دومين حكم قصاص براي عروس 15 ساله
حكم قصاص عروس 15 ساله درحالي براي دومين بار صادر شد كه او مدعي است جنايتي مرتكب نشده است. اين دختر نوجوان متهم است كه همسر دوم خود را به قتل رسانده است.
به گزارش اعتماد، ماجرا از 31 فروردين سال 88 آغاز شد، زماني كه مرد ميانسالي با پليس تماس گرفت و خبر از كشف جسدي در يكي از مراكز فرهنگي در شيراز داد.
كارآگاهان جنايي با اعلام خبر بلافاصله وارد عمل شده و با حضور در محل با جسد جواني مواجه شدند.
تحقيقات اوليه متخصصان پزشكي قانوني حكايت از آن داشت كه قرباني بر اثر خفگي به قتل رسيده است. جسد به دستور بازپرس جنايي به پزشكي قانوني انتقال داده شد و بررسيها براي رازگشايي اين جنايت ادامه داشت.
در تحقيقات يكي از شاهدان به پليس گفت: «روز قبل سعيد و نامزدش با هم به مركز تجاري آمدند. وقتي آنها را با هم ديدم خيلي تعجب كردم چون سعيد گفته بود با همسرش اختلافاتي دارد. آنها غذا خريده بودند. من خوشحال شدم و با خودم گفتم آشتي كردهاند كه ميخواهند با هم غذا بخورند.»
يكي ديگر از شاهدان به پليس گفت: «بعدازظهر بود كه سعيد را بدحال ديدم. به او گفتم ميخواهي با هم به دكتر برويم گفت همسرم رفته برايم دارو بخرد بهتر ميشوم بعد از آن ديگر خبري از او نشد تا اينكه جسدش را پيدا كرديم.»
در ادامه بررسيها پدر و مادر دختر نوجوان حقيقت ديگري را برملا كردند، آنها گفتند كه دخترشان به مدرسه نرفته و از او خبري ندارند. تحقيقات براي يافتن نازنين كه ناپديد شده بود ادامه داشت تا اينكه زن نوجوان بازداشت شد و به قتل همسرش اعتراف كرد و گفت: «اول به او 10 قرص ديازپام دادم. آن را در آبميوه ريختم و به شوهرم دادم. بيحال كه شد او را با سيم شارژ لپتاپ خفه كردم. بعد پوكه قرصها، آبميوه و سيم لپتاپ را در سطل زباله انداختم.»
پس از تحقيقات كيفرخواست پرونده درحالي صادر شد كه خانواده اولياي دم خواهان قصاص قاتل بودند. اما زماني كه نازنين پاي ميز محاكمه رفت، اظهارات جديدي را بيان كرد و گفت براي خريد دارو از شوهرم جدا شدم و زماني كه برگشتم دو مرد و يك زن را در اتاق ديدم. اول فكر كردم آنها از دوستان شوهرم هستند اما بعد متوجه شدم براي كشتن او آمدهاند. آنها مرا تهديد كردند و گفتند هر كاري كه ميگويند بايد انجام بدهم. آمپول هوا دستشان بود. به من گفتند بايد آمپول را به شوهرم تزريق كنم نميخواستم اين كار را بكنم اما تهديدم كردند بعد هم شوهرم را خفه كردند.
هر چند نازنين تلاش داشت خود را در اين جنايت بيگناه نشان دهد اما صحبتهاي او براي 5 قاضي دادگاه كيفري محكمهپسند نبود و حكم قصاص نازنين صادر شد. با اعتراض عروس نوجوان و وكيلمدافعش، فرشيد رفوگران؛ پرونده به ديوانعالي كشور رفت. با توجه به اينكه نازنين زير 18سال بود، مطابق ماده 91 قانون مجازات اسلامي جديد راي صادره نقض شد تا بلوغ عقلي اين نوجوان مورد بررسي قرار گيرد.
