گريه هاي ندامت قاتل با ديدن عکس پدر مقتولش!
نوجوان ۱۷ساله اي که در حال بازسازي صحنه قتل پدرش بود، با ديدن عکس پدر روي ديوار منزل گريست و در حالي که دستان مادرش را مي بوسيد، گفت: اگرچه پدرم ما را خيلي اذيت مي کرد، اما من قصد کشتن او را نداشتم و از اين حادثه بسيار ناراحتم!
به گزارش خراسان، نوجوان ۱۷ساله اي که به اتهام قتل پدرش دستگير شده است، صبح روز گذشته در حضور قاضي موحدي راد و کارآگاهان پليس آگاهي به تشريح ماجراي اين جنايت پرداخت. او که مقابل دوربين قوه قضاييه قرار گرفته بود، وقتي وارد منزل مسکوني اش در شهرک دهرود مشهد شد ناگهان وسط اتاق ايستاد و با ديدن عکس پدرش روي ديوار منزل، اشک از چشمانش سرازير شد.
متهم اين پرونده جنايي سپس به سوي مادرش رفت و در حالي که دستان او را مي بوسيد، گفت: پدرم مردي عصباني مزاج و معتاد بود. از ۴سال قبل هم سر کار نمي رفت و مادرم براي تأمين مخارج زندگي مجبور بود در منازل ديگران کار کند.
روز حادثه هم مادرم سر کار بود و من به خاطر اين که او را خوشحال کنم، خانه را جارو کردم و مشغول شستن ظرف ها شدم اما وقتي استکان هاي شيشه اي به هم مي خوردند، پدرم بالاي سرم آمد و گفت: مي داني اين استکان ها ۳۰هزارتومان پول خورده است؟ به او گفتم اين ها را مادرم از پول کارگري خريده است!
اين جمله پدرم را عصباني کرد و او مرا با مشت و لگد کتک زد و گفت برو داخل انباري! دقايقي بعد وقتي پدرم از منزل بيرون رفت، من هم دوچرخه ام را برداشتم و بيرون رفتم، دقايقي را گريه کردم و دوباره به انباري بازگشتم. مادرم از سر کار آمده بود، او از من خواست تا براي خوردن غذا به اتاق بروم، ولي من قبول نکردم، با اصرار مادرم که گفت پدرت ناراحت مي شود، به اتاق رفتم. آن لحظه پدرم مشغول استعمال موادمخدر بود که باز هم با ديدن من حرف هاي نامربوطي زد. من هم جوابش را دادم.
در اين هنگام پدرم به سمت من حمله کرد و با سيم برق مرا کتک زد و بيرون انداخت. من دوباره به انباري رفتم و چون فکر مي کردم او با شيلنگ به سراغم مي آيد، پتويي را دور خودم پيچيدم ولي در يک لحظه ديدم پدرم با پتک آهني بالاي سرم ايستاده است. او مي گفت ديگر حق نداري داخل اتاق بيايي! از همين جا سرت را پايين مي اندازي و بيرون مي روي! به او گفتم اگر تو غيرت داشتي که نمي گذاشتي مادرم سر کار برود! با اين جمله عصبانيت پدرم شدت گرفت و در حالي که مي گفت به تو ربطي ندارد، دوباره پتک آهني را برداشت. من هم با چاقويي که دستم بود ضربه اي به پايش زدم.
وي ادامه داد: پدرم خون آلود روي زمين افتاد که با کمک مادرم او را به بيمارستان شهيدهاشمي نژاد رسانديم، ولي او به خاطر خون ريزي جان خود را از دست داده بود. نوجوان ۱۷ساله که در کلاس سوم دبيرستان مشغول تحصيل بود، در ميان هاي هاي گريه افزود: من قصد کشتن پدرم را نداشتم و از اين موضوع بسيار ناراحتم. او خواهر ۹ساله و مادرم را با قفل و زنجير کتک مي زد اما من نمي توانستم چيزي بگويم.
اين گزارش حاکي است: مادر متهم به قتل نيز با تأييد اظهارات فرزندش به قاضي ويژه قتل عمد گفت: يک بار شوهرم چنان ضربه اي به سرم زد که مدت زيادي در منزل بستري بودم و با «ني» غذا مي خوردم. او به هيچ کس اجازه نمي داد مرا به بيمارستان ببرد!
بنابراين گزارش در ابتداي بازسازي صحنه قتل کارآگاه سلطاني (افسر پرونده) خلاصه اي از روند بازجويي و رسيدگي به اين پرونده جنايي را تشريح کرد.
