رفتن به محتوای اصلی
آخرین خبرنفت دوباره در رالی صعود
4بازدید
۱۹۱

به اسم تعهد، متخصصان را فراری داده ایم؛ متعهدانمان را نیز فاسد کرده ایم!

در کشور ما کار در اختیار کاردان نیست. به اسم تعهد، متخصصان را از کشور دور کرده اند؛ به اسم انتخابات لیستی، اعضای یک گعده یا دورهمی هفتگی را به مجلس فرستاده اند؛ به اسم احراز صلاحیت، صاحبات تخصص و صلاحیت را کنار گذاشته اند؛ با تصاحب مناصب کشور توسط ژن های خوب، دانشجویان را از کشور مهاجرت داده اند و الی آخر.

به اسم تعهد، متخصصان را فراری داده ایم؛ متعهدانمان را نیز فاسد کرده ایم!

جدال بین تخصص و تعهد برای تصدی یک شغل، منصب یا پست ویژه، شاید فقط در ایران اتفاق افتاده باشد؛ جدالی که در این سالها برنده اسمی آن همواره تعهد بوده و تخصص در این جدال همواره بازنده بوده است؛ معنای ساده این عبارت آن است که اگر در هر رشته ای، فردی متخصص را متعهد ندانسته ایم، او را فراری داده ایم، اما افرادی را متعهد دانسته ایم، بدون توجه کامل به تخصصش، او را جذب بیت المال کرده ایم. به همین دلیل است که امروز هم مسئولان هم نوا با مردم فریاد می زنند، چرا کارها پیش نمی رود؟ مشکل کار کجاست؟ پرسش هایی که پاسخ تک جمله ای می طلبد؛ در این کشور، کار در دست کاردان نیست!

به گزارش «تابناک»؛ تعهد در معنای حداقلی اش، تمایل قلبی و اعتقادی برای تلاش و کوشش در جهت حفظ و تقویت نظام سیاسی و البته ایران به عنوان وطن ایرانیان است؛ به این معنا درصد بسیار کمی از ساکنان ایران را می توان یافت که علاقه قلبی برای حفظ و توسعه کشورشان نداشته باشند، ولی اینکه درصد بسیاری از ایرانیان هستند که نمی توانند خود را با تفکر و دیدگاه فلان مدیر، فلان مسئول و ... هماهنگ کنند، قابل تردید نیست. مشکل از همین جا شروع می شود. در خلال این سال ها بسیاری از مدیران کشور در همه حوزه ها و در همه سطوح، یا نظر شخصی خویش را رویکرد حاکم بر اداره کشور، تشخیص داده اند و هر کس خلاف نظرشان را بی تعهد نسبت به ایران و انقلاب تشخیص داده و از دخالت دادن در اداره امور کشور او را دور کرده اند، یا آنکه تفاسیر بسیاری بسته ای از انقلاب و ایران، در ذهنشان نقش بسته و در لباس دوست، کار دشمن را انجام داده اند و به جای همگرایی، واگرایی، مردم را نسبت به انقلاب و ایران تجویز کرده اند.

البته این بدان معنا نیست که همه مردم، نوع نگاه، سبک زندگی و شیوه مدیریتی، بسیاری از مسئولان و مدیران کشور را قبول دارند. اینگونه نیست؛ اما آیا مخالفت و یا انتقاد مردم به نوع و شیوه مدیریت مدیران، آنان را از داشتن تعهد ساقط می کند؟ آیا این مخالفت، بدین معناست که آنان با ایران و انقلاب اسلامی در بنیان آن مخالف هستند؟ آیا طیف کثیری از جوانانی که خارج از کشور مهاجرت می کنند، لزوما با انقلاب مخالفند؟ آیا تعداد زیادی از افرادی که در انتخابات های مختلف شرکت می کنند، اما صلاحیت شان احراز نمی شود، با ایران و نظام مخالف هستند؟

