمیخوریم که انقلاب آنان، انقلاب سطحی بود و نتوانست به تغییرات ریشهای و عمیق دست بزند و شاید دلیل اصلی آن، نبود رهبری در این امر باشد؛ انقلابی که در پی آن امید میرفت مناسبات قدیم را به هم بزند و سرآغاز تغییرات بزرگی در مصر و جوامع عربی اسلامی شود، امروز از برآورده کردن کمترین انتظار مردم خود درمانده است.
اما تغییرات اساسی نه در کادر فرماندهان ارتش مصر که بازیگرانی مهم در تحولات این کشور هستند، انجام گرفته و نه در سطح مهرههای کلیدی رژیم حسنی مبارک. یکی از خواستههای مردم انقلابی مصر، تجدید نظر حکومت انقلابی در روابط با رژیم اسراییل و قطع ارتباط با آن بوده است.
آنها در جریان انقلاب و پس از پیروزی آن، پیوسته بر این خواسته پافشاری داشتند و در چندین مرحله نیز خود عملا کارهایی کردند که گویای این امر بود؛ کارهایی چون انفجار در خط لولهٔ گاز مصر ـ اسراییل، حمله به سفارت اسراییل و تصرف آن، اعلان همبستگی با آرمان فلسطینیان و تأکید بر رفع محاصرهٔ غزه از جانب مصر، ولی بر خلاف انتظار، مصریان و مردم دیگر کشورهای اسلامی، امروز شاهد ازسرگیری روابط مصر و اسراییل در بالاترین سطح سیاسی و استمرار روابط اقتصادی دو کشور در دورهٔ ریاست جمهوری آقای مرسی هستیم.
از سوی دیگر، از حکومت انقلابی انتظار میرفت در روابط خود با آمریکا و عربستان ـ که به هیچ وجه مایل به پیروزی انقلاب مصر نبودند و برای شکست آن هر کاری که لازم بود ـ انجام دادند نیز تجدیدنظر کند و مناسبات گذشته را به هم بزند؛ اما با تأسف باید گفت، نه تنها چنین کاری نکرد، بلکه برعکس با هر دو کشور روابط دوستانهای برقرار کرده است.
انتظار دیگر از حکومت انقلابی مصر، تقویت جبههٔ مقاومت علیه اشغالگران فلسطین و نزدیک شدن به ایران و سوریه بود. عملا آنچه رخ داده، عکس این موضوع را نشان میدهد. آقای مرسی در مواضع خود، حکومت سوریه را مورد هجمه قرار داده و در برقراری ارتباط با ایران نیز تردید دارد و وقت کشی میکند. در اینکه چرا میراثدار اندیشههای استاد حسن البناء و سید قطب ـ که هر دو بر سر آرمانهای دینی مردم مصر جان خود را فدا کردند ـ چنین راهی را در پیش گرفته، باید به انتخابات ریاست جمهوری مصر توجه دوبارهای کرد. در جریان برگزاری انتخابات با وجود روشن بودن نتیجه، اعلان آن چند روز به تعویق افتاد و سرانجام با بازگشت مردم به میدان التحریر، نتیجه اعلان شد.
* هماکنون میپرسیم که بهانه برگزارکنندگان انتخابات در اعلان نکردن نتیجه چه بود؟
ـ تشکیک در سلامت انتخابات و احتمال تقلب در آن.
* این ظاهر قضیه بود؛ باطن قضیه چه بود؟
ـ ترس آمریکا و رژیم صهیونیستی و عربستان از پیامدهای این انتخابات و وخیمتر شدن اوضاع خاورمیانه.
