آخرین خبرکشف ۶۱۳ تن گندم احتکار شده در سیستان و بلوچستان
15بازدید

محرم در آينه شعر معاصر فارسي

شعري از عليرضا قزوه درباره امام حسين(ع)

فارس: عليرضا قزوه غزلي را با نام «خون خدا» در رثاي سومين امام شيعيان جهان سروده است.

نمي‌دانم تو را در ابر ديدم يا كجا ديدم
به هر جايي كه رو كردم فقط روي تو را ديدم

تو را در مثنوي، در ني، تو را در‌ هاي و هو، در هي
تو را در بند بند ناله‌هاي بي‌صدا ديدم

تو مانند ترنم، مثل گل، عين غزل بودي
تو را شكل توسل، مثل ندبه، چون دعا ديدم

دوباره ليلة القدر آمد و شوريدگي‌هايم
تب شعر و غزل گل كرد و شور نينوا ديدم

شب موييدن شب آمد و موييدن شاعر
شكستم در خودم از بس كه باران بلا ديدم

صدايت كردم و آيينه‌ها تابيد در چشمم
نگاهم را به دالان بهشتي تازه وا ديدم

نگاهم كردي و باران يك ريز غزل آمد
نگاهت كردم و رنگين كماني از خدا ديدم

تو را در شمع‌ها، قنديل‌ها، در عود، در اسپند
دلم را پَرزنان در حلقه پروانه‌ها ديدم

تو را پيچيده در خون، در حرير ظهر عاشورا
تو را در واژه‌هاي سبز رنگ ربنا ديدم

تو را در آبشار وحي جبرائيل و ميكائيل
تو را يك ظهر زخمي در زمين كربلا ديدم

تو را ديدم كه مي‌چرخيد گردت خانه كعبه
خدا را در حرم گم كرده بودم، در شما ديدم

شبيه سايه تو كعبه دنبالت به راه افتاد
تو حج بودي، تو را هم مروه ديدم، هم صفا ديدم

شب تنهاي عاشورا و اشباحي كه گم گشتند
تو را در آن شب تاريك، «مصباح الهدي» ديدم

در اوج كبر و در اوج رياي شام ـ ‌اي كعبه ـ
تو را هم شانه و هم شان كوي كبريا ديدم

دمي كه اسب‌ها بر پيكر تو تاخت آوردند
تو را‌ اي بي‌كفن، در كسوت آل عبا ديدم

دليل مرتضي! شبه پيمبر! گريه زهرا(س)
تو را محكمترين تفسير راز «انّما» ديدم

هجوم نيزه‌ها بود و قنوت مهربان تو
تو را در موج موج ربنا در «آتنا» ديدم

تو را ديدم كه داري دست در دستان ابراهيم
تو را با داغ حيدر، كوچه كوچه، پا به پا ديدم

تو را هر روز با ‌اندوه ابراهيم، همسايه
تو را با حلق اسماعيل، هر شب همصدا ديدم

همان شب كه سرت بر نيزه‌ها قرآن تلاوت كرد
تو را در دامن زهرا(س) و دوش مصطفي(ص) ديدم

تنور خولي و تنهايي خورشيد در غربت
تو را در چاه حيدر همنواي مرتضي ديدم

سرت بر نيزه قرآن خواند و جبرائيل حيران ماند
و من از كربلا تا شام را غار حرا ديدم

به يحيي و سياوش جلوه مي‌بخشد گل خونت
تو را ‌اي صبح صادق با امام مجتبي(ع) ديدم

تو را دلتنگ در دلتنگي شامي غريبانه
تو را بي‌تاب در بي‌تابي طشت طلا ديدم

شكستم در قصيده، در غزل، ‌اي جان شور و شعر
تو را وقتي كه در فرياد «ادرك يا اخا» ديدم

تمام راه را بر نيزه‌ها با پاي سر رفتي
به غيرت پا به پاي زينب كبري(س) تو را ديدم

دل و دست از پليدي‌هاي اين دنيا شبي شستم
كه خونت را حناي دست مشتي بي حيا ديدم

چنان فواره زد خون تو تا منظومه‎ي شمسي
كه از خورشيد هم خون رشيدت را فرا ديدم

مصيبت ماند و حيرت ماند و غربت ماند و عشق تو
ولا را در بلا جستم، بلا را در ولا ديدم

تصور از تفكر ماند و خون تو تداوم يافت
تو را خون خدا، خون خدا، خون خدا ديدم

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۸۸/۰۹/۲۸ ۱۱:۱۷

اجرت با اقا امام حسين

ناشناس۱۳۸۸/۰۹/۲۸ ۱۱:۱۶

الحق شعر زيبايي بود....جناب آقاي عليرضا قزوه....طيب الله .....