شاید بتوان گفت نوع «تعهد سنجی» که مسئولان از آن استفاده می کنند، اساسا مشکل دارد؛ آنان تعهد به کشور را کنار گذاشته و «تعهد به فرد» را جایگزین آن کرده اند. تعهد در کار را کنار گذاشته و «تعهد به تفکر سیاسی فرد» را جایگزین آن کرده اند. به همین دلیل، نهادها و ادارات در سطح مدیران مملو از افرادی هستند که ریزه خوار سفره تملق، نفر اول هستند؛ طبیعتا کارها پیش نمی رود، چون کسی نیست که بتواند کارها را انجام دهد.

اهل دانش و تخصص، مطالبه گری دارند و به فکری خلاقیت و نوآوری هستند. با محافظه کاری و رخوت میانه ای ندارند. کار کردن با آنان برای مدیرانی که کار بلد نیستند و ذهنی ایستا دارند، کار سختی نیست و کمتر دیده شده که مدیری در ایران کار آسان را رها کند و به دنبال انتخاب سخت تر برود؛ به ویژه که می داند در کشوری با صورت بندی رانتی زندگی می کند که پاسخ گویی و مسئولیت پذیری در آن وجود ندارد؛ بنابراین، به بهانه عدم تعهد، متخصصان را از اداره امور کشور دور می کند.

فرق یک متخصص با برخی افرادی که مسئولان کشور او را متعهد می نامند، گاهی در یک یا چند عدد ژن نهفته است. طبیعتا فرزند و نزدیکان یک مدیر که ژن آشنا به مدیر یک مجموعه دارند، تعهد بیشتری هم دارند، چون تعهد هم احتمالا با ژن منتقل می شود، به همین دلیل است که بسیار مشاهده می شود در نهادهایی بسیار تخصصی، ژن های کوچکتر مسئولان که ژن تعهد را به ارث برده اند، حکمرانی می کنند.

یک فرد متخصص با کارش خود را خیلی سریع اثبات می کند، یا توانایی انجام کاری را دارد و یا ندارد، سنجش او کار سختی نیست؛ اما فردی که به اسم تعهد صرف، منصبی را در اختیار می گیرد، تقریبا غیر ممکن است؛ تعهد واقعی او را به اعتقاداتش سنجید؛ زبان و دست و پای او شرایط زمان و مکان را خوب تشخیص دهد، موفقیت همنشین او خواهد بود؛ اما تعهد به کار را چون طبیعتا تخصصی ندارد، نمی تواند انجام دهد. لذا قرار گرفتن فردی غیر متخصص، اما اصطلاحا متعهد در منصبی، او را هم فاسد می کند، چون کار را بلد نیست، ناچار است باج دهد، افرادی متملق را دور خودش جمع کند و اگر هم تعهدی واقعا داشته، آن را هم بر فنا دهد تا کم کاریش را بپوشانند.

مطالب گفته شده، صرفا به این خاطر بود که بگوییم دلیل اینکه نماینده مجلس فریاد می زند که به روح رسول الله مردمی ناراضی هستند، چیست. اینکه معاون اول رئیس جمهور از فساد ساختاری و عدم اداره کشور به شکل بهینه می گوید، دلیلش چیست؛ اینکه عضو شورای شهر نمی داند برای آلودگی هوا باید چه کند و از مردم می خواهد راه حلش شان را بگوید، چیست.

فقط یک جمله پاسخ همه این پرسش هاست. در کشور ما کار در اختیار کاردان نیست؛ به اسم تعهد، متخصصان را از کشور دور کرده اند. به اسم انتخابات لیستی، اعضای یک گعده یا دورهمی هفتگی را به مجلس فرستاده اند. به اسم احراز صلاحیت، صاحبان تخصص و صلاحیت را کنار گذاشته اند. با تصاحب مناصب کشور توسط ژنهای خوب، دانشجویان را از کشور مهاجرت داده اند و الی آخر... فقط در سال 95 ، 180 هزار فارغ التحصیل دانشگاهی از این کشور مهاجرت کرده اند!

