چرا مسئولین ایران برخلاف ورزشکاران پس از ناکامی گریه نمیکنند؟!
چرا آخرین باری که یک مسئول فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و حتی ورزشی در مقابل دیدگان مردم گریست، به خاطر نمیآوریم؟! چرا شرمندگی را در چهره هیچ کارگزاری پس از آنکه ایران در حوزههای مسئولیت محول شده به آنها، جایگاه برتر در خاورمیانه را نیز به دست نیاورد، نمیبینیم؟!

بسیاری از قهرمانان ایران در بازی های آسیایی پس از نایب قهرمانی و به دست نیاوردن خوشرنگترین نشان این بازی ها، با چشمانی اشکآلود میدان را ترک کردند، مقابل دوربین خبرنگاران حاضر شدند و با حالی دگرگون که نشانی از شادی در آن پیدا نبود، از مردم خواستند آنها را ببخشند؛ اما چرا صرفاً ورزشکاران این حالت را دارند و دیگر کارگزاران و متولیان امر در عرصههای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی پس از شکست در کسب موفقیتِ مورد انتظار نمیگریند؟!
«تابناک»؛ مهدی خرمدل ـ شماری از ورزشکاران کشورمان در بازی های آسیایی اندونزی نشان نقره به دست آوردند و نایب قهرمان شدند؛ اما پس از این موفقیت گریستند. در میان قهرمانان، اشکهای الهه و شهربانو منصوریان، خواهران تیم ملی سانشو ایران به واسطه آنکه افکارعمومی با عقبه ایشان آشنایی بیشتری دارند، مورد توجه بیشتری قرار گرفت؛ پرسشی که مطرح میشود این که چرا قهرمانان اساساً پس از ایستادن بر سکوی دوم آسیا گریه میکنند و حتی برخی ورزشکاران از عدم قهرمانی ابراز شرمندگی میکنند؟!
شاید بخشی از این عذرخواهی از مردم، به دلیل هزینههایی است که کشور برای تربیت بدنی و آمادهسازی ورزشکار ملیپوش برای قهرمانی در بالاترین عرصهها انجام داده است، باشد؛ شاید بخشی از این عذرخواهی به واسطه این است که قهرمان تصور میکند اگر دیگر نفرات رقیب به جای او پیراهن تیم ملی را بر تن میکردند، ممکن بود بتوانند قهرمان شوند و آنها نتوانستهاند در حد مسئولیتی که به آنها واگذار شده، توقعات را برآورده کنند!
با این حال، حتماً مهمترین دلیل جاری شدنِ اشکها، انفجار احساسات پس از ناکامی در دستیابی به بالاترین نقطه است که برای رسیدن به آن نقطه کوششی سخت و جانکاه شده است. ورزشکارانی در این سطح، چندین سال اردوهای آمادگی، چندین مسابقه تدارکاتی و مسابقات انتخابی تیم ملی که با دوری از خانواده همراه بوده را پشت سر گذاشتهاند تا فقط در چند ثانیه تاریخساز باشند و برای خود و ملتشان افتخارآفرین شوند. وقتی چنین تلاشی در عقبه یک رویداد باشد، نه برای ناکامی، بلکه برای نایب قهرمانی آسیا سیر گریه میکنید.
بخش دیگری از این اشک و آه نیز متأثر از این موقعیت است که قهرمانان، دوره زمانی کوتاهی برای درخشش دارند و به سرعت یا ترکیب تیم ملی خط میخورند و آنهایی که رکوردهای بهتری دارند، جایگزین میشوند و یا اساساً دوره قهرمانیشان به پایان میرسد و باید چهارگوشه میدان را ببوسند و دستکشها را بیاویزند. وقتی فرصتهای قهرمانی بسیار اندک باشد و شاید هیچگاه دیگر میدانی در اختیار نماینده ایران قرار نگیرد، طبیعتاً پس از عدم قهرمانی با وجود آن همه کوشش چهره ملیپوش ایران رنگ شادی به خود نمیبیند.
