خواهر و برادر شش و هشت ساله ایرانی، گرفتار در دریای پناهندگی
پناهجویانی که از کشورهای منطقه با رویاهای غیرواقعی و از راههای غیرقانونی راه برخی کشورها را در پیش میگیرند، در سالهای اخیر، چندین بار با رویدادهای تلخی که برای آنها پیش آمده، خبرساز شدهاند. گزارشگر نیویورکتایمز با عدهای از آنها در راه استرالیا همراه شده است.

پناهجویانی که از کشورهای منطقه با رویاهای غیرواقعی و از راههای غیرقانونی راه برخی کشورها را در پیش میگیرند، در سالهای اخیر، چندین بار با رویدادهای تلخی که برای آنها پیش آمده، خبرساز شدهاند. گزارشگر نیویورکتایمز با عدهای از آنها در راه استرالیا همراه شده است.
به گزارش «تابناک»، لوک موگلسون در گزارشی مفصل برای نیویورک تایمز به وضعیت این پناهجویان پرداخته که خلاصهوار در آن آمده است:
فاصله دو ساعت و نیم جاکارتا تا ساحل جنوبی جاوه در حالت عادی، برای پناهجویانی که در کف کامیون این راه را میپیمودند، طولانیتر است. ماه سپتامبر در یکی از همین کامیونها با زوجی ایرانی همراه شدم که کمتر از سی سال داشتند. زن هفت ماهه باردار و روی صورت شوهرش، جای یک زخم بود. آنها دو ماه پیش به جاکارتا آمده بودند و این چهارمین تلاش آنها برای رفتن به استرالیاست. دو بار پیش از اینکه بتوانند سوار قایقی شوند که به سوی استرالیا میرفته، به دست پلیس دستگیر شده و با دادن رشوه آزاد شدهاند. بار دیگر قایق آنها بلافاصله بعد از حرکت غرق شده، ولی این بار مطمئن هستند که موفق خواهند شد.
کامیون پس از طی مسیری زیر بارانهای شدید اندونزی در ساعت سه بامداد ترمز میکند و مسافران آن و کامیونی دیگر خود را در جنگلی انبوه میبینند. ۵۷ پناهجو در میان فریادهای چند اندونزیایی و پس از طی مسیری سرپایینی خود را به ساحل میرسانند.
دو قایق موتوری در میان دریا بودند و هر بار دو نفر بار خود را روی سرشان میگرفتند و در حالی که آب تا کمر آنها را میگرفت، خود را به قایقها رسانده و به سختی سوار میشدند.
ما بعدا به یک قایق ماهیگیری چوبی منتقل شدیم که حدودا 10 متر (سی فوت) طول داشت. وضعیت آن به روشنی نشان میداد که به درد حمل مسافر نمیخورد و ما به غلط خیال میکردیم تنها برای انتقال ما به یک شناور بزرگتر مورد استفاده قرار میگیرد. اندونزیاییها ما را در کنار هم چپاندند و پوششی روی سفر مسافران کشیدند؛ وضعیت به گونهای بود که نفس کشیدن هم سخت بود.
مقصد ما جایی در قلمرو استرالیا و به فاصله بیش از سیصد کیلومتر به نام جزیره کریسمس بود. اگر هوا خوب باشد و قایق هم به مشکلی نخورد، این مسیر در بیش از سه روز طی خواهد شد. در دهه اخیر، هزاران تن در این مسیر غرق شدهاند. بارها پناهجویان در این مسیر روزها روی آب میمانند و والدینی بودهاند که غرق شدن فرزندان خود را دیدهاند و فرزندانی که والدین آنها جلوی چشمشان غرق شدهاند.
گزارشگر نیویورکتایمز میگوید اولین بار در افغانستان از این روش مهاجرت آگاه شده است. وی یادآوری میکند که سال گذشته نزدیک ۳۷هزار افغانستانی تقاضای پناهندگی داشتهاند. آنهایی که میتوانند برای کسب مدارک لازم برای مهاجرت به اروپا ۲۴ و برای کانادا 40 هزار دلار میپردازند. دیگران راههای قاچاق را امتحان میکنند.