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

محمد مهدی زمانی۱۳۹۶/۱۰/۰۳ ۱۴:۱۹

مدتهاست که اهالی فن و حتی مردم عادی نیز بر این نکته تاکید دارند وخدا میداند بابت این قضیه چه لطمات بزرگی به ساختارهای کشور وارد شده است. خدا را شکر بالاخره این موضوع از یک رسانه عمومی به خوبی بیان شد و نویسنده آن که مطلب را بیان نمودند و دست اندرکاران سایت تابناک که اجازه انتشار مگوها را دادند جای بسیار تشکر و سپاس دارد. امیدواریم این روند تغییر نماید چون در غیر اینصورت قطعا روزهای بدتری در انتظار کشور عزیزمان خواهد بود.

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۳ ۱۳:۱۳

تابناک شما که نظر صحیح مردم را منتشر نمی کنی
این بساط دروغت را جمع کن یا مردانگی کن و همه
نظرات را منتشر کن

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۳ ۱۲:۴۹

شرایطشو داشتم منم از اینجا فرار میکردم

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۳ ۱۱:۱۷

عالی عالی عالی بسیار عالی!! اتفاقا حدود ده سال پیش من در یک جلسه خانوادگی با یکی از مدیران رده بالا که اتفاقی در اون جمع فامیلی همدیگه رو دیده بودیم و من یه جوان 23 ساله بودم و ایشون یکی از عصاره های انقلاب!! و مدیران ارشد نفتی ،سر همین موضوع بحث میکردیم و من میگفتم که مشکل اصلی مملکت ما ملاک قرار دادن تعهد به جای تخصصه و معیاری برای سنجش تعهد نداریم و این باعث فراگیر شدن تظاهر و ریاکاری و به حاشیه رفتن مملکت خواهد شد چه بسا یک زمانی تو همین مملکت داشتن ریش ملاکی برای گرفتن مسئولیت بود ولی ایشون به هیچ عنوان قبول نمیکردن و اصرارداشتن که یه مدیر خوب باید متعهد باشد مثل خودشون!!!!

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۳ ۱۰:۱۵

"جدال بین تخصص و تعهد برای تصدی یک شغل، منصب یا پست ویژه، شاید فقط در ایران اتفاق افتاده باشد" لطفاًً تصحیح کنید. در اتحاد شوروی نیز این مشکل وجود داشت.

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۳ ۰۹:۲۷

هیچ کدام از اینها نیسیت رانت و مافیاست و رابطه داشتن با این گروه که باعث میشه شخص پست بگیرد خنده داره کسی اگه واقعا تعهد داشته نباید شغلی را اشغال کنه که در آن تخصص نداره

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۳ ۰۹:۲۳

هر متعهدی که بدون تخصص پست و مقامی را می پذیرد قطعا فاسد است

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۳ ۰۸:۳۱

دليلش خيلي ساده هستش عزيزم

با تظاهر ميشه متعهد شد ولي متخصص نه!!

بنابراين اغلب راه ساده را انتخاب ميكنن

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۳ ۰۸:۲۱

مهندس جان می تونی بگی چندتا ساختمان شناسنامه فنی دار توی زلزله کرمنشاه خراب شدند وچرا

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۳ ۰۸:۰۲

تابناک ..تو میدانی چطور مردم را تخلیه روحی وروانی بکنید حتما صدهها نفر روانشانس داری کمک میگیری ...تا مردم منفجر نشوند .....راه را باز کگاشتی که هرچه مردم در دلشان است بیرون بریزند . و سرگرم و دل خوش باشند .شما هم کار خودتان را بکنید .فکر نکنی که ما نمی دانیم ....کاری از دستمان بر نمی اید

