محسن رفیقدوست در گفتوگو با «تابناک» ؛ (بخش پایانی)
کارگر ایرانی از صبح تا شب عرق میریزد، اما می گویند کار نمی کند
بیگمان اشتباهاتی در دولت قبل شده است. من در مصاحبهای راجع به بابک زنجانی گفتم او را باید دستگیر کرد. پس از آن، زنجانی به من زنگ زد و گفت: من را بیچاره کردی. به او گفتم: خدا تو را بیچاره کند. من در آن مصاحبه گفتم: چرا این فرد را نمیگیرید؟ حکم آقای روحانی مبنی بر مبارزه با ویژهخواری مربوط به بابک زنجانی بود!

فساد و مبارزه با آن در بسیاری از کشورهای جهان، مسأله اساسی است. مهمترین علل فساد اقتصادی در ایران به تصدیهای دولت در اقتصاد مربوط میشود و شامل محدودیتهای تجاری، یارانههای صنعتی، کنترل قیمتها، نرخهای چندگانه ارزی، دستمزدهای پایین در خدمات دولتی، تجاری و ذخایر منابع طبیعی مانند نفت است. فساد اقتصادی در ایران سبب کاهش سرمایهگذاری و کندی رشد اقتصادی و سرانجام باعث تحقق نیافتن اهداف توسعه اقتصادی در کشور شده است. کاهش درآمدهای مالیاتی و تنزل کیفیت زیرساختهای اقتصادی و خدمات عمومی از دیگر پیامدهای فساد اقتصادی بوده است.
در همین زمینه، «تابناک» با محسن رفیقدوست وزیر سپاه (از زمان تأسیس وزارت سپاه در سال ۱۳۶۲) در دولت اول و دوم میرحسین موسوی و رئیس سابق بنیاد مستضعفان و جانبازان و یکی از فعالان اقتصادی در ارتباط با ریشههای فساد اقتصادی در ایران و راهکار از میان بردن آن به گفتوگو پرداختهایم.
* به تازگی آقای روحانی در حکمی آقای جهانگیری، معاون اول خود را موظف به مبارزه با ویژهخواری کرده است. به نظر شما، اقدامات این چنینی به موفقیت نزدیک خواهد بود؟
ــ من بر این باورم که دستور اخیر آقای روحانی به آقای جهانگیری در رابطه با مبارزه با ویژهخواری، برخورد با علت نیست و هیچ سودی ندارد. دستور رئیسجمهور برخورد با معلول است. در اقتصادهای دولتی، رشوه و خلافهای اقتصادی قطع نمیشود و نمیتوان این مشکلات را برطرف کرد. شما هر راهی را که ببندید، خلاف کارها یک راه جدید پیدا میکنند؛ برای نمونه، هماکنون دولت در مورد دو کالا تقریبا بازار را رها کرده است. دولت از بازار اموری مانند سیمان و لبنیات خارج شده و به این امور کاری ندارد. چون این اتفاق افتاده، شما دیگر بحث رانت، ویژهخواری در این دو کالا نمیبینید یا دستکم به کمترین وجه دیده میشود. بقیه امور اقتصادی نیز همین گونه است.
* سرآغاز ویژهخواری در دوره اخیر از جمله ویژهخواری افرادی مانند بابک زنجانی را چه میدانید؟
ــ بیگمان اشتباهاتی در دولت قبل شده است. من در مصاحبهای راجع به بابک زنجانی گفتم او را باید دستگیر کرد. پس از آن، زنجانی به من زنگ زد و گفت: من را بیچاره کردی. به او گفتم: خدا تو را بیچاره کند. من در آن مصاحبه گفتم: چرا این فرد را نمیگیرید؟ چنین پدیدههایی در کشور عمومیت ندارد. حکم آقای روحانی مبنی بر مبارزه با ویژهخواری مربوط به بابک زنجانی بود! پس دیگر مبارزه تمام میشود، چرا که او را گرفتند و دیگر نباید با ویژهخواری مبارزه کنیم. در کشور به جای مبارزه با ویژهخواری، کسی را که میخواهد جنس خود را صادر کند، چند ماه کالای او را در گمرک معطل میکنند. همین چند وقت پیش، یک تاجر چای پیش من آمد و گفت: کارم صادرات خرده چایی است و این خرده چایی را خریدار من برای مصرف دارویی. حتی خریدار گواهی کرده که من این خرده چایی را با همین مشخصات میخواهم. نه ماه این چای در گمرگ مانده است. گمرگیها میگویند این چایی باید استاندارد شود. هر چه این تاجر میگوید این چایی نیست، بلکه خرده چایی است، هیچ کس گوش نمیدهد. شاید عدهای دنبال حق حساب برای صادرات هستند.