به اين ترتيب يكبار ديگر نازنين پاي ميز محاكمه رفت. نازنين اواسط ارديبهشت امسال بار ديگر پاي ميز محاكمه رفت و در دفاع از خود گفت: «13 ساله بودم كه خانوادهام مرا مجبور به ازدواج كردند. بعد از دو سال جدا شدم چون شوهرم شكاك بود و من را خيلي كتك ميزد بعد با اصرار خانوادهام با سعيد ازدواج كردم. ما با هم اختلافاتي داشتيم و من منكر آن نميشوم اما هيچوقت قصد كشتن او را نداشتم. وقتي به قتل شوهرم اعتراف كردم ترسيده بودم واقعيت همين است كه در جلسه دادگاه گفتهام. دو مرد و يك زن آمدند، او را كشتند و من را هم تهديد كردند و گفتند بايد ساكت باشم.
در ادامه فرشيد رفوگران در جايگاه قرار گرفت و گفت: ادعاي موكل من بهدرستي مورد تحقيق قرار نگرفته و اينكه آيا سم يا دارويي در بدن مقتول وجود داشت يا نه، بررسي نشده است ضمن اينكه موكلم در چند مرحله اظهارات ضدونقيض داشته و اين نشان ميدهد او در بازجوييها واقعيت را نگفته است. ضمن اينكه از نگهبان مركز فرهنگي كه رفتوآمدها را كنترل ميكرده نيز تحقيق نشده و ادعاي موكل من در دادگاه نيز مورد بررسي قرار نگرفته است. دوست موكلم كه گفته ميشود مدعي شده نازنين قصد كشتن شوهرش را داشته در جايي ديگر گفتههايش را منكر شده است. ضمن اينكه شاهدان گفتهاند موكل و نامزدش با هم آشتي كرده بودند و غذا ميخوردند. از دادگاه درخواست دارم به مداركي كه نشان ميدهد نازنين بيگناه است، توجه كنند.
قضات بعد از پايان جلسه رسيدگي براي صدور راي دادگاه وارد شور شدند. درنهايت قضات شعبه چهارم دادگاه كيفري استان فارس متهم را گناهكار دانسته و حكم قصاص او را صادر كردند.
به گزارش اعتماد، ماجرا از 31 فروردين سال 88 آغاز شد، زماني كه مرد ميانسالي با پليس تماس گرفت و خبر از كشف جسدي در يكي از مراكز فرهنگي در شيراز داد.
كارآگاهان جنايي با اعلام خبر بلافاصله وارد عمل شده و با حضور در محل با جسد جواني مواجه شدند.
تحقيقات اوليه متخصصان پزشكي قانوني حكايت از آن داشت كه قرباني بر اثر خفگي به قتل رسيده است. جسد به دستور بازپرس جنايي به پزشكي قانوني انتقال داده شد و بررسيها براي رازگشايي اين جنايت ادامه داشت.
در تحقيقات يكي از شاهدان به پليس گفت: «روز قبل سعيد و نامزدش با هم به مركز تجاري آمدند. وقتي آنها را با هم ديدم خيلي تعجب كردم چون سعيد گفته بود با همسرش اختلافاتي دارد. آنها غذا خريده بودند. من خوشحال شدم و با خودم گفتم آشتي كردهاند كه ميخواهند با هم غذا بخورند.»
يكي ديگر از شاهدان به پليس گفت: «بعدازظهر بود كه سعيد را بدحال ديدم. به او گفتم ميخواهي با هم به دكتر برويم گفت همسرم رفته برايم دارو بخرد بهتر ميشوم بعد از آن ديگر خبري از او نشد تا اينكه جسدش را پيدا كرديم.»
در ادامه بررسيها پدر و مادر دختر نوجوان حقيقت ديگري را برملا كردند، آنها گفتند كه دخترشان به مدرسه نرفته و از او خبري ندارند. تحقيقات براي يافتن نازنين كه ناپديد شده بود ادامه داشت تا اينكه زن نوجوان بازداشت شد و به قتل همسرش اعتراف كرد و گفت: «اول به او 10 قرص ديازپام دادم. آن را در آبميوه ريختم و به شوهرم دادم. بيحال كه شد او را با سيم شارژ لپتاپ خفه كردم. بعد پوكه قرصها، آبميوه و سيم لپتاپ را در سطل زباله انداختم.»