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۳ ۰۷:۰۵

متعهد و متخصص مسئله اصلی نیست. مسئله اصلی باند بازی و رکود و مدیران فرسوده است که باعث مهاجرت می شود.
این دولت برای مطالعه همه چیز را متوقف نموده و بدون جایگزین مناسب رها می نماید. مانند طرح ایران کد، ارسال ماهواره، طرح های عمرانی نظیر سد سازی و...کشتی سازی ، کاهش اولیه 85 در صدی بودجه نظامی که باعث کاهش شدید همکاری دانشگاه ها و وزارت دفاع گردید. جایگزینی پیمانکاران داخلی پروژه های نفت و گاز و پتروشیمی با خارجی ها به بهانه جذب سرمایه و انتقال تکنولوژی، توقف پروژه تولید هواپیما و غیره. توقف پروژه های هسته ای
در نتیجه عملا متخصصین ایرانی بیکار شده و مجبور به مهاجرت می شوند. ممکن است بعضی ابتدا در ایران به استخدام غربی ها در آیند. ولی در پایان پروژه در ایران همراه آنها می روند

مهدی خواجه ملکی۱۳۹۶/۱۰/۰۳ ۰۴:۰۷

دستگاهها و نهادهاتقریباً نه نه تعهد اهمیتی میدهد ونه و به تخصص . سیستم کشور اتوبوسی است . هرکس مسئول یک دستگاه یا نهادی می شود باند خود را سرکار می آورد .

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۳ ۰۰:۴۸

تابناك ديگه دارى شورش را در ميارى، بس كن، يا ما اتش به اختيار برخرد خاهيم كرد

سید۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۲۳:۵۴

دلتون خوشه خیلی وضعمان بدتر از اینهاست من دانشجوی دکترا و کترمند یک وزارت خانه در تهران به چشم خود خرید و فروش پست را دیده ام....

امید۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۲۳:۱۶

تابناک فساد در ایران ریشه کرده و نمیشه درست بشه میدونی چرا چون فساد جز فرهنگ و رسوم ما ایرانیان شده زمانی درست میشه که همه ما منقرض بشیم و نسل جدید بیاد همین خبرگزاری تابناک نگاه کن همه با واسطه و رابطه سر کار اومدن قصد بی احترامی به تابناک ندارم این یه واقعیت در تمام ارگانهای کشور هست

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۲۳:۰۴

معمولا رفتار متخصصان حرفه اي تر يا به عبارت ديگر متعهدانه تر است، پدر بزرگ بنده انسان بسيار معتقدي هستند آيا درست است كه مديريت يك بخش تخصصي را بر عهده بگيرند؟ متاسفانه اگر در پست هاي بالاتر متخصص ها وجود نداشته باشند اعتقاد يا درك از اهميت تخصص در لايه هاي پايين تر را هم ندارند.

سیامک۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۲۲:۱۷

جانا سخن از زبان ما می گویی

عبدالله۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۲۲:۱۴

سهم شما در این عمل چقدر بود؟ از خودتان انتقاد نمی کنید؟

نادر۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۲۲:۱۳

ساختار فعلی قانون در ایران طوری هست که مجبور به استفاده از افراد متعهد به جای متخصص هستیم.

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۲۲:۰۳

چرا نویسنده مشخص نیست؟

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۲۲:۰۱

خوب درد را می دانیم .... درمان چیست ؟

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۲۱:۰۵

اقا من با مدرک پی اچ دی از یکی از بهترین دانشگاه های دنیا در سوییس برگشتم ایران برای خدمت و عضویت هیات علمی. هم گروه تایید علمی کرد و هم دانشکده، ولی معاون اموزشی دانشگاه درخواست رو به دلایل نامعلوم رد کرد. منم اومدم امریکا و‌گفتم خلایق هر چه لایق. در صورت درخواست میتونم اسم کسانی که پشت سر این تصمیم بودن رو منتشر کنم.

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۲۰:۴۳

دیر متوجه این مطلب شدی تابناک جان. دیگه کار از کار گذشته.