باید با این مشکلات برخورد کرد و و این برخورد درمان ریشهای است. این فرد میتواند حق و حساب بدهد و چایی هم صادر شود. این اتفاقات معلول است. علت این است که عدهای در راه اقتصاد برای بهرهبرداری شخصی سنگ میاندازد. برخورد با افرادی مثل بابک زنجانی هم برخورد با معلول است نه با علت. اگر قرار است، نفت توسط بخش خصوصی صادر شود، چرا همه نتوانند نفت صادر کنند؟ چرا فقط بابک صادر کند؟ دولت اعلام کند، میخواهد فروش نفت را به مردم واگذار کند. هر کسی بهتر صادر کرد، صادر کند؛ بنابراین اقتصاد از دست دولت به دست مردم برسد. وقتی اقتصاد به دست مردم رسید، نیازی به برخورد با ویژهخواری نیست.
* آیا انگیزهای میان دولتمردان برای خصوصیسازی واقعی هست؟
ــ دولت باید گروهی خارج از وزاتخانهها تعیین و عدهای زیادی اقتصاددان دانشگاهی و اقتصاددان تجربی را در کنار یکدیگر جمعآوری کند و از آنها بخواهد مثلا برای وزارت صنعت برنامهای بیاورید که بتوانیم خصوصی سازی واقعی انجام دهیم. من مالزی رفتم و با آقای ماهاتیر محمد دیدار کردم و از وی پرسیدم: دلیل پیشرفت شما چیست؟
وی گفت: وقتی مشغول کار شدم، تصمیم این بود که کارخانهها را به مردم بدهم، نه اینکه کارخانه را به مردم بفروشم. کسانی را خارج از دولت گذاشتم و مأمور کردم که مدیران لایق را شناسایی کنند؛ که بتوانند مالزی را از یک وارد کننده به صادر کننده تبدیل کنند. وقتی این افراد شناسایی شدند، گفتیم این کارخانه مجانی مال شما و این هم برنامه هفت ساله. شما باید بدون افزایش قیمت، افزایش کمیت، کیفیت محصولات و نوآوری در تولید را به وجود آورید.
بنده هم این تجربه را پیش از اینکه این سخن را از ماهاتیر محمد بشنوم، در بنیاد مستضعفان اجرایی کرده بودم. یکی از کارخانههای مهم بنیاد، کارخانه الیاف بود که در آن موقع بهترین کارخانه بنیاد بود. بنا بر گفتهها، این کارخانه ۳۰۰ میلیارد سود داشت. کارشناسانی را آنجا گذاشتم و گفتند این کارخانه اگر درست کار کند، امسال میتواند یک میلیارد و دویست میلیون تومان سود داشته باشد. من هم به یکی از مدیران گفتم، بدون افزایش قیمت باید کیفیت و کمیت را بهبود بخشید و تولیدات را صادر کنید. من به آن مدیر گفتم، این کارخانه باید دستکم ۱۲۰۰ میلیارد سود داشته باشد و هر چقدر بیشتر سود کنی ۱۰ درصد متعلق به خود شماست. آن سال کارخانه ۵/۱ میلیارد سود گرفت. البته آن موقع آن رئیس بیشتر از ۱۷ میلیون پاداش خودش را نگرفت. مالزی هم به همین ترتیب توسعه پیدا کرد. اما در ایران هیچ کس چنین کاری نمیکند. اگر میشد عدهای اقتصاددان دانشگاهی و تجربی بنشینند و دولت این عزم را داشته باشد که اقتصاد را به بخش خصوصی و مدیریت را به مردم بدهد، بسیاری از مشکلات حل میشد.
* اگر اقتصاد به مردم داده شود، چگونه عدالت اجتماعی را نیز تأمین کنیم؟
ــ هنگامی که به بنیاد مستضعفان آمدم، دیدم کارخانههایی که به بنیاد رسیده، کارخانههایی بوده که دست مردم بوده است. در دوران انقلاب به دلایل انقلابی، مالکیت بر آن کارخانهها توسط آن افراد زیر علامت سؤال رفته و باید از آنها گرفته میشد. در ده سال اولی که از انقلاب گذشته و بنیاد این کارخانهها را گرفت، آنها هیچ کدام مثل زمان قبل کار نمیکردند. بیشتر اینها انباشته شده بود از تعدادی اضافه کارگر در مقابل بازده کم. من گفتم، قبول ندارم. این کارخانه چند کارگر میخواهد. از نظر اقتصادی کارگاهی که با ده کارگر خوب کار میکند با ۹ نفر هم خوب کار انجام میشود، ولی با یازده تن این گونه نمیشود و از راندمان آنها کم میکند. این نوع اقتصاد اقتصاد حاج محسنی است.
کار باید ایجاد شود، نه مردم را سر کار گذاریم. الان میگویند ارزش کار یک کارگر ژاپنی هشت ساعت است و یک کارگر آلمانی شش ساعت ولی کار مفید کارگر ایرانی، سی دقیقه است. کارگر ایرانی از صبح تا شب عرق میریزد. چرا میگویند ارزش کار این کارگر این قدر کم است؟ کارگر تقصیری ندارد، بلکه چون دولت کارخانهداری میکند راندمان پایین است.