در پايان نيز قاضي موحدي راد پس از صورتجلسه اعترافات و اظهارات متهم، دستور انتقال وي را به زندان صادر کرد تا مراحل قانوني اين پرونده جنايي طي شود.
به گزارش خراسان، نوجوان ۱۷ساله اي که به اتهام قتل پدرش دستگير شده است، صبح روز گذشته در حضور قاضي موحدي راد و کارآگاهان پليس آگاهي به تشريح ماجراي اين جنايت پرداخت. او که مقابل دوربين قوه قضاييه قرار گرفته بود، وقتي وارد منزل مسکوني اش در شهرک دهرود مشهد شد ناگهان وسط اتاق ايستاد و با ديدن عکس پدرش روي ديوار منزل، اشک از چشمانش سرازير شد.
متهم اين پرونده جنايي سپس به سوي مادرش رفت و در حالي که دستان او را مي بوسيد، گفت: پدرم مردي عصباني مزاج و معتاد بود. از ۴سال قبل هم سر کار نمي رفت و مادرم براي تأمين مخارج زندگي مجبور بود در منازل ديگران کار کند.
روز حادثه هم مادرم سر کار بود و من به خاطر اين که او را خوشحال کنم، خانه را جارو کردم و مشغول شستن ظرف ها شدم اما وقتي استکان هاي شيشه اي به هم مي خوردند، پدرم بالاي سرم آمد و گفت: مي داني اين استکان ها ۳۰هزارتومان پول خورده است؟ به او گفتم اين ها را مادرم از پول کارگري خريده است!
اين جمله پدرم را عصباني کرد و او مرا با مشت و لگد کتک زد و گفت برو داخل انباري! دقايقي بعد وقتي پدرم از منزل بيرون رفت، من هم دوچرخه ام را برداشتم و بيرون رفتم، دقايقي را گريه کردم و دوباره به انباري بازگشتم. مادرم از سر کار آمده بود، او از من خواست تا براي خوردن غذا به اتاق بروم، ولي من قبول نکردم، با اصرار مادرم که گفت پدرت ناراحت مي شود، به اتاق رفتم. آن لحظه پدرم مشغول استعمال موادمخدر بود که باز هم با ديدن من حرف هاي نامربوطي زد. من هم جوابش را دادم.
در اين هنگام پدرم به سمت من حمله کرد و با سيم برق مرا کتک زد و بيرون انداخت. من دوباره به انباري رفتم و چون فکر مي کردم او با شيلنگ به سراغم مي آيد، پتويي را دور خودم پيچيدم ولي در يک لحظه ديدم پدرم با پتک آهني بالاي سرم ايستاده است. او مي گفت ديگر حق نداري داخل اتاق بيايي! از همين جا سرت را پايين مي اندازي و بيرون مي روي! به او گفتم اگر تو غيرت داشتي که نمي گذاشتي مادرم سر کار برود! با اين جمله عصبانيت پدرم شدت گرفت و در حالي که مي گفت به تو ربطي ندارد، دوباره پتک آهني را برداشت. من هم با چاقويي که دستم بود ضربه اي به پايش زدم.
وي ادامه داد: پدرم خون آلود روي زمين افتاد که با کمک مادرم او را به بيمارستان شهيدهاشمي نژاد رسانديم، ولي او به خاطر خون ريزي جان خود را از دست داده بود. نوجوان ۱۷ساله که در کلاس سوم دبيرستان مشغول تحصيل بود، در ميان هاي هاي گريه افزود: من قصد کشتن پدرم را نداشتم و از اين موضوع بسيار ناراحتم. او خواهر ۹ساله و مادرم را با قفل و زنجير کتک مي زد اما من نمي توانستم چيزي بگويم.
اين گزارش حاکي است: مادر متهم به قتل نيز با تأييد اظهارات فرزندش به قاضي ويژه قتل عمد گفت: يک بار شوهرم چنان ضربه اي به سرم زد که مدت زيادي در منزل بستري بودم و با «ني» غذا مي خوردم. او به هيچ کس اجازه نمي داد مرا به بيمارستان ببرد!
بنابراين گزارش در ابتداي بازسازي صحنه قتل کارآگاه سلطاني (افسر پرونده) خلاصه اي از روند بازجويي و رسيدگي به اين پرونده جنايي را تشريح کرد.