زیبا احمدپور از تبریز۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۲۰:۱۴

بریم دانمارک مجله علمی بزنیم خخخ

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۲۰:۰۲

بیایید توی پ م ببینید چخبره و چه سمتهایی رو به چه کسایی میدن که یروز هم سابقشو نداشتن.آخرشم با کلی داستان و تخلف کنار گذاشته میشن

حمید خان۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۹:۲۹

یکی دیگر از موارد بی تخصصی و ندانم به کاری آقایان فراهم کردن فرصت های شغلی برای اتباع افغان به قیمت بیکاری مردم و حدر دادن همین مقدار محدود منابع ایران و سهیم شدن آن با بیگانگان نظیر امکانات آموزش و پرورش - وزارت علوم - صنعت و غیره است. اخیرآ هم که مدارس را ملزم به ثبت نام این افراد کرده اند در صورتی که آموزش و پرورش بودجه ندارد در بعضی مناطق از ایران مدرسه بسازد و یا در بعضی مدارس دستشویی بسازد . بتازگی هم که در تلویزیون چقدر تبلیغ برای این حضرات میکنند
براستی که ما در سراشیبی سقوط قرار گرفته ایم

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۹:۲۸

حقیقتا از خواندن این مقاله هم بسیار لذت بردم و هم قلبم درد اومد ،بسیار زیبا و کاملا کارشناسانه بیان فرمودید اما مسئولان کشور اگر گوش شان بدهکار این حرفا بود اوضاع کشور ثروتمندی چون ایران عزیز قطعا اینجور نبود.

رضا۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۹:۰۴

با عرض معذرت از نویسنده مقاله و دیگر دوستان، بنده اصلا این مقاله را قبول ندارم و بیشتر عوام فریبانه میدانم، از نظر بنده مشکل اصلی (توجه کنید اصلی)مملکت ما کمبود تخصص و تعهد نبوده و نسیت، مشکل نوع نگاه ما به سیاستهای داخلی، خارجی، اهداف و استراتژی کلان کشور است، تخصص و تعهد چه حرفی برای گفتن دارد، مشخص است که تخصص باید در جهت این نگاه و اهداف باشد، وقتی قرار است سرمایه های کشور صرف ساخت بیمارستان و مدرسه و ساخت خانه های خراب شده در جنگ البنان شود، متخصص و متعهد چه نقشی دارد، فرض کنیم هم تعهد باشد و هم تخصص، و برایند بشود سرمایه، اینجاست که سیاستهای کلان کشور مشخص میکند که این سرمایه کجا هزینه شود، با عرض معذرت از مقاله نویس و دیگر هموطنان، به عقیده بنده این مقاله خیلی ساده لوحانه نوشته شده است مشکل ریشه ایی تر از این موضوعات است.
دوستانی که کمی سنشان بالاست و اوایل انقلاب را اگر بخاطر داشته باشند بیاد می اورند که هم متخصص بود هم متعهد بود و هم سرمایه عظیم، وقتی اهداف کلان اشتباه باشد داشتن و یا نداشتن تخصص و تعهد فرقی ندارد.
«تابناک جان ننویس اگر مینویسی درست و ریشه ای بنویس»

صادق۱۳۹۶/۱۰/۰۳ ۱۱:۲۵

من هم با این نظر دوستمان موافقم باید رویکردهای اداره کشور درست باشد کشور را کسانی هدایت می کنند که راهها را نشان ی دهند. ضمن اینکه بعد از 40 سال تازه بعضیا فهمیند که تخصص مهمتر از تعهد است ... دیر از خواب پاشدی عمو سیل همه چی را برده

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۸:۵۸

تابناک این نوشته های بدون پشتوانه عملی هیچ فایده ای نداره.