مسیر استرالیا اولین بار در زمان حکومت طالبان مورد توجه هزارهایی قرار گرفت که مورد ظلم و جنایت طالبان قرار گرفتند. هر چند بعدها تعدادی از آنها بازگشتند، افراطیگریهای سالهای اخیر باز هم مسیر را برعکس کرده است. در سالهای اخیر، دولت استرالیا راههای گوناگونی برای مقابله با مهاجرت با قایق امتحان کرده و از جولای سال جاری، کوین راد نخست وزیر استرالیا اعلام کرده که این دست از پناهجویان از این پس به پاپوا گینه نو فرستاده خواهند شد.
گزارشگر سپس سیستم مالی افغانستان و چگونگی پرداخت هزینه قاچاق و افراد دخیل در آن را توصیف میکند تا به اندونزی برسد.
وی در اندونزی، وضعیت پناهجویان در روزهای گاه طولانی اقامت در جاکارتا را مرور میکند و اینکه هر روز قاچاقچیان به آنها وعده سفر در فردا را میدهند و آنها در وضعیتی که از برنامه خود حتی در ساعت بعد هم خبر ندارند، باید دائما در اتاقی کوچک بخوابند و خود را از دید اندونزیاییها و پلیس دور نگاه دارند.
گزارشگر وضعیت یک مرد ایرانی و پسر هشت ساله و دختر شش سالهاش را مرور میکند که برنامه دارند به استرالیا بروند تا بعدا مادر خانواده هم به استرالیا بیاید. تنها همین خانواده در بین پناهجویان است که فرزندان آنها هم به جاکارتا آورده شدهاند.
پناهجویان نمیخواهند تصمیم دولت استرالیا برای فرستادن آنها به پاپوا یا نائورو را باور کنند زیرا گمان میکنند شایعهای برای انصراف آنهاست.
گزارش سپس به وضعیت وحشتناک پناهجویان در این مسیر میپردازد و با مرور روشهای بسیار نامناسب نیازهای پناهجویان و از جمله قضای حاجت به شرایطی میپردازد که پناهجویان وارد آبهای استرالیا میشوند. در اینجا آنها برای اینکه دولت آنها نتواند آنها را اخراج کند، پاسپورتهای خود را از بین میبرند و با گارد ساحلی استرالیا تماس تلفنی برقرار میکنند. گارد ساحلی به سوی آنها میآید.
گزارش سپس وضعیت پناهجویان را در دست مأموران اجرای قانون استرالیا توصیف میکند و از جمله اینکه احتمالا به دلیل تسلط دولت استرالیا بر دولتهای پاپوا گینه نو و جمهوری نائورو، آنها به این کشورها فرستاده خواهند شد.
به گزارش «تابناک»، لوک موگلسون در گزارشی مفصل برای نیویورک تایمز به وضعیت این پناهجویان پرداخته که خلاصهوار در آن آمده است:
فاصله دو ساعت و نیم جاکارتا تا ساحل جنوبی جاوه در حالت عادی، برای پناهجویانی که در کف کامیون این راه را میپیمودند، طولانیتر است. ماه سپتامبر در یکی از همین کامیونها با زوجی ایرانی همراه شدم که کمتر از سی سال داشتند. زن هفت ماهه باردار و روی صورت شوهرش، جای یک زخم بود. آنها دو ماه پیش به جاکارتا آمده بودند و این چهارمین تلاش آنها برای رفتن به استرالیاست. دو بار پیش از اینکه بتوانند سوار قایقی شوند که به سوی استرالیا میرفته، به دست پلیس دستگیر شده و با دادن رشوه آزاد شدهاند. بار دیگر قایق آنها بلافاصله بعد از حرکت غرق شده، ولی این بار مطمئن هستند که موفق خواهند شد.
کامیون پس از طی مسیری زیر بارانهای شدید اندونزی در ساعت سه بامداد ترمز میکند و مسافران آن و کامیونی دیگر خود را در جنگلی انبوه میبینند. ۵۷ پناهجو در میان فریادهای چند اندونزیایی و پس از طی مسیری سرپایینی خود را به ساحل میرسانند.