راهکار فوری برای کنترل اوضاع، دیرکرد در اعلان نتیجه و طرح موضوعی همچون احتمال تقلب در انتخابات بود. در خلال آن چند روز، مذاکرات محرمانهای صورت گرفت و به احتمال زیاد، آقای مرسی برای به دست گرفتن قدرت و تکیه بر کرسی ریاست جمهوری مصر، ناچار به سپردن تعهداتی شد؛ تعهداتی چون، مخالفت نکردن با سیاستهای خاورمیانهای آمریکا، مخالفت نکردن عملی با روند سازش، پذیرفتن نقش پدر سالارانه عربستان و حفظ منافع این کشور، پایبندی به مفاد پیمان کمپ دیوید و استمرار ارتباط سیاسی با اسراییل، کمک به تضعیف جبههٔ مقاومت علیه اسراییل و هجمه به سوریه، عدم همسویی با ایران انقلابی و سرانجام تضمین باقی ماندن مهرههای سیاسی و نظامی حکومت حسنی مبارک در مناصب خود.
* اما در ازای این همه تعهد، آقای مرسی چه چیزی به دست میآورد؟
ـ ریاست جمهوری مصر انقلابی را.
شاید آقای مرسی با توجه به شرایط پیش روی، گمان میکرد با به دست گرفتن قدرت و در سایه زمانی که به دست میآورد، خواهد توانست شرایط را در آیندهٔ نزدیک به سود خود و انقلابیون عوض کند، ولی آن آینده شاید خیلی دیر باشد و مسیر تحولات به سمت و سویی دیگری پیش برود. هدف آمریکا و دیگر مخالفان انقلاب مصر، تأمین خواستههای خود بود که محقق شد. حال چه فرقی میکند حسنی مبارک دیکتاتور رییس جمهور مصر باشد یا مرسی انقلابی، بلکه مهم حفظ منافع آنان است که در سایه حکومت جدید نیز تأمین میشود. آنها نیز همانند مرسی نیاز به زمان دارند؛ زمانی که مسیر تحولات جامعه مصر، کاملا در مسیر دلخواه آنان قرار گیرد.
جریان اسلامگرای اخوانالمسلمین و در رأس آن مرسی با سیاستهایی که در پیش گرفتهاند، در حکومتداری و بالا بردن جایگاه مصر در میان کشورهای اسلامی به طور خاص و در جهان به طور عام توفیقی نخواهند داشت. به لحاظ جایگاه مردمی نیز که نتیجهٔ انتخابات و فاصله کم آرای دو نامزد، پیام نگران کنندهای را برای طرف پیروز در پی داشت، آنچه در این فاصلهٔ زمانی رخ خواهد داد، تخلیه شدن انرژی انقلابی مردم مصر و ناامیدی و رویگردانی آنان از اخوان المسلمین و دریغ کردن حمایت خود از قویترین شکل اسلامی خواهد بود. پس هم آمریکا و عربستان و اسراییل و هم آقای مرسی نیازمند زمان هستند و هر دو در کمین تغییر شرایط به سود خود.
برنده و بازنده نیز از هم اکنون معلومند؛ در صورتی که مردم انقلابی و اسلامخواه مصر از کارکرد ناپسند آقای مرسی و اخوان المسلمین سرخورده و ناامید شوند، زمینه برای به قدرت رسیدن فردی با ویژگیهای حسنی مبارک در جامعه مصر فراهم خواهد شد و در این صورت، آمریکا و متحدانش برنده نهایی تحولات مصر خواهند بود.
اما آنچه میماند، افسوس و دریغ انقلابیونی است که فرصت سوزی کردند و خود را در دام آمریکا گرفتار ساختند و به دست خود، رشتهای بر رشتههای این دام افزودند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
باسلام
باخواندن این مطالب انسان غمگین میشود
مگرانسان عاقل چندباربایدیک موضوع راتجربه کندوبازمتنبه نشود.