پس از تحقيقات كيفرخواست پرونده درحالي صادر شد كه خانواده اولياي دم خواهان قصاص قاتل بودند. اما زماني كه نازنين پاي ميز محاكمه رفت، اظهارات جديدي را بيان كرد و گفت براي خريد دارو از شوهرم جدا شدم و زماني كه برگشتم دو مرد و يك زن را در اتاق ديدم. اول فكر كردم آنها از دوستان شوهرم هستند اما بعد متوجه شدم براي كشتن او آمدهاند. آنها مرا تهديد كردند و گفتند هر كاري كه ميگويند بايد انجام بدهم. آمپول هوا دستشان بود. به من گفتند بايد آمپول را به شوهرم تزريق كنم نميخواستم اين كار را بكنم اما تهديدم كردند بعد هم شوهرم را خفه كردند.
هر چند نازنين تلاش داشت خود را در اين جنايت بيگناه نشان دهد اما صحبتهاي او براي 5 قاضي دادگاه كيفري محكمهپسند نبود و حكم قصاص نازنين صادر شد. با اعتراض عروس نوجوان و وكيلمدافعش، فرشيد رفوگران؛ پرونده به ديوانعالي كشور رفت. با توجه به اينكه نازنين زير 18سال بود، مطابق ماده 91 قانون مجازات اسلامي جديد راي صادره نقض شد تا بلوغ عقلي اين نوجوان مورد بررسي قرار گيرد.
به اين ترتيب يكبار ديگر نازنين پاي ميز محاكمه رفت. نازنين اواسط ارديبهشت امسال بار ديگر پاي ميز محاكمه رفت و در دفاع از خود گفت: «13 ساله بودم كه خانوادهام مرا مجبور به ازدواج كردند. بعد از دو سال جدا شدم چون شوهرم شكاك بود و من را خيلي كتك ميزد بعد با اصرار خانوادهام با سعيد ازدواج كردم. ما با هم اختلافاتي داشتيم و من منكر آن نميشوم اما هيچوقت قصد كشتن او را نداشتم. وقتي به قتل شوهرم اعتراف كردم ترسيده بودم واقعيت همين است كه در جلسه دادگاه گفتهام. دو مرد و يك زن آمدند، او را كشتند و من را هم تهديد كردند و گفتند بايد ساكت باشم.
در ادامه فرشيد رفوگران در جايگاه قرار گرفت و گفت: ادعاي موكل من بهدرستي مورد تحقيق قرار نگرفته و اينكه آيا سم يا دارويي در بدن مقتول وجود داشت يا نه، بررسي نشده است ضمن اينكه موكلم در چند مرحله اظهارات ضدونقيض داشته و اين نشان ميدهد او در بازجوييها واقعيت را نگفته است. ضمن اينكه از نگهبان مركز فرهنگي كه رفتوآمدها را كنترل ميكرده نيز تحقيق نشده و ادعاي موكل من در دادگاه نيز مورد بررسي قرار نگرفته است. دوست موكلم كه گفته ميشود مدعي شده نازنين قصد كشتن شوهرش را داشته در جايي ديگر گفتههايش را منكر شده است. ضمن اينكه شاهدان گفتهاند موكل و نامزدش با هم آشتي كرده بودند و غذا ميخوردند. از دادگاه درخواست دارم به مداركي كه نشان ميدهد نازنين بيگناه است، توجه كنند.
قضات بعد از پايان جلسه رسيدگي براي صدور راي دادگاه وارد شور شدند. درنهايت قضات شعبه چهارم دادگاه كيفري استان فارس متهم را گناهكار دانسته و حكم قصاص او را صادر كردند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
پدر و مادر دختر که حتما هم مشکلاتی دارند و یا معتاد و ... هستند باید مجازات و دادگاهی شوند! این کودک حق زندگیش پایمال شده! در هرجای دنیا باشه حق حضانت رو از این خانواده میگرفتند و کودک در مراکز مناسب بزرگ میشد و درس میخوند! رای دادگاه بدون درنظر گرفتن مسایل بروز جرم و ناعادلانه است!
توی تصادفات راهنمایی رانندگی کاری قرار بود بشه نمیدونم تا چه حد اجرایی شد ،که مثلا وقتی تصادف مشخص بشه چند درصد تقصیر راه سازی+چند درصد تقصیر ماشین سازی +چند درصد تقصیر راننده 1 و ...
اگر توی حکمهای قضایی هم اینجوری بود خیلی خوب میشد...مثلا 40 درصد تقصیر پدر و مادرش به خاطر ازدواج در سن پایین + 20 درصد تقصیر طرفی که به خاطر تیپ و قیافه یا هرچیز دیگه اومده دختری را در 15 سالگی گرفته + 40 درصد هم تقصیر خود دختره....