دو قایق موتوری در میان دریا بودند و هر بار دو نفر بار خود را روی سرشان میگرفتند و در حالی که آب تا کمر آنها را میگرفت، خود را به قایقها رسانده و به سختی سوار میشدند.
{$sepehr_album_5987}
ما بعدا به یک قایق ماهیگیری چوبی منتقل شدیم که حدودا 10 متر (سی فوت) طول داشت. وضعیت آن به روشنی نشان میداد که به درد حمل مسافر نمیخورد و ما به غلط خیال میکردیم تنها برای انتقال ما به یک شناور بزرگتر مورد استفاده قرار میگیرد. اندونزیاییها ما را در کنار هم چپاندند و پوششی روی سفر مسافران کشیدند؛ وضعیت به گونهای بود که نفس کشیدن هم سخت بود.
مقصد ما جایی در قلمرو استرالیا و به فاصله بیش از سیصد کیلومتر به نام جزیره کریسمس بود. اگر هوا خوب باشد و قایق هم به مشکلی نخورد، این مسیر در بیش از سه روز طی خواهد شد. در دهه اخیر، هزاران تن در این مسیر غرق شدهاند. بارها پناهجویان در این مسیر روزها روی آب میمانند و والدینی بودهاند که غرق شدن فرزندان خود را دیدهاند و فرزندانی که والدین آنها جلوی چشمشان غرق شدهاند.
گزارشگر نیویورکتایمز میگوید اولین بار در افغانستان از این روش مهاجرت آگاه شده است. وی یادآوری میکند که سال گذشته نزدیک ۳۷هزار افغانستانی تقاضای پناهندگی داشتهاند. آنهایی که میتوانند برای کسب مدارک لازم برای مهاجرت به اروپا ۲۴ و برای کانادا 40 هزار دلار میپردازند. دیگران راههای قاچاق را امتحان میکنند.
مسیر استرالیا اولین بار در زمان حکومت طالبان مورد توجه هزارهایی قرار گرفت که مورد ظلم و جنایت طالبان قرار گرفتند. هر چند بعدها تعدادی از آنها بازگشتند، افراطیگریهای سالهای اخیر باز هم مسیر را برعکس کرده است. در سالهای اخیر، دولت استرالیا راههای گوناگونی برای مقابله با مهاجرت با قایق امتحان کرده و از جولای سال جاری، کوین راد نخست وزیر استرالیا اعلام کرده که این دست از پناهجویان از این پس به پاپوا گینه نو فرستاده خواهند شد.
گزارشگر سپس سیستم مالی افغانستان و چگونگی پرداخت هزینه قاچاق و افراد دخیل در آن را توصیف میکند تا به اندونزی برسد.
وی در اندونزی، وضعیت پناهجویان در روزهای گاه طولانی اقامت در جاکارتا را مرور میکند و اینکه هر روز قاچاقچیان به آنها وعده سفر در فردا را میدهند و آنها در وضعیتی که از برنامه خود حتی در ساعت بعد هم خبر ندارند، باید دائما در اتاقی کوچک بخوابند و خود را از دید اندونزیاییها و پلیس دور نگاه دارند.
گزارشگر وضعیت یک مرد ایرانی و پسر هشت ساله و دختر شش سالهاش را مرور میکند که برنامه دارند به استرالیا بروند تا بعدا مادر خانواده هم به استرالیا بیاید. تنها همین خانواده در بین پناهجویان است که فرزندان آنها هم به جاکارتا آورده شدهاند.
پناهجویان نمیخواهند تصمیم دولت استرالیا برای فرستادن آنها به پاپوا یا نائورو را باور کنند زیرا گمان میکنند شایعهای برای انصراف آنهاست.
گزارش سپس به وضعیت وحشتناک پناهجویان در این مسیر میپردازد و با مرور روشهای بسیار نامناسب نیازهای پناهجویان و از جمله قضای حاجت به شرایطی میپردازد که پناهجویان وارد آبهای استرالیا میشوند. در اینجا آنها برای اینکه دولت آنها نتواند آنها را اخراج کند، پاسپورتهای خود را از بین میبرند و با گارد ساحلی استرالیا تماس تلفنی برقرار میکنند. گارد ساحلی به سوی آنها میآید.