تأمین عدالت اجتماعی با دولتی کردن به وجود نمیآید. عدالت اجتماعی با بازکردن فضای کار برای مردم و گذراندن قانون بیطرف (هم به نفع کارگر و کارفرما) عدالت اجتماعی میشود. اینکه ما بگوییم هرکس به اندازه توان کار کند و به اندازه نیاز برداشت، این معنای عدالت نیست، بلکه معنای گاوداری مدرن است، چرا که کرامت انسانی در آن نادیده گرفته میشود.
علت اینکه کمونیسم از بین رفت همین طرز تفکر بود. الان کشوری مثل چین هم به سمت آزاد کردن اقتصاد حرکت کرده است. باید امکان کار برای مردم فراهم کرد. هنر دولت این است که در این فرایند کار مواظبت بکند که در اجرای اقتصاد مردمی عدالت اجتماعی برقرار شود. من مطالعه کردم که آیا در اسلام، کسب درآمد حدی دارد؟ من حد درآمدی در اسلام ندیدهام. اما وقتی درآمد شکل گرفت، دیگر این اموال مال فرد نیست و باید سهم فقرا را بدهد.
* سهام عدالت در دوره احمدینژاد توانست این خلأ را برای سپردن بخش خصوصی به مردم پر نماید؟
ــ من ایراداتی به سهام عدالت داشتم. مثلا دولت باید ۳۰ در صد سهام مس سرچشمه را به آنهایی که بهاصطلاح مشمول سهام عدالت هستند و ۷۰ درصد آن را به بخش خصوصی و مدیریت را هم به بخش خصوصی بدهد که کار کرده و آنجا را فعال و سودآور کند؛ بنابراین آن ۳۰ درصد هم به سود حسابی میرسند، نه اینکه چند سال به طرقی به صاحبان سهام عدالت پول بدهند. باید سهام را به افراد داد و خود فرد هم مدعی شده و در مدیریت سهیم شود.
روحانی نیز در سفر اخیر گفته که میخواهیم ۳۰۰ هزار هکتار زمینهای خوزستان را افزایش دهیم. باید ببینیم چه کسی میخواهد این کشت را انجام دهد. اگر دولت بخواهد این کشت را انجام دهد، مطمئن باشید دوباره شکست خواهید خورد.
دولت باید میدان کار را برای بخش خصوصی باز کند و موانع را بردارد و از بخش خصوصی بخواهد. من وقتی در دولت بودم، استاندار کرمان و فرماندار جیرفت گفته بودند، فقط باید گندم بکارید. من به استاندار گفتم: من هم یک پیشنهاد دارم. با توجه به اینکه زمینهای اطراف جیرفت بزرگ است و هر کس به هر اندازهای میتواند گندم بکارد، به همان اندازه اجازه میدهیم ترهبار بکارد. در آن سال بیشترین گندم از آن استان برداشت کردند، چون طرف ۱۰ هکتار گندم و ۱۰ هکتار ترهبار میکاشت.
* نظر شما نسبت به هدفمند کردن یارانهها چیست؟
ــ من در مورد پرداخت پول به مردم، بر این باورم، این گونه پول دادنها درست نبود؛ هرچند اکنون هیچ چارهای نداریم. دولت باید به جای پولی که به روستاییها داد، به آنها کمباین، تراکتور، بذر و... رایگان میداد. دولت اینها را به کشاورزان و روستاییان میداد و میگفت، با اینها محصول به دست بیاور و سود آن را برای جایگزین مابهتفاوت افزایش قیمتها هزینه کن.
در این طرح کسانی به سود رسیدند که حاملهای انرژی مصرف نمیکردند، ولی اهالی شهرها میگفتند، دولت ۴۵ هزارتومان از ما بگیرد، ما ۴۵ هزار دیگر هم روی آن میگذاریم، ولی قیمتها به قبل برگردد. اگر دولت، ابزار کار به جای پول به مردم میداد، هم تولید بالا میرفت و هم وضع مردم خوب میشد.
متن کامل گفت و گو را اینجا بخوانید.
در همین زمینه، «تابناک» با محسن رفیقدوست وزیر سپاه (از زمان تأسیس وزارت سپاه در سال ۱۳۶۲) در دولت اول و دوم میرحسین موسوی و رئیس سابق بنیاد مستضعفان و جانبازان و یکی از فعالان اقتصادی در ارتباط با ریشههای فساد اقتصادی در ایران و راهکار از میان بردن آن به گفتوگو پرداختهایم.
* به تازگی آقای روحانی در حکمی آقای جهانگیری، معاون اول خود را موظف به مبارزه با ویژهخواری کرده است. به نظر شما، اقدامات این چنینی به موفقیت نزدیک خواهد بود؟
ــ من بر این باورم که دستور اخیر آقای روحانی به آقای جهانگیری در رابطه با مبارزه با ویژهخواری، برخورد با علت نیست و هیچ سودی ندارد. دستور رئیسجمهور برخورد با معلول است. در اقتصادهای دولتی، رشوه و خلافهای اقتصادی قطع نمیشود و نمیتوان این مشکلات را برطرف کرد. شما هر راهی را که ببندید، خلاف کارها یک راه جدید پیدا میکنند؛ برای نمونه، هماکنون دولت در مورد دو کالا تقریبا بازار را رها کرده است. دولت از بازار اموری مانند سیمان و لبنیات خارج شده و به این امور کاری ندارد. چون این اتفاق افتاده، شما دیگر بحث رانت، ویژهخواری در این دو کالا نمیبینید یا دستکم به کمترین وجه دیده میشود. بقیه امور اقتصادی نیز همین گونه است.