اکنون باید پرسید، چرا هیچ مسئولی سخن از برتری ایران در فرهنگ، اقتصاد و سیاست بر زبان نمیآورد؟ چرا هیچ کارگزاری پس از ناکامی در عرصهای که عنانش به او سپرده شده بود، گریه نمیکند و از مردم عذرخواهی نمیکند؟ چرا اساساً سخن از برتری ایران به میان نمیآید و کمترین پیشرفت با منت به مردم ارائه میشود؟ چرا آخرین بار که یک مسئول فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و حتی ورزشی در مقابل دیدگان مردم گریست، به یاد نمیآوریم؟ چرا شرمندگی را در چهره هیچ کارگزاری پس از آنکه ایران در حوزههای مسئولیت محول شده به آنها، جایگاه برتر در خاورمیانه را نیز به دست نیاورد، نمیبینیم؟!
پاسخ روشن است، چون بسیاری از مسئولان تلاش عمیق و نفسگیر برای دستیابی به مسئولیتی که به آنها سپرده شده، نداشته اند؛ بنابراین، پس از عدم موفقیت، حس نمیکنند تلاشهایشان به عدم دستیابی از موفقیت به نتیجه مطلوب منتهی نشده، چون اساساً تلاش جدی نداشته اند! همچنین اگر کارگزاری در دستیابی به اهداف شکست خورد، از تیم ملی سیاست، اقتصاد، فرهنگ و... ایران خط نمیخورد، بلکه به سایر رشتهها منتقل میشود و به وی یک عمر فرصت اشتباه داده و بابت این سیاهه اشتباهات، دستمزدها و پاداشهای کلانی تقدیم میشود!
وقتی آنها اساساً برای قهرمانی نمیجنگند و با شکست نیز در صدر مینشینند و منزلت میبینند، انگیزهای برای کوشش مداوم برای رساندن آن به قلهها ندارند؛ بنابراین جای تعجب ندارد، که خاطرمان نمی آید کدام یک از مسئولان آخرین بار برای وضع کشور ولو به قصد عوامفریبی گریسته باشد. آیا نباید برای کشوری که فرهنگ قهرمانی در آحاد مسئولانش نهادنیه نشده و دستکم گروهی از کارگزاران تأثیرگذارش اساساً روحیه رساندن خود و ایران به قهرمانی را ندارند و خود را وقف رسیدن به این هدف نمیکنند، نگران بود؟
کاش ارادهای جدیتر بود و خط خوردن مسئولین از لیست تیم ملی کارگزاران کشور پس از ناکامیشان و جایگزینی رقبای قدرتمندتر را به جای آنها نظاره میکردیم، تا آنها نیز روحیه جنگندگی پیدا میکردند و برای دستیابی به موفقیت و یا دست کم حفظ موقعیتشان، کوششی که شایسته یک ملت هشتاد میلیونی است، میکردند و پس از عدم توفیق با چشمانی اشکبار میدان را ترک میکردند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
چرا مسولین ما پس از برکناری حتی ضجه میزنند.
ورزشکار به عشق وطنش گریه می کند کسی که میلیاردها دلار را در حساب آن ور آب فرستاده و گرین کارت آمریکا را در جیب دارد و ویلایش هم در کانادا آماده است چرا باید گریه کند؟!!!!
تابناک نظرمن محترمانه تر از خیلیها بود ولی سانسورکردی
در ایران یک مسئول را فقط عزراییل از پست و مقام و صندلی قدرت خلع می کند چرا باید گریه کنند؟ اصلا مردم چه کاره اند؟!!!!!!
چون گیرت ندارن
داستان آن پسر که پدرش پولهای اورا به تنور می انداخت و هیچ اعتنایی نمی کرد چون برایش زحمت نکشده بود را بیاد دارید؟ فقط زمانی ناراحت شد و دست در آتش تنور کرد که پول زحمت های او به تنور افتاد.
چون مسئولان اساسا برای این مسئول نشده اند که مشکلی را حل کنند و اصلا مشکلات کشور و مردم از روز اول دغدغه شون نبوده که الان بهش نرسیده باشند و ناراحت باشند اونها برای جاه طلبی و رانت به این جایگاه رسیده اند که موفق هم بودند پس اساسا شکستی در کار نبوده که گریه کنند.