ناشناس۱۳۸۸/۰۹/۲۸ ۱۰:۴۳

بسیار زیبا بود

طیب الله

ناشناس۱۳۸۸/۰۹/۲۸ ۱۰:۲۲

جبرائيل حيران ماند - مگر شما جبرئیل را دیده اید ؟؟؟ بعد چرا آورنده وحی از خواندن قرآن حیران بماند.
خدا را در حرم گم كرده بودم، در شما ديدم
پس دیگر حج نرویم چون خدا در خانه خود هم تجلی ندارد و ما را بی جهت به آنجا دعوت کرده ؟؟؟؟ یا تو حج بودی یعنی چه؟؟؟

ناشناس۱۳۸۸/۰۹/۲۸ ۱۰:۰۹

به نظر این حقیر (به هر جايي كه رو كردم فقط روي تو را ديدم) غلو است خداوند همه را به ویژه من گنه کار را به شناخت صحیح اهل بیت که تنها نشانه آن دوری از گناه و کسب رضای خدا و خدمت خالصانه به خلق خدا برای رضای خدا است راهنمائی و راهبری فرماید.

ناشناس۱۳۸۸/۰۹/۲۸ ۰۹:۴۵

بسيار شعر زيبايي بود واقعا خيلي قشنگ بود و از انواع آرايه هاي ادبي داشت.

ناشناس۱۳۸۸/۰۹/۲۸ ۰۹:۴۰

با تشکر ازآقای قزوه و غزل زیبایشان، اگر از ایشان اشعار بیشتری در سایت بگذارید تا در مراسمات ماه محرم و صفر استفاده شود ثوابش را تقدیم شما و شاعر آن مینمایم

ناشناس۱۳۸۸/۰۹/۲۸ ۰۹:۲۶

خداوندا این شاعرگرانمایه راسوز مضاعف عطا کن.آمین ضمنا بیبت 14مصرع اول احتمالاکلمه ای ازقلم افتاده است.

ناشناس۱۳۸۸/۰۹/۲۸ ۰۹:۱۲

خداوند به همه عاشقان اهل بيت سلامتيعنايت فرمايد و اين شعر زيبا را همچون عبادت ذخيره آخرت براي شما قرار دهد

ناشناس۱۳۸۸/۰۹/۲۸ ۰۹:۰۶

خداوند به همه عاشقان اهل بيت سلامتيعنايت فرمايد و اين شعر زيبا را همچون عبادت ذخيره آخرت براي شما قرار دهد

ناشناس۱۳۸۸/۰۹/۲۸ ۰۹:۰۵

به سوگت ای شهید شاهد حق گو
نه دنیا را که عقبا را همه اندر عزا دیدم
کلامت سبز بود و یک قیامت در قیام تو
مقام عشق، عطرآگین به عطر نینوا دیدم

ناشناس۱۳۸۸/۰۹/۲۸ ۰۸:۵۱

زیبایی این شعر به این دلیل است که جوهر قلمش اشک چشم بوده و آهنگ آن سوز دل .انشاء الله که مقبول سید الشهدا قرار گیرد.

ناشناس۱۳۸۸/۰۹/۲۸ ۰۸:۴۵

بسيار زيبا بود.ممنون.

ناشناس۱۳۸۸/۰۹/۲۷ ۲۲:۲۴

قشنگ بود . آفرین

ناشناس۱۳۸۸/۰۹/۲۷ ۲۲:۲۴

آجرکم الله.انشاءالله.

ناشناس۱۳۸۸/۰۹/۲۷ ۲۱:۴۹

خیلی خوب بود.بینظیر بود...فقط کاش بجای بر دامن زهرا،در دامن زهرا گفته شده بود.چون "بر" با دوش بکار نمیرود

ناشناس۱۳۸۸/۰۹/۲۷ ۲۱:۱۲

شعر زیبایی بود ولی‌ به روانی‌ و تاثیر گذاری اشعار دیگر ایشان نبود.

ناشناس۱۳۸۸/۰۹/۲۷ ۲۰:۳۶

سلام شعر خوبي بود ممنون

ناشناس۱۳۸۸/۰۹/۲۷ ۲۰:۲۰

سلام
دمش گرم

ناشناس۱۳۸۸/۰۹/۲۷ ۲۰:۱۴

السلام عليك يا ابا عبدالله
بسيار بسيار عالي بود

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.