* سرآغاز ویژهخواری در دوره اخیر از جمله ویژهخواری افرادی مانند بابک زنجانی را چه میدانید؟
ــ بیگمان اشتباهاتی در دولت قبل شده است. من در مصاحبهای راجع به بابک زنجانی گفتم او را باید دستگیر کرد. پس از آن، زنجانی به من زنگ زد و گفت: من را بیچاره کردی. به او گفتم: خدا تو را بیچاره کند. من در آن مصاحبه گفتم: چرا این فرد را نمیگیرید؟ چنین پدیدههایی در کشور عمومیت ندارد. حکم آقای روحانی مبنی بر مبارزه با ویژهخواری مربوط به بابک زنجانی بود! پس دیگر مبارزه تمام میشود، چرا که او را گرفتند و دیگر نباید با ویژهخواری مبارزه کنیم. در کشور به جای مبارزه با ویژهخواری، کسی را که میخواهد جنس خود را صادر کند، چند ماه کالای او را در گمرک معطل میکنند. همین چند وقت پیش، یک تاجر چای پیش من آمد و گفت: کارم صادرات خرده چایی است و این خرده چایی را خریدار من برای مصرف دارویی. حتی خریدار گواهی کرده که من این خرده چایی را با همین مشخصات میخواهم. نه ماه این چای در گمرگ مانده است. گمرگیها میگویند این چایی باید استاندارد شود. هر چه این تاجر میگوید این چایی نیست، بلکه خرده چایی است، هیچ کس گوش نمیدهد. شاید عدهای دنبال حق حساب برای صادرات هستند.
باید با این مشکلات برخورد کرد و و این برخورد درمان ریشهای است. این فرد میتواند حق و حساب بدهد و چایی هم صادر شود. این اتفاقات معلول است. علت این است که عدهای در راه اقتصاد برای بهرهبرداری شخصی سنگ میاندازد. برخورد با افرادی مثل بابک زنجانی هم برخورد با معلول است نه با علت. اگر قرار است، نفت توسط بخش خصوصی صادر شود، چرا همه نتوانند نفت صادر کنند؟ چرا فقط بابک صادر کند؟ دولت اعلام کند، میخواهد فروش نفت را به مردم واگذار کند. هر کسی بهتر صادر کرد، صادر کند؛ بنابراین اقتصاد از دست دولت به دست مردم برسد. وقتی اقتصاد به دست مردم رسید، نیازی به برخورد با ویژهخواری نیست.
* آیا انگیزهای میان دولتمردان برای خصوصیسازی واقعی هست؟
ــ دولت باید گروهی خارج از وزاتخانهها تعیین و عدهای زیادی اقتصاددان دانشگاهی و اقتصاددان تجربی را در کنار یکدیگر جمعآوری کند و از آنها بخواهد مثلا برای وزارت صنعت برنامهای بیاورید که بتوانیم خصوصی سازی واقعی انجام دهیم. من مالزی رفتم و با آقای ماهاتیر محمد دیدار کردم و از وی پرسیدم: دلیل پیشرفت شما چیست؟
وی گفت: وقتی مشغول کار شدم، تصمیم این بود که کارخانهها را به مردم بدهم، نه اینکه کارخانه را به مردم بفروشم. کسانی را خارج از دولت گذاشتم و مأمور کردم که مدیران لایق را شناسایی کنند؛ که بتوانند مالزی را از یک وارد کننده به صادر کننده تبدیل کنند. وقتی این افراد شناسایی شدند، گفتیم این کارخانه مجانی مال شما و این هم برنامه هفت ساله. شما باید بدون افزایش قیمت، افزایش کمیت، کیفیت محصولات و نوآوری در تولید را به وجود آورید.
بنده هم این تجربه را پیش از اینکه این سخن را از ماهاتیر محمد بشنوم، در بنیاد مستضعفان اجرایی کرده بودم. یکی از کارخانههای مهم بنیاد، کارخانه الیاف بود که در آن موقع بهترین کارخانه بنیاد بود. بنا بر گفتهها، این کارخانه ۳۰۰ میلیارد سود داشت. کارشناسانی را آنجا گذاشتم و گفتند این کارخانه اگر درست کار کند، امسال میتواند یک میلیارد و دویست میلیون تومان سود داشته باشد. من هم به یکی از مدیران گفتم، بدون افزایش قیمت باید کیفیت و کمیت را بهبود بخشید و تولیدات را صادر کنید. من به آن مدیر گفتم، این کارخانه باید دستکم ۱۲۰۰ میلیارد سود داشته باشد و هر چقدر بیشتر سود کنی ۱۰ درصد متعلق به خود شماست. آن سال کارخانه ۵/۱ میلیارد سود گرفت. البته آن موقع آن رئیس بیشتر از ۱۷ میلیون پاداش خودش را نگرفت. مالزی هم به همین ترتیب توسعه پیدا کرد. اما در ایران هیچ کس چنین کاری نمیکند. اگر میشد عدهای اقتصاددان دانشگاهی و تجربی بنشینند و دولت این عزم را داشته باشد که اقتصاد را به بخش خصوصی و مدیریت را به مردم بدهد، بسیاری از مشکلات حل میشد.