گریه پیروزمندانه یک ورزشکار بخاطر عشق به وطنش است. سیاستمدار طلبکار از مردم، هیچ وقت گریه که هیچ، عذر خواهی هم از سیاستهای غلط خود نمی کند.
تقريوجدانشان را خيلی وقته دفن کردند. الان وجدان ندارند که وجدان درد بگيرند.
من سالها ژاپن زندگی میکردم اونجا هم وقتی ورزشکاری میباخت بدون استثنا گریه میکردن ولی مربی گریه نمیکرد بلکه به ورزشکار شکست خورده دلداری میداد
اگه مربی هم گریه میکرد کی انوقت باید میومد اینارو اروم میکرد؟
جومونگ
منتظرن همگی دسته جمعی گریه کنن
خواهشا مشخص کنید منظورتون از مسئولین در چه سطحیه
وقتی می گن مسئول یعنی همه شما تعبیر دیگه ای دارید؟
ورزشکاران بعد از شکست حذف می شوند اما مسولین ارتقاء می گیرند
"کاش ارادهای جدیتر بود"
ولی افسوس که نیست
و همچنان مشغول تعارفند.
هر بی لیاقتی رو هم که بعد کلی خرابکاری با فشار افکار عمومی کنار میذارن تو مراسم تودیعش کلی قدردانی میشه ازش و معلوم نیست چند تا سکه تقدیمش میشه و آماده میشه برای پست بعدی.
شکی نیست که چون موقعیتشون رو مفتی بدست آوردند...یک ورزشکار سال ها زحمت میکشه تا قدری ارتقاء پیدا بکنه...ضمن اینکه اغلب قائل به مفهومی همچون "شرمندگی" نیستند...
زیرا اکثر مسعولین بدنبال حیف ومیلند دلیلی ندارد گریه کنند خیلی هم خوشحالند
چون ورزشکار واقعی، برای رسیدن به هدفش تلاش کرده است، زجرها را تحمل کرده و سختی های زیادی به خود دیده است.
اما اکثر مدیران ما بر اساس رابطه و پارتی به شغلشان رسیده اند، زحمت نکشیده و ضرورتی نمی بینند که بخواهند ناراحت شوند!
ما در ایران مسئول نداریم مقام داریم ! مسئول بابت اختیاراتی که دارد و بابت تصمیماتی که می گیرد باید به مردم پاسخگو باشد کدام مسئول در ایران چنین است؟ خیلی راحت بگویم هیچکدام.
خدا اون روز رو نیاره که مسئولان ما در مقابل رعیت گریه کنند.رعیت بمیره اما گریه مسئول رو نبینه
وقتی چنین ملت نجیبی دارند که دلار و سه برابر کنند و حقوقها رو ۶ درصد اضافه کنند خم به ابروشون نمیارند چرا گریه کنند ،!؟؟؟
مسئولیت ناکام علاوه بر اینکه مکدر و ناراحت نیستند پوزخند هم میزنند و طلبکار میشوند تا مردم جرات انتقاد به آنها پیدا نکنند.
قیاس درستی نیست. هر چند مسئولین باید بعد از عدم موفقیت از غصه دق کنن!
من اعتقادم اینه که بهتره درست کار کنن
گریه کردن وجه خوبی برای مدیر نداره
گریه کنن که چی بشه؟!
چرا ما مردم ایران عادت به ظاهرپرستی و ظاهردوستی داریم؟!