ولی با قوانین فعلی میشه 100% تقصیر دختره و میره بالای دار...
مجرم اصلي پدر و مادر أين دختر بدبخت هستند كه در ١٣ سالگي مجبور به ازدواجش كردن و بعد از جزائي مجددا در ١٥ سالگي مجبور به ازدواج دوم ،،،
خيلي جالبه:
اينكه زير سن قانوني بوده و مرتكب قتل شده. و به عبارتي بچگي كرده و نميدانسته و لايعقل بوده.
حالا چرا قانون بايد به گونه اي باشد كه صبر كنيم و وقتي كه 18 سال شد و عاقل شد آنگاه اعدامش كنند؟؟؟ اين چه گونه قانوني است؟؟؟ يعني اگر به سن قانوني رسيد و عافل شد و به جنايتي كه كرد و كلي پشيمان شد و.... باز هم اعدام؟؟؟؟؟ اين موضوع با عقل جور در مياد؟؟؟
يعني اگر 15 سال نبوده و 10 ساله بوده و يكي را كشته باشد و آنگاه صبر مي كنيم و پس از آن اعدام؟؟
اون بچگي كرده و نافهمي و... ولي قضات كه مي فهمند چرا بايد اعدام كنند؟؟؟
تابناك محترم لطفا و خواهشا اين سوال مرا كه مدتهاست ذهنم را كنجكاو كرده است را بگذاريد باشد تا شايد عزيزي بتواند جواب سوال مرا بدهد تا شايد قانع شوم.
ضمنا از اصل ماجرا خارج نشويم و موضوع را كارشناسان قضا و روانشناسان و جامعه شناسان و متشرعين ديني، بدون بغض و كينه جواب دهند.
اعدام بدون ذره ای ترحم
انشالله خداوند به همه ما ترحم کند .
پونزده ساله دوبار ازدواج ناموفق ودرحال حاضر قاتل. بعضی والدین با بچه هاشون چکار میکنند ای..................خدا .
از این (نازنین)ها زیادند.حیف و صد حیف.
اصلا فکر کنیم این زن قاتل نباشد . که هست .
کسی که از بدو تولد در یک خانواده بی فرهنگ از هم گسیخته ی باری به هر جهت . بزرگ شده باشه . بعد هم 13سالگی شوهرش داده باشند . بعد طلاق گرفته باشه . دوباره شوهر کرده باشه . چند سالی در زندان بسر برده باشه . صبح تا شب جاش تو کلانتری و دادگاه و زندان بوده باشه .
برفرض آزاد بشه و به جامعه بر گرده . به نظر شما غیر از یک غده سرطانی خطرناک چه موجودی را تحویل جامعه دادند . فارغ از اینکه مسبب این مشکلات چه کسانی هستند .
"ضمن اينكه شاهدان گفتهاند موكل و نامزدش با هم آشتي كرده بودند و غذا ميخوردند" مکه وقتی قهر بودن غذا نمیخوردن ؟؟
اين دختر اولا در دوران كودكي دو بار ازدواج تلخ رو تجربه كرده احتمال داره بيچاره يه حركت بچگانه كرده باشه كه شك شوهرشو به همراه داشته.
به هر حال علاج اين درد قصاص نيست. خيلي اتفاقات در ايجاد اين فاجعه دخيل بودند كه هيچ كس اونم هم با يه خبر كوتاه نميتونه به سرعت اظهار نظر كنه. اميدوارم خدا خودش بهترين داوري رو تو دل قاضي بزاره هر چند كه بايد شرايط خانواده مقتول را هم در نظر گرفت
مقتول باید اعدام شود
اخه کی با دختری که 13 سال سن داره و یک بار ازدواج کرده ازدواج میکنه؟!!! تازه عروس مدرسه میرفته
خاله بازی بوده
واقعا براتون متاسفم که اینقدر راحت در مورد جون یک انسان نظر میدین.اونایی که میگن فقط اعدام باید یه روانکاوی بشن و از جهالت ما قبل تاریخ در بیان
محض اطلاع اینکه زیر 18 سال ازدواج ثبت رسمی نمیشه.مگر اینکه نامه از دادگاه ببره واسه یه روانپزشک روانپزشک هم بلوغ عقلی فرد رو که تایید کرد اونوقت اجازه عقد داءم داده میشود.
