آخرین برگ از دفتر زندگی یک مهربان
آخرین برگ از دفتر زندگی مادری جوان که مرگ مغزی شده بود با اهدای اعضای بدنش به پنج بیمار نیازمند بسته شد.
به گزارش ایران، «آزاده رحیمی» زن 23 سالهای بود که پس از 10 روز دست و پنجه نرم کردن با مرگ در حالی تسلیم شد که زندگیاش نجاتبخش چند بیمار شد.
«امیرعلی» که تنها چهار سال سایه پر از مهر مادر را تجربه کرده است حالا میدانست سفر آخر مادر بازگشتی ندارد و همه اطرافیان تلاش میکنند این موضوع را به او تفهیم کنند. مرگ مغزی این زن شوک بزرگی بود که کسی نمیتوانست آن را باور کند.
پنج سال قبل وقتی تنها 18 سال داشت پیمان زناشویی بست و یک سال بعد با آمدن امیرعلی شیرینی زندگیاش چند برابر شد. همه زندگیاش را وقف تربیت پسرش کرده بود و متوجه گذر زمان نبود.
لحظه وداع در بخش پیوند بیمارستان مسیح دانشوری بسیار تلخ بود. همه نگاهها به امیرعلی بود. او با بهت به چشمان بسته مادرش خیره شده بود. یاد روزهایی افتاده بود که وقتی بیمار میشد خواب به چشمان مادر نمیرفت و به او دلداری میداد که بزودی خوب میشود.
پدر و مادر آزاده با امضای برگه رضایتنامه اعضای بدن دخترشان را همانطور که خودش دوست داشت به بیماران نیازمند اهدا کردند.
داماد این خانواده درباره مرگ مغزی آزاده و اهدای اعضای بدن او گفت: آزاده عاشق پسرش بود و همیشه به تربیت او اهمیت میداد، 10 روز قبل در خانه دچار مسمومیت شدید شد. او را به بیمارستان تهرانپارس منتقل کردیم. پزشکان به ما امید دادند که زنده میماند. در این 10 روز به خانه نرفتم و میخواستم وقتی او چشم باز میکند مراکنارش ببیند. در این مدت امیرعلی بهانه مادرش را میگرفت. او میدانست مادرش بیمار است اما نمیتوانستیم متقاعدش کنیم که ممکن است او هیچ وقت بازنگردد. بعد از 10 روز پزشکان به ما گفتند بر اثر مسمومیت دارویی آزاده مرگ مغزی شده است. این خبر همه ما را شوکه کرد. وقتی پزشکان پیشنهاد اهدای اعضای بدن او را دادند هیچ کس قبول نمیکرد. این اتفاق غیرمنتظره بود اما از آنجا که همه میدانستیم او بسیار فداکار است و همیشه دوست داشت به دیگران کمک کند، سرانجام تصمیم گرفتیم فداکاریهای او را تکمیل کنیم و اعضای بدنش زندگی دوبارهای به چند بیمار نیازمند ببخشد. میخواهیم وقتی امیرعلی بزرگ شد به مادرش افتخار کند.
قطعه نامآوران بهشتزهرا(س) خانه ابدی مادر جوان بود که با رفتنش زندگی را به مادران دیگری که سالها به خاطر بیماری با درد و رنج زندگی را سپری میکردند، هدیه کرد.
به گزارش ایران، «آزاده رحیمی» زن 23 سالهای بود که پس از 10 روز دست و پنجه نرم کردن با مرگ در حالی تسلیم شد که زندگیاش نجاتبخش چند بیمار شد.
«امیرعلی» که تنها چهار سال سایه پر از مهر مادر را تجربه کرده است حالا میدانست سفر آخر مادر بازگشتی ندارد و همه اطرافیان تلاش میکنند این موضوع را به او تفهیم کنند. مرگ مغزی این زن شوک بزرگی بود که کسی نمیتوانست آن را باور کند.
