درد دل کارگران کارخانه چسب هل
صاحب کارخانه باید سالها تبلیغات بیوقفه میکرد تا اینطور معروف شود. او یک شبه ره صدساله را رفت؛ البته از لحاظ معروفیت که صد البته با محبوبیت تفاوت دارد. «خلیل نظری»، مدیرعامل چسب هل را دیگر همه میشناسند. اگر چند روز اول تنها در فضای تويیتر و تلگرام معروف بود، حالا به مدد رسانههای دیگر، آوازهاش تقریبا به گوش همه رسیدهاست؛ صاحب کارخانهای که لقبهای مختلف به او داده اند از جمله هیتلر، دیکتاتور، رهبر کره شمالی و ... .
به گزارش قانون، یک کارخانه چسب سازی در 15 کیلومتری تبریز؛ چسب هل. اصلا تاكنون نامش را شنیدهبودید؟! ماجرا از همان عکس معروف شروع شد. عکسی از نماز جماعت کارگران که بالای سرشان بنری به چشم میخورد که روی آن قوانین سرسختانه کارخانه را در رابطه با فریضه نماز نوشتهاند. قوانینی که حتی در وزارتخانهها و دیگر ارگانهای دولتی برقرار نیست. طبق قوانین اعمال شده از سوی صاحب کارخانه، آقایان در صورتی که سر وقت برای نماز جماعت حاضر نشوند، جریمه خواهند شد. آنها باید به محض شنیدن اذان، وضو بگیرند و نماز بخوانند. البته، این تنها قانون اعمال شده از سوی آقای ريیس نیست. از جمله دیگر قوانین خودخواهانه میتوان به این موارد اشاره کرد:«آقایان تنها درصورتی که متاهل باشند استخدام میشوند. خانمها نیز تنها در صورتی که مجرد باشند، میتوانند استخدام شوند. در صورت ازدواج کارکنان خانم، آنان موظف هستند در اسرع وقت موضوع را به مدیریت اطلاع دهند. در صورت تمایل کارفرما، ادامه همکاری خانمها از تاریخ تاهل، آن هم فقط در دوران نامزدی حداکثر یک سال است. با توجه به اینکه ورود و خروج به سرویس بهداشتی توسط دوربین کنترل میشود، اگر بیش از ۱۰ دقیقه به طول انجامد، شامل عکسالعمل خواهد شد. اگر در کارخانه به هر دلیلی چیزی سرقت یا مفقود شود، در صورت پیدا نشدن فرد خاطی، کلیه کارکنان جریمه شده و حداقل عذر یک نفر نیز خواسته میشود».
این قوانین، آدم را بیشتر به یاد فیلمهای سینمایی میاندازد. همانهايي که نقش منفی اول، عدهای را در مکانی دورافتاده، محصور کرده و آنها را با قوانین سرسختانه خود برای منظوری خاص به کار کشیدهاست. عکسهای دیگری هم که از کارخانه منتشر شده، به این گمانهزنیها دامن میزد. از جمله عکسهای جشن تولد صاحب 36 ساله کارخانه یعنی همان خلیل نظری كه در یکی از آنها کارگران به صورت خبردار پشت مبلهای استیل که گویی برای مهمانان خاص چیده شدهاند، ایستادهاند و در یکی دیگر از عکسها مشغول پاشیدن برف شادی در مسیر عبور کارفرما هستند. یکی دیگر از عکسها هم کارگران زن و مرد را در حال تقدیم شاخههای گل سرخ به ريیسشان که کیک تولد مقابلش است، نشان میدهد. حالت صورتشان کاملا مصنوعی است. آدم اگر نداند، واقعا خیال میکند عکسها مربوط به یک فیلم سینمایی است. همینها بود که موجی از انتقاد را در فضای مجازی و میان مردم به راه انداخت.
خلیل نظری، اما با انتشار ویديوی 11دقیقهای از خود، منکر این اتهامات شد و آنچه از سوی او انجام شدهبود را کاملا منطقی و مطابق با اصول قانونی بيان کرد. این در حالی است که «احد حسینی»، مدیر اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی آذربایجان شرقی پس از آن اعلام کرد که بازرسان این اداره با بازدید از کارخانه چسب هل صحت بنرهای نصب شده در مورد قوانین خودسرانه را تایید کردهاند و به کارفرما تذکرات لازم داده شده است.