در پايان نيز قاضي موحدي راد پس از صورتجلسه اعترافات و اظهارات متهم، دستور انتقال وي را به زندان صادر کرد تا مراحل قانوني اين پرونده جنايي طي شود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بهترین راه حل افزایش جمعت کشور است
جمعیت کشور داره پیر میشه
خدا صد هزار مرتبه شکر که یه معتاد از جامعه کم شد
در اینکه احترام پدر و مادر باید رعایت بشود شکی نیست ولی هم زمان مرزها هم باید رعایت بشوند. احترام پدر حد و مرز دارد مخصوصاً اگر مساله جان و زندگی در میان باشد. از متن خبر اینطور بر میاید که پدر معتاد مشکلات روانی مزمن داشته و تا حدود زیادی درکی از رفتار خود نسبت به خانوادهاش نداشته است. از دوستان تقاضا دارم که قضاوت را به عهده مجریان قانون بگذارند.
دادستان بايد منصف باشد . اين نوجوان اگر بست پدر ظالم كشته ميشد چه اتفاقي مي افتد. اين پسر وظيفه انجام نشده توسط پليس را انجام داده است. راي وجدان بيدار مردم بر برائت اين نوجوان است باور نداريد راي را به مردم بسپاريد
این نو جوان را زندانی نکنید،به خدا در سنی نیست که وارد محیط زندان شود،و ده ها بلا سرش بیاید. او از خودش و مادر و خواهر کوچکش دفاع کرده. او پسری مهربان و دلسوز بوده و در این سن بحرانی بلوغ و فشار بی پولی و ازار و اسیب، برای او بیش از اندازه بوده است. ترا به خدا،قاضی او را با وثیقه ازاد کند تا این مادر بیشتر از این زیر فشار نباشد. از سایت خواهشمندیم این نظر ها را برای قاضی بفرستد،شاید کمکی به این نو جوان بیگناه باشد.
اگه واقعا داستان این باشه، از خودش دفاع کرده. همین.
این پسر قاتل نیست بایستی طوری متنبه بشود که باعث بشه خودش درمنجلاب گرفتار نشه
این بچه اگر میخواست پدرش رو بکشه چاقو نمی زد تو پاش می زد تو قلبش ! در ضمن همچین آدم معتادی لیاقت پدر بودن رو نداره ! یعنی هرکی بچه ای تولید کرد اسمش پدره ؟ نه ! پدر بودن لیاقت می خواد که این آقا نداشته ! این بچه از خودش دفاع کرده تا پتک آهنی روی سرش نازل نشه ! امیدوارم قاضی باتوجه به شرایط این پرونده و خانواده رأی صادر کنه !
پسر کو ندارد نشان از پدر
او را بیگانه خوانش نخواند پسر
اگه پسر اینقدر مرد بود که پای مادرش و خواهرش قتل کنه باید جای مادرش کار میکرد یا حداقل کمک مادر میشد تا این اتفاق نیفته
قتل پدر به هیچ بهونه ای قابل قبول نیست حتی اگر پدر بدترین پدر باشد
فقر . تنگدستی و ... ربطی نداره
مردی و مردونگی و خانواده دوستی چه ربطی به این داره که قتل کنه
هزارران هزار راه وجود داره
ربطی به فقر نداره ولی به اعتیاد که داره
عزیزدل،برادرم بنظرخیلی هاتوفقط ازخودت دفاع کردی.توپسرخوبی هستی. من مطمئنم.صداقت وانسانیت عجیبترین خصلتهای بشری است که مثل گل معطرهستن وبوی اون روتحت هرشرایطی حس میکنی.برادرم نگران نباش.انسانیت ومنش ات که حتما"حتما"ازمادرت به ارث بردی نجاتت میده.من برات دعامیکنم.....
ای کاش وکیل این پدر هم بود و شما صدای اونو میشنیدی
قاتل نیست ناجی جان خود و مادرش می باشه باید تشویق بشه
کار بدی نکردی پسر جان نگران نباش و عذاب وجدان نداشته باش او پدر که هیچ انسان هم نبوده
هرچند احترام پدر بعد از خدا برانسان واجب می باشد ولی چنین پدری که تمام اینده فرزندان وهمسر خودش را فدای بی غیرتی و حوس خود بکند باید به درک واصل شود .این کودک فدای بی غیرتی و خودخواهی این مرد شد ..
فقط يك لحظه خودتون رو جاي اين پسر بگذاريد ، بفهميد چي مي كشيده از دست اين پدر
به پدر و مادر در هر شرایطی باید احترام گذاشت و این با اطاعت فرق دارد.