پنج سال قبل وقتی تنها 18 سال داشت پیمان زناشویی بست و یک سال بعد با آمدن امیرعلی شیرینی زندگیاش چند برابر شد. همه زندگیاش را وقف تربیت پسرش کرده بود و متوجه گذر زمان نبود.
لحظه وداع در بخش پیوند بیمارستان مسیح دانشوری بسیار تلخ بود. همه نگاهها به امیرعلی بود. او با بهت به چشمان بسته مادرش خیره شده بود. یاد روزهایی افتاده بود که وقتی بیمار میشد خواب به چشمان مادر نمیرفت و به او دلداری میداد که بزودی خوب میشود.
پدر و مادر آزاده با امضای برگه رضایتنامه اعضای بدن دخترشان را همانطور که خودش دوست داشت به بیماران نیازمند اهدا کردند.
داماد این خانواده درباره مرگ مغزی آزاده و اهدای اعضای بدن او گفت: آزاده عاشق پسرش بود و همیشه به تربیت او اهمیت میداد، 10 روز قبل در خانه دچار مسمومیت شدید شد. او را به بیمارستان تهرانپارس منتقل کردیم. پزشکان به ما امید دادند که زنده میماند. در این 10 روز به خانه نرفتم و میخواستم وقتی او چشم باز میکند مراکنارش ببیند. در این مدت امیرعلی بهانه مادرش را میگرفت. او میدانست مادرش بیمار است اما نمیتوانستیم متقاعدش کنیم که ممکن است او هیچ وقت بازنگردد. بعد از 10 روز پزشکان به ما گفتند بر اثر مسمومیت دارویی آزاده مرگ مغزی شده است. این خبر همه ما را شوکه کرد. وقتی پزشکان پیشنهاد اهدای اعضای بدن او را دادند هیچ کس قبول نمیکرد. این اتفاق غیرمنتظره بود اما از آنجا که همه میدانستیم او بسیار فداکار است و همیشه دوست داشت به دیگران کمک کند، سرانجام تصمیم گرفتیم فداکاریهای او را تکمیل کنیم و اعضای بدنش زندگی دوبارهای به چند بیمار نیازمند ببخشد. میخواهیم وقتی امیرعلی بزرگ شد به مادرش افتخار کند.
قطعه نامآوران بهشتزهرا(س) خانه ابدی مادر جوان بود که با رفتنش زندگی را به مادران دیگری که سالها به خاطر بیماری با درد و رنج زندگی را سپری میکردند، هدیه کرد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
باز هم خبری مبهم و مشکوک. چه دارویی باعث مرگ این مادر جوان شد? چرا? چه گونه? ایا مشکوک نیست? ایا با شوهر و یا کسی درگیری نداشته? ایا در بیمارستان سهل انگاری شده? ایا بیمارستان در دادن عضو های چنین افرادی، پولی از خانواده های نیازمند پیوند ،می گیرد? چرا به سادگی از این همه پرسش،گذر شده?
روحش شاد
بر اثر مسمومیت دارویی در خانه ! قضيه مشكوكه.
تو هم سرتا پا مشکوکی
همش موج منفی ساطع می کنی
حالم از كامنت گذاشتنت بهم مي خوره.
خدا رحمتش کند . دلم خیلی سوخت . چه دارویی مصرف کرده بود که مسمومیت دارویی پیدا کرده بود ؟
ایکاش دولت برای چنین مواردی که بچه ی کوچکی مادرش رو از دست داده و اعضای مادر هدیه شده، یه جوری آینده بچه رو تضمین میکرد تا لااقل رنج بی مادری برای بچه کمی سبکتر بشه. مثل تامین هزینه تحصیل ، بیمه رایگان کامل، ...
خیلی خوب میشد.
پيشنهاد شما بسيار بجاست بعنوان مثال دولت فرزندان اين افراد را بيمه عمر نمايد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.