* اگر اقتصاد به مردم داده شود، چگونه عدالت اجتماعی را نیز تأمین کنیم؟
ــ هنگامی که به بنیاد مستضعفان آمدم، دیدم کارخانههایی که به بنیاد رسیده، کارخانههایی بوده که دست مردم بوده است. در دوران انقلاب به دلایل انقلابی، مالکیت بر آن کارخانهها توسط آن افراد زیر علامت سؤال رفته و باید از آنها گرفته میشد. در ده سال اولی که از انقلاب گذشته و بنیاد این کارخانهها را گرفت، آنها هیچ کدام مثل زمان قبل کار نمیکردند. بیشتر اینها انباشته شده بود از تعدادی اضافه کارگر در مقابل بازده کم. من گفتم، قبول ندارم. این کارخانه چند کارگر میخواهد. از نظر اقتصادی کارگاهی که با ده کارگر خوب کار میکند با ۹ نفر هم خوب کار انجام میشود، ولی با یازده تن این گونه نمیشود و از راندمان آنها کم میکند. این نوع اقتصاد اقتصاد حاج محسنی است.
کار باید ایجاد شود، نه مردم را سر کار گذاریم. الان میگویند ارزش کار یک کارگر ژاپنی هشت ساعت است و یک کارگر آلمانی شش ساعت ولی کار مفید کارگر ایرانی، سی دقیقه است. کارگر ایرانی از صبح تا شب عرق میریزد. چرا میگویند ارزش کار این کارگر این قدر کم است؟ کارگر تقصیری ندارد، بلکه چون دولت کارخانهداری میکند راندمان پایین است.
تأمین عدالت اجتماعی با دولتی کردن به وجود نمیآید. عدالت اجتماعی با بازکردن فضای کار برای مردم و گذراندن قانون بیطرف (هم به نفع کارگر و کارفرما) عدالت اجتماعی میشود. اینکه ما بگوییم هرکس به اندازه توان کار کند و به اندازه نیاز برداشت، این معنای عدالت نیست، بلکه معنای گاوداری مدرن است، چرا که کرامت انسانی در آن نادیده گرفته میشود.
علت اینکه کمونیسم از بین رفت همین طرز تفکر بود. الان کشوری مثل چین هم به سمت آزاد کردن اقتصاد حرکت کرده است. باید امکان کار برای مردم فراهم کرد. هنر دولت این است که در این فرایند کار مواظبت بکند که در اجرای اقتصاد مردمی عدالت اجتماعی برقرار شود. من مطالعه کردم که آیا در اسلام، کسب درآمد حدی دارد؟ من حد درآمدی در اسلام ندیدهام. اما وقتی درآمد شکل گرفت، دیگر این اموال مال فرد نیست و باید سهم فقرا را بدهد.
* سهام عدالت در دوره احمدینژاد توانست این خلأ را برای سپردن بخش خصوصی به مردم پر نماید؟
ــ من ایراداتی به سهام عدالت داشتم. مثلا دولت باید ۳۰ در صد سهام مس سرچشمه را به آنهایی که بهاصطلاح مشمول سهام عدالت هستند و ۷۰ درصد آن را به بخش خصوصی و مدیریت را هم به بخش خصوصی بدهد که کار کرده و آنجا را فعال و سودآور کند؛ بنابراین آن ۳۰ درصد هم به سود حسابی میرسند، نه اینکه چند سال به طرقی به صاحبان سهام عدالت پول بدهند. باید سهام را به افراد داد و خود فرد هم مدعی شده و در مدیریت سهیم شود.
روحانی نیز در سفر اخیر گفته که میخواهیم ۳۰۰ هزار هکتار زمینهای خوزستان را افزایش دهیم. باید ببینیم چه کسی میخواهد این کشت را انجام دهد. اگر دولت بخواهد این کشت را انجام دهد، مطمئن باشید دوباره شکست خواهید خورد.
دولت باید میدان کار را برای بخش خصوصی باز کند و موانع را بردارد و از بخش خصوصی بخواهد. من وقتی در دولت بودم، استاندار کرمان و فرماندار جیرفت گفته بودند، فقط باید گندم بکارید. من به استاندار گفتم: من هم یک پیشنهاد دارم. با توجه به اینکه زمینهای اطراف جیرفت بزرگ است و هر کس به هر اندازهای میتواند گندم بکارد، به همان اندازه اجازه میدهیم ترهبار بکارد. در آن سال بیشترین گندم از آن استان برداشت کردند، چون طرف ۱۰ هکتار گندم و ۱۰ هکتار ترهبار میکاشت.