مدیران رو تحت فشار بگذارید که برنامه هاشون رو شفاف بهمراه بودجه های جز به جز اعلام کنن
جواب خیلی واضحه . چون ورزشکاران برای کسب مقام سال ها تمرین و مبارزه میکنند ولی مسِولین بدون هیج گونه تلاشی و صرفا با رابطه و پارتی و بازی و باند بازی پست می گیرند
چون اگر یه چوب خشکم جای اونا بزاری کار همونارو انجام میدن
چون اینجوری مسئولین باید تا اخر عمرشون مدام در حال گریه باشند
متاسفانه تمام مسولیتها در کشور ما انتصابی است چون مسولیتها با زد وبند و وابستگی جناحی تقسیم میگردد و مسولیت اصلا سوال و پاسخگویی در آن نیست لذا شایسته سالاری معنی ندارد و ملی گرایی مذموم شناخته شده است
چون خیلی از مسوولان اونقدر پیر شده اند و اگر بر اساس سن بازنشستگی حساب کنیم حداقل ۲۰ سال ،پیر تر از سن بازنشستگی هستند
رزمندگان جبهه ها در زمان پذیرش قطع نامه 598 چنان اشکی می ریختند انگار پدر از دست داده اندمی گفتند شاید ما نتوانستیم به وظیفه خود درست عمل کرده باشیم
اینها مدیرنیستند و مسئولیتی ندارد. شد، شد؛ نشد، هم که نشد
چون برای موفقیت تلاشی نمی کنند و همچنین شایسته اون مقامی که اشعال کردند نیستند
در ثانی مسئولین و حتی مردم ما خودشون رو بهترین تو جهان میدونن! مثلا من خودم بارها میشنوم که میگن : اره مشکلات تو همه کشورها هست . ما وضعمون به مراتب از اونها بهتره
ابشون جیره بندی شده - بنزین تو ایران خیلی ارزونه - رفته بودم سوییس اونجا کلی گدا دیدم . حیف ایرانمون نیس که ادم ول کنه بره اونجا !
وقتی تصور ما از دنیا این باشه پس حالا حالاها در توهم به سر میبریم و تلاش نمیکنیم . چون دیگران رو بد میدونیم و خودمون رو از اونا برتر!
این موضوع خودش یکی از علل وضعیت اشوب زده ایرانه!
شاید هم کشورهای دیگه واقعا وضعشون خراب باشه و ما نمیدونیم!
مسئولین چطور صاحب مقامشان شده اند?اجازه بدن همین روشن شه خیلی چیزا مشخص میشه.حتی قانون موجود در این مورد ناعادلانه هست چ برسه ب این ک نظارت هم کمه.بشدت متاسفم ک آزمون های ورودی ک باید بر اساس علم و سواد شایستگی افراد رو بسنجن بر اساس بی ربط ترین معیارها افراد رو اولویت قرار میدن.استعداد های بی شماری بخاطر این تباه شدن.آیا کسی جوابگو هس?
چون تمامی تصمیماتشون اشتباه است با این استدلال اینها باید همیشه در حال گریه باید باشند
فکر کنک اقای توکلی از مسئولینی بود که دست به گریه اش بد نبود اما گریه مسئله ای رو حل نمی کنه. بهتره بپرسید چرا مسئولین خلاف کار و ناتوان مواخذه و دادگاهی و مجازات نمی شوند؟
چون ورزشکاران مسئولیت دارند . وقتی شکست میخورن یعنی واقعا شکست خوردن ولی برای مسئولین شکست معنا نداره و درامدشون تامینه! خیالشون از همه بابت راحته ولی ورزشکاران در میدان واقعی بدون هیچ پارتی بازی باید تلاش کنن !