گزارش سپس وضعیت پناهجویان را در دست مأموران اجرای قانون استرالیا توصیف میکند و از جمله اینکه احتمالا به دلیل تسلط دولت استرالیا بر دولتهای پاپوا گینه نو و جمهوری نائورو، آنها به این کشورها فرستاده خواهند شد.
{$sepehr_album_5988}
پناهجویان






پناهجویان 2






تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
فقط از آینده نا امیدند ترس و وحشت جنگ باعث میشه که یک پدر بچه هاشو برداره و به خطر بیاندازه مسولین کاری کنند که مردم ایران استرس نداشته باشند و هر روز شرایط زندگی شان به یک باره عوض نشود .
به خدا هیچ حا وطن آدمی نمیشه و هیچ بیگانه ای هموطن آدم حالا برداشت ها و انتظارها متفاوت من در سال 66 و یا 65 با دوستانم میخواستیم آن موقع به آلمان شرقی که جدا از هم بودند وخیلی هم راحت فقط با 150 دلار بود برویم ولی دل کندن از وطن واز دوستان نزدیکان ولو اگر هم بد باشند خیلی سخته بیایید بستری را برای همه حتی مخالف فراهم کنیم که هیچ هموطنی هوس ترک ایران عزیز به دلش راه نده اینو باید به همه فهماند ایران مال ایرانیه با هر عقیده ومسلک
امیدوارم الان که وضعیت تحریم ها و روابط خارجی داره بهتر میشه مسئولین دیگه هی بهونه جویی نکنند بخاطر تحریم ها و غیره و فکری به حال مردم و اقتصاد ایران بکنند تا شاهد بیکاری، فقر، افسردگی و فرار از مملکت نباشیم.
تابناک لطفا سانسور نکن چو ن یکی از دلایل همین سانسورها و گیرهای الکی است !
ریشه یابی این که هموطنان ما حاضر به ترک وطن و مهاجرت به کشوری چون استرالیا آن هم به هر قیمتی می شوند
به نظر من قابل تأمل وا ز چند بعد قابل بررسی است
1-بعد سیاسی
2-اقتصادی
3-فرهنگی
راستش اگر سانسور نشد ادامه نظرم رو می نویسم
تابناک لطفا سانسور نکن چو ن یکی از دلایل همین سانسورها و گیرهای الکی است !
ریشه یابی این که هموطنان ما حاضر به ترک وطن و مهاجرت به کشوری چون استرالیا آن هم به هر قیمتی می شوند
به نظر من قابل تأمل وا ز چند بعد قابل بررسی است
1-بعد سیاسی
2-اقتصادی
3-فرهنگی
راستش اگر سانسور نشد ادامه نظرم رو می نویسم
بایستی در نظر گرفت افراد در صورت موفق بودن در کشور خود ، در هرجای دیگر نیز درصد موفقیت بالایی خواهند داشت. افرادی که در ایران موفق بوده اند ( چه تحصیلی و چه مالی) و به طور قانونی مهاجرت کرده اند و ما به عنوان فرار مغزها از آن یاد می کنیم الگو ی این افراد پناهنده شده اند . این افراد که به طور غیر اصولی و با ریسک بالا تن به مهاجرت می دهند در تفکراتشان، خود را با آن مهاجرین موفق قیاس می کنند اما پیشینه خود را با پیشینه آنان مقایسه نمی کنند. توصیه میکنم هر فردی که قصد مهاجرت دارد نخست سعی کند تا در وطنش موفق شود و به فکر راه میانبر نباشد.