* نظر شما نسبت به هدفمند کردن یارانهها چیست؟
ــ من در مورد پرداخت پول به مردم، بر این باورم، این گونه پول دادنها درست نبود؛ هرچند اکنون هیچ چارهای نداریم. دولت باید به جای پولی که به روستاییها داد، به آنها کمباین، تراکتور، بذر و... رایگان میداد. دولت اینها را به کشاورزان و روستاییان میداد و میگفت، با اینها محصول به دست بیاور و سود آن را برای جایگزین مابهتفاوت افزایش قیمتها هزینه کن.
در این طرح کسانی به سود رسیدند که حاملهای انرژی مصرف نمیکردند، ولی اهالی شهرها میگفتند، دولت ۴۵ هزارتومان از ما بگیرد، ما ۴۵ هزار دیگر هم روی آن میگذاریم، ولی قیمتها به قبل برگردد. اگر دولت، ابزار کار به جای پول به مردم میداد، هم تولید بالا میرفت و هم وضع مردم خوب میشد.
متن کامل گفت و گو را اینجا بخوانید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سلام اقاى رفيق دوست كارگر ايراني روزى ٨ ساعت كار ميكنه ولى كارگرى كه كارمند دولت هست و كارمند پشت ميز نشين ٨ ساعت كار نميكنه
آقا جون بنده خودم چندین بار کارگر ایرانی برای نظافت پارکینگ ساختمان آوردم 2 برابر دستمزد می خواد نصف کارگر ایرانی هم کار نمی کنه
بنده شخصا با افغانی ها هیچ رابطه خوبی ندارم و ترجیح می دم همشون برگردن کشورشون ولی انصاف هم خوب چیزیه
اگر كارگر ايراني رابا ساير كشورها مقايسه مي كنيد كه 30دقيقه كارگر ايراني كارمي كند بايد كارمند رابا كارگر مقايسه كرد كه هركامند درمقابل 30دقيقه كار كارگر 5دقيقه كارمي كند و شايد كمتر چطور كارگر را باساير كشور مقايسه مي كنيد ولي كارمند نه !!!!!
بنده واقعا متاسفم براي همچنين مطالبي كه نوشته مي شود
بخش خصوصي يعني كي؟ اول اينو روشن كنيد !!!
ببينيم كسي هم پيدا ميشود به جاي آقاي رفيق دوست ، حرفهاي وي را نقد كند؟
سلام حیف که صدای دوهل ازدورخوش است حرفهای حاجی خوب است ولی چراازبالای گود نشستندخوب به میدان بیائیدوعمل کنیدمگرشما معتقدنیستیدکه این کشورمتعلق امام زمان عج است پس بایدکارکردشماکه دستتان به ان بالاها میرسد
نظرات آقای رفیق دوست برای بخشی از کشاورزی ویا کارخانه داری وصنایع کار برد دارد ونیز بستگی به این دارد که کارخانه یا زمین کشاورزی یا تراکتور و کامبین به دست چه کسی داده میشود و چگونه نظارت و نگاهداری میشود .برای مثال:
1-بیشتر دهات مناطق مرکزی ما در آبخور یک چشمه یا قنات ومناسب با شرایط زندگی فقیرانه محدود قدیم و خانواده هایی انگشت شمار ایجاد شده اند که بتدریج جمعیتشان افزایش یافته - ابشان کم یا خشگ شده, به علت رایج شدن ماشین آلات کرایه ای وبهداشتی شدن زندکی استفاده از حیوانات متروک شده , کاه وپوشا ل وسایر پس مانده های مختصر کشاورزی بلا مصرف و سوزاندی شده است -کودحیوانی به شیمیای مبدل شده -تخم مرغ گوشت , لبنیات-غلات -حبوبات و... از خود کفایی تبدیل به مصنوعی حریداری شده است وووورچنین صورتی که خرده مالکی و خرده کشاورزی برقرار است وبرای کشاورزیهای بزرکتر هم یا ماشین آلات اجاره ای ویا خصوصی نسبتا فراهم شده است اگر بعنوان یارانه ماشین آلات داده شود )حتی اشتراکی به چند نقر یکی داده میشود و چگ.نمد مورد استفاده قرار خواهد گرفت ؟
2- در مورد کارخانه ها وشرکتهای قنعتی تولیدی : همه میدانند که غالب اینفبیل تا سیسات یا برای نوسازی وبهسازی قسمتهایی که فرسوده میشوند یا برای هزینه جاری و متداول درمدتهای ارسال تولیدات و باز کشت پول از بازار احتیاج به ذخایر وتنخواه گردان کافی در صندوقهای مستقل دارند تا در موافع ضروری فورا اقدام شو د آما بعلت نا آگای از مدیریت صحیح این اصل مهم مدیریت نه در تاسیسات دولتی و نه عصوصی رعایت نمیشود ولدا غالبا که نباز به اعتبار فوری وکافی هست مدیران بخش دولتی باید برای تامین آعتبار اواره وزارتخانه ها و سازمانها وگرفتار قزطاسباز شوند که سالها وقت میگیرد و خصوصیها هم باید دست به دامان بانکها وتسلیم سودهای کلان شوند که هم پر هزینه است وهم زمانبر! وا اینفبیل مشکلات نیز ناشی ا زبی اهمیت شمردن و نا آگاهی از اصول
مدیریت صحیح است وعلت اصلی عمده کار خانه هایی که از کا می افتند همین نکته مهم میباشد.