وقتی خود رسانه حق و ناحق در بسیاری از اخبار اعلام میکنه حق ورزشکار ما خورده میشه...بفرض این هم که واقعا حق ورزشکاری خورده شده باشه...این یه تبعات بد(روحی روانی) برای ورزشکار ایرانی بوجود میاره و مسابقات بین المللی به محض اینکه ناداوری بشه ورزشکار ما میزنه زیرگریه که بنظر من کار ناپسندیه...نظر داور همیشه(چه درست چه غلط و چه خوب و چه بد) باید توسط هم ورزشکار ما هم داورامون محترم شمرده بشه..هدف اصلی ورزشهای اینجوری از قدیم و ندیم دوستی بین ملتها و صلح و رقابت سالم و جوانمردانه بوده..گریه در حقیقت یعنی دهنکجی بنظر داور..یک ورزشکار البته باید حقوق و امتیازاتی هم داشته باشه(قبل از برنده شدنش در اینگونه تورنمنت ها) تا شاید بعضی هاشون اینگونه موارد نگرانی و یا بهانه ای هم برای گریه کردن بهشون دست نده..اینگونه جوایز منوط به برنده شدن فقط مختص کشورما وچند کشور دیگه هست...اصلا هم متمدنانه و زیبنده ما نیست
چرا مقایسه ناجور ترویج می کنید یک فرمانده جنگ هیچ وقت در مقابل چشمان دشمن گریه نمی کند که اگر چنین کند بی کفایتی خود را ثابت کرده است میدان سیاست با میدان ورزشی تفاوت زیاد دارد یکی مظهر نیروی ماهیچه وزیرگی است دیگر مظهر فکر و اندیشه است تو را بخدا پخش کن تابناک جان
پس به نظر شما به فرماندهان اقتصادی کشور که
جنگ را باختند باید بگوییم خسته نباشی دلاور ،خدا قوت قهرمان ؟ایشان هم به آنچه باختند افتخار کنند.؟تا دشمن را شاد نکنیم نه ؟
مطمئنا دشمن طرز فکر شما را دوست خواهد داشت و با وجود چنین طرز فکرهایی هزینه های دشمن به مراتب کم خواهد شد.
حالا سیاست چه ربطی به جنگ دارد
خودت هم فهمیدی چی نوشتی
چون صندلی های قدرت و حکومتداری در ایران جناحی و به نوعی پایدار و از دست نرفتنی هستند.
امیر کبیر هم برای جهل مردم درابله کوبی نکردن فرزندانشان ومرگ انها گریست
مقاله زیبایی بود. و یک نکته کلیدی بسیار ظریف داشت.
در واقع این یکی از تفاوت های کشور ما و کشور های پیشرفته است.
باید ملت را روی این حقایق کلیدی حساس کرد تا با اعتماد به نفس ان را از قوه حاکمه مطالبه کند.
البته مسولین بی مسئولیت و تنبل حتما با کلام و عمل مخالفت خواهند کرد. ملت باید بایستد.
شما وقتی گریه می کنی که زحمت کشیده باشی
وقتی با زیراب زنی به مقامی رسیده باشی برایت هیچی مهم نیست
فکرت دنیا غلط ، اندیشه عقبی غلط / کار ما بیچارگان اینجا غلط ، آنجا غلط .
ما کتاب جنگ هفتاد و دو ملت خوانده ایم / خط غلط ، معنا غلط ، املاء غلط ، انشاء غلط .
خیلی این شعرو تکرار می کنی. به هر مناسبتی. یه شعر جدید یاد بگیر
چون ورزشکار بعد از شکست چند پله به پایین سقوط میکنند.
ولی مسعولین بعد از ناکامی به درجات بالاتری ارتقا پیدا میکنند.
مسئواین چرا باید گریه کنند؟!!!! بابد اب بشوند بروند زیر زمین
بابد با دیدن این قهرمانان بمیرند. باور کنید بمیرند خیلی بهتره
چون بر خلاف ورزشکاران بعلت داشتن تخصص و پشتکار به سمت و مدیریت نمیرسن! با زد وبند و پارتی بازی به میز ریاست میرسن و به همین دلیل فکر میکنند ارث پدری گیرشون اومده!
چون ورزشکار زحمت کش و با غیرت است و خود را متعلق به ایران میداند .
مسئول انتصابی فامیل بوده و ایران را از اموال شخصی و متعلق به خود و خانواده اش میداند .
ذات ورزش پاک است و ذات سیاست کثیف
چون اینها با شایستگی انتخاب می شوند و مسئولین با رانت و پارتی
خب تکلیف معلومه
مسئولین ما اگر گریه کنند . گریه بخاطر کوتاه شدن دست هاشون از بیت المال
چون این ورزشکارا میدونن نماینده یک کشورند و برای سربلندی مردم کشورشون باید تمام تلاش خودشونو انجام بدن ولی مسئولین فکر میکنن من همیشه کارم درسته اگه نشدم یا ضرری هم دادیم از اینجا میرم یه قسمت دیگه مهم نیست مردم و کشور لیاقت مارو نداشتن
مشکلات تقصیر دشمنه و خوبی ها بخاطر وجود مسئولین هست
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.