لیلا از آلمان خانم عزیز موافقم با تمام گفته هات و حرفات.ما ایرانیها خیلی از اخلاقامون بیخوده.قبول دارم.ولی واقعا مشکلات هم باعت این مهاجرتها میشه
من آدمی را میشناسم 100 میلیون تا الان خرج کرده که پسرش را با ویزای تحصیلی به شکل قانونی بفرسته بره استرالیا باید حداقل 100 میلیون دیگه هم خرج کنه تا درسش تموم بشه. تازه بعدش شاید بتونه بمونه یا شاید هم نه مجبور بشه برگرده. کل این کارها را داره ریسک میکنه واقعا من نمی دونم چرا. پسرش مهندس اینجا کار هم داره ازدواج هم کرده می تونه این پول را کمک کنه راحت خونه دارش کنه. واقعا من نمی دونم بعضی ها چی فکر می کنند. و از زندگی چه انتظاری دارند این آدم که میخواد بره استرالیا اونجا باید دقیقا از صفر شروع کنه در حالی که اینجا کلی امکانات و موقعیت در اختیار داره. پیش خودش اگر فکر میکنه که پسرش بره استرالیا ادامه تحصیل بده حتما آدم خیلی مهمی میشه یا ثروتمند اصلاً اینطوری نیست. هرکسی یک توانایی و شانسی داره شاید از هر 100 تا که بروند خارج از کشور یک نفر پیشرفت زیادی بکنه بقیه در حد متوسط و حتی پایین تر از متوسط خواهند ماند. مانند شرایط همینجا در ایران. متاسفانه هرکی اینجور وقت ها برای خودش دلیل و منطق را ایجاد میکنه. درحالی که به نظر من داره روی کاری سرمایه گذاری میکنه که اصلا آیندش روشن نیست.
ای کاش و ای کاش هیچ ایرانی مجبور نبود کشورمان را ترک کند نه نخبگان و نه سرمایه داران و نه ......
بخدا اگر اندک سرمایه ای داشتم لحظه ای شک و تامل نمی کردم !
همه باید تلاش کنیم باهمیاری،اتحاد، وهمدلی کشور را بسازیم وشرایط رابرای زندگی بهتر فراهم، تا مانع مهاجرت شویم.
براي رفتن دو راه پيش مياد . يكي ميري و بين راه اونطوري تابي جون نشون داد يا هم مثل من بدبخت تمام دارو ندارمو دلار كردم فرستادم تا مثلا داداشم كارهاي قانوني رفتنمو انجام بده و متاسفانه دو ساله همه پولارو خوردو يه ابي هم روش. /
آیا پناهجو شدن جرم به حساب می آید؟
باور کنید ایران خودمان خیلی خیلی عالی است
ايران به اندازه همه ايرانيها جا دارده . فقط كاشكي يك خورده با احترام به حقوق و عقايد همه هموطنان در كنار هم آسوده زندگي كنيم.
مگه ایران خودمون چشه. به خدا یه ذره از خاکش به همه جای دنیا می ارزه
فقط هوس بیجا و خیالات واهی است. حاضر نیستند در همین ایران یک کمی زحمت بکشند و با عزت و آبرو زندگی کنند میرن که مثلا میلیاردر بشند با سگ شویی و توالت شویی فرنگی ها. بعضی ها هم که نیاز مالی ندارند و...
علاوه بر امسائل سخت افزاری بیش از همه تقویت حس میهن دوستی است که دولت وظیفه داره تقویت کنه. مسأله ای که اصلاض به اون توجه نمی شه.
در بحث رضایت و نارضایتی هم بایست گفت یک بخش از این مسأله ذهنی است که این هم قابل مدیریت است و اینجا مجال توضیح آن نیست. (مثلاً دیدی قدیمی ها می گن خوش بودیم در عین این که می گن چیزی نداشتیم). دولت ها بایستی نیازهای مردم (یکی از جنبه های ذهنی مسأله رضایت یا نارضایتی) را مدیریت کنند نه این که به خاطر انتخابات به نیازهای کاذب و حتی غیر معقول مردم دامن بزنند.
راهکار بده
چه چاره ای میتونن داشته باشند.
ما هم تووی این هوای آلوده تهران داریم خفه میشیم هیچکی به دادمون نمیرسه....زیاد اوضاعمون فرقی نداره....
دولت باید در این مقوله کاری کند
جای تاسف و ناراحتی است.
درد عمیقی ست دیدن هموطنامون در این وضعیت، کاش قدر ایرانمان را بیشتر می دانستیم و تن به هر ذلتی نمیدادیم.