دوستی باشیطان بزرگ و دست پرورده های او چه لطفی داردوبرای بقیه چه لطفی جزبدبختی ونکبت داشته است؟
امیدارم سران انقلابی وعقلای مصرقضیه رازودجمع کنندومردم راازدست ندهند
وازتجربه ایران انقلابی بهره برداری کنند
درغیراینصورت جواب بی مسئولیتی خودرانخواهندتوانست داد
ما که داریم با دنیا مخالفت میکنیم به کجا رسیدیم اگر با خودمون رو راست باشیم 1- اخلاقیات در جامعه نفسهای اخر را میکشد 2-از نظر سیاسی که در دنیا باختیم 3- وضع اقتصادی مان که ماشاالله 4- وقت به خارج میریم به عنوان یک دروغگو ایرانی رامشناسند
و...... فقط منتظر ظهور اقا باید باشیم ....
درود بر کر لر
حالاست که باید قدر رهبری انقلاب را فهمید و خدای را شاکر بود که قدرت به دست نهضت آزادی ها و امثال آن نیفتاد تا فورا به ثمن بخص به آمریکا بفروشند
انقلاب بدون رهبری قاطع و دلسوز راه طولانی را باید طی کند تا مردم بتوانند بد و خوب را از هم تشخیص دهند و گرنه انتخاب نوکر دیگری به جای نوکر و حلقه بگوش آمریکا چاره درد نیست پس مردم مصر حالا حالا باید در میدان التحریر باید بیایند و بروند و مطمئن باشند از اخوان المسلمینها ها و نهضت آزادی ها چیزی عایدشان نمیشود
اینجاست که نقش یک رهبر فرهیخته آشکار می شود. خواسته مردم با راههای ترسیم شده توسط آمریکا امکان پذیر نیست. مردم باید خودشان کار را یکسره می کردند.
مرسی بایدبه احترام شهدای انقلاب و انقلابیون با زورگویی شیطان بزرگ مقابله کند
بعید میدانم ایران به مرسی مرسی بگوید
چرا وقتی امور یک مملکت باب طبع ما نیست برداشت ما این است که مردم ان کشور گول خورده اند
از کجا معلوم که ما راه را اشتباه نمیرویم
حالا چرامردم به رقیب مرسی هم رای بالایی دادند !!!!
با سلام خدمت برادر عزيزم آقاي كياني كه بيش از 25 سال است افتخار آشنايي با ايشان را دارم
يك گزينه محتمل هم اين است كه اخوان المسلمين و مرسي براي اينكه صحنه را كاملا به حريف واگذار نكنند به حد اقل هايي بسنده كرده اند كه نهايت آن فقط عنوان رياست جمهوري براي مرسي است وادامه اين روند به كاهش محبوبيت اخوان المسلمين و حذف تدريجي از صحنه سياست خواهد انجاميد. شايد يك راه برون رفت از اين بن بست استعفاي حساب شده مرسي و زمينه سازي براي انتخابات زودرس با ابتكار عمل اسلامگرايان (مثلا تاسيس چند حزب جديد اسلامي كه برنامه ائتلاف در آينده را داشته باشند) باشد و اين هم در صورتي نتيجه بخش خواهد بود كه تعهدات احتمالي مرسي به حاكميت پشت پرده، صرفا شخصي بوده باشد تا كادر اخوان المسلمين توان مانور را داشته باشند.
به هر حال تا مصر بخواهد خود را دريابد شايد بيش از يك دهه زمان ببرد مگر اينكه يك محوريت مردم را مرتب به صحنه فراخواند و مطالبات حد اكثري اسلامگرايان را دنبال كند
مرسی مهره ایاست کاملا شبیه اردوغان بادیدگاه دموکراسی خواهی غربی که اینگونه افراد بدلیل نداشتن ایده لوژی خاص سرانجام سر ازکمپ امریکا واروپا سر در می اورند وپس از روی کار امدن بلا فاصله توسط لابی های سازمان های جاسوسی محاصره شده وخریداری می شوند
با سلام
به نظرم قضاوت هنوز زود است و دوره ترميناتور انقلاب مصر نرسيده است
به مرسي بايد فرصت داد و به انتظار نشست....
خدا به داداسلام اهل سنت بااین باصطلاح رهبران برسد.