آولین اصل مهم مدیریت این است که درهرکارحانه و سارمان تولیدی و صنعتی عمر مفید تمام تاسیسات آن ارزیابی و ثبت گردد وبا رعایت نرخ تورم اعتبار کافی برای مواقع ضروری پیش بینی ,تدارک و در صندوقی مستقل ذخیره و درا ختیار مدیریت فرارکیرد.
ترتیب کار چنین است که از همان آغاز
کار تولید درصدی متناسب با استهلاکات
وتعمیرات و خرید لوازمی که باید جایگزین آنچه از رده خارج میشود وموارد غیر منتظره ادر آمدها برداشت و ودر ذخیره نگاه داشت.
3-در تمدن پویای شتابنده جهانی وهر گونه شئون دیگر بخصوص تولید وتجارت و مصرف اصل رقابت حاکم است وبنابراین
هر موسسه وسازمانی که امروز نو است فردا کهنه شمرده میشود .چون چنین است اصل توسعه ,بهسازی ونوساز ی و ابتکار ونو آوری از ضروریات مدیریت است و لذا هم مدیر باید نحبه وحرفه ای باشد وهم باید پیوسته0 ازآموزشهای دوره های تخصصی نوبهره بر گیرد--بنا بر این متزلزلتر کردن مدیریت نا استوار "کار خانه های فرسوده دولتی با واگذاری سهام "خرد" آنها به مردم ویا بطور کلی و دفعی به اشحاص بی صلا حیت ونا آگاه از اصول مدیریت ,نه بنفع مردم است ونه بنفع بیت المال- بلکه در مرتبه اول ضرورت به آموزش وتعلیم مدیران لایق پرداخت و سپس به ادامه نگاهدار ی یا واگذاری آنها اندیشید- موارد مطرح شده دیگر نیز نیاز به توضیحاتی دیگر دارند
من از سال ١٣٦١ مقيم تركيه بودم و در زمان ترگت اوزل خصوصى سازى شروع شد و تمام كارخانجات و كارهاى توليدى كشور تركيه به بخش خصوصى واگذار شد با اينحال در مورد فروش انها فساد جهان سومى وجود داشت با اينحال جنجالى بپا شد اما بعدش أرام گرفت و بخش خصوصى هم با الهام از مديريت غربى و راندمان اقتصادى امروزى و مدرن كار را شروع كردند كه الان اقتصاد دوازدهم را در دنيا دارند البته قوانين هم عوض شد و طبق قوانين جهانى كار و امنيت سرمايه قراردادها بين سرمايه گذاران و دولت و اتحاديه كارگرى منعقد شد و از همان زمان درامد سرانه بالا رفت و مردم هم ديگر انتظار نداشتند كه دولت برايشان كار درست كند و يواش يواش تحصيل كرده ها اشتياق پيدا كردند كه براى بخش خصوصى كنند البته كار براى بخش خصوصى مانند كار دولتى نيست و در ازاى حقوقيكه ميگيرى بايستى بازدهى داشته باشى در غير اينصورت بعد از چند اخطار اخراج ميشوى و فعلا فرهنگ كار و تلاش در تركيه جا افتاده البته از زمان خصوصى سازى تا اين مرحله تورم بالائى را تجربه كردند و ارزش پولشان بينهايت پائين امد اما با درايت و استخدام بهترين كارشناسان و متخصصين تورم را پائين اوردند و با كم كردن فكر كنم ششتا صفر از پولشان ارزش لير را بالا بردند و اينرا هم اضافه كنم كه اين نتيجه براحتى بدست نيامد و با كمك همه مردم و دولت بيشتر مشكلات رفع شط و روز بروز هم بهتر ميشوند و اجناسيكه صادر ميكنند از استاندار بالائى برخوردار هستند و جنس بنجول تحويل خريدار نميدهند و أجناس ترك در دنيا متقاضى دارند چونكه كيفيت خوب و شكل مدرنى دارند مخصوصا لباس و پوشاك و با بيشتر كشورهاى مطرح روابط خوبى دارند و قوانين گمركى هم از صادرات و واردات حمايت ميكند اما دولتها هم اثر زيادى در اين رابطه داشته اند مخصوصا دولت اسلامگرا بيشتر بفكر منافع ملى بودند و نسبتا افراد درست و پاكى در راس امور قرار گرفته اند و فساد و رشوه خوارى كه زمانى در تركيع بخش مهمى از زندگى مردم شده بود بينهايت نسبت به قبل از وضعيت فعلى بهتر شده و دموكراسى هم كه بنيانگذار اين وضع بوده هر روز بهتر از ديروز ميشود چونكه اقتصاد امروزى بدون ازادى و دمكراسى بوجود نميايد و اين راه در دنيا تجربه شده و ما بيشتر از اين نميتوانيم منتظر بمانيم چونكه سيستم فعلى حوابگو نيست و منهم با اقاى رفيقدوست موافقم اما با رفتار منم منم خودش مخالف
ضمن احترام به آقاي رفيق دوست اما بايد گفت ما كه كشور اسلامي هستيم بايد به كرامت انساني ارزش بيشتري بدهيم آن خرده چايي غيراستاندارد را تجار بي ايمان و از خدا بي خبر هر دو. طرف داخلي و خارجي براي توليد چايي كيسه اي به خارج از كشور مي برند و بعد از توليد به كشور خودمان و ساير كشورها با برند هاي معروف باز خواهد گشت و اين يعني خيانت به سلامت مردم كشورمان و ساير ملت ها ،متاسفانه طوري شده است كه از يك زاويه مسائل ديده ميشود لذا بهتر است اگر اظهار نظري ميشو.د زواياي مختلفش در نظر گرفته شود!تابناك محافظه كار هم اين نظر را مثل نظرات ديگر نمايش نخواهد داد.