در همین راستا، به کارفرمای چسب هل تاکید شد تا در زودترین زمان ممکن، نسبت به برچیدن این بنرها و جایگزین کردن آن با تابلو نوشتههایی که محتوای مطالب آنها سخنان ائمه و معصومین در مورد اقامه نماز جماعت است، اقدام کند.
ماجرای چسب هل اما تنها نمونهای است از کارخانههایی که در آنها حقوق کارگران با قوانین خودسرانه و ساز و کارهای عجیب و غریب، نادیده گرفته میشوند. آنها در بیشتر مواقع ناچارند در مقابل این قوانین سر خم کنند و دم نزنند تا طعم بیکاری را نچشند.
به گفته «علی خدایی»، عضو کارگری شورای عالی کار کشور، کارخانه چسب هل تنها یک نمونه از کارخانههای ایران است. بسیاری از کارگران با وجود برقراری قوانین کار و تامین اجتماعی، امنیت شغلی ندارند و همواره از سوی کارفرما تهدید به واکنش و عکسالعملی مانند اخراج و جریمه نقدی میشوند. بنرهای نصبشده بر دیوارهای کارخانه چسب هل نیز نشانههای آشکار تهدید کارگران به اخراج از سوی کارفرماست. این در حالی است که کارفرما نباید بتواند با وضع قوانین مستقل، فردیت و شخصیت کارگران را زیر سلطه ببرد.
حرفی نداریم
فعالان کارگری و مسئولان استان در رابطه با قضیه چسب هل به ابراز نظر پرداختند. اینکه آیا کارگران از این شرایط راضی بودند یا خیر، مطلبی است که با گفتوگو با خودشان معلوم میشود. اما خیال کنید میخواهید وارد دژی شوید که قوانین سختگیرانهای هم دارد. شما یک غریبهاید و حتی ممکن است از دور با اسلحه دوربیندار، درست وسط پیشانیتان را هدف بگیرند. نه، شوخی کردم. این میتواند فضای یک فیلم باشد. کارخانه چسب هل از دور شبیه بسياري دیگر از کارخانههاست. هیچ وجه تمایزی ندارد. باید نزدیکتر شد تا فهمید قضیه از چه قرار است. ساعت 7 و 30 دقیقه صبح کارگران وارد کارخانه میشوند. جلو میرویم. توجهشان کمی به غریبهها جلب شده اما واکنش خاصی نشان نمیدهند. «ممکن است در مورد قوانین کارخانه توضیح دهید. خبرنگار هستیم». با شنیدن نام خبرنگار، اخم میکند. سرش را برمیگرداند و میرود. آن یکی دیگر، مرد جوانی که همراهش بود میگوید:«ما حرفی نداریم بزنیم. مشکلی هم نداریم. همه چیز خوب است. میدانیم برای اینجا شایعه درست کردهاند». یکی دیگر اصطلاح جوسازی را به کار میبرد و میگوید:«اینجا هیچ وقت نمازخواندن اجباری نبوده. ما از حقوقمان راضی هستیم. من جای قبلی کمتر از اینجا میگرفتم. الان خدا را شکر اوضاعم بهتر است».
آشكار است كه تمايل ندارند حرف بزنند. موقع تعطیلی کارخانه باز سراغشان میرویم. میشود در مسیری با یکی دوتایشان همسفر شد. کارگران مثل صبح حرفی برای گفتن ندارند جز آنچه گفتهاند. دو سه نفرشان اما با سر و چشم اشاره میکنند که میخواهند حرف بزنند. دو سه کیلومتر آن طرفتر با آنها قرار میگذاریم. دل پری دارند اما بسيار هم نگران هستند که حرفهایشان باعث دردسر خود و همکاران شان شود. «بعد از آن قضیه لو رفتن عکس نمازخانه، به ما دستور دادهاند با کسی حرف نزنیم. مجبوریم اینجا کار کنیم چون وضعیت کار خراب است. بنابراین اگر هر قانونی هم برایمان بگذارند ناچاریم اطاعت کنیم. توی کارخانه به ما سخت میگیرند. مثلا برای دستشویی رفتن بیشتر از 10 دقیقه نباید معطل کنیم. یا وقت ورزش صبحگاهی نباید سرمان را بالا بیاوریم و به همدیگر نگاه کنیم و بخندیم. در مورد نماز خواندن هم خیلی تحت نظر هستیم». کارگرها به این موارد اشاره میکنند و اصرار دارند حتی به مشخصات ظاهریشان اشاره نشود چون برایشان دردسر میشود و نمیخواهند کارشان را از دست بدهند.
یکی دیگر از کارگرها که دل پری از یکی از مسئولان کارخانه دارد، میگوید:« قوانین و نظم و انضباط در کارخانه آنقدر مو به مو اجرا میشه که آدمرو اذیت میکنه. مثلا حق نداریم زمان کار حتی برای چند لحظه با دوست و همکارمون صحبت کنیم يا اگر آچار و پیچگوشتی روی میز دیگري جا بذاریم، جریمه ميشیم. والا 960 هزار تومان حقوق میدن انتظار دارن مثل برده براشون کار کنیم».
کارگرانی که با آنها صحبت میکنم از ترس اینکه کسی زاغشان را چوب بزند و راپورتشان را به مسئولی بدهد، مدام اینور و آنورشان را میپایند و هول هولکی حرف میزنند. میخواهم سوالات دیگری از آنها بپرسم ولی با عجله خداحافظی میکنند و میروند و حتی نمیایستند تا شمارهای به آنها بدهم تا بعد از تعطیل شدن از کارخانه زنگ بزنند. شاید این چند کارگر جزو معدود کارگرانی باشند که جرات کردهاند تا گوشهای از مشکلاتشان را در این کارخانه جنجالی برایم تعریف کنند.اكنون کارخانه هل حسابی معروف شده است. صاحبش باید سالها تبلیغات میکرد تا اینگونه نام کارخانهاش را سر زبان بیندازد. گرچه حالا به دلیلی غير از کیفیت محصول تولیدیاش، معروف شده و شاید آرزو دارد کسی نامی از چسب هل نبرد اما آبروی رفتهاش، بازگردد.
به گزارش قانون، یک کارخانه چسب سازی در 15 کیلومتری تبریز؛ چسب هل. اصلا تاكنون نامش را شنیدهبودید؟! ماجرا از همان عکس معروف شروع شد. عکسی از نماز جماعت کارگران که بالای سرشان بنری به چشم میخورد که روی آن قوانین سرسختانه کارخانه را در رابطه با فریضه نماز نوشتهاند. قوانینی که حتی در وزارتخانهها و دیگر ارگانهای دولتی برقرار نیست. طبق قوانین اعمال شده از سوی صاحب کارخانه، آقایان در صورتی که سر وقت برای نماز جماعت حاضر نشوند، جریمه خواهند شد. آنها باید به محض شنیدن اذان، وضو بگیرند و نماز بخوانند. البته، این تنها قانون اعمال شده از سوی آقای ريیس نیست. از جمله دیگر قوانین خودخواهانه میتوان به این موارد اشاره کرد:«آقایان تنها درصورتی که متاهل باشند استخدام میشوند. خانمها نیز تنها در صورتی که مجرد باشند، میتوانند استخدام شوند. در صورت ازدواج کارکنان خانم، آنان موظف هستند در اسرع وقت موضوع را به مدیریت اطلاع دهند. در صورت تمایل کارفرما، ادامه همکاری خانمها از تاریخ تاهل، آن هم فقط در دوران نامزدی حداکثر یک سال است. با توجه به اینکه ورود و خروج به سرویس بهداشتی توسط دوربین کنترل میشود، اگر بیش از ۱۰ دقیقه به طول انجامد، شامل عکسالعمل خواهد شد. اگر در کارخانه به هر دلیلی چیزی سرقت یا مفقود شود، در صورت پیدا نشدن فرد خاطی، کلیه کارکنان جریمه شده و حداقل عذر یک نفر نیز خواسته میشود».
این قوانین، آدم را بیشتر به یاد فیلمهای سینمایی میاندازد. همانهايي که نقش منفی اول، عدهای را در مکانی دورافتاده، محصور کرده و آنها را با قوانین سرسختانه خود برای منظوری خاص به کار کشیدهاست. عکسهای دیگری هم که از کارخانه منتشر شده، به این گمانهزنیها دامن میزد. از جمله عکسهای جشن تولد صاحب 36 ساله کارخانه یعنی همان خلیل نظری كه در یکی از آنها کارگران به صورت خبردار پشت مبلهای استیل که گویی برای مهمانان خاص چیده شدهاند، ایستادهاند و در یکی دیگر از عکسها مشغول پاشیدن برف شادی در مسیر عبور کارفرما هستند. یکی دیگر از عکسها هم کارگران زن و مرد را در حال تقدیم شاخههای گل سرخ به ريیسشان که کیک تولد مقابلش است، نشان میدهد. حالت صورتشان کاملا مصنوعی است. آدم اگر نداند، واقعا خیال میکند عکسها مربوط به یک فیلم سینمایی است. همینها بود که موجی از انتقاد را در فضای مجازی و میان مردم به راه انداخت.
خلیل نظری، اما با انتشار ویديوی 11دقیقهای از خود، منکر این اتهامات شد و آنچه از سوی او انجام شدهبود را کاملا منطقی و مطابق با اصول قانونی بيان کرد. این در حالی است که «احد حسینی»، مدیر اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی آذربایجان شرقی پس از آن اعلام کرد که بازرسان این اداره با بازدید از کارخانه چسب هل صحت بنرهای نصب شده در مورد قوانین خودسرانه را تایید کردهاند و به کارفرما تذکرات لازم داده شده است.
در همین راستا، به کارفرمای چسب هل تاکید شد تا در زودترین زمان ممکن، نسبت به برچیدن این بنرها و جایگزین کردن آن با تابلو نوشتههایی که محتوای مطالب آنها سخنان ائمه و معصومین در مورد اقامه نماز جماعت است، اقدام کند.
ماجرای چسب هل اما تنها نمونهای است از کارخانههایی که در آنها حقوق کارگران با قوانین خودسرانه و ساز و کارهای عجیب و غریب، نادیده گرفته میشوند. آنها در بیشتر مواقع ناچارند در مقابل این قوانین سر خم کنند و دم نزنند تا طعم بیکاری را نچشند.
به گفته «علی خدایی»، عضو کارگری شورای عالی کار کشور، کارخانه چسب هل تنها یک نمونه از کارخانههای ایران است. بسیاری از کارگران با وجود برقراری قوانین کار و تامین اجتماعی، امنیت شغلی ندارند و همواره از سوی کارفرما تهدید به واکنش و عکسالعملی مانند اخراج و جریمه نقدی میشوند. بنرهای نصبشده بر دیوارهای کارخانه چسب هل نیز نشانههای آشکار تهدید کارگران به اخراج از سوی کارفرماست. این در حالی است که کارفرما نباید بتواند با وضع قوانین مستقل، فردیت و شخصیت کارگران را زیر سلطه ببرد.
حرفی نداریم
فعالان کارگری و مسئولان استان در رابطه با قضیه چسب هل به ابراز نظر پرداختند. اینکه آیا کارگران از این شرایط راضی بودند یا خیر، مطلبی است که با گفتوگو با خودشان معلوم میشود. اما خیال کنید میخواهید وارد دژی شوید که قوانین سختگیرانهای هم دارد. شما یک غریبهاید و حتی ممکن است از دور با اسلحه دوربیندار، درست وسط پیشانیتان را هدف بگیرند. نه، شوخی کردم. این میتواند فضای یک فیلم باشد. کارخانه چسب هل از دور شبیه بسياري دیگر از کارخانههاست. هیچ وجه تمایزی ندارد. باید نزدیکتر شد تا فهمید قضیه از چه قرار است. ساعت 7 و 30 دقیقه صبح کارگران وارد کارخانه میشوند. جلو میرویم. توجهشان کمی به غریبهها جلب شده اما واکنش خاصی نشان نمیدهند. «ممکن است در مورد قوانین کارخانه توضیح دهید. خبرنگار هستیم». با شنیدن نام خبرنگار، اخم میکند. سرش را برمیگرداند و میرود. آن یکی دیگر، مرد جوانی که همراهش بود میگوید:«ما حرفی نداریم بزنیم. مشکلی هم نداریم. همه چیز خوب است. میدانیم برای اینجا شایعه درست کردهاند». یکی دیگر اصطلاح جوسازی را به کار میبرد و میگوید:«اینجا هیچ وقت نمازخواندن اجباری نبوده. ما از حقوقمان راضی هستیم. من جای قبلی کمتر از اینجا میگرفتم. الان خدا را شکر اوضاعم بهتر است».
آشكار است كه تمايل ندارند حرف بزنند. موقع تعطیلی کارخانه باز سراغشان میرویم. میشود در مسیری با یکی دوتایشان همسفر شد. کارگران مثل صبح حرفی برای گفتن ندارند جز آنچه گفتهاند. دو سه نفرشان اما با سر و چشم اشاره میکنند که میخواهند حرف بزنند. دو سه کیلومتر آن طرفتر با آنها قرار میگذاریم. دل پری دارند اما بسيار هم نگران هستند که حرفهایشان باعث دردسر خود و همکاران شان شود. «بعد از آن قضیه لو رفتن عکس نمازخانه، به ما دستور دادهاند با کسی حرف نزنیم. مجبوریم اینجا کار کنیم چون وضعیت کار خراب است. بنابراین اگر هر قانونی هم برایمان بگذارند ناچاریم اطاعت کنیم. توی کارخانه به ما سخت میگیرند. مثلا برای دستشویی رفتن بیشتر از 10 دقیقه نباید معطل کنیم. یا وقت ورزش صبحگاهی نباید سرمان را بالا بیاوریم و به همدیگر نگاه کنیم و بخندیم. در مورد نماز خواندن هم خیلی تحت نظر هستیم». کارگرها به این موارد اشاره میکنند و اصرار دارند حتی به مشخصات ظاهریشان اشاره نشود چون برایشان دردسر میشود و نمیخواهند کارشان را از دست بدهند.
یکی دیگر از کارگرها که دل پری از یکی از مسئولان کارخانه دارد، میگوید:« قوانین و نظم و انضباط در کارخانه آنقدر مو به مو اجرا میشه که آدمرو اذیت میکنه. مثلا حق نداریم زمان کار حتی برای چند لحظه با دوست و همکارمون صحبت کنیم يا اگر آچار و پیچگوشتی روی میز دیگري جا بذاریم، جریمه ميشیم. والا 960 هزار تومان حقوق میدن انتظار دارن مثل برده براشون کار کنیم».
کارگرانی که با آنها صحبت میکنم از ترس اینکه کسی زاغشان را چوب بزند و راپورتشان را به مسئولی بدهد، مدام اینور و آنورشان را میپایند و هول هولکی حرف میزنند. میخواهم سوالات دیگری از آنها بپرسم ولی با عجله خداحافظی میکنند و میروند و حتی نمیایستند تا شمارهای به آنها بدهم تا بعد از تعطیل شدن از کارخانه زنگ بزنند. شاید این چند کارگر جزو معدود کارگرانی باشند که جرات کردهاند تا گوشهای از مشکلاتشان را در این کارخانه جنجالی برایم تعریف کنند.اكنون کارخانه هل حسابی معروف شده است. صاحبش باید سالها تبلیغات میکرد تا اینگونه نام کارخانهاش را سر زبان بیندازد. گرچه حالا به دلیلی غير از کیفیت محصول تولیدیاش، معروف شده و شاید آرزو دارد کسی نامی از چسب هل نبرد اما آبروی رفتهاش، بازگردد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
آخه شما چرا چوب لای چرخ مردم میزارید. به نظر به کارخونه چسب هل حسودی میکنید یا از طرف رقبا اومدید. آخه کدوم کارگری از حقوقش راضی هست؟ کدوم کارمندی از حقوقش راضی هست؟ کدو م کارخونه داری از وضع قیمت مواد اولیه و فروش راضی هست؟..... همه ناراضی هستن و شما به دنبال یکی از موفق ترینتولید کننده ها رفتین تا با کمال بیرحمی نا بودش کنید؟ واقعا برای انسانهایی مثل شما باید تاسف خورد!!!!!!
امیدوارم این حرکت کارخانه دار محترم دومینویی باشد برای سایر کارخانه ها و کارگاهها تا نظم در انها برقرار و از ورشکستگی ناشی از زبل بازی برخی کارگران رهایی یابند این حرکت برای توسعه و تولید لازم است
ایرانی جماعت کارکن نمیشه!
والا من تو یه بانک نیمه دولتی کار میکردم عین همین قوانین رو داشت و همچنان هم داره!!!
اگه من بودم این صاحب کارخونه رو اعدام میکردم . فقط اعدام. چون نه تنها کرامت انسانی رو زیر سوال برده ، نه تنها با حقوقی که یک سوم خط فقره داره از کارگراش بیگاری میکشه بلکه موجب وهن دین هم شده!
بسمه نعالی
اگر قوانین کارخانه های خارج سختگیرانه است ولی قطعا حقوق و مزایای خولی میدهند.
ابروی شهر مارو برد
چه گزارش ناشیانه ای.
سختگیریش در حد کشورهای جهان اوله ولی حقوقش در حد کشورهای جهان چهارم! شایدم پنجم! حتی پایینتر.
در کشورهای مدرن پیشرفته قوانین کار بسیار سخته ۵ دقیقه تاخیر کنی اخراجی
شركت ك كه در تهران فعاليت ميكند تقريبا بخش عمده اي از قوانين ياد شده را در ارتباط با كارگرانش دارد.
حالا كه قرار شد بنويسيد همه رو بنويسيد.
شاید مدیر کارخانه آددم خوبی باشه ولی این روش کار نیست مدیریت کارخانه خوبه نه برده داری می توانست با راهکارهای بهتر کارخانه را اداره میکرد
2
در ایران بسیاری از کارگران حتی بدون بیمه در شراط بسیار بدتر از کارخانه ی هل مشغول به کار هستند.
فقط در کارخانه ی هل نیست که این شرایط سخت گیرانه حاکم است. یعنی کارکران از دریافت حداقل حقوق نیز بی بهره هستند.
این برده داری نوین در کشورهای جهان سوم است.
ایشون بسیار عقده ای هست که کار گران را اذیت می کند شما از دست رنج همینها بجایی رسیدی عوضی
در ایران فرهنگ کاری و ارتباطی ، بین کارفرما و کارگر وجود ندارد.
خوبه چسبش هم افتضاحه
بالاخره ما هم رفیق کره شمالی هستیم
قطعا دارای عقده های فروخورده زیادیه....
دمش گرم اگر این کار را نکنه باید جمع کنه بره. کارمندای ما روزی 2-3 ساعت توی گوشی شون پرسه میزنند.
دوست گرامی احتمالا شما هم یکی از کارفرماهای این مملکت هستی،خوبه بدونی کارمند برده شما نیست،
بله كاملا هم عالي
- اينكه اين اقايون هفت ساعت و بيست دقيقه وقت خودشون را شرافت مندانه براي كار شرافت مندانه فروخته اند. كار يك كالاست كه كارگر مسفروشد كارفرما ميخرد
-اينكه اين كار چه باشه به كارفرما مربوطه اگر در قرار داد كار لغت كارگر بكار رفته كه يك لغت عام هست اين كارگر بدستور كارفرما بايد نماز بخونه بايد. لباس ابي بپوشه بايد كفشهاي واكس زده دمپايي و يا كفش ايمني به صلاحديد كارفرما بپوشه چون مسوليتش با كارفرماست كارفرما اين حق را داره كه بگه بشين كار نكن يا سوت بزن ويا ريگهاي كارخانهً را بشمار وًدر عوض حقوق را در موقع بدون كم وًكاست پرداخت كنه رجوع شود به كارگري كه چاه اب ميكند و فرياد زد اينً چاه اب نداره وًاستادش گفت براي توًنون داره
-اينكه حقوق كمه به كارفرما مربوط نيست و به نظام مربوطه
- اينكه شرايط سخته به تفاهم كارگر و كار فرما مربوطه
- اينكه گفته گل بريزيد برف شادي بريزيد خوب بريزيد پنك كوبيدن راحت تره يا برف شادي ريختن كارگر نميتونه بگه در قرار داد من برف شادي نبوده چون لفظ كارگر موجب انجام هر كار. شرافتمندانه است برف شادي هم غير شرافتمندانه نيست مگر كارگر حكمي داشته باشه با اين مذمون مدير لابراتوارًاپراتور دستگاه شماره ٥
شما مفهوم کرامت انسانی رو یه مطالعه ای بکن
عجب قوانین من دراوردی نچسبی ! خوبه تاحالا حتی یه بار هم نیاز به استفاده از چسب هل پیدا نکرده ام .
کمی منصف باشیم
من قصد دفاع از عملکرد مدیر این کارخانه را ندارم و فقط به این بهانه موارد زیر را عنوان میکنم
فقط یک سؤال از همه ی منتقدین به این عملکرد دارم و آن این است که آیا کارگران شریفی که قرارداد کار با این کارگاه را امضاء کردهاند متن قرارداد را مطالعه کرده اند یا خیر . چنانچه مطالعه کرده و امضاء نمودهاند که جای هیچ اعتراضی نیست چون موافقت کردهاند با مقدار حقوقی که در قرارداد قیدشده و شرایط خاص آن کارگاه کار کنند در غیر این صورت خلاف تعهد خودشان عمل کردهاند و چنانچه قرارداد را بدون مطالعه امضاء نموده باشند که دیگر کلیه مسئولیتهای ناشی از ندانستن شرایط آن کارگاه بر عهده خودشان است و باز هم جای اعتراضی نیست و اگر شرایط سختگیرانه ی غیر معمول این کارگاه در قرارداد قید نشده آنگاه حق اعتراض قطعی است.
از آن گذشته چنانچه یک نگاه به شرایط کار در کارگاه ها و کارخانه های کشورهای پیشرفته بیاندازید و نحوهی برخورد با کارکنانشان را بررسی کنید متوجه می شوید صرف نظر از برخی قوانین غیر منطقی صاحب کارخانه چسب مورد نظرٌْ اصرار ایشان بر بعضی مسائل مانند صحبت نکردن غیر ضروری با همکار دیگر حین انجام کار و همراه نداشتن تلفن همراه خیلی هم بیربط نیست چون در اکثر سازمانها و ادارات و کارگاه ها اعتیاد به استفاده از تلفن همراه و اینترنت و صحبتهای شخصی راندمان کاری پرسنل را فوقالعاده کاهش میدهد که گمان میکنم تک تک ما به هنگام مراجعه به ادارات مختلف بدون شک ناظر چنین مناظر رنج آوری بوده ایم که جرات اعتراض هم نداشتهایم.
کمی واقع بین باشیم
معترضین محترم به رفتار این صاحب کارخانه چنانچه خود شما چنین سرمایهگذاری را انجام داده باشید و پرسنلی را جهت تولید استخدام نموده باشید و قراردادی را با ایشان منعقد کرده باشید که به میزان کار مشخصی مزد مشخصی پرداخت کنید آیا حاضرید نظاره گر گفتگوهای طولانی با تلفن همراه و سیر و سلوک در دنیای مجازی و اتلاف وقت کارکنان در ساعت کار باشید ؟
در قانون کار چیزی به عنوان زمان صحبت با تلفن و صحبت با سایر همکاران و استفاده از اینترنت و سیر در دنیای مجازی قید نشده و کارفرما برای انجام کار مزد می پردازد و نه برای اتلاف وقت
امان از بیکاری!!!!
از این نوع مصائب ،فجیع ترش ، الی ماشاءالله کم نداریم بحمد الله در این کشور گل وبلبل
خب حقوقی که دولت و مسئولین تصویب کردند خیلی کمه و کارفرما هم همون رو پرداخت میکنه.اگر هم سخت نگیری نشه یا چسباش آبکی درمیان یا نظم کارخونه بهم میریزه یا تولید کم میشه.مثلا در بانک میریم چون سخت گیری نیست و دولتی هم باشه می بینی کارکنان دارن کلش اف کلنز بازی میکنن و مشتری هم معطل مونده.خیلی از بانکها این موارد رو دیدم.یا به بهانه چای و نمیدونم صحبت با همکار حدود یک ساعت صندلیش رو ترک کرده و مشتری معطل مونده.اینجوری خوبه؟
اگردوربین کارنذارن جماعت میرن دستشویی باحقوق واحتساب ساعت کاری ساعتهامعطل میشن
همه موارد برای افزایش بهره وری است بخدا اگر همین موارد در ادارات دولتی هم انجام بشه خواهید دید چقدر از مشکلات حل میشه چقدر تا حالا رفتید توی ادارا و با نبودن افراد برای نماز و سیگار و چای و دستشویی و ... مواجه شدید انهم برای زمان بسیار طولانی؟ تازه اگه بعد از نماز طرف برگرده
تو کشورهای دیگه کارگران از لحاظ مالی تامین میشن ونیازی به ساعات اضافه کاری اجباری 4ساعته در روز ندارند 192ساعت کار ماهیانه در کارخانجات با هر قوانین سفت وسختی قابل تحمله نه برای 960هزار تومان حقوق ، بنده در یک کارخانه کارگرم وبجای 192 ساعت کار قانونی با احتساب ساعت نهاری 240ساعت کار انجام میدم ومزد این مابه التفاوت را نمیگیرم با این حال اضافه کار اجباری هم بایستی وایستیم در غیر اینصورت اخراج خواهم شد اون آقایونی که 960 هزار تومان حقوق ماهیانه کارگران را تصویب میکند فقط مخارج خوردن وآشامیدن در حد بخور ونمیر تصویب کرد ند واقعا قشر کارگر ضعیف ترین قشر کشورندوزحمت کش ترین قشرند با معلم دوران ابتدایی مقایسه کنید 20سال پیش کارگر ماهیانه 3هزار تومان از معلم دریافتی بیشتری داشت اما الان به لطف وزیر کار وتعاون ..........
به نظر من قانون چسب هل یک ذزه افراط داشته ولی مشکل ما اینکه ما سندیکاهای مستقل نداریم چهارچوب کارگر و کارفرما را نظارت کنه
یه همچین محدودیتهایی رو تو یه کارخونه تو شهرری داره کارخونه برس سازیه.بدبخت کارگراش.یه برده داری نوینه سوئ استفاده از دین هم روش اضافه شده...
این آقای رییس داره ادای آدمهای مذهبی را در میاره
قابل توجه وزیر زحمت کش و محترم کار. اگر برخورد نشود منتظر شکل گرفتن ادوگاههای کار اجباری شوروی در زمان استالین باشید
زیادی پیاز داغشو اضافه کردین .حالا یکی پیداشده تو این وضعیت بیکاری یه کارخونه ای رو راه اندازی کرده .اینقدر ازش بد بگید تا تعطیلش کنه بره دنبال کارش .بابا نماز سروقت خوندن بده؟
مشکل فقط کارفرماها نیستن. خیلی از کارگرا هم وجدان کاری ندارن.
همین قوانین اگه تو ژاپن باشه همه میگن به به!! واسه همینه که پیشرفت کرده! ولی اینجا میگیم حقوق بشر نقض شده! جالبه که همه هم به اتفاق از کیفیت پایین محصولات شرکت هایی مثل خودروسازها و وجدان کاری پایین اونها شکایت و گله داریم.
مگه کسی آدمها رو مجبور کرده که جایی کار کنن؟ من اگه این قوانین با روحیات و شخصیتم سازگار نباشه که نیست میرم دنبال یه کار دیگه. به زور که ازم نخواستن تو این کارخونه کار کنم.
اینقدر بی انصاف نباشید. کیفیت محصولات این شرکت رو ببینید اون رو با محصولات شرکت های خودرو سازی مقایسه کنید تا متوجه تاثیر این قوانین سختگیرانه بشید.
عزیز جان وقتی حقوق این بنده خدا ها طبق قانون کار و بع کمترین میزان هست چرات بقیه چیز ها من در آوردی باید باشه ؟ مگه مملت بی صاحاب شده ؟؟؟؟؟
10 دقیقه دستشویی ؟
توی همین تهران هم از این جور کارفرماها و کارگاه ها هست که متاسفانه هیچ وقت دیده نمی شن.
هر زمان دیدید یک نفر در طرفای تبریز یک شبه معروف شد مطمعن باشید کاسه ای زیر نیم کاسه هست
از کجا معلوم که با کارگرهای کارخانه مصاحبه کرده باشید ؟
مردم خرید چسب هل را تحریم کنند تا ادب شوند
بهترین راه تحریم چسب هل است تا کارفرمایش دست از فرهنگ غضنفری برداشته و سر عقل بیاید.
یاد سریال بازداشتگاه کلدیس افتادم.
من قصد این را ندارم که از عمل این کارخانه دار دفاع کنم به نظر شما دلیل اینکه در ایران زمان کار مفید کم است چیست. چرا از سخت کیری و کار زیاد در کشور های دیگر خوشمان می آید ولی در ایران به آن عتراض می شود. آیا در مورد کار و شرایط کار و منابع انسانی اداره کار مقررات درستی دارد؟ آیا در جاهای دیگر کارها به نهو احسن انجام می شود. آیا در زمانهای گذشته نماز جماعت اجباری نبود؟
آقای ایرانی
در کشورهای دیگر به اندازه ی کاری که می کنند حقوق دریافت میکنند آیا برای اینهمه کار، حقوق ماهی نهصد تومن کافی ست؟ نکنه محله شما هم گوجه فرنگی ارزونه؟!
در ضمن ... نمازی که بخاطر ترس از بنده باشه نه خدا که نماز نیست، رفع تکلیفه
بک مشت ریا کار.
این کارفرمای محترم نشان میدهد که سیستم ارباب رعیتی ریشه دارتر از آن چیزی است که تصور می شود
عبادت از سر وحشت واسه عاشق عبادت نیست
پرستش راه تسکینه پرستیدن تجارت نیست
چشم آقای ربیعی روشن
همین کارگرها رو اگر آزاد بذاری دوست دارن صبح تا شب از زیر کار در برن!
کلاهتون رو بندازید هوا که تو این وانفسای بیکاری همین حقوق و کار رو هم دارید
برادر من کارگر با 960 تومن چی کار باید بکنه!؟
شما كه اين مقاله رو نوشتي چند تا كارخانه رو اداره كردي كه نظر ميدي ؟ اگر اين جوري نباشد كه سر دو ماه ورشكست ميكنه .... يكطرفه رفتن به قاضي آسان است ...
اینجاست که میگن، مدیریت یک علمه. بلد نیستی چرا ادای مدیرها رو در میاری.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.