دولت باید درباره کاری کند
جای بسی سوال است که چرا به هر قیمتی حاضر به ترک کشور هستند
حتما عقل ندارند. وگرنه بجای جانشان تمام ثروتشان را میدادند وبه جای اعماق اقیانوسها به اروپا یا امریکا میرفتند.
خوب نرن
شما تا حالا درد بی پولی بیکاری و هزاران مشکلات متصل به اون رو چشیدید؟ ولله نچشیدید .
برو ببین چه بر سر اینها آمده که حاضر به این کار شدند!
در جواب به لیلا خانم.
واقعا قربون دهنت. منم الان 4 ساله کانادام. همونطوری که ایشون هم گفتن اینجا نظم هست احترام هست چشم و هم چشمی نیست البته بین کانادایی ها و وقتی وارد جمع ایرانی ها میشی کلا مثل اینکه وارد ایران شدی دوباره همون رفتارها و قضاوت و چشم و هم چشمیهایی که تو ایران هست رو با تمام وجودت میبینی. من هم مثل ایشون قبول دارم که مشکلات مالی و اقتصادی هست ولی باید اعتراف کنم که غربت هم بد دردیه. شاید اینجا اوضاع مالیت خوب باشه ولی دوری از عزیزترینهات چیزی هست که به راحتی جبران نمیشه
سلام دوستان
من دانشجوی دانشگاه دویزبورگ-اسن توی شهر اسن (نزدیک دوسلدورف)هستم که الان دوسال هست تو آلمان هستم.در تایید نوشته های لیلا خانم محترم ، باید بگم بخدا هرچی گفتن درسته. اینجا بهشت نیست،به خدا بهشت نیست.ماکه قانونی و با ویزای تحصیلی و دانشجویی اومدیم و با اینکه دولت آلمان برای دانشجو ارزش قائله و اون رو از پناهنده و...جدا میکنه باز هم اینجا یه غریبه ، سربار و خارجی محسوب میشیم، حالا چه برسه پناهده بیاییم تو این کشورها. بخدا ایران اونقدرها هم که میگن بد نیست. یه بلایی سر اقتصاد و اشتغال بیاد بهترین جا برای زندگی هست.فقط میتونم بگم تا نیایین اینجا یه مدت نباشین درک نمی کنید من و امثال من چی میگیم
خان لیلا از آلمان ،
عجیب خوب و صحیح توضیح دادی.
دقیقا همین طور است.
یه نصیحت هم من بگم برا یاونهایی که میخوان برن خارج از ایران :
باید یکی از این دو حالت رو داشته باشید
1- هیچ چیزی برا یاز دست دادن نداشته باشی ، مادر /پدر /فرزند / همسر / کار / درس / زندگی / آبرو .... هیچی! اگه هیچی نداری و برات نمونده میتونی به خروج از کشور فکر کنی.
2- به حدی پول و سرمایه داشته باشی که تو کشور خارجی بدون کار ، طولانی مدت بتونی زندگی کنی ، خونه و ماشین بخری و مستمری داشتی باشی. در این وضعیت هم میتونی فکر خروج از کشور رو داشته باشی.
در سایر موارد 100% متضرر خواهی شد.
البته تحصیل و یا درخواست کار داشتن قضیه اش فرق می کنه. من منظورم به اصطلاح Move کردن است.
من خارج زندگی نکردم ولی با توجه به آنچه خونده ام و یا از آشنایانی که در کشورهای غربی مثل هلند زدگی کرده اند شنیده ام حرف های لیلا از آلمان را کاملاً تأیید می کنم. بیایید از خودمان شروع کنیم حداقل قشر تحصیل کرده و دست از این چشم و هم چشمی ها برداریم.
با صحبتهای لیلا خانم به شدت موافقم. من بعد از چند سال کار تو ایران اومدم انگلیس تا دکتری بخونم. اگرچه زندگیم دوباره دانشجویی و ساده شد و اون زندگی راحت رو تو ایران از دست دادم؛ ولی خیلی احساس راحتی میکنم به همون دلایلی که لیلا خانم اشاره کردند.
