رفتن به محتوای اصلی
آخرین خبراز پارتی در کافه‌رستوران‌ها تا آموزش شنا در استخر مختلط؛ هنجارشکنی در شمال تهران به کجا رسیده است؟
3بازدید
۰

... از تو کجا بگریزم ؟...

سیدحبیب حبیب‌پور

... از تو  کجا بگریزم ؟...
اول :

اي حاكم آسمان اميدها!

اي نهايت خوبي ها!

در هر خوبي اميدم  و در هر ناگواري پناهم تويي.

باران مهرباني توست كه كوير نااميدي ام را سرسبز مي كند و نسيم محبت توست كه طراوت را به باغ خزان زده ام مي بخشد.

اگر اميد به نگاه كريمانه ات نبود كه " نيست " مي شدم و بي پرتو لطف تو كه گريزگاهي ندارم .

غنچه ي اميدهايم به لبخند تو شكوفا مي شود و درخت آرزوهايم به نگاه تو به بار مي نشيند .

 دوم:

يا من ارجوه لكل خير ...

هرچه خوبي است از عنايت تو و هرچه شادي از سرچشمه ي لطف تو جاري است .

اين كوير به چيزي جز ابر باران زاد تو چشم ندارد پس بباران !

اين غنچه جز به لبخند تو نمي شكفد  پس بخند !

اين سرگشته جز پناهگاه آرام و امن تو جايي نمي داند پس پناهي !

اين پرنده جز آشيانه ي نگاه تو نمي شناسد پس نشانه ا ي!

اين بنده  تو را جز به آمرزش نمي شناسد پس بنده نوازي كن ...

سوم :

تو آن قدر مهرباني كه حد و حساب ندارد و  آنقدر كريمي كه اندازه اي  براي آن نمي يابم .  

 خشم تو را هيچگاه نديده ام كه تو همه مهري .

واي بر من اگر بخواهم از خشم تو بگريزم  كه كجا مي توانم گريخت ؟

 مي گريزم از تو به تو . همانند فرار كودكي ناسپاس به دامان مادر كه او مهربان است  . اما تو كجا و او كجا ؟...

 تو آنقدر با من " تا " كرده اي كه تصور مي كنم نديده اي و  آنقدر رسوايم نكرد ه اي كه گمان مي برم نشنيده اي .

 تو آنقدر چشم پوشيده اي كه بي حيا شده ام .

 اي آنكه  مي توانستي رسوايم كني و نكردي .

 اي دوستي كه پيمان شكستم و تو نشكستي .

 تو را فراموش كردم و تو مرا به ياد آوردي .

 تو را ناسپاسي كردم و تو به دل نگرفتي.

 با اغماضت شرمنده ام كردي و با بزرگواري ات از زشتي هايم گذشتي .

چهارم :


اينك به سويت آمدم . با چشمي كه به اشك نشسته و جاني كه شعله ور شرمساري است.

در اين شب زيباي رحمت ، از تو چه كم خواهد شد اگر مرا هم به پناهگاه مهر خويش جاي دهي ؟

در اين ساعت هاي سرشار از گذشت و آمرزش چه مي شود كه مانند هميشه بي خردي هايم را ببخشي و بدي هايم را ناديده بگيري ؟

 يا من سخطه عند كل شر ...

 اي دوست صميمي ام ! خدا !

از هرچه شر و بدي است به تو پناه آورده ام و چه بدي اي بالاتر از گناه كه دارد تمام وجودم را تسخير مي كند ؟

از هر منكر و زشتي گريخته ام  و كدام منكر و زشتي زشت تر از آنكه از تو دور افتاده باشم ؟

اگر نگاهم كني از تو چيزي كاسته نمي شود و اگر عفوم نمايي از بزرگي ات ذره اي كم نمي گردد.

من به اميدي به سويت آمده ام . آيا به آرزويم مي رساني؟...

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.