علی۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۸:۵۴

حقیقتا حق مطلب را بیان فرمودید، این سخن دل میشه گفت همه مردم است اما کو گوش شنوا ،همه کسانی که این روش رو در جذب مدیران ارشد و کلان کشور و حتی در سطوح پایین تر نقش داشته اند که البته بصورت سیستماتیک بوده باید این اوضاع نابسامان و ورشکسته کشور رو پاسخگو باشند

مهدی۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۸:۴۱

مهم اینه تعهد به چی
این یعنی شکست فرایند توسعه

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۸:۴۱

اين مقاله و تابناك . من كه باور نمي كنم . فكر كنم كا سه اي زير نيم كاسه است .

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۸:۳۷

تابناک: کفگیر به ته دیگ خورده حالا نوبت متخصصان است که بیایند سر سفرۀ خالی!

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۸:۲۵

درزمان گذشته كه به قول نويسنده حاكميت مختصصان دركشور بود مريض را براى مداوا بخارج ميفرستاديم سد را خارجى ها مبساختند اتوبان تهران تاكرج برجهاى مسكونى شهرك غرب وهركارى كه دركشور مى شد توسط كارشناسان خارجى انجام ميشد تمام مراحل نفت وگازماهم از اكتشاف بگير تا استخراج وتصفيه توسط خارجى ها انجام ميشد درارتش هم وصعيت از اين بدتر بود وقتى كشور متخصص نداشت چگونه فرار كردند لطفا بفرماييد اين افراد كرده به خارج به چه كارى مشغولند از نظر نويسنده مقاله سردار قاسم سليمانى كه پوزه متخصصين غرب را بخاك ذلت ماليد چگونه فردى است متخصص متعهد

یک کم ایمانش مانده۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۷:۵۸

چه شده این مطالب را می گویید اینها مطالبی است که بیست سال قبل دانشجوها و مردم می گفتند

بابک۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۷:۵۱

من و دو نفر از دوستان که در یک رشته خاص فوق تخصص و سابقه 25 ساله داریم در مطالعات و عقد قرارداد یک پروژه در استان خوزستان همکاری داشتیم و با بهترین شرایط قرارداد را با یک شرکت چینی عقد نمودیم ولی در کمال تعجب با شروع پروژه از فرایند حذف شدیم و مدیریت پروژه به یک دوست بسیار با تعهد واگذار شد که بالاترین افتخار ایشان این بود که در لیست حقوق اکثرا لقبی دارند....!!!!!!!! و امروز سه سال از زمان تعیین شده برای راه اندازی گذشته و خبری از راه اندازی نیست و تا کنون چند برابر بودجه هم مصرف شده است و پروژه از اقتصادی بودن افتاده و 250 نفری هم که قرار بود به طور مستقیم مشغول به کار شوند کماکان بیکار هستند. این پروزه حدود 20 میلیون دلار بوده و جالب اینکه اخیرا مطلع شدم یک پروژه 2 میلیارد دلاری هم به دوست متعهدمان واگذار شده است

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۷:۴۰

دیگه مهم نیست. ما در سراشیب قرار گرفته ایم. نشانه های ان به وضوع پیداست

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۷:۳۹

مسئولان رده بالا توسط شورای نگهبان انتخاب می شوند و انها نیز مدیران میانی را انتخاب می کنند .
از شورای نگهبان تا حالا همه جور حرف و سخنی شنیده ایم اما خدا وکیلی تا الان کسی یک کلمه از تخصص و دانش شنیده است ؟
کسی تا حالا شنیده که شورای نگهبان نسبت به دانش و تخصص کسی ایراد بگیرد ؟

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۷:۳۰

جناب تابناک ملت ایران سالهاست اینا را میدانند به نظرم وظیفه شما هم شده گفتار درمانی دوصد گفته چون نیم کردار نیست

جواني۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۷:۲۷

به نظرم :
1- كسانيكه متخصص به معناي واقعي هستن عموما متعهد نيز هستند.
2- كسانيكه متعهد واقعي هستند هم قطعا از پذيريش مناصبي كه در ان تخصصي ندارند پرهيز ميكنند.
نتيجه گيري:
در اين كشور كارها را نه به دست متخصصين سپرده ايم نه متعهدين!!!!