باید قبول کنیم که فقر فرهنگی به همون اندازه فقر اقتصادی و بلکه بیشتر عذاب آوره.
سلام دوستان. اول از همه بگم لطفا من رو متهم نکنید که دروغ نوشتم که در آلمان زنذگی می کنم و چه می دانم از فیلتر شکن استفاده کردم و... من در منطقه سلندرف برلین زندگی می کنم و حدود 10 سالی هست که با وضعیت مالی نسبتا خوبی هم در این شهر به سر می برم . اما از من به شما نصیحت !!! قبول دارم که آرامش و نظم و ... در این جا بهتر از ایران است ولی به ولله داشتن این آرامش مربوط به رفتار خودمان هست.مثلا خواهران و بستگان من در ایران توی جهنم هستند!!!! چون دایم دارند پز لباس و... را می دهند و.. با قرض و وام و... پرده اتاق و مبلمان عوض می کنند و.... به خدا راحتیم و آرامش داریم برای این که برای هر مهمانی لباس عوض نمی کنیم... برای هر کاری متلک به هم نمی پرانیم ... رعایت حق یکی دیگه را می کنیم ... به خدا همه فکر می کنند روسری ات را که اینجا برداری خلاص شدی و راحت و.... به خدا قسم من با این دسته دوستان هم رفت و آمد دارم ولی دیدم اگه روسری ات را هم برداشتی و اون اخلاق گند چشم و هم چشمی و تعارف و متلک را با خودت آوردی این ور دنیا، بهشت را هم برای خودت جهنم کردی چون افزون بر همه دردهایی که در ایران داشتی غم غربت و تحقیر را هم با خودت آوردی. ... شاید خیلی ها از شما بفرمایید که خوشی زده زیر دلم و یا این که فکر می کنید که من آدم نازک نارنجی هستم ... که از غم غربت می گویم ...ولی شما واقعا نمی دانید غریبی و غربت به معنای واقعی یعنی چه...... به خدا فقط این که زمزمه صدای ایرانی را توی یک هیاهوی ..... بشنوی ... حتی موقعی که دارند به زبان فارسی بهت فحش می دهند احساس غرور می کنی که یک همزبان کنارته..... خوب و بد همه جا هست ولی منظورم اینه که انسان به ریشه هاش احتیاج داره ... قدر بدونید ... خلاصه نظرم اینه که علیرغم مشکلات اقتصادی و... که در ایران هست اغلب مشکلات ریشه در تفاخر و تکبر و .... ماست . من و امثال من از دست خانواده های هودمان در ایران هم گله مندیم که ما رو واسطه پزدادن خودشان می کنند. به خدا با یک دنیا آرزو دلتنگی می آییم ایران و با دل خون برمی گردیم چرا که مادر و خواهر و برادر و... مرتب به ما می گن شلواری که 10 یورو خریدم رو بگه 100 یورو خریدم !!! چرم مصنوعی کیفم را جای چرم اصل جابزنم و بگم 200 یورو قیمتش هست و... که پز بدهند که دختر و خواهرمون از آلمان اومده و...یا می گن تا عمه و خاله و... دعوتت نکرده خونه اش نری ها ، بی کلاسی هست... دیگه نمی دونن دلم واسه دیدن اون یه نفر داره پااااااااااااااره میشه ولی به خاطر حفظ کلاس مامان و خواهر و برادرم باید حرف گوش کنم و..... به خدا به خاطر این فقر فرهنگی با چشم و دل پرخون بر می گردم آلمان و بعد می گم ایران جهنمه ....!!!!! واقعا چرا خودمون با اخلاق ناپسندمون ایران را بد می کنیم و بعدش آرزوی زندگی توی یه هوای دیگه این جوری راه نفس کشیدن خودمون رو هم ببنده....خود شکن ....آیینه شکستن خطاست...
گاهی وقت ها علت عدم آگاهی و داشتن اطلاعات غلط از زندگی کسانی است که مهاجرت کرده اند.
چ ربطی داره
یعنی موقثیت الانشون بهتره!
خوب اگه بهتر ماهم دلسوزی نداریم براشون کنیم!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.