وقتی زنان و کودکان حقوق ندارند و همه کاره مرد است همین می شود
من خودم یک پسر 17 ساله دارم . چطور این پدر بیرحم به خودش اجازه میداد پسر نوجوونی رو که در اوج غرور قرار داره کتک بزنه . من عاشقانه پسرم رو دوست دارم . و مدام با اون صحبت و شوخی میکنم. وقتی میشنوم نوجوانانی هستند که پدرشون اون هم پسری که خونه رو جارو میکنه برای رضایت مادرش به باد کتک میگیرن جگرم میسوزه . به خدا قسم دلم به درد میاد
هیچ پدری پسر نمیکشه
هیچ پسری پدر نمیکشه
شما خودتو با کسی مقایسه کن که شرایط یکسانی باهات داشته باشه
وقتی پلیس و قوه قضائیه با خشونت های خانوادگی برخورد جدی نمی کند. این می شود نتیجه اش...
همون بهتر که مرد و به درک واصل شد
حتماً باید میزد این مادر و دوفرزند بیگناهشو میکشت تا مجازات شه و شاید اعدام؟؟؟؟؟؟؟
کاش تو تصادف میمرد و یا به هر دلیلی جز توسط پسرش
چون با این اتفاق تنها افسوسی که باقی میمونه سابقه دار شدن و عذاب وجدان و مشکلات بعدی واسه این پسر بچه بیگناه و باغیرته ولا غیر.
کاش قاضی پرونده با اطمینان از صحت گفته های این مادر و فرزندانش حکم به برائت این پسربچه بیگناه بده و اونهارو به سازمان های حمایتی معرفی کنه
خداکنه
بنظرم در دادن حكم ،بايد تمام گفته هاي اين مادر و فرزند را در نظر گرفت .
اقای فردین احترام به معتاد جماعت جرمه چون خودشون به خودشون احترام نمیزارن چرا باید دیگران بهشون احترام بگزارن
آقاي فردين اگر اين پسر همچنان احترام پدرش را نگه ميداشت، احتمالاً الان اون بود كه با پتك پدرش مقتول شده و زير خاك خوابيده بود و قانون هم بدليل حق پدري اين مرد معتاد را آزاد ميكرد تا بعداً بقيه بچهها را هم بكشد.
کسی که مقابل فرزندانش مواد مخدر مصرف کند و پسر به این خوبی و مهربانی را اینگونه یزند و ازار دهد لیاقت هیچگونه احترامی را ندارد جناب اقای فردین . امیدوارم این پسر را ازاد کنند او قاتل نیست از حق قانونی و انسانی خود استفاده کرده و از خود دفاع کرده است .
پدر و مادر نسبت به فرزند همیشه صاحب حقند ،حتی با وجود تند خوئی و هر عیب و عذری احترامشون واجب
به خدا انصاف نیست اسم قاتل روی او بگذارید پدرش قربانی خود خواهی خودش شده
موافقم
حتي بايد عكس همچين پدري راهم ازخانه بيرون انداخت -كسي كه فرزندش راتبديل به قاتل كند انسان نيست چه برسدبه اينكه نامش راپدرگذاشت
فقر و اعتیاد باعث شده قتل و درگیری بیشتر بشه اقایانی که هنوز فکر میکنند تحریم کاغذ پاره است بهتره یک سری به مردم جنوب شهر تهران و شهرستانها بزنند
فقط معتاد نباشن یعنی چی هر کسی رو که خلاف میکنه میندازن سر فقر اگه از فقره پس پول مواد از کجا میاره من هم بعضی وقتی خوانوادم چیزی از من میخوان ولی نمیتونم براشون بخرم .پس باید برم معتاد بشم ؟ همش از اعتیاد و اعتیاد ولا غیر اگه کسی غیرت داره نباید معتاد بشه ویا حتی طرفش بره .اگه غیرت داره.
صد آفرین
تو این 17 سال که این پسر بزرگ بشه تحریم بودیم؟؟؟؟
چه ربطی داره به تحریم و کاغذ و............
چه ربطی داره من در شهرستان زندگی میکنم خیلی از خانواده ها را میشناسم فقیرند ولی با آبرویند با حداقل چیزها می سازنند زندگی میکنند آن هم با محبت به هم ، زندگیشان شاید در این روز ها سخت باشه ولی محبت چاره همه کارهاست من یک کارگر بخش خصوصیم و با کارگری دارم زندگی خودم و خانواده ام را پیش میبرم خیلی وقتها شاید برایم سخت بود چیزی برای بچه ها بخرم ولی خدا را شکر میکنم که در کشوری زندگی میکنم که ائمه اطهار در آن الگویمان هستند حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) برای زندگی چی داشتند امروز خیلی از جوانان ما اگر زندگی این ائمه ها را الگو قراردهند بخدا موفق هستند ولی الگو خیلی از خانواده ها شده چشم هم چشمی و ماهواره و ... فقط دوستان قانع باشید فقط قانع
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.