همدرد۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۷:۲۷

اول تشکر از این دست مقالات و ابتکارات (بمانند نظرسنجی اخیر) نویسندگان و سردبیر اهل درد و آگاهتان. من یکی از آن مهاجرت کرده ها هستم (البته ظاهرا سال 94، 180 هزار مهاجرت کردند) که عاشق کشورم و بخصوص اقتدار نیروهای «جانبرکف» نظامیش و افتخاراتشون هستم، نیروهایی که فقط به وظیفه الهی خودشان عمل میکنند و آلوده ثروت اندوزی نشدند!! در بین مسوولین متاسفانه ثروت اندوزی بسیار شایع شده. تابستان بشخصه زمانیکه بتنهایی و نامحسوس در نمازخانه در بیمارستانی در شمال تهران بودم اتفاقی شنونده مکالمه تلفنی در راهرو نماینده مجلسی بودم (نماینده یکی از شهرهای استانهای شمالغرب که دیدم بعنوان مستقل کاندید شده بودن، اسم محفوظ) که وقیحانه به دوست سیاسی پشت خطش توصیه میکرد که "پست «فرمانداری» بدرد نمیخوره مگه قبلا نبودم؟! پول توش نیست فقط صندلیه و اسم و زحمت... اگر الان بهم بگن بیا فرماندار تهران شو من نمیرم"!!!! متاسفانه اگر کارگروههای جدی مبارزه با فساد و برگرداندن اعتماد عمومی تشکیل نشود وضعیت افکار عموم بسیار خطرناک است و چه بسا همه آن افتخارات زا به تاریخ بسپارد!البته مردم باید بدانند که وقتی در رای دهی دقت نکنند به مسکلات افزوده میشود از ماست که برماست.

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۷:۲۶

تابناک چند ماهه! به صورت تابلویی یسری حرفهای عیان اما مگو! را میزنی!
اگر چه چهل سال دیر گفتی ولی اکی حرفت درست. کی میخوای استارت بزنی!؟؟

Allianz۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۷:۲۵

فقط دستمال یزدی و لاغیر

نیما۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۷:۲۱

بهترین مطلبی که تو یه دهه اخیر تو تابناک دیدم همین بود. ممنون

چه جوانان و متخصصینی که به خاطر مثل عدم تعهد در مصاحبه ها رد شدن و کسانی جایگزین شدن که فقط ریاکاری کردن و چون با ریا وارد شدن با ریا هم ادامه دادن و موفق هم شدن.
موفق شدن مملکت رو به باد بدن.

بخدا قسم موضوع زیر عین واقعیته:
قرار بود جوانی رو استخدام کنیم که لازم بود با مکانیک خودرو و شهر تهران آشنایی خوبی داشته باشه. من با این جوان مصاحبه کردم و از نظر فنی کاملا مسلط و شهر تهران رو به واسطه دو سال کار در آژانس مثل کف دست میشناخت.
معرفیش کردم به کمیته جذب ، اونجا ایشون رو رد کردن به دلیل اینکه ازش پرسیدن بودن نماز میخواند و ایشون با صداقت گفته بود نه.
نه اینکه اونایی که استخدام شده بودن همه نماز میخواندن نه ، 90 درصد اونها فقط دروغ میگفتن.

جوان۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۷:۱۸

خيلي كوتاه
كار نه دست متعهد است نه متخصص!!!

Allianz۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۷:۱۳

متاسفانه عین واقعیت را گفتی

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۷:۱۲

تو فیلمهای خارجی میبینیم وقتی زیر دستان مدیری کارشان را خوب انجام میدهتد ریس یا مدیران خوشحال میشن و میگن حالا با خیال راحت میتونم مسافرت برم چون همه امور بخوبی انجام میشه.ولی من یادمه تو اداره ای که بودم وقتی خودم کارمو بنحو احسن انجام میدادم مدیر مربوطه ناراحت میشد اونموقع تعجب میکردم ولی بعدها دوزاریم افتاد الانم مثل خیلیهای دیگه منم از کار بیکار شدم.