اقا خودش داره میگه (به زور)شما از قانون حرف میزنی؟
لابد نامه برده
یعنی الان دیگه فایده ای نداره عروس و داماد رو با هم آشتی بدیم؟
چرا میشه قصاصش بکنن بعد پهلوی مقتول دفنش کنن .
فقط اعدام
خیلی بی رحمی.
...مگر ازدواج زیر 13 سال غیر قانونی نیست باید اون دفترخانه را به عنوان متهم بازجویی کنن
خودت داری میگی زیر 13 دیگه
كار خودشه
وقتی ازداواج دختر 15 ساله قانونی باشه یکی از نتایجش هم این میشه
ای کاش پدر و مادر این دختر را هم که در سیزده سالگی! ؟ او را شوهر دادند و در پانزده سالگی دوباره او را شوهر دادند. دادگاهی کنند. در حقیقت.جنایت کار نخست ،انان هستند.
15 ساله، قاتل و دوبار ازدواج کرده. آخه اگه میذاشتن این دختر مثل بچه های دیگه درس بخونه و بچگی کنه حالا این اتفاق نمی افتاد. چراسن رشد و حق رای و حق تصرف بر اموال در قانون 18 سال ذکر شده ولی حق ازدواج که مهمترین در زندگی یک دختر است به راحتی پایمال می شود .
حکم قصاص برای افراد زیر 18 سال صادر نمی شود این زن درموقعی که جنایت رخ داده 15 ساله بوده و از رشد عقلی برخوردارنبوده
دختر 15 ساله بچه است نو جوان است.اصلا نباید ازدواج می کرد ان هم به زور .
الانم بیست سالش شده
صادر میشود تا بلوغ فکری که 18 سالگی است صبر میکنند سپس قصاص میکنن 3 سالی باید زندان باشد
یک سوال : در حالی که الان جوان های 25 تا 30 سال هم بعضا بلوغ فکر مناسبی ندارند
آیا یک بچه 13 ساله می تونه یک خانواده را اداره کند؟؟
بچه ای که باید بشینه کارتون ببینه شده زن یک نفر؟!!!!!!!!!
فاجعه نیست به نظر شما؟؟
بعد از مدرسه و انجام تکالیف مدرسه وقت دیدن کارتون دیدن است .این بچه باید در 13 سالگی مدرسه میرفت.
می خواهید بدونید قاتل کی هست:
13 ساله بودم كه خانوادهام مرا مجبور به ازدواج كردند.
در چنین مواردی قاضی عجله نکند و حکم
صادر نفر ماید . قاضی یک در صد هم احتمال بدهد که حرفهای عروس درست است . باید سعی شود بین انها مصالحه شود . صادر کردن حکم قصاص اسان است اما کاش وضعیت و شرایط انسانها
هم مورد توجه قرار می گرفت . قاضی اگر حکم عفو دهد و اشتباه کند بهتر است که حکم قصاص دهد و اشتباه کرده باشد . زنده را می شود دوباره بدست اورد اما مرده را دیگر نمی شود
زنده کرد . قاضی ها احتیاط را فراموش
نکنند . قصاص حلال مشکلات نیست
مشکلات باید ریشه ای حل شوند
بریدن شاخه با وجود ریشه بی فایده
است .
برادر من! از فروردین 88 این پرونده در جریانه. واقعاً عجله نکند از نظر شما یعنی چند سال صبر کند؟
ننه بابای این بدبخت همون 13 سالگیش اعدامش کرده بودن
چگونه داروخانه به يه دختر 15 ساله بدون نسخه مقدار زيادى قرص ديازپام داده؟؟؟
جل الخالق 15ساله همسر دوم
این جانی اگه بمانه و بزرگ بشه چی میشه ؟
تقصیر پدرو مادرش است . او فکر میکرد خاله بازی میکند نه زندگی
اگه بی گناه باشه میره بهشت!!! به همین سادگی از مرگ یه نفر میگذرین؟؟ پس حق حیات چی میشه؟ اون قاضی هم حتما مثل شما فکر میکنه که بدون هیچ بررسی ای حکم اعدام صادر کرده!!!!
اعدام کنن اگه بی گناه باشه میره بهشت
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.