تو دولت قبل خیلی ها با رییس جمهور پیشین رودربایست داشتند.خوشبختانه این دولت دیگه همه رودربایستهار ا کنار گذاشتند و از علت ومعلولی سخن میگویند که سالهای دازی است که گلوی مستضعفین را میفشارد.
استفاده ابزاری از کارگر پسندیده نیست
يكي از راههاي حمايت اداره كارازكارگران بدون اينكه به كارفرماي روي مرز ورشكستگي هزينه اي تحميل شود، ميتواند اين باشد كه ماهيانه به هر سرپرست خانوار كه يك شماره بيمه دارد و به راحتي قابل شناسائي است سبد كالاي حمايتي به انتخاب كارگرارائه شود و حق بيمه و ماليات سهم كارگران بطوركامل حذف شده يا توسط دولت پرداخت شود.در مقابل افزايش حقوق سال 93 خيلي كم باشد تا تورم و نقدينگي زياد بالا نرود. با اعمال اين پيشنهاد 1 تير به چند نشان زده ايم به اين ترتيب كه دولت تدبير در يك كلام از قشركارگر و كارفرما با هم حمايت كرده چون توليدات داخلي را درقالب سبد كالا به مصرف داخلي رسانده كه خود اين نوعي كمك به توليد كننده داخليست و همچنين هيچ هزينه اضافي به كارفرما تحميل نشده است . تامين اعتبارات لازمه هم به عهده مجلس و دولت باشد.
در راستاي فراخوان آقاي روحاني جهت ابراز انتقادات سازنده و مشاركت در امور مملكتي اين پيشنهاد ارائه ميگردد.چنانچه مطالعه شود وايرادي در آن باشد لطفا مراتب و علت را اعلام فرمائيد.باتشكر
رونوشت:دفتر جناب رئيس جمهور محترم
چطور چین میتونه بااقتصاد دولتی دنیارو بگیره ولی ما هی طبل خصوصی سازی میزنیم ومردمون هر روز از روز پیش فقیرتر
ویژه خواری فقط در صادرات و نفت نیست در واگذاری امور به اشخاص هیچ کنترلی انجام نمی گیرد چه واگذاری تدارکات و بوفه و فروشگاه زندان به یک متهم (برادر رفیق دوست و به خاطر برادر) یا اموری دیگر به خود ایشان یا واگذاری شرکتهای حساسی به بهای (حتی قابل توجیه) به بخش خصوصی از جمله شرکت مخابرات و ...و شرکتهای عادی به بهای اندک و معرفی افراد بی سواد و مسیله دار برای پست های حساس مملکتی و مدیریتی شرکتها و حتی امور خارجه و سفارتی و دیپلماتیک که دسته گل به آب میدهند (یا با یک ته استکانی یا خم ابرو و نگاهی)مملکت را می فروشند و آبرو می برند و...و محدود به بابک زنجانی نیست و البته قبول دارم که برخی از اقدامات انجام شده برخورد با معلول است نه علت؟ بنابراین اقتصاد از دست دولت هرگز به دست مردم نمی رسد و واگذاریها به نامردمان و نامردان و لاش خورها و ... و اطرافیان مقامات میرسد،اگه امور مهم را به امسال رفیق دوست و رفیق باز و رضایی ها و ... بدهید دیگر ایشان همچون بابک زنجانی قابل دسترس نخواهند بود و دم به تله نمی دهند و همچون خاوری که خانواده شان در خارج زندگی میکرد و وقتی هوا پس شد فرار کرد و سیستم نتوانست حتی مانع خروج شود و در این حالت برخورد با ویژهخواری ممکن نیست.
هرچند با نظرات آقای رفیق دوست در بسیاری موارد مشکل دارم، اما بالاخره یکی پیدا شد به این سوالات پاسخ های درستی ارائه کند.
اين آقا در اين مصاحبه خط در ميان فقط از خودش تعريف كرده. در مصاحبه هاي قبلي هم همينطور بوده.
جاي بسي تاسف است كه در كشور عزيزمان عده زيادي كاسب تحريم شده اند، عده زيادي كاسب فتنه شده اند و عده زياد ديگري كاسب مبارزه با استكبار.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.