اقاي کياني لطفا يه نگاهي به مقالتون بندازين((از نظر جامعهشناسی، انقلاب به معنای یک تغییر ریشهای و بنیانی و عمیق در جامعه و ساختهای اجتماعی به ویژه هنگامی است که ناگهانی و بیشتر با خشونت باشد؛))به نظر شما اگه مردم مصر با فرهنگي کردن و اموال عمومي را به اتش نکشيدن انقلاب واقعي صورت نگرفته؟از طرف ديگه اين منطق درستيه که هرکس به منافع ما فکر نکنه کارش اشتباهه؟
به نظر میرسد پیروز واقعی میدان مصر نه مردم بلکه سیاستهای آمریکا و اسرائیل بوده چرا که نبود رهبری قوی وکاریزمانیک میتواند مشکل ساز باشد..
انقلاب اسلامی با وجود رهبری کاریزماتیک امام خمینی (ره) به ثمر نشست ...
در طول تاریخ نیز هر نهضتی که به ثمر نشسته پشت آن وجود یک رهبر کاریزماتیک بوده است..
اما انقلاب ایران صرفا شخصیت کاریزماتیک حضرت امام نبود بلکه چهره معنوی و گرایش مردم به دین نیز مطرح بود..
در نهایت به مصر و مردم آن و تلاشهایی که در حال پایمال شدن است متاسفم از عمق وجود هم متاسفم ...
ان الله هم الغالبون
به به آورین
رهبر انها عقلشان وتجربه گرانبهای تمدن بشری در طی هزاران سال بوده است ببخشید که اعدام نداشتند
داره عاقلانه فكر ميكنه چرا در مسير حسني مبارك!
مرسي نقش بازي ميكندوياوضعيت مصرطوري است كه ميخواهدقدم بقدم بسوي مقصد حركت كند
مصر از ایران عبرت گرفت و رابطه اش رو با دنیا قطع نکرد تا دلار 4000 تومانی روتجربه کنه
با سلام معیار انقلابی و اسلامی بودن یک نفر با یک جریان چیست؟
مرسی و اخوان کدامیک از این معبارها را دارند؟مرسی مهره ای است که توسط امریکاییها برای ایجاد تعدیل در خواست مردم مصر و بد نام کردن چهره اسلام انقلابی و ارائه بک نمونه جدید از اسلام کرواتی و امریکایی مانند بنی صدر, رجوی,کرزای, عبدالله گل ,امیر عبدالله و غیره از استین امریکاییها بیرون امده
جهان اسلام دیر یا زود انها را خواهد شناخت بنابراین نباید از این مهره ها انتظار معجزه داشت مرسی روابط مصر با اسرائیل را نعدیل اما حفظ میکند و از سوی دیگر مسیر مبارزه مردم غزه را تغییر داده و نیروهای انقلانی انجارافاسد و مدتها انقلاب غزه و فلسطین را به تاخیر می اندازد اما با پهن کردن فرش قرمز زیر پای خالد مشعل عشق. مردم منظقه را به سید حسن و الگو برداری از این نهضت بسمت الگوهای لائیک منحرف میکند و الی اخر و اینها ارزش حمایت از مرسی را دارد .وقتی چهره اش اشکار شد مثل مبارک با یکی دیگرعوضش میکنند مگر اینکه مردم مثل به تمام معنی انقلاب کنند و دنبال همه اسلام و اسلام ناب باشند
از کجا دلیل تاخیر در اعلام نتایج انتخابات رو کشف کردید.
فکرر نمی کنید زیادی از قوه ی تخیلتون دارید استفاده می کنید.
این حرف ها اگه جای گفتن داشت خیلی وقت پیش باید مطرح میکردید. زمانی که اصرار داشتید مسری از جنس شماست و همه مسائلی که الان مطرح میکنید (مثل تفاوت کم آرا) رو نادیده میگرفتید
اینقدر مرسی مرسی کردن تو صدا و سیما
که ما فکر کردیم فردای انتخابات به دوست عزیزش(!) حمله می کنه!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.