ﻣﺤﻤﺪ۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۷:۱۱

ﻣﻴﮕﻦ ﻣﺎﺑﻌﺪ ﻭﻧﺰﻭﺋﻼ ﻭ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﺍﺭﺯﺍﻥ ﺗﺮﻳﻦ ﺑﻨﺰﻳﻦ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻳﻢ. ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ ﺑﻨﺰﻳﻦ ﺍﺭﺯﺍﻥ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻧﻤﻴﺎﻭﺭﺩ.ﻣﻦ ﻣﻲ~ﺭﺳﻢ ﺁﻳﺎ ﺑﻨﺰﻳﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﻴﻤﺖ ﺟﻬﺎﻧﻰ ~ﻭﻝ ﺑﺪﻫﻴﻢ ﻭ ﺧﻮﺩﺭﻭ ﺭﺍ ﺑﻴﺴﺖ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻗﻴﻤﺖ ﺟﻬﺎﻧﻰ؟ﻧﻪ ﻣﺎ ﻟﻴﺎﻗﺖ ﻣﺪﻳﺮ ﺧﻮﺏ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ ﭼﻮﻥ ﻟﻴﺎﻗﺖ ﻣﺎ ~ﺭﺍﻳﺪ ﺍﺳﺖ.ﺑﻪ ﺭﻭﺣﺎﻧﻰ ﺭﺍﻯ ﻧﺪﺍﺩﻳﻢ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﺑﻮﺩﺟﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ ﺑﺎ ﻓﺮﺍﻓﮑﻨﻰ ﺍﺯ ﺷﻨﻮﺩ ﻭ ﺩﺍﺷﺠﻮﻯ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺩﺍﺭ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﺪ.

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۷:۱۰

دو ساله لیست به قول تو گعده اومده دوازده سال هم دست گعده اصولگراها و رفقای شما بود چه کردند؟

ناشناس۱۳۹۶/۱۰/۰۲ ۱۷:۰۷

تابناک برای اولین بار تیتر زیبایت به دلم نشست.
جانا سخن زبان ما میگوئی، و این دل سوخته با خواندن این مطالب بارها در درون خود گریست.
این درد عمیق کشور من است که کار را به دست کاردان نمیدهند.
الان در شرکتی کار میکنم که نامش بلند آوازه است به اسم مپنا.
مپنا را فرزندان این مرز و بوم با جان و دل ساختند و وقتی درخت تنومندش به بار نشست متاسفانه از جائی دیگر و از شرکت آب نیرو و توسط آقای احمدی نژاد مدیران ناموفق حوزه ی آب کشور را به مپنا سرازیر کردند و الان این مدیران که آب کشور را به مرز فلاکت رسانده اند آمده اند و مثل ..... به جان مپنا افتاده و ما قدیمی های مپنا در کنجی خون و دل میخوریم.
آقائی یکراست آمده و مدیر ........ شده است از نارمک با پژو پارس آمده بود الان بعد از 6 سال با لندکروز 700 میلیونی و به پنت هاوس 8 میلیاردی تشریف میبرد؟؟؟
آقائی از آب نیرو بازنشسته شده و یکراست آمده در مپنا و حقوق آنچنانی میگیرد و صحبت از اخراج 2000 نفر در سال بعد میکند و وجدانش راحت است که حقوق بازنشستگی و حقوق مپنا را میگیرد و برای دیدار جگرگوشه هایش در آمریکا هر سال تشریف میبرد.
وای درد دل آنقدر زیاد است که دیگر توان گفتنش نیست و باید فقط از این مرز و بوم دررفت به کجا؟ نمیدانم ولی دیگر جای